|
|
|
رابعاً، اگر قسمتی از مبیع و یا ثمن تسلیم شود، نسبت به مبیع و یا ثمن باقی مانده حق حبس محفوظ خواهد ماند. چرا که ممکن است عدم اطمینان از همان تسلیم قسمتی از مبیع یا ثمن پیدا شود، چرا که احتمال دارد، تسلیم کننده قسمتی از مبیع یا ثمن را تحویل دهد، ولی طرف دیگر از تسلیم آن مقدار مبیع یا ثمن خودداری نماید. در این حالت عقلایی است که تسلیم کننده قسمتی از مبیع یا ثمن، مابقی آن را تا احراز حسن نیت طرف مقابل خودداری نماید. خامساً، روش تسلیم در صورت استفاده از حق حبس چنین است که طرفین شخص قابل اطمینانی را پیدا کرده و مبیع و ثمن تحویل وی شده، و سپس شخص امین اقدام به تحویل مبیع و ثمن به هریک از خریدار و فروشنده می کند. البته دفتر دادگاه نیز میتواند این عمل را انجام دهد. حق حبس فقط در عقود معوض وجود دارد. یکی از علمای علم حقوق در این خصوص، چنین اشعار میدارند «حق حبس مقتضای ماهیت عقود معوض است».[۵۱] البته خاطر نشان میسازد که حق حبس خلاف قاعده بوده و به غیر از مواردی که قانون به آنها تصریح کرده باشد، نخواهیم توانست در دیگر عقود این موضوع را تسری دهیم. ح- تلف مبیع قبل از تسلیم مطابق مفهوم ماده ۳۸۷ ق.م اگر تقصیری از طرف بایع در خصوص تلف مبیع قبل از قبض مشتری صورت نگرفته باشد، بیع منفسخ شده و بایع باید ثمن را به مشتری برگرداند و استثنائی است که بایع برای تسلیم مبیع به حاکم یا قائم مقام وی رجوع نماید، که در این صورت اگر مبیع تلف شود، بایع مسئولیتی نخواهد داشت، و تلف از آن مشتری خواهد بود. تلف شدن مبیع ممکن است قبل از قبض مشتری باشد یا بعد از قبض. اگر مبیع قبل از قبض در ید بایع تلف شود، مانند گوسفند فروخته شده که قبل از تسلیم در ید بایع بمیرد، در این صورت تلف از آن بایع خواهد بود.
 از مفاد ماده ۳۸۷ ق.م شرایطی برای این قاعده استنباط میشود. از جمله این شرایط است: اول- مبیع باید عین معین بوده یا در حکم عین معین باشد. دوم- تلف مبیع باید بعد از انعقاد عقد و قبل از تسلیم مبیع باشد. سوم- هیچ گونه تعدی و تفریط بایع در موضوع، کشف نشده باشد. و اگر تعدی و تفریط بایع ثابت شود، بایع در هر صورت ضامن تلف مبیع بوده که از مصادیق اتلاف تلقی میشود. چهارم- اگر عقد بیع مؤجل باشد، باز این قاعده کارایی داشته و بیع منفسخ میشود پنجم- در صورت حال بودن بیع، خریدار مبیع را مطالبه نماید و بایع ازتسلیم آن خودداری نموده باشد و به هر طریق مبیع تلف شده باشد. (حتی بدون تعدی و تفریط) بایع در این صورت در حکم غاصب بوده و ضامن تلف مبیع میباشد. و بایستی علاوه بر بدل مبیع کلیه خسارات وارده را نیز عهدهدار باشد. در خصوص تلف مبیع قبل از قبل سه حالت متصور است: اول اینکه مبیع در دست فروشنده، تلف شود که در این حالت بعضی از فقها اعتقاد بر تخییر مشتری بر قبول بیع یا فسخ آن و رجوع به مثل یا قیمت آن دارند. ولی در این صورت تلف کاشف از انفساخ عقد بوده و فقط مشتری حق گرفتن ثمن تحویلی به بایع را خواهد داشت. دوم اینکه مبیع را شخص ثالثی تلف کرده باشد در این حالت نیز بعضی از فقها معتقد بر تخییر مشتری بر فسخ و یا قبول عقد، مانند صورت قبلی هستند. ولی حکم این حالت بر انفساخ عقد و رجوع مشتری به بایع برای استرداد ثمن میباشد. حالت سوم اینکه، مبیع در ید بایع توسط مشتری تلف گردد، که در این صورت مبیع را مشتری تلف کرده و نمیتواند به بایع رجوع نماید. ط- تلف مبیع بعد از قبض حالات متصوره در صورتیکه مبیع بعد از قبض تلف میشود: اول- در صورت تلف مبیع پس از قبض در ید مشتری:اگر مبیع پس از قبض در ید مشتری تلف شود و تعدی و تفریطی در کار نبوده و خیار فسخی برای هیچ یک از طرفین متعاملین در نظر گرفته نشده باشد؛ تلف از آن مشتری خواهد بود. ولی اگر در فرض مذکور برای خریدار حق فسخی باشد، و مبیع قبل از اتمام مدت فسخ در ید خریدار تلف شود، در این فرض تلف از مال بایع خواهد بود. و دلیل آن هم قاعده کل مبیع تلف فی زمنالخیار فهو ممن لاخیار له است؛ «باقبض کردن، ضمان مال به مشتری منتقل میشود به شرطی که مشتری خیار مختص به خود یا مشترک میان خود و شخص ثالث را نداشته باشد»[۵۲]بدین معنی که اگر مبیعی در زمان خیار تلف شود، تلف از آن کسی است که خیار ندارد. و کسی که خیار دارد، حق رجوع به طرف مقابل را خواهد داشت. و اگر چنانچه شخص ثالثی هم در عقد خیار داشته باشد، حکم فوق جاری خواهد بود. و اگر طرفین عقد هر دو خیار داشته باشند و مبیع بعد از قبض بدون هیچ گونه علتی تلف شود، تلف از مال بایع خواهد بود. و اگر فقط بایع خیار داشته باشد؛ تلف از مال مشتری خواهد بود. دوم- اتلاف مبیع بعد از قبض توسط مشتری: اگر مشتری بعد از قبض، مبیع را تلف نماید (تعدی و تفریط صورت گرفته باشد) تلف، از مال مشتری خواهد بود. هرچند هر دو طرف یا حتی شخص ثالثی هم خیار داشته باشند. ولی اگر فقط مشتری خیار داشته باشد، میتواند از حق خود استفاده کرده و مثل یا قیمت آن را مسترد دارد. سوم- تلف مبیع توسط شخص ثالث: اگر چنانچه شخص ثالثی مبیع را تلف نماید، و مشتری خیار فسخ داشته باشد. و از خیار خود استفاده نماید، حق گرفتن ثمن از بایع را خواهد داشت. و اگر این کار را انجام داد، بایع میتواند به شخص تلف کننده رجوع نماید. و اگر مشتری از حق خیار خود استفاده نکند، در این صورت، خود مشتری باید به تلف کننده رجوع نماید. و میتواند مثل یا قیمت مبیع را بگیرد. و چنانچه بایع خیار داشته باشد، و از آن استفاده کند باید ثمن را به مشتری داده و خود به تلف کننده رجوع نماید. و اگر بایع از خیار فسخ خود استفاده ننماید، مشتری میتواند به تلف کننده به مثل یا قیمت مبیع، رجوع کند. البته ماده ۴۵۳ ق.م موارد فوق الذکر را در خصوص سه نوع خیار مجلس، حیوان و شرط بیان کرده و چنین اشعار میدارد که اگر مبیع بعد از تسلیم، و در موعد خیار بایع یا متعاملین، تلف یا ناقص شود، مشتری ضامن خواهد بود. و اگر چنانچه مشتری خیار داشته باشد، تلف یا نقض را بایع عهدهدار خواهد بود. توضیحات فوق مسئولیت بایع بعد از تسلیم مبیع را نشان میدهد، که کماکان تا انقضاء مدت خیار ادامه خواهد داشت. گفتار دوم: تأدیه ثمن در بیع نقد که بیع مرابحه هم از آن جمله است، مشتری باید ثمن را که بایع مالک و ذیحق آن شده است، به اقتضای عقد، بعد از انعقاد به بایع تسلیم نماید. همان طور که تسلیم مبیع به عهده بایع میباشد، تأدیه ثمن نیز به عهده مشتری خواهد بود. چرا که عقد بیع عقدی تملیکی و معوض میباشد. عوضین در عقد بیع، مبیع و ثمن میباشند که باید بین بایع و مشتری مبادله گردیده و به تملیک ذیحقین درآیند. قانون مدنی ایران متأسفانه برای ثمن تعریف خاصی نداده و خصوصیات و شرایط جداگانهای برای ثمن تعریف نکرده است. فقط در بعضی از مواد در شرایط خاص؛ از آن اسم برده و شرایط را توضیح داده است. از جمله این مواد، ۳۷۳، ۳۷۶، ۳۷۷ و ۳۸۱ ق.م می باشند که با توضیح شرایط مبیع در عقد بیع آن را منصرف در ثمن نیز ذکر کرده است. بسیاری از اوصاف مبیع بر ثمن نیز صدق می کند. از جمله آنها، مالیت داشتن، معین بودن، منفعت عقلایی داشتن، و … فقط تنها موردی که در اوصاف ثمن و مبیع اختلاف است، مورد امکان منفعت بودن ثمن است. که مبیع نمیتواند منفعت باشد. در تسلیم ثمن میتوان از مواد ۳۶۷ تا ۳۸۹ ق.م که مربوط به مبیع میباشند، استفاده نمود. مثلاً در ماده ۳۶۷ ق.م که از تسلیم مبیع سخن رانده، و آن را دادن مبیع به تصرف مشتری به طوری که او بتواند تمامی تصرفات و انتفاعات متصوره را در مبیع نموده باشد. و قبض زمانی اتفاق میافتد که مشتری بر مبیع استیلا داشته باشد. و ماده ۳۶۹ ق.م نحوه تسلیم را که باید عرف آن را تسلیم بشناسد، سخن میگوید. در نهایت ق.م در ماده ۳۹۴ چنین بیان می کند که مشتری بایستی ثمن را در وقت تعیین شده و در محلی که بر آن توافق شده است، مطابق شرایط مندرج در عقد بیع تأدیه نماید. البته در ذیل بعضی از شرایط ثمن را به صورت جداگانه مورد بحث قرار میدهیم. الف- ضمان درک ثمن: همچنان که در ضمان درک مبیع گذشت، ضمان در معنای مسئولیت، و به عهده گرفتن، و پذیرفتن مسئولیت به کار رفته است. و ضمان درک ثمن، بدین معنی است که هر موقع ثمن مستحق للغیر درآید، خریدار بایستی در مقابل فروشنده مسئول باشد و نسبت به استرداد آن اقدام نماید، البته ضمان درک ثمن وقتی متصور میشود که ثمن عین معین و یا در حکم آن باشد. و وقتی که ثمن کلی در ذمه باشد، ضمان درک ثمن در این صورت معنی نخواهد داشت. چرا که مشتری باید چیزی را که به عهده گرفته است، مطابق تعهد خود به بایع تسلیم نماید. ب- رفع تعرض نسبت به ثمن خریدار باید ثمن را طوری تحویل بایع دهد که بایع بتواند در آن هرگونه تصرفی را بنماید؛ و وظیفه رفع مزاحمت و ممانعت را دارد. بنابراین اگر شخص نسبت به ثمن مدعی حقی باشد، خریدار موظف است از ثمن رفع تعرض نموده و شرایط استفاده بایع از ثمن را فراهم نماید. البته مورد اخیر در عقد مرابحه، سالبه به انتفاع موضوع است. چرا که در بیع مرابحه لزوماً ثمن باید وجه نقد باشد. ج- لزوم تعیین ثمن همان طوری که فوقاً اشاره گردید، عقد بیع عقدی است معوض، فلذا ثمن یکی از عوضین میباشد، و ضروریست که در عقد بیع ذکر و اعلام شود. در واقع مبیع و ثمن اقتضای ذات عقد بیع میباشند، و قاعده انتقال مالکیت در عقد بیع نیز از معاوضی بودن، و داشتن دو کفه مبیع و ثمن ناشی میشود. و انتقال مالکیت در عقد بیع هدف اصلی و نهایی میباشد، و اگر یک کفه این ترازو وجود نداشته باشد، و ثمن در عقد بیع ذکر نشود، قطع به یقین این تأسیس حقوقی بیع نخواهد بود؛ و آن هبه بلاعوض میباشد. وقتی که از کفه ترازو در عقد بیع مثال زده میشود منظور این نیست که حتماً در عقد بیع ثمن با مبیع از نظر ارزش باید برابری نماید، بلکه کفه ترازویی که سبکتر میباشد رضایت آن طرف آمده و سبکی آن را جبران خواهد نمود. یعنی این که با توافق و تراضی طرفین ممکن است ثمن در مقابل مبیع ارزش یکسانی نداشته باشد. البته این نابرابری نباید به اندازهای باشد که برای یکی از طرفین تضرر ایجاد نماید، یا ثمن عقد آنقدر بیارزش باشد که ذهن را به طرف عقد هبه سوق دهد. پر واضح است که در صورت تضرر یکی از طرفین، وقتی که تعادل متعارف مبیع و ثمن برقرار نشود، برای کسی که متضرر شده است، و تضرر وی از نظر عرفی قابل اغماض نباشد، خیار غبن حاصل میشود. و به متضرر این امکان را میدهد که اگر مایل باشد، بتواند عقد بیع را برهم زده و آن را فسخ نماید. د- زمان و محل تأدیه ثمن ماده ۳۹۲ ق.م حکم قضیه را معین کرده است، و اشعار میدارد که ثمن مبیع باید در موعد و محل معین، که در عقد بیع مقرر شده است؛ تأدیه گردد. با توجه به مفاد ماده مذکور، و از وحدت ملاک در خصوص شرایط مبیع، ثمن را هم میتوان در موعد و محل وقوع عقد به فروشنده تأدیه کرد. و همینطور است که اگر برای تأدیه ثمن موعدی تعیین نشود، ثمن حال تلقی خواهد شد، که بلافاصله بعد از انعقاد عقد بیع بایستی به بایع پرداخت شود. و اگر طرفین عقد موعد یا محلی را تعیین کرده باشند، باید عقد تحت همان شرایط اجرا شود. و اگر طرفین چنین شرطی را در عقد ننموده باشند، عقد مطابق عرف محل اجرا میشود، یعنی این که در موعد و محلی که عرف مشخص میکند، عمل میشود. همان گونه که فوقاً اشاره گردید موعد تحویل ثمن میتواند مؤجل باشد. یعنی مبیع تحویل مشتری شده و برای تحویل ثمن مدت زمان تعیین مینمایند، یا ثمن در مقاطع زمانی مشخص پرداخت میگردد. و در این صورت اگر مشتری ثمن را در موعد مقرر پرداخت ننماید، برای بایع حق ایجاد میگردد که معامله را فسخ نماید؛ یا برای اجبار مشتری به حاکم، رجوع نماید. که این خیار را ماده ۳۹۵ ق.م خیار تأخیر ثمن عنوان کرده است. در خصوص تأخیر تأدیه ثمن اگر طرفین موعدی را برای تأدیه ثمن معین نکرده باشند؛ و بعد از سه روز از تاریخ عقد، مشتری ثمن را تأدیه نکرده باشد، بایع حق فسخ قرارداد را خواهد داشت. حتی اگر بایع مبیع را تحویل نداده باشد. حکم مذکور در ماده ۴۰۲ ق.م بیان شده است. از ماده مذکور شرایط زیر استنباط میشود: اولاً، مبیع باید عین یا در حکم آن باشد. ثانیاً، تسلیم مبیع و تأدیه ثمن مؤجل نباشند. یعنی استثناء مذکور در ماده ۴۰۲ ق.م صرفاً برای بیع حال تعریف شده است. ثالثاً، مبیع و ثمن کلاً یا جزئاً بین طرفین مبادله نشده باشد. یعنی بایع هیچ جزئی از مبیع را تحویل مشتری نداده و مشتری نیز هیچ جزئی از ثمن را تأدیه نکرده باشد. رابعاً، قید زمان سه روزه برای تسلیم مبیع، و تأدیه ثمن لحاظ گردیده است، یعنی زودتر از این مؤعد، بایع حق استفاده از این خیار را نخواهد داشت. در خصوص استفاده بایع از این مدت زمان، میتوان گفت که آن حق بایع است. و میتواند در ضمن عقد آن را از خود ساقط نماید، یا به صورت ضمنی بعد از حصول شرایط، از آن عدول نماید. در این صورت، دیگر حق استفاده از آن حق را نخواهد داشت. چرا که ماده ۴۰۳ ق.م چنین بیان می دارد که اگر فروشنده به هر طریقی مطالبه ثمن را بنماید، و قرائن، و شواهد، نشان از الزام او به اجرای عقد بیع باشد، خیار از او ساقط خواهد شد. و اگر بعد از موعد سه روزه، بایع از حق خود استفاده نکرده باشد؛ و بعد از سه روز مشتری تأدیه ثمن نماید، برخی اعتقاد بر استقرار حق خیار بایع را بر موضوع دارند، و برخی دیگر، بر سقوط خیار بایع معتقدند. استنباط استاد ارجمند دکتر کاتوزیان در این خصوص بدین شرح است: «در موردی که خریدار ثمن را به او عرضه میکند، وضعی که مبنای خیار است، پایان میپذیرد. پس، چرا باید به یکی از دو طرف عقد اجازه داد که بیهوده پیمانی را که بستهاند، از هم بگسلند».[۵۳] چنین به نظر میرسد که اگر بایع بخواهد در چنین شرایطی اصرار به استفاده از حق خیار خود بنماید، مصادیق سوء استفاده از حق برای بایع متبادر به ذهن خواهد شد. چرا که هدف از ایجاد شرایط برای خیار تأخیر تأدیه ثمن، اجازه دادن به بایع برای اجرای عقد و استفاده از این حربه بدین منظور میباشد؛ و با زایل شدن یکی از آن شرایط دیگر لزومی بر، برهم خوردن قرارداد، متصور نمیشود. در انتهای این بحث، خاطر نشان میسازد که هزینههای تأدیه ثمن طبق ماده ۳۸۱ ق.م به عهدهی مشتری میباشد، مگر اینکه طرفین برخلاف آن تراضی نموده، و یا عرف محل ترتیب دیگری را معین کرده باشد. گفتار سوم: ظهور عدم صداقت در اعلام قیمت مبیع در مرابحه همان طوری که در شرایط مرابحه گذشت، بایع بایستی قیمت کالای خریدرای شده و همین طور تمامی هزینههای متعلقه اعم از هزینههای حمل و نقل، نگهداری، بیمهای و گمرکی را مشخص نموده و به اطلاع مشتری برساند. در این خصوص سه موضوع قابل تأمل میباشد. اولاً، سایر هزینههای تجاری، پرسنلی و سربار از شمول هزینههای قابل قبول خارج میباشند. ثانیاً، هزینهها باید مشخص و مستند باشد. بنابراین اگر محاسبه دقیق ریزهزینههای تملک کالا ممکن نباشد، کلاً موضوع عقد بیع مرابحه منتفی خواهد شد. ثالثاً، قیمت کالا و هزینههای فوق الذکر قابل قبول بایستی به اطلاع مشتری رسیده باشد. حال اگر مشخص شود که بایع در اعلام قیمت مبیع و یا هزینههای مصروفه صداقت نداشته است، مشتری در بین رد و قبول عقد به همان مبلغ مختار خواهد بود. مبحث سوم: ضمن درک مبیع ماده ۳۶۲ ق.م بایع را ضامن مبیع و مشتری را ضامن ثمن میشناسد. و ماده ۳۹۰ ق.م در این خصوص بیان می کند که اگر بایع ثمن را قبض نماید ولی مبیع به طور کلی یا قسمتی از آن، مال ثالث درآید، بایع ضامن خواهد بود، هرچند در ضمن عقد تصریح به چنین ضمانی نشده باشد. در تعریف ضمان درک، آقای دکتر شهیدی چنین بیان میدارند: «ضمان درک عبارتست از مسئولیت هریک از بایع و مشتری، نسبت به مستحق للغیر در آمدن مبیع و ثمن».[۵۴] و همین طور آقای دکتر امامی چنین تعریف نمودهاند: «به مسئولیتی که برای بایع در مورد مستحق للغیر درآمدن مبیع حاصل میشود، گفته شده است».[۵۵] آقای دکتر کاتوزیان هم در تعریف ضمان درک میفرمایند: «مقصود از درک مبیع این است که مورد معامله متعلق به شخص دیگری غیر از فروشنده درآید».[۵۶] ایشان کلمه ضمان را به معنی ضمان معاوضی میدانند. که اگر مبیع از آن دیگری باشد، فروشنده ضامن خواهد بود، که وجهی را که از بابت مبیع دریافت کرده، به مشتری عودت دهد. گفتار اول: فساد یا بطلان عقد در صورت فساد یا بطلان، دو حالت ممکن است، متصور باشد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[شنبه 1400-08-15] [ 10:47:00 ب.ظ ]
|
|
۵۲/۰ ۷۷/۰ ۷۵/۰ ۶۶/۰ ۸۳/۰ ۷۰/۰ ۷۸/۰ ۹۰/۰ ۷۴/۰ ۸۰/۰ شکل شماره (۴-۲): پیش بینی مهارتهای فکری و عملی دانشجویان زن مهندسی بر اساس میزان مهارت اعضای هیأت علمی در مراحل هفتگانه چرخه یادگیری ۴-۲-۲-۶- سؤال ششم: آیا مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری، پیش بینی کننده معناداری برای تعیین مهارتهای فکری و عملی دانشجویان رشتههای مختلف مهندسی دانشگاه شیراز میباشد؟
 با توجه به شکل شماره (۴-۳)، مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری، پیش بینی کننده مثبت و معنادار (۰۱/۰>P، ۲۷/۰= β) مهارتهای فکری و عملی دانشجویان رشته مهندسی مکانیک میباشد. در متغیر مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری، مرحله بسط یادگیری دارای بالاترین بار عاملی (۷۷/۰) و مرحله توسعه یادگیری دارای پایینترین بار عاملی (۳۰/۰) میباشد. همچنین در متغیر مهارتهای فکری و عملی، مهارت تجزیه و تحلیل دارای بالاترین بار عاملی (۸۶/۰) و مهارت سواد کمی دارای پایینترین بار عاملی (۴۵/۰) میباشد. با توجه به شکل شماره (۴-۴)، مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری، پیش بینی کننده مثبت و معنادار (۰۱/۰>P، ۲۲/۰= β) مهارتهای فکری و عملی دانشجویان رشته مهندسی شیمی میباشد. در متغیر مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری، مرحله بسط یادگیری دارای بالاترین بار عاملی (۸۵/۰) و مرحله استنباط دارای پایینترین بار عاملی (۴۰/۰) میباشد. همچنین در متغیر مهارتهای فکری و عملی، مهارت سواد کمی دارای بالاترین بار عاملی (۸۴/۰) و مهارت کار تیمی دارای پایینترین بار عاملی (۴۷/۰) میباشد. با توجه به شکل شماره (۴-۵)، مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری، پیش بینی کننده مثبت و معنادار (۰۱/۰> P، ۷۳/۰= β) مهارتهای فکری و عملی دانشجویان رشته مهندسی مواد میباشد. در متغیر مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری، مرحله بسط یادگیری دارای بالاترین بار عاملی (۸۷/۰) و مرحله استنباط دارای پایینترین بار عاملی (۴۴/۰) میباشد. همچنین در متغیر مهارتهای فکری و عملی، مهارت تفکر خلاق دارای بالاترین بار عاملی (۸۹/۰) و مهارت تحقیق دارای پایینترین بار عاملی (۶۱/۰) میباشد. با توجه به شکل شماره (۴-۶)، مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری، پیش بینی کننده مثبت و معنادار (۰۱/۰> P، ۲۳/۰= β) مهارتهای فکری و عملی دانشجویان رشته مهندسی نفت میباشد. در متغیر مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری، مرحله توسعه یادگیری دارای بالاترین بار عاملی (۸۱/۰) و مرحله استنباط دارای پایینترین بار عاملی (۴۰/۰) میباشد. مرحله مشارکت نیز از بار عاملی پایینتر از ۳۰/۰ (۲۳/۰) برخوردار میباشد، بنابراین فاقد کفایت لازم برای اندازه گیری مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری میباشد. همچنین در متغیر مهارتهای فکری و عملی، مهارت تفکر انتقادی دارای بالاترین بار عاملی (۸۸/۰) و مهارت تجزیه و تحلیل دارای پایینترین بار عاملی (۷۱/۰) میباشد. با توجه به شکل شماره (۴-۷)، مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری، پیش بینی کننده مثبت و معنادار (۰۱/۰> P، ۳۴/۰= β) مهارتهای فکری و عملی دانشجویان رشته مهندسی کامپیوتر میباشد. در متغیر مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری، مرحله استنباط دارای بالاترین بار عاملی (۸۸/۰) و مرحله اکتشاف دارای پایینترین بار عاملی (۴۶/۰) میباشد. مرحله توضیح نیز از بار عاملی پایینتر از ۳۰/۰ (۱۶/۰) برخوردار میباشد، بنابراین فاقد کفایت لازم برای اندازه گیری مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری میباشد. همچنین در متغیر مهارتهای فکری و عملی، مهارت تحقیق دارای بالاترین بار عاملی (۸۲/۰) و مهارت سواد اطلاعاتی دارای پایینترین بار عاملی (۵۶/۰) میباشد. مهارت کار تیمی نیز از بار عاملی پایینتر از ۳۰/۰ (۲۳/۰) برخوردار میباشد، بنابراین فاقد کفایت لازم برای اندازه گیری مهارتهای فکری و عملی دانشجویان میباشد. با توجه به شکل شماره (۴-۸)، مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری، پیش بینی کننده مثبت و معنادار (۰۱/۰> P، ۹۷/۰= β) مهارتهای فکری و عملی دانشجویان رشته مهندسی برق میباشد. در متغیر مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری، مرحله مشارکت دارای بالاترین بار عاملی (۶۶/۰) و مرحله استنباط دارای پایینترین بار عاملی (۴۵/۰) میباشد. همچنین در متغیر مهارتهای فکری و عملی، مهارت تجزیه و تحلیل دارای بالاترین بار عاملی (۹۶/۰) و مهارت تفکر خلاق دارای پایینترین بار عاملی (۷۶/۰) میباشد با توجه به شکل شماره (۴-۹)، مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری، پیش بینی کننده مثبت و معنادار (۰۱/۰> P، ۵۶/۰= β) مهارتهای فکری و عملی دانشجویان رشته مهندسی عمران میباشد. در متغیر مهارت اعضای هیأت علمی در کاربرد مراحل هفت گانه چرخه یادگیری، مرحله توسعه یادگیری دارای بالاترین بار عاملی (۸۵/۰) و مرحله اکتشاف دارای پایینترین بار عاملی (۳۰/۰) میباشد. همچنین در متغیر مهارتهای فکری و عملی، مهارت تفکر انتقادی دارای بالاترین بار عاملی (۸۲/۰) و مهارت ارتباط مکتوب و شفاهی دارای پایینترین بار عاملی (۴۸/۰) میباشد. مهارت سواد کمی نیز از بار عاملی پایینتر از ۳۰/۰ برخوردار میباشد، بنابراین فاقد کفایت لازم برای اندازه گیری مهارتهای فکری و عملی میباشد. . ۶۶/۰ ۵۸/۰ ۷۶/۰ ۷۷/۰ ۴۰/۰ ۷۰/۰ ۹۱/۰ استنباط مشارکت اکتشاف توضیح بسط یادگیری ارزیابی توسعه یادگیری ۳۵/۰ ۲۶/۰ ۵۸/۰ ۵۴/۰ ۶۲/۰ ۸۰/۰ ۷۱/۰ ۸۶/۰ ۷۰/۰ حل مسأله تحقیق تجزیه و تحلیل تفکر خلاق تفکر انتقادی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اکسیداسیون چربی یک مشکل اصلی در غذاهای دریایی خصوصا در غذاهای با چربی بالا میباشد که منجر به ایجاد بو و طعم نامطلوب می شود) سالام وهمکاران ۲۰۰۷،کوستاکی و همکاران ۲۰۰۹)[۱۵۴]. قزل آلای رنگین کمان به دلیل غنی بودن از اسیدهای چرب تک غیراشباع ۱۱ و اسیدهای چرب چند غیر اشباع ۱۲ نسبت به اکسیداسیون چربی حساسیت بالایی داشته به همین دلیل مدت زمان عمر ماندگاری آن کوتاه می باشد(کوتاکوواسکا،۲۰۰۶)[۱۵۵] در مرحله اول اکسیداسیون، به واسطه اتصال اکسیژن به باند دوگانه اسیدهای چرب غیراشباع پراکسیدها شکل میگیرند. هیدروپراکسید محصول اولیه اکسیداسیون چربیها و اسیدهای چرب چند غیر اشباع [۱۵۶]است. به همین خاطر اکسیداسیون اولیه چربی با بهره گرفتن از اندازه گیری میزان پراکسید ارزیابی میشود(لین و لین،۲۰۰۴)[۱۵۷]. از آنجا که پراکسیدها ترکیبات بدون طعم و بو میباشند، نمیتوانند به وسیله مصرف کنندگان تشخیص داده شوند ولی این ترکیبات سبب به وجود آمدن ترکیبات ثانویه مثل آلدئیدها و کتونها میشوند که سبب تشخیص تند شدن اکسیداسیونی میگردند(ازیورت و همکاران،۲۰۰۹)[۱۵۸]. (جدول۴-۲) مقادیر پراکسید برای تیمارهای مختلف در طی زمان نشان میدهد .مقدار پراکسید در زمان صفر۰/۸۷ meq O2/kg fat گزارش شد. مقادیر پراکسید همه نمونه های کنترل و تیمار شده در زمان نگهداری افزایش یافت. بیشترین میزان پراکسید در زمان ۲۰ نگهداری در نمونه کنترل ۵/۱۱meq O2/kg fat مشاهده شد که تفاوت معنی داری(۰۵/۰P<) در مقایسه با نمونه های بسته بندیهای حاوی عصاره نشان داد که میتواند به دلیل خاصیت آنتی اکسیدانی عصارههای فوق باشد در مطالعه حاضر مقادیر پراکسید با گذشت زمان در تمامی تیمارها افزایش یافت. در خصوص مقایسه تیمارها با توجه به نتایج مشاهده که افزایش در مقادیر پراکسید در تیمار شاهد باسرعت بیشتری اتفاق افتاده به طوری که از روز ۸ با تمام تیمارهای حاوی عصاره از این لحاظ دارای اختلاف معنی داری بود.در مورد سطوح مختلف چای سبز مشاهده شد که از روز ۸ تا انتهای دوره تیمارهای حاوی عصاره با هم اختلاف معنی دار داشتند و تیمار۴۰ درصد به صورت معنا داری کمتر از سطوح دیگر بود (p<0/05) . میزان مجاز مقدار پراکسید در ماهی حداکثر ۵ میلی اکی والان اکسیژن در کیلو گرم بافت ماهی است.( یانار،۲۰۰۷)[۱۵۹] از این لحاظ تیماره شاهد در روز ۲۰ از حد مجاز فراتر رفته است ولی مابقی تیمارها هنوز به این عدد نرسیده اند.( اجاق و همکاران ۲۰۰۸ ) افزایش پراکسید در طی دوره نگهداری در کل تیمارها معنی دار بود که با نتایج گزارش شده توسط پادوکو آگویلار و همکاران۲۰۰۰[۱۶۰]، بر روی ساردین و ازوگول و همکاران(۲۰۰۶)[۱۶۱] در مارماهی توسط اروپایی مطابقت دارد.
 در مقایسه با نتایج دیگر محققین، نتایج مطالعه حاضر با برخی از این مطالعات منطبق و با برخی دیگر انطباقی نداشت در برخی از تحقیقات از جمله رضایی و حسین(۲۰۰۸)[۱۶۲] میزان پراکسید همراه با افزایش زمان کاهش یافته است که به تجزیه هیدروپراکسیدها نسبت داده شده است.در خصوص تاثیر گذاری پلی فنل های چای سبز در ممانعت از تشکیل رادیکالهای آزاد و ایجاد اکسیداسیون باید ذکر کرد که اثبات شده که کاتشین ها هم سوپر اکسیدها و هم رادیکال های هیدروکسیل را مهار میکنند (سودرلند و همکاران ۲۰۰۶)[۱۶۳]. ثابت شده که برگهای چای تنها محصول غذایی هستند که دارای اپی گالو کاتشین گالات میباشند که این ترکیب یک ترکیب فعال است که دارای گروه آزاد OH میباشد و مشخص شده که دارای فعالیت آنتی اکسیدانی بالایی است)گرامزا و همکاران ۲۰۰۶)[۱۶۴]. ۴-۲-۲- مقادیرتیورباربیوتیک اسید مقادیر تیوباربیتوریک اسید درتیمارهای مختلف و در طی روزهای نگهداری در جدول شماره (۴-۳) مشاهده میشود. نتایج در مورد میزان تیوباربیتوریک اسید نشان داد که با گذشت زمان این مقدار در نمونه شاهد طی مدت نگهداری افزایش یافت. به طوری که این افزایش در تیمار شاهد با شدت بیشتری همراه بود و از روز ۴ به بعد میزان این شاخص در تیمار شاهد تا انتهای دوره به صورت معنی داری( p<0/05 ) بیشتر از سایر تیمارها بود.مقایسه تیمارهای سطوح مختلف عصاره چای سبز در فیلم پلی آمید نشان دهنده این مطلب بود که در روز ۰ اختلاف معنی دار نبود ولی در سایر زمان ها اختلاف معنی دار( p<0/05 ) وجود دارد و همچنین تیمار ۴۰ درصد نسبت به تیمارهای دیگر روند افزایش کندتری طی افزایش زمان داشت که این روند در روزهای ۴، ۸، ۱۲، ۱۶ با همه سطوح دیگر اختلاف معنی دار( p<0/05 ) داشت. جدول۴-۳٫ مقادیر تیوباربیتوریک اسید برای تیمارهای مختلف در طول دوره نگهداری برحسب میلی گرم مالون دی آلدئید در کیلوگرم بافت ماهی
| تیمار |
زمان نگهداری(روز) |
| ۰ |
۴ |
۸ |
۱۲ |
۱۶ |
۲۰ |
| کنترل |
a01/0 ۳۳/۰ |
a04/0 ۸۳/۰ |
a02/0 ۰۵/۱ |
a05/0 ۴۱/۱ |
a02/0 ۸۰/۱ |
a01/0 ۳۱/۲ |
| ۵/۲ درصد |
a01/0 ۳۲/۰ |
ab04/0 ۶۳/۰ |
b007 ۸۲/۰ |
b04/0 ۰۱/۱ |
b04/0 ۳۲/۱ |
b02/0 ۷۷/۱ |
| ۵ درصد |
a02/0 ۳۱/۰ |
abc01/0 ۶۱/۰ |
bc0141/0 ۷۲/۰ |
b02/0 ۹۷/۰ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سطوح بلوغ سازمانی در ارتباط با تجارت الکترونیکی در برخورد و بهکارگیری فنآوریهای مرتبط با تجارت الکترونیکی، سازمانها در سطوح مختلفی از بلوغ قرار گرفتهاند بر اساس مدل ارائه شده توسط سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۰ این سطوح عبارتند است از: شکوفایی: در این مرحله، سازمان سایت اینترنتی خود را به صورت کاملا استاتیک در اختیار مخاطبان خود قرار میدهد و به صورت دورهای اطلاعات آن را بهنگام می کند. اطلاعاتی که در این حالت در اختیار کاربران قرار داده میشود میتواند دربرگیرنده مواردی نظیر: شماره تلفنهای تماس، آدرسها و سایر اطلاعات عمومی باشد. در این حالت کاربران سایت به سرویسهای ویژه دسترسی نخواهند داشت. افزایش: در این حالت، پایگاه اینترنتی سازمان از صفحات وب بیشتری تشکیل یافته و مولفههای پویای صفحات نیز بیشتر شده است. در حالت افزایش اطلاعات موجود به صورت قاعدهمندتر بهنگام میشوند و میتوانند دربرگیرنده مواردی نظیر خبرنامهها، بروشورها و نظایر آن باشند. همچنین در این حالت امکان ارتباط با سایر سازمانهای مرتبط از طریق سایت سازمان فراهم میباشد. تعامل: در این حالت از بلوغ سازمان در استفاده از تجارت الکترونیکی، کاربران سایت اینترنتی سازمان از تسهیلاتی نظیر دانلود فرمها، ارائه درخواستها و ارتباط با پست الکترونیکی سازمان برخوردار خواهند بود. تراکنشی: در این حالت، مشتری میتواند، به صورت Online عملیات پرداخت را به انجام رسانده و عملیات مالی مربوط به فعالیتهای خود را به اتمام رساند. در این حالت اقدامات امنیتی برای حفاظت از اطلاعات کاربران میباید به انجام رسد.
 یکپارچهسازی: در این حالت که نهایت بهکارگیری تکنولوژی اطلاعات در تجارت الکترونیکی میباشد، کلیه فعالیتهای الکترونیکی بدون درنظرگرفتن مرزهای سازمانی در قالب یک بسته یکپارچه عرضه میگردد. موانع و محدودیتهای فراروی تجارت الکترونیکی موانع و محدودیتهای مرتبط با تجارت الکترونیکی را میتوان به دو گروه تکنیکی و غیر تکنیکی تقسیم نمود. محدودیتهای تکنیکی میتواند دربرگیرنده مواردی نظیر: ابزارهای ارتباطی، نرمافزارها، یکپارچهسازی تجارت الکترونیکی و اینترنت با پایگاههای اطلاعاتی موجود، عدم سازگاری نرمافزارهای مرتبط با تجارت الکترونیکی با سیستمهای اطلاعاتی موجود و مطمئن و مسایل امنیت اطلاعات میباشد. موانع و مشکلات غیرتکنیکی مرتبط با به کارگیری و توسعه تجارت الکترونیکی میتواند دربرگیرنده مواردی نظیر: هزینههای بالای ایجاد زیرساختهای تجارت الکترونیکی، عدم وجود نگرش، دانش، فرهنگ و تمایل لازم و موضوعات مرتبط با امنیت خصوصی باشد. تفاوت این دو گروه موانع در آن است که گروه اول موانع (تکنیکی) با صرف هزینه تا حدود زیادی قابل برطرفسازی هستند اما در مورد گروه دوم این موضوع صادق نبوده و موضوعات مرتبط با آنها در بسیاری موارد اموری نیستند که با اجرای اقدامات اصلاحی قابل برطرفسازی باشند. در ادامه برخی موانع و محدودیتها بر سر راه اجرا و بهکارگیری تجارت الکترونیکی ارائه شده است[۳]: هزینههای فنی عدم استاندارد بودن بعضی پروتکلها در سراسر جهان قابلیت اطمینان در مورد بعضی فرایندهای نیازمند اعتماد عدم وجود زیرساختهای ارتباطی و اطلاعاتی مناسب عدم ثبات در ابزارهای نرمافزاری عدم امکان یکپارچهسازی اطلاعات دیجیتال و غیر دیجیتال دشواری دسترسی به اینترنت از طریق خطوط تلفن و سایر روشهای اتصال به اینترنت متداول نبودن ابزارهای بهکارگرفته شده از سوی سایتهای تجارت الکترونیکی در بین همه کاربران دشواریهای موجود در زمینه یکپارچهسازی زیرساختهای تجارت الکترونیکی با تسهیلات فنآوری اطلاعات سازمان ترس کاربران نسبت به استفاده غیرمجاز از اطلاعات شخصی آنها فقدان اعتماد و مقاومت در برابر تغییر ترس از عدم امنیت سیستمهای پرداخت الکترونیکی فقدان کارکنان متخصص در زمینههای مرتبط و عدم سازگاری با تغییر و مقاومت در برابر آن فقدان بینش صحیح در مدیران ارشد سازمان مشکلات مرتبط با یکپارچهسازی فرایندهای کسب و کار تغییرات سریع بازار بیمه بیمه در لغت به معنی ایمن داشتن جان و مال از خطرات احتمالی است. در اصطلاح حقوقی بیمه عقدی است که به موجب آن یک طرف تعهد میکند که در ازای پرداخت وجه از طرف دیگر، در صورت وقوع یا بروز حادثه خسارت وارده بر او جبران نموده و وجه معینی را بپردازد[۱۱]. بیمه برای ترمیم عواقب و آثار زیانبار خطر و جبران خسارت وارد به افراد به وجود آمده است. نهاد بیمه در معنا و مفهوم و مکانیسم امروزی خود در برگیرنده تضمین و تعهد جبران پیامدهای مالی خطرهای موضوع بیمه است. بدین معنا که شرکت بیمه با گردآوری اشخاص در معرض خطر و سامانگری تعاون و مشارکت آنان طبق ظابطه های آماری، پشتوانه مالی توانمندی را که بتوانند جبران خسارت احتمالی باشد سر و سامان میدهد[۹]. بیمه الکترونیک صنعت بیمه به خاطر اهمیت وافر آن در رشد اقتصاد و سلامت جامعه، یکی از مهمترین بخشهای فعال در خدمات مالی است. برای مثال، کشورهای مدرن و صنعتی که اقتصادشان بر فنآوری مبتنی بوده، بیش از پیش در معرض خطر (ریسک) بوده، افراد نیازمند پوشش بیمهای بوده و از همه مهمتر به تامین هزینههای پس از بازنشستگی نیازمند میباشند. از این روست که شرکتهای بیمهای نقش بسیار مهمی را به عنوان سرمایهگذار و سهامدار ایفا میکنند[۲]. با توجه به گسترش روزافزون فنآوری اطلاعات و ارتباطات، فشارهای رقابتی و نیز انتظارات در حال تغییر مشتریان بکارگیری فنآوری اطلاعات و ارتباطات را برای کلیه صنایع، سازمانها و کسب و کارها بیش از پیش ضروری کرده است[۹]. تجارت الکترونیک از جمله مهمترین این پدیدههاست که الزاماتی را هم به همراه دارد. عمدهترین این الزامات بانکداری الکترونیک و در کنار آن بیمه الکترونیک است که البته کمتر به آن پرداخت شده است[۷]. با توجه به تمرکز شرکتها بر کسب و کار الکترونیک، بیمه الکترونیک میتواند مزیت رقابتی قابل توجهی برای شرکتها بوجود آورد. بیمه الکترونیکی، در یک نگاه کلی به فراهم ساختن امکان دسترسی مشتریان به خدمات بیمهای با بهره گرفتن از واسطههای ایمن بدون حضور فیزیکی اطلاق میشود. به عبارت دیگر، بیمه الکترونیکی به معنای استفاده از روشهای الکترونیکی برای کمک به مبادله کالاها و خدمات بیمهای است. بیمه الکترونیک حاصل تحول در فناوری اطلاعات و ارتباطات است. استفاده از فناوری اطلاعات در صنعت بیمه باعث افزایش ظرفیت تولید، تخصصی شدن فعالیت ها و بهبود سرعت و کیفیت خدمات خواهد شد[۱]. بیمه الکترونیک ایجاد فرصتی است برای ارائه خدمات و بالا بردن کیفیت خدمات جهت مشتریان، به طوریکه در هر زمان با اتصال به دنیای مجازی به اطلاعات بیمهای از جمله صدور بیمهنامه، استعلام نرخ، استعلام خسارت و مشاهده سوابق بیمهای دست یابند و بدون مراجعه حضوری با بهره گرفتن از خدمت سریع و مطمئن برای دریافت خسارت و یا پرداخت حق بیمه اقدام نمایند و این امر موجب افزایش درآمدی شرکت های بیمه خواهد شد. لذا به نظر میرسد لزوم اجرای بیمه الکترونیکی امری ضروری خواهد بود و باید نسبت به تهیه و تنظیم سیاستهایی در زمینه تجارت الکترونیک و اجرای بیمه الکترونیک اقدام کرد. سابقه تحقیقات و مطالعات انجام گرفته داخلی: برخی از تحقیقات صورت گرفته در خصوص بیمه الکترونیکی در ایران : فریور کتابچی در پایان نامه کارشناسی ارشد خود در سال ۱۳۸۲ با عنوان بررسی وضع موجود و چشم انداز بیمه الکترونیکی در شرکت بیمه ایران ، به بررسی تأثیر عوامل کلان محیط در استفاده از بیمه الکترونیکی در شرکت بیمه ایران پرداخته است . محیط بازاریابی شامل محیط خرد ( مستقیم ) و محیط کلان ( غیر مستقیم ) است . محیط خرد از نیروهای نزدیک به شرکت همچون خود شرکت ، موسسات توزیع کننده ، بازارها ، رقبا … نیروهای اساسی در محیط کلان شرکت شامل نیروهای جمعیت شناختی ، اقتصادی ، طبیعی … هستند . اصغر صرافی زاده در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان بررسی موانع ایجاد و گسترش بیمه الکترونیکی در ایران، با بهره گرفتن از تئوری سه شاخکی دکتر میرزائی اهرجانی سه عامل ساختاری، رفتاری و زمینه ای به عنوان سه فرضیه اصلی مطرح کرده است و در نهایت براساس تحقیق انجام شده و نتایج بدست آمده از تجزیه و تحلیل نظر متخصصان صنعت بیمه هشت عامل به عنوان موانع شناسایی و الویت بندی گردیده و پیشنهادات لازم به منظور برطرف نمودن آنها ارائه شده است. کریمیان در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ارائه چارچوبی جهت شناسایی خدمات و محصولات بیمه ای مناسب جهت فروش از طریق اینترنت در ایران ، با بهره گرفتن از آزمون خرید الکترونیکی به بررسی فروش محصولات بیمه ای و محصولات مناسب برای فروش بیمه ای از طریق اینترنت می پردازد . جامعه آماری این تحقیق را مدیران فنی ، روسای ادارات فنی ، معاونین آنها و کارشناسان ارشد شرکتهای بیمه دولتی و خصوصی در شهر تهران تشکیل داده اند . سید مجید بختیاری و سید حمید رضوی زاده در مقاله خود با عنوان ((امکان سنجی بیمه الکترونیکی: مطالعه موردی بیمه ایران)) ، ایجاد و توسعه خدمات الکترونیکی به ذی نفعان شرکت سهامی بیمه ایران ، را از جمله اهداف کلیدی در قالب مفهوم بیمه الکترونیکی دانسته است که در چشم انداز توسعه فناوری اطلاعات شرکت مورد تاکید ویژه قرار گرفته است. توسعه این خدمات از سویی به دلیل دستیابی به سطوح بالاتر رضایت مشتریان و از سوی دیگر به دلیل همسویی با الزامات و جهت گیری های ملی و به ویژه با توجه به نقش رهبری بیمه ایران در صنعت بیمه ایران کشور، اهمیت روز افزونی یافته است به همین دلیل در سال های گذشته اقدامات زیر بنایی متعددی در جهت برنامه ریزی و اجرای برخی از این خدمات در شرکت صورت گرفته است. از جمله اقدامات صورت گرفته دریافت شناخت جامع در این زمینه در اغلب پروژه امکان سنجی بیمه الکترونیکی است که درآن به مطالعه مبانی نظری بیمه الکترونیکی، الگوبرداری از نمونه های موفق جهان، توجه به محدودیت ها و مقدورات داخلی و سایر عوامل تاثیرگذار، پرداخته شده است. محمد نیا در پایان نامه کارشناسی ارشد خود در سال ۱۳۸۹ با عنوان شناسایی عوامل تقویت کننده پذیرش خدمات بیمه الکترونیک از سوی مشتریان ، با معرفی و تشریح بیمه الکترونیک و مدل های پذیرش فناوری و نوآوری به این موضوع می پردازد که چه عواملی موجب تقویت پذیرش خدمات بیمه الکترونیک از سوی مشتریان می شود که طبق یافته های تحقیق ، شاخصهای سودمندی اداراک شده ، سهولت استفاده ، اعتماد به شرکت ، نگرش و تمایل و آزمون پذیری به عنوان مهمترین عوامل تقویت کننده پذیرش خدمات بیمه الکترونیک از سوی مشتریان شناسایی شدند .در نهایت پیشنهاداتی در این خصوص به شرکت های بیمه ، بیمه مرکزی و تحقیقات مرتبط در آینده ارائه شده است . نادعلی در پایان نامه کارشناسی ارشد خود در سال ۱۳۸۸ با عنوان بررسی تاثیر تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی در توسعه بیمه الکترونیک در ایران ، عنوان می نماید که تجهیز سایت های اینترنتی به سیستم های ایمنی بیشترین تاثیر و دسترسی عموم به کامپیوترهای شخصی و اینترنت پرسرعت کمترین تاثیر را بر توسعه بیمه الکترونیک دارد و سایر شاخص های شناخته شده در بین این دو شاخص قرار دارند. سابقه پژوهش ها و مطالعات انجام گرفته خارجی: برخی از تحقیقات صورت گرفته درخصوص بیمه الکترونیکی در سطح جهانی عبارتند از : شناسایی عوامل کلیدی موفقیت در خدمات الکترونیکی- یک مطالعۀ اکتشافی در شرکتهای بیمهای مبتنی بر وب- لی، ۲۰۰۳ نتایج این تحقیق مربوط به شناسایی عوامل کلیدی موفقیت فعالیت آنی (رسیدن به مزایای محسوس و نامحسوس بکارگیری اینترنت) در سازمانهای بیمهای بوده است. این عوامل به ترتیب در دسترس بودن وبسایت در ۲۴ ساعت شبانهروز، حمایت سازمانی از تغییرات ایجاد شده، فشار مشتری جهت رسیدن به خدمات بیشتر و آسانتر، میزان انسجام و هماهنگی در سازمان، برنامه کسبوکار الکترونیکی عملیاتی و اندازه سازمانی گزارش گردیده است. روش تحقیق نیز، روش دلفی و روش پیمایشی بوده است. تشکیلات تجارت الکترونیک و توسعه انکتاد در سال ۲۰۰۲ عنوان شده که تنها ۱۲ درصد از شرکتهای بیمه آمریکایی بیمه نامه را به صورت آنلاین به فروش می رسانند . بیمه و مراحل تجارت الکترونیکی به طور معمول، پنج مرحله جستجو، ارزیابی، تصمیمگیری، تراکنش و خدمات پس از فروش برای تعاملات تجارت الکترونیکی درنظرگرفته میشود در مرحله جستجو مشتری برای برآوردهسازی نیاز خود نسبت به یافتن ارائهکنندگان محصول یا خدمت اقدام می کند. در مرحله بعد ارزیابی می کند که کدامیک از ارائهکنندگان محصول یا خدمت بهتر میتوانند نیاز وی را برآوردهسازی نمایند. در مرحله سوم مشتری و ارائهکننده محصول یا خدمت با تبادل اطلاعات بیشتر به توافق دست یافته و تراکنشهای مالی لازم را به انجام میرساند. در آخرین مرحله ارائه کننده محصولات یا خدمات، نسبت به ارائه خدمات پس از فروش اقدام میکند. ۴ مرحله اول تراکنش تجارت الکترونیکی در مورد بیمه کاملا قابل اجرا است، اما نکتهای که به کارگیری تجارت الکترونیکی را در صنعت بیمه با پیچیدگی مواجه میسازد مرحله پنجم میباشد. خدمات پس از فروش در بیمه مهمترین قسمت فرایندهای کاری آن را تشکیل میدهد و مستلزم تعامل مستقیم بیمهگر و بیمهگذار میباشد بدان علت که در این بخش از فرایندهای بیمهای میباید بعضی موضوعات از نزدیک مورد بررسی قرار گیرد، به عنوان مثال، برای تعیین خسارت موضوع خسارت بایستی به صورت حضوری مورد ارزیابی قرار داده شده و در مورد میزان خسارت وارده اظهار نظر شود. رویکرد شرکتهای بیمه به خدمات بیمهای الکترونیکی شرکتهای بیمه به صورت گستردهای برای توسعه فعالیتهای تجارت الکترونیکی خود سرمایهگذاری نمودهاند. پیشگامان در این زمینه، به ماهیت سودمند آن و تاثیرات تعاملی و پیشرفته بهکارگیری تجارت الکترونیکی واقف شده و سعی نمودهاند تا از آن برای بهبود در کسب و کار خود استفاده نمایند. در مقایسه با سایر فعالیتهای اقتصادی گفته میشود که ارائه خدمات بیمهای به صورت الکترونیکی تا حدودی کسلکننده و محافظهکارانه میباشد. بر اساس بررسیهای انجام شده در بین شرکتهای بیمه اروپایی و آمریکایی مشخص گردیده که با وجود تلاشهای گسترده و اقدامات این شرکتها، تجارت الکترونیکی در آنها، در مقایسه با سایر بخشهای اقتصادی در سطح پایینی قرار دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گرایش به قدرت
تقریباً این گرایش در آنها در حد صفر می باشد.
برای برخی از آنها اولین و مهمترین انگیزه می باشد.

گرایش به رفاه اقتصادی
از آنجایی که به آنها استقلال می بخشد اهمیت بالایی دارد. ۲۱ درصد از آنها گرایش به رفاه و ثروت را مهمترین انگیزه می دانند.
آنها رفاه اقتصادی و ثروت را برای ایجاد امنیت در جهان امروز لازم می دانند. نسبت به گروه دیگر بیشتر به دنبال این نیاز خود می باشند.
نیاز به توفیق
۴۷ درصد از کارآفرینان نیاز به توفیق بالایی را در خود احساس می کنند که آن را نتیجه دوران کودکی خود و تاثیر شدید والدین خود می دانند و می خواهند به دیگران ثابت کند که دنیا را مطابق میل خودشان ساخته اند.
۴۶ درصد از این گروه نیز نیاز به توفیق بالایی را در خود احساس می کنند و به دنبال این هستند که ثابت کنند بهتر از نفر قبلی کار می کنند.
نیاز به استقلال
۳۲ درصد آن را مهمترین انگیزه خود معرفی نموده اند، چرا که آنها را به سوی تحقیق رویاهایشان رهنمون می سازد.
این نیاز تقریباً در آنها تعدیل شده است.
مخاطره پذیری
۷۵ درصد خود را فردی مخاطره پذیر معرفی نموده اند.
تنها ۳۲ درصد خود را پذیرای مخاطرات معتدل معرفی نموده اند و اکثریت خود را مخاطره گریز معرفی کرده اند.
ترس از شکست
شکست مالی را به منزله پایان عمر کار خود می دانند و ترس بسیار بالایی از شکست دارند.
شکست اهمیت چندانی در تصمیم گیری هایشان ندارد.
خلاقیت
۸۰ تا ۸۵ درصد خود را افرادی خلایق می دانند و خلاقیت خود را با رویاها آغاز می نمایند.
آنها خود را کمتر از گروه دیگر خلاق می دانند و خود را مسئول مدیریت و حمایت از خلاقیت کارکنان می پندارند.
(منبع: جنینگز، کاکس، و کوپر (۱۹۹۴) به نقل از یداللهی، ۱۳۸۷) تحصیلات: اختلاف سطح تحصیلات بین دو گروه امری محرز و طبیعی می باشد. کارآفرینان مستقل از سطح تحصیلات پایین تری برخوردارند و گروهی از آنها نیز به دلیل مشکلات خانوادگی قادر به تکمیل تحصیلات خود نبوده اند. در مقابل کارآفرینان سازمانی از سطح تحصیلات بالاتری برخوردارند و عده ای نیز در حین کار تحصیلات خود را تکمیل نموده اند چرا که آن را ابزاری جهت ارتقاء در سلسله مراتب شرکت یافته اند. تنها ۲۱ درصد از کارآفرینان مستقل در مقطع کارشناسی ارشد تحصیلات داشته اند، در حالی که ۶۸ درصد کارآفرینان سازمانی تا مقطع کارشناسی ارشد تحصیل کرده اند (طلایی،۱۳۹۰). عدم استقرار در پایگاه اجتماعی: مطالعات نشان می دهد که این عامل بیشتر در مورد کارآفرینان مستقل موثر بوده است و عدم استقرار آنها در پایگاه اجتماعی مورد نظرشان همچون عاملی سرعت بخش بر تصمیم آنها مبنی بر شروع کسب و کاری مستقل تاثیر می گذارد(طلایی،۱۳۹۰). الگوی نقش: کارآفرینان مستقل همواره در زندگی خود با فردی برخورد نموده اند که آن را به عنوان الگو برگزیده و تاثیر عمیقی بر روند فعالیت آنها داشته است. اما کارآفرینان سازمانی در جریان ارتقاء خود بیشتر در حد نصیحت و راهنمایی از افراد ارشد تاثیر می پذیرند. (جنینگز و دیگران، ۱۹۹۴، به نقل از یداللهی، ۱۳۸۷). تفاوت های کارکردی کارآفرینی مستقل با کارآفرینی سازمانی پر واضح است که کارآفرینی درون سازمانی بزرگ بسیار مشکل تر از کارآفرینی مستقل می باشد، چرا که کارآفرینی سازمانی در تصمیم گیری، تخصیص منابع و استقلال عمل، دارای محدودیت هایی می باشد. البته این دو دارای جنبه های کلیدی مشترکی می باشند. برای مثال هر دو شیوه به نوآوری توجه دارند. این نوآوری می تواند یک محصول، خدمت، فرایند یا سبک های مدیریتی جدید باشد. هدف هر دو شیوه ایجاد محصولات یا خدمات با ارزش افزوده است. محققین از ابعاد گوناگونی تفاوت های اصلی بین دو شیوه را مورد بررسی قرار داده اند که در اینجا به سه اختلاف اساسی بین کارآفرینی سازمانی و مستقل پرداخته می شود (علیمردانی، ۱۳۸۸): اولین اختلاف در این است که اقدامات کارآفرین مستقل، توسعه ای[۲۷] است در حالی که کارآفرینی سازمانی اغلب متوجه بازیابی[۲۸] می باشد. اقدامات بازیابی معمولاً در مواجه شدن با رکود در سازمان های بزرگ صورت می گیرد. کارآفرینی سازمانی می تواند رشد و نوآوری را در یک شرکت سنتی بهبود بخشد. کارآفرینی سازمانی می تواند اصلاحی[۲۹] نیز باشد. چرا که فرهنگ کارآفرینانه را در سازمانی اصلاح می کند که در گذشته، ساختاری کاملاً عمودی و سلسله مراتبی داشته است. فرایند ارائه خدمات و محصولات جدید ممکن است نتیجه کارآفرینی سازمانی باشد، اما هدف غائی آن بازیابی فرهنگ کارآفرینانه است و این در حالی است که کارآفرین مستقل فرایند یا محصولی را ایجاد می کند که پیش از آن موجود نبوده است. دومین اختلاف بین کارآفرینی مستقل و سازمانی در دشمنان شرکت است. در مورد کارآفرینی مستقل، دشمن بازار می باشد. کاری که کارآفرین مستقل انجام می دهد، زدودن موانع موجود در بازار برای بقاء و رقابت است. اما در مورد کارآفرینی سازمانی، فرهنگ شرکت، دشمن اولیه است. با توجه به این ارتباط، شرکت می تواند جلوی بسیاری از فرایندهای کارآفرینانه را که به دنبال آن بوده، سد نماید. از این رو علاوه بر غلبه بر موانع بازار، کارآفرین سازمانی باید بر موانع سازمانی نیز غلبه یابد. اختلاف سومی که بین این دو نوع کارآفرینی وجود دارد شاید تناقضی است که درباره مورد دوم وجود دارد. در بسیاری از موارد، شرکت مادر[۳۰] می تواند به جای یک دشمن، یک دوست باشد. چنانچه ارتباط شرکت مادر و واحد تاسیس شده جدید[۳۱]، خوب باشد کارآفرین سازمانی از خزانه شرکت مادر، به سرمایه لازم دسترسی دارد. با وجود اینکه سرمایه شرکت محدود است و گردآوری پول، نیاز به تایید مدیران در سطوح مختلف دارد، اما چنانچه امکان یا فرصتی برای اقدام به یک فعالیت مخاطره آمیز وجود داشته باشد، کارآفرینی سازمانی از سوی شرکت مادر تامین اعتبار می شود. در حالی که کارآفرین مستقل، یا باید از ثروت شخصی خود استفاده کند و یا تلاش نماید تا سرمایه ای را از منابع مختلف خارجی بدست آورد (فِرای، ۱۹۹۳،به نقل از علیمردانی، ۱۳۸۸): در جدول ۲-۲ برخی تفاوت های کارکردی بین کارآفرینی سازمانی و مستقل از دیدگاه «وسپر» (۱۹۸۰) جمع بندی شده است(علیمردانی، ۱۳۸۸): جدول ۲-۲: تفاوت های کارکردی کارآفرین سازمانی با کارآفرین مستقل
کارآفرین مستقل
کارآفرین سازمانی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فناوری عاملها فناوری جدید و منفردی نیست، بلکه ترکیبی از کاربرد یکپارچه و سریعا در حال تغییر چندین فناوری دیگر (قبیل زبان و پروتکلهایی برای برنامهنویسی منطق، تعریف محتوا و تعامل عاملها، مکانیزم های انتقال و …) میباشد[۳۵].
 یک عامل را هوشمند گویند اگر این ویژگیها را داشته باشد: واکنشپذیری (در مواقع لزوم واکنشهای بهجا داشته باشد)، خلاقیت(اهداف درونیش را ارضا نموده و به هنگام نیاز بتواند اعمالی را که به نظرش مفید میرسد، انجام دهد) و قابلیت تعامل (با عاملهای دیگر در راستای تحقق اهدافش تعامل برقرار کند). تعریف دیگری در این زمینه میگوید: “عامل هوشمند یک سیستم کامپیوتری محدودشده است که در محیطی قرار گرفته و می تواند عملیات مستقل و منعطفی را در راستای نیل به اهداف طراحیش در آن محیط انجام دهد". بدنه شامل تمام فرایندهای متمرکز است که در واقع وظایفی هستند که برای انجام به هر عامل سپرده شده اند و با توجه به نقش عاملها می تواند متفاوت باشد. سرایند شامل اطلاعاتی است که توسط کاربر یا سایر عاملهای نرمافزاری تأمین شده و جعبههای خاکستری رنگ شامل تمامی عملیاتی میباشد که عامل برای ارتباط و در نتیجه همکاری با مجموعه عاملها بدانها نیازمند است. چنین ترکیب موفقی از چندین عامل هوشمند که با هم کار می کنند یک سیستم چندعاملی نامیده می شود که در ادامه مفصلا تشریح شده است. یک سیستم چندعاملی سیستمی است متشکل از گروهی از عاملها که قادرند با یکدیگر تعامل داشته باشند. عاملها در یک سیستم چندعاملی ایستای عامل-محور به منظور حل مسئله به صورت توزیع شده، در محیط توزیع میشوند و به منظور حل مسئله با یکدیگر همکاری می کنند. سیستمهای چندعاملی اخیرا توجه زیادی را به خود معطوف ساختهاند و برنامه های کاربردی موفقی بر این اساس ایجاد شده است[۳۰]. استفاده از عاملها در پنج دسته کلی طبقه بندی شده است: تجارت الکترونیک، شبکه های خصوصی متعامل، دستیاران شخصی (مدیریت زمانبندی، بازیابی اطلاعات و …)، تخصیص و مدیریت منابع، و میانافزارها (واسط میان برنامه های کاربردی و لایه های شبکه)[۵۴]. رعایت این موارد در طراحی و ایجاد عاملها ضروریست: ۱) تئوری عاملها (تعاریف رسمی که وظایف عاملها را بیان می کند). ۲) زبان عاملها (ابزاری به منظور طراحی و ایجاد سیستمهای عامل محور، مثلا عاملها میتوانند با جاوا، TCL، Perl یا زبانهای XML نوشته شوند) و ۳) معماری عاملها (ساختار داخلی عاملها که می تواند منطق محور، واکنشی، لایهای یا… باشد). عاملهایی که با زبان جاوا نوشته میشوند نیاز به محیط زمان اجرای جاوا (JRE) خواهند داشت. عاملها موجودیتهای خودمختاری هستند که به صورت مستقل یا با همکاری سایر عاملها کار می کنند. در اینجا منظور از “عامل” موجودیتهای حل مسئله نرمافزاری میباشد که با عملکردهای معین در محیطی مشخص قرار گرفتهاند تا ورودیهای مرتبط با دامنه مسئله را پردازش نمایند. عاملها این توانایی را دارند که رفتار و وضعیت داخلی خود را کنترل کنند تا بتوانند انعطافپذیری تکنیکهای حل مسئله خود را در راستای اهداف طراحیشان به نمایش گذارند. معمولا هر عامل نرمافزاری یک متخصص مستقل و متفاوت است که قابلیت انجام کامل وظایفی را دارد، بنابراین اعضای همکار در یک گروه یا جامعه ارائه میشوند[۳۰]. ارتباط سیستم اطلاعاتی استراتژیک و سیستم چندعاملی پس از بیان مفاهیم و مقدمات سیستمهای اطلاعاتی استراتژیک و نیز سیستمهای چندعاملی، نوبت به بیان ارتباط میان این دو گروه از سیستمها میرسد. اولین نکتهای که در این زمینه جلب توجه می کند، دلیل انتخاب و مناسب بودن سیستمهای چندعاملی برای شبیهسازی ساختارهای سازمانی و اجتماعی است. برای روشن نمودن دلایل این تناسب، پیش از هرچیز میتوان به ساختار سیستمهای چندعاملی توجه نمود: هر سیستم چندعاملی متشکل از چندین عامل مستقل، خودمختار و هوشمند میباشد و تمامی این عاملها با ارتباط و هماهنگی یکدیگر در یک محیط پویا در راستای تحقق هدفی مشترک در تلاش و تکاپو هستند و ممکن است تحت تأثیر عوامل محیطی داخلی یا خارجی نیز قرار گیرند. این ساختار شباهت زیادی به ساختار یک سازمان دارد که در آن واحدهای مختلف سازمان در محیطی پویا با یکدیگر در تعاملند و هر واحد ضمن حفظ استقلال عملکردی و ساختاری، در راستای استراتژی های کلان سازمان، در جهت رسیدن به وضع مطلوب با سایر واحدها همکاری تنگاتنگ دارد. در فرایند نگاشت ساختار سازمان به یک سیستم چندعاملی میتوان هر یک از واحدهای سازمان را در قالب یک عامل هوشمند خودمختار در نظر گیریم که از طریق زبان ارتباط میانعاملی با سایر عاملها در ارتباط است. چشمانداز سازمان همان هدفیست که کلیه عاملها در راستای تحقق آن با یکدیگر همکاری دارند. البته توجه داشته باشید که بسته به پیچیدگی ساختار سازمانی که میخواهیم آنرا توسط یک سیستم چندعاملی مدل نماییم، تعداد و نحوه ارتباط عاملهای مدل ارائه شده ممکن است متفاوت باشند و این کار بسیار سختی خواهد بود که یک مدل کلی و جامع و قابل استفاده در کلیه سازمانها ارائه کنیم. در اینصورت نیز عاملهای مدل مذکور به صورت بسیار انتزاعی معرفی شده و ممکن است نتوان به خوبی و صراحت جزئیات مربوط به چگونگی پیادهسازی آنها را بیان نمود[۳۰]. اصلیترین مزیتی که نمایش یک سازمان یا ساختار سازمانی توسط سیستمهای چندعاملی به همراه دارد آنست که میتوان روند رویداد وقایع در سازمان را شبیهسازی نموده و از این طریق به نوعی دانش قابل استناد در مورد آینده سازمان (و به طور خاص آینده آرمانی یا همان منظر برازنده سازمان) دست یافت. البته انجام موفق و دقیق این شبیهسازی مستلزم در اختیار داشتن اطلاعات کافی و مناسب از وضعیت گذشته و حال و نیز جنبه های گوناگون استراتژیک و محیط خارجی و داخلی سازمان است که با توجه به سر و کار داشتن ما با سیستمهای اطلاعاتی استراتژیک، میتوان گفت که به منبع غنی و سرشاری از اطلاعات موردنیاز دسترسی داشته و از این حیث با مشکل خاصی مواجه نخواهیم بود[۵۴]و[۵۸]. به هر حال آنچه مسلم است اینکه در حال حاضر و با فناوری و امکانات موجود قابلیت نگاشت کامل، دقیق و بدون دخالت انسان میان این دو نوع سیستم اگر غیرممکن نباشد، بسیار سخت و طاقت فرساست، لذا برای اطمینان از صحت عملکرد سیستم نهایی نیاز به بازنگری انسانی اجتناب ناپذیر مینماید و در واقع خروجی و حاصل کار سیستم ایجاد شده تنها به عنوان راهنمای مدیران ارشد سازمانی می تواند مورد استفاده قرار گیرد. کارهای پیشین گرچه بیش از سه دهه از عمر سیستمهای چندعاملی میگذرد، به دلیل ماهیت پیچیده و کاربردهای خاص این دسته از سیستمها، متاسفانه هنوز استفاده از آنها به نحوی که بایست و شایسته است، گسترش نیافته است. به دلیل بالا بودن هزینه های طراحی و استقرار چنین سیستمهایی، ایجاد آنها معمولا نیاز به حمایتهای دولتی دارد و عمده لذا پروژه هایی که در این زمینه به فرجام رسیده اند شاید در زمینه فناوریهای فضایی و ایجاد کاوشگرهای هوشمند، یا سیستمهای کنترل خودکار پرواز، یا پرتاب موشک یا مواردی از این دست میباشد که نمود کمتری در زندگی روزمره انسانها داشته است و دلیل آن نیز همانطور که ذکر شد هزینه بالای توسعه آنهاست. اما با اینحال تحقیقات و پژوهشهای آکادمیک فراوانی تا کنون در این زمینه انجام شده که بیشتر آنها به ارائه متدلوژیها و چارچوبهایی محدود بوده که هیچگاه در عمل پیادهسازی و اجرا نشدهاند. بر خلاف سیستمهای چندعاملی، بر روی سیستمهای اطلاعاتی راهبردی سازمانی هم تحقیقات و هم پیادهسازیهای کوچک و بزرگ بسیاری به طرق و روشهای گوناگون صورت پذیرفته است که بسیاری از آنها به شکست انجامیده و بسیاری نیز توانسته با موفقیت اجرا شود و به نظر میرسد وضعیت این سیستمها به مراتب از سیستمهای چندعاملی بهتر و قابل قبولتر و نتایج حاصله ملموستر و کاربردیتر بوده است. اما در مورد ترکیب و استفادهی این دو خانوادهی متمایز از سیستمها، یعنی سیستمهای چندعاملی و سیستمهای اطلاعاتی راهبردی، متاسفانه کمتر پژوهش آکادمیک معتبر و ساختیافتهای صورت گرفته است. یکی از این موارد پژوهشی است که در سال ۲۰۱۰ در دانشگاه سعدی ایاب در کشور مغرب توسط عبدالعزیز الفَزیکی و همکارانش انجام شده ]۶۵[ و در آن به ارائه یک راهکار مبتنی بر معماری مدلمحور[۳۹] یا MDA و سیستمهای چندعاملی برای توسعه سیستمهای اطلاعاتی ارائه شده است. همانطور که در شکل ۲‑۱ مشاهده می شود، این فرایند شامل سه سطح CIM[40]، PIM[41] و PSM[42] است که در سطح اول مدلسازی نیازمندیها و مدلسازی سیستمچندعاملی انجام می شود. در سطح دوم مدلسازی به کمک MAS-ML که زبانی اختصاصی برای مدلسازی سیستمهای چندعاملی و در واقع توسعهای از UML است انجام شده و مدلسازی UML نیز پس از آن صورت میپذیرد و نهایتا در سومین و آخرین سطح از مدل ارائه شده، یک مدلسازی وابسته به سکو[۴۳] انجام می شود که از روی آن میتوان به تولید کد رسید که البته ادعا شده این تولید کد به صورت خودکار انجام شده و خروجی آن کدی به زبان جاوا خواهد بود. البته اشارهای نشده که فرایند مذکور به چه نحو صورت خواهد پذیرفت.
شکل ۲‑۱ فرایند توسعه معماری محور سیستم های چندعاملی ]۶۵[ مدل فوق بسیار کلی و مبهم بوده و مشخص نیست چه هدفی را دنبال می کند و اصولا با سیستم اطلاعاتی استراتژیک چه ارتباطی دارد. همچنین در مقاله هیچ راهکاری جهت اعتبارسنجی مدل ارائه نشده و نویسندگان تنها به ذکر این نکته بسنده کرده اند که برای اعتبارسنجی نیاز به تجربه عملی و نیز یک نمونه یا کیس واقعی میباشد که در حال حاضر در دسترسشان نیست و وعده دادهاند که احتمالا در مقالات آینده بدان خواهند پرداخت ]۶۵[. همچنین پژوهش دیگری با عنوان معماریهای سازمانی چندعاملی برای سیستمهای اطلاعاتی در سال ۲۰۰۳ در دانشگاه لووین بلژیک انجام شده ]۶۶[ که سعی داشته مفاهیم تئوری سازمانی را با سیستمهای چندعاملی انطباق دهد. تئوری سازمانی به بررسی ساختار و طراحی سازمانها می پردازد و بیان می کند که سازمانهای جدید چگونه ساختار خود را ایجاد نموده و یا سازمانهای قبلی ساختار تشکیلاتی خود را در جهت افزایش بهرهوری ارتقا و بهبود بخشند. این پژوهش نیز عملا جز دو مطالعه موردی در مورد شرکتهای ولوو و ایرباس که صحت و سقم آنها چندان روشن نیست، راهکار قابل توجهی ارائه نکرده است. تنها نکتهی قابل تأملی که در این پژوهش بدان اشاره شده آنست که سیستمهای چندعاملی میتوانند به عنوان اجزای یک سیستم اطلاعاتی درنظر گرفته شده و از طریق تعامل با یکدیگر در جهت نیل به اهداف سازمان گام بردارند. همچنین در این پژوهش بیان شده که میتوان از ابزارهای موجود طراحی سیستمهای چندعاملی به منظور طراحی سیستمهای منطبق بر معماری سازمانی بهره گرفت و این طراحی در دو سطح ماکرو و میکرو انجام می شود که در سطح ماکرو به طراحی ساختار سازمانی و در سطح میکرو به طراحی جزئیات و ارتباطات میان عاملها میپردازیم ]۶۶[. اما پژوهش سومی که مبنای پژوهش حاضر نیز قرار گرفته است، حاصل کار اکبرپور شیرازی و سروش است که به ارائه یک معماری هوشمند عاملمحور برای سیستمهای اطلاعاتی راهبردی پرداخته است]۱[. از آنجا که از چارچوب پیشنهادی مذکور در این پژوهش استفاده شده است، در فصل بعدی به تفصیل به بررسی آن خواهیم پرداخت و در اینجا از ذکر توضیح بیشتر اجتناب میکنیم. نتیجه گیری در ابتدای این فصل به بررسی برخی مفاهیم کاربردی در حوزه مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک پرداختیم و ضمن بررسی معنای کاربردی رسالت، چشمانداز و وضعیت ایدهآل سازمان، به مروری مواردی از قبیل آیندهپژوهی، تصمیم گیری، سناریوسازی و سایر مباحثی پرداختیم که درک صحیح و داشتن شناخت درست از آنها پیش از ارائه چارچوب پیشنهادی مفید و بلکه لازم به نظر میرسید. سپس به نقد و بررسی سیستمهای اطلاعاتی و سیستمهای اطلاعاتی راهبردی و نقش، لزوم و کارکرد آنها در سازمانهای امروزی پرداخته و بر اهمیت آنها تأکید کردیم. در ادامه فصل مفاهیم سیستمهای چندعاملی، عامل هوشمند، انواع عاملها و معماری کلی و نحوه عملکرد اینگونه سیستمها را مورد مطالعه قرار داده و ضمن بیان تاریخچه بسیار مختصری از آنها و کاربردهای متنوعی که امروزه در حوزه های مختلف زندگی انسان پیدا کرده اند، سعی کردیم تا کارایی آنها را تا حدودی شفاف و روشن نماییم. در ادامه نیز با بیان ارتباط میان سیستمهای چندعاملی و سیستمهای اطلاعاتی استراتژیک، تلاش نمودیم زمینه را برای آنچه که در فصل بعدی بدان خواهیم پرداخت هموار کنیم تا نحوهی عملکرد مدل پیشنهادی به خوبی و با وضوح هر چه تمامتر قابل درک و ملموس شود. فصل سوم چارچوب مدل ترسیم وضعیت موردانتظار توسط عامل های هوشمند چارچوب مدل ترسیم وضعیت موردانتظار توسط عامل های هوشمند مقدمه در این فصل برآنیم تا مدلی به منظور ترسیم وضعیت موردانتظار سازمان در سیستمهای اطلاعاتی راهبردی به کمک عاملهای هوشمند ارائه دهیم. پس از بیان مدل مربوطه، از طریق پرسشنامه و جمعآوری آرای خبرگان صحت آن را اثبات خواهیم نمود و نتایج حاصل از نظرسنجی را مورد بررسی قرار خواهیم داد. چارچوب مدل پیشنهادی در دو فصل گذشته مطالب جامعی پیرامون مفاهیم مربوط به وضعیت ایدهآل سازمان و نیز سیستمهای چندعاملی بیان گردید و علاوه بر آن به ارتباط میان سیستمهای اطلاعاتی راهبردی و سیستمهای چندعاملی نیز اشاره شد. حال برآنیم تا به کمک مفاهیم قبلی، مدل جدیدی به منظور ترسیم وضعیت موردانتظار سازمان (در فاز تدوین استراتژی) ارائه دهیم. این مدل در واقع زیرمجموعهای از یک سیستم چندعاملی است (و البته با توجه به ساختار سیستمهای چندعاملی، از دید کلیتر و انتزاعیتر، خود می تواند به عنوان یک سیستم چندعاملی کامل و یا حتی یک عامل هوشمند منفرد در نظر گرفته شود) که به صورت مستقل هدف مشخصی را دنبال می کند و خروجی آن می تواند توسط سایر بخشهای یک سیستم بزرگتر مورد استفاده قرار گیرد (در مدل اکبرپور شیرازی و سروش، چارچوب پیشنهادی در این پژوهش می تواند به عنوان عامل شماره ۱ یا هدفگذار آن مدل درنظر گرفته شود) [۱]. پیش از ادامه بحث توجه به این نکته بسیار مهم و ضروری است که در زمینه به کارگیری سیستمهای چندعاملی در نگاشت سیستمهای اطلاعاتی راهبردی سازمان، به جز پژوهش اکبرپور شیرازی و سروش تاکنون فعالیت علمی معتبر و قابل ارجاعی انجام نپذیرفته و لذا دسترسی به منابع از قبل موجود و بررسی کارهای پیشین در این زمینه امکان پذیر نمی باشد. اما ساختار پیشنهادی در این پژوهش، همانند تمامی ساختارهای ارائه شده در حوزه سیستمهای چندعاملی، شامل تعدادی عامل هوشمند با ویژگیهای درونی و تعاملی خاص خود است که از طریق روشهای مشخصی با سایر عاملهای محیط (که در اینجا منظور سیستم اطلاعاتی استراتژیک سازمان است) همکاری مینمایند. در نهایت خروجی مدل بایست تعیین کننده وضعیت موردانتظار سازمان در افق زمانی مشخص باشد که بدین منظور چارچوب پیشنهادی از روند کلی زیر استفاده می کند: ابتدا جنبه های کلیدی و تأثیر گذار در ترسیم وضعیت موردانتظار سازمان تعیین میشوند و از میان آنها عوامل مشابه در یک گروه قرار گرفته و تحلیل، بررسی و نظارت هوشمند بر رفتار هر دسته از این عوامل را به یک عامل هوشمند در چارچوب پیشنهادی واگذار میکنیم. در واقع متناظر با هر جنبه مؤثر در ترسیم وضعیت موردانتظار، بایست یک عامل هوشمند خودمختار درنظر گرفته و سپس ارتباطات میان این عاملها به گونه ای مناسب و درخور تنظیم شود تا در نهایت بتوانیم به کمک عامل دیگری انواع سناریوهای محتمل در آیندهی مطلوب را ترسیم نماییم و سپس عامل هوشمند دیگری از بین سناریوهای ترسیمی که در واقع تصویرهای گوناگونی از آینده مرجح پیش روی سازمانند، یک مورد را به عنوان وضعیت موردانتظار انتخاب و معرفی نمایند. البته نحوه نمایش وضعیت کنونی و ایدهآل سازمان یک چالش جدی در این راه محسوب میشوند، زیرا بیشتر پارامترهای دخیل در این فرایند کیفی، نسبی و فازی بوده و در صورت نیاز بایست تدبیری برای تبدیل و نمایش مناسب آنها اتخاذ گردد. مدلسازی و شبیهسازی عامل-محور[۴۴] یا به اختصار ABMS روش بسیار جدیدی است که به منظور مدلسازی سیستمهای متشکل از عاملهای هوشمند ارائه گردیده و در حوزه های بسیار متنوعی از مدلسازی رفتاری سامانههای زیستی، بیولوژیکی تا سیستمهای پیچیده اجتماعی انسانی به کار گرفته شده و نتایج قابل توجهی نیز از آنها بدست آمده است[۳۸]. همانطور که در شکل ۳‑۱ مشخص است، در این روش یک عامل هوشمند را به کمک ویژگیها، رفتار، حافظه، منابع، مهارت های تصمیم گیری و قوانین تغییر رفتار درونی عامل میشناسیم.
شکل ۳‑۱ شمای یک عامل هوشمند در ABMS [60] عاملهای مختلف حتی در یک سیستم واحد، از نظر ویژگیها و قوانین رفتاری با یکدیگر بسیار متفاوتند. حافظه هر عامل در بخاطر سپاری پارهای از رویدادهای گذشته که ممکن است عامل را در اتخاذ تصمیمات جدید یاری کند، کاربرد دارد. همچنین منابع اختصاص داده شده به عاملها معمولا محدود است که این محدودیت مستقیما رفتار و تصمیمات اتخاد شده توسط عامل را تحت الشعاع خود قرار میدهد. همانگونه که در فصل پیش اشاره شد، هر عامل هوشمند دارای امکان تصمیم گیری مستقل است و در واقع این یکی از مهمترین خصوصیات هر عامل هوشمند و تضمینکننده خودمختاری اوست. همچنین هر عامل می تواند به صورت درونی قوانینی برای تغییر قوانین تصمیم گیری خود وضع نماید یا قوانین قبلی را در صورت لزوم تغییر دهد[۶۰]. در ABMS برای ساخت مدل علاوه بر ساختار عامل، توپولوژی یا نحوه ارتباط عاملها نیز حائز اهمیت است. تاکنون توپولوژیهای مختلفی در زمینه مدلسازی سیستمهای چندعاملی ارائه شده که هریک از آنها برای مدلسازی سیستمهای خاصی مناسبند.
شکل ۳‑۲ – توپولوژی های مختلف برای ارتباطات میان عاملی در ABMS [61] از میان این توپولوژیها، توپولوژی شبکه ای[۴۵] به دلیل تشابه ساختاری آن با سیستمهای اجتماعی (به روابط متعدد و همهجانبهی عاملها با یکدیگر در سیستمهای مذکور توجه نمایید)، مناسبترین گزینه به منظور مدلسازی این دسته از سیستمهاست. در نتیجه ما نیز در این پژوهش از توپولوژی شبکه ای برای نمایش ارتباطات در چارچوب پیشنهادی استفاده خواهیم نمود. روند کلی ایجاد یک مدل در ABMS به شرح زیر است[۶۱]: تعیین اینکه مدل چه مشکلی را بایست حل کند تعیین عاملهای موجود در مدل ترسیم محیط عاملها و اینکه هر عامل چگونه با محیط ارتباط برقرار می کند تعیین اینکه هر عامل چه تصمیماتی می تواند اتخاذ نماید و چه کارهایی می تواند انجام دهد تعیین نحوه ارتباط عاملها با یکدیگر تعیین اینکه داده های مدل از چه منابعی تأمین میشوند و نهایتا یافتن راهی برای تأیید اعتبار مدل ارائه شده
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- TRI® reagent
-
- 2-propanol
-
- DNase I Buffer
-
- First strand cDNA synthesis kit
-
- EDTA
-
- UltraPureTM Agarose
-
- Tris (Trizma base)
-
- PBS
-
- DMEM
-
- 6X DNA Loading Dye
-
- DNA Ladder 50 bp
-
- Ethidium Bromide (10mg/ml)
-
- dNTP Mix 10mM
-
- MgCl2 50mM
-
- SmarTaqTM DNA Polymerase
-
- Power SYBR Green PCR Master
-
- PI
-
- miScript Reverse Transcription Kit
-
- miScript SYBR Green PCR Kit
-
- TUNEL Kit
شیوه انجام کار به منظور بررسی تاثیر استرس اکسیداتیو بر بیان ژن Kdm5d، ابتدا میزان درصد رادیکالهای آزاد درون بافتهای بیضه نرمال و تیمار شده توسط فلوسایتومتری سنجیده شد، سپس میزان بیان این ژن از طریق تکنیکReal time PCR مورد بررسی قرار گرفت. علاوه بر این، میزان شکست DNA هم بهروش TUNEL با بهره گرفتن از میکروسکوپ فلورسنت سنجیده شد. در ادامه به چگونگی انجام هر روش به تفصیل پرداخته می شود. 3-1- تعیین گروه های آزمایشی نمونههای مورد مطالعه در این تحقیق شامل نمونههای کنترل (تزریق شده با آب) و نمونه های تیمار (تزریق شده با t-BHP) بودند. مقدارکل نمونه در این تحقیق 10 مورد و تعداد نمونه درهر گروه 5 مورد بود. 3-2- جمع آوری نمونهها و محل انجام آزمایش ابتدا موشهای نر بالغ (8-10 هفتهای) با نژاد Balb/C از انستیتو پاستور دریافت شد. علت انتخاب اين گونه، وجود شباهتهاي ژنتيکي، فيزيولوژيکي و توليدمثلي ميان موش و انسان، سادگي، سرعت تکثير و سهولت در نگهداري و پرورش آنها بود. سپس در حيوانخانه پژوهشگاه رويان، با شرايط دمايي C° 25-20 و دوره 12 ساعت روشنايي و 12 ساعت تاريکي و نيز دسترسي آسان به آب و غذا نگهداري شدند. جهت حذف استرس ناشي از حمل و نقل و تطبيق حيوانات با محيط جديد، يک هفته قبل از شروع آزمايش، موشها به محل نگهداري منتقل شدند. 3-3- القاء استرس اکسيداتيو با تزريق t-BHP Kaur و همکاران نشان دادند که تزريق يکدهم برابرِ ميزانِ دوز کشنده 50درصد (LD50)، از ماده t-BHP به مدت 14 روز به موشها، ميتواند سبب القاء استرس اکسيداتيو شود(Shapiro, 2005). فاطمی و همکاران، LD50 برای t-BHP را با مقادير 400، 500 و 600 ميکرومول به ازاء هر 100 گرم وزن بدن تعیین کردند. ابتدا موشها وزن شدند و از همان ابتدا به دو گروه کنترل و تیماری تقسیم شدند، سپس طي يک دوره چهارده روزه (بين ساعت 10-12) به صورت داخل صفاقي تزریق صورت گرفت. به منظور شبیه سازی اثر استرس احتمالي ناشي از تزريق، به گروه کنترل آب مقطر تزريقي به مدت 14 روز تزريق گرديد. در مدت زمان تزريق، وزن موشها 4 مرتبه اندازهگيري شد. پس از گذشت 14 روز، موشها به روش جابجايي مهره هاي گردن[37] کشته شدند و وزن بافت بيضه در هر دو گروه کنترل و آزمون، گزارش گرديد.
 3-4- تک سلول کردن بافت بيضه ابتدا محلول آنزيمي شامل ديسپاز[38] (1 میلیگرم در میلیلیتر)، کلاژناز[39] (1 میلی گرم در میلیلیتر) و هيالورونيداز[40] (1 میلیگرم در میلیلیتر) به ازاي هر بافت، 4 ميليليتر تهيه شد. پس از کشتن حيوان، بافت بيضه جدا شده و در پليت حاوي PBS قرار گرفت. با کمک دو پنس، کپسول بيضه پاره شد و محتويات آن به پليت حاوي DMEM انتقال يافت. پس از خرد کردن بافت، مخلوط حاصله 1 دقيقه با دور 1000 rpm سانتريفوژ شد. مايع رويي خارج و به رسوب 2 ميليليتر محلول آنزيمي اضافه شد و به مدت 10 دقيقه پيپت شد تا لولهها باز شوند (پليت در تمام مدت روي صفحه گرم[41] قرار داشت). پس از آن محيط و بافت، مجددا̋ با همان شرايط قبل سانتريفوژ شدند. اين بار نيز مايع رويي خارج، مجدد 2 ميليليتر آنزيم اضافه شد و 15 دقيقه پيپت شد. سپس 2 ميکروليتر IDNase (غلظت نهایی1میکرولیتر در هر میلیلیتر) اضافه شد و در انکوباتور قرار گرفت. به دنبال اطمينان از باز شدن لولهها زير ميکروسکوپ، آنزيم با DMEM حاوي 15% FBS خنثي شد. در نهايت سوسپانسيون از فيلتر 40 ميکرومتري عبور داده شد. 3-5- شمارش تعداد سلولهاي زنده در بافت بيضه پس از تک سلول کردن بافت بيضه، 7 میکرولیتر تريپانبلو (4/0%) با 7 میکرولیتر از سوسپانسيون سلولي مخلوط شد و روي لام نئوبار قرار گرفت و با ميکروسکوپ معکوس[42] شمارش سلولها انجام شد. اين لام به صورت يک صفحه شطرنجي شکل با چهار خانه بزرگ در گوشههايش است (شکل 3-1). سلولهاي فاقد رنگ درون اين چهارخانه را شمرده و مجموع آنها بر چهار تقسيم ميشود تا ميانگين بدست آيد. آنها در مقدار ميليليتر موجود در محيط کشت ضرب ميشوند که 5 ميليليتر است و سپس ضربدر ضريب رقت که 2 است و در آخر در ده به توان چهار (که يک عدد نرمالايز شده است) ضرب ميشوند و عدد حاصل، به عنوان تعداد سلولهاي زنده موجود در محيط کشت گزارش ميشود. شکل (3-1): شمايي از لام نئوبار 3-6-1- روش فلوسايتومتري[43] از جمله روشهاي اندازهگيري انواع واکنشپذير اکسيژن، فلوسايتومتري میباشد. فلوسايتومتري تکنولوژي است که به طور همزمان چندين ويژگي فيزيکي ذرات (عموما سلولها) را اندازه گيري و سپس آناليز مينمايد. خصوصيات قابل اندازهگيري شامل اندازه نسبي ذرات، مجزا بودن يا پيچيدگي ذاتي و شدت نسبي فلورسنس آنها ميباشد. اين ويژگيها با کاربرد يک سيستم نوري-الکترونيکي تعيين ميشوند که گزارش ميکند چگونه سلول نور ليزر را جذب و فلورسنس از خود ساطع ميکند. يک فلوسايتومتر از سه سيستم اصلي مايع، نور و الکترونيک تشکيل شده است. سيستم مايع، ذرات را به سمت پرتوي ليزر جهت بررسي انتقال ميدهد.
-
- سيستم نوري، حاوي ليزرهايي براي درخشان ساختن ذرات موجود در نمونه ميباشد و فيلترهاي نوري سيگنالهاي نور ايجاد شده را به سمت آشکارسازهاي[44] مناسب هدايت ميکند.
-
- سيستم الکترونيک، سيگنالهاي نوري شناسايي شده را به سيگنالهاي الکتروني تبديل ميکند که توسط کامپيوتر پردازش ميگردد.
در اين تکنيک ذرات يا سلولهايي با اندازه 150-2/0 ميکرومتر براي آناليز مناسب ميباشند. در صورت استفاده از بافت، سلولهاي موجود در آن ابتدا بايد تفکيک گردند و سپس مورد بررسي قرار گيرند(Shapiro, 2005). در اين روش از پروبهاي فلوئورسنت نظير 2 و 7 – ديکلروفلئورسين دياستات[45](DCFH-DA) استفاده ميشود. مزيت اين روش اين است که اولا ميزان ROS داخل سلولي را در تک تک سلولها ميسنجد، ثانيا بين سلولها و جمعيتهاي غيرسلولي تفکيک قائل ميشود، همچنین قابليت اندازهگيري ROS را در جمعيتهاي زياد اسپرمي دارد. به علاوه مراحل آمادهسازي و اندازه گيري به سرعت قابل انجام است(Lampiao et al., 2006). DCFH-DA با حل شدن در غشاء ليپيدي به داخل سلول نفوذ ميکند. در داخل سلول، گروه استات آن توسط آنزيم استراز[46] جدا و به ديکلروفلئورسين (DCFH)، تبديل ميشود. DCFH قابليت خروج از سلول را ندارد و هنگاميکه توسط انواع ROS، اکسايش مييابد به رنگ سبز فلوئورسنتِ DCF تبديل ميشود(Lampiao et al., 2006).(شکل 3- 2).
شکل (3-2): DCFH-DAو مکانيسم عمل آن (Lampiao, Strijdom, & Du Plessis, 2006) پروب ديگري که در اين روش استفاده مي شود، دي هيدرو اتيديوم (DHE) است که توسط آنیون سوپراکسید داخل سلولي به اتيديوم برمايد تبديل ميشود. در داخل سلول اين ترکيب به DNA متصل شده و رنگ فلورسنت قرمز را منتشر مينمايد. DCFH-DA و DHE به ترتيب، پروب اختصاصي جهت شناسايي H2O2 و O2-• ميباشند( Mahfouz, R. et al., 2010). 3-6-2- سنجش ROS در بيضه بوسيله فلوسايتومتري سلولهاي بافت بيضه جهت سنجش ROS مورد استفاده قرار گرفتند. ميزان ROSدر اين سلولها پس از کشتن حيوان و تک سلولی کردن سلولهای بیضه سنجيده شد. براي سنجش ROS توسط فلوسايتومتري، از رنگهاي DCFH-DA و DHE استفاده شد که به ترتيب اختصاصي جهت اندازه گيري H2O2 و °¯ O2ميباشند. اين رنگها قادر به عبور از غشاي سلول بوده و در مـواجه با ROS درون سلولي اکسيـد ميشوند. DCFH-DA پس از اکسيد شدن با H2O2 به ([47]DCF) تبديل ميشود و DHE توسط °¯O2 به[48]HE ، يکي از مشتقات اتيديوم برومايد، اکسيد ميشود. اکسايش اين ترکيبات توسط عوامل اکساينده و انواع واکنشپذير اکسيژن، سبب ايجاد يک ترکيب فلورسنت در محدوده نور سبز و قرمز ميشود (طول موج رنگ سبز بين 500 و 530 نانومتر و رنگ قرمز بين 590 و 700 نانومتر ميباشد). رنگآميزي سلولها به شرح زير انجام شد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
و الدمعُ عنوانُ الکتاب
وی از مردم دمشق می خواهد تا برای رسیدن به آرزوها انقلاب کنند:

ثوری «دمشق» فإنّما
نیل ُ الأمانی فی الطّلاب
در پایان، جوانان سوریه را خطاب قرار می دهد و آن ها را سرزنش می کند از این که سوریه که ما در شیرها بود، چرا گاهی برای گرگها شده است:
شُبّان سوریا الّذین
تناوشوا قمم السحاب
لکم العتاب و أنما
عتب الشباب علی الشباب
سوریه أمّ الضراغم
أصبحت مرعی الذّئاب.
(جواهری، ۲۰۰۴: ج۱: ۵۱) ۳ ـ ۱۶ ـ بیان مشکلات جامعه اسلام نفوذ بیگانگان در خاورمیانه از قرن نوزدهم آغاز شد. درباره عراق باید گفت این کشور پس از جنگ جهانی اول از سه ولایت بغداد، بصره و موصل تشکیل می شد. تا سال ۱۹۱۷ بغداد و سرتاسر عراق به تصرف انگلستان در آمد (نظمی، ۱۹۵۳: ۸۹). انگلستان پس از جنگ، از یک خط مشی و سیاست معین در عراق پیروی نکرد، بلکه با ایجاد احزاب و گروه های مختلف سیاسی، اختلافات مذهبی و فشار بر روحانیان شیعه، سعی در برهم شکستن وحدت اسلامی را داشت. تا سال ۱۹۲۰ این کشور تحت حکومت نظامی بود و به عنوان موجودیت سیاسی به مفهوم کشور امروزی وجود نداشت. این هم برای طبقه عامه و هم طبقه روشنفکر اثرات نامطلوبی داشت. آن ها می دیدند که کشور سوریه به استقلال رسید. و عراق همچنان زیر سیطره بیگانگان است. بنابر این مردم و بویژه طبقه روشنفکر آرزوی استقلال ملی داشتند (المقدّسی، ۱۳۷۷: ۱۶۳). همین امر انقلابات و کودتاهایی را در سراسر کشور برانگیخت، ولی از طرف انگلستان سر کوب می شد. انگلستان برای فرونشاندن این شورش ها اداره امور عراق را به کاکس واگذار کرد و امور داخلی عراق به خود عراقی ها واگذار شد و کارهای مهم را مشاوران انگلیسی انجام می دادند. این ها با آرمان های ملی عرب تطبیق نمی کرد. آنها خواهان حکومت مستقل ملی بودند. همین نارضایتی ها سبب همبستگی مسلمانان بخصوص شیعه و سنی گردید. و از این تاریخ بود که عراق بیش از هر کشور دیگری به مسأله اتحاد عرب ها و عربیت توجه کرد و برای تحکیم مبانی عربیت در خاورمیانه شورش های زیادی به بار آورد (ماتیل، ۱۲۸۳: ۳۱۹- ۳۱۰). دیری نپایید که در گوشه و کنار کشور قیام هایی در گرفت و کشور به حالت نا امنی درآمد. مشغول بودن دولت مردان به حل مسائل سیاسی سبب شد تا آن ها در حل معضلات اجتماعی بازبمانند. فقر و گرسنگی، بدبختی، بیدادگری و جهل، کشور را فرا گرفت. این مسأله از دید شاعران به و یژه جواهری پنهان نماند. حتی به جرأت می توان گفت جواهری نسبت به هر شاعر دیگری به بیان آرزوها ودرد های جامعۀ زمانش پرداخته است. موضوعی نیست که از دید او پنهان مانده باشد. درون مایه هایی چون عدالت، برابری زن و مرد، وضعیت کشاورزی و مشکلات کشاورزان، کارگر و تنگدستی به زیبایی در اشعار او انعکاس یافته است. جواهری نیز همچون دیگر شاعران عراقی، زهاوی، رصافی، کاظمی و محمود الملاح در حوادث سیاسی کشورش شرکت کرد. موضوعات شعری و اغراض سیاسی این شعرا با دیگر شاعران فرق دارد (الواعظ، ۱۹۴۷: ۳۴۴). او از انقلابیان ۱۹۲۰ بر ضد اشغالگران انگلیسی بود و قصیدۀ ۸۵ بیتی «الثوره العراقیه» را سرود. از آنجایی که جواهری به اتحاد دنیای اسلام عقیده داشت در این قصیده نه تنها عراق بلکه شرق به ویژه جهان عرب را مورد توجه قرار داد و در آن عرب ها و مسلمان را به اتحاد وایستادگی در صفی یکپارچه و کنار گذاشتن اختلافات قبیله ای و نژاد ی برای مبارزه با استعمار و مقاومت در برابر دسیسه های آن فراخواند. از آن تاریخ به بعد زندگی این شاعر بزرگ بر ضد ستم و بیدادگری و برای کسب آزادی ملت عراق و امت عربی گذشت و او به دور از تکلف و تصنع ندای دفاع از وطن سر داد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تاثیر پنهان HR با هزینه هایی که منافع یک شرکت را کاهش می دهد را محاسبه می کند.سرمایه فکری بوسیله محاسبه سهم دارایی انسانی نگه داشته شده توسط شرکت تقسیم بر هزینه های حقوق و دستمزد اندازه گیریمی شود.
DIC
Johansson ۱۹۹۶
Human Resource Costing & Accounting(HRCA) (حسابداری و قیمت گذاری منابع انسانی)
۱۹۸۸
پیش گام بر حسابداری HR است.یک تعداد از روش ها برای محاسبه ارزش منابع انسانی می باشد.

DIC
Flamholtz ۱۹۸۵
Human Resource Costing & Accounting(HRCA) (حسابداری و قیمت گذاری منابع انسانی)
۱۹۷۰s
“q” ارزش بازاری سهام شرکت تقسیم بر هزینه جایگزینی دارایی های آن است .تغییرات در qمقیاسی برای اندازه گیری موثر بودن یا نبودن عملکرد سرمایه فکری یک شرکت است که توسط دو اقتصادان) laureate N & Tobin J) در ۱۹۵۶ توسعه داده شده است.
MCM
Tobin J.
Tobins q
۱۹۵۰s
۲-۵- نحوه محاسبه سرمایه فکری (با بهره گرفتن از مدل پالیک) و شاخصهای عملکرد مالی شرکتها ۲-۵-۱- محاسبه سرمایه فکری با بهره گرفتن از مدل پالیک همانطور که در بخش های قبل هم ذکر شد روش های گوناگونی برای محاسبه و سنجش سرمایه فکری وجود دارد که مزایا و معایب هر یک بیان گردید. در این کار تحقیقی برای محاسبه و سنجش سرمایه فکری از مدل پالیک استفاده شده که از دلایل استفاده از این روش راحتی آن در محاسبه سرمایه فکری است که از طریق صورت های مالی و یاداشت های همراه آن جهت این کار استفاده می شود و همانطور که می دانیم صورتهای مالی آنچه را که در واقعیت وجود دارد نشان می دهد و ساخته و پرداخته ذهن و تخیل نیست و به آنچه که در شرکت وجود دارا از دیدگاه مالی (ریالی) نگاه می کند. پالیک در سال ۱۹۹۸و۲۰۰۰ ارزش افزوده سرمایه فکری[۱۰۰] را جهت اندازه گیری سرمایه فکری شرکت ها ارائه کرد. در روش ضریب ارزش افزوده فکری پالیک، برای بدست آوردن اطلاعات درباره ارزش کارایی ایجاد شده از دارایی های عینی و غیر عینی درون یک شرکت تهیه شده است. این مدل با توانایی شرکت نسبت به اجاد ارزش افزوده شده[۱۰۱] شروع می شود. ارزش افزوده تفاوت بین IN,OUT است . منظور از OUT کل درآمد حاصل از فروش تولیدات خدمات و سرویس های ارائه شده به بازار می باشد و منظوراز IN تمام هزینه هایی است که جهت تولید کالاها، خدمات و سرویس ها هزینه شده است. باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم که در این مدل (پالیک) هزینه کار (کل هزینه حقوق ، دستمزد و مزایای آن) و هزینه استهلاک، جزء هزینه های IN شامل نمی شود. حقوق و دستمزد نسبت به نقش فعالیت در فرایند ایجاد شده ارزش، عامل بالقوه ( که توسط هزینه های کار ایجاد می شود) به عنوان یک هزینه محسوب نمی شود. بدین گونه رمز اساسی در مدل پالیک رفتار کار بعنوان ارزش ایجاد شده شرکت تجاری است. این نتیجه آن است که ارزش اضافه شده توسط سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری منعکس می شود. هزینه استهلاک نیز به دلیل اینکه وجوهی از شرکت خارج نمی شود در VA جزء IN محسوب نمی شود. بنابراین VA را می توان بصورت معادله زیر نوشت: سود عملیاتی + هزینه حقوق و دستمزد+ هزینه استهلاک = VA در این تحقیق هزینه حقوق و دستمزد کل کارکنان EC از متن صورتهای مالی و یادداشتهای بهای تمام شده (دستمزد مستقیم و سربار تولیدی )، هزینه اداری و هزینه فروش استخراج شده است. همچنین مجموع هزینه استهلا ک دارایی مشهود و نامشهود از جدول تطبیق جریان وجوه نقد عملیاتی استخراج شده است الف) محاسبه کارایی سرمایه فیزیکی[۱۰۲] نسبت ارزش افزوده VA به سرمایه فیزیکی بکار کرفته شده را، کارایی سرمایه فیزیکی می گویند که این شاخص برای نشان دادن ارزش افزوده ایجاد شده بوسیله سرمایه فیزیکی است. دارایی مشهود/ ارزش افزوده CEE=VA/CE= دارایی های نامشهود= دارایی های نامشهود – کل دارایی ها= CE CEE بیان کننده توانایی فکری شرکت ها نسبت به بکارگیری سرمایه فیزیکی جهت ایجاد ارزش افزوده است. زمانی که گروه های مختلف شرکت ها با هم مقایسه می شوند، شرکت هایی که CEE بالاتری دارند نشان می دهد که نسبت سرمایه فیزیکی شان ارزش افزودهVA بیشتری کسب کردند. ب) محاسبه کارایی سرمایه انسانی[۱۰۳] کارایی سرمایه انسانی نشان می دهد که چه میزان VA در قبال هر ریال صرف شده برای هزینه حقوق و دستمزد در شرکت ایجاد شده است. نسبت VAبه HC ، توانایی HC را نسبت به ایجاد ارزش در یک شرکت بیان می کند. نامتناقض با نظریه های دیگر رهبران نویسنده سرمایه فکری (ادوینسون،۱۹۹۷)[۱۰۴]. پالیک بیان می کند که کل هزینه های حقوق و دستمزد شاخصی از یک شرکت است. پالیک فرض میکند که چون بازار حقوق و دستمزد را مشخص می کند که همان نتایج عملکرد است، پس نسبت VA بهHC ، توانایی HC را برای ایجاد ارزش در شرکت بیان می کند. (هزینه حقوق و دستمزد کل شرکت)/(ارزش افزوده) HCE=VA/HC= کل حقوق ودستمزد پرداختی به منابع انسانیHC = به طور مشابه وقتی که HCE در سطح یک گروه از شرکت ها مقاسه می شوند؛HCE یک شاخص از کیفیت منابع انسانی شرکت و توانایهایش نسبت به ایجاد VA برای هر ریال صرف شده برHC میباشد. و شرکتهایی که HCE بالاتری دارند نشان دهنده این است که به نسبت هزینه های حقوق و دستمزد ارزش افزوده بیشتری حاصل شده است. یعنی کارایی کارکنان آن شرکت بالا است. ج) محاسه کارایی سرمایه ساختاری[۱۰۵] سومین ارتباط “کارایی سرمایه ساختاری” است که سهم سرمایه ساختاری را در ایجاد ارزش نشان میدهد. در مدل پارلیک SC برابر است با VA منهای HU. در اندازه گیری SCE مقداری ازSC مورد نیاز نسبت به تولید یک دلار از VA است و آن شاخصی از چگونگی موفقیت SC در خلق ارزش است. بر خلاف VA, CEE, HCE مقسوم علیه برای SCE است. بدین گونه سومین ارتباط بین SC, VA بصورت زیر محاسبه می شود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تحتانی
۰
۹۱٫۸۶ b
۱۱٫۴۰ e
۸٫۹۵ cde
۱۵٫۹۲ a
۵٫۳۶ b
۰٫۶۷ b
۱۰۰۰
۹۹٫۰۳ a
۹٫۱۳ ef
۶٫۶۶ ef
۱۱٫۲۷ b
۵٫۷۵ b
۰٫۶۱ b
۲۰۰۰
۹۹٫۲۳ a
۲۴٫۳۳ b
۱۰٫۴۱ cd
۴٫۶۴ cd
۱٫۷۲ def
۰٫۳۳ c
۴۰۰۰
۹۸٫۰۰ a
۲۷٫۲۷ a
۱۶٫۸۰ a
۱۵٫۰۰ a
۶٫۹۹ a
۱٫۲۵ a
*در هر ستون حداقل یک حرف مشابه نشان دهنده عدم اختلاف معنیدار در سطح ۵ درصد بر اساس آزمون دانکن میباشد.
۴-۱-۲- تعداد ریشه
در رابطه با صفت تعداد ریشه نیز نتایج حاصل از تجزیه واریانس دادهها نشان داد که تاثیر موقعیت قلمه، غلظت هورمون و اثر متقابل آنها در سطح احتمال ۱ درصد معنیدار بود (جدول ۴-۱). مقایسه میانگین تعداد ریشه حاصل از قلمههای شاهپسند تحت تاثیر موقعیت قلمه نشان داد که بیشترین و کمترین تعداد ریشه به ترتیب در قلمههای تحتانی و انتهایی با مقادیر ۰۳/۱۸ و ۹۵/۱۲ مشاهده گردید (شکل۴-۲-A). با افزایش غلظت هورمون IBA تعداد ریشه نیز افزایش یافت به طوری که کمترین تعداد ریشه در تیمار شاهد (۲۷/۸) و بیشترین آن در غلظتهای ۲۰۰۰ و ۴۰۰۰ پیپیام (۵۵/۲۱ و ۹۹/۲۰) مشاهده شد (شکل۴-۲-B). مقایسه میانگین اثر متقابل موقعیت قلمه و غلظت هورمون نشان داد که در هر سه موقعیت قلمه، با افزایش غلظت هورمون IBA، میزان این صفت نیز افزایش نشان داد، به طوری که بیشترین تعداد ریشه در قلمه تحتانی و غلظت ۴۰۰۰ پیپیام (۲۷/۲۷) و کمترین آن در قلمه انتهایی و غلظت صفر هورمون IBA (21/5) به دست آمد (جدول ۴-۲). سینگ (۱۹۹۲) نشان داد که در قلمههای چوب نیمهسخت شیشهشور با افزایش میزان IBA از ۱۰۰۰ تا ۴۰۰۰ میلیگرم در لیتر درصد ریشهزایی و تعداد ریشه در هر قلمه افزایش یافت. گوپتا (۱۹۸۹) نیز نشان داد که تیمار قلمههای ختمی چینی با غلظت ۴۰۰۰ میلیگرم در لیتر IBA منجر به بیشترین درصد ریشهزایی قلمهها شد. به روشنی پذیرفته شده است که کاربرد اکسینهای طبیعی یا مصنوعی لازمه آغازش ریشههای نابجا در قلمههای ساقه است و تقسیم اولین یاختههای آغازنده ریشه به وجود اکسین بستگی دارد. اکسین به همراه ریزوکالین در آغازش و تمایزیابی ریشه نقش مهمی دارد. اکسین باعث جا به جایی و انتقال ریزوکالینهای متحرک به ناحیه ریشهزایی و فعال شدن آنها در این نواحی میگردد (Hartman et al., 1997).
A B شکل ۴-۲- مقایسه میانگین مربوط به اثر موقعیت قلمه (A) و غلظت IBA (پیپیام) (B) بر تعداد ریشه شاهپسند(در هر قلمه) حداقل یک حرف مشابه نشان دهنده عدم اختلاف معنیدار در سطح ۵ درصد بر اساس آزمون دانکن میباشد.
۴-۱-۳- طول متوسط ریشه
نتایج حاصل از تجزیه واریانس مربوط به صفت طول ریشه نشان داد که اثر غلظت هورمون و اثر متقابل موقعیت قلمه و غلظت هورمون در سطح احتمال ۱ درصد معنیدار بودند در حالی که موقعیت قلمه فاقد اثر معنیداری بر این صفت بود (جدول ۴-۱). مقایسه میانگین صفت طول ریشه نشان داد که این صفت در قلمههای انتهایی، میانی و تحتانی تفاوت معنیداری نداشت (شکل۴-۳-A). با افزایش غلظت هورمون IBA طول ریشه نیز افزایش نشان داد به طوری که کمترین طول ریشه در غلظتهای ۰ و ۱۰۰۰ پیپیام (۸۰/۶ و ۶۶/۷ سانتیمتر) و بیشترین آن در غلظتهای ۴۰۰۰ و ۲۰۰۰ پیپیام (۲۳/۱۴ و ۷۲/۱۳ سانتیمتر) حاصل شد (شکل۴-۳-B). اثر متقابل موقعیت قلمه و غلظت هورمون نشان داد که با افزایش غلظت هورمون طول ریشه در هر سه موقعیت قلمه افزایش یافت، این روند افزایش در قلمههای مختلف متفاوت بود. در این راستا بیشترین و کمترین طول ریشه (۸/۱۶ و ۸۶/۴ سانتیمتر) به ترتیب از قلمه تحتانی و غلظت ۴۰۰۰ پیپیام و قلمه انتهایی در غلظت صفر IBA بدست آمد (جدول۴-۲). به نظر میرسد توانایی بالاتر ریشهزایی در قلمههای تحتانی به دلیل تجمع بیشتر مواد غذایی ذخیرهای به صورت میزان کل قندها و یا به دلیل تجمع اکسین طبیعی یا دیگر عوامل تسریع کننده ریشهزایی در بخشهای تحتانی ساقه همراه با سطوح نسبتاً کم مواد جلوگیری کننده از ریشهزایی در آنها باشد (Al-Saqri and Alderson, 1996). همچنین مشخص شده است که تعداد آغازههای ریشه از قبل تشکیل شده در ساقههای چوبی برخی گونهها از قسمت تحتانی ساقه رو به سمت بالا به طرف بخش انتهایی کاهش مییابد (Haissing, 1972). بنابراین ظرفیت ریشهزایی بخشهای تحتانی چنین شاخسارههایی به طور قابل ملاحظهای بیشتر از بخشهای انتهایی خواهد بود. قلمههای انتهایی اغلب به صورت قلمههای چوب نرم و یا چوب نیمه سخت میباشند که دارای جوانه انتهایی و برگهای جوان هستند که در این قلمهها مواد تسریع کننده ریشهزایی میتواند تولید شود. هر چند این ترکیبات در غلظتهای بالا نقش بازدارندگی دارند (Leakey and Coutts, 1989).

موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مادر مهربانم که آیین عشق ورزی را به من آموخت و همه شهیدان ایران عزیز، که فاتحان حقیقی قله های عشقند. چکیده مسئله زمانبندی پروژه با محدودیت منابع، از معروفترین مسائل مطرح در مباحث تحقیق در عملیات و بهینه سازی می باشد. در این مسئله هر پروژه از تعداد ی فعالیت تشکیل شده است به علاوه تعداد منبع با ظرفیتهای محدود وجود دارد. فعالیتها علاوه بر اینکه نسبت به یکدیگر جهت اجرا دارای اولویت هستند، در استفاده از منابع نیز محدودیت دارند. هدف کمینه کردن زمان اتمام پروژه می باشد به نحوی که محدودیت ها تقدمی و منبعی ارضا شدند. برای حل مسئله یک الگوریتم جدید بهینه سازی جامعه نامنظم (ASO) طراحی شده است. پس از انتخاب یک جمعیت اولیه به شکل تصادفی، با انتخاب سیاست حرکتی مبتنی بر مکان فعلی هر عضو یا سیاست حرکتی مبتنی بر مکانهای گذشته شخصی هر عضو یا سیاست حرکتی مبتنی بر مکان سایر اعضای جامعه انسانی یا سیاست حرکتی مبتنی بر قانون ترکیبی به جوابهای جدید می رسیم. برای تنظیم پارامترهای الگوریتم از روش تاگوچی استفاده میکنیم. در ادامه الگوریتم مذکور، پیاده سازی شده و در مورد نمونه های مختلف مسئله،تست و تنظیم گردیده است. پیاده سازی این الگوریتم روی مسایل پایه، کارایی آن را در مقایسه با سایر الگوریتم های موجود نشان می دهد.
 واژگان کلیدی: زمانبندی پروژه، الگوریتم بهینه سازی جامعه نامنظم، مسئله زمانبندی پروژه با محدودیت منابع. فهرست مطالب عنوان صفحه فصل اول: مفاهیم و کلیات زمان بندی پروژه مقدمه ۲ ۱-۱) اجزای زمانبندی پروژه ۵ ۱-۱-۱) فعالیت ها ۷ ۱-۱-۲ )روابط تقدمی ۸ ۱-۱-۳) منابع ۹ ۱-۱-۴) تابع هدف ۱۰ ۱-۱-۵) شکل نمایش ۱۱ ۱-۲) انواع مسائل زمانبندی پروژه با محدودیت منابع ۱۲ ۱-۲-۱) مسئله زمانبندی پروژه با محدودیت منابع در حالت کلاسیک (RCPSP) 13 ۱-۲-۲) مسئله زمانبندی پروژه با منابع محدود چندحالته (MRCPSP) 14 فصل دوم: مروری بر ادبیات زمانبندی پروژه مقدمه ۱۷ ۲-۱) روش های دقیق ۱۷ ۲-۲) روش های حل ابتکاری ۱۸ ۲-۳) روش حل ابتکاری سازنده ۱۹ ۲-۳-۱) قوانین اولویت ۱۹ ۲-۳-۲) طرح تولید زمانبندی ۲۱ ۲-۴) روش حل ابتکاری بهبود دهنده ۲۴ ۲-۴-۱) انواع طرح های نمایش جواب ۲۶ ۲-۴-۲) انواع عملگرهای همسایگی ۲۶ ۲-۵) الگوریتم های فراابتکاری ۲۷ ۲-۵-۱) الگوریتم ژنتیک ۳۰ ۲-۵-۲ )الگوریتم جستجوی ممنوع ۳۴ ۲-۵-۳) الگوریتم آنیل شبیه سازی شده ۳۶ ۲-۵-۴) الگوریتم دسته پرندگان ۳۸ ۲-۵-۵) الگوریتم بهینه سازی جامعه نامنظم ۴۱ فصل سوم: معرفی مسئلهRCPSP و الگوریتم ASO مقدمه ۴۵ ۳-۱) ارائه مدل مفهومی مسئله RCPSP 45 ۳-۲) ارائه و تبیین مدل ریاضی مبتنی به روش برنامه ریزی خطی از پریتسکر برای حل مسئله RCPSP 47 ۳-۳) معرفی الگوریتم بهینه سازی جامعه نامنظم ۴۸ ۳-۳-۱) ایده طراحی الگوریتم ۴۸ ۳-۳-۲) تشریح کلی الگوریتم ۵۰ ۳-۳-۳) مفروضات و نکات اولیه الگوریتم ۵۱ ۳-۳-۴) فرایند برنامه ریزی برای حرکت هر عضو جامعه ۵۱ ۳-۳-۵) فلوچارت الگوریتم فراابتکاری ASO 56 ۳-۴) مقایسه الگوریتمهای PSO و ASO 58 فصل چهارم: پیاده سازی الگوریتم ASO و ارائه نتایج ۴-۱) الگوریتم ASO طراحی شده برای مساله ۶۲ ۴-۱-۱) کدگذاری و شیوه نمایش جوابها ۶۲ ۴-۱-۲) جمعیت اولیه ۶۴ ۴-۱-۳) فرایند برنامه ریزی برای حرکت هر عضو جامعه ۶۶ ۴-۱-۴) قانون ترکیبی ۷۰ ۴-۲) مسائل نمونه ۷۱ ۴-۳) تنظیم پارامترهای الگوریتم طراحی شده ۷۳
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اختلال فوبیا اختلال وسواسی جبری اختلال استرس پس از سانحه اختلال اضطرابی ناشی از طب عمومی: یک اختلال اضطرابی است که ناشی از یک بیماری طبی باشد. وقوع علایم اضطرابی مربوط به اختلال طبی عمومی شایع است اما میزان بروز اختلال برای حالات طبی عمومی مختلف متفاوت است. علایم اختلال اضطرابی ناشی از اختلال طبی عمومی مشابه اختلال اضطرابی اولیه است.
 سبب شناسی: طیف وسیعی از اختلالات طبی می توانند علایمی مشابه آنچه در اختلالات اضطرابی دیده می شود را ایجاد کنند. از اختلالات طبی شایع که باعث بروز علایم اضطرابی می شوند عبارتند از: پرکاری تیروئید، کم کاری تیروئید، پار کاری پاراتیروئید، کمبود ویتامین ، صرع، دیابت، تومور غده فوق کلیه و فئوکروموسیتوم (بدلیل تولید اپی نفرین علایم اضطراب ایجاد می کند)، آریتمی های قلبی، هیپوگلیسمی، ضایعات مغز و حالات پس از آنسفالیت می باشند. انواع اختلالات طبی که سبب علایم اضطرابی می شوند ممکن است از طریق مکانیسم مشترک سیستم نورآدرنرژیک عمل نمایند. هر چند اثرات سیستم سروتونرژیک نیز تحت مطالعه است. ملاک ها ی تشخیصی ۱- تسلط اضطراب بارز، حملات هراس، افکار یا اعمال وسواسی بر شکل بالینی ۲- بر اساس قرائن حاصل از شرح حال، معاینه جسمی و یافته های آزمایشگاهی می توان گفت که اختلال نتیجه مستقیم فیزیولوژیک یک اختلال طبی عمومی است. ۳- یک اختلال روانی دیگر مثل اختلال انطباق همراه با اضطراب، توجیه بهتری برای این این اختلال نیست. ۴- اختلال منحصراً در جریان دلیریوم روی ندهد. اختلال از نظر بالینی، ناراحتی شدید ایجاد نموده یا تخریب در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه های مهم بوجود آورد. ۲- اختلال پانیک (هراس) و گذر هراسی ریشه مفهوم اختلال هراس ممکن است در سندرم قلب تحریک پذیر باشد که در جریان جنگ داخلی آمریکا توسط یاکوپ مندس داکوستا در سربازان مورد توجه قرار گرفت. اختلال هراس به وقوع حملات خودبخودی و غیرمنتظره داخلی هراس اطلاق می شود. این حملات معمولاً کمتر از یک سال طول می کشد و در طی آن شخص شدیداً احساس اضطراب یا ترس پیدا می کند و همراه با علایم جسمانی تپش قلب یا تاکی پنه (افزایش تعداد تنفس) است. بدلیل وجود علایم جسمانی همراه این اختلال اکثراً به مراکز غیرروانپزشکی مراجعه می کنند و علایم ممکن است با یک اختلال طبی جدی مثل انفارکتوس میوکارد اشتباه شود. در طول حمله ممکن است دارای علایم نظیر نشخوار ذهنی، اشکال در تکلم و یا کاهش حافظه باشند و دچار هراس از مرگ در اثر ناراحتی قلبی و تنفسی شوند و به اورژانس ها مراجعه نمایند و حتی ۲۰ درصد دچار سنکوپ شوند. اختلال گذر هراسی این واژه از ریشه لاتین Phobos, Agora که به معنی ترس از بازارچه است گرفته شده است و اصطلاح گذر هراسی از سال ۱۸۷۱ برای اختلالی ابداع شد که در آن شخص به نظر می رسد از رفتن به مکان های عمومی بدون همراهی دوستان و بستگان می ترسد. گذر هراسی به معنی ترس از تنها بودن در مکان های عمومی مثل فروشگاه های بزرگ و بخصوص جاهایی است که خروج سریع از آنها در صورتی که شخص دچار حمله هراسی شود مشکل است. بنظر می رسد ناتوان کننده ترین نوع فوبی باشد زیرا وجود آن با توانایی تشخیصی برای عملکرد اجتماعی یا موقعیت شغلی خارج از خانه تداخل ایجاد می کند. بیمار مبتلا به گذر هراسی بطور جدی از موقعیت هایی که امکان جلب کمک در آن دشوار است اجتناب می کند و ترجیح می دهند در محل هایی نظیر خیابان های شلوغ، فروشگاه های پر ازدحام، مکان های بسته (مثل تونل ها، پل ها، آسانسورها) و وسایط نقلیه بسته (مثل قطار، اتوبوس، هواپیما) دوست یا آشنایی او را همراهی کند. همه گیری شناسی : مطالعات همه گیری شناسی شیوع اختلال هراسی را در طول عمر ۵/۱ تا ۳ درصد و برای حملات هراس ۳ تا ۴ درصد گزارش کرده است. زنان ۲ تا ۳ برابر بیشتر از مردان به اختلال هراسی مبتلا می شوند و بیش از همه در بالغین با میانگین سنی ۲۵ سال دیده می شود. عوارض وابستگی به مواد: عوارض اعتیاد بر سلامت جسمی و روانی: کاهش وزن، سوء تغذیه، اختلالات گوارشی متعدد، آسیب های عضلانی، اختلالات کبدی و کلیوی، عفونت های خطرناک (ایدز، هپاتیت، کزاز و غیره)، بیماری های مزمن تنفسی، ناتوانی جنسی و عقیمی، سکته های قلبی و بیماری های مربوط به قلب، اختلال خواب، اختلالات روانی. عوارض خانوادگی: تنش و خشونت در خانواده (همسرآزاری، کودک آزاری، دزدی و درگیری)، غفلت از فرزندان، مشکلات تحصیلی، اختلالات روحی و روانی در خانواده، آشفتگی خانواده، افت سطح اجتماعی و اقتصادی و بی کفایتی در سرپرستی خانواده. عوارض شغلی: شکست و افت شغلی، غیبت از کار، کاهش کارآیی، اخراج و بیکاری و غیره. ۴- عوارض اقتصادی: کاهش نیروی مولد، هزینه های تحمیل شده به نیروی انتظامی و جامعه، صرف وقت دادگاه ها و نیروهای قضایی، هزینه نگهداری معتادین، هزینه بازپروری و ترک اعتیاد، هزینه های مراقبت های بهداشتی و بیمارستان ها. ۵-عوارض اجتماعی: ضعف پایبندی به اصول اخلاقی و هنجارهای اجتماعی، انواع جرائم و خسارت های مالی و جانی (خشونت، تجاوز، دزدی، قتل) افزایش مشاغل کاذب و بیکاری، بی خانمانی و فقر.(۲۷) اهداف هدف اصلی ارتباط حیطه های نگرانی با کیفیت زندگی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی تعیین می گردد اهداف ویژه سطوح حیطه های نگرانی در دانشجویان پسر دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی تعیین می گردد. سطوح حیطه های نگرانی در دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی تعیین می گردد. سطوح حیطه های نگرانی در دانشجویان پسر با دختر دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی مقایسه می گردد. سطوح کیفیت زندگی در دانشجویان پسر دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی تعیین می گردد. سطوح کیفیت زندگی در دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی تعیین می گردد. سطوح حیطه های نگرانی در دانشجویان پسر با دختر دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی مقایسه می گردد. سطوح حیطه های نگرانی در دانشجویان در رشته های تحصیلی مختلف در دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی تعیین می گردد. سطوح کیفیت زندگی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی تعیین می گردد. ارتباط حیطه های نگرانی با کیفیت زندگی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی تعیین می گردد. اهداف کاربردی آگاهی دادن به مدیران بخش سلامت در خصوص وضعیت روانی دانشجویان. سوالات و فرضیات توزیع فراوانی حیطه های نگرانی در دانشجویان پسر دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی چگونه است؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۷۴/۲۱ b
ساری گل
۴۸/۵۳۵ a
۹۱/۳ a
۶۰/۲۳ a
RGS
غلظتهای مختلف سالیسیلیک اسید
۱۹/۴۸۶ c
۲۷/۳ b
۱۵/۲۱ c
تیمار شاهد
۰۰/۵۱۱ b
۴۲/۳ b
۴۳/۲۲ b
غلظت ۵/۰ میلی مولار
۰۸/۵۱۱ b
۰۴/۴ a
۳۷/۲۳ ab
غلظت ۱ میلی مولار
۴۸/۵۳۷ a
۹۳/۳ a
۶۰/۲۳ a
غلظت ۵/۱ میلی مولار
۹۸/۵۲۰ ab
۸۲/۳ a
۸۰/۲۲ ab
غلظت ۲ میلی مولار
.(LSD≤۰٫۰۵) حروف یکسان در هر ستون برای هر تیمار نشان دهنده عدم وجود اختلاف معنیدار و حروف غیر یکسان نشان دهنده وجود اختلاف معنیدار است.
 مهرابیان مقدم و همکاران در سال ۱۳۹۰ در پژوهشی بر روی گیاه ذرت گزارش کردند که کاربرد سالیسیلیک اسید در شرایط تنش خشکی باعث افزایش معنیدار وزن هزار دانه شده است. سیبی و همکاران در سال ۲۰۱۲ در پژوهشی گزارش کردند که سالیسیلیک اسید وزن هزار دانه را در گیاه گلرنگ در شرایط تنش خشکی بهطور معنیداری افزایش داد. کیارستمی و همکاران نیز در سال ۱۳۹۰ در پژوهشی افزایش وزن هزار دانه را در گیاه کلزا در شرایط تنش شوری گزارش کردند. مقایسه میانگین اثرات متقابل نشان داد که در شرایط آبیاری مطلوب در هر دو رقم تیمار ۱ میلی مولار سالیسلیک اسید وزن هزار دانه بالاتری داشته و با افزایش میزان سالیسیلیک اسید بیش از ۱ میلی مولار وزن هزار دانه بهطور معنیداری کاهشیافته است (شکل ۴-۲۰). در شرایط تنش خشکی نتایج نشان داد که با افزایش میزان سالیسیلیک اسید وزن هزار دانه در هر دو رقم نیز به موازات افزایشیافته و بیشترین وزن هزار دانه در هر دو رقم در شرایط تنش خشکی در تیمار ۲ میلی مولار سالیسیلیک اسید به دست آمد (شکل ۴-۲۱). این در حالی است که وزن هزار دانه در تیمار ۲ میلی مولار با وزن هزار دانه در تیمار ۵/۱ میلی مولار تفاوت معنیداری ندارد ولی با دیگر تیمارها تفاوت معنیدار دارد (شکل ۴-۲۱). شکل۴-۲۰- اثر متقابل رقم و سالیسیلیک اسید بر وزن هزار دانه در شرایط آبیاری مطلوب. ستون های با حروف مشابه بر اساس آزمون LSD در سطح احتمال ۵ درصد تفاوت معنیداری ندارند. شکل۴-۲۱- اثر متقابل رقم و سالیسیلیک اسید بر وزن هزار دانه در شرایط تنش خشکی انتهای فصل. ستون های با حروف مشابه بر اساس آزمون LSD در سطح احتمال ۵ درصد تفاوت معنیداری ندارند.
۴-۸- عملکرد دانه:
نتایج تجزیه واریانس نشان داد که همه تیمارهای مورد بررسی در این پژوهش اثر معنیداری بر روی عملکرد دانه در کلزا داشتهاند (جدول ۴-۵). بهگونهای که تنش در مرحله گلدهی عملکرد دانه را به میزان ۴۰ درصد کاهش داد بطوری که عملکرد دانه از ۸/۶۴۳ گرم در متر مربع در شرایط آبیاری به ۸/۳۸۲ گرم در متر مربع در شرایط تنش کاهش یافت(شکل ۴-۲۲) در بین ارقام کلزا رقم RGS با عملکرد ۵۳۵۴ کیلوگرم در هکتار برتری معنیداری نسبت به رقم ساری گل با عملکرد ۴۹۱۱ کیلوگرم در هکتار داشت (شکل ۴-۲۳). کمبود آب میتواند اثر سویی بر عملکرد کلزا بگذارد ولی این اثر به نوع رقم و مرحلهای که تنش اتفاق میافتد بستگی دارد (نصری و همکاران، ۱۳۸۵). انگادی و همکاران در سال ۲۰۰۳ گزارش کردند که کاهش عملکرد دانه در اثر تنش خشکی در مرحله گلدهی عمدتاً مربوط به کاهش تعداد غلاف در بوته است ولی کاهش عملکرد در اثر تنش خشکی در مرحله پر شدن دانه، عمدتاً از طریق کاهش وزن هزار دانه اتفاق میافتد. ولی در پژوهش حاضر چون تنش از مرحله گلدهی آغاز و تا پایان دوره رشد ادامه داشته است، گیاه در هر دو مرحله تحت تنش خشکی بوده و کاهش زیاد عملکرد دانه در شرایط تنش در این پژوهش تحت تأثیر کاهش هر دو صفت فوق میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نمونه مورد نظر که در واقع مخروط ماده نیلسونیال ها می باشد دارای طول بیش از ۳۰ میلیمتر و عرض حدود ۱۵ میلیمتر است که در قسمت دیستال اسپورانژیوفورها حالت دو شاخه یا لنگر مانند پیدا می کنند که احتمالاً محل قرارگیری دانه می باشد در این نمونه فاصله بین اسپورانژیوفورها تقریباً منظم و حدود ۲ میلیمتر است. نمونه مورد نظر از لحاظ تمام ویژگی ها از جمله طول و عرض مخروط و زاویه اسپورانژیوفورها با محور اصلی که تقریباً عمود هستند و نیز قسمت دیستال اسپورانژیوفورها که حالت دو شاخه دارد شبیه جنسBeania می باشد (Schweitzer ,2000). Class: Equisetopsida C. Agard Order: Equisetales Domertie Family: Equisetaceae Richard ex Michaux, 1803 Genus Neocalamites Halle, 1908 Neocalamites sp. (Pl. 9, fig. 1) در نمونه های جمع آوری شده از منطقه ۲ نمونه شیلی از جنس مورد نظر یافت شد که با کد ICST(41, 42) نگهداری میشوند. خصوصیات نمونه مورد مطالعه به این صورت است : ساقه بند بند است که در نمونه فقط یک بند مشاهده می شود و عرض ساقه در حدود ۵/۱سانتی متر و طول آن قابل اندازه گیری نیست در حالی که سطح خارجی آن صاف است .در نمونه یافت شده پینول ها حفظ نشده اند و تعداد فرورفتگی ها و برجستگی ها۱۰عدد در هر سانتی متر است . درجنس نئوکلامیتس برای تشخیص گونه از دو فاکتور پهنای پینول و نسبت K استفاده میکنندکه مهمترین فاکتور پهنای پینول است و درصورت عدم وجود برگ تشخیص گونه مشکل است .
 نسبت K از رابطه تعداد اثر برگ ها /تعداد فرو رفتگی ها وبرجستگی ها بدست می آید . درنمونه مورد مطالعه به علت عدم حفظ شدگی پینول ها از فاکتور پهنایی پینول نمیتوان استفاده کرد .از رابطه نسبت K که در حدود۴ است میتوان گونه نئوکالامیتس هورنسیس را در نظر گرفت ولی این تشخیص با قطعیت نیست . از رسوبات دوگر پسین اشکلی در حوضه کرمان و لیاس پسین طرزه زیر اب وسنگرود البرز (Schweiter ,2000) . این جنس خاص محیط های مرداب است ((Ress and Cleal ,2004 . این جنس دارای سن تریاس – لیاس پسین است ( فخر، ۱۳۷۱) . فصل پنجم پالئواکولوژی ۵-۱-مقدمه هریک از موجودات که در محیط خاصی زندگی میکنند با شرایط آن محیط سازگار شده اند وجود هرکدام از آنها مشخص کننده شرایط محیطی می باشدکه درآن زندگی می کنند این ارتباط متقابل موجودات و محیط زیست آنها را اکولوژی می نامند؛ بررسی و شناخت اکولوژی گذشته را پالئواکولوژی می گویند. ۵-۲-پالئواکولوژی نمونه های مورد مطالعه : واسیلیف محیط زیست مجموعه های گیاهی را بازسازی و هفت محیط رسوبی را شناسایی نموده است (میرزایی،۱۳۸۱) . این محیط ها براساس ارتفاع عبارتند از: ۱- محیط مرداب: که پوشیده از آب است و گیاهان هیدروفیت مانند دم اسبیان که ساقه های بند بند دارند در این محیط زندگی می کنند. ۲- محیط ساحل مرطوب: گیاهان مزوفیت که نسبت به هیدروفیت ها نیاز به آب کمتری دارند در این محیط زندگی می کنند مانند: Kluki و Coniopteris و … ۳- محیط بخش پایین دامنه: مکانی نسبتاً مرطوب است و سرخس هایی با برگ های بزرگ تر که نیاز به رطوبت کم تر دارند مانند: Phlebopteris، در این محیط می باشند. ۴ و ۵- محیط بخش میانی دامنه: این محیط ها در سطح بالاتری نسبت به محیط قبل قرار دارند و رطوبت کمتری نیز دارا می باشند، سرخس هایی دارای برگ هایی با استحکام بیشتر مانند Cladophlebis یا Cycadales چون جنس Nilssonia و … در این محیط زندگی می کنند. ۶- محیط بخش بالای دامنه: در این محیط رطوبت کم تر از قسمت میانی است و گیاهان خانواده Bennettitales در این محیط زندگی میکنند . ۷- محیط خط الرأس: در این محیط Conifeales و Ginkgo می رویند. و گونه هایی از جنس Nilssonia که برگ های مستحکم تری دارند نیز در آن زندگی می کنند. ۱- سیکادوپسیداCycadales : سیکادها اولین بار در مرز کربونیفر- پرمین ظاهر شده اند. آن ها در طول مزوزوئیک فراوان بوده و اکنون از طریق فرم های باقی مانده شناخته می شوند، در حدود ۲۰۰ گونه و ۱۱ جنس از آن ها شناخته شده است. آن ها اساساً در مناطق استوایی و نیمه استوایی و کمتر در مناطق با آب و هوای گرم غالب هستند اما به طور معمول نشانه آب و هوای مناطق نیمه استوایی می باشند. در آفریقای جنوبی، استرالیا، آمریکای جنوبی و مرکزی و شرق آسیا یافت شده اند (Vakhrameev ,1991). ۲-پتریدوسپرموپسیدا (Pteridospermopsida): که همان سرخس های دانه دار هستند، جنس پاکیپتریس به عنوان یک جنس راهنما از این رده برای آب و هوای استوایی بدون تغییرات آب و هوایی سالیانه در نظر گرفته شده است چنین موردی را برای بنه تیتال هایی مانند جنس های زامیتس و اتوزامیتس نیز می توان ذکر کرد افراد خانواده کوریستواسپرماسه از طبقات رسوبی خشکی گندوانا (ناتال در آفریقای جنوبی) پیدا شده اند (قویدل سیوکی، ۱۳۷۸). ۳-فیلیکوپسیدا (Filicopsida): این گیاهان در منطقه مورد مطالعه از فراونی خوبی برخوردارند و در بین نمونه های یافت شده رتبه اول فراوانی را به خود اختصاص داده اند؛ در حال حاضر تنها یک خانواده از آنها باقی مانده و شامل ۶ جنس از سرخس های بزرگ تا خیلی بزرگ میباشند که در مناطق کوهستانی به فرم بوته ایی و در زیر درختان بزرگ قرار دارند .در ابتدا در مناطق استوایی با آب و هوای گرم زیست میکردند. خانواده دیکسونیاسه (Dicksoniaceae) ابتدا در طول تریاس ظاهر شده آنها در طول ژوراسیک گسترش بسیار زیادی داشته اند این خانواده در مناطق استوایی وجود دارند و در رسوبات ژوراسیک یورکشایر فراوانند (Van Konignenburg and Van Cittert ,2008). جنس کونیوپتریس یکی از جنس های شناخته شده این خانواده است، بیشتر بوته های آن در مناطق کوهستانی و پیش از هر چیز دیگر در مناطق استوایی و بیشتر در آب و هوای معتدل تا گرم می روید . سرخس ها در ژوراسیک یورکشایر بسیار فراوان و رایج هستند و بیشتر زیر درختان سیکاد و بنه تیتال ها، در طول حاشیه رودخانه ها رشد می کردند. در منطقه مورد مطالعه از لحاظ فراوانی در رتبه نخست جای دارند ( .(Van Konignenburg and Van Cittert ,2008 قدیمی ترین خانواده های شناخته شده در یوکشایر به ماراتیاسه (Marattiaceae) و اسمونداسه Osmundaceae))تعلق دارند و خانواده های شیزاسهSchizaceae)) و ماتونیاسه Matoniaceae)) و دیپتریداسه Dipteridaceae)) در اولویت بعدی قرار میگیرند ،اما از هر کدام تعداد محدودی تاکسا شناخته شده است ( .(Van Konignenburg and Van Cittert ,2008 ۴-کنیفروپسیدا Coniferopsida)): که در منطقه مورد مطالعه نیز از فراوانی خوبی برخوردارند و از لحاظ فراوانی در رتبه دوم قرار می گیرند و از منطقه یورکشایر انگلستان نیز گزارش شده اند. در اندازه های مختلف از بوته ای تا درختان بزرگ و دارای ویژگی های شاخص ساقه ها و شاخه هایی با بافت چوبی هستند. بیشتر مخروطیان زنده که در زمان حال وجود دارند در ژوراسیک یورکشایر نیز بوده اند اما عده ای هم هستند که نسل آنها از بین رفته و به زمان حاضر نرسیده اند مانند خانواده چیرولیپیداسه (Cheirolepidiaceae)که خانواده بسیار موفقی در طول مزوزوئیک بوده و بیشترین رواج را در یورکشایر داشته اند اما در انتهای کرتاسه از بین رفته اند (ون درهام و دیگران ؛۲۰۰۸) و شاخ و برگ هایی که به عنوان مورفوجنرا Morphogenera)) برای این خانواده در نظر گرفته شده به نام براکیفیلوم Brachyphyllum)) و پاگیوفیلوم می باشد که در یوکشایر اندام تولید مثلی آنها گزارش شده است.مخروط ماده (هایرمرییلا) Hirmeriella)) و دارای پنج لوب و دو اوول می باشد که توسط یک ساختار آویخته مانند پوشیده شده است.مخروط های نر کوچک بنام کلاسوستروبوس (Classostrobus) که گسترش جهانی داشته و نشانه آب و هوای گرم در طول مزوزوئیک بوده اند (Vakhrameev ,1991) . مخروطیانی از خانواده آراوکاراسه (Araucaraceae) که از طبقات ژوراسیک و کرتاسه بدست آمده نشانه آب و هوای گرم باشرایط پایدار بدون تغییرات زیاد فصلی می باشند امروزه این خانواده بیشتر در مناطق استوایی و نیمه استوایی حضور دارند . در حال حاضر مخروطیانی مانند خانواده تاکسودیاسه که در منطقه مورد مطالعه نیز یافت شده؛ در نواحی گرم و معتدل می رویند (Vakhrameev ,1991) . ۵-اسفنوفیتا (Sphenophyta): یکی از جنس های معروف این شاخه، جنس اکوئیزتوم Equisetites می باشد که در واقع ساقه اسفنوفیتس است. اکوئیزتوم امروزه گسترش وسیعی از استوا تا نواحی قطبی دارد و بیشتر گونه های آن بین عرض های ۴۰-۶۰ درجه شمالی قرار دارند.از استرالیا؛ نیوزیلند وقطب جنوب گزارش نشده و اکنون حدود ۱۵ گونه از آن شناخته شده است .گونه E . laterale از تریاس تا کرتاسه و از لوراسیا تا گندوانا دیده شده است (Ress and Cleal ,2004) . با در نظر گرفتن این مطالب برای منطقه مورد مطالعه میتوان چنین نتیجه گرفت که ، بیشترین فراوانی قطعات فروند فسیل های گیاهی یافت شده مربوط به راسته فلیکال ها می باشد . هر چه طول فروندهای حفظ شده بیشتر باشد و بهتر حفظ شده باشند میتوان نتیجه گرفت که گیاهان منشا آنها نزدیک محیط رسوبگذاری رشد کرده اند و خیای فاصله نداشته و حمل نشده اند .(Barbacka and Bodor ,2008) با توجه به این نکته میتوان گفت ،در منطقه مورد مطالعه راسته فلیکال ها که در طبقه بندی واسیلف جزء گیاهان محیط مرداب و ساحلی مرطوب هستند پس احتمالا محیط رسوب گذاری نیز مردابی و ساحلی مرطوب می باشد . محققین دیگری از جمله وزیری (۱۳۸۲) با بررسی شرایط اکولوژیک گیاهان فسیل ناحیه دشت خاک و مقایسه آن با فسیل های گیاهی ناحیه کولگوور اسکاتلند ، نتیجه گرفت که این مجموعه گیاهی متعلق به محیط نزدیک ساحل احتمالا حوضه ای کم عمق در داخل یک دلتا و دور از دسترس امواج بوده است .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳ –CENTERBOND (3C): منظور پیوندهای سه مرکزی می باشد. LP: نشاندهنده تعداد جفت الکترونهای ناپیوندی میباشد. DEV: ماکزیمم میزان انحراف اوربیتالهای تشکیلدهنده پیوند را نشان میدهد. E(2): انرژی پایداری حاصل از انتقالات میباشد ۳-۸-مقایسه روشهای مکانیک کوانتومی موضوع هندسه تعادلی و انرژی نسبی پیکربندیهای مختلف یک مولکول (به خصوص در مورد مولکولهای زیست شناختی) از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. بنابر آنچه به دست آمده است، معلوم میشود که محاسبات SCF آغازین در مورد ساختارهای مولکولی، به طور معمول نتایج قابل اعتمادی را ارائه میدهند. به عنوان مثال، زوایای دو وجهی در ترکیبات غیرحلقوی، که شامل دو یا سه یا چهار اتم غیر هیدروژن هستند، با بهره گرفتن از روشهای محاسباتی STO-3G و ۴-۳۱G به خوبی پیشبینی میشود. از محاسبات ۴-۳۱G پیشبینیهای خوبی برای پایداریهای نسبی ساختارهای مختلف به دست میآید. گروهی از پژوهشگران به این نتیجه رسیدهاند که روشهای CNDO، INDO برای کارهای ساختاری قابل اعتماد نیستند. برای بررسیهای ساختاری، روشهای PCILO به طور قابل توجهی مطمئنتر از روش CNDO است و همین روش در محاسبات ساختاری چند مولکولی زیست شناختی نتایج خیلی خوبی را ارائه داده است.
 روشهای نیمه تجربی، از نظر کوتاهی زمان محاسبه برتری قابل توجهی نسبت به روش آغازین دارند. روشهای MINIDO/3، CNDO، INDO و MNDO همه، زمان یکسانی از کامپیوتر را میگیرند. در مورد محاسبه تکی در مورد مولکولی به اندازه متوسط، زمانهای نسبی محاسبه، به صورت خیلی تقریبی آن، عبارتند از: ۱ برای CNDO، ۱۰۰ برای STO-3G، ۶۰۰ برای ۴-۳۱G و ۳۰۰۰ برای . در مورد مولکولهای بزرگتر، امتیاز برتری زمانی برای روشهای نیمه تجربی، چشمگیرتر میشود. با توجه به سرعت عمل موجود در محاسبه گرادیان انرژی با بهره گرفتن از روشهای نیمهتجربی، همین امر، در صورت بهینهسازی هندسی واقعیت مییابد. به طور خلاصه، میتوان گفت هرچند روشهای توسعه یافته هوکل، INDO، CNDO، هرکدام میتواند برای کاربردهای محدود معینی مفید باشند، اما به طور کلی این روشها در محاسبه خواص مولکولی زیاد مورد اعتماد نیستند. میزان کلی اطمینان به روشهای اوربیتال مولکولی آغازین، در مورد مولکولهای پوسته بسته عموماً خوب هستند، به شرط آنکه از یک سری به اندازه مناسب (لزوماً اندازه به خواص مورد محاسبه بستگی دارد) استفاده شود، و نیز به شرط آن که این کار فقط به تغییرات انرژی مابین هم پارها و تغییرات انرژی در واکنشها محدود باشد. البته اندازه مولکولی، که برای آن میتوان محاسبات آغازین را انجام داد، کاملاً محدود است. روش MNDO، در تثبیت خواص مولکولی، به میزان قابل ملاحظهای بهتر از روشهایINDO و یا CNDO است، ولی همین روش نیز به اندازه محاسبات آغازین قابل اعتماد به نظر نمیرسد. ۳-۹- روش کار ۳-۹-۱- تهیه فایل داده ها[۱۰۳] یک سری داده ها شامل مشخصات مولکول مورد نظر به صورت فایل داده که به صورت Z-ماتریکس میباشد به برنامه MOPAC داده می شود، زیرا کار کردن با برنامه MOPAC در ابتدا مستلزم تهیه و تحویل مشخصات سیستم مورد مطالعه به برنامه کامپیوتری است. مشخصات فوق که وضعیت هندسی و ساختار مولکول مورد مطالعه را برای برنامه تعریف می کند، به دو روش تهیه میشوند: تعریف وضعیت هندسی هر اتم نسبت به اتم خاص دیگر به وسیله طول پیوند، زاویه پیوند و زاویه دو وجهی تعریف می شود که لیست اتصال[۱۰۴] نامیده می شود. تعریف وضعیت هندسی مولکول با کمک یک نقطه ارزیابی مجازی[۱۰۵] که بعداً در محاسبات حذف میگردد. ۳-۹-۲-نحوه محاسبات برنامه MOPAC به طور کلی محاسبات اوربیتال مولکولی نیمه میدان خود سازگار نتایج زیر را به دست میدهد. نتایج قابل مقایسه با تجربه، نتایج مکانیک کوانتومی که با نتایج تجربی مقایسه نمیشوند و با نتایج روشهای آغازین مقایسه میشوند. مقادیری که برای کاربر معمولی برنامه ارزشی ندارد. دسته اول مقادیر قابل مشاهده مانند گرمای تشکیل، پتانسیل یونش و ……است. اگر شکل هندسی مولکول و ساختار بهینه شده صحیح مورد استفاده قرار گیرد، میتوان مقادیر فوق را با نتایج تجربی مقایسه کرد. دسته دوم شامل ویژگیهای اوربیتال مولکولی و … میباشند که با محاسبات برنامه MOPAC به دست میآیند. دسته سوم نتایجی هستند که برای خود برنامه به کار میروند و شامل چگالی ماتریکس است و معمولا˝ به کاربر ارائه نمی شود. ۳-۹-۳- بهینه سازی ساختار هندسی برای تطبیق نتایج به دست آمده با مقادیر تجربی لازم است ک ساختار مولکول بهینه شود. به همین دلیل از روش کمینه انرژی استفاده می شود. برای این منظور نیروهای وارد شده برروی هر یک از اتمهای سیستم محاسبه شده و سپس اتمها بر حسب نیروهای فوق در جهتی حرکت داده میشوند تا انرژی سیستم به کمترین مقدار خود برسد. به این ترتیب عمل بهینهسازی متوقف شده و نتایج به کاربر برنامه ارائه می شود. ۳-۹-۴- شرح روش کار محاسبات کامپیوتری ابتدا ساختار اولیه مولکولها را با بهره گرفتن از نرم افزار Chem3D رسم کرده و با بهره گرفتن از روش MM2 بهینهسازی اولیه صورت گرفت. شکل ۳-۷- نمایی از محیط کار در نرم افزار Chem3D سپس Z-ماتریکس مورد نیاز برای پیکربندی سیس و ترانس مولکولهای موردنظر برای استفاده بعنوان فایل ورودی برنامه گوسین با پسوند gjf ساخته شد. شکل ۳-۸- نمایی از Z-ماتریکس برای مولکول ۱و۲-دیفنیل دیفسفن در مرحله بعد با بهره گرفتن از برنامه MOPAC و بهره گیری از روش مکانیک کوانتومی نیمه تجربی PM3 ساختار مولکول بهینهسازی مجدد شد. شکل ۳-۹- نمایی از محیط کار در نرم افزار Chem3D بعد از آن بهینهسازی نهایی با روش های مکانیک کوانتومی آغازین در سطح نظری مورد نظر انجام گرفت، ساختار بهینه، ممان دوقطبی، طول پیوند، زوایا پیوندی و … برای هر مولکول به دست آمد. شکل ۳-۱۰-نمایی از پنجره ورودی اطلاعات برای انجام محاسبات در مولکول ۱و۲-دیفنیل دیفسفن شکل ۳-۱۱- نمایی از پنجره اطلاعات خروجی بعد از محاسبات در مولکول ۱و۲-دیفنیل دیفسفن سپس محاسبات اوربیتال پیوند طبیعی (NBO) برروی ساختارهای بهینه شده انجام شد. شکل ۳-۱۲-نمایی از پنجره ورودی اطلاعات برای انجام محاسبات NBOدر مولکول ۱و۲-دی فنیل دی آرسن اطلاعاتی که از برنامه NBO استخراج می شود شامل هیبرید اتمها، جمعیت الکترونی، انحراف اوربیتالهای تشکیل دهنده پیوند، انرژی اوربیتالها و انرژی حاصل از انتقالات Donor-Acceptor میباشد. شکل ۳-۱۳-نمایی از اطلاعات خروجی از محاسبات NBO در مولکول ۱و۲-دیفنیل دیفسفن ۳-۱۰-روش کار با نرم افزار گوسین شکل ۳-۱۴- نمایی از محیط کار گوسین ۳-۱۰-۱-هدف اصلی از انجام محاسبه ابتدا باید برای سیستم مشخص شود که چه کاری را انجام دهد زیرا برای انجام هر نوع کار محاسبهای باید از دستورات مخصوص به آن استفاده کرد. مثلاً برای بهینهسازی هندسه مولکولی باید از دستور opt و برای محاسبه فرکانس از دستور freq استفاده نمود. به طور کلی در هر زمان فقط یک نوع دستور و یا کار، قابل اجرا میباشد. در این مورد استثناهایی نیز وجود دارد مثلاً دستور opt و polar میتواند همراه با freq اجرا شود . ۳-۱۰-۲- روش محاسبه در این قسمت از یکی از روشهای محاسبات کوانتوم مکانیکی برای محاسبه استفاده میشود. اگر روش خاصی تعریف نشود نرمافزار به طور اختیاری از روش HF استفاده میکند . ۳-۱۰-۳- مجموعه پایه مجموعه پایه یک نمایش ریاضی برای اربیتالهای مولکولی است. اگر از مجموعه خاصی استفاده نشود نرمافزار از مجموعه پایه STO-3G استفاده میکند. ۳-۱۰-۴-طرز کار طرز کار با نرمافزار گوسین بدین صورت است که با انتخاب برنامه، پنجره ورودی کار باز میشود که اطلاعات ورودی اولیه و اصلی را میبایست در این پنجره وارد کرد که از چندین قسمت تشکیل شده است. - در قسمت Section%، یک نام اختیاری جهت برنامه موردنظر انتخاب میکنیم، این امر سبب میشود که کلیه اطلاعات مربوط به این برنامه از ابتدا تا انتها در حافظه سیستم ذخیره گردد. - در قسمت RouteSection، باید برای برنامه مشخص شود که از کدام روش محاسباتی و با چه مجموعه پایهای محاسبات را انجام دهد. هم چنین نوع محاسبات باید مشخص شود. فرم کلی که در این قسمت باید درج شود چنین است: # Method/basis–set/type of Calculation (keyword) شکل ۳-۱۵- نمایی از محیط کار در گوسین برای وارد کردن اطلاعات اولیه و اصلی - در قسمت Title Section، میتوان برای کار محاسباتی یکسری اطلاعات توصیفی نوشت این توضیحات در خروجی برنامه و در قسمت بایگانی ذخیره میشوند، اما نرمافزار استفاده خاصی از آنها نمیکند. - در قسمت Charge, Multipilicity، بار مولکول یا اتم مورد محاسبه و چندگانگی اسپین وارد میشود. - در قسمتMolecule Specification، مشخصات کامل مولکول را میتوان با فرمتهای مختلف وارد کرد. عمل بهینهسازی تا جایی ادامه مییابد که انرژی مینیمم گردد. مقدار انرژی برای مولکول بهینه شده تحت عنوان Sum of Electronic and Zero point energy در خروجی گوسین ثبت می شود. گوسین ۲۰۰۳ که آخرین ویرایش سری گوسین میباشد [۳۳] پیش گویی انواع خواص مولکولها و واکنشها که شامل موارد زیر میباشد را دارد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵-۲-۲) بحث و نتایج آمار استنباطی
-
- با توجه با زمینه های تحلیلی ارائه شده در این تحقیق میتوان دریافت که تعارض نقش بر رضایت شغلی تاثیرمثبتی دارد. در تبیین این پدیده می توان گفت متغیر تعارض نقش به طور مستقیم به میزان ۵۶/۰ بر رضایت شغلی تاثیر مثبت و معناداری دارد. و معنای آن این است که ۳۱درصد ازتغییرات رضایت شغلی به وسیله تعارض نقش پیش بینی و توضیح داده می شود. این نتایج با تحقیقات سیدعامری (۱۳۸۸)،مهرابی زاده و طالب زاده(۱۳۹۰)، فوئن و چوی ( ۲۰۱۲) و ویلاریس و کولهو(۲۰۰۱) انجام گرفت نیز همخوانی داشته است.
-
- با توجه با زمینه های تحلیلی ارائه شده در این تحقیق می توان دریافت که ابهام نقش بر رضایت شغلی تاثیرمثبتی دارد. در تبیین این پدیده می توان گفت متغیر ابهام نقش به طور مستقیم به میزان ۶۵/۰ بر رضایت شغلی تاثیر مثبت و معناداری دارد. و معنای آن این است که ۴۲ درصد ازتغییرات رضایت شغلی به وسیله تعارض نقش پیش بینی و توضیح داده می شود. . این نتایج با تحقیقات مهرابی زاده و طالب زاده(۱۳۹۰)،فوئن و چوی ( ۲۰۱۲) و ویلاریس و کولهو(۲۰۰۱) انجام گرفت نیز همخوانی داشته است.
-
- با توجه با زمینه های تحلیلی ارائه شده در این تحقیق می توان دریافت که رضایت شغلی بر تعهد درک شده کارکنان تاثیرمثبتی دارد. در تبیین این پدیده می توان گفت متغیر رضایت شغلی به طور مستقیم به میزان ۷۵/۰ بر تعهد درک شده کارکنان تاثیر مثبت و معناداری دارد. و معنای آن این است که ۵۶ درصد ازتغییرات تعهد درک شده کارکنان به وسیله رضایت شغلی پیش بینی و توضیح داده می شود. . این نتایج با تحقیقات عسگری و علیپور (۱۳۹۱)، ساعت چیان و همکاران(۱۳۹۰)، فوئن و چوی (۲۰۱۲) و ویلاریس و کولهو(۲۰۰۱) انجام گرفت نیز همخوانی داشته است.
-
- با توجه با زمینه های تحلیلی ارائه شده در این تحقیق می توان دریافت که تعهد درک شده کارکنان بر رضایت مشتری تاثیرمثبتی دارد. در تبیین این پدیده می توان گفت متغیر تعهد درک شده کارکنان به طور مستقیم به میزان ۵۵/۰ بر رضایت مشتری تاثیر مثبت و معناداری دارد. و معنای آن این است که ۳۰ درصد ازتغییرات رضایت مشتری به وسیله تعهد درک شده کارکنان پیش بینی و توضیح داده می شود. . این نتایج با تحقیقات فوئن و چوی ( ۲۰۱۲ )و ویلاریس و کولهو( ۲۰۰۱ ) انجام گرفت نیز همخوانی داشته است.
۵-۳) پیشنهادات کاربردی بر مبنای یافته های تحقیق برمبنای نتایج حاصل از تحقیق پیشنهادات زیر برای بهبود وضعیت شرکت های بیمه شهرستان رشت ارائه می گردد:

-
- نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین ابهام نقش و رضایت شغلی رابطه مثبت وجود دارد. اما شفافیت روش انجام کار دارای کمترین امتیاز امیانگین بوده است. بنابراین شرکتهای بیمه باید روش های مشخصی را برای انجام کار درنظر بگیرند تاازآن طریق بتوانند رضایت شغلی را افزایش دهند.
دولت در مقام ناظر، بیمه گران را ملزم به افشای اطلاعات جامع، مناسب، مرتبط و به موقع برای ارائه به بیمه گذاران و فعالان بازار می کند. بطوری که نگرشی شفاف از فعالیت های کسب وکار ، عملکرد و موقعیت مالی آنها به دست آید. انتظار می رود با برقراری شفافیت در بازار بیمه ، شناخت ریسک هایی که بیمه گران با آن مواجه هستند میسر شود و روش بازار، که در آن ریسک ها مدیریت می شوند، بهتر شوند. شرکت های بیمه، حداقل به صورت سالیانه و به طور مناسب اطلاعات کمی و کیفی را به طریقی که برای فعالان بازار قابل دسترسی باشد، افشا می نمایند. این اطلاعات می تواند شامل: اصول حاکمیت شرکتی ، نظام کنترل ریسک ، موقعیت مالی، عملکرد فنی و حاشیه توانگری مالی باشند.
-
- افشای اطلاعات در مورد موقعیت مالی بیمه گر شامل اطلاعات جزئی کمی و کیفی مناسب در مورد تعیین ذخایر فنی است.
-
- افشای اطلاعات مربوط به موقعیت های مالی بیمه گر، شامل اطلاعات جزئی کمی و کیفی مناسب در مورد کفایت سرمایه می باشد.
-
- افشای اطلاعات مربوط به موقعیت مالی شرکت بیمه گر شامل اطلاعات جزئی کمی و کیفی مناسب در مورد ابزارهای مالی و سایر سرمایه گذاری ها به صورت طبقه بندی شده است.
-
- اطلاعات افشا شده در مورد سرمایه گذاری شامل موارد زیر است:
-
- ارزشها، مفروضات و روشها با هدف گزارش دهی مالی و توانگری مالی و همچنین تفسیر اختلافات مالی مورد استفاده قرار گرفته است.
-
- اطلاعات، مربوط به سطح حساسیت برای متغیرهای بازار در ارتباط با مقدارهای فاش شده می باشد.
-
- افشای اطلاعات در مورد موقعیت مالی شرکت بیمه شامل اطلاعات جزئی کمی وکیفی مناسب در مورد مدیریت ریسک تجاری می باشد که شامل مدیریت دارایی- بدهی به طور کلی و در جائیکه مناسب باشد در یک سطح بخش بندی شده است.
-
- افشای اطلاعات شامل اطلاعات جزئی کمی و کیفی مناسب بر عملکرد مالی به صورت کلی و یا به صورت عملکرد مالی بخش بندی شده می باشد.
-
- فشای اطلاعات در مورد موقعیت مالی شرکت بیمه شامل اطلاعات جزئی کمی و کیفی مناسب در تمام موارد منطقی قابل پیش بینی و مرتبط با حدنگهداری ریسکهای هم و مدیریت آنها می باشد.
-
- افشای اطلاعات شامل عناصر و ویژگی های کلیدی از چارچوب حاکمیت شرکتی بیمه گر وکنترل های مدیریتی شامل این که چطور این موارد به اجرا در آمده اند، می باشد.
-
- نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین تعارض نقش و رضایت شغلی رابطه مثبت وجود دارد.اما سازه انجام کار به شکل متفاوت(تنوع کاری) دارای کمترین امتیاز میانگین بوده است. سازمانهای موفق می توانند از طریق ایجاد تنوع در نیروی کار و به وجود آوردن محیط سازمانی ای که در آن افرادی از بازارهای گوناگون جذب می شوند، منتفع شوند.
-
- حمایت مدیریت ارشد را کسب نمایید: به سراغ مدیران سازمان خود بروید و آنها را نسبت به برنامه مدیریت تنوع سازی متقاعد کنید. نمونه های کاری و اجتماعی برای یک ابتکار تنوع سازی را ذکر نمایید. در صورت لزوم، آموزشهای آگاهی دهنده ارائه کنید تا تعهد تصمیم سازان کلیدی را افزایش دهید.
-
- منابع مالی و انسانی را بسیج کنید: زمان و پول مورد نیاز را دست کم نگیرید. بینش بلند مدت داشته باشید برخی برنامه ها طی سال ها توسعه می یابد نه چند ماه. در مراحل نخست، افرادی را مشخص کنید که می توانند به عنوان عوامل ایجاد تغییر و تحول، به انجام ابتکارات مد نظر شما کمک کنند.
-
- اهدافی مناسب را تعیین کنید: مشخص نمایید، برنامه باید دقیقاً به چه اهدافی دست یابد. ممکن است بخواهید از مشاوره، هم اندیشی، معیارسنجی یا ارزیابی تحقیقات برای کمک به تحقق اهدافتان استفاده نمایید. اهداف باید مشخص، قابل سنجش و در دسترس باشند، مانند:
الف: افزایش نسبت زنان در نیروی کار به بالاتر از ۵۰ درصد. ب: قادر ساختن والدین برای مرخصی گرفتن و مراقبت از فرزندان بیمارشان. ج: گسترش حوزه جغرافیایی برای استخدام افراد.
-
- سطوح فعلی مدیریت تنوع سازی در سازمانتان را مشخص کنید: یک برنامه ارزیابی را برای سنجش سطوح فعلی مدیریت تنوع سازی تدوین و اجرا کنید.
- شواهد کمی و کیفی را بررسی و بر افراد، فرآیندها و استراتژی ها تمرکز کنید. ببینید که:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گاهی ممکن است تفکرات ژئوپولیتیکی در سطح نظریه های بزرگ ، محققان خود را گمراه کند ، زیرا بعضی نظریه های ژئوپولیتیکی ممکن است بصورت نظریه براحتی قابل ارائه باشند اما در عمل غیر ممکن جلوه کنند . یکی از منافع امنیتی و حیاتی ایالات متحده آمریکا ، بازداشتن روسیه از تسلط بر مناطق حاشیه ای اروآسیاست که در درستی این امر ، هیچ تردیدی وجود ندارد . از دیدگاه آمریکاییها ، یک اروپای متحد ممکن است در نگهداری سد ریملند ، در برابر فشارهای روسیه شکست بخورد . همچنین پدیدار شدن یا حتی امکان پدیدار شدن آن بطور جدی ، ممکن است عمل نظامی روسیه را تحریک کند . اسپایکمن از این می ترسید که مبادا منطقه حاشیه ای اروپا چنان منظم باید که به واسطه یک عدم توازن ، قدرت را در جزیره جهانی تهدید کند و این امر منافع را به خطر بیندازد . عوامل موثر در ژئوپولیتیک : عواملی که در ژئوپولیتیک موثرند به دو دسته عوامل ثابت و عوامل متغیر تقسیم بندی می شوند . عوامل ثابت همان پدیده های طبیعی و جغرافیایی طبیعی و جغرافیایی و عوامل متغیر که ممکن است برخی از آنها نیز منشأ طبیعی داشته باشند ، به دلیل مطرح بودن نقش کمیت در آنها ، جزء عوامل متغیر محسوب می شوند . موقعیت جغرافیایی در بین عوامل ثابت و انسان در بین عوامل متغیر ، نقش دو قطب اصلی را درتحلیلهای ژئوپولیتیکی ایفا می کنند . الف ) عوامل ثابت ژئوپولیتیک : ۱- موقعیت جغرافیایی : اساساً موقعیت عبارت است از چگونگی قرارگرفتن یک نقطه در سطح کره زمین که خود دارای دو حالت عمومی و نسبی و خصوصی یا ریاضی است . شکلهای مختلف موقعیت نیز به موارد ذیل تقسیم می شوند : ۱) موقعیت دریایی ۲) موقعیت ساحلی ۳) موقعیت بری یا مرکزی ۴) موقعیت استراتژیک . ۲- فضا : مفهوم فضا شامل سرزمینهایی است که انسان توانسته در آنجا سکونت گزیند یا به گونه ای در آن دخل و تصرف کند . بنابراین قلمرو فضایی ژئوپولیتیک با توسعه و پیشرفت تکنولوژی گسترش می یابد .
 ۳- وسعت خاک : برخلاف گذشته ، اکنون دیگر ارزش مبنایی و تعیین کننده ای برای مقایسه کشورها با یکدیگر ندارد . ۴- وضع توپوگرافی : همان شکل خارجی زمین و شامل پدیده های مختلفی می باشد و به اقسام مختلفی تقسیم می شود مانند ۱) مرزها ۲) شبکه آبها ۳) ناهمواریها ۴) شکل کشور . ب ) عوامل متغیر ژئوپولیتیک : ۱- جمعیت : ساده ترین شکل مطالعه جمعیت کشورها از دیدگاه ژئوپولیتیک ، مطالعه نحوه توزیع جغرافیایی آنهاست . ۲- منابع طبیعی : ارزش حقیقی و واقعی هر کشوری به فراوانی و کیفیت منابعش بستگی دارد . منابع طبیعی به دو گروه تقسیم می شود ۱) منابع غذایی و ۲) منابع معدنی . ۳- نهادهای سیاسی و اجتماعی : نهادهای اجتماعی بر پایه رژیم سیاسی ، سازمان اقتصادی ، عادات ، تاریخ و اعتقادات یک ملت پایه گذاری می شوند و از آنجا که در بسترهای جغرافیایی متنوعی به وجود می آیند با یکدیگر تفاوت دارند . هر چه عوامل همبستگی نهادهای اجتماعی در جامعه ای بیشتر باشد ، آن جامعه کمتر مورد اعمال نفوذ سوء استفاده مادی و معنوی سیاستهای خارجی قرار خواهد گرفت و برعکس . ژئواکونومی تعریف دقیق آن عبارت است از : تحلیل استراتژیهای اقتصادی بدون درنظر گرفتن سود تجاری ، که از طرف دولتها اعمال می شود ، به منظور حفظ اقتصاد ملی یا بخشهای حیاتی آن و به دست آوردن کلیدهای کنترل آن از طریق ساختار سیاسی و خط مشیهای مربوط به آن پرداخت . ژئواکونومی رابطه بین قدرت و فضا را بررسی می کند . فضای بالقوه و در حال سیلان همواره حدود و مرزهایش در حال تغییر و تحول است ، از این رو آزاد از مرزهای سرزمین و ویژگیهای فیزیکی ژئوپولیتیک است . در نتیجه تفکر ژئواکونومی شامل ابزار آلات لازم و ضروری است که دولت می تواند از طریق آنها به کلیه اهدافش برسد . قرن بیست و یکم و پدیده ژئو اکونومی : با پایان جنگ سرد ، در قرن حاضر شاخص قدرت رهبری برای کشورهای سرمایه دار و قدرتمند جنگی در صحنه بین الملل ، دیگر قدرت نظامی نیست ، زیرا در حال ورود به عصری هستیم که نزاع مستقیم و رودررو ، که نیازمند پشتیبانی نیروهای نظامی است ، فرصت بروز پیدا نخواهد کرد و دیپلماتها امروزه ، مدعی دفاع از منافع اقتصادی و دیپلماسی هستند . وظیفه ای که هر دیپلماتی نمی تواند از عهده آن برآید . قدرتهای سیاسی و ژئواکونومی : گرچه برخورد و نزاع رودررو و سنتی به مدت طولانی بین کشورهای سرمایه دار و صاحب قدرت پیش نخواهد آمد ، این بدان معنی نیست که که چشم انداز نزاع و درگیری نامشخص است بلکه هدف این است که عامل درگیریها دیگر موضوعات دوران گذشته نیست بلکه در جوار هر اختلاف سلیقه ای یک عامل اقتصادی خودنمایی می کند . پایه و اساس این مطلب ، استدلالی است که از طرف ادوارد لوتویک ارائه شده است . او خبر از آمدن نظم جدید بین المللی در دهه نود می داد که در آن ابزار آلات اقتصادی جایگزین اهداف نظامی می شوند . ژئوپولیتیک سنتی در مباحث سرزمینی راهی برای ژئواکونومی ارائه می دهد . امروزه دولتها براساس این طرح برنامه ریزی و عمل می کنند و در این شیوه سعی می کنند از زبان ریاضی برای توصیف تفکر ژئواکونومی استفاده کنند ، به عبارت دیگر باید چنین گفت که در قرن بیست و یکم سرمایه گذاری به وسیله دولت همان کاری را خواهد کرد که قدرت آتش بالای نظامی . حدود و وسعت ژئواکونومی : رهیافت توسعه ارائه شده به وسیله لوتویک قدمی مشخص برای فهم ساختار جدید بین المللی و نظریه بازی در میان اعضای سازنده آن است . به نظر می رسد که ژئواکونومی مفهومی است که ورود موضوع اقتصاد را به صحنه جهانی ، به ویژه ، به لحاظ انگیزه سودگرایی تأکید می کند ؛ از طرف دیگر این موضوع نیز دور از نقد و انتقاد نیست . نقطه روشنتر اینکه رهیافت لوتویک محدود بودن حوزه آن را در چند حالت مشخص می کند و همزمان عدم توانایی انسان را برای اندازه گیری اقتصاد و استراتژی واقعی نشان می دهد . ژئواکونومی و ژئوپولیتیک : هرگاه که واژه ای یا پیشوند ژئو به دلایل خاصی و با درنظر گرفتن تحولاتی در مقیاس جهانی مطرح می شود ، اختلاف نظرها در تعریف و تشریح آنهم به طور همزمان ظهور می کند که اینک شاهد چنین صحنه ای هستیم . در مفهوم جدید ، ژئوپولیتیک مطالعه رابطه بین انسان است ، به عنوان عامل و بازیگر تقدیر و سرنوشت و فضا و عوامل محیطی آن به منظور جامه عمل پوشاندن به اهداف استراتژی ژئوپولیتیک کشور، به نحوی که با کمترین تعارض و تقابل برخورد کند . ژئواکونومی همانند ژئوپولیتیک با این شرح روش و تفسیری برای رابطه بین انسان و عوامل محیطی در مقیاس جهانی است . این دو مفهوم تفاوتهایی نیز دارند : اول اینکه ژئواکونومی محصول دولتها و شرکتهای بزرگ تجاری با استراتژیهای جهانی است در حالی که این خصیصه در ژئوپولیتیک نیست . دوم اینکه هدف اصلی ژئواکونومی کنترل سرزمین و دستیابی به قدرت فیزیکی نیست بلکه دست یافتن به استیلای تکنولوژی و بازرگانی است . ژئوکالچر اندیشه ژئو پلیتیک و ژئوکالچر و پرداختن به فرهنگ در پهنه جغرافیا و در رابطه با امر سیاسی، امری است که از دیرباز مطرح بوده است و صاحبنظران زیادی در مورد آن اظهار نظر کرده اند و در مورد آن به تحقیق پرداخته اند. برخی کسان در ایالات متحده امریکا در نتیجه بالا گرفتن ایده های دهه۱۹۹۰ ساموئل هانتینگتن دربتره برخورد تمدنها به گمان آغاز دوران اثر گذاری تفاوت های فرهنگی _ تمدنی بر شکل گیری های سیاسی جهان در رقابت های قدرتی جدید سخن از ژئوکالچر به میان آوردند. فرهنگ مجموعه ای از خصیصه های ساختاری یک گروه انسانی یا ملت است که وجه غالب آن را تشکیل داده و در ابعاد مختلف جهان بینی و نگرش به جهان. باورها و عقاید.آداب و رسوم. رفتار و کردار.شیوه ها و ابزار.مکانیسم های حراست از خود.اندیشه و تفکر..ادبیات و هنر و نظایر آن انعکاس پیدا می کند.فرهنگ نقش بنیادین در اندیشه و عمل انسانها دارد و تمامی حوزه های اقتصادی.سیاسی. اجتماعی. دفاعی. امنیتی. حقوقی. بین المللی و غیره را تحت شعاع قرار میدهد.فرهنگ سرچشمه هویت یک گروه متشکل انسانی و یا ملت می باشد بنابر این موجودیت سیاسی آن را توجیه می کند.فرهنگ امروزه به اشکال مختلف در سیاست ملی و سیاست بین الملل نقش آفرینی می کند.نظریه های *برخورد تمدنها* و *گفتگوی تمدنها* خود منعکس کننده نقش آفرینی فرهنگ در روابط و مناسبات ابناء بشر و خلق الگوهای جنگ و عدوات یا صلح ودوستی بین آنها می باشد جغرافیای فرهنگی یک حوزه مطالعاتی مستقل نیست که بتواند همه اطلاعاتِ مربوط به خود را تولید نموده و آنها را به عنوان بخشی از یک سیستم بسته بررسی نماید، بلکه یک تبادل است که در آن اطلاعات، تفاسیر و یافته های بسیاری از منابع، از یک دیدگاه کلی بررسی می شوند به طور کلی شناخت رابطه متقابل جغرافیا و فرهنگ۱ به عنوان دو موضوع مهم و پایه در علم جغرافیا، قابل بررسی است که می توان تحت عنوان جغرافیای فرهنگی مورد مطالعه قرار داد. جغرافیای فرهنگی دانشی است که ارتباط و تعامل دو حوزه فرهنگ و جغرافیا و تأثیرات متقابل آن دو را مورد پژوهش و بررسی قرار می دهد. بنابراین روابط و مناسبات متقابل محیط۲ و فرهنگ گروه های انسانی از مباحث جغرافیای فرهنگی است. گرچه تاکنون به دلیل گستردگی و تنوع موضوعات فرهنگی تعریف واحدی از جغرافیای فرهنگی ارائه نشده است؛ لیکن در این شاخه از جغرافیا «تفاوت ها و تشابهات عناصر فرهنگی گروه های انسانی در ابعاد فضایی و مکانی، مطالعه و بررسی تغییرات فضایی گروه های فرهنگی، شکل گیری الگوهای فضایی فرهنگ توسط عملکردهای جامعه انسانی، تجزیه و تحلیل و برآن تأکید می شود.» بر این اساس چگونگی شناخت اختلافات فرهنگی در مکانهای مختلف، تغییرات فضایی و مکانی فرهنگ، شناخت و تقسیم بندی مناطق جهان بر اساس فرهنگ و پدیده های فرهنگی از سؤالات اساسی مربوط به جغرافیای فرهنگی است. همانطوری که جغرافیای اقتصادی با تولید و توزیع کالاها و خدمات در ارتباط اند، جغرافیای فرهنگی در معنای وسیع تر با هر بخشی از فرهنگ انسان سر و کار دارد. جغرافیای فرهنگی که در این بخش به صورت محدود به آن پرداخته می شود با عناوین فرهنگی خاصی مشخص می گردد، که به آن می پردازد. اگرچه رشته وحدت بخش آن، روش بکارگیری نظریه مردم شناسی فرهنگی برای معنا بخشیدن به جنس و ماهیت جغرافیای فرهنگی است. روند تکوین و شکل گیری جغرافیای فرهنگی کارل ساور۵ (۱۹۲۵ و ۱۹۳۱) طرح کلی نوین جغرافیای فرهنگی را ترسیم کرد که با آن، دسته ای از عوامل فرهنگ مادی[فناوری، چشم اندازهای فرهنگی، فرم ها، آثار معماری و…] که از طریق «استقرار، احاطه و تثبیت در سطح زمین» به ناحیه ویژگی و امتیاز می بخشند، سر و کار دارد. در مطالعات کارل ساور فعالیت ها، آثار [انسان ساخت] و عملکرد انسان در کانون توجه قرار داشت نه خود او. محتوا و قلمرو جغرافیای فرهنگی شامل تاریخ آداب و رسوم نوع پوشش لباس و ساخت خانه دین مذهب ایدئولوژی و… میباشد و هر کشوری که از تمدن بیشتری برخوردتر باشد سهم بسشتری در فرهنگ دارد . منشاء و پراکندگی فرهنگ ها و تمدنها گسترش فرهنگ به سادگی از طریق خصیصه های فرهنگی خاص قابل مطالعه است اما اغلب، مجموعه کلی خصیصه های فرهنگی توسط مردمی قدرتمند و متنفذ به یکدیگر جوش خورده و به شکلی نسبتاً یکسان و منسجمی در یک محدوده وسیع گسترش می یابد. ممکن است نوع زندگی یا تمدن از آغاز تا گسترش به پایگاه بزرگ تر، پیگیری شود تا اینکه نهایتاً به حدودش می رسد و توسط فرهنگ گسترده دیگر جایگزین یا جذب می شود. جغرافی دانان به طرق مختلف فرهنگ را مورد بررسی قرار داده اند. برای مثال تقسیم جهان به مناطق عمده فرهنگی (راسل و نیفن ۱۹۵۱) بررسی توسعه فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها، ترسیم نقشه نواحی کانونی و مرکز و پیرامونی یا حاشیه فرهنگ ها(مینیگ ۱۹۶۵) و مطالعه جزایر فرهنگ. ارزیابی فرهنگی محیط نظریه های مورد توجه جغرافیا خود اغلب از ارزیابی های عمومی محیطی بدست می آیند. دگرگونی آنها در گذر زمان نشان می دهد که آنها نیز، هرچند به نحوی معقول، بخشی از فرهنگ متغیرند. آنچه انسان با منابع طبیعی انجام می دهد به فن آوری او، درک او از منابع طبیعی، جایگاهش در میان منابع و مجموعه ای از ارزش های مرتبط با حال و آینده او بستگی دارد. کلارنس گلاکن ( ۱۹۵۶) جایگاه انسان را در طبیعت، از نقطه نظر تغییرات تفکرات غربی درباره جهان قابل سکونت، بررسی کرده است. برداشت های غیرغربی آنگونه که تحت تأثیر نظریه های کیهان شناختی و تجربیات شکل گرفته و به زبان آمده اند نیز برای تفسیر الگوهای زندگی ضروری اند. ( لونتال ۱۹۶۱ ) اهداف ژئوکالچر بسیاری از مطالعات برای یافتن جواب های واقعی به سوالات خاص انجام شده است. برخی مطالعات عمدتاً در حیطه سنتی کاوش های جغرافیایی انجام گرفته اند، که شامل تحقیقات ناحیه ای در حوزه جغرافیای فرهنگی (مثال واگنر ۱۹۵۸) و سفرهایی که به منظور جمع آوری اطلاعات اختصاصی تر (جزئی تر) انجام شده اند، می شود.(مثال زلینسکی ۱۹۵۸) سایر مطالعات در جستجوی ارتباط موجود در راه حل مسائل پیچیده تر هستند. (جغرافیایی بودن آنها در طبیعت یا جهات دیگر) موضوع اصلی آثار نیفن، استفاده از ویژگی فرهنگی خاص به عنوان شاخص مهاجرت و انتشار۷ و نواحی فرهنگی که شکل داده اند می باشد. شکل نوین قدرت و روابط بین الملل در قرن بیست و یکم : با جهانی شدن و بازشدن بازارها و شکوفایی اقتصادهای ملی ما شاهد تغییر در اهداف و نظریه های بازیگران جهانی هستیم . در این دوره تجارت آزاد در کل به عنوان یک امر مثبت تلقی می شود و رقابتهای مختلفی هر روز برای رسیدن به مرحله بالاتر انجام می شود . هدف استراتژی نهایی دولتهای غربی رسیدن به یک قدرت اقتصادی است . پیدایش رهیافت ژئواکونومی بدون اشتباه و صحیح ، بالاترین سطح معقول در هماهنگی ملتهاست . ژئواکونومی ، در میان ملتهای تجاری توسعه یافته ، به عنوان پدیده سیالی ، برای پوشش دادن به فضای جدید رقابتی در آمده است . در دنیایی که ملتها به دنبال فضای جدید برای مانورهایشان هستند ، رهیافت ژئواکونومی شبکه بی نظیری برای فهم و درک مسائل بین المللی ارائه می دهد . مفهوم قدرت در نظریه واقعگرایی دولت های ملی بازیگران اصلی در یک نظام « دولت محور » هستند، سیاست داخلی را می توان به وضوح از سیاست خارجی تفکیک کرد، سیاست بین الملل کشمکش بر سر قدرت در یک محیط فاقد مرجع فائقه ی مرکزی است، در یک نظام بین المللی غیرمتمرکز، مرکب از دولت هایی که از برابری حقوق یا حاکمیت برخوردارند ،میان دولت های ملی از حیث توانایی هایشان مراتبی [ به صورت ] قدرت های بزرگ تر و دولت های کوچک تر وجود دارد. در بینش واقعگرا از سیاست، قدرت و منافع ملی دو عنصر محوری به حساب می آیند از این دیدگاه بازیگر خردمند کسی است که پیوسته در جهت ارتقای منافع خود باشد. طیف مفهومی این منافع گسترده است و هم شامل عوامل مادی می گردد و هم معنوی. به عبارت دیگر، هم حراست از قلمرو و هم حفظ شئون و حیثیت و حریم ارزش ها از ملزومات آن است. در اینجا قدرت و منافع در عرض یکدیگر قرار می گیرند و رفتار عقلایی آن است که هم زمان و پیوسته در جهت ارتقای آن ها باشد. برای واقعگرا عمل سیاسی متکی به جزم و احتیاط و متاثر از شناخت واقع بینانه محیط ملی و بین المللی است. در نظریه واقعگرا این مفهوم توانایی ها یا قدرت با حجم نیروی نظامی به معنای صریح کلمه مترادف نبوده یا به ندرت مترادف است. واقعگرایان می گویند قدرت پدیده ای چند بعدی است که دارای هر دو مولفه ی نظامی و غیرنظامی می باشد. نظریه پردازان واقعگرا چارچوب هایی برای دسته بندی عناصر قدرت ملی تدوین کرده اند. این گونه توانایی ها نه تنها نیروهای نظامی بلکه سطح تکنولوژی، جمعیت، منابع طبیعی، عوامل جغرافیایی، شکل حکومت، رهبری سیاسی استراتـژی و ایدئولوژی را نیر در بر می گیرند به طور خلاصه قدرت مرکب از عوامل کیفی و کمی است. قدرت یکی از واژه هایی است که به کرات در بررسی های علم سیاست به ویژه در روابط بین الملل به کار برده می شود. فقدان نهادها و رویه های کارآمد برای حل منازعات در سطح بین المللی که قابل مقایسه با نهادها و رویه های موجود در اغلب نظام های سیاسی داخلی باشد عنصر قدرت را در این سطح بارزتر از سطح ملی می سازد. بنابه نظریه نیکولاس اسپایکمن « زندگی متمدن تماماً، در نهایت بر قدرت استوار است». قدرت توانایی حرکت دادن فردی یا جمعی انسان ها در جهت مطلوب از طریق « اقناع تطمیع، بده بستان، یا اجبار است » هانس مورگنتا حتی سیاست بین الملل و در واقع کل سیاست را به صورت « مبارزه برای قدرت » تعریف می کرد . مورگنتا اعتقاد داشت که قدرت عبارت است از « کنترل انسان برافکار و اعمال دیگر انسان ها » روبرت اشتروس هویه می گفت « جستجوی قدرت » بر سیاست بین الملل « استیلا دارد ». جان برتون که خود آشکار را از شارحین مکتب واقعگرایی سیاسی یا سیاست واقعگرایانه است معتقد است « در تمامی تفکراتی که پیرامون روابط بین الملل صورت گرفته، احتمالاً هیچ عامل مشترکی عمده تر از فرض وابسته بودن موجودیت دولت ها به قدرت و تحصیل اهداف خودشان با اتکاء به قدرت وجود ندارد و بنابر این مهار و مدیریت قدرت معضل اصلی است که باید حل کرد. کی . جی . هالستی نیز ضمن تلقی قدرت به عنوان یک رابطه تاثیرگذار و اعمال نفوذ معتقد است که قدرت، مفهومی چند بعدی مرکب از این اجزاء است: ۱ـ اقداماتی که یک بازیگر از طریق آن ها بر بازیگر دیگر اعمال نفوذ می کند، ۲ـ توانایی هایی که بدین منظور به کار گرفته می شوند و ۳ـ واکنش مطلوب [اعمال کننده ی نفوذ] تعریف ابر قدرت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در نظریه اقتصادی آنچه خاستگاههای تقاضا را تشکیل میدهد سلیقه و رجحانهای مصرفکنندگان است. اقتصاددانانی که در مورد تفاوت بین رجحانهای مصرفکنندگان در مورد محصولات تحقیق میکنند، بیشتر متمایل به پذیرش این امر هستند که سلیقه هر فرد با فرد دیگر فرق دارد و تغییر در سلیقهها موجب عوض شدن عملکرد تقاضا میشود (فرهادی،۱۴۷:۱۳۸۵). یکی از موارد مهم در بازاریابی و فروش صنایعدستی آگاهی از رفتار مصرفکننده است. این آگاهی باعث میشود که دریابیم گردشگران با چه خصوصیتهای جمعیت شناختی و با چه اهدافی (انگیزههای خرید)، متقاضی کدام نوع صنایعدستی هستند؛ بنابراین پی بردن به سلایق و سطح کیفیت مورد انتظار گردشگران از اقلام هنری میتواند به شناسایی الگویی مدون از مصرف این اقلام هنگام سفر کمک کند. رسیدن به یک الگوی مدون در مورد چگونگی سلیقه گردشگران به بازاریابان این امکان را میدهد که صنایعدستی خاصی را بازاریابی کنند و به تولیدکنندگان نیز کمک میکند که ریسک تولید خود را کاهش دهند (عطرسایی،۲۴:۱۳۸۸).
 ۲-۴-۴-رفتار مصرفکننده (گردشگران) در گردشگری وقتی در مورد رفتار گردشگران مطالعه میشود باید به هر دو گروه گردشگران و خردهفروشان و نیز به سایر عوامل مؤثر بر رفتار خرید توجه شود (سوانسون و هوریج[۳۸]،۶۳:۲۰۰۲). لومسدن[۳۹](۱۹۹۷) فرایند تصمیمگیری گردشگر را همانند فرایند تصمیمگیری یک خریدار کالا یا خدمت تلقی میکند و میگوید یک گردشگر همچون یک مصرفکننده مراحل آگاهی و اطلاع، پژوهش و درک، بسط و توسعه نگرش، ارزشیابی خرید، اتخاذ تصمیم و رفتار بعد از خرید یا سفر را طی میکند. شواهد تجربی نیز در مورد امکان استفاده مدلهای مهم رفتار مصرفکننده مانند مدلهای انگل[۴۰]وکولات[۴۱]و بلک ول[۴۲] (۱۹۹۳) نشان میدهد که رفتار خرید سوغاتی گردشگران میتواند در قالب مدلی شبیه مدل عمومی رفتار مصرفکننده شکل بگیرد. به همین دلیل مانند رفتار خرید مصرفکننده، رفتار خرید سوغاتی توسط گردشگران نیز ممکن است تحت تأثیر متغیرهایی مانند ارزشها و نگرشهای گردشگران قرار بگیرد (کیم و لیترل[۴۳]،۱۵۳:۱۹۹۹). شکل زیر این مطلب را بهتر نشان میدهد. منظور از سبک گردشگری همان انواع گردشگری (تفریحی، فرهنگی و …) است. شکل ۲-۲: نمودار رفتار مصرفکنندگان (کیم و لیترل،۱۵۴:۱۹۹۹) نکته مهم این است که با این وجود رفتار خرید گردشگر در هنگام سفر با خرید معمولی روزانه او فرق دارد. رفتار خرید یک موضوع چند متغیره و پیچیده است و به مشارکت تئوریکی میانرشتهای نیاز دارد تا ملموس تر شود و بتوان آن را بهتر توضیح داد. در مقوله گردشگری رفتار خرید حتی پیچیدهتر از آن است که بتوان آن را به راحتی شناسایی کرد زیرا رفتار مصرفی فرد در هنگام سفر با رفتار و الگوی روزمره مصرفی او متفاوت است (اسنپنجر و همکاران[۴۴]،۲۰۰۳). طبق ادبیات موجود تعدادی از این تفاوتها به صورت مقابل خلاصهشدهاند: مسافرت برای گذران تعطیلات نوع خاصی از اوقات فراغت است و مرحلهای است که خارج از محیط معمولی شخص گذرانده میشود که در حین آن افراد به کاری مشغول نیستند و مسئولیتی ندارند و در خرج کردن منابع مادی صرفهجویی نمیکنند (عطرسایی،۲۷:۱۳۸۸). یکی از عمدهترین تفاوتهای بین خرید گردشگری با خرید روزانه معمولی این است که خرید گردشگری بهشدت، فراغتی و تفریحی است (اوه،۱۰:۲۰۰۷). به علاوه در مقایسه با خرید معمولی روزانه، در سفر گردشگران پول را راحتتر را به خرید اختصاص میدهند و آن را تصادفیتر خرج میکنند و چیزهای غیرضروری بیشتری چه برای مصرف شخصی و چه به عنوان هدیه خریده میشود و خرید کردن در سفر ماهیت تفریحی بیشتری در مقایسه بازندگی معمول فرد پیدا میکند (باتلر[۴۵]،۲۸۸:۱۹۹۱). همچنین در میان گردشگران خرید برنامهریزی نشده و هیجانی بیشتر از رفتار مصرفی و خرید برنامهریزیشده مشاهده میشود و افراد کمی برنامه از پیش تعیینشده برای خرید دارند اما اکثر آنها در طول مسافرت در این فعالیت شرکت میکنند (مارچ و وودساید[۴۶]،۹۱۶:۲۰۰۵). خرید برنامهریزیشده صنایعدستی نیز بسیار متفاوت از خرید واقعی آن است و در عمل خرید واقعی چشمگیرتر است (عطرسایی،۲۵:۱۳۸۸). رفتار خرید گردشگران تاکنون با وجود مدلهایی که سعی در توضیح آن داشتهاند، به خوبی درک نشده زیرا بیشتر این مدلها به طور تجربی آزمایش نشدهاند بنابراین با توجه به کمبود دانش پایهای دراینباره، تحقیقات گردشگری باید تلاش کنند که از عواملی که بر حجم گردشگران شرکتکننده در فعالیت خرید، مؤثرند، پرده بردارند. اوه (۲۰۰۷) عنوان میکند محققان اکنون در مرحله تشریح پدیده چندوجهی گردشگری خرید هستند که این وجوه شامل بررسی اثر انگیزهها، تبلیغات برای فروش کالا، اثرات عوامل اجتماعی –فرهنگی و اثر عوامل جمعیت شناختی بر هزینههای خرید است (اوه[۴۷]،۳:۲۰۰۷). در کل محققان به علت تفاوت خرید معمولی با خرید گردشگری و نیز تأثیر عوامل مختلف اجتماعی – فرهنگی، اقتصادی و روانشناختی و محیطی بر الگوی رفتاری گردشگران (تیموتی،۳۶:۱۳۸۸)، برای درک بهتر رفتار خرید در حوزه گردشگری، بر ضرورت انجام تحقیقات بیشتر در این حوزه و ایجاد چارچوبی جامع که قادر باشد عوامل و متغیرهای مختلف اجتماعی، اقتصادی و روانشناختی که بر الگوی رفتاری گردشگران تأثیر میگذارند را مشخص کند، تأکید ورزیدهاند (اوه و همکاران[۴۸]،۳۰۹:۲۰۰۴). ۲-۴-۵-عوامل تأثیرگذار بر رفتار مصرفکننده مصرفکنندگان تصمیمات خود را در خلأ اتخاذ نمیکنند بلکه آنها در معرض عوامل داخلی و خارجی قرار دارند که بر رفتار آنها تأثیر میگذارند. عوامل تأثیرگذار بر رفتار مصرفکننده را میتوان به دو سطح فردی و اجتماعی تقسیم کرد. در سطح فردی عوامل روانشناختی همچون انتظارات، نگرشها بر رفتار مصرفکننده تأثیرگذارند و در سطح کلانتر، عواملی که در فرایند اجتماعی شدن افراد شکل میگیرند همچون خانواده و عوامل فرهنگی در تصمیمگیری افراد مؤثر هستند (ضیایی و تراب احمدی،۱۳۹۱: ۵۷ -۵۶). سواربروک و هورنر[۴۹] (۲۰۰۷) عوامل تأثیرگذار بر انتخاب نوع سفر و تقاضای گردشگری را به دو گروه عوامل درونی و بیرونی به صورت زیر تقسیمبندی میکنند. عوامل درونی عواملی هستند که به شخصیت گردشگر برمیگردند و شامل موارد زیر است:
-
- شرایط گردشگر: سلامتی گردشگر، درآمد، میزان فراغت، شرایط شغلی، شرایط اعضای خانواده.
-
- شناخت گردشگر از: مناطق و مقاصد گردشگری، قیمتهای متفاوت شرکتها و مقاصد رقیب.
-
- تجربه گردشگر درباره: انواع تعطیلات، مقصدهای مختلف، تخفیفها.
-
- نگرشها و مشاهدات گردشگر: از مسافتی که گردشگر حاضر است بپیماید، دیدگاههای سیاسی او و …
عوامل بیرونی عواملی هستند که به محیط پیرامون گردشگر برمیگردند و شامل: نظر و پیشنهادهای دوستان و آشنایان، فعالیتهای بازاریابی در صنعت گردشگری، اثرات رسانه، آزادی سیاسی، عوامل اقتصادی و اجتماعی و فناوری جهانی (سواربروک و هورنر،۲۰۰۷: ۴۳-۶۴). عوامل درونی تأثیرگذار بر رفتار افراد در انتخاب نوع سفر برای همه گردشگران و در هرزمانی از وزن و اهمیت یکسانی برخوردار نیستند. در انتخاب نوع سفر، بسته به افراد، برخی از عوامل نسبت به برخی دیگر اثرگذاری بیشتری دارند. حتی برای یک فرد، اهمیتی که هر یک از عوامل در طول زندگی او دارند متفاوت است. با تغییر سن، ساختار خانوادگی، درآمد و تجربیات افراد و مواردی از این قبیل، میزان تأثیرگذاری هر یک از این عوامل بر انتخاب سفر تغییر خواهد کرد. بهعنوانمثال رشد اقتصادی در کشورهای غربی باعث افزایش تقاضا برای سفر شد و تعداد مسافرتها نیز افزایش یافت ولی در عوض مدت زمان انجام سفر کاهش پیدا کرد. در نظر گرفتن این عوامل در تبیین جهتگیری بازار گردشگری و تدوین برنامههای بازاریابی گردشگری از اهمیت زیادی برخوردار است (ضیایی و تراب احمدی،۱۳۹۱: ۶۴ -۶۵). بحث مهمی که در مورد میزان اثرگذاری این عوامل مطرح میشود این است که میزان تأثیر عوامل درونی و بیرونی بر رفتار گردشگران بنا بر ویژگیهای رفتاری گردشگران متفاوت خواهد بود، چنانکه افراد برونگرا که افرادی سرزنده و شاد هستند بیشتر تحت تأثیر عوامل خارجی مانند نظر دوستان و آشنایان و تجربیات سفر آنها هستند در عوض افراد درونگرا ممکن است بیشتر بر تجربیات خود متکی باشند. بیشتر عوامل درونی و بیرونی تأثیرگذار بر رفتار گردشگران در واقع در نقش تسهیلکننده و یا محدودکننده رفتار گردشگران است تا آنها بتوانند به انگیزهها و تمایلاتی که در خود احساس میکنند پاسخگویند. هر قدر این عوامل برای افراد بیشتر محیا باشد پاسخ به نیازها راحت تر میشود (ضیایی و تراب احمدی،۱۳۹۱: ۶۵). ۲-۵-مصرف فریدمن[۵۰] (۱۹۹۴) عنوان میکند در قرون وسطی مفهوم مصرف بهطور قابلملاحظهای با آنچه امروز از آن فهم میشود متفاوت بوده است. برای اکثریت جمعیت زمین، مصرف مبتنی بر رفع نیاز و بقای روزمره بوده است. درحالیکه برای عدهای اندک از زمینداران و اشراف نشانه زیادهخواهی، جلب توجه و موقعیت اجتماعی تلقی میشد. در قرن ۱۸ با شروع مراحل اولیه صنعتی شدن، سرمایهداری مصرفی نیز شکل گرفت در نتیجه بازارهای مصرفی داخلی با روندی فزاینده رشد کردند و به دنبال آن کالاهای جدید و گزینههای انتخاب بیشتری برای مصرفکننده به وجود آمد. کولز[۵۱](۱۹۹۹) میگوید وقوع انقلاب در مصرف، خرید مردم از خردهفروشیها را که در حال رشد بودند، متنوعتر کرد. با رشد صنعتی شدن جوامع در اوایل قرن ۱۹ ثروت بیشتری بین مردم و اقشار مختلف جامعه توزیع شد که فراوانی و روند الگوهای مصرف را تغییر داد و نقش اساسیتری در زندگی مردم ایفا کرد. وقوع این امر این فرصت را به مردم داد که خود را از طبقات دیگر جامعه به واسطه نوع مصرف متمایز نمایند. میلر[۵۲](۱۹۸۷) عنوان میکند در اواخر قرن ۱۹ طبقات ثروتمندتر از روشهایی در مصرف پیروی کردند که بعدها چشمانداز طبقات رو به پایین و کارگر بود و تهیه غذاهای لوکس و خوردن غذاهای گرانقیمت و تجمل به مسئلهای مهم برای طبقه مرفه تبدیلشده بود که باعث به وجود آمدن دوران مصرف تودهای شد. تا اواسط قرن ۲۰ مصرف دیگر تنها به طبقه بالای جامعه محدود نبود بلکه در بین همه طبقات به جز فقیرترین طبقات گسترشیافته بود، هرچند الگوهای مصرف هنوز تفاوت طبقاتی را نشان میداد. توجه به این نکته ضروری است که مصرف تودهای مدرن بیش از آنچه مبتنی بر نیاز باشد بر اساس امیال و علایق است. ازاینرو هسته اصلی مصرف بیشتر جنبه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دارد (تیموتی،۱۳۸۸: ۱۸-۱۹). ۲-۵-۱-سفر کردن و انواع مصرف مصرف گردشگری هزینه کلی مصرف بازدیدکنندگان در طول مسافرت و اقامت آنها در مقصد است. سازمان جهانی جهانگردی[۵۳] (۲۰۰۰) اعلام کرده است مصرف گردشگری که در طول سفر اتفاق میافتد، تهیه بستههای گردشگری، اقامت، غذا و نوشیدنی، حملونقل، خرید و سرگرمی را شامل میشود (عطرسایی،۵۷:۱۳۸۸). دیمانچ و سامدال[۵۴](۱۹۹۴) اظهار میکنند مصرف و بهطورکلی و فراغتی بودن آن بهطور خاص از دو منظر قابل بررسی است. یکی مصرف کالاهای ملموس و استفاده فیزیکی از آنها مانند (خوردن، نوشیدن، خرید لباس، خرید کفش) دیگری، استفاده از خدمات و اقلامی که بهطور مادی مصرف نمیشوند مانند گوش دادن به موسیقی، تماشای فیلم و نمایش، اقامت در هتل. نوع دوم مصرف که در اینجا به آن اشاره شد مصرف نمادین نام دارد. سفر و مسافرت نهتنها شامل مصرف مادی مانند غذا خوردن در بیرون و خرید کردن بلکه شامل استفاده از خدمات راهنمایی تور، اقامت در هتل، خرید بلیط هواپیما نیز میشود که در حوزه نوع غیرمادی مصرف است. باید اضافه نمود که دیدن جاذبههایی مقصد توسط گردشگران نوعی مصرف نمادین است (تیموتی،۱۳۸۸: ۲۷-۱۷). ۲-۵-۲-مصرف نمادین (چشمانداز جامعهشناختی به مصرف) براون[۵۵](۱۹۹۲) معتقد است مردمشناسان و جامعهشناسان در دهه اول قرن ۱۹ به شیوههایی علاقهمند شدند که مصرف را در جامعه و در زمینههای اجتماعی و فرهنگی توضیح میداد. اکثر متون علوم اجتماعی نشان میدهد که مصرف کالا بیش از اینکه با توجه به کارکرد آن صورت بگیرد بر اساس شرایط اجتماعی و معانی زمینهای تعیین میشود. وبلن[۵۶] این موضوع را نخستین بار در سال ۱۸۹۹ در مورد معانی نمادینی که در پس مصرف نهفته است اظهار کرد. بدریلارد[۵۷] (۱۹۹۸) معتقد است مصرف فقط استفاده از اشیا و خدمات نیست بلکه بیش از آن نشانه هویت شخصی و اجتماعی است و تصویری که از یک شیء نشان داده میشود معمولاً از سودمندی آن اهمیت بیشتری دارد. ادواردز[۵۸](۲۰۰۰) دراینباره بیان میکند که این خط فکری از گذشتهای ریشه میگیرد که در آن درجات مصرف و سطوح آن نشانهای از موقعیت اجتماعی و تمایز طبقات بود؛ بنابراین مصرفگرایی با هویت اجتماعی و تصویری که فرد از خود داشت مرتبط شد. سولومون[۵۹] میگوید امروزه تسلط خرید فراغتی به این دلیل رخداده است که مصرفکنندگان واقعیت اجتماعی خود را بر اساس نمادگرایی کالا و تصویری که به دیگران ارائه میکنند، بنا میکنند (تیموتی،۱۳۸۸: ۲۱). در واقع افراد از محصولات استفاده میکنند تا به واسطه آن هویت و شخصیت خود را به خودشان و به دیگران یادآوری شوند (والندورف وآرنولد[۶۰]،۵۳۱:۱۹۸۸). ۲-۶-خرید رقابت بین مقصدهای مختلف برای جذب گردشگر بیشتر موجب گردیده تا بررسی رفتار مصرفکنندگان و الگوهای مصرفی آنها بیشازپیش موردتوجه برنامهریزان و بازاریابان قرار گیرد. سرعت تغییرات در محیط اجتماعی و فرهنگی و پیدایش نیازهای مختلف گردشگری ضرورت بررسی مداوم رفتار گردشگران را مورد تأیید قرار میدهد. در چنین فضایی داشتن درک صحیح از مصرفکنندگان و فرایند مصرف در گردشگری، مزیتهای متعددی را در بر خواهد داشت. این مزیتها شامل: کمک به مدیران جهت تصمیمگیری، تهیه یک منبع شناختی از طریق تحلیل رفتار گردشگران و کمک به عرضهکنندگان برای طراحی و ارائه محصولات متناسب با تقاضای روز گردشگری است. باید اضافه کرد علم به رفتار مصرفکنندگان همچنین میتواند در تبلیغات مؤثر، انتخاب پیام و رسانه مناسب و درک عواملی که رفتار افراد را تحت تأثیر قرار میدهد کمک نماید. برنامهریزی برای توسعه فعالیتهای گردشگری و خردهفروشیهای مرتبط با آن با درک چرایی و چگونگی الگوهای رفتاری گردشگر آغاز میشود. افراد در تصمیمگیری روزانه متفاوت از یکدیگر رفتار میکنند بنابراین الگوی رفتاری افراد در صنعت گردشگری نیز با یکدیگر یکسان نیست. مسافرت یا انتخاب گزینههای جایگزین، محل مورد بازدید، طول سفر، نحوه هزینه کرد، وسیله حملونقل مورداستفاده و خرید…همگی ازجمله تصمیمات متفاوتی هستند که افراد در حوزه گردشگری اتخاذ میکنند. تحلیل الگوهای رفتاری گردشگران میتواند به شناخت چرایی اتخاذ تصمیمات متفاوت در مورد سفر کمک نماید. از مهمترین موضوعات موردبحث در الگوهای رفتاری گردشگری میتوان به خواستهها و نیازهای گردشگران، عوامل مؤثر بر تصمیمات، انگیزهها، توقعات، شیوه انتخاب مقصد، نوع رفتار آنها با ساکنان محلی اشاره کرد (ضیایی و تراب احمدی،۵۵:۱۳۹۱). هادمن و هاوکینز[۶۱] (۱۹۸۹) عنوان میکنند که وجود تمام اقلام در خردهفروشیهای گردشگری ضروری است، اما جذابترین و موردتوجهترین کالاها در بخش خرید گردشگری، سوغاتیها هستند (تیموتی[۶۲]،۱۴۲:۱۳۸۸). ازآنجاکه خرید سوغاتی تقریباً حدود ۳۰ تا ۳۳ درصد (به نقل از برخی منابع مانند عطر سایی (۱۳۸۸) در مورد گردشگران بینالمللی گاهی ذکرشده تا ۵۰ درصد) از مخارج کلی سفر را به خود اختصاص میدهند مطالعه آنها از چشمانداز خریداران و نیز خردهفروشان دارای اهمیت است. از دیدگاه گردشگران سوغاتی خوب باید تجربه غیرملموس سفر را به امری ملموس تبدیل نماید و از دیدگاه خردهفروشان چنین سوغاتی باید نیازهای بازار هدف را ارضا کند و نیز منافع اقتصادی به همراه بیاورد (سوانسون و هوریج[۶۳]،۶۳:۲۰۰۲). تحقیقات بسیاری در مورد سوغاتیها و خرید گردشگری وجود دارد اما در مورد رفتار واقعی خرید گردشگران و اینکه چه عواملی بر آن مؤثر است پژوهشهای کمی انجامشده است (اوه و همکاران[۶۴]،۳۰۹:۲۰۰۴). در واقع اگر میزان زمان و هزینهای را که گردشگران به خرید اختصاص میدهند در نظر بگیریم آنگاه متوجه میشویم که تحقیقاتی که به خرید به عنوان یک فعالیت گردشگری میپردازند نسبتاً کم بودهاند (یوکسل[۶۵]،۷۵۲:۲۰۰۴). از دهه ۱۹۵۰ تلاشهای بسیاری برای درک مدلهای خرید هم از جنبه خرید منفعت طلبانه و هم از جنبه خرید تفریحی خرید شده است و تحقیقات اولیه مرتبط با خرید به آن به عنوان یک فعالیت ضروری و اقتصادی که برای ادامه زندگی ضروری است، تمرکز میکردهاند اما تحقیقات بعدی به این امر پرداختند که خرید میتواند فعالیتی تفریحی باشد که به واسطه حس لذت برانگیخته میشود و نه صرفاً به علت ضرورت اقتصادی (کیم و همکاران[۶۶]،۳:۲۰۱۱). ادوارد[۶۷] (۲۰۰۰) معتقد است امروزه با توجه به تنوع گسترده محصولات، تصمیم مصرفکننده دیگر تنها فعالیتی ساده و منطقی که منجر به رفع نیازهای ضروری شود، نیست بلکه بیشتر تحت تأثیر این موضوع قرار میگیرد که مصرفکننده چه چیزی را دوست دارد نه اینکه به چه چیزی نیاز دارد (اوه[۶۸]،۸:۲۰۰۷). گردشگران اغلب بخش زیادی از پول خود را صرف خرید مینمایند این میزان هزینه کرد حتی گاهی بیشتر از هزینه صرف شده برای غذا و هزینههای اقامتی است. به همین دلیل لازم است که خردهفروشان مخصوصاً در بخش سوغاتی از ویژگیهای مدنظر گردشگران در مورد یک سوغاتی خوب آگاه باشند. از نظر اقتصادی سوغاتیها برای خردهفروشان به ویژه آن دسته که در نزدیکی مکانهای گردشگری واقعشدهاند، مهم تلقی میشوند. خردهفروشان نیز در صنعت گردشگری برای کسب موفقیت باید نیازهای گردشگران را بشناسند و آن را برطرف نمایند (سوانسون و هوریج[۶۹]،۶۳:۲۰۰۲). امروزه خرید به چیزی بیش از تهیه و به دست آوردن کالا تبدیلشده است و درواقع موجب لذت و تعامل اجتماعی است (میلر و همکاران[۷۰]،۱۹۹۸). به علاوه خرید و مصرف به عنوان عوامل مؤثری در ایجاد هویت فردی به شمار میآیند و رفتار مصرف افراد مشخص میکند که به کدام طبقه اجتماعی و اقتصادی تعلق دارند. (اوه،۹:۲۰۰۷). توجه به جنبههای تفریحی خرید در دو دهه اخیر توجهات بسیاری را به خود جلب کرده است (تیموتی،۱۳۸۸). از دید پژوهشهای کنونی در مورد رفتارخرید، خرید چه منجر به کسب کالایی بشود و چه نشود، یک فعالیت تفریحی است و خرید تفریحی در مقابل خرید منفعت طلبانه که تنها برای رفع ضرورتها است قرار میگیرد (اوه،۱۰:۲۰۰۷). همانطور که ذکر شد، اگرچه مدت زیادی است که خرید به عنوان یک فعالیت اصلی گردشگری پذیرفتهشده است اما از عمر تحقیقات انجامشده در مورد گردشگری خرید، مدت زیادی نمیگذرد (میشالکوو رتز[۷۱]،۲:۲۰۰۶). بیشتر تحقیقات موجود در مورد خرید گردشگری به موضوعاتی از قبیل مصرف سوغاتی توسط گردشگران (لیترل[۷۲]،۱۹۹۰)، ارتباط بین ترجیحات مصرفکننده و انواع گردشگری و انگیزههای سفر (سوانسون و هاریج[۷۳]،۲۰۰۶)، ارتباط بین سن و جنسیت با رفتار مصرف صنایعدستی و نیز در مورد ترجیحات مصرفکنندگان در مورد ویژگیهای کالاها و خدمات (اندرسون و لیترل[۷۴]،۱۹۹۵) پرداختهاند (اوه،۱۰:۲۰۰۷). تیموتی (۱۳۸۸) نیز به تعدادی از تحقیقات درزمینه انگیزههای خرید، رضایت، رفتار خرید، گونه شناسی خریداران، تولید و مصرف صنایعدستی و دیگر سوغاتیها، اصالت تولیدات و تجربهها اشاره میکند. همچنین تحقیقات دیگر در زمینه خرید گردشگران، به موضوعاتی از قبیل ارتباط میان انواع مختلف سفر با خرید، فعالیتهای انجامشده در سفر و ملیت با خرید میپردازند (کیم و همکاران،۲۰۱۱: ۳ - ۵). ۲-۶-۱-رابطه خرید و گردشگری رابطه بین خرید و گردشگری را میتوان به دو دسته تقسیم کرد. اول زمانی که هدف ابتدایی واصلی از سفر، خرید کردن است (گردشگری خرید[۷۵]) و دوم، وقتیکه خرید به عنوان فعالیت ثانویه در هنگام سفر انجام میگیرد و ممکن است محرک اولیه سفر چیز دیگری غیر از خرید بوده باشد (خرید گردشگر[۷۶]) مانند طبیعت گردی. در حالت دوم خرید در حکم جاذبه مکمل است. طبق ادبیات علمی موجود در گردشگری نقش اصلی جاذبههای مکمل، تنوعبخشی به جاذبههای مقصد و بالا بردن میزان زمان ماندگاری گردشگران در مقصد است. از طرف دیگر وجود چنین جاذبههایی نقش انکارناپذیری در بهبود کیفیت تجربه گردشگران دارد (ضیایی و تراب احمدی،۱۳۹۱: ۸۱). تقسیمبندی فوق یک تقسیمبندی پایهای بین دو نوع خرید است. باتلر[۷۷] (۱۹۹۱) معتقد است درحالیکه ممکن است خرید جاذبه اولیه و اصلی اکثر مقاصد نباشد اما یک فعالیت گردشگری عام است و به جذابیت کلی هر منطقه از جهان میافزاید. به همین ترتیب نیز رفتار خرید مورد انتظار این دو دسته گردشگر نیز از یکدیگر متفاوت است. گردشگرانی که هدف اصلی آنها از سفر خرید کردن است بیشتر به دنبال کسب اقلام و تجربیات تازه و جدید هستند (باتلر،۲۸۹:۱۹۹۱). جنسن وربک[۷۸] (۱۹۹۸) عنوان میکند در بیشتر مواقع خرید به همراه دیگر جاذبهها نوعی مزیت رقابتی مهم برای کشورها و مناطق ایجاد می کند. برای مثال وضعیت معاف از مالیات بودن بسیاری از مقاصد مانند جزایر کارائیب و امکان خرید بدون مالیات، جذابیت سفر به این مناطق را کامل میکند. همین وضعیت بر مناطق دیگری که برخوردار از جاذبههای میراث فرهنگی و طبیعی هستند نیز حاکم است (تیموتی[۷۹]،۱۰۵:۱۳۸۸). عواملی مثل در دسترس بودن کالایی خاص، کیفیت و قیمت مناسب کالاها، وجود مراکز خرید معروف، برگزاری جشنوارههای خرید موجب محبوبیت یک مقصد از جهت خرید، در میان گردشگران میشود (میشالکو و رتز،۳:۲۰۰۶). ۲-۶-۲-خرید به عنوان فراغت و مصرف گردشگری خرید فعالیتی با هدف مصرف است که در یک محل، ممکن است انجام گیرد. فعالیت خرید برای گردشگری هم از منظر مصرف کالا و هم از منظر ویژگی تفریحی بودن آن با اهمیت است (هالونن و دومین[۸۰]،۲۰:۲۰۱۴). درحالیکه اشکال گوناگونی از مصرف، مانند فراغت و گردشگری وجود دارند، خرید و خردهفروشی نیز جز ارکان مهم مصرف میباشند و از نمادهای جامعه مصرفکننده به شمار میآید. در دوران گذشته به خرید به عنوان یک فعالیت پرزحمت و زمانبر و وسیلهای برای بقا نگریسته میشد؛ اما امروزه این نگرش تغییر کرده است. امروزه خرید یکی از رایجترین فعالیتهای فراغتی است. جاربو و مک دانیل[۸۱](۱۹۸۷) اظهار میکنند که خرید پدیدهای پیچیده است که ممکن است مشتمل بر چندین مجموعهای از فعالیتهای فایده گرایانه و یا تفریحی و یا ترکیبی از هردو باشد. لیترل[۸۲] (۱۹۹۶) مثالهایی را بیان میکند که هر دو شرط را دارا هستند او میگوید اگر خرید همراه با چانهزنی باشد میتواند ارزش اقتصادی هم داشته باشد و هم یک امر لذتبخش محسوب شود؛ زیرا پرداخت کمتر باعث پسانداز میشود. باکاک[۸۳](۱۹۹۳) عنوان میکند پیشینیان برای مثال مارکس در تفکر جدید سرمایهداری، بر تولید و نقش آن بر مدرن کردن یک جامعه مبتنی بر بازار آزاد تمرکز کردهاند و تفکرات قرن ۱۸ و ۱۹ به مقولههای کار و تولید به عنوان مقولههای اساسی زندگی و هویت مردم میپرداختند و از این طریق بود که تمایز طبقات مورد بررسی قرار میگرفت. نگرشهای امروزی نسبت به فراغت در آن زمان به ندرت وجود داشت. کار ضرورت زندگی بود و ابزاری برای بقا محسوب میشد اما پایان قرن ۱۹ با توزیع ثروت بین طبقات متوسط و بالا کانون توجهات از تولید به مصرف تغییر پیدا کرد و تمایز طبقاتی با الگوهای مصرف شناخته میشدند و نه با تولید. طبق نظر باکاک این دگرگونی نوعی تغییر از مدرنیته به پستمدرنیته را نشان میدهد، زیرا یک تغییر پارادایم اجتماعی از تولید و کار به مصرف و فراغت را در پی داشت. بالکان و روتز[۸۴](۱۹۹۹) معتقداند که طبقات مرفه امروزه با مصرف تودهای مشخص میشوند به ویژه با مصرف کالاها و خدماتی مانند سفر، هنر، ورزش و سینما. بدون شک گردشگری یکی از مهمترین اهداف مصرف نوین است و معمولاً یکی از اصلیترین اشکال فراغت محسوب میشود به عبارت دیگر گردشگری میتواند شکلی از مصرف فراغتی باشد (تیموتی،۱۳۸۸: ۲۵-۲۶). بلاچ و همکاران[۸۵](۱۹۹۱) معتقدند خرید فراغتی به عنوان یک حوزه مهم تحقیقات علوم اجتماعی در سالهای اخیر رشد قابلتوجهی داشته است. اکنون فراتر از دیدگاه سنتی فایده گرایانه، به خرید نگریسته میشود. از دیدگاه علمی، خرید پدیدهای متأثر از محرکها است و فعالیتهایی را دربرمی گیرد که تجارب لذتبخش را به وجود میآورد (تیموتی،۱۳۸۸: ۳۱). برای مثال یوکسل[۸۶] (۲۰۰۴) عنوان میکند یک گردشگر حتی بدون خرید کالا، شدیداً از تجربه خرید لذت میبرد (یوکسل،۷۵۲:۲۰۰۴). ۲-۶-۳-خرید فایدهگرایانه سالها در ادبیات مربوط به خردهفروشی، خرید فایده گرایانه که همچنین به عنوان خرید کارکردی، اقتصادی، منفعت طلبانه یا سودمند نیز شناخته میشود، با خرید کمتر اجباری یا خرید فراغتی تفاوت داشت. معمولاً صاحبنظران در هنگام بحث از خرید در شرایط سخت، به رفتار اقتصادی یا کارکردی مصرفکننده اشاره میکنند. بابین و همکاران[۸۷] (۱۹۹۴) اظهار میکند در اکثر مواقع وقتیکه به خرید به عنوان یک نیاز اجتنابناپذیر نگریسته شود و با یک روش هدفمند انجام شود، برای مصرفکنندگان پرزحمت و زمانبر خواهد بود و وقتی مصرفکنندگان با تصمیمات سخت، ناامیدکننده و ملالآور مواجه شوند و خرید از روی قصد و میل انجام نشود به یک تجربه منفی تبدیل خواهد شد. لیترل (۱۹۹۶) اظهار میدارد خریداران کارکردی معمولاً میدانند که به دنبال چه چیزی هستند و تلاشهای آنان در راستای حل مشکلات و تحقق اهداف، از طریق خرید کردن است. کارایی، سختی، کسلکننده و طاقتفرسا بودن، هدفمند بودن و خستهکننده بودن از مهمترین ویژگیهای خرید منفعت طلبانه است. خریداران فایده گرا معمولاً جویندگان اطلاعاتی محسوب میشوند که تصمیمگیری آنها مستلزم یافتن آن است. رویکرد سنتی به مصرف این است که مردم هدفمند هستند و تمایل دارند در مورد کالاهایی که میخواهند بخرند اطلاعات کسب نمایند و در نهایت این جستوجو منجر به خرید خواهد شد. با این وجود هیرشمن[۸۸](۱۹۸۰) میگوید از اوایل دهه ۱۹۸۰ صاحبنظران اظهار داشتند که تمام فعالیتهای جستوجوی اطلاعات به خرید واقعی منجر نمیشود در عوض جستوجوی اطلاعت برای مثال از طریق اینترنت یا مجلهها، تلویزیون و …ممکن است تنها به عنوان یک سرگرمی انجام شود (تیموتی،۱۳۸۸: ۷۰). دیدگاه فایده گرایانه به خرید، به جای آنکه آن را فعالیتی لذتبخش بداند خرید را استرسزا قلمداد میکند. برای مثال فیشر و آرنولد[۸۹] (۱۹۹۰) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که برخی مصرفکنندگان خرید کریسمس را صرفاً فعالیتی میدانند که باید انجام شود. با این وجود دیدگاه فایده گرایانه به خرید به معنی غیر مطلوب بودن کامل خرید نزد مصرفکنندگان نیست بلکه یک فروشنده از طریق ارائه محصول مناسب در قیمت معقول و نیز تحویل بهموقع آن، میتواند منجر به این امر شود که مصرفکننده مطلوبیت بیشتری را کسب نماید (کریستینسن و اسنپنگر[۹۰]،۹:۲۰۰۲). ۲-۶-۴-خرید برنامهریزی نشده[۹۱] اولشاوسکی و گرانبوس[۹۲] (۱۹۷۹) با جسارت عنوان کردند که در بعضی موارد قبل از خرید، تصمیمگیری صورت نمیگیرد. نتیجه بحثانگیز آنها، دستاوردهای مهمی برای نظریه خرید به همراه داشت، زیرا بر اساس بحث آنها شناخت سنتی رفتار مصرفکنندگان که در بخشهای قبل به آن پرداخته شد، تنها میتواند برای انواع محدودی از خریدها توجیه داشته باشد. این نتیجه منجر به تفکرات گستردهتری در حوزه تحقیقات خرید شد و ایدههای بیشتری در مورد نقش مصرفکننده به ویژه در مورد مصرف تفریحی گسترش یافت (تیموتی،۱۳۸۸: ۴۵-۴۶). در واقع خرید بدون برنامه، الگوی طبیعی خرید را برهم میزند. در این مورد قبل از ورود به مغازه خریدار نیاز خاصی را به یک کالا احساس نمیکند (تیموتی،۱۳۸۸: ۵۱). اولشاوسکی و گرانبوس (۱۹۷۹) بیان میکند یکی از قدیمیترین و رایجترین تصورها درباره رفتار مصرفکننده این است که خریدها و الگوهای خرید به وسیله یک فرایند تصمیمگیری منطقی به وجود میآیند. با گذشت زمان مدلهای مختلفی برای بررسی و شناخت این فرایند، ایجادشده است که به نظرمی رسد که همه آنها توجیهات زیر را داشته باشد:
-
- بیش از یک اقدام قابل انتخاب وجود دارد و برخی انتخابها باید اتفاق بیفتند.
-
- معیارهای گوناگون مورد ارزیابی مصرفکنندگان قرار میگیرند که به مصرفکننده کمک میکند تا عواقب هر انتخاب را پیشبینی کند.
-
- گزینه انتخابشده طبق یک قاعده تصمیمگیری مورد گزینش قرارگرفته است.
-
- اطلاعات کسبشده از منابع خارجی یا بازیابی شده از حافظه، در هنگام تصمیمگیری یا ارزیابی مورد پردازش قرار میگیرند (تیموتی،۱۳۸۸: ۴۵).
استرن[۹۳] (۱۹۶۲) نه عامل را برمیشمرد که میتواند باعث افزایش خریدهای بدون برنامه شوند. این عوامل شامل:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳/۴۶
۳۹
۵/۳۶
۶/۳۵
۸/۲۰
۷/۱۶
۴/۱۶
۱/۸
۶/۷
۵/۶
۳
۸/۱
Source: Food and Agriculture Organization. جدول ۲. میزان تولید گوشت مرغ در سال ۲۰۰۷ در کشورهای منتخب (هزار تن)
آمریکا
چین
برزیل
اتحادیه ارویا
مکزیک
هندوستان
ایران
آرزانتین
روسیه
ژاپن
تایلند
۱۶۰۴۰
۱۰۷۰۰
۹۵۰۰
۷۵۰۰
۲۶۷۰
۲۰۵۰
۱۴۶۸
۱۲۸۰
۱۱۲۰
۱۱۸۰
۱۱۰۰
Source : Ibid. در حالی که سرا نه مصرف گوشت مرغ در جهان معادل ۱۲ کیلوگرم است، همانگونه که در جداول ۱ و ۲ آمده است، سرانه مصرف گوشت مرغ در ایران ۸/۲۰ کیلوگرم بوده و بیانگر این مطلب است که از نظر تولید وسرانه مصرف، ایران جزء ده کشور اول دنیا و سرانه مصرف آن حدود دو برابر مصرف دنیاست. براساس مندرجات سالنامه آماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، تعداد بهره برداران در پرورش انواع طیور و ماکیان کشور، ۶۰۰,۱۸۵,۲ نفر هستند که در مرغداری های سراسر کشور و همچنین به صورت پرورش بومی و خانگی به فعالیت مشغول هستند . از این میزان، حدود ۶۰۰ هزار نفر به صورت صنعتی و نیمه صنعتی به تولید طیور مشغول بوده که بیش از ۹۰ درصد تولید صنعت مرغداری کشور را به خود اختصاص می دهند. ظرفیت ثبت شده مرغدار یهای پرورش مرغ گوشتی کشور معادل ۰۰۰,۰۰۰,۲۴۳ قطعه در سال و در قالب ۱۷۲۶۷ مرغداری است . همچنین ظرفیت ثبت شده پرورش مرغ تخم گذار کشور معادل ۰۰۰,۰۴۶,۷۶ قطعه است که در قالب ۱۴۳۲ مرغداری متمرکز است و از این ظرفیت در سال ۱۳۸۳ و در شرایط حداکثری تولید، به میزان ۷۵۸ هزار تن بهره برداری شد. درصورتی که ظرفیت موجود کشور، توان تولید ۹۰۰ هزار تن تخم مرغ را دارا است که تاکنون هیچگاه محقق نشده است. تعد اد مؤسسات تولید جوجه یک روزه کشور ۱۶۰ مؤسسه است که نیاز کشور را برآورده و بخشی از آن نیز به سایر کشورها صادر میشود. از دیدگاه فنی و مدیریتی، در پروانه های صادره، ظرفیت اسمی سالنهای مرغداری ۱۰ قطعه جوجه به ازای هر متر مربع قید میشود درصورتی که با انجام فرایندهای بهبود کیفیت امکانات تولید در سالنها و مدیریت بهینه تولید و نوسازی و تجهیز مرغداریها و بهینه سازی مصرف سوخت، میتوان این تعداد را به ۱۴ قطعه جوجه افزایش داد و این بدین معناست که در هر دوره تولید، میتوان به میزان ۴۰ درصد، تولید گوشت مرغ را با ظرفیت فعلی سالنهای مرغداری افزایش داد و به نظر میرسد علیرغم تأکیدات مکرر در راستای افزایش بهره وری، هم وزارت جهاد کشاورزی و تولیدکنندگان چنانکه باید به آن نپرداخته اند. مجموع دام کشور را می توان به ۰۰۰,۰۲۶,۸۷ رأس دام سبک و ۰۰۰,۸۰۹,۸ رأس دام سنگین تقسیم بندی کرد که شامل ۰۰۰,۹۱۵ رأس گاو اصیل۰۰۰,۰۶۰,۴ رأس گاو آمیخته و ۰۰۰,۱۳۴,۳ رأس گاو بومی و مابقی نیز گاومیش و شتر است . حدود ۶۹۴,۶۳۷,۱ رأس دام های سنگین در قالب ۱۴۰۷۶ گاوداری صنعتی و مابقی در قالب دامداری های نیمه صنعتی، سنتی و عشایری پرورش داده می شوند. با توجه به آمار یاد شده،۱۸/۸ درصد از دام سنگین به روش صنعتی تحت تولید پرورش با کیفیت قرار داشته و اگر تولید و پرورش نیمه صنعتی را نیز با قدری اغماض تولید با کیفیت قلمداد کنیم، میزان ۳۶ درصد دام سنگین کشور به صورت سنتی و بدون رعایت استانداردهای تغذیه نگهداری و پرورش داده میشود که فاقد بهره وری و همچنین کیفیت لازم در گوشت تولیدی بوده و وزارت جهاد کشاورزی تاکنون برنامه مدون و هدفمندی برای ارتقا و کیفیت بخشی به تولیدات این میزان دام سنگین کشور ارائه نکرده است.

موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Prabhu
۱۹۹۱
ترجیح و انتخاب مستمر یک خدمت ارائه شده توسط شرکت بر دیگر گزینه های موجود.
۴
Pritchard
۱۹۹۱
فردی است که خرید مکرّر کالا یا خدمت از وی مورد انتظار است و همچنین تعلق و تمایل نگرشی مثبت به آن کالا یا خدمت دارد.
۵
Lee & Cunningham
۱۹۹۴
نیت مشتری برای خرید مجدد از تأمین کننده خدمت که بر مبنای تجارب گذشته و انتظارات آتی می باشد.

۶
Backman
۱۹۹۸
با سطح مشارکت و بهره گیری مشتری از تأمین کننده خدمت و وابستگی روان شناختی او به تأمین کننده ارتباط دارد.
۲-۶- سایر عوامل موثر بر وفاداری مشتریان علاوه بر مواردی که در بخش های پیشین به آنها پرداخته شد، باید اذعان داشت عوامل دیگری نیز بر میزان وفاداری مشتریان موثر است. گر چه این عوامل کمتر در حیطه کنترل سازمان است، آشنایی با آنها برای مدیران سودمند خواهد بود.
- بی تفاوتی: چنانچه تمامی عرضه کنندگان محصولات و خدمات خود را به صورت یکسان عرضه نمایند، مشتریان نسبت به انتخاب از میان تامین کنندگان دچار بی تفاوتی میشوند. در چنین حالتی فرد به محض مشاهده کوچک ترین مزیت از سوی یکی از تامین کنندگان سعی می کند نیازهای خود را از طریق وی تامین سازد.
- عادت: منظور از عادت، تثبیت رفتار فرد به دلیل تکرار و یادگیری آن توسط فرد است. اگر وفاداری مشتری فقط به سبب عادت در وی ایچاد شود، هر عامل فیزیکی یا روانی که به تردید فرد در مورد عادت بیانجامد می تواند وفاداری وی را از میان بردارد.
- ارزانی: بی تردید مشتریان از کالاها یا خدمات ارزان قیمت استقبال می کند اما آنچه باید مدنظر قرار گیرد، آن است که در صورت افت کیفیت مشتریان با وجود ارزانی محصول یا خدمت، از خرید آن سرباز میزنند. این مسئله به ویژه در مورد محصولات یا خدماتی نظیر خدمات که مشتری از آنها کیفیت بالایی را انتظار دارد، اهمیتی دو چندان مییابد. به بیان دیگر مدیران موظفند برای محصولات یا خدمات سطح حداقلی از کیفیت را تعریف نموده و همواره آن را رعایت نمایند، حتی اگر این پایبندی به افزایش قیمت محصول یا خدمت مورد نظر منجر گردد.
- هزینه جا به جایی: چنانچه مشتری بخواهد به تامین کنندگان دیگر روی بیاورد، باید هزینههایی را نیز متحمل گردد. هزینه های جابجایی بر ۳ قسم هستند:
۱-۴: هزینه های اقتصادی: هزینه خدمات (مانند قیمت و کیفیت خدمات جدید)، زمان (سرعت و کارایی خدمات جدید) و مواردی از این دست از جمله هزینه های اقتصادی است که مشتری در صورت تغییر تامین کننده متحمل می شود. هر چه این هزینهها بیشتر باشد، وفاداری وی بیشتر خواهد بود. ۲-۴: هزینه های تبدیل:
- ریسک: عواملی نظیر سن، شخصیت، شغل، درآمد، تحصیلات و غیره بر میزان ریسکپذیری مشتریان موثر است. با افزایش ریسکپذیری مشتری، وفاداری وی کاهش مییابد.
- مجاورت: هر چه تعداد گزینه های جایگزین از نظر مشتری کمتر باشد، وفاداری وی افزایش مییابد.
۳-۴: هزینه های تعویض:
- دشواری: دشواری دسترسی به کیفیت خدمات مشابه، بر وفاداری مشتری می افزاید.
- اطلاعات ویژه: هر چه تامین کننده فعلی اطلاعات بیشتری نسبت به مشتری داشته باشد، بر وفاداری مشتری نسبت به وی افزوده می شود زیرا بدین ترتیب احتمال تامین نیازهای وی به صورت مطلوب افزوده بالا میرود (الهیاری، ۸۸).
۲-۷- رضایت مشتری در میان ادبیات نظری و تحقیقات عملی به رضایت مشتری توجه بیشتری شده است .رضایت مشتری یک خروجی موردانتظار از فعالیت های بازاریابی تکمیلی است، به طوری که با فراهم کردن خدمات و محصولات رضایتبخش برای مشتریان، امروزه باعث کسب موفقیت در دنیای به شدت رقابتی تجارت می شود.(حقیقی و همکاران،۱۳۹۱). رضایت مندی مشتری یکی از موضوعات مهم نظری و تجربی برای اکثر بازاریابان و محققان بازار یابی است. رضایتمندی مشتری را می توان به عنوان جوهره موفقیت در جهان رقابتی تجارت امروز در نظر گرفت. بنابراین اهمیت رضایت مندی مشتری و نگهداری مشتری و تدوین استراتژ ی بر ای شرکت ها ی مشتر ی مدار و بازار مدار نمی تواند دست کم گرفته شود. در نتیجه رضایت مندی مشتری با نرخ در حال رشدی مورد توجه شرکتها قرار گرفته است. تا کنون مفاهیم مختلفی از رضایتمندی مشتری ارائه شده است. در گذشته در تعریف واژه مشتری به همین بسنده می کردند که مشتری کسی است که فرآورده های واحد تولیدی یا خدماتی شرکت را خریداری می کند. اما این تعریف سنتی امروزه دیگر مورد قبول همگان نیست. تعریف جدیدی که ارائه شده این است که مشتری کسی است که سازمان ها و شرکت ها مایل هستند با ارزش هایی که می آفرینند بر رفتار وی تأثیر گذارند(زیویار و همکاران، ۱۳۹۱). رضایت مشتری را می توان پیامدی ویژه از فعالیت بازاریابی دانست که به تصمیمات خرید توسط مشتریان کمک می کند. اگر ارائه خدمات خاصی باعث رضایتمندی مشتریان شود، می توان گفت، احتمال خرید و استفاده مجدد از آن خدمت بیشتر است. همچنین مشتریان راضی از خدمات می توانند مبلغان خوبی از تجارت مفیدشان برای دیگران باشند .تبلیغات دهان به دهان مثبت راجع به یک محصول، بویژه در فرهنگ جمعی کشورهای آسیای میانه که زندگی مردم بر پایه توسعه روابط اجتماعی با دیگران شکل گرفته، بیسیار مفید خواهد بود. از طرفی ،عدم رضایت مشتریان هم می تواند تبلیغات منفی از سوی مشتریان، روی آوردن آنها به کالا و خدمات و سایر رقبا و در نتیجه کاهش سهم بازار شرکت را به دنبال داشته باشد. بدیهی است برای جلوگیری از کاهش سود آوری، شرکت چاره ای جز کشف دلایل افزایش نارضایتی در مشتریان نخواهد داشت(Bozorgi, 2007). ۲-۷-۱- تعاریف رضایت مشتری رضایت حالتی درونی است که در اثر ارضای نیازهای مشتریان از محصولات حاصل می گردد. به طور کلی، رضایت مشتری یک فرایند ارزیابی قضاوتی است که مشتری عموماً از خریدهای اخیرش دارد(Bitner & Hubbert, 2010). در جای دیگر نیز، رضایت مشتریان از برند را به صورت ارزیابی احساسی عمومی مشتریان از محصولات و خدمات یک برند در هر لحظه از زمان تعریف کرده اند(Anderson et al, 2004).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مشارکت اقتصادی (متغیر وابسته) احساس منزلت اجتماعی احساس مسئولیت اجتماعی متغیرهای زمینه ای سن وضعیت تاهل ۲-۶- فرضیات تحقیق فرضیه اصلی : بین عوامل اجتماعی و مشارکت اقتصادی زنان شاغل رابطه معنی دار وجود دارد. فرضیه های فرعی ۱- بین احساس مسئولیت پذیری اجتماعی در زنان شاغل و مشارکت اقتصادی آنان رابطه معنی دار وجود دارد ، بدین معنی که هر چه احساس مسولیت پذیری اجتماعی در زنان شاغل بیشتر می شود مشارکت اقتصادیشان افزایش می یابد. ۲-بین احساس منزلت اجتماعی در زنان شاغل و مشارکت اقتصادی آنان رابطه معنا دار وجود دارد .بدین معنی که هر چه احساس منزلت اجتماعی در زنان شاغل بیشتر می شودمشارکت اقتصادیشان افزایش می یابد . ۳-بین تمایل به استقلال مالی در زنان شاغل و مشارکت اقتصادی آنان رابطه معنی دار وجود دارد.بدین معنی که هر چه تمایل به استقلال مالی زنان شاغل بیشتر می شود مشارکت اقتصادیشان افزایش می یابد . ۴-بین تمایل به قدرت طلبی در زنان شاغل و مشارکت اقتصادی آنان رابطه معنی دار وجود دارد.بدین معنی که هر چه تمایل به قدرت طلبی در زنان شاغل بیشتر می شود مشارکت اقتصادیشان کاهش می یابد ۵- مشارکت اقتصادی در بین زنان شاغل متاهل و مجرد متفاوت است . ۶- بین سن زنان شاغل و مشارکت اقتصادی آنان رابطه معنی دار وجود دارد . فصل سوم: متدولوژی تحقیق ۳-۱- روش تحقیق این تحقیق به روش کمی انجام گردیده است .بدین صورت که داده ها از طریق تکمیل پرسشنامه وبررسی نظرات فرهنگیان(با بهره گرفتن از مقیاس طیف لیکرت )جمع آوری شده است . ۳-۱-۱-ماهیت تحقیق تحقیق حاضر از نوع هدف کاربردی است که برای اجرای آن از دو روش اسنادی و میدانی با بهره گرفتن ازروش پیمایشی استفاده شده است . در روش اسنادی جهت تدوین چارچوب نظری تحقیق، به مطالعات انجام گرفته شده قبلی و نظریات در تحلیل مشارکت زنان مراجعه شده است و پس از ارزیابی تحقیقات و نظریات مرتبط با موضوع از یک طرف و شناخت وضعیت فعلی جامعه ، به تدوین شاخص ها ومتغیرهای تحقیق پرداخته شد .
 ۳-۲- جامعه آماری صفت مشخصه، صفتی است که بین همه عناصر جامعه آماری مشترک و متمایز کننده جامعه آماری از سایر جوامع باشد . جامعه آماری شامل فرهنگیان زن بوده است که این تعداد شامل فرهنگیان منطقه ۹ تهران و به تعداد ۱۸۷۸ نفر می باشند . ۳-۳-نحوه تعیین حجم نمونه برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده گردید. برای انتخاب حجم نمونه محاسبه شده، از روش نمونهگیری تصادفی ساده استفاده شده است. فرمول کوکران: P x q x t2 x N n= N x d2 + p x q x t2 P x q x t2 x N n= N x d2 + p x q x
احتمال صحت گفتارt =۱٫۹۶ N=1878 حجم جمعیت آماری P=0/5 احتمال وجود صفت q=0/5 عدم احتمال وجود صفت خطای نمونه گیریd ۲ =۰٫۰۷ تعداد کل نمونه انتخاب شده برای تحقیق حاضر را ۱۵۰ نفر تشکیل میدهند که این تعداد بر اساس فرمول تعیین حجم نمونه و با توجه به ضوابط نمونهگیری برآورد شده است. ۳-۴- روش نمونه گیری برای انتخاب حجم نمونه محاسبه شده از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. ۳-۵-نحوه وروش جمع آوری داده ها هرپدیده از نظر کمی و کیفی ویژگیهایی دارد که آگاهی در مورد این ویژگیها به اهمیت و نحوه دستیابی به آنها وابسته است . این پدیده ها به عنوان متغییر در طول زمان دچار دگرگونی و تحول می گردند. هدف هر تحقیقی اعم از توصیفی یا تبیینی دستیابی به اطلاعات در مورد این تغییرات است. یافتن پاسخ و راه حل برای مسئله انتخاب شده در تحقیق مستلزم دست یافتن به داده هایی است که از طریق آنها بتوان فرضیه هایی که به عنوان پاسخ های احتمالی و موقتی برای مسئله تحقیق مطرح شده اند را آزمون کرد. جهت جمع آوری اطلاعات در این پژوهش نیز بسته به نیاز بخش های مختلف آن از روش های متعددی استفاده شده که مهم ترین آنها به قرار زیر است: ۱- مقالات داخلی و خارجی ۲- رساله ها و پایان نامه ها ۳- مصاحبه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
D : سنجش میزان احساس تعلق مکانی در مجتمع های مسکونی
چنانچه با مرگ یکی از خویشان نزدیک خود مواجه شوید تا چه حد همسایگان در التیام شما موثرند؟
D16
تمیزی و نظافت مجموعه به عهده کیست؟
D17
هزینه عایق پشت بام باید بر عهده چه کسانی باشد؟
D18
به چه میزان در مراسم مذهبی مجموعه مسکونی خود شرکت می کنید؟
D19
در صورتی که برخی از کودکان در محوطه مجموعه، رفتار نا مناسبی داشته باشند، چه کسانی اصلاح رفتار آنان را وظیفه خود می داند؟
D20
پرسشنامه ها در بین ۲۰۰ نفر از جامعه آماری هدف توزیع شد و بر اساس مشاهده و مصاحبه تکمیل گردید. هنگام ارزیابی پاسخ ها، برای هر یک از گزینه ها امتیازی بین ۱ تا ۳ در نظر گرفته شد، و در نهایت میانگین داده ها برای هر یک از سوال ها در مجتمع های مسکونی مورد مطالعه به صورت مجزا محاسبه شد. و هرچه پاسخ ها به عدد ۳ نزدیک تر باشد نشان دهنده بالاتر بودن سرمایه اجتماعی می باشد.
 ۳-۲-۶-جمع بندی در برنامه ریزی و طراحی مجتمعهای زیستی و محدودههای مسکونی، پایداری اجتماعی از اهمیت به سزایی برخوردار است. خصوصا در زندگی امروز که به سرعت به سوی فردگرایی سیر می کند، و هر اندازه افراد دارای سرمایه اجتماعی (اعتماد متقابل بین افراد، حمایت های اجتماعی، روانی و مالی، حس تعلق و وابستگی) بالاتری باشند، سلامت روانی بیشتر خواهند داشت (عنایت، آقاپور، ۱۳۸۹). سرمایه اجتماعی نتیجه پایداری اجتماعی است که دارای مولفه های اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی می باشد که در یک رابطه متعامل قرار گرفته و هر کدام تقویت کننده دیگری هستند. اعتماد، لازمه شکل گیری پیوندها و معاهدات اجتماعی است، اعتماد اجتماعی ایجاد کننده تعاون و همیاری است و فقط در این حالت است که در عین وجود تفاوتها قادر به حل مشکلات و انجام تعهدات اجتماعی میشود آنتونی گیدنز، اعتماد و تأثیر آن بر فرایند توسعه را زیربنا و زمینه ساز اصلی در جوامع مدرن میداند، هر جا که سطح اعتماد اجتماعی بالا باشد مشارکت و همیاری مردم در عرصههای اجتماعی بیشتر و آسیبهای اجتماعی کمتر است (اکبری، ۱۳۸۳؛۱۱). نحوه عینی چنین مشارکتی حضور در جشن ها و مراسم مذهبی و اجتماعی است که فرد از طریق آن کنش مشارکتی از خود بروز می دهد. فعالیت جمعی نشانه سرمایه اجتماعی است. سطح همبستگی در گروه نیز بر سرمایه اجتماعی اثر می گذارد. انسجام اجتماعی به معنای آن است که گروه وحدت خود را حفظ کرده و با عناصر وحدت بخش خود تطابق و همنوایی داشته باشد. همبستگی و انسجام، احساس مسئولیت بین چند نفر یا گروه است که از آگاهی و اراده برخوردار باشند و حائز یک معنای اخلاقی است که متضمن وجود اندیشه، یک وظیفه، یا الزام متقابل است و نیز یک معنای مثبت از آن بر می آید که وابستگی متقابل کارکردها، اجزاء و یا موجودات در یک کل ساخت یافته را می رساند. در نهایت مطالعات صورت گرفته نشان دهنده آن است که : تقویت روابط همسایگی می تواند باعث تقویت همبستگی و انسجام واحد های مسکونی گردد. افزایش تعاملات اجتماعی و روابط همسایگی مناسب و صحیح می تواند در جهت تقویت هویت، امنیت، حس تعلق، اعتماد و … مؤثر باشد. مقدار زیادی از بعد شخصیتی ما در واحد های مسکونی شکل می گیرد و در آن ریشه دارد، (به عنوان زمینه ای از روابط اجتماعی برای اینکه وظایفمان را درست انجام بدهیم) و معیار صداقت و وفاداری و تعهد ما می باشد. موارد یاد شده از اصول تأثیرگذار در سرمایه اجتماعی می باشد. بنابراین می توان با تقویت روابط همسایگی به پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی دست یافت. ۳-۲-۷-منابع ازکیا، مصطفی و غفاری، غلامرضا؛ (۱۳۸۳) “توسعه روستایی با تأکید بر جامعه روستایی ایران"، نشر نی، تهران. اکبری، امین، (۱۳۸۳). “نقش سرمایه اجتماعی درمشارکت- یررسی تاثیرسرمایه اجتماعی برمشارکت سیاسی واجتماعی"، پایان نامه کارشناسی ارشد،دانشگاه علوم اجتماعی تهران الوانی،( ۱۳۷۸ )،"نقش مدیریت در ایجاد و توسعه سرمایه اجتماعی"، مجله علمی- آموزشی تدبیر، شماره ۱۰۰ توسلی، غلامعباس؛ (۱۳۸۴)” سرمایه ی اجتماعی، ثروت نامرئی"، نشریه حیات نو اقتصادی. حسینی و همکاران؛ ( ۱۳۸۶ )، “رتبه بندی سرمایه اجتماعی در مرکز استانهای کشور"، فصلنامه رفاه اجتماعی، شماره ۲۶ ربانی خوراسگانی، علی؛ صدیق اورعی، غلامرضا؛ خنده رو،مهدی؛ (۱۳۸۸)"بررسی سرمایه اجتماعی و عوامل موثر بر شکل گیری آن در سطح محله"، مجله علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، پاییز و زمستان ۱۳۸۸ سجادی قائم مقامی ، پروین السادات . ضرغامی، اسماعیل. پوردیهیمی، شهرام(۱۳۸۹) ” اصول پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی (از دید جامعه صاحبنظران و متخصصان ایرانی)"، صفه، شماره ۵۱ عنایت، حلیمه و آقاپور، اسلام؛ (۱۳۸۹) “بررسی عامل های اجتماعی-فرهنگی مرتبط با کیفیت سلامت روانی خانواده (نمونه مورد مطالعه: خانواده های ساکن شهر شیراز)"، فصلنامه زن و جامعه، سال اول، شماره دوم. غفاری، غلامرضا ؛ (۱۳۸۴) “جامعه شناسی تغییرات اجتماعی", انتشارات آگرا، تهران
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دارد (شلتون[۲۷]و همکاران، ۱۹۹۸). این اقدامات قبل از انبار کردن محصولات آغاز شده و در طول مدّت انبارداری ادامه مییابد. از جمله مهمترین این اقدامات میتوان به موارد زیر اشاره کرد: تمیز کردن وسایل و ماشینآلات برداشت و حمل و نقل محصولات از بین بردن بقایای محصولات (که اغلب حاوی تخم، لارو وشفیره آفات میباشند) تمیز کردن اطراف انبار از بقایای محصولات و علفهای هرز سمپاشی انبار خالی با سموم مناسب کاربرد سموم مناسب پس از انبار کردن محصولات (ماسون و اوبرمایر[۲۸]، ۲۰۰۶). ۲-۲-۲- مبارزه فیزیکی در این روش مبارزه از یکی از خواصّ فیزیکی محیط علیه آفات استفاده میگردد (اسماعیلی و همکاران، ۱۳۷۸). از آنجا که بیشتر آفات انباری بومی مناطق گرمسیری هستند نسبت به دماهای پایین حساس میباشند بنابراین نگهداری محصولات انباری در مکانهای سرد سبب کاهش رشد آنها میگردد. Karen و Johnson( 2000) نشان دادند که نگهداری لوبیا چشم بلبلی به مدت ۶ تا ۲۴ ساعت در دمای ۸- درجه سلسیوس می تواند جمعیت این آفت را کاهش دهد. همچنین طاهری (۱۳۶۹) تأثیر برودت را به عنوان یک عامل کنترل کننده بر مراحل رشدی سوسک چهارنقطهای حبوبات مشخص کرد. دماهای بسیار بالا نیز سبب کنترل آفات انباری میشوند. بیشتر آفات انباری را میتوان با قرار دادن مواد انباری آلوده در دمای ۵۲ تا ۵۳ درجه سلسیوس به مدت سه ساعت از بین برد. در این روش مبارزه هر قدر رطوبت نسبی بیشتر گردد، قدرت کشندگی در اثر افزایش دما بیشتر است (اسماعیلی و همکاران، ۱۳۷۸). امواج رادیویی و اشعه مادون قرمز با حرارتی که در مواد انباری تولید می کنند موجب مرگ عده زیادی از آفات انباری میگردند ولی قدرت نفوذ آنها کم است. استفاده از تشعشعات هستهای و عوامل فیزیکی دیگر مانند صوت، نور و رنگ در قالب تلهها میتوانند به عنوان روشهای دیگر مبارزه با آفات انباری بیان شوند (گلب[۲۹]، ۱۹۹۷).
 ۲-۲-۳- مبارزه تلفیقی مبارزه تلفیقی عبارت از اعمال سیستم مبارزه مرکّب و استفاده از روشهای مختلف مبارزه (مبارزه شیمیایی و حشرات مفید) میباشد. در مبارزه تلفیقی به کارگیری روش صحیح برای ارزیابی انبوهی آفت یا بیماری، دشمنان طبیعی و بالاخره تعیین آستانه قابل تحمّل اقتصادی قبل از اقدام به مبارزه شیمیایی ضروری است. امروزه آفتکشها به عنوان جزئی از روشهای مبارزه تلفیقی پذیرفته شده اند. به طور معمول و ایدهآل مبارزه تلفیقی بر اساس آگاهی کامل از نوسانات جمعیت و اختصاص یک راهکار مناسب برای کنترل آن پایه ریزی شده است (افشاری، ۱۳۷۱). ۲-۲-۴- مبارزه شیمیایی در این روش برای مبارزه با آفات از مواد شیمیایی که اصطلاحاً آفتکش نام گرفتهاند استفاده می شود. سموم شیمیایی از نظر مکانیسم تأثیر به سه گروه تقسیم میشوند (اسماعیلی و همکاران،۱۳۷۵). سموم گوارشی: باید به طریقی وارد دستگاه گوارش حشره شوند. سموم تماسی: از طریق تماس بدن با مواد سمّی موجب مرگ میگردند. سموم تدخینی: از طریق نفوذ بخار یا گاز سمّی به داخل منافذ و لولههای تنفسی، آفات را مسموم می کنند. برای حفظ فرآورده های کشاورزی از حمله آفات در انبارها، حشرهکشهای شیمیایی مؤثّرترین و کارآمدترین ابزار بوده که استفاده از آنها در مبارزه با آفات انباری سابقه بسیار طولانی دارد، ابتدا سموم معدنی از جایگاه خاصّی برخوردار بودند ولی سپس سموم کلره وارد بازار مصرف شده و در زمان کوتاهی گسترش یافتند. امروزه تولید و مصرف اکثر سموم کلره به دلیل پایداری و تبدیل شدن به ترکیبات خطرناک، منسوخ شده است. در سال ۱۹۴۵ ترکیبات فسفره به عنوان حشرهکش معرفی شدند (سرایلو، ۱۳۷۶). در ابتدا برای کنترل آفات محصولات انباری از حشرهکشهای تماسی استفاده میشد، بررسیها نشان میدهد که مهمترین و پرمصرفترین حشرهکش تماسی برای حفظ غلّات در برابر آلودگی با حشرات انباری مالاتیون بوده است که به دلیل استفاده بیش از حد آنها، حشرات نسبت به این سموم مقاوم شده اند و مشکلات مربوط به آلودگی محیط زیست ایجاد گردیده است. کلرپیریمفوس متیل نیز از جمله سموم فسفره است که در انبار مورد استفاده قرار میگیرد اما بعضی از آفات انباری از جمله سوسک کشیش به آن مقاوم شده است (آرتور[۳۰]، ۱۹۹۲). به تدریج سموم تدخینی برای کنترل آفات انباری مورد توجه قرار گرفتند، اما در سالهای اخیر تعداد این نوع سموم موجود برای استفاده کاهش یافته است (لیچ[۳۱]، ۱۹۹۵). از مدّتها پیش در جوامع گوناگون بشری گرایش شدیدی به استفاده از مواد غذایی عاری از پسماندههای ترکیبات شیمیایی مصنوعی وجود داشته است. این گرایش سبب شده تا پژوهشها به سوی دستیابی به ترکیبات حشرهکش کمخطر سوق داده شود (پورمیرزا و تاجبخش، ۱۳۸۱). از جمله حشرهکشهای کمخطر که بر روی آفات هدف بسیار مؤثّر بوده اما برای دشمنان طبیعی سمیت کمتری دارد، حشرهکشهای بیورشنال میباشد که به دو گروه زیر تقسیم میشوند: حشرهکشهای بیوشیمیایی: شامل هورمونها، آنزیمها، فرومونها و ترکیبات تنظیم کننده رشد حشرهکشهای میکروبی: شامل ویروسها، باکتری ها، قارچها و نماتدها در سالهای گذشته تعداد حشرهکشهای بیولوژیک کنترل کننده آفات که دارای طرز عمل منحصر به فرد هستند، افزایش یافته است. این ترکیبات جدید در برنامه های کنترل تلفیقی آفات بسیار مورد توجه قرار گرفتهاند. بطور کلی ترکیبات شیمیایی حشرهکش باید دارای خصوصیات زیر باشد: (اسماعیلی و همکاران، ۱۳۷۸) ۱- روی آفت مورد نظر اثر کافی داشته یاشد. ۲- برای گیاهان زراعی زیانآور نبوده و اثر گیاهسوزی نداشته باشد. ۳- برای انسان و دام بیخطر باشد و بطور کلی روی جانوران مفید حداقل تلفات را ایجاد کند. از نظر اقتصادی مقرون به صرفه باشد. ۲-۲-۵- مبارزه بیولوژیک این روش مبارزه شامل به کار بردن دشمنان طبیعی آفات از جمله عوامل بیماریزا، پارازیتوئیدها و شکارگرها میباشد. برخی از بالغشائیان همانند گونه های Dinarmus basalis و Anisoptero malusاز خانواده Pteromalidae پارازیتوئید خارجی مراحل مختلف لاروی سوسک چهارنقطهای حبوبات میباشند که تخمهای خود را بر روی بدن آنها قرار می دهند (کتوه[۳۲]و همکاران، ۲۰۰۲؛ ریو و شیک چون[۳۳]، ۱۹۹۳). چندین گونه از بالغشائیان از جنس Uscana مربوط به خانواده Trichogrammatidaeتخمهای حشرات خانواده Bruchidae از جمله سوسک چهارنقطهای حبوبات را مورد حمله قرار می دهند (استوک[۳۴]و همکاران، ۲۰۰۱؛ سیما[۳۵]و همکاران، ۲۰۰۳). باکتری Bacillus thuringiensis(الیاسکی، ۱۹۹۸) و قارچهایBeauveria bassiana (Balsamo) Vuillemin،Metarhizium anisopliae (Metsch) Sorokin وIsaria fumosorosea (=Paecilomyces fumosoroseus) سبب ایجاد بیماری در این حشرات میشوند (چری[۳۶]و همکاران، ۲۰۰۵؛ لاورنس و خان[۳۷]، ۲۰۰۲). الیاساکی (۱۹۹۸) تأثیر دو سویه از باکتری فوق را بر روی این آفت نشان داد. حشرات بطور مداوم در معرض میکروارگانیسمها و پروکاریوتهای بیمارگر قرار میگیرند که تعدادی از آنها دارای توانایی ایجاد بیماری هستند. از طرف دیگر حشرات در مقابل انواعی از این بیماریها حساس بوده و دچار بیماریهای حاد و کشنده میشوند. لذا این عوامل از تنظیمکننده های کوتاه مدت جمعیت آفات به شمار میآیند. بروز همهگیریهای طبیعی این عوامل در بین برخی از آفات کنترل مناسبی را در بعضی از اکوسیستمها بروز میدهد. با توجه به اهمیت قارچهای بیمارگر برای امکان جایگزینی شیوه های کنترل شیمیایی رایج به شرح مختصر هر یک از آنها اکتفا می شود. ۲-۲-۵-۱- قارچهای بیمارگر حشرات قارچهای بیمارگر حشرات از اولین موجوداتی بودند که در کنترل بیولوژیک آفات به کار گرفته شدند و جایگاه خاصی در بیماریشناسی میکروبی آفات دارند. باسی (۱۸۳۵) برای اولین بار عنوان کرد که یک میکروارگانیسم (که بعدها به نام Beauveria bassiana شناخته شد) قادر به ایجاد بیماری در کرم ابریشم است. توانایی قارچها در کنترل آفات و همهگیریهای طبیعی بیماریهای قارچی حشرات در طبیعت (کاروترز و سوپر[۳۸]، ۱۹۸۷) منجر به تلاشهای مچنیکوف و پالیوکوف[۳۹]در اواخر قرن نوزدهم در کنترل حشرات با بهره گرفتن از قارچ Metarhizium anisopliae شد (گیلسپی[۴۰]، ۱۹۸۸). بیش از هفتصد گونه از قارچها در نود جنس در حشرات بیماری ایجاد می کنند (روبرتز و هومبر[۴۱]، ۱۹۸۱). به طور کلی میتوان قارچها را در دو گروه ژنرالیستست[۴۲] و اسپشیالیست[۴۳]طبقه بندی نمود. از گروه اول میتوان انتوموفتورالها[۴۴] و از گروه دوم دئوترومایستها[۴۵] را نام برد.تاکنون هیچ یک از قارچهای انتوموفتورال به خاطر مشکلات کشت آزمایشگاهی آنها به صورت تجارتی در نیامده است. مرور کاملی از این عوامل بیماریزا به وسیله پل[۴۶]و همکاران (۲۰۰۱) ارائه شده است. تعدادی از قارچهای میتوسپوریک[۴۷] متعلق به هیفومیستها[۴۸] به عنوان عوامل کنترل بیولوژیک توسعه یافتهاند. بعضی از این قارچهای بیمارگر حشرات طیف میزبانی محدود دارند. به عنوان مثال گونه Aschersonia aleurodis Webber تنها سفیدبالکها و شپشکها را آلوده می کند. در حالی که بعضی دیگر مانند Beauveria bassiana و Metarhizium anisopliae دامنه میزبانی وسیعتری داشته و جدایههای مختلف آنها روی میزبانهای گوناگون تخصص یافتهاند. شانزده فرآورده از قارچ B. bassiana به وسیله یازده شرکت در کلمبیا تولید می شود (فلورز[۴۹]، ۲۰۰۲). علی رغم موفقیتهای اوّلیه در کنترل میکروبی آفات، کاربرد آفتکشهای شیمیایی و مصنوعی مهمترین روش کنترل آفات در پنجاه سال گذشته بوده است. با این وجود، مسئله مقاومت به حشرهکشها و نگرانیهای زیست محیطی نهادههای کشاورزی باعث جلب توجه محققین به روشهای کنترل آفات بر اساس اصول بیولوژیک شده است. هر چند در حال حاضر حشرهکشهای قارچی سهم اندکی در فروش عوامل بیولوژیک دارند (چرنلی[۵۰]، ۲۰۰۳). چرا که حشرهکشهای قارچی طیف میزبانی باریکی داشته و در بیشتر موارد کنترل ناپایدار و ضعیفی را در مزرعه نشان می دهند (بات و همکاران، ۱۹۹۹)، عدم اطلاع بیشتر کشاورزان از روش به کارگیری عوامل کنترل بیولوژیک، محدودیت استفاده از عوامل کنترل بیولوژیک خارجی و عدم اثر قوی و قابل اعتماد از محدودیتهای دیگر در این زمینه است (بات و همکاران، ۲۰۰۱). با این وجود تعدادی از قارچهایی که به صورت تجارتی برای کنترل حشرات تولید شده اند به همراه میزبانهای هدف و کشور تولید کننده و استفاده کننده از آنها در جدول ۲-۱ خلاصه شده است. ۲-۲-۵-۲-قارچ Beauveria bassiana (Balsamo) Vuillemin جنس Beuveria شامل قارچهای میتوسپوریک بیمارگر حشرات است که بیشتر آنها از لاشهی حشرات آلوده جداسازی شده اند. بطور کلّی ویژگیهای مرفولوژیک برای طبقه بندی گونه های جنس Beuveria بکار میروند. گونه های متعلّق به این جنس با داشتن کنیدیوفورهای دارای برجستگی و خوشههای متراکم از سلولهای کنیدیزای سمپودیال[۵۱] کوتاه و کروی یا باریک شده در دو انتها با زواید خاردار در بخش انتهایی مشخص می شود که یک ظاهر مشخص زیگزاگی به آن میدهد (سامسون[۵۲]و همکاران، ۱۹۸۸). B. bassiana مرحله غیر جنسی قارچ Cordyceps bassiana میباشد که در خانواده Clavicipitaceae، راسته Hypocreales، زیررده Hypocreomycetidae، رده Sordariomycetes، زیر شاخه Pezizomycotina و شاخه Ascomycotaطبقهبندی می شود (لی[۵۳]و همکاران، ۲۰۰۱). از شش گونه ای که براساس خصوصیات مرفولوژیک و بیوشیمیایی در جنس Beauveria تشخیص داده شده اند، B. bassiana مجموعه ای از جدایههای هتروژن و متنوّع (موگنای[۵۴]و همکاران، ۱۹۸۹) با کنیدی کروی است. فرآورده های قارچی ثبت شده برای کنترل حشرات در جدول ۲-۱ آورده شده است. با این وجود خصوصیات شکل شناختی به تنهایی ملاک درستی برای تشخیص و افتراق گونه های مختلف نیست. به طوریکه شکل اسپور ممکن است پس از کشت تغییر کند در این حالت بویژه افتراق دو گونهB. bassiana وB. Brongiartii بسیار مشکل و یا غیرممکن خواهد بود (تاونسند[۵۵]و همکاران، ۱۹۹۵). جدول ۲-۱- فرآورده های قارچی ثبت شده برای کنترل حشرات (میلنر، ۱۹۹۷؛ برگز، ۱۹۹۸؛ بات و کوپینگ، ۲۰۰۰).
| نام فرآورده |
عامل بیمارگر |
موجود هدف |
کشور |
| Naturalis |
B. bassiana |
سرخرطومی قوزه پنبه |
ایالات متحده |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۴-۶-۶)بانک های اطّلاعاتی که به جمع بانک های اطلاعاتی پلیس آگاهی ناجا در نیامده اند : ۲-۴-۶-۶-۱) بانک اطّلاعاتی شرکت توزیع نیروی برق: با وارد کردن شناسه در خودپرداز ها و اینترنت امکان دستیابی به اطلاعات مشترک و مشخصات مندرج در قبض مقدور است( نگاری،۳۸۵:۱۳۸۷). ۲-۴-۶-۶-۲) بانک اطّلاعاتی شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور: امور مشترکین شرکت آب و فاضلاب وابسته به وزارت نیرو یکی دیگر از بانک های اطلاعاتی افراد است که می تواند به پلیس آگاهی در راستای کشف جرم افرادی که به عنوان مجرم تحت تعقیب هستند، یاری نماید. ( نگاری، ۳۸۶:۱۳۸۷). ۲-۴-۶-۶-۳) بانک اطّلاعاتی بانک های تابعه بانک مرکزی: تمام بانک هایی که در حال حاضر با عناوین مختلف سراسر کشور، در بخش های دولتی و خصوصی فعالیت دارند زیر نظر بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران هستند. ۲-۴-۶-۶-۴) بانک اطّلاعاتی امور مشترکین تلفن های ثابت و سیار ( ثریا) و اعتبار شرکت مخابرات: اطلاعات مشترکین با محوریت شماره تلفن اعلام مخابرات ذخیره شده و در صورت نیاز قابل بهره برداری است. ۲-۴-۶-۶-۵) بانک اطّلاعاتی سیستم خدماتی ۱۱۸ شرکت مخابرات: از طریق تماس با ۱۱۸ و اعلام نشانی و مشخصات اسمی شخص مورد نظر، شماره ثابت وی قابل دسترسی است (بیابانی،۱۳۸۹: ۳۸۶-۳۸۷). ۲-۴-۶-۶-۶) بانک اطّلاعاتی سازمان ثبت اسناد و املاک: کلیه اسناد ملکی دارای یک شماره ملک یا پلاک مختص به خود است که از دو شماره اصلی و فرعی در هر شهرستان به صورت جداگانه صادر می شود که در سراسر کشور به صورت متحدالشکل است. این مشخصات املاک و شماره ها در بایگانی ادارات ثبت اسناد و املاک نگهداری می شود. ۲-۴-۶-۶-۷) بانک اطّلاعاتی امور مشترکین شرکت ملی گاز ایران: اطلاعات از طریق سایت شرکت ملی گاز و خود پرداز های بانک ها با مشخص شدن شماره شناسنامه قبض و شماره اشتراک قابل دسترسی است (بیابانی،۳۸۹:۱۳۸۹). ۲-۴-۶-۶-۸) بانک اطّلاعاتی سازمان تامین اجتماعی: در این سیستم برای بیمه شده اصلی یا سرپرست، شماره بیمه ثبت می شود و در صورت نیاز با شماره بیمه و مشخصات اسمی بیمه شده از سیستم رایانه ای تامین اجتماعی قابل دسترسی خواهد بود ( نگاری ،۳۹۰:۱۳۸۷).
 ۲-۴-۶-۶-۹) بانک اطّلاعاتی آموزش وپرورش: برای هر دانش آموز در شهرستان محل تحصیل یک شماره دانش آموزی صادر می شود که دسترسی به اطلاعات کلی دانش آموزان و والدین آنها با مشخص شدن مشخصات شناسنامه ای، از طریق حراست آموزش وپرورش با تشریفات اداری قابل دسترسی است( نگاری،۳۹۱:۱۳۸۷). ۲-۴-۶-۶-۱۰)بانک اطّلاعاتی وزارت علوم و تحقیقات و فناوری: این سیستم اطلاعاتی به صورت شبکه سراسری است که از طریق اینترنت نیز با داشتن رمز عبور قابل بهره برداری است. ۲-۴-۶-۶-۱۱) بانک اطّلاعاتی سازمان بورس: ۲-۴-۶-۶-۱۲ (بانک اطّلاعاتی بایگانی دادگاه: دادگاه های مختلفی دارای اطلاعات ملی نظارت آن در پرونده شما خواهد بود که عبارتند از: ۱-دادگاه خانواده ۲-دادگاه جنایی۳-دادگاه گمر کات ۴-دادگاه جرایم اقتصادی ۵-دادگاه تجدید نظر ۶-دادسرا ها (بیابانی،۱۳۸۹: ۳۹۱-۳۹۲). ۲-۴-۶-۶-۱۳) بانک اطّلاعاتی دادگاه مالیات: این اطلاعات به علت زمان طولانی پردازش گاهی قدیمی می شود. ۲-۴-۶-۶-۱۴) بانک اطّلاعاتی شهرداری: شهرداری موارد ثبتی مربوط به افراد و تجارت ها را به صورت زیر در اختیار دارد: ۱-فروش و انتقال املاک ۲- رهن و اجاره وحق ثبت ۳-قضاوت ها و احضاریه ها ۴- ارزیابی و پرداخت مالیات املاک ۵- برگه های مالیات بر میراث ۶- وصیت نامه و اسناد برنامه ریزی املاک ۷- اجاره نامه حق سرپرستی ۸- فهرست املاک ۹- اطلاعات مالیات فروش وعوارض ۱۰- قراردادهار فروش مشروط … (بیابانی،۱۳۸۹: ۳۹۲-۳۹۴ ). ۲-۴-۶-۶-۱۵) بانک اطّلاعاتی مسافرت و حمل و نقل: هتل ها همواره منابع اطلاعات خوبی برای محققان به شمار می روند که نه تنها می توان به اطلاعات ثبت دسترسی یافت، بلکه شماره تماس های گرفته شده از اتاق ها و هر گونه خدمات ارائه شده به مهمانان را نیز می توان به دست آورد. این نکته در پرونده هایی که نیازمند اثبات حضور شما در زمان وقوع یک تراکنش مالی یاعمل غیر قانونی می باشد. سودمند است. ۲-۴-۶-۶-۱۶) بانک اطّلاعاتی ارتباطات سیار: شرکت های تلفن، منبعی برای تحقیقات جنایی به شمار می رود، زیرا تلفن دارای دستگاه های ویژه است. در عین حال که شبکه های تلفن روز به روز بیشتر دیجیتال می شوند، داده های نگهداری شده در رایانه های آنها نیز جامع تر می شوند. (بیابانی،۱۳۸۹: ۳۹۶-۳۹۷). ۱۲-۴-۶-۶-۱۷) بانک اطّلاعاتی شرکت های بیمه: باید خاطر داشت که بیش از یک نوع شرکت بیمه وجود دارد و اکثر افراد با بیش از ی شرکت سرو کار دارند. ممکن است سوژه شما در یک شرکت، بیمه عمر و در شرکت دیگر بیمه منزل یا خودرو داشته باشد. همه این شرکت ها منبع خوب اطلاعات به شمار می روند. بیمه منزل می تواند فهرست کاملی از دارایی های شخصی یک منزل را در اختیار شما قرار دهد. (مدینگر ، ۳۹۸:۱۳۸۷). ۲-۴-۶-۷)منابع اطّلاعاتی فضای مجازی[۱۴۹] : فضای مجازی برای نخستین بار توسط ویلیام گیمسبون- نویسنده کانادایی رمان های علمی- تخیلی- در سال ۱۹۸۲ مورد استفاده قرار گرفت. فضای مجازی برای گیبسون در حقیقت فضایی تخیلی است که از اتصال رایانه هایی پدید آمده است که تمامی انسان ها، ماشین ها و منابع اطلاعاتی در جهان را به هم متصل کرده اند. این معنا به صورت تقریبی مشابه معنایی است که ما امروزه از کاربرد لفظ فضای مجازی در نظر داریم. کینزا فضای مجازی را برای مثال محیطی بر ساخته از اطلاعات نامرئی- اطلاعاتی که می تواند اشکال مختلفی به خود بگیرد تعریف می کند. وی برای کمک به فهم این مفهوم سازی و ارائه یک تصویر خوب و مناسب از فضای مجازی به تعریف اجزای فضا از طریق اینترنت می پردازد. ۲-۴-۶-۷-۱)خاستگاه اینترنت: اینترنت را باید بزرگترین سامانهای دانست که تاکنون به دست انسان طرّاحی، مهندسی و اجرا گردیدهاست. ریشه این شبکه عظیم جهانی به دهه۱۹۶۰ باز میگردد که سازمانهای نظامی ایالات متّحده امریکا برای انجام پروژههای تحقیقاتی برای ساخت شبکهای مستحکم، توزیع شده و باتحمل خطا سرمایه گذاری نمودند. این پژوهش به همراه دورهای از سرمایه گذاری شخصی بنیاد ملی علوم آمریکا برای ایجاد یک ستون فقرات جدید، سبب شد تا مشارکتهای جهانی آغاز گردد و از اواسط دهه ۱۹۹۰، اینترنت به صورت یک شبکه همگانی و جهانشمول در بیاید. وابسته شدن تمامی فعّالیتهای بشر به اینترنت در مقیاسی بسیار عظیم و در زمانی چنین کوتاه، حکایت از آغاز یک دوران تاریخیِ نوین در عرصههای گوناگون علوم، فنّآوری، و به خصوص در نحوه تفکّر انسان دارد (ضیایی پرور, ۳:۱۳۸۷). امروزه افراد برای دستیابی فوری به اطلاعات مورد نیاز خود در زمینههای مختلف به اینترنت مراجعه میکنند؛ زیرا در کوتاهترین زمان ممکن و متنوعترین راهها، اطلاعات دستهبندی معتبری در اختیار آنها قرار میدهد. در کتاب روزنامهنگاری سایبر دکتر شکرخواه اشاره شده است: ظهور پدیدهای بهنام اینترنت گردش اطلاعات را در سطح جهان افزایش داده است. (پایگاه اطلاع رسانی پلیس فتا:منبع ایسنا). ۲-۴-۶-۷-۲)اینترنت و پلیس: همچون جنبه های دیگر تحقیق پلیس ، اینترنت منبعی ارزشمند در شناسایی و یافتن مجرم هاست. «دنیای وسیعی از اطلاعات مظنونین به طورمستقیم در اینترنت وجود دارد» (لاودن ،کنث.سی و جی.پی۱۳۸۸: ۴۵۶). شاید جایزه بگیران آینده، کاربران اینترنتی باشند که می توانند از دسترسی مستقیم به انواع مختلفی از اطلاعات و ابزار مبارزه با جرایم بهره گیرند.» در صورتی درک کاربرد استفاده از سایت ها برای مبارزه با جرایم احتمالا تمایل بیشتری را به عنوان ابزاری مهم و سودمند جلب می کند. با اتصال هر چه بیشتر ادارات پلیس و شهروندان به شبکه ، آگاهی از سایت های مبارزه با جرایم افزایش یافته ودر نهایت موتور های جستحو توانایی کمک به یافتن افراد گم شده را گسترش می دهند (آلوارو[۱۵۰]،۱۳۷۹: ۴۴-۴۷). پلیس برای کارایی داشتن در قرن بیست و یکم باید با چالش فضای رایانه ای مواجه شده ویاد بگیرد تا از منابع و اطلاعات اختصاص یافته به پلیس در اینترنت نهایت استفاده را ببرد.اگر چه بعضی موسسات هنوز مجبورند تا با پتانسیل کامل نسبت به دسترسی به اینترنت آگاهی پیدا کنند، اما بسیاری دیگر در حال سرمایه گذاری بر روی مزایای چند منظوره ارتباط مستقیم در اینترنت(on line) هستند تا نهایت استفاده را از آن ببرند. ادارات پلیس با سرعت بسیار بالایی در حال توسعه سایت های اینترنتی هستند و درهایشان را به جامعه الکترونیکی جهانی باز می کنند. چنین سایت های ادارات پلیسی را قادر می سازند تا برنامه های پیشگیری از جرایم را ارتقاء بخشیده و نکات و راهنمایی های مربوط به پیشگیری از جرایم را به عموم مردم ارائه نمایند. همچنین مردم را با مأمورینی که در جامعه شان خدمت می کنند آشنا می سازند. همچنین از طریق سایت های اینترنتی هر انسانی با مأموران به راحتی ارتباط برقرار می کند (ام.هس و بنت،۱۳۸۵: ۶۶). ۲-۴-۶-۷-۲-۱)پلیس و سایت های اینترنتی: اینترنت صد ها هزار سایت را برای کمک به ماموران تحقیق آگاه ارائه می کند. موریسون اظهار می دارد:« وقتی این سایت ها را در لیست سایت های مورد علاقه خود قرار دهید، می توانید در ظرف چند ثانیه به آنها دسترسی پیدا کنید» .www.lawguaru.com فهرست قابل جستجوی اکثر ایالات را ارئه می نماید www.mapquest.comشما را به هر کجا که بخواهید هدایت می کند. www.switchboard.com اطّلاعات جالبی در مورد یافتن افراد، مشاغل و آدرس های الکترونیکی (e- mail) ارائه می کند. سایت هایی هستند که در خصوص شماره تلفن های لیست نشده در دفترچه تلفن و ردیابی تلفن های سکّه ای غیر مفید می باشند. www.sourceresource.com نمونه خوبی است. هزینه آبونمان آن از ۴۵ تا۶۹ دلار است. اگر مبالغی را که روزانه توسط پلیس ها برای کسب اطّلاعات در خیابان ها هزینه می شود، در نظر بگیرید این قیمت ها کاملا منا سبند. .» LEXIS- NEXISخدمات گزارش شبکه ای برای کمک به پلیس ارائه می کند… مظنونین را سریع تر می یابد…… LEXIS_ NEXIS بیش از ۲/۳ میلیارد سند رادر تقریبا ۹۸۷۶ پایگاه داده ای گرد آوری کرده است. حجم و وسعت آن« از شبکه جهانی اینترنت بزرگ تر بوده و همچان در حال توسعه است. CERTIFINDER اسناددولتی و روزنامه های سراسر کشور را جستجو می نماید ثبت شرکت های تعاونی و با مسولیت محدود، تجارت با ثبت نام جعلی، آگهی های ترحیم و فوت، پروانه های کاری، ثبت هواپیما، ثبت قایق، انتقالات اسناد و مدارک و اسناد مربوط به ارزیاب مالیاتی، اعلان ورشکستگی، اعلان حق حبس، فهرست جریم و لیست مزایای فوت سازمان تامین اجتماعی… در نظر است به وسیله این برنامه منابع بیشتری چون سوابق ازدواج، حکم طلاق،گواهینامه رانندگی و ثبت وسایل نقلیه موتوری، جستجو مورد استفاده قرار گیرد (ام.هس و بنت،۱۳۸۵: ۶۷). دستگیری لزلی رگ[۱۵۱] نمونه بارزی از نحوه استفاده از اینترنت برای دستگیری مجرمان است. رگ از بازداشت فدرال ایالات ایداهو در سال۱۹۸۵ فرار کرد و یازده سال بدون آنکه ردیابی شود در آمریکای جنوبی زندگی می کرد. سپس FBIبا استفاده از اینترنت جستجو برای فراری ها را آغاز نمود. عکس رگ به لیست « ده نفر اول تحت تعقیب » صفحه اول سایت اف بی آی اضافه شد. یک کاربر اینترنتی گواتمالایی چهره رگ را تشخیص داده و با مقامات ذی ربط تماس گرفت. اف بی آی اولین اداره ای بود که از طریق سایتش یک فراری را دستگیر کرد (ولف[۱۵۲]،۱۳۷۷: ۳۱-۳۲).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
و نیکترین چیزی که پادشاه را باید، دین درست است. زیرا که پادشاهی و دین همچون د برادرند. هر گه که در مملکت اضطرابی پدید آید در دین نیز خلل آید. بد دنیان و مفسلان پدید آیند و هر گه که کار دین باظل باشد مملکت شورید، بود و مفسدان قوت گیرند و پادشاه را بی شکوه و رنجه دل دارند و بر بحث آشکارا شود و خوارج زور آرند. ))( سیاستنامه، سال ۱۳۸۲:ص ۸۷) احترام به پدر و مادر در مکتب اسلام در مجموع باید و نبایدها ، مجموعه ای از حقوق بیان شده ، که از آن جمله است: حقوق خدا بر انسان ، و حقوق والدین (پدر و مادر) بر انسان ، یکى از دقیقترین مسائلى که اسلام به آن پرداخته، تقابل این دو حق است. نحوه تعامل این دو حق، باعث بحثهاى فراوانى مىشود که البته این بحث در بررسى و تامل در مسئله حقوق پدر و مادر بر فرزند و وظیفهاى که فرزند نسبت به والدین دارد، اجتناب ناپذیر خواهد بود. اربع حَقُّ علی الله تعالی ان لایدخلهم الحبه ولا یَذیقهُم نعیمها. مُدمِنُ خَمرٌ کل الربا أکِلُ مال الیتیم بغیر حَقّ والعاق لوالِدَیهِ. خداوند متعال چهار کس را وارد بهشت نمی کند تا از نعمتهای ان بچشند. شراب خوار، ربا خوار، کسی که به ناحق مال یتیم را می خورد و کسی که پدر و مادرش از او ناخشنودند. ص ۱۴۲ نهج الفصاحه الکبائر الاشراک بالله و قَتلُ النفس و عقوق الوالدین و شهادهُ الزور بدترین گناهان کبیره عبارتند از : شرک به خدا، قتل نفس، بد رفتاری با پدر و مادر و شهادت دروغ. ص ۱۵۳ نهج الفصاحه شا من کُلُّ فیه نَشَرَ الله تعالی علیه کَنَفَه و ادخَلَه جَنَّتهُ رفق خداوند متعال درباره مادرانتان سه بار، درباره پدرانتان دو بار و درباره خویشان هم به همین ترتیب شما را سفارش کرده. نهج الفصاحه ص ۱۰۹ اگر چه عواطف انسانى و حق شناسى به تنهایى براى رعایت احترام در برابر والدین کافى است. ولى از آنجا که اسلام حتى در مسائلى که هم عقل در آن استقلال کامل دارد و هم عاطفه آن رابه وضوح در مىیابد سکوت روا نمىدارد و به عنوان تاکید در این گونه موارد هم دستورهاى لازم را صادر مىکند، درباره احترام به والدین آنقدر تاکید کرده است که در کمتر مسئلهاى دیده مىشود به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره مىکنیم:… الف: در چهار سوره قرآن مجید، به نیکى به والدین بلافاصله بعد از مسئله توحید قرار گرفته است. این همردیف بودن، بیانگر این است که اسلام تا چه حد براى پدر و مادر احترام مىگذارد. ۱- ( …..لا تعبدون الا الله و بالوالدین احساناً» بقره /۸۳ (…. بجز خدا را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید). ۲. (واعبدوا الله و لا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً» (نساء ۳۶) و خدا را بپرستید و چیزى را با او شریک نکنید و به پدر و مادر نیکى کنید. ب: اهمیت این موضوع تا آن پایه است که هم قرآن و هم روایات، صریحاً توصیه مىکنند که حتى اگر پدر و مادر کافر باشند، رعایت احترامشان لازم است. ۱- ( وقضى ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احساناً» (اسراء ۲۳) و پروردگارت حکم کرد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید. ۲. (الا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً» (انعام ۱۵۱) چیزى را با او شریک نکنید و به پدر و مادر نیکى کنید. ۳. (و آن جاهداک على ا ن تشرک بى مالیس لک به علم فلا تطعمها و صاحبهما فى الدنیا معروفاً» (لقمان ۱۵) و اگر آنان به تو اصرار کنند که با من آنچه را که علم به آن ندارى، شریک کنند اطاعتشان مکن ولى در دنیا به نیکى با آنان رفتار کن. ج: شکرگزارى در برابر پدر و مادر در قرآن مجید در ردیف شکرگزارى در برابر نعمتهاى خدا قرار داده شده است؛ چنانکه مىخوانیم: «ا ن اشکرلى ولوالدیک الى المصیر» (لقمان ۱۴) مرا و پدر و مادرت را شکرکن که بازگشت به سوى من است؛ با این که نعمت خدا بیش از آن اندازه است که قابل احصا و شماره باشد، پس، این دلیل بر عمق و وسعت حقوق پدران و مادران است. قرآن حتى کمترین بىاحترامى را در برابر پدر و مادر، اجازه نداده است. در حدیثى، امام صادق (ع) مىفرمایند: «لو علم الله شیئاً هو ادنى من اف لنهى عنده و هو من ادنى العقوق، و من العقوق ا ن ینظر الرجل الى و الدیه فیجد النظر الیها» اگر چیزى کمتر از «اف» وجود داشت، خدا از آن نهى مىکرد. «اف» کمترین اظهار ناراحتى است. و از این جمله، نظر کردن تند و غضب آلود به پدر و مادر است. ه: با اینکه جهاد یکى از مهمترین برنامه هاى اسلامى است، تا هنگامى که جنبه وجوب عینى نداشته باشد، بودن در خدمت پدر و مادر از آن مهمتر است. پس اگر حضور در این جهاد موجب ناراحتى آنان شود، جایز نیست. در حدیثى از امام صادق (ع) آمده است که مردى نزد پیامبر اسلام (ص) آمد و عرض کرد، جوان با نشاط وورزیدهاى است و جهاد را دوست دارد، ولى مادرش از این موضوع ناراحت مىشود. پیامبر (ص) فرمودند: «ارجع فکن مع والدتک فوالذى بعثنى بالحق لانسها بک لیله خیر من جهاد فى سبیل الله سنه» برگرد و با مادر خویش باش. قسم به آن خدایى که مرا به حق مبعوث کرد، یک شب مادر با تو مأنوس شود، از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است. البته، هنگامى که جهاد جنبه وجوب عینى پیدا کند، کشور اسلامى در خطر قرار گیرد و حضور همگان لازم شود، هیچ عذرى حتى نارضایتى پدر و مادر پذیرفته نیست. پبامبر (ص) فرمودند: «ایاکم وعقوق الوالدین فان ریح الجنه توجد ممن سیرع الف عام ولایجدها عاق» از عاق پدر ومادر بترسید زیرا بوى بهشت از هزار سال راه به مشام مىرسد؛ اما هیچگاه به کسانى که مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهد رسید. نویسندگان در مورد احترام به پدر و مادر سخنان بسیاری گفتند از جمله عنصر المعالی در این مورد توصیه های زیادی فرموده و ابتدا انچه را که باعث می شود فرزندان حق پدر و مادر را نادیده بگیرند بیان می کند سپس حکیمانه در صدد دفع این اندیشه نادرست برمیاید و می گوید: تا نگویی که پدر و مادر را من چه حقیست؟ که ایشان را غرض شهوت بوده مقصود نه من بودم هر چند مقصود شهوت بود مضاعف شهوت شفقتی استاده است که از بهر تو خود را به کشتن سپارند و کمتر حرمت پدر و مادر ان است که هر دو واسطه اند میان تو آفریدگار تو، پس چندان که آفریدگار خود را و خود را حرمت داری واسطه را نیز در خور او بباید داشت. پس ان فرزند که مادام خود رهنمون او بود از حق و مهر مادری و پدر خالی نباشد و خدای تعالی همی گوید: اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی الامرمنکم (نساء۷۴) که تفسیر این آیت یک روایت چنین است اولی الامر پدر و مادرند. )) زینهار ای پسر که رنج مادر و پدر خوار نداری که آفریدگار به حق مادر و پدر بسیار همی گیرد و خدای تعالی همی گوید: (فلاتقل لها اف و لاتنهر هما وقل لها قولاٌ کریماٌ (اسراء۲۴). پس او در رعایت حق والدین و اهمیت ان استفاده به کلام امیرالمومنین دارد که او فرمود: رعایت و اهمیت حق پدر مادر در مرگ پدر مادر پیغامبر روشن است که اگر آنها در حیات پیامبر ارزنده بودند بر پیامبر روشن است که اگر آنها در حیات او زنده بودند بر پیغامبر واجب بود ایشان را بر خود برتری دارد و انگاه این سخن که گفت: انا سید الولد آدم و لافحر سخیف آمدی پس چون پدر و مادر را حرمت بیش داری دعار آفرین ایشان اندر تو مستجاب زباشد و به خوشنودی خدای تعالی نزدیک تر باشی.(عنصرالمعالی ،سال ۱۳۸۵:ص ۶۸(() امانت داری برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم تقصیر های رفته را به خدمت قضا کنیم جهان هستی ،چه در مجموع وچه جزء جزء ان نزد انسان به صورت امانت هستند و وظیفه آدمی ادای امانت است . این امانات زیاد است و ادای آنها زمان کافی می طلبد. گردونه هستی مدیون آدمی است ،زطیرا او در عالم خلقت موثر است ودیگران تابع او می باشند بنابراین اگر جهان به دم انسان می چرخد او نیز باید همواره صاحب و حافظ امانات الهی باشد . از این نگاه، عالم امانتی الهی است که به انسان نیازمند است و انسان نیز در حفظ این امانت مسئول است. بنابراین جهان در نگاه شیفتگان خدا وعارغان بالله امانتی است که خداوند در نزد انان قرار داده است از یک سو به عالم عشق می ورزند چون امانت محبوب است و از سوی دیگر چون(هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَما کُنْتُمْ) را باور ندارد ملیت و همراهی خدا را در عالم و پدیده های عالم می بینند بنابراین میان عشق ورزی به عالم و خدایی که در همه شئون هستی جضور دارد قرار می گیرند . پس حیف از جوهرۀ لطیف انسان که دل به این جسم خاکی ببند او باید دل به خواسته های محبوبی ببند که حقیقت و هستی است و هر جا او را منزل بخشد در ان جا سکنا گزیند (سعدی، سخن عشق، ص ۲۲۶).
 وقتی انسان خدا را برگزیند خدا نیز اسان را بر دیگر موجودات خود ترجیح می دهد . انسانی که خدا برگزیده است باید آگاه باشد که هر چه دارد از ان خدایی است که او را بر گزیده است پس هر چه هست امانت او می باشد گرچه ما امانت دار هم نمی توانیم باشیم لکن در این راه بکوشیم .«راس السلام الامانه» ریشه و اساس اسلام امانت است( شرح غررالحکم ودررالحکم ج۴ ص۴۷)امانت یکی از فضایل اخلاقی و ارزش های انسانی است که در فرهنگ اسلام مفهوم وسیع و گسترده ای دارد و منحصر به امانتهای مادی مثل پول ،لباس،و….نیست . نعمتهای مادی و و معنوی مثل دین ، قران ، پیامبران و ائمه ،آب وخاک،پست ومقام، اموال عمومی و بیت المال، انفال،غنایم،احکام دین، فرایض و واجبات الهی شاگردان در نزد معلمان ، فرزندان در نزد والدین و اعضا و جوارح انسانی در سرمایه هایی چون عمر و ج.انی از مصادیق امانت می باشند حتی خود ما،امانت برای جامعه و خویشتن هستیم و هر نوع خیانتی به هر امانتی ، خیانت به خود محسوب می شود. (وَلَا تُجَادِلْ عَنِالَّذِینَ یَخْتَانونَ انفُسَهُمْ ۚ) و از کسانی که به خویشتن خیانت می کنند دفاع مکن این آیه اشاره به همان معنای لطیفی است که قران بارها ان را تذکر داده که هر عملی از اینان سر بزند آثار خوب و بد ان اعم از مادی و معنوی – متوجه خود فرد می شود. ان أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِانفُسِکُمْ وَ ان أَسَأْتُمْ فَلَها در سوره مومنون که اوصاف برجسته مومنان را بیان می کند حفظ و ادای امانت به معنا وسیع ان از ویژگی های مومنان واقعی بیان شده است :(وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ) اقتضای ایمان هم همین است که مومن را به رعایت عهد وامانت برانگیزد چون در ایمان معنای سکون و استقرار و اطمینان نهفته است . وقتی کسی را امین دانست و یقین کرد که هرگز خیانت ننموده است و پیمان نمی شکند قهرا دلش بر انچه یقین یافته است مستقر و مطمئن می شود و دیگر تزلزلی به خودا راه نمی دهد (المیزان جلد ۱۵ص ۱۲) عطف عهد به امانت بیانگر ان است که هر دو به یک معنا بر می گردند ، زیرا پیمان شکنی نوعی خیانت و حفظ ادای امانت نوعی وفا داری به عهد و پیمان می باشد. مراقبت همه جانبه از امانت امری ضروری است بنابراین مومن متعهد خلف وعده و خیانت را از نشانه های ضعف ایسمان است مرتکب نمی شود زیرا خیانت با ایمان سازگار است گاهی امانت جنبه فردی دارد مثل مالی که انسان دیگر امانت می دهد و گاهی جنبه گروهی و جمعی دارد . قران کریم شرط اصلی امانت داری را چنین بیان می کند. و در جایی دیگر چنین می فرماید: تقبلوا لی بست أتقبل لکم الجنه : إذا حدث أحدکم فلا یکذب , وإذا وعد فلا یخلف, وإذا اؤتمنفلا یخن، وغضوا أبصارکم، وکفّوا أیدیکم،واحفظوا فروجکم) : شش چیز را برای من متعهد شوید تا بهشت را برای شما ضمانت کنم : وقتی یکی از شما دروغ نگوید ،هنگامی که وعده می دهد تخلف نکند وقتی امانتی به او می سپارند خیانت نکند چشم خود را حفظ کند،دست خود را نگه دارد و عورا خود را محفوظ دارد. عنصر المعالی دوست دارد که فرزندش امانت از کسی نپذیرد و امانت هم پیش کس ننهد زیرا پذیرش امانت را از اسباب دردسر می داند و گوید: (( اگر کسی به نزد تو امانتی بنهد تا بتواند به هیچ حال مپذیر از انچه امانت پذیرفتن است زیرا عاقبت ان از سه وجه است یا امانت به سلامت به وی باز رسانی چنانچه خدای تعالی فرموده است: ان الله یأمرکم ان تودوا الا مانات الی اهلها و پیغامبر گفت: ردو الامانات الی اهلها که طریق مردمی و جوانمردی انست ه امانت مردمان را بپذیری با چون پذیرفتی نگاه داری تا به سلامت به خداوند باز رسانی وجه دوم انست یا به دست تو مستهلک شود بی مرادتو. وجه سوم انست یا خود چیزی نیک بود دیو تو را راه ببرد و طمع در ان کنی و منکر شوی اما اگر مستهلک شود کسی باور نکند و بی خیانتی نیستی نزد مردمان خاین گردی و اندر خصومت افتی و باشد که خود عزامت ان بباید کشید اما اگر منکر شوی عاقبت با تو نماند یا به خوش یا به ستم از تو باز سانند خاین گردی وحشت میان اشکالان تو پیش از کسی بر تو بماند مظالمی در گردن تو بماند بدین جهان در خوردار نباشی و بدان جهان عقوبت خدای عزوجل آماده کرده باشی و اگر چنانکه به خداوند حق بارزسانی بسی رنجها به تو رسد در نگاهداشت ان چیز چون رنجها بسیار بکشی و ان چیزش یه خداوند حق باز دهی رنجی به تو ماند و ان مرد به هیچ روی از تو منت بذارد و گوید: او تنها به عدم پذیرش امانت توصیه نمی کند بلکه درست دارد فرزندش چند خود را به دست دیگران نسپارد و اگر احیاناً از روی ناچاری د باید با توجه به این شرایط بسپارد. اما اگر به کسی و دیعتی نمی پنهان منه که نه کس چیز تو از وی بخواهند.ای عدل چیزخویش به نزد هیچ کس و دیعت منه و بر انچه دهی از وی بستان تا از داوری رسته یابی.)) ۵-۲- آئین عقوبت کردن و عفو کردن از انجا که خصلت جوانمردی در وجود خویش دارد همیشه بخشش را بر عقوبت و شکنجه ترجیح می دهد و دوست دارم فرزندش نیز با همین خصلت نیک زندگی کند چنانچه می گوید به هر گناهی ای ! ای پسر مردم را مستوجب عقوبت مدان. و اگر کسی گناهی کند از خویشتن اند دل عذر گناه او بخواه که او آدمی است و نخست گناه آدم کرد. و خیره عقوبت مکن تا بی گناهی سرای عقوبت نگردی و به هر چیزی خشمناک مشو و در وقت ضجرت خشم فرو خوردن عادت کن اما کسی گناهی کند که مستوجب عقوبت بود حد گناه او نبگرواند خور گناه او عقوبت فرمای که خداوندان انصاف چنین گفته اند عقوبت سزای گناه باید کرد اما من چنین گویم اگر کسی گناهی و بدان گناه مستوجب عقود شود و تو سزای ان گناه را عقوبت کنی طریق حلم و کرم و رحمت فراموش کرده باشی چنان باید که گناه را نیم در عقوبت کنی تا هم رسم سیاست بجای آورده باشی و هم شرط کرم نگه داشته. اما اگر به گناهی از تو عفو خواهند عفو کن و بر خویشتن واجب گردان اگر چه سخت گناهی بود بنده اگر گناهکار نباشد عفو خداوند گار پیدا نیاید پس چون مجری عفو خواهد اجابت کن هیچ گناه مدان که ان به عذر نیرزد. چون عفو کردن واجب دانی از شرف و بزرگی خالی نباشد و چون عفو کردی دیگر او را سرزنش مکن و از ان گناه یاد میار که انگاه همچنان باشی که ان عضر مکرده باشی. (قابوسنامه ،۱۳۸۵:ص۱۵۹) نظام الملک بنیان مملکت داری را بر عدل و دادگستری استوار می داند و این نکته را بارها به صورتهای گوناگون گوشزد می کند. رضای حق، تعالی، و قوت سلطان ملکشاه و صلاح شکر و رعیت را به عدل و احسان می بنید و معتقد است که ( ملک با کفر نباید و باستم و ظلم نباید). رعیت رارمه ای می داند که تعهد ان با پادشاه است و با اعتقاد تمام به ملکشاه می گوید: و بر حقیقت خداوند عالم، خلدالله ملکه ، براند که اندر ان روز بزرگ جواب این خلایق که زیر فرمان ادیند از خواهند پرسید زاگر به کسی حوالت کند نخواهند شنید پس چون چنین است باید که ملک این مهم به کس باز نگذارد و از کار خلق غافل نباشد و حق گزاردن نعمت ایزدی تعالی، را، نگاه داشتن رعیت است و داد ایشان دادن و دست ستمکاران از ایشان کوتاه کردن. (سیاست نامه ،۱۳۸۵:ص۱۵۹) اندر عشق ورزیدن و رسم آن: اما تو جهد کن تا عاشق نشوی و اگر گرانی و اگر لطیف از عاشقی بپرهیز که عاشقی با بلاست خلاصه که پیر باشد که پیر را جز به سیم غرض حاصل شود. اگر به جوانی عشق ورزی آخر عذری بود هر کس که بنگرد و بد اند معذور دارد و گوید که جوان است جهد کن تا به پیری عاشق نشوی که پیر را هیچ عذری نباشد و اگر پادشاه باشی و پیر باشی زینهار ! تا از این معنی اندیشه نکنی و ظاهر دل درکس نبندی که پادشاه را به پیران سر عشق باختن و دشوار کاری بود. معایب این کار را در حکایتی از جدش شمس المعابی می آورد. اما اگر به اتفاق تراوقتی به روزگار با کسی وقت خوش گردد تو معین دل خود مباش و پیوسته طبع را عشق باختن میاموز و دایم متابع شهوت مباش که این نه خردمندان باشد از انچه مردم در عشق یا در وصال باشند یا در فراق بدان که یکساله راحت وصال به یک ساعته رنج فراق نیرزد که سر تا سر عاشقی رنج است و در دل است و در دل ومحنت و نیز اگر به مثل معشوق تو فرشته مقربست به هیچ وقت از سلامت خلقان رسته نباشی پیوسته در مساوی تو باشند و نکوهش معشوق تو. پس خویشتن نگاه دار و از عاشقی پرهیز کن که بی خودان از عاشقی پرهیز نتوانند کرد، از انچه ممکن نگردد که به یک دیدار کسی بر کسی عاشق شود. نخست چشم بنید انگه دل پسندد چون دل پسند افتاد طبع بد مایل شود. چون طبع مایل کشت انگاه دل متقاضی دیدار او باشد. اگر تو شهوت خویش را امر دل کنی و تابع دل گردانی باز تدبیر ان کنی که یکبار دیگر او را ببینی و چون دیدار دوباره شود میل طبع نیز بد و دوباره شود هوای دل غالب گردد پس قصد دیدار سوم کنی چون سوم بار دیدی و در حدیث در آمدی سخنی گفتی و جوابی شنیدی خر رفت در سن رفت. اما اگر به دیداران خویشتنین نگه داری چون دل تقاضا کند فرد را بر دل موکل کنی نا بیش نام وی نبرد. خویشتن به چیزی دیگر مشغول همی داری و جای دیگر استفراغ شهوت همی کنی و چشم از دیدار وی بر بندی که همه رنج یک هفته بود بیش یاد نیاید رود خود را از ان بتوانی رهانیدن و لیکن این چنین کردن نه کار هر کسی باشد، مردی باید به عقل تمام که این بتواند کرد اما اگر کسی را دوست داری باری کسی را دوست دارد که به دوستی بیرزد و معشوق بطلمیوس و افلاطون نباشد لکن باید که اندک خوبی بباشد و دانم که یوسف یعقوب نباشد اما هم ملاحتی بباید که در وی بباششد تا بعضی زبان مردم بسته شود و عذر تو مقبول دارند که خلقان از غیبت جستن یک دیگر فارغ نباشند، چنانک یکی را گفتند که عیب داری؟ گفت:نه. گفتند: عیب جوی داری؟ گفت بسیار صفت چنان و اندک معیوب ترین خلق توی.(قابوس نامه،۱۳۸۵) خواجه نظام الملک می فرماید: پادشاه را چاره نیست از ندیمان شایسته داشتن و ایشان گشاده و گستاخ در آمدن با در ندیم چند فایده است: یکی انکه پادشاه را مونس باشد و دیگر انکه چون شب و روز با او باشد به محل جانداری بود و دگر نعوذ بالله خطری پیش آید ندیم باک ندارد که تن خویش را بلا کند. و دیگر هزار گونه سخن با ندیم بتوان گفتن از جد و هزل که با وزیر و بردگان نیوان گفت که ایشان صاحب عمل اند و کارکنان پادشاه باشند و نیز از ندیمان هزار گونه سخن شوند و احوال نمایند، به حکم گستاخی از خیر و شر در مستی و هشیاری که در ان فایده و مصلحت باشدو لیکن ندیم باید که گوهر و فاضل و تازه روی و پاک مذهب و رازدار و پاکیزه و جامه بود و سمر و قصص و نوادر از هذل و جد بسیار زیاد دارد و نیکو روایت کند و همواره نیکوگروی و نیک پیوند باشد و هر چه تعلق به عشرت و تماشا و مجلس اش و شراب و شکار گوی زدن و خورد و برد و مانند این دارد. روا باشد که با ندیمان تربیه کند، که ایشان این معنی را مهیا اند و باز هر چه نعلق به مملکت و عمارت و مصاف و تاختن و بسیاست و ذخیره و پیران ندیده تدبیر کند اولیتر باشد که ایشان دار این معنی راهی تر باشند تا همه کارها به وجه خویش رود. و ندیمان باید که خویشتنداری و مهزّب باشند و پادشاه دوست.(سیاست نامه ،۱۳۸۲،ص ۱۰۸) اما اگر مهمان روی معشوق با خود مبر و اگر بری پیش بیگانگان عبد و شغول مباش و دل در وی بسته مدار که او را کسی نتواند خوردن و پندار که او چشم همه کس چنان نماید که بچشم تو- چنانکه بچشم تو نیکوتر از همه کسها نماید باشد که بچشم دیگران زشت تر نماید و نیز هر زمان او را در مجلس میره مده و نقد مکن و هر ساعت او را بخوان. آداب مهمانی در مهمانداری سخت مگیرید حضرت محمد (ع)می فرماید اخلاق خوب ده چیز است که در مرد هست ولی در پسرش نیست ودر پسرش هست ولی در پدرش نیست و در بنده ولی در مولای او نیست . خداوند اینها را برای کسی که بخواهدقسمت می کند: راستی گفتار،ایستادگی در جنگ ،بخشش به گدا،نیکی در برابر نیکی حفظ امانت صله ی رحم ،حمایت همسایه ،حمایت دوست ،مهمانداری ومهمتر از اینها حیا. برای هر چیز زکاتی است و زکات ،خانه ،اتاق مهمانی است.هر کس زکات دهد مهمان نوازی کند و هنگام سختی انفاق نماید از بخل دور است
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دمای بدن
گروه کنترل
پردازش شناختی
۰۳۳/۳
۴۶۵/۰
۰۰۱/۰
طرحواره درمانی
۶۴۴/۱
۴۸۲/۰
۰۰۱/۰
پردازش شناختی
طرحواره درمانی
۱۴۴/۰
۲۴۳/۱
۹۹۹/۰
مقایسه زوجی گروههای سهگانه در متغیرهای ملاک(متغیر ضربان قلب و دمای بدن) حاکی از آن است که هر دو گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل بر این دو متغیر زیستی تفاوت معناداری در میانگینهایشان را نشان میدهند(۰/۵۰>P)، درحالیکه تفاوتی در میانگینهای متغیر ضربان قلب و دمای بدن دو گروه آزمایش(درمان پردازش شناختی و طرحواره درمانی) وجود ندارد(۰۵/۰<P). نمودار ۴-۳: تغییرات ضربان قلب در سه گروه در مراحل پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری نمودار ۴-۳ نشان میدهد که در مرحله پیشآزمون میانگین نمرات ضربان قلب در سه گروه تقریباٌ نزدیک به هم و در مراحل پسآزمون و پیگیری با کاهش نمرات در دو گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل همراه شده است. نمودار ۴-۴: تغییرات دمای بدن در سه گروه در مراحل پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری نمودار ۴-۴ سیر تغییرات دمای بدن را شرکتکنندگان در پژوهش نشان میدهد، این روند در مرحله پیشآزمون نسبتاٌ مشابه ولی در مراحل پسآزمون و پیگیری در دو گروه آزمایش روند نزولی داشته است. فرضیه ۳: اثر درمانگری پردازش شناختی(CPT) و طرحواره درمانی(ST) بر خشم و خصومت جانبازان مبتلابه اختلال استرس پس از سانحه مزمن متفاوت است. در این بخش از فصل چهارم وضعیت متغیرهای روانشناختی(خشم، خصومت، مقابله اجتنابی و رضایت زناشویی) و روند تغییرات آنها در طی مراحل پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری در گروههای سهگانه و در قالب فرضیههای سوم و چهارم مطرحشده در این طرح پژوهشی، بررسی میشود. با توجه با سطح اندازهگیری این چهار متغیر(کمی/فاصلهای)، استقلال مشاهدات، رعایت مفروضه نرمال بودن مطابق با جدول ۴-۷، وجود اندازهگیریهای درونگروهی و بین گروهی، از طرح واریانس با اندازهگیری مکرر مشروط به برقرار بودن سایر پیشفرضهای آن استفاده میشود. در ادامه سایر پیشفرضهای تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر برای دو متغیر خشم و خصومت در فرضیه سوم آمده است. در جدول ۴-۱۴ نتایج آزمون لوین برای بررسی پیشفرض برابری واریانسهای خشم و خصومت ارائهشده است:
 جدول ۴-۲۰: آزمون لوین جهت برابری واریانس خطا برای متغیرهای خشم و خصومت
متغیر
مرحله
F
df 1
df 2
Sig.
خشم
پیشآزمون
۷۳۲/۰
۲
۳۱
۴۸۹/۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- تربیت و پرورش نسلی از افغانهای شایسته و آگاه درزمینۀ میراث اسلامی و فرهنگی ملتشان.
-
- حفظ هویت جامعه افغان و ارزشهای معنوی و اجتماعی آن.
-
- ایجاد، گسترش و حفظ کیفیت در برنامههای دوره کارشناسی و بالاتر از آن.
-
- ترویج و توسعه تحقیق و پژوهش در سطح آموزش عالی.
-
- ایفای نقش مفید در زمینۀ توسعه و تولید علم و بهبود وضعیت اجتماعی و جوانب اقتصادی جامعه افغانستانی منحیث بخشی از جامعه جهانی.
-
- برقرار ساختن و نگهداری ارتباطات نزدیک با دانشگاههای بینالمللی و مؤسسات درزمینۀ های علمی و پژوهشی.
شناسایی بعضی از محدودیتهای که مانع رسیدن به اهداف تعیینشده برای دانشگاه کابل میگردید، صورت گرفته است. بعضی از مشکلات جدی که دانشگاه کابل با آنها روبرو است کمبود زیربناهای مثل کلاسها درسی، آزمایشگاهها، کتابخانهها و کمبود اعضای هیئتعلمی متخصص و باتجربه میباشد که عامل آن جنگ و ویرانی چندین دهه است. جهت تحقق دادن به آرمانها و اهداف این دانشگاه، باید تغییرات در تشکیلات دانشگاه را در بخشهای مختلف مثل ایجاد دانشکدههای جدید و موردنیاز جامعه، بخشهای جدید، تشکیل دوباره مدیریت عمومی و ساختن یک استراتژی علمی درازمدت که سکان برنامهریزی برای دانشگاه را عهدهدار باشد. (امین، ۱۳۹۳). بر این اساس با در نظر داشت مطالب ارائهشده فوق درزمینۀ وضعیت آموزش عالی در افغانستان و دانشگاه کابل در راستای تحقق اهداف تعیینشده این نهادها انجام اینچنین پژوهشهای برای بهبود کیفیت جریان آموزش و پژوهش، عملکرد و اثربخشی، پاسخگویی به نیازها و خواستهای جامعه امروزی افغانستان یک امر مهم قلمداد میشود.
 اعضاء هیئتعلمی دانشگاهها بهعنوان آگاهترین قشر جامعه، نقش ارشادی در اشاعه فرهنگ و دانش کشور دارند. ازاینرو دانشگاهها به دلیل نقش و کارکردهای ویژهای که در خدمت و بهسازی جامعه دارند، از جایگاه ممتازی در جامعه برخوردار هستند. لذا هرگونه تلاش آنان برای بهسازی و ارتقای سطح جامعه خود زمینه خدمت بهتر و مؤثرتر به اجتماع و محیط پیرامون خود را فراهم میسازد. زمینه اصلی تحقق چنین امری در فرهنگسازمانی وجود دستگاهی از معانی و مفاهیم مشترک در میان اعضای سازمان است. بر این اساس دانشگاهها باید بکوشند تا از طریق ایجاد فرهنگسازمانی قوی، زمینه را برای اعضای هیئتعلمی بهگونهای آماده کنند که اعضای هیئتعلمی نقش شایسته و بایسته خود را در جهت تحقق اهداف مطلوب سازمان ایفا کرده و از این طریق زمینه را برای بهبود جوسازمانی سالم آماده کرده تا زمینهای بروز رفتار شهروندی سازمانی اعضای هیئتعلمی تشویق و درنهایت به بهبود و عملکرد دانشگاه منجر گردد. بهعبارتدیگر میتوان گفت دانشگاهها بهمنظور تضمین رفتار شهروندی سازمانی و بهبود جوسازمانی حاکم بر دانشگاه، ناچارند به توسعه و ارتقای سطح فرهنگسازمانی بپردازند. ازآنجاییکه دانشگاه کابل بعد از سه دهه جنگ و از دست دادن اکثریت قاطع نیروی انسانی و اعضای هیئتعلمی خود نیاز به بازنگری سیاستها و خطمشی خود دارد انتظار میرود با بکار گیری نتایج این پژوهش گوشهای از مشکلات موجود در دانشگاه کابل بخصوص در فرایند رهبری و مدیریت منابع انسانی (اعضای هیئتعلمی) جوان که سرشار از انرژی و انگیزه میباشند را، حل و راهکارهای را در این زمینه ارائه کند. ۴-۲- جمعبندی با توجه به پیشینه پژوهشهای داخلی و خارجی میتوان چنین نتیجهگیری نمود که فرهنگسازمانی بهطور مستقیم بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان تأثیر میگذارد و بین فرهنگسازمانی و رفتار شهروندی سازمانی رابطه معناداری وجود دارد، فرهنگسازمانی قوی زمینهای مناسبی برای بروز رفتار شهروندی سازمانی میباشد. همچنین فرهنگسازمانی از طریق اثرگذاری بر روی صداقت مدیران، اعضای سازمان و سیاستهای سازمانی، میتواند کارکنان را در بروز رفتار شهروندی سازمانی تشویق و درنتیجه کارکنان و اعضای سازمان خدمات بهتری را در سازمان ارائه دهند. در همین زمینه نتایج پژوهشهای پیشین حاکی از آن است که بین فرهنگسازمانی و رضایت شغلی افراد رابطه معناداری وجود دارد، به همین ترتیب هرچه فرهنگسازمانی قویتر باشد رضایت شغلی افراد نیز افزایش مییابد و درنتیجه افزایش رضایت شغلی، رفتار شهروندی سازمانی نیز افزایش خواهد یافت. بین جوسازمانی و رفتار شهروندی سازمانی در سازمانهای آموزشی رابطه معناداری وجود دارد، و ابعاد جوسازمانی نیز میتواند رفتار شهروندی سازمانی را پیشبینی کند. همچنین جوسازمانی بر بروز رفتار شهروندی سازمانی اثر میگذارد و خود نیز متأثر از رفتار شهروندی سازمانی میباشد و بین جوسازمانی نوآورانه و میزان رفتار شهروندی سازمانی در کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ یعنی هرچه جوسازمانی نوآورانه افزایش یابد میزان بروز رفتار شهروندی سازمانی نیز افزایش مییابد. همچنین جوسازمانی را میتواند جلوهای از فرهنگسازمانی تلقی نمود؛ یعنی اثرات فرهنگسازمانی در جوسازمانی نمود پیدا میکند. جوسازمانی نقش بسیار مهمی را در کیفیت رفتار شهروندی سازمانی دارد و سطوح بالاتری از رفتار شهروندی منجر به درگیری و تمایل به کار بیشتر و ترک خدمت کمتری در اعضای سازمان میگردد. از مطالعه پژوهشهای پیشین درزمینۀ رفتار شهروندی سازمان چنین نتیجه میگیریم که؛ رفتار شهروندی سازمانی موجب تعهد بالاتر در کارکنان، افزایش بهرهوری و کارایی، کاهش غیبت و ترک کار، افزایش کیفیت خدمات و محصولات، رضایت شغلی، کاهش تضاد بین کارکنان و مدیران، جلوگیری از فرسودگی شغلی، کاهش رفتارهای انحرافی، موفقیت سازمانی، انگیزه فردی و سازمانی، وجدان کاری و رضایت مشتری و درنهایت بقای سازمان میگردد. با توجه به تأثیرگذاری فرهنگسازمانی و جوسازمانی بر رفتار شهروندی سازمانی و عوامل مختلفی که بر رفتار شهروندی سازمانی اثر میگذارند و نقش به سزای را در به مطلوبیت رساندن آن دارند میتوان گفت که بررسی رابطه بین فرهنگسازمانی و رفتار شهروندی سازمان با نقش واسطهگری جوسازمانی قابلتأمل میباشد. اکثر پژوهشها نشان از اثر مثبت و معناداری فرهنگسازمانی و جوسازمانی بر رفتار شهروندی سازمانی داشتند که خود از اهمیت موضوع حکایت دارد. با توجه به پیشینهای ارائهشده، از میان پژوهشهای انجامگرفته درزمینۀ؛ رابطه بین فرهنگسازمانی و جوسازمانی با رفتار شهروندی سازمانی اعم از پژوهشهای خارجی و داخلی، فقدان اثری که ارتباط این سه متغیر را بهصورت مستقیم و همزمان موردبررسی قرار داده و نیز در مؤسسات آموزش عالی و دانشگاهی صورت پذیرفته باشد؛ بیشتر به چشم میخورد. این در صورتی است که بر روی متغیرهای پژوهش به صورتی جداگانه پژوهشهای فراوان صورت گرفته است. همانطوری که ملاحظه میشود میان فرهنگسازمانی و جوسازمانی، فرهنگسازمانی و رفتار شهروندی سازمانی و جوسازمانی با رفتار شهروندی سازمانی ارتباط مثبت و معناداری و جود دارد؛ اما دانستن رابطه میان این سه متغیر با توجه به دنیای سازمانی امروز و پیچیدگیهای آنیک نیاز اساسی محسوب میشود، به همین دلیل و به جهت اطمینان بیشتر و ساختن پیشینه مستحکمتر از وجود ارتباط غیرمستقیم میان این متغیرها، از جوسازمانی بهعنوان متغیر میانجی استفاده گردید تا از این طریق زمینه پژوهشهای بیشتر را فراهم آورد. تحقیقات ذکرشده بهوضوح اهمیت توجه به مساله موردنظر در سازمانها را نشان میدهد. این مساله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که سازمان موردنظر یکنهاد آموزش عالی و مسئول تربیت نیروی انسانی و متخصص موردنیاز جامعه باشد. به همین دلیل محقق؛ دانشگاه کابل را بهعنوان سازمان موردمطالعه انتخاب نمود. امید است که یافتههای حاصل از این پژوهش بتواند مدیران و رهبران سازمانهای آموزش عالی را در برنامهریزی و هدایت مؤثر و بهسازی محیط سازمانی دانشگاهها یاری دهد و امکان تحقق هدفهای سازمانی ایشان را تسهیل کند. مدل نظری رابطه بین فرهنگ سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی با نقش واسطه گری جوسازمانی فصل سوم روششناسی مقدمه در این فصل به بیان روش پژوهش، جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونهگیری، ابزارهای مورداستفاده، روایی و پایایی ابزار، روشهای جمع آوری اطلاعات و نهایتاً روش تجزیهوتحلیل اطلاعات پرداخته شده است. ۳-۱- روش پژوهش با توجه به اینکه پژوهش حاضر درصدد بررسی رابطه بین فرهنگسازمانی و رفتار شهروندی سازمانی با نقش واسطهگری جوسازمانی میباشد، روش پژوهش مورداستفاده توصیفی و از نوع همبستگی بوده و همچنین ازنظر هدف و ماهیت پژوهشی کاربردی میباشد. در این پژوهش متغیر فرهنگسازمانی بهعنوان متغیر پیشبین و متغیر رفتار شهروندی سازمانی بهعنوان ملاک و جوسازمانی بهعنوان متغیر واسطه در نظر گرفتهشده است. ۳-۲- جامعه آماری، حجم نمونه و شیوه نمونهگیری: جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه اعضای هیئتعلمی دانشگاه کابل در سال ۱۳۹۳ میباشد، تعداد اعضای هیئتعلمی دانشگاه کابل درمجموع ۶۷۹ نفر هستند؛ که طبق جدول مورگان، حجم نمونه آماری آن ۲۴۸ نفر میباشند؛ که در این راستا، از روش نمونهگیری تصادفی نظاممند استفادهشده است. جدول شماره (۳-۱) تفکیک جامعه آماری بر اساس دانشکدهها و تعداد اعضای هیئتعلمی
| دانشکدهها |
تعداد اعضای هیئتعلمی |
دانشکدهها |
تعداد اعضای هیئتعلمی |
دانشکدهها |
تعداد اعضای هیئتعلمی |
| علوم تربیتی و روانشناسی |
۳۸ |
زمینشناسی |
۴۲ |
مهندسی |
۴۱ |
| خبرنگاری |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مشارکتکننده شماره ۲: «من خانوادم از مشکلاتم در مدرسه خبر نداشتند. از نظر درسی خیلی ضعیف بودم که این برای خانوادم اصلا اهمیت نداشت. از بقیهی مسائل هم که اصلا خبر نداشتند. رفتارهای من را که میدیدند خیلی سرزنشم میکردند که مثلا این چه طرز حرف زدنه و یا اینکه چرا ابروهاتو تمیز میکنی. چون در آن دوران مثل حالا باب نبود پسرها دست به ابروهاشون بزنند. کلن همش به من سرکوفت میزدند و تحقیرم میکردند. به هیچ عنوان منرو قبول نداشتند».
 مشارکتکننده ی شماره ۵: «خواهرم ازدواج کرده. اون هم تا بهم میرسه یا تحقیرم میکنه یا نصیحت. میگه آبروی منرو جلوی شوهرم بردی. اگه خانوادهی شوهرم تو رو با این وضعیت ببینند چقدر واسهی من بد میشه. زندگیم از هم میپاشه». کد ۴۲۹: تجربه تحقیر و سرزنش توسط خواهر مشارکتکننده شماره ۱۰: «یهو آبجی بزرگم که خیلی سختگیره اومد تو و شروع کرد داد و بیداد کردن که یعنی چی دارید باهاش آروم حرف میزنید. میخواهید قانعش کنید باید بزنید تو گوشش. هیشکی بهش هیچی نمیگه. داره آبروی مارو با این رفتاراش میبره. کل مدرسه میگن فلانی اینجوریه (همجنسبازه). … آبجیم میگفت که انقدر که هر کاری خواسته کرده بهش هیچی نگفتین. چرا انقدر که به این بها میدید به بقیه بها نمیدین. این پررو شده». مشارکتکننده شماره ۸: «خواهر کوچیکم خیلی اذیتم میکنه. مثلا رو این تختهها بزرگ برمیداره مینویسه مریم خانوم بعد میاد جلو دوستام هی رژه میره. یا هی میاد به دوستام میگه این دختره. یا مثلا سر سفره نشسته میگه من غذا با این نمیخورم این ترنسه. من غذا با ترنس نمیخورم. من خواهر میخوام نه برادر. میگه من همه جا آبروتو میبرم که دختری». مشارکتکننده ی شماره ۶: «خانوادم هم خودِ واقعی من رو نمیپذیرند. من حسشون رو میگیرم. نگاههای سنگینِشون رو درک میکنم. اینها چیز کمی نیست. من همیشه قرصهای ضدافسردگی میخورم. همه این مسائل آدمرو خسته میکنه. من برای خانوادم تف سر بالا هستم بارها این جملهرو از بابام شنیدم».
-
- بررسی و تحلیل تم و مقایسه دو گروه مبتنی بر سیطرهی جنسیت (۴۱۹ و ۴۲۹)
هر دو گروه از تبدیلخواهان، تجربه تحقیر و سرزنش از سوی اعضای خانواده را گزارش می کنند. اما آنچه در تفاوت تجربه این دو گروه به چشم می آید، تنوع در اعضای تحقیر کننده خانواده در گروه اول است: پدر- مادر- خواهر – برادر. اما گروه دوم تنها توسط «خواهر» خود مورد سرزنش و تحقیر قرار گرفته است. شاید بتوان این یافته را نوعی تصادف ناشی از عدم «اشباع داده ها» تلقی مرد؛ اگرچه در خصوص سایر موارد نمی توان قائل به عدم اشباع بود. اما اگر چنین یافتهای تصادفی نباشد، میتوان آن را در قالب نوعِ مقاومت ذهنیت زنانه/ خواهرانه تفسیر و تحلیل نمود. به بیان دیگر نتیجه مستفاد از تحقیرهای خواهرانه از جنس همان است که برخی فمنیستها آنرا «خواهری» مینامند؛ این گروه از فمنیستها در تلاشند «هویت جمعی» را تحت عنوان انجمنهای خواهری و یا سایر اَشکالِ هویت مبین بر جنسیت، صورتبندی کند. در اینجا نیز –شاید- همین هویت خواهرانه است که اعتراض خواهر مشارکتکنندگان را برمی انگیزد. اینان نمی توانند بپذیرند که خواهران دیروزشان مبدل به برادان فردا میشوند! ۴-۶ تم اصلی پنجم: اشتغال به مثابهی چالشی فراروی تبدیلخواهان: جنسیت تجربه شده در تجربه اشتغال تبدیلخواهان جنسی بسیار شنیدهایم که میگویند «کار جوهرهی آدمی است». مطالعه شغل تبدیلخواهان جنسی از چند جهت دارای اهمیت است، نخست اینکه اینان نیز مانند سایر اقشار و گروه های اجتماعی جهت گذران زندگی نیازمند شغل و درآمدزایی هستند. این مساله زمانی اهمیت دوچندان مییابد که توجه داشته باشیم برخی از تبدیلخواهان (خصوصا گروه اول) پس از افشای وضعیت برای خانواده از سوی آنان طرد میشوند و یا مورد فشار و محاصرهی مالی قرار میگیرند به همین دلیل مطالعه وضعیت درآمدی وشغلیِ تبدیلخواهان می تواند روشنگر مواجهی آنان با محاصرهی اقتصادی احتمالی باشد. باید توجه داشت که به دلایل یادشده، گاهی اصل تبدیلخواهی آنان به دلایل مالی مورد مخاطره قرار می گیرد زیرا برخی خانوادهها حاضر به تامین مالی فرایند تغییر جنسیت نیستند و یا امکان مالی آن را ندارند. به همین دلیل این بسیار اهمیت دارد که بدانیم در چنین وضعیتی تبدیلخواهان عموما از چه راهی هزینه های خود را تامین می کنند؛ موضوعی که به صورت ویژه در تم اصلی شماره ۸ مورد بررسی قرار گرفته است. اهمیت بعدی شغل تبدیلخواهان، هویت بخشی است که اصولا در پی اشتغال می آید: هر یک از ما در مواجهه با استاد دانشگاه، کارمند بانک، یک نظامی، یک پزشک، دلال مسکن و اتومبیل و … دارای تصورات قالبی – صحیح و غلط- هستیم. به بیان دیگر بخش مهمی از هویت فرد در جامعه بر اساس وضعیت شغلی اوست که شکل می گیرد. و در نهایت اصل توانایی یک فرد برای کار و اشتغال، شخصیت وی را رقم میزند؛ این همان مسالهای است که کارل مارکس(در مقاله نقش کار در گذار از میمون به انسان) از منظری دیگر بر آن تاکید می کند. این «کار» است که یک انسان راشکل میدهد و نوع شغل اوست که تعیین می کند وی بودنش در هستی را چگونه تعبیر کند و اصل حیاتش را چگونه معنایابی نماید.
| تمهای فرعی FtM |
تمهای فرعی MtF |
| - |
- |
۵۱۰ |
تجربه تنفروشیِ تبدیلخواهان MtFبه مثابهی «بیزنس» |
| ۵۲۱ |
تجربه مزاحمت جنسی در محیط ناشی از بدن زنانهی تبدیلخواهان پیش از عمل تغییر جنسیت |
۵۱۱ |
تجربه مزاحمت جنسی در محیط کار:دریافت «پیشنهاد بیشرمانه» |
| ۵۲۲ |
اشتغال به مشاغل مردانه، به مثابهی تجربه مردانگی درون |
۵۱۲ |
احساس عدم امنیت به واسطه اشتغال در محیطهای شغلی مردانه |
| ۵۲۳ |
موانع اشتغال تبدیلخواهان: عدم تطابق هویت قانونی با جنسیت تبدیلخواه پس از عمل و پیش از تغییر مدارک |
۵۱۳ |
موانع اشتغال تبدیلخواه جنسی: پذیرفته نشدن در محیطهای کاری و فقدان اعتمادبنفس به دلیل ظاهر نامتعارف |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
* رپیهوین: گاه نیمروز، گاه دوم از روز؛ ایزد و مینوی نیمروز ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ توضیحات: (رک. nēm-rōz, Asnyanąm) ریشه شناسی: این واژه برگرفته شده است از واژۀ اوستایی rapiϑwina- «نیمروزی، ظهرانه»، مشتق از ra-piϑwā- به معنی «نیمروز، ظهر» که در آن، *ra- آغازین صورت تبدیل شدۀ arə̄m- در ترکیب arə̄m.piϑβā- به معنی «نیمروز» است؛ مرکب از قید arəm-, arə̄m- «درست، مناسب، راست» + piϑwā- «نهار، ظهرانه» مشتق از pitav- «خوراک، تغذیه» (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۱۸۸-۱۸۹)، که معادل آن در پهلوی pih [pyhw’] «خوراک» است: هند و ایرانی آغازین: *Haram- «مناسب، درست، بموقع» + *pitua- «غذا» (لوبوتسکی، ۲۰۰۹: ۱۳، ۸۳)؛ سانسکریت: áram- «مناسب، درست، بموقع» (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۸۷)؛ pitú- «غذا» (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۶۲۶)؛ اوستایی: rapiϑwina-, arə̄m.piϑβā- «نیمروزی، ظهرانه» (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۱۸۸-۱۸۹)؛ از rapiϑwā- «میانۀ روز» (رایشلت، ۱۹۱۱: ۱۶۶)؛ فارسی میانه: rabih (مایرهوفر، ۱۹۹۶: ۱۳۱)؛ rabih [lpyh] «ظهر، (گرمایِ) نیمروز»، rapihwin (مکنزی، ۱۹۷۱: ۷۰، ۷۱)؛ rabihvin [lpspyn’] «ربیه وین: مینوی نیمروز» (بهار، ۱۳۴۵: ۲۵۶)؛ معادل با rapitfak [lpytpk’] «جنوبی، نیمروز» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۱۶۷)؛ فارسی میانه ترفانی: rabih [rbyẖ] (دورکین-مایسترارنست، ۲۰۰۴: ۲۹۵)؛ rabih [rbyh] (بویس، ۱۹۷۷: ۷۸؛ مکنزی، ۱۹۷۱: ۷۰)؛ معادل انگلیسی: noon, south, midday ؛ معادل عربی: ظهر، منتصف النهار، معدل النهار. ترکیبات: Rapihwin mēnōg «مینوی نیمروز، ایزد نیمروز» gāh ī Rapihwin «گاه نیمروز؛ گاه ظهر، گاه بعد از ظهر».
Ratwōbarzat (تقسیمات سال: گاهنبار) * رتوبرزت، به معنی «سرور بزرگ»: نام ایزد موکل بر شش گاه گاهنبار، مینوی گاهنبار ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ توضیحات: در بندهشن (۱-الف: ۱۸ تا ۲۶) از شش بخش سال سخن به میان میآید که شش آفرینش اصلی گیتی توسط اهورامزدا در آنها رخ داده است. نام این بخشها گاهنبار است و در پایان هر یک جشنی پنج روزه قرار دارد که به آن «پنج روز گاهنبار» میگویند. در بندهشن (۲۶: ۸) آمده است: «همانگونه که اهورامزدا نام چهار روز از ماه را «دی» نهاد، هر شش گاهِ گاهنبار را نیز، رتوبرزت(Ratwōbarzat) نام نهاد». رتوبرزت وام گرفته از واژۀ اوستایی ratə̄u- bərəzant- ، به معنی «سرور بزرگ؛ فصل متعالی» است که یکی از امشاسپندان محسوب میشود. در اوستا، نام دیگر رتوبرزت، yāiriia ratauuō به معنی «سرور فصول» یا گاهنبارها است (رایشلت، ۱۹۱۱: ۱۶۱). جالب این است که در ریگ ودا نیز برای انجام مناسک دینی و مراسم قربانی، سال دینی را به شش بخش بنام ṛtú- «گاه، دوره، فصل» تقسیم بندی میکنند (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۲۲۴). اما در تقسیم بندی هندوان، دوازده ماه سال به شش دورۀ دو ماهه تقسیم بندی میشود. نام این دوره ها ودایی به شرح زیر است: ۱) vasantá- «فصل بیداری: بهار»؛ ۲) grīṣmá- «فصل گرم: تابستان»؛ ۳) varṣā́- «فصل باران»؛ ۴) ṡarád- «فصل پژمردن: پاییز»؛ ۵) hemantá- «فصل سرما»؛ ۶) ṡiṡira- «فصل یخبندان» (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۲۲۴). (برای توضیحات بیشتر رک. gāhānār).
 ریشه شناسی: این ترکیب اوستایی مشتق است از: ratə̄uš «رد، سرور؛ فصل، دوره» + bərəzō «بلند، بزرگ، متعالی» (رایشلت، ۱۹۱۱: ۱۶۱-۱۶۲)؛ هند و ایرانی آغازین: *Hrtu- «زمان، دوره، فصل» + *bhrj́hant- «بزرگ؛ بلند» (لوبوتسکی، ۲۰۰۹: ۹۳، ۲۶)؛ سانسکریت: ṛtú- «گاه، دوره، فصل» + bṛhát-, bṛhanta- «بزرگ، بلند» (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۲۲۴، ۷۳۷)؛ اوستایی: ratə̄u- bərəzant- «سرور بزرگ» (ویسپرد، ۱: ۸)؛ فارسی میانه: ratvōbarzit «سرور بزرگ، از امشاسپندان، نام شش گاه گاهانی» (بهار، ۱۳۴۵: ۲۵۶)؛ فارسی نو: ردِ بلند.
rawišn [lwbšn’, lwšn’, SGYTWNšn’ | N rawiš] (نجوم: سیارات و ستارگان؛ تنجیم) * روش: حرکت، سیر، جنبش؛ سرعت، مسافت؛ مسیر، مدار ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ توضیحات ۱: طبق بندهشن (۵-الف: ۱۰)، حرکت سیارات در دایرهالبروج، از دید ناظر زمینی، بسته به اینکه در کجای مدار خود باشند، دارای دو حالت اولیه (پیشرونده [=(frāz)-rawišn]، پسرونده [=abāz-rawišn]) و ۳ حالت ثانویه (تند [=tēz]؛ کند [=dagrand]؛ ساکن [=ē̌stādag]) میباشد. شکلهای ۵ و ۶، مسیر حرکت ظاهری سیارات مختلف را نشان میدهد. هنگامی که سیارهای مقابل کره زمین قرار میگیرد به علت تفاوت سرعت زمین با سیاره دیگر، آن سیاره از زمین عقب میافتد؛ در نتیجه، از دید یک ناظر زمینی چنین به نظر میرسد که سرعتِ آن سیاره به تدریج کم میشود (پهلوی: dagrand) و در نهایت در نقطهای از مسیر، ساکن و بی حرکت (پهلوی: ē̌stādag ؛ انگلیسی: stationary) میایستد. در نجوم، به این نقطه از مسیر سیاره که سرعت ظاهری آن موقتاً صفر است، stationary point «نقطۀ ایستور» میگویند (مور، ۲۰۰۲: ۳۸۸؛ حیدری ملایری: ۲۰۰۷). پس از آن، از دید ناظر زمینی، سیاره به تدریج شروع به حرکت رو به عقب میکند. به این پسرفت، در پهلوی abāz-rawišn ، در نجوم سنتی، «بازگشت» یا «رجوع» (بیرونی، ۱۳۵۲: ۴۷۵) و در انگلیسی retrograde motion «جنبش پسرفت» میگویند (مور، ۲۰۰۲: ۳۴۲). سرعت یک سیاره پس از آغازِ پسرفت، به تدریج، رو به تندی میگذارد و در میانۀ مسیرِ پسرفتِ خود، به اوج سرعت خود میرسد (پهلوی: rawišn ī tēz). پس از آن به تدریج از سرعت آن سیاره کاسته میشود، تا حدی که دوباره، از دید ناظر زمینی، ساکن و بی حرکت (پهلوی: ē̌stādag) بنظر میرسد. پس از آن، سیاره، دوباره حرکت رو به جلوِ خود را از سر میگیرد، که در پهلوی fraz-rawišn یا fraz-wardišn و در نجوم مدرن، «جنبشِ پیشرونده» (انگلیسی: prograde motion) یا «حرکت مستقیم» (انگلیسی: direct motion) نام دارد (مور، ۲۰۰۲: ۱۱۶). حیدری ملایری (۲۰۰۷) این حرکت رو به جلو را «جنبشِ فرارُو» (انگلیسی: prograde motion) مینامد. بیرونی (۱۳۵۲: ۸۰) تندی حرکت سیارات را «سبکی»، کندی حرکت آنها را «گرانی»، و حالت سیارگان را در این دو نقطۀ ایست، «مقیم الرجوع» و «مقیم الاستقامه» مینامد و آنرا چنین توضیح میدهد: «چون کمیِ رفتن بحدّی رسد که ایستادن واجب کند، ایشان را مقیم الرجوع خوانند. آنگاه باز گردند و باشگونه روند از پسِ این ایستادن، و سبکتر همیشوند اندر رجوع … و گرانی ایشان اندر رجوع همیافزاید تا بحدّ ایستادن بر جای رسد. آن هنگام ایشان را مقیم الاستقامه خوانند» (نک. شکلهای ۵ و ۶). توضیحات ۲: برای فهم جنبۀ دوم از این واژه و مطالب زیر در ابتدا باید متوجه بود که: ۱) داده های بندهشن مربوط به زمانی است که میپنداشتند خورشید و ماه و کواکب بدور زمین میچرخند؛ ۲) کواکب دارای مدار مخصوص به خود بودند و هر یک در مدار خود در هر ثانیه مسافت متفاوتی از مدار (=فلک) یا مسیر خود را میپیمودند؛ ۳) این گردش آنها بدور فلکِ خود به چشم ناظر زمینی همانند گردش به دور دایرهالبروج است و منجمان نیز حرکت کواکب را نسبت دایرهالبروج میسنجیدند (به زبان بندهشن: «میشمردند»). ما نیز از همین زاویه به شرح مسئله میپردازیم. در فرگرد دوم بندهشن، پس از برشمردن نام کواکب، چکونگی خلقت آنان و برخی ویژگی های آنان، به تقسیم بندی آسمان و برشمردن افلاک پرداخته شده است. ترتیب این افلاک از پایین به بالا عبارت است از: فلک ستارگان آمیزنده، فلک ستارگان نیامیزنده، فلک ماه ایزدی، فلک خورشید ایزدی، گاه امشاسپندان، گاه هرمزد. مؤلف بندهشن، سپس به شرح اندازۀ کواکب میپردازد: ستارگان بزرگ هم اندازۀ یک خانه، ستارگان میانه هم اندازۀ یک چرخ شیرهگیری، ستارگان کوچک هم اندازۀ سرِ یک گاو، ماه هم اندازۀ یک میدان اسبدوانی (دو فرسنگی)، و خورشید اندازۀ سرزمین ایران. سپس، در بند ۲۰، به شرح حرکت کواکب پرداخته میشود: حرکت خورشید همانند حرکت یک تیر بزرگ که مردی بزرگ از کمانی بزرگ پرتاب کند؛ حرکت ماه، همانند حرکت یک تیر میانه که مردی میانه از کمانی میانه پرتاب کند؛ و حرکت ستارگان همانند حرکت یک تیر کوچک که مردی کوچک از کمانی کوچک پرتاب کند. این تقسیم بندی به هیچ وجه نمیتواند به حرکت ظاهری کواکب (سیارگان و ستارگان) در آسمان ربط داشته باشد چرا که حرکت متوسط خورشید نسبت به ستارگان روزی یک درجه، ماه روزی ۱۳ درجه و ۲۰ دقیقه، و ستارگان ثابت اند. اما از آنجا که، زمانِ گردشِ خورشید دور مدار خود یک سال، گردش ماه دور مدار خود یک ماه، و گردش سیارات دور زمین یک روز طول میکشد، میتوان نتیجه گیری کرد که منظور از حرکت کواکب در بندهشن، مقدار سرعت،[۴۱] و در نتیجه، مقدار مسافتی است که در مدار خود طی میکنند نه از دید ناظر زمینی (توضیح اینکه، هر چه مدار بزرگ تر باشد، مسافتی که یک سیاره در یک دور کامل طی میکند بیشتر است). در بندهشن (۲: ۲۲) آمده است، حرکت خورشید از یک برج تا برج دیگر همانند آنست که مردی سنگی پرتاب کند. در نتیجه طبق داده های بندهشن میتوان اینگونه نتیجه گیری کرد که، چون حرکت خورشید در مدار یکساله اش (که از ۱۲ برج تشکیل شده) به حرکت تیری بزرگ تشبیه شده است، پس سرعت و در نتیجه مسافت طی شده توسط یک تیر پرتابی بزرگ، ۱۲ برابر یک سنگ پرتابی محسوب شده است. و این کاملاً منطقی به نظر میرسد (وگرنه از نظر زمانی، خورشید یک برج را در ۳۰ روز طی میکند و پرتاب سنگ چند ثانیه بیشتر طول نمیکشد). نکته ای که نباید از آن غافل شد این است که، نویسنده بندهشن موضوع حرکت کواکب را بلافاصله پس از برشمردن فلک آنها تشریح میکند؛ در نتیجه، ازاینرو، سرعتِ حرکت و میزان مسافت طی شدۀ کواکب در بندهشن، به بزرگی مدار آنها (به زبان بندهشن: spihr یا «فلک») ارتباط مستقیم دارد و هر چه فلک کواکب بالاتر و در نتیجه بلند پایه تر باشند، سرعت حرکت و مسافت طی شدۀ آنها نیز بیشتر از کواکب دیگر است. بر همین اساس نیز میتوان گفت هنگامی که در بندهشن (۲: ۲۱) میگوید: «از این کواکب، آنها که تیز-روترند، عبارتند از: تیشتر، بشن، تَرَهَک، اَبَرَگ، پَدیور، و پیش-پرویز»، منظور آن است که ثوابتی که در ستاره پایه قرار دارند نیز هریک دارای فلک خاص خود هستند و در نتیجه فلک هرکدام که بالاتر است، دارای سرعتی بالاترند. از طرفی از آنجا که ستارگان ثابته نسبت به هم بی حرکتند، اگر قرار باشد برخی از آنها تیزروتر از برخی دیگر باشند اما با این وجود فاصله ثابت خود را با ستارگان دیگر حفظ کنند، ناگزیر باید فلک آنها بالاتر از کندروترها باشد. در نتیجه، تیزروتر بودن برخی ثوابت نیز خود دلیل بلندپایه تر بودن آنهاست. هنینگ (۱۹۴۲: ۲۳۴) نیز برای توجیه تفاوت سرعت حرکت خورشید و ماه و ستارگان، همین استدلال را ارائه میکند، اما وقتی به مبحث ستارگان تیزرو میرسد، آنرا «گیج کننده» معرفی میکند. در صورتی که کاملاً مشخص است که نویسندۀ بندهشن، برای هر ستارهای (چه اختری و چه اباختری) یک مدار و فلک جداگانه قائل است و همه این فلکها (در اندازه های مختلف و در نتیجه با سرعتهای مختلف) درون فلک البروج قرار دارند. بهار (۱۳۷۵: ۶۷) در توجیه تیزروتر بودن این ستارگان، همان استدلالی را به کار میبرد که هنینگ (۱۹۴۲: ۲۳۴) آنرا با شک و تردید بیان میکند. استدلال او چنین است: «از آنجا که این ثوابت بیشتر [=اغلب] در مرزهای جنوبی آسمان نیمکرۀ شمالی قرار دارند، برای گردش به دور محور آسمان در بیست و چهار ساعت، باید مسافت بیشتری را طی کنند». بنا بر این استدلال، هر چه ستارگان به دایرهالبروج نزدیکتر بوده و از قطب شمال و جنوب آسمان دورتر باشند، سرعت آنها بیشتر خواهد بود. اگرچه این نکته کاملاً علمی است، اما با مفهوم تیزرو بودن ستارگان در بندهشن (که یک مسئلۀ تنجیمی است) متفاوت است، چراکه ستارگان مذکور را، چه از نظر سرعت و چه از نظر مسافت طی شده، به هیچ طریقی نمیتوان با هم در یک گروه قرار داد. بهار هم در توجیه خود با ذکر عبارت «بیشتر» به معنی «اغلب این ستارگان» بطور ضمنی به همین مسئله اشاره داشته است. مثلاً، ستارۀ تیشتر که اولین ستارۀ تیزرو است در نیمکرۀ جنوبی و نزدیکتر به قطب جنوب قرار دارد، در حالی که سایر ستارگان فوق در مرز جنوبی نیمکرۀ شمالی هستند. از طرفی با استناد به نظریه هنینگ و بهار، به دلیل نزدیکی ستارۀ اسپور (= Spica) به استوای آسمان، این ستاره باید از همه ستارگان دیگر تیزروتر باشد؛ در صورتی که نام این ستاره در میان ستارگان تیزرو نیامده است. توضیحات ۳: نکته مربوطه دیگری که در همین قسمت (بندهشن، ۲: ۱۸) آمده است و نباید از آن غافل شد، اندازۀ ماه است که «دو هاسر» آسمانی ذکر شده است و در ادامه آمده است: «یک نوع هاسر دیگر هم هست که زمینی است و برابر یک فرسنگ است». این نشان دهنده آن است که قدما واحدهای اندازهگیری زمینی را برای فواصل آسمانی نیز بکار میبردهاند، و همچنین استفاده از مثالهای زمینی همچون پرتاب تیر و سنگ را برای مسایل آسمانی در بندهشن توجیه میکند. در آثارالباقیه بیرونی نیز فاصله بین کواکب با واحدهای زمینی از قبیل، ذراع، تازیانه، نیزه، و غیره آمده است که مسلماً با واحدهای همنامِ زمینی فرق دارند. برای نمونه، مقیاس «ذراع»: در آثارالباقیه (بیرونی، ۱۳۲۱: ۴۰۴) آمده است: «چون شرطان در حرکت خود به نیمه آسمان برسند در رای العین باندازه دو ذراع میان آنها فاصله خواهد بود». برای نمونه، مقیاس «تازیانه»: در آثارالباقیه (بیرونی، ۱۳۲۱: ۴۰۶) آمده است: «فاصله این دو باندازه یک تازیانه است و یکی از این دو را زر و دیگری را میسان نامند و هر دو در پای توأم تالی میباشند». تصحیح ترجمه: در بندهشن (۲۲)، آمده است: «میانگین مسافتی که خورشید از آن که اختری را بهلد تا آن دیگری را بیابد، طی میکند، به اندازه ای است که مردی سنگی برستاند و بیفگند».[۴۲] در اینجا، باز بر مقیاسی آسمانی بر اساس مقیاس همنام زمینی بیان شده است و منظور از dagrand درازا و طول آسمانی و در نتیجه میانگین مسافت آسمانی است و ترجمه آن به زمان اشتباه است (رک. dagrand). ترجمه انکلساریا (۱۹۵۶: ۳۵): «مدت زمان میانگین خورشید، از وقتی یک صورت فلکی را رها میکند، تا به بعدی برسد، به آن اندازۀ است که لازم است تا مردی که سنگی را بردارد و پرتاب کند».[۴۳] ترجمه بهار (۱۳۷۸: ۴۵): «خورشید از آن که اختری را بهلد تا آن دیگری را بیابد، میانگینِ درنگ به اندازۀ زمانی است که مردی سنگی برستاند و بیفگند». ریشه شناسی: واژه rawišn مرکب است از: بن مضارع raw- «رو-»+ پسوند اسم ساز -išn «ـش». چئونگ (۲۰۰۷: ۱۸۴) در مورد ریشه هندواروپایی این واژه نظری ندارد. اما، شاید، «رفتن» مصدری جعلی از واژۀ فارسی باستان raϑa- به معنی «ره» باشد: ره + تن = رهتن؛ و سپس صدای «ه» به «ف» یا «و» تبدیل شده باشد. در گویش لری هنوز به صورت raʰtan تلفظ میشود. از طرفی، در سانسکریت واژه ratha- «راه» از ریشه فعلی ṛ- به معنی «رفتن، رسیدن» (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۲۲۳) مشتق شده است که حالت صرفی مضارع سوم شخص آن در هندی میانهṛcchati, ṛṇoti ، در فارسی به معنی و صورت «رَسَدی= میرسد» و «رُودی=میرود»، و در هندی باستان ṛṇvati ، در فارسی «رَوَدی = میرود» میباشد؛ ایرانی آغازین: *Hrab-, *Hraf- «رفتن» (چئونگ، ۲۰۰۷: ۱۸۴)؛ سانسکریت: مرتبط با ratha- «ره، راه، ارابه»؛ از ریشه ṛ- «رفتن، رسیدن» (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۲۲۳)؛ اوستایی: شاید از rauua- «به سرعت رفتن» مرتبط با raɣauu- «شتاب کننده» همخانوادۀ ragháv- در سانسکریت (رایشلت، ۱۹۱۱: ۲۶۵)؛ فارسی باستان: مرتبط با uraϑa- «دارای ارابه خوب» (کنت، ۱۹۵۳: ۱۷۶)؛ فارسی میانه: rawišn «رفتن، حرکت» (مکنزی، ۱۹۷۱: ۷۱)؛ ravišn «روش، حرکت» (بهار، ۱۳۴۵: ۲۶۰-۲۶۳؛ نیبرگ، ۱۹۷۴: ۱۶۸)؛ فارسی میانه ترفانی: از ریشه [rptn, rw-] (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۱۶۵)؛ پازند: از ریشه raftan, rav- (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۱۶۵)؛ فارسی نو: روش؛ رَوِشن، در ترکیب «ستارۀ بی رَوِشن» (دهخدا)؛ انگلیسی: مرتبط با road از فارسی باستان raϑa- ؛ معادل انگلیسی: anterograde «پیش-رفت، حرکت رو به جلو سیارات»؛ motion (انکلساریا، ۱۹۵۶: ۳۵)؛ معادل عربی: سرعه، حرکت، سیر. ترکیبات: rawišn ī xwaršēd «حرکت خورشید، سیر آفتاب» rawišn ī māh «حرکت ماه، سیر قمر» māh rawišn «حرکت ماه، سیر قمر» starān rawišn «حرکت کواکب، حرکت ستارگان» axtarān tēz-rawišntar «ثوابت تیزروتر».
* شکل شمارۀ ۵ * شبیه سازی مسیر حرکت سیارات [اقتباس از شکل موجود در دایرهالمعارف نجوم فیلیپس (مور، ۲۰۰۲: ۳۴۲)] * شکل شمارۀ ۶ * مسیر ظاهری حرکت سیارات [ایجاد شکلها به کمک نرم افزار نجومی Starry Night] Raxwat [Paz. raxʷat̰, račat̰ | MP lhyt’] (منازل قمر) * رَخوَت: خانه هفتم ماه. از ۲۰ درجه دوپیکر تا ۳ درجه و ۲۰ دقیقه خرچنگ. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بسامد و خوانش: نام این منزل قمر، یکبار در بندهشن (۲: ۲) با املای پازند و یکبار در دینکرد سوم (ص۴۰۴: س۲) با املای پهلوی آمده است. املای آن در نسخ مختلف به شرح زیر است: در TD1, K20, K20b, M51 به صورت (raxʷat̰)، در TD2, DH به صورت (račat̰)، (پاکزاد، ۲۰۰۵: ۳۵پ۳۶)؛ و در دینکرد نسخه مدن (۱۹۱۱: ۴۰۴)، با املای پهلوی (lˀsn’). خوانش پژوهشگران مختلف از این واژه به شرح زیر است: دومناش (۱۹۷۲: ۳۷۶) به صورت (Rahēt)؛ انکلساریا (۱۹۵۶: ۳۱) به صورت (Rakhvaṭ) ؛ یوستی (۱۸۶۸: ۱۲۷) به صورت (raxwat) و به معنی «خوشه»؛ بهار (۱۳۴۵: ۴۰۵؛ ۱۳۷۵: ۵۸-۵۹) (raxʷat) ؛ بهزادی (۱۳۶۸: ۵) به صورت (raxwat). هنینگ (۱۹۴۲: ۲۴۴) با ارائۀ خوانشِ نامطمئنِ (Rahvat) و اشاره به املای پهلوی آن در دینکرد سوم [lhyt]، بدون پیشنهاد است و هیچکدام را تأیید نمیکند. در نتیجه، معنا و ریشه شناسی این واژه در هاله ای از ابهام است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
چهار چوب پژوهش: چهارچوب پژوهش پنداشتی وبراساس مفهوم چاقی ، اضافه وزن وعوامل مرتبط با آن در کودکان می باشد. که در این راستا مفاهیمی چون تعریف وشیوع چاقی و اضافه وزن ،علت چاقی، عوارض چاقی، تشخیص ودرمان وروشهای پیشگیری از چاقی ، اضافه وزن وعوامل مرتبط با آن شرح داده می شود. عدم تعادل در وزن: اضافه وزن و چاقی مقدار معینی چربی در بدن برای حفظ حیات لازم است. این مقدار در زنان ۲۰- ۱۸درصد و در مردان ۱۵درصد وزن بدنشان می باشد. در دختران بلوغ وقتی اتفاق می افتد که میزان چربی بدن آنها جهت تولید هورمون های جنسی محلول در چربی به یک میزان خاص رسیده باشد. وجود این مقدار چربی طبیعی شناخته می شود(۱۸).
 Obesity واژه ای است از ریشه لاتین Obeder به معنای خیلی چاق. در واقع چاقی وضعیتی است که در آن ذخایر چربی در بدن افزایش یافته و به حدی برسد که به سلامت فرد آسیب برساند. همچنین طبق تعریف اضافه وزن[۴] شرایطی است که در آن وزن فرد از مقدار استاندارد آن بر طبق قد تجاوز کند(۱۹). اگرچه اغلب چاقی معادل اضافه وزن در نظر گرفته می شود ولی لزومأ این طور نیست. ممکن است افرادی که بدن عضلانی دارند بدون آنکه بافت چربی اضافی داشته باشند چاق محسوب شوند و یا ممکن است ظاهر شخص چاق باشد و در عین حال وزنش در حد معمول و استاندارد باشد. با این همه دراغلب افراد٬ چاقی و اضافه وزن همسو با یکدیگرند (۲۰). وزن کودک یکی از معیارهای پایه جهت بررسی سلامت ورشد کودک محسوب می شود.در واقع وزن مناسب کودک نشان دهنده رشد مناسب وسلامتی وی است.(۲۱) اگر چه وزن مناسب در هر سنی در کودک نشان دهنده سلامتی کودک است،ولی تغییرات آن چه به صورت کاهش وچه به صورت افزایش،نشان دهنده اختلال سلامتی است.امروزه مشخص شده افزایش وزن وچاقی به علت افزایش دریافت انرژی بیش از نیاز اتفاق می افتد که جهت سلامتی فرد خطرناک است(۷). متاسفانه یافته های اخیر حاکی از افزایش شیوع چاقی در کودکان جهان است.طبق نظر کارشناسان سازمان جهانی بهداشت،چاقی در میان تمام کودکان جهان به عنوان یک معضل بهداشتی در حال همه گیر شدن است وباید هرچه زودتر و سریعتر ریشه های این اختلال مورد بررسی قرار گیرد.طبق آمار سازمان جهانی بهداشت[۵] تقریبأ ۱۵۵ میلیون کودک سن مدرسه در سراسرجهان دارای مشکل اضافه وزن یا چاقی می باشند. شیوع چاقی درکودکان طی دو تا سه دهه اخیربه طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است(۱۳). امروزه مشکل چاقی از مهمترین مشکلات رشد و تغذیه کودکان و نوجوانان است. بین ۵ تا ۲۰درصد از کودکان و ۱۰ تا ۱۵درصد از نوجوانان در کشور آمریکا با مشکلات چاقی و اضافه وزن روبه رو هستند. این مساله همچنان روبه افزایش است. در ۱۵ تا ۲۰ سال گذشته تعداد کودکان چاق (بین شش تا دوازده ساله) حدود ۵۴ درصد و تعداد نوجوانان چاق (سیزده تا هفده ساله) نزدیک ۳۹درصد افزایش داشته است. کوشش های انجام شده برای کاهش وزن و جلوگیری از چاقی هم به جایی نرسیده است(۲۲). طبق آمارهای موجود ۲۲ میلیون کودک زیر ۶ سال جهان دارای اضافه وزن ومشکل چاقی می باشند. طبق نظر ویلی و وانگ[۶] شیوع چاقی در کودکان پیش دبستانی ۲۶ تا ۴۰ درصد و در نوجوانان تا ۴۵ درصد می باشد(۷). اگر چه اطلاعات کمی در مورد میزان شیوع چاقی در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران وجود دارد ولی یافته های اخیر حاکی از آن است که شیوع چاقی در کودکان دبستانی وپیش دبستانی ایرانی افزایش یافته است.اگر چه نتایج مطالعات قبلی بیانگر یک افزایش وزن ۱۶ درصدی وشیوع چاقی ۷ درصدی در کودکان ایرانی بوده است ولی تحقیقات اخیر بیانگر این مساله است که میزان افزایش وزن در کودکان پیش دبستانی ایرانی تا ۸/۱۴ درصد وشیوع چاقی در آنان تا ۸ درصد افزایش یافته است.لذا افزایش ناگهانی میزان اضافه وزن وچاقی در کودکان ونوجوانان به یک مشکل بهداشت عمومی تبدیل شده است(۲۳). همچنین تحقیقات نشان می دهد که چاقی دوران کودکی مقدمه ای برای چاقی دوران بزرگسالی محسوب می شود. وانگ (۲۰۰۴) هم مطرح می کند که چاقی دوران کودکی و نوجوانی یکی از عوامل مهم ایجاد چاقی در بزرگسالی محسوب می شود بطوری که چاقی بعد از سن سه سالگی قویا با چاقی دوران بزرگسالی ارتباط دارد(۱۱). ایرانزاد (۱۳۸۱)هم در این راستا مطرح می کند که افزایش بیش از اندازه وزن در ۶ ماهه اول زندگی با چاقی در سنین ۶ تا ۸ سالگی ارتباط دارد.بنابراین به نظر می رسد که چاقی در سالهای بعدی زندگی بیشتر به اضافه وزن وچاقی دوران کودکی مربوط می شود و اغلب کودکان چاق ، در سالهای بعدی زندگی افراد چاقی خواهند بود(۲۱). اما نکته دیگر اینکه چاقی دوران کودکی نه تنها با افزایش وزن وچاقی دوران بزرگسالی مرتبط است ، بلکه مشکلات جسمی فراوانی راهم جهت بزرگسالان در پی دارد.چاقی یک مشکل بهداشتی تغذیه ای محسوب شده ورابطه بین چاقی ومرگ زودرس به علت بیماری قند ، پرفشاری خون ونارسایی قلبی دربزرگسالان به خوبی تایید شده است(۵). از آنجایی که بین چاقی دوران کودکی با افزایش احتمال چاقی دوران بزرگسالی ومشکلات جسمی ناشی از آن یک ارتباط تنگاتنگ وجود دارد، امروزه چاقی دوران کودکی بعنوان یکی از چالش های مهم سلامتی محسوب می شود(۱۱). برای چاقی تعاریف مختلفی مطرح شده است. نلسون[۷](۲۰۰۶) افزایش تجمع چربی در بدن را تحت عنوان چاقی تعریف می کند.(۵) ایرانزاد(۱۳۸۱) هم معتقد است که چاقی به تجمع بیش از حد چربی در بافت های زیرجلدی وسایر بافت ها گفته می شود(۲۱). در هر صورت تعاریف متداول چاقی عبارتست از افزایش مبزان چربی بدن بیش از۴۶ درصد در مردان و۴۶-۴۰ درصد در زنان نسبت به وزن بدن ، افزایش وزن ۲۰ درصد بیشتر از وزن متناسب با قد وجثه، افزایش دور کمر بیشتر از ۸۸ سانتی متر در زنان و۱۰۲ سانتی متر درمردان ودر نهایت اینکه افزایش شاخص توده بدنی بیشتر از۲۵ را افزایش وزن وبیشتر از ۳۰ را چاقی تعریف می کنند(۱۱). اما چون دامنه قد ووزن در کودکان متفاوت است،ارائه تعریفی دقیق از چاقی کودکان دشوار است.در این مورد ویلی ووانگ (۲۰۰۳) مطرح می کنند که چون دامنه قد ووزن طبیعی در کودکان متفاوت بوده واین دامنه در سنین مختلف تغییر می کند این مسا له ارائه یک تعریف دقیق از چاقی در کودکان را با مشکل مواجهه کرده است.پس چون دامنه قد و وزن در کودکان متفاوت است واین دامنه با رشد کودک تغییر می کند بنابراین امروزه جهت تعریف چاقی از معیار شاخص توده بدن استفاده می شود. چرا که این معیار قویأ با چربی زیر جلدی وچربی کلی بدن کودک مرتبط بوده ونه تنها تعریف دقیقی از چاقی را ارائه می دهد بلکه یک معیار بسیار تخصصی دراین زمینه محسوب می شود(۱۱). بهرمن(۲۰۰۴) هم در این راستا می نویسد که بهتر است برای تعریف چاقی از معیار شاخص توده بدنی که از تقسیم وزن(کیلوگرم) برمجذورقد(متر)بدست می آید،استفاده شود چرا که این معیار متناسب با سن کودک تغییر یافته وامکان ارائه یک تعریف دقیق از چاقی را جهت کودکان فراهم می کند.طبق این معیار اگر ضریب شاخص توده بدنی کودک بین صدک ۹۵-۸۵ باشد اضافه وزن و اگر بالاتر از صدک ۹۵ باشد چاقی مطرح می گردد(۵). عوامل مرتبط با چاقی: تا کنون علت مشخصی در ایجاد چاقی انسان شناخته نشده است و نمی توان عامل خاصی را موجب ایجاد چاقی در انسان دانست.چرا که عوامل متعددی در ایجاد آن دخالت دارند. ولی افزایش انرژی دریافتی از مهمترین عوامل چاقی محسوب می شود.وقتی انرژی دریافتی بیشتر از انرژی مصرف شده در بدن فرد باشد، این افزایش انرژی دریافت شده در بدن فرد به صورت چربی ذخیره شده وچاقی اتفاق می افتد(۲۳). در این راستا شجاعی تهرانی به نقل از پارک وپارک (۱۳۸۱)هم عنوان می کند که چاقی یک مشکل بهداشتی تغذیه ای محسوب شده که علت اصلی آن دریافت زیاد انرژی است . از دیدگاه علمی همه فرضیات مربوط به چاقی به مصرف بیش از حد انرژی از راه خوراک واگذار می شود.این موضوع پایه ای معتبر برای توصیه های درمانی وپیشگیری محسوب می شود(۵). اگر چه چاقی در اثر افزایش دریافت انرژی بیش از نیاز بدن بطور ثابت وطولانی مدت اتفاق می افتد ولی عواملی همچون اختلالات غدد داخلی،اختلالات سیستم اعصاب مرکزی،عوامل اجتماعی ومسائل ژنتیکی هم نقش مهمی در این زمینه دارند(۱۱). بهرمن(۲۰۰۴) نیز معتقد است که علاوه بر دریافت انرژی،عوامل محیطی وژنتیکی نقش مهمی در ایجاد چاقی به عهده دارند. بیماری ها نیز از جمله عواملی هستند که میتوانند بر افزایش وزن کودکان موثر باشند(۲۴). عوامل ژنتیکی وچاقی: ژنتیک از جمله عوامل تاثیرگذار بر ایجاد چاقی محسوب می شود. وانگ (۲۰۰۳) در مورد این تاثیر مطرح می کند که والدین چاق تاثیرمهمی در ایجاد چاقی کودکان دارند به گونه ای که میزان شیوع چاقی در کودکان دارای هر دو والد چاق ۸۰ درصد است ، در حالی که این میزان در کودکان متولد شده از والدین غیر چاق ۱۴ درصد است(۱۱). چاقی به وفور در خانواده ها دیده می شود.نحوه توارث وزن بدن مشابه توارث قد است.ولی وراثت آن معمولا مندلی نیست وتشخیص نقش ژنها وعوامل محیطی مشکل است. اینکه فرزند خوانده ها از نظر چاقی معمولا به والدین زیستی خود شباهت پیدا می کنند ونه به والدینی که آنها را به فرزندی پذیرفته اند، دلیل محکمی بر نفوذ ژنی است(۲۵). بسیاری از عوامل عصبی و هورمونی موجود در تنظیم وزن به شکل ژنتیکی کار می کنند.اولین پژوهش ها درباره نقش وراثت در چاقی، آن را ۶۶ تا ۸۸ درصد دانستند اما تخمین دقیق تر نقش این عامل حدود ۳۳ درصد بوده است. تعداد ژنها ، عوامل وشاخص های کروموزومی همراه فنوتیپ های چاقی مفرط حدود چیزی بیش از ۲۵۰عدد بوده اند(۲۶). با اینکه ژنهای بسیاری در چاقی نقش دارند دو مورد از آنها بیشتر مورد توجه بوده اند:ژن Ob وadenoreceptor-3B . ژن Ob موجب شکل گیری لپتین وجهش می شود.مکانیزم مربوطه در حال مطالعه است ولی برخی دانشمندان معتقدند که نقش Ob در چاقی در آدمی ناچیز است. ژن adenoreceptor-3B که در بافت چربی قرار دارد در تنظیم RMR[8] نقش داشته و به تعدیل چربی کمک می کند.احتمالا این ژن عامل اصلی چاقی نیست وتنها در آن سهمی دارد(۲۷). در واقع هیچ کدام از این عوامل گوناگون نمی توانند به تنهایی نقش مجزایی در چاقی داشته باشند. پیشنهاد می شود که چاقی را هتروژن وپلی ژنیک تصور کنیم که هیچ ژنی به تنهایی عامل آن شناخته نمی شود.به علاوه در حالی که ژنها به نظر آسیب پذیری در برابر چاقی را افزایش می دهند سایر عوامل باید در هنگام بروز چاقی حضور داشته باشند(۲۸). بیماریها وچاقی: بیماری ها نیز از جمله عواملی هستند که میتوانند بر افزایش وزن کودکان موثر باشند. ایرانزاد (۱۳۸۱) در این رابطه مطرح می کند که اختلالات غدد درون ریز وضایعات سیستم اعصاب مرکزی از عوامل ایجاد کننده چاقی می باشند ولی آنها از عوامل نادر در ایجاد چاقی محسوب می شوند(۲۱). در این رابطه جزائری (۱۳۸۲) هم مطرح می کند که اختلالات غدد درون ریز مانند کم کاری غده تیروئید وپرکاری غده فوق کلیوی در ایجاد چاقی تاثیر دارد.ولی تنها یک درصد از چاقی ها بعلت این اختلالات ایجاد می شود.وهمچنین کیست تخمدان هم بندرت موجب چاقی می شود(۴). وانگ (۲۰۰۳) هم معتقد است که کمتر از ۵ درصد از موارد چاقی در کودکان ناشی از بیماری های زمینه ای مثل کم کاری غده تیروئید ، افزایش سطح انسولین خون ، اختلال عملکرد عصبی ناشی از سرطان ، ضربه ، عفونت وسوانح عروقی اتفاق می افتد. البته چاقی می تواند ناشی از دیستروفی های[۹] عضلانی ، فلجی ، سندرم داون[۱۰] ، اسپاینا بیفیدا[۱۱] و یا دیگر بیماریهای محدود کننده حرکتی هم ایجاد شود که در مجموع همگی از عوامل چاقی محسوب می شوند(۱۱). افزایش سن با کاهش صرف کالری همراه است واین به دلیل ۲ درصد کاهش تدریجی در میزان متابولیسم در حال استراحت[۱۲] به ازاء هر ۱۰ سال وهمچنین کاهش میزان فعالیت های فیزیکی است(۱۸). اصولا مقدار مشخصی چربی برای تولید هورمون های زنانه بسیار ضروری به نظر می رسد اما همین مقدار برای مردان ممکن است چربی زاید در نظر گرفته می شود(۳۰). چاقی و بیماری زائی: چاقی در ایجاد بسیاری از بیماری های غیرمسری اهمیت دارد در حالی که در گذشته تنها به عنوان عامل مرتبط با این بیماری بیان می شد. در سال ۱۹۹۸ ٬ انجمن قلب آمریکا اعلام کرد که چاقی از یک عامل خطر مستعد کننده به یک عامل خطر اصلی تبدیل شده است. چاقی بیماری مزمنی است که نمی توان آن را حالتی دانست که فقط موجب از بین رفتن زیبائی فرد و یا تغییر قضاوت مردم درباره شخص می شود. در افرادی که دچار چاقی عارضه دار هستند میزان مرگ و میر ۱۲ برابر می شود. به خصوص این افزایش با تجمع چربی در داخل شکم بارزتر است (۳۱). دیابت و مقاومت به انسولین: افزایش انسولین در خون و مقاومت به انسولین تابلوهای بالینی شایع چاقی هستند که با بالارفتن وزن افزایش می یابند و با از دست دادن وزن کاهش پیدا می کنند. مقاومت به انسولین بیشتر با چربی داخل شکمی مرتبط است تا چربی موجود در سایر نواحی بدن. سال هاست که دانشمندان به دنبال جستجوی ارتباط مولکولی بین چاقی و مقاومت به انسولین در بافت هایی نظیر چربی٬ عضله و کبد هستند. اما مکانیسم دقیق مقاومت به انسولین هنوز به طور کامل شناخته نشده است. با افزایش شدت چاقی میزان انسولین پایه افزایش می یابد که ممکن است ناشی از افزایش ترشح انسولین یا کاهش کاتابولیزه شدن آن در کبد باشد. همچنین کاهش تعداد گیرنده های انسولین در بافت ها نیز مطرح می باشد (۳۳). چاقی همچنین عامل خطر عمده ای برای بروز دیابت محسوب می شود و قریب به ۸۰درصد بیماران مبتلا به دیابت قندی نوع ۲ چاق هستند. کاهش وزن و ورزش حتی در مقادیر اندک با افزایش حساسیت به انسولین همراه است و اغلب موجب کنترل گلوکز در افراد مبتلا به دیابت می شود (۱۱). بیماری های قلبی- عروقی : علت اصلی مرگ و میر در افراد چاق٬ بیماری های عروق کرونر می باشد. چاقی به خصوص نوع شکمی آن به میزان زیادی با پرفشاری خون و سکته مغزی به ویژه در افراد جوان نسبت دارد. با این حال تاثیر این فاکتور های خطر با کاهش وزن کم می شود. بعد از متعادل کردن اثر سن و استعمال دخانیات خطر انفارکتوس میوکارد اعم از کشنده و یا غیرکشنده در میان زنان با BMI>29 سه برابر احتمال بروز آن در زنان لاغر می شود. تری گلیسیرید و LDL باعث تشکیل پلاک های آترومی می شود اما افراد چاق علاوه بر آن در معرض اختلال فاکتورهای انعقادی خون نیز می گردند که احتمال بروز ترومبوز و انفارکتوس میوکارد را افزایش می دهد. این اختلالات با کاهش وزن بهبود می یابند. هایپرتانسیون ناشی از چاقی با افزایش مقاومت عروق محیطی و برون ده قلب٬ افزایش تون سیستم سمپاتیک٬ افزایش حساسیت به نمک و احتباس نمک با واسطه انسولین همراه است(۵۰). اختلالات تولیدمثل: اختلالاتی که بر محور تولیدمثل تاثیر می گذارد هم در مردان و هم در زنان با چاقی همراه هستند. با افزایش بافت چربی٬ هیپوگنادیسم در مردان دیده می شود که الگوی توزیع آن نسبت به زنان تیپیک تر است. در مردانی که وزن آنها بیش از ۱۶۰درصد وزن ایده آل بدن است٬ اغلب تستوسترون پلاسما و گلوبولین متصل شونده به هرمون های جنسی کاهش یافته و سطح استروژن که از تبدیل آندروژن های آدرنال در بافت چربی تولید می شود افزایش می یابد. ممکن است ژنیکوماستی نیز دیده شود. با این وجود در اغلب این افراد ظاهر مردانه٬ لیبیدو٬ توانایی جنسی و اسپرماتوژنز سالم و دست نخورده باقی می مانند. ممکن است تستوسترون آزاد در مردان مبتلا به چاقی عارضه دار که وزن بیش از ۲۰۰درصد بالای وزن ایده آل دارند کاهش یابد. از مدت ها پیش معلوم شده است که در زنان٬ چاقی به خصوص چاقی بالاتنه با اختلالات قاعدگی همراه است. یافته های شایع عبارت اند از افزایش تولید آندروژن٬ کاهش گلوبولین متصل شونده به هرمون های جنسی و افزایش تبدیل محیطی آندروژن به استروژن. اکثر زنان چاق که دچار اولیگومنوره هستند به سندرم تخمدان پلی کیستیک باعدم تخمک گذاری و هیپرآندروژنیسم تخمدانی مبتلا می باشد و ۴۰درصد زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک٬ چاق هستند(۲۵).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲٫۷٫۲- نتیجه گیری دریای خزر یک دریای داخلی و تحت حاکمیت مشترک ایران و کشورهای اطراف آن است. ادعاهای آنها تاکنون دریا را بهعنوان یک دریای مشترک قلمداد نموده اما بعضی از شواهد مانند وجود منطقه ماهیگیری و منطقه انحصاری بهره برداری از بستر دریا مجاور ساحل که توسط کشور ایران و شوروی سابق به رسمیت شناخته شده است مخالف این نتیجه گیری است. صرفنظر از اینها هیچ مرز رسمی دریائی بین ایران و کشورهای اطراف دریای خزر وجود ندارد و بهعلت قابل اعمال نبودن حقوق دریاها در دریای خزر در مورد ماهیگیری، بهره برداری از بستر دریا و کنترل آلودگی و تحدید حدود فلات قاره و تعیین نظام حقوقی دریای خزر به عهده کشورهای اطراف آن گذاشته شده که طبق حقوق بین الملل آن را معین کنند و در صورت بروز هرنوع اختلاف باید صرفاً خود آنها را حل و فصل نمایند. با این حال همکاری ایران و شوروی سابق ممکن است سابقه حقوقی مفیدی برای سایر دریاهای مشابه باشد. می توان گفت که ایران در این زمینه در موقعیتی است که یک موضوع حقوقی مهمی را به حقوق بین الملل اضافه نمایند.
 اما در کل می توان گفت همواره آن چه در قانون گفته می شود و آن چه به صورت نظریه های تئوریک در قوانین بین المللی می خوانیم با آن چه در عالم اجرا می گردد تناقضاتی مشاهده می شود که ناشی از نارسایی قوانین و در برخی موارد عدم پایندگی کشورها به خصوص کشورهایی با قدرت سیاسی بالا (ابرقدرت ها) می باشد. جهت جبران عملی و همه جانبه آلودگی نفت و مواد آلاینده دیگر در سطح دریا به عنوان یک موروث بزرگ بشری که از گذشته تاکنون در اختیار بشر قرار گرفته و محیطی برای زندگی جانوران است. کمیته تکنیکی با فناوری روز جهت جبران همه جانبه و بی قید و شرط ضرر و زیان زیر نظر سازمان ملل متحد و سازمان بین المللی دریاها (IMO) تشکیل شود که دارای ابزاری قدرتمند و حیات همه کشورها چه نفت خیز و چه غیر نفت خیز، چه ساحلی و چه غیر ساحلی باشد[۱۴]. ۲٫۸- حفاظت و حمایت از تنوع زیست دریایی از طریق شیلات فعال استفاده از اصطلاح تنوع زیستی دریایی به دنبال کاربرد این مفهوم در ماده دوم کنوانسیون تنوع زیستی (سی بی دی) بر همین اساس، تنوع زیستی نه تنها شامل تنوع در گونه ها از جمله گیاهان، پستانداران، ماهی ها و دیگر موجودات زنده دریایی می گردد، بلکه شامل تنوع در اکوسیستم ها می شود که این موجودات در آن زندگی می کنند و همجنین تنوع ژنتیکی در میان گونه ها را در بر می گیرد. اجزا ملموس تنوع زیستی شامل زیستگاهها، اکوسیستم ها، جمعیت گونه ها و مواد ژنتیکی می شود. اصطلاح «محیط زیست دریایی» در مفهوم گسترده ای استفاده می گردد و شامل دریاها و اقیانوس ها و حیات دریایی آنها می شود که دربرگیرنده ی خلیج ها و نواحی ساحلی است که البته شامل آب های داخل خشکی ها نمی شود در بیانیه وزرایی کوالالامپور در سال ۲۰۰۴ که در چارچوب کنوانسیون تنوع زیستی مطرح شد این نکته آمده است که: تنوع زیستی بهطور بی سابقه ای به علت فعالیت های انسانی در حال نابودی است. این بیانیه قطعا شامل تنوع زیستی دریایی نیز می گردد. قوانین ملی و بین المللی ابزار ضروری و لازمی برای سامان دادن به فعالیت های انسانی با هدف جلوگیری یا کاستن تهدیدات علیه تنوع زیستی دریایی هستند. رژیم بین المللی شامل اسناد الزام آور حقوقی و غیر الزام آوری می گردد که در سطح جهانی و منطقه ای یا ناحیه ای تصویب شده اند. در حالی که هدف اولیه بسیاری از این اسناد ممکن است همیشه حمایت و محافظت از تنوع زیستی و دریایی نباشد، اما مسلما این اسناد در رسیدن به این هدف نقش مثبت و مهمی دارند. به منظور کسب اطمینان از اینکه اسناد بین المللی خواه الزام آور یا غیر الزام آور به لحاظ حقوقی موثر و کار آمد باشند، معمولا نیاز به اجرای این اسناد در سطوح ملی و غالبا بهوسیله ی ابزارهای قانون گذاری است. دریا ها و اقیانوس ها حدود هفتاد در صد از سطح کره زمین را پوشانده اند و نقش مهمی در برقراری و حفظ توازن اکولوژیک زمین ایفا می کنند. دریا ها و اقیانوس ها یک سوم از اکسیژنی را که ما تنفس می کنیم تولید می کنند، منبعی با ارزش از پروتئین هستند و تغییرات آب و هوایی جهانی را تعدیل می کنند. نواحی دریایی و ساحلی اکوسیستم های گوناگونی را در خود جای داده اند که از جمله صخره های مرجانی هستند که در نواحی گرمسیری، جنگل های حرا و پوشش های گیاهی بستر دریا یافت می شوند. بخش اعظمی از این اکوسیستم ها طیف وسیعی از حیات دریایی را حمایت می کنند که از شکارچیان اصلی از قبیل پستانداران دریایی تا ارگانیسم هایی نظیر جلبک ها که در پایین ترین سطح زنجیرهی غذایی قرار دارند، متغیر است. حفظ فراوانی و تنوع زیستی این اکوسیستم ها برای سرتاسر شیلات از جمله پرورش آبزیان بسیار حیاتی است. برای بسیاری از مردم جهان محیط زیست دریایی نه تنها منبع بسیار مهم مواد پروتئینی است، بلکه فعالیت هایی نظیر شیلات، حمل و نقل دریایی و گردشگری نیز که از منابع در آمد به حساب می آید وابسته به محیط زیست دریایی است. نیاز به حمایت و نگه داری از تنوع زیستی دریاها به صورت ویژه برای ارگانیسم ها و زیستگاه هایی که بسیار بومی هستند به این معنی که فقط در مناطق محدودی در جهان وجود دارند بسیارضروری است. برای مثال، اقیانوس هند چهارصد و هشتاد و دو گونهی مختلف از صخره های مرجانی دارد که بیست و هفت در صد آنها فقط در یک منطقه است. نمونهی دیگر در دریای بالتیک است که بزرگترین مجموعهی آب شور جهان را در خود جای داده است و زیستگاه های بی نظیری در آن وجود دارد که ارگانیسم های دریایی نادری را در خود جای داده است. کوه های زیردریایی در اعماق دریاها نیز به علت ویژگی های بومی خود شهرت زیادی دارند. فقط منابع زنده در دریاها نیستند که برای انسان ها مفید هستند. بهره برداری از منابع دریایی غیر زنده از قبیل نفت، گاز، شن، ماسه و الماس و دیگر منابع معدنی با ارزش در آمدهای زیادی را عاید کشور ها می کند. منافع محیط زیست دریایی تنها به منابع ملموس آن محدود نمی شود. عبور کابل های ارتباطی و مخابراتی، خطوط لوله، حمل و نقل دریایی، گردشگری و انواع فعالیت های ساختمانی از دیگر استفاده های محیط دریایی هستند. فعالیت های ساختمانی لزوما به استخراج منابع از جمله ساخت سکوهای نفتی محدود نمی شود، بلکه ممکن است به شکل ایجاد خشکی در داخل دریا، ساخت جزایر مصنوعی یا تاسیساتی برای تولید انرژی از آب، جریان های آبی یا بادی ظاهر شود. از کاربرد های دیگر محیط زیست دریایی تحقیقات علمی دریایی است که منافع بالفعل یا بالقوه ای را برای همه ی کشورها در خصوص مسائلی از جمله پیش بینی وضع آب و هوا، مطالعهی تاثیرات جریان های اقیانوسی و نیروهای طبیعی که در بستر اقیانوس ها در جریان هستند، دارند. از تازه ترین استفاده های دریایی مطالعه دربارهی کاربردهای منابع دریایی در حوزه های پزشکی، دارویی و بهره گیری از مواد ژنتیکی آنهاست. به این منظور که بتوانند کاربردها و استفاده های ارگانیسم های زندهی دریایی و مواد ژنتیکی آن را شناسایی کنند. در حالی که برخی این روش را به عنوان تحقیقات علمی دریایی می شناسند، برخی نیز ترجیح می دهند که از این مسئله با عنوان یک فعالیت منبع یاد کنند. بسیاری از فعالیت های انسانی که در خشکی صورت می گیرد در نهایت بر محیط زیست دریایی تاثیر گذار است. فعالیت های صنعتی و روش های مدرن کشاورزی تولید کنندهی آلاینده های زیادی هستند که بطور مستقیم وارد محیط زیست دریایی می شوند یا در نهایت از طریق هوا یا رود خانه ها وارد محیط زیست دریایی می شوند. از جملهی این آلاینده ها می توان به مواد شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی، فلزات سنگین و زباله های هسته ای اشاره کرد. این آلاینده ها پس از ورود به محیط زیست دریایی باعث بیماری و مرگ موجودات زنده می شوند و زیست گاه های دریایی را نابود می کنند و یا در غیر این صورت تاثیرات منفی بر کارکرد اکوسیستم های دریایی می گذارند. اگر ارگانیسم های آلوده توسط انسان مصرف شود، ممکن است باعث ورود مشکلات بهداشتی جدی برای سلامت انسان ها شود. افزایش جمعیت انسان در سطح جهان در دهه های اخیر و افزایش تراکم جمعیت در نواحی ساحلی مشکلات بیشتری را برای محیط زیست دریایی ایجاد کرده است. براورد شده است که هم اکنون شصت و هفت درصد از جمعیت کنونی جهان در سواحل دریا در شعاع شصت کیلومتری از ساحل زندگی می کنند که این رقم همچنان رو به افزایش است. بسیاری از شهرها از جمله سائوپائولو، شانگهای، هنگ کنگ، مانیل، جاکارتا که بیشترین میزان رشد جمعیت را دارند در ساحل دریا یا نزدیک به آن قرار دارند. این جمعیت های رو به رشد نه تنها فشار را بر بهره برداری از منابع در نواحی ساحلی زیاد می کنند، بلکه به فعالیت های انسانی هم در دریا و هم در خشکی فشاری فزاینده بر محیط زیست دریایی وارد می آورند. تاثیرات فضولات انسانی به تنهایی تبدیل به یک نگرانی جدی شده است. همه این استفاده ها و کاربرد ها خواه مرتبط با منابع باشد یا مرتبط به این منابع نباشد، خواه این استفاده ها در خشکی صورت بگیرد یا در دریا صورت بگیرد، همراه با تاثیراتی بر محیط زیست دریایی خواهد بود و به احتمال زیاد بر تنوع زیستی نیز تاثیر گذار خواهد بود. گسترهی انواع استفاده ها از محیط زیست دریایی و همچنین شدت این استفاده ها همیشه همراه با قوانین و مقررات مورد نیاز در سطوح ملی، منطقه ای یا جهانی همراه نبوده است. همچنین در صورتی که چنین مقرراتی هم وجود داشته باشد، پیروی از این مقررات مناسب نبوده تا از عواقب جدی نامطلوب بر تنوع زیستی دریایی جلوگیری کند. جدی ترین تهدیدات نسبت به تنوع زیستی دریایی تخریب و نابودی زیستگاه های دریایی، بهره برداری بیش از حد و صید بی رویه، آلودگی دریایی، ورود گونه های متجاوز غیربومی و تغییرات آب و هوایی است. جنگل زدایی یا نابودی جنگل ها و حفر معادن، حتی اگر صد ها کیلومتر دورتر از دریاها اتفاق افتد اغلب منجر به فرسایش گسترده می گردد و در نتیجه منتج به افزایش رسوبات در مناطق ساحلی می شود. این پدیده باعث مدفون شدن و نابودی بسیاری از صخره های مرجانی و دیگر زیستگاه های ساحلی در اندونزی، مالزی، فیلیپین، سریلانکا و مناطق دیگر جهان شده است. در مقابل، ساخت سد ها برای تولید برق آبی یا برای اهداف آبیاری [زمین های کشاورزی] باعث کاهش شدید این رسوبات شده است. هردوی این تهدیدات آثار سوء شدیدی بر اکوسیسیتم های ساحلی داشته اند. گزارش ها نشان می دهند عواملی نظیر کمبود رسوبات ورودی، فرسایش شدید و کاهش چشمگیر در مواد غذای موجود در آب موجب به زیرآب رفتن دلتای نیل در مصر شده است که بسیار نگران کننده است. چنین مشکلاتی باعث از بین رفتن صنعت شیلات در بسیاری از مناطق از جمله در منطقه مدیترانه ی شرقی شده است. از آنجایی که بخش عمده ای از گردشگری در مناطق ساحلی صورت می پذیرد، در نتیجه گردشگری خطر قابل ملاحظه ای را برای تنوع زیستی دریایی ایجاد کرده است. این نوع گردشگری می تواند خشکی محور یا کشتی محور باشد. گردشگری زمین محور در مناطق ساحلی معمولا نیازمند زیرساختار دائمی از قبیل هتل ها و تفرجگاه های دریایی است. ایجاد این زیرساخت ها معمولا باعث تخریب زیرساخت های مهم ساحلی ازجمله جنگل های حرا، تالاب ها، خلیج های رودخانه ای و صخره های مرجانی می شود. توسعه ی زیر ساخت اغلب بدون انجام ارزیابی صحیح از عملکرد و فوائد این زیستگاه ها برای اکوسیستم های محلی و منطقه ای صورت می گیرد. پس از آنکه این زیرساخت ها ایجاد شدند، استفاده از این زیرساخت ها می توانند همچنین بر محیط زیست دریایی تاثیر گذار باشد. به عنوان مثال، دفع فاضلاب و فعالیت های گردشگری که در محیط زیست دریایی صورت می گیرد از جمله قایق سواری، ماهیگیری تفریحی و غواصی بر محیط زیست دریایی تاثیر گذار خواهند بود. صخره های مرجانی نیز به علت استخراج آنها به منظور تولید جواهرات و زیورآلات آسیب پذیر هستند. این رویه موجب شده است تا نسل مرجان های قرمز و سیاه در آب های مدیترانه و مناطق گرمسیری منقرض گردد. در سریلانکا نیز پوشش صخره های دریایی هر سال ده درصد نازک تر می شود که علت آن استفاده از روش های غیر اصولی استخراج این مواد است. توریسم مبتنی بر کشتی یا گردشگری دریایی در دهه های اخیر رشد زیادی کرده است. نگرانی های محیط زیستی درباره ی افزایش استفاده از کشتی های بزرگ توریستی به گستردگی نگرانی ها در خصوص کشتی های تجاری در دریاها شده است. با این وجود، تاثیرات زیست محیطی کشتی های مسافر بری و تجاری در بنادر کاملا متفاوت است. گرچه مسائلی نظیر بارگیری کشتی های مسافر بری با غذا، آب آشامیدنی، سوخت، جمع آوری و فراوری مقادیر فراوان انواع زباله ها و دریافت شمار زیادی از بازدید کنندگان برای مدت های کوتاه همراه با منافع مالی فراوانی برای بنادر است، اما این مسائل منجر به نگرانی های محیط زیستی و تنوع زیستی شده است[۱۵]. اساس بسیاری از مشکلاتی که هم اکنون شیلات با آن مواجه است بوسیلهی ویژگی های اساسی ماهیان دریایی ایجاد شده است، به این معنی که آنها دارایی مشترک دریاها و منبع تجدید شدنی هستند که آزادانه به هر جایی حرکت می کنند. نبود مقررات در این خصوص به طور اجتناب نا پذیری باعث بهره برداری بی رویه و ناکار آمدی اقتصادی و بالاخره مناقشات در سطوح داخلی و بین المللی خواهد شد. به علت اینکه بسیاری از منابع ماهی ها محدود به نواحی مشخص قانون گذاری نمی گردد و بنابراین نمی تواند محدود به یک مرجع واحد مقررات گذاری گردد، این مسئله ضروری است که نهادهای مدیریتی شیلات به منظور هماهنگ کردن (یک سو کردن) تلاش هایشان در خصوص مقررات گذاری در این حوزه همکاری کنند. ناهماهنگی در این خصوص نهایتا منجر به کاهش صید ذخایر در یک مرز مشترک دریایی می شود. با توجه به اینکه موفقیت مقررات گذاری در حوزهی شیلات دریایی غالبا وابسته به همکاری در سطح بین الملل است، برابری حاکمیت دولت ها بر اساس حقوق بین الملل ممکن است اغلب در سطح « پایین ترین توافق ممکن» باشد و مشکلات زیادی را در این خصوص تجربه کنند. البته این به معنای رایج آنکه در سطح وسیعی مورد شناسایی قرار گرفته است یعنی اینکه مقام صلاحیت دار دولتی ساحلی تضمین مناسبی برای برخورداری از شیلات پایدار است[۱۶]. بر اساس آمارهایی که توسط سازمان خوار و بار کشاورزی سازمان ملل متحد (فائو) در سال ۲۰۰۲ منتشر شده است، حدود پنجاه در صد از ذخایر ماهی جهان بطور کامل مورد بهره برداری قرار گرفته اند و حدود سی درصد از این منابع بیش از حد مجاز بهره برداری شده اند و نابود شده اند. با این وجود، این آمار تکان دهنده ممکن است به علت گزارش های بیش از حد و نوسانات ناشی از پدیده آلنینو در صید ماهی آنشوا در پرو تا حدودی گمراه کننده باشد. در نتیجه، وضعیت واقعی این است که احتمالا یک روند روبه نزولی در صید جهانی ماهی از دهه هزار و نهصد و هشتاد باشد. یکی از موارد معروف اما نگران کننده مربوط به ذخایر ماهی روغن در شمال غربی آتلانتیک که در اوایل دهه ۱۹۹۰ نابود شد و هنوز هم بهبود نیافته است. نابودی جمعیت ها و بهره برداری از گونه های جانوری اغلب باعث تغییراتی در اکوسیستم ها می شود. یکی از مثال های بسیار آشنا مربوط به سمور های دریایی در شمال شرقی اقیانوی آرام است که جمعیت این گونه در اوخر قرن نوزدهم نزدیک به انقراض بود و این سمور دریایی از نوعی جوجه تیغی تغذیه می کند که این جوجه تیغی نیز از آشنه دریایی تغذیه می کند. در نتیجهی تغییر اکوسیستم بسیاری از بسترهای آشنه های دریایی نابود شد که برای زیستگاه ماهی ها و بی مهرگان دریایی بسیار حیاتی بودند[۱۷]. صید بیش از حد ماهی می تواند همچنین باعث تغییراتی در ترکیب ذخایر ماهی و از بین رفتن تنوع ژنتیکی آن ها گردد. ماهیگیری همچنین می تواند باعث انقراض گونه ها در سطح ملی و منطقه ای شود. به عنوان مثال صید اتفاقی یا تصادفی کوئالانکانت های قبل از تاریخ در نزدیکی سواحل جزایر قمر در نهایت باعث شد تا این گونه ها در آستانه نابودی قرار گیرند. نوعی از ماهیگیری که به علت تهدید تنوع زیستی مورد انتقاد شدید است، ماهیگیری در عمق دریا بخصوص آنگونه ماهیگیری که از روش هایی نظیر بستن تور در عمق دریا یا روش هایی که کوه های دریایی را هدف قرار می دهند، است. برخی فعالیت های ماهیگیری از جمله استفاده از مواد منفجره یا سم همچون سیانید به شدت مخرب هستند که هنوز هم در برخی کشورهای در حال توسعه مورد استفاده هستند. گرچه این روش ها نیازهای غذایی و اقتصادی را در کوتاه مدت برطرف می کنند؛ اما این رفتارهای بسیار نامناسب باعث مرگ بسیاری از گونه های غیر هدف و نابودی کل زیستگاه ها می شود و تاثیرات میان مدت و دراز مدت غذایی و اقتصادی برجای می گذارند. در کل صید جانبی گونه هایی که ارزش اقتصادی زیادی ندارند یکی از مشکلات بزرگ به حساب می آید. با این حال، توجه رسانه ها به این مشکل اغلب به صید جانبی گونه های بسیار مهم از جمله پستانداران دریایی پرندگان و لاک پشت های دریایی محدود می شود. معرفی عمدی یا تصادفی جانداران آبزی به محیط زیست دریایی مطمئنا پدیدهی جدیدی نیست اما در سال های اخیر توجه به این مسئله افزایش یافته است. معرفی عمدی گونه های بیگانه یا جدید معمولا برای کسب منافع از جمله بهره برداری از این منابع است که معمولا به علت محدود بودن دانش علمی دربارهی تاثیرات این کار به خطرات ناشی از آن بی توجهی می شود؛ اما دربارهی ورود تصادفی گونه ها راه های مختلفی وجود دارد. یکی از این راه ها از طریق کشتی های تجاری بزرگ است که برای حفظ تعادل بویژه هنگام تخلیه یا بارگیری، مخازن این کشتی ها از آب پر یا خالی می شود. با توجه به ماهیت جهانی حمل و نقل دریایی، تهدیدات تنوع زیستی و عواقب ورود گونه های بیگانه از طریق مخازن آب تعادل این کشتی ها در همه جای جهان اتفاق می افتد[۱۸]. به طور مثال، ورود نوعی نرم تن دریایی موسوم به ژله شانه ای در منطقه ی آمریکای شمالی برای اولین بار به آب های دریای سیاه و دریای ازوف از طریق آب های مخازن کشتی های باری بود که باعث صدمات فراوان به صنعت شیلات این مناطق شد و به نوبهی خود تاثیرات منفی اقتصادی و اجتماعی فراوانی داشت. دریای خزر نیز اکنون با تهدیدات مشابهی رو به روست. ۲٫۹- چارچوب بین الملل ۲٫۹٫۱- اسناد منطبق با قوانین جهانی الف. کنوانسیون ملل متحد درباره حقوق دریاها سرعت زیاد توسعهی تکنولوژی پس از جنگ جهانی دوم (که این واقعه خود نیز تا حدودی در این مسئله تاثیر داشت) به طور موثری باعث گشوده شدن ذخایر تجدید ناشدنی دریاها برای انسان، بیشتر شدن تلاش ها برای صید آبزیان و افزایش سریع شمار کشتی های بزرگ و حجم بالای جابجایی کالاهای خطرناک از طریق اقیانوس ها شد. این مسئله هم زمان با افزایش تقاضای جهانی برای منابع، گسترش آگاهی از طریق تخریب محیط زیست و تغییری اساسی در ماهیت و ترکیب جامعه بین المللی در نتیجهی فرایند استقلال کشور ها و آغاز جنگ سرد صورت گرفت. در این شرایط حقوق بین الملل موجود در دریاها ناقص به نظر می آمد. علت ناکار آمدی حقوق بین الملل دریا ها تا حدودی به خاطر این بود که این حقوق نمی توانست با برخی از مسائل جدید و استفاده های جدید از اقیانوس ها که به تازگی ایجاد شده بودند بپردازند و تا حدودی به این خاطر بود که مقررات موجود دیگر جوابگوی نیاز ها و منافع بخش اعظمی از جامعهی بین الملل نبود. این مسئله باعث بروز اختلافات قابل توجهی شد که گاهی به کشمکشو بروز درگیری هایی منجر شد. (به عنوان مثال جنگ های موسومبه ماهی روغن میان ایسلند و انگلستان بین سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۶). در نهایت نیاز به برخورداری از یک نظم حقوقی در خصوص اقیانوس ها که هم عام باشد (یعنی همهی فضای اقیانوسی را در برگیرد) و هم جامع (به گونه ای که همهی گونه استفاده ها و منابع را در بر گیرد) به طور گسترده ای مورد توجه قرار گرفت. پس از طی مذاکرات طولانی، این نیاز منجر به تصویب کنوانسیون ملل متحد در حقوق دریا ها در ۱۰ دسامبر ۱۹۸۲ شد. این کنوانسیون در ۱۶ نوامبر ۱۹۹۴ لازم الاجرا گردید.[۱۹] هدف جامع از کنوانسیون حقوق دریاها این است که یک نظم حقوقی منصفانه و متعادل و پذیرفته شده در سطح جهانی در خصوص دریا ها و اقیانوس ها ایجاد کند. به عبارت دیگر تاسیس یک قانون اساسی برای مناطق دریایی و اقیانوس ها به منظور کاهش خطر تعارضات بین المللی و افزایش ثبات و صلح در جامعه بین الملل است. این حقیقت که کنوانسیون حقوق دریاها تا کنون (سال ۲۰۱۰) تعداد ۱۵۸ کشور را به عضویت خود در آورد نشان از دست یابی کنوانسیون به هدف مورد نظرش بوده است. با این وجود، این کنوانسیون در بسیاری موارد یک کنوانسیون چارچوب به حساب می آید که بر اجرای آن در سطح جهانی و منطقه ای و از طریق سازمان های مختلف بین الملی تکیه دارد. بطور مثال، در زمینه ی آلودگی ناشی از کشتی ها اجرای مقررات به عهده ی سازمان بین المللی دریانوردی گذاشته شده است در حالی که اداره شیلات در سطح منطقه ای از طریق سازمان های منطقه ای ادارهی شیلات پیش بینی شده است. علاوه بر این، با توجه به نیاز ها و منافعی که در جامعه بین المللی دائما در حال تغییر هستند. کنوانسیون حقوق دریاها نیاز به اصلاح یا تکمیل از طریق اسناد بین المللی خواهد داشت. در حالی که برخی از این اسناد که بعد از ۱۹۸۲ تصویب شده اند بسیار نزدیک با مقررات دیگر اسناد نزدیک به مقررات کنوانسیون نیستند. کنوانسیون حقوق دریاها یک معاهدهی گسترده ای است که شامل ۳۲۰ ماده و تشکیل شده از هفده بخش مجزا و نه پیوست است. این کنوانسیون به عنوان” قانون اساسی دریا ها و اقیانوس ها “می باشد که به مسائل گسترده تر از آنچه که به تنوع زیستی دریاها و ماهیگیری پایدار مربوط می شود پرداخته است. بخش های مختلف در این کنوانسیون یا حوزه ی منطقه ای دارند یا حوزهی موضوعی دارند. حقوق بین المللی شناسایی کرده است که ” قلمرو ” یک دولت شامل عناصر زیر می شود: زمین (که دربرگیرندهی جزایر و صخره ها نیز می گردد)، آب های داخلی، دریای سرزمینی، آب های مجمع الجزایری، خاک زیرسطح و حریم هوایی (فضای بالای سرزمین). یک دولت در درون قلمرو خود دارای حاکمیت است اما خارج از آن اختیاری کمتر از حاکمیت از قبیل حقوق حاکمیتی، صلاحیت، حقوق و آزادی ها دارد. کشورها می توانند دریای سرزمینی تا حداکثر دوازده مایل دریایی معادل هزار و هشتصد و پنجاه و دو متر از خطوط ساحلی را برای خود تعیین کنند. این مسئله در ماده دو از کنوانسیون حقوق دریا ها بیان شده است. آب های مجمع الجزایری به آب هایی گفته می شود که بر اساس شرایط خاص مندرج در ماده چهل و هفت کنوانسیون حقوق دریاها محصور به خطوطی است که اطراف گروهی از جزایرکشیده می شود حاکمیت کشور ساحلی در محدودهی دریای سرزمینی خود و آب های مجمع الجزایری برای همه منابع زنده و غیر زنده موجود در آن نیز اطلاق می شود. این مشخصه همچنین به کشور ساحلی عملا صلاحیت نا محدودی به منظور وضع و اعمال قوانین و مقررات خود را در رابطه با کلیهی فعالیت ها در این محدوده از جمله فعالیت کشتی ها و هواپیماهای خارجی اعطاء می کنند. مهمترین استثناء بر این صلاحیت، حق عبور بی ضرر برای کشتی های کلیه کشور ها براساس ماده ۱۷ است. کشورهای ساحلی همچنین دارای حقی برای منطقهی انحصاری اقتصادی هستند که حداکثر عرض آن دویست مایل دریایی است که از خطوط ساحلی اندازه گیری می شود. در این منطقه کشور های ساحلی حق حاکمیت با هدف جست و جو، بهره برداری، حفظ وادارهی منابع زنده و غیرزنده طبیعی و همچنین دیگر فعالیت های اقتصادی بر اساس مواد ۵۵ تا ۵۷ کنوانسیون حقوق دریاها را دارند. این منابع شامل منابع موجود در خود آب نظیر ماهی ها و منابع رو یا زیر بستر دریا نظیر صدف های مروارید، نفت و گاز است. کشور های ساحلی در منطقهی اقتصادی انحصاری خود همچنین صلاحیت حمایت و حفاظت از محیط زیست دریایی را دارند؛ اما این حق تنها با در نظر گرفتن آزادی های کشورهای دیگر در این منطقه از جمله حق کشتیرانی، عبور از حریم هوایی آن و نصب کابل ها و خطوط لولهی زیر دریایی ممکن است[۲۰]. در شرایط خاص کشورهای ساحلی برخوردار از فلات قاره هستند که گسترهی آن فراتر از منطقه ی انحصاری اقتصادی است و گاهی تا فاصله ی ۳۵۰ مایلی دریایی از خط ساحلی ادامه دارد (ماده ۷۶). در فلات قاره کشور ساحلی حق حاکمیت با هدف کاوش و بهره برداری از منابع طبیعی این منطقه از جمله صلاحیت مربوط را دارد. این منابع طبیعی شامل منابع غیرزنده بستر دریا و زیر بستر به همراه گونه های غیرمتحرک نظیر صدف خوراکی و مرواریدی می باشد به همان گونه ای که در ماده ۷۷ کنوانسیون آمده است. آن بخش از دریا که جز هیچکدام از مناطق دریایی ذکرشده بالا یعنی آب های داخلی، دریای سرزمینی، آب های مجمع الجزایری یا منطقهی انحصاری اقتصادی نیستند، دریای آزاد محسوب می شوند. همهی کشورها از آزادی های مندرج در بند ۲۲ این فصل علاوه بر آزادی های مربوط به تحقیقات علمی، ساخت جزایر مصنوعی و ماهیگیری برخوردارند مگر بهره برداری از گونه های غیرمتحرک که در صلاحیت فلات قارهی کشور ساحلی قرار دارد که در مواد ۷۶ و ۷۷ مشخص شده است. «ناحیه» به بخشی از بستر دریا و اقیانوس گفته می شود که فراتر از قلات قاره قانونی کشورهای ساحلی قرار دارد. منابع غیر زنده معدنی در ناحیه بخشی از میراث مشترک بشری است و موضوع رژیم مدیریتی بین المللی شده است که در موارد ۱(۱) و ۱۳۱ و ۱۳۶ مشخص شده است. کنوانسیون حقوق دریاها فقط حقوق را بیان نمی کند بلکه تکالیفی هم مشخص کرده است. هرگاه این کنوانسیون حقوقی را به کشورها اعطا می کند یا برای آنها به رسمیت می شناسد خواه در قالب ظرفیت آنها به عنوان کشور صاحب پرچم (کشوری که کشتی در آن ثبت شده است) یا خواه به عنوان یک دولت ساحلی، تکلیفی رابرای کشور های دیگر به منظور احترام به این حقوق می آورد. علاوه بر این، کنوانسیون حقوق دریا ها وظایفی را برای کشورهایی که با ظرفیت هایی که جامعه ی بین المللی برای آن کشور به رسمیت شناخته فعالیت می کنند، تعیین می کنند. مهمترین این تکالیف در خصوص نگهداری و بهره برداری از منابع زنده دریایی و حمایت و حفاظت از محیط زیست دریایی است. مرزهای دریایی فقط بر روی نقشه ها وجود دارند. این مرزها مانع حرکت گونه های دریایی نمی شوند و همچنین این خطوط مرزی را نمی توان با دامنهی پراکندگی گونه های دریایی که در نظر گرفته می شود، ترسیم کرد یا مورد مذاکره قرار داد. بنابراین این نیاز کشور ها برای همکاری با یکدیگر به منظور هماهنگ کردن مدیریت منابع زنده دریایی امری مشهود است. مواد ۶۳ تا ۶۷ رژیم هایی را به منظور همکاری بین المللی در خصوص دسته های مختلفی از گونه ها که دامنه پراکندگی آنها محدود به منطقه انحصاری اقتصادی کشور ساحلی خاصی نمی شود، تعیین می کند. افزایش روابط بین المللی و شکل گیری اقتصاد بین الملل موجب تعدیل مفهوم حاکمیت در عرصه عمل و شکل گیری حقوق بین الملل بشر و حقوق بین الملل ارتباطات موجب تعدیل مفهوم حاکمیت در عرصه نظر شد. توجه روزافزون دولت ها به مناطقی که در اختیار هیچ دولتی نبودند مانند قطب جنوب، دریاهای آزاد، بستر دریاها و فضای ماورای جو موجب طرح دو نظریه متفاوت شد: نظریه بلاصاحب بودن این مناطق (res nullis) و نظریه مالکیت مشاع (res communis). طبق نظر اول مناطق مذکور نمی توانند مورد تصاحب قرار گیرند و با شریطی حق تملک ایجاد شود؛ اما طبق نظر دوم هیچ دولتی نمی تواند این مناطق را صرف نماید و قوانین حاکم بر آن از سوی ساختارهای حقوق بین الملل وضع می شود[۲۱]. انعقاد کنوانسیون های مربوط به این چهار منطقه این نوید را می داد که دولت ها به پذیرش اصل میراث مشترک بشریت تن داده اند و نهادهایی را برای نظارت بر این مناطق پذیرفته اند مانند مقام بین المللی دریا برای تنظیم فعالیت دولت ها در بستر عمیق دریاها. محیط زیست قلمرویی است که هم از نظر تعریف و هم از نظر تعلق آن به یکی از این دو نظریه مورد توجه بوده است. در این موضوع که عملکرد عناصر محیط زیست مرزگذر است و بدون توجه به مرزهای تصنعی در حال جابجایی و اثرگذاری است تردیدی نیست. مهاجرت پرنگان، جریان آبها و جابجایی هوا شاهد این امر است؛ اما در نگرش حقوق بین الملل به محیط زیست دو مرحله پشت سر گذاشته شده است. در وهله اول دولتها خود را متعهد به حفظ محیط زیست در ورای مرزهای خود می دانستند اما به تدریج تمایل دولتها به حفظ محیط زیست در چارچوب مرزهای خود این پیغام را می داد که نظریه میراث مشترک بشریت در خصوص محیط زیست در حال پذیرش است. کدهای زیادی در اسناد بین المللی دلالت بر این امر دارند. تعهد دولتها به همکاری، مشورت، مذاکره و طلاع رسانی در مسائل زیست محیطی و قید حق بر محیط زیست سالم در پیش نویس میثاق سوم در خصوص حقوق همبستگی ریشه در این واقعیت دارند. دیگر بیان داشت که استثنائات سازمان به اعضا اجازه می دهد تا واردات را به موجب مقتضیات محیط زیستی محدود سازد. هنگامی که هدف حمایت از منابع طبیعی مشترک باشد چنانچه منابع مذکور خارج از سرزمین کشور واردکننده باشند. این توجه به محیط زیست حاکی از این مطلب است که دولتها نه فقط در قبال محیط زیست ورای مرزهای خود مسئولیت دارند بلکه در قبا ل محیط زیست در درون مرزهای خود تعهداتی دارند و می توان گفت امروزه صلاحیت دولتها در قبال محیط زیست صلاحیتی نامحدود نیست.
-
- مناسبات حقوق مسئولیت بین المللی و حقوق بین الملل محیط زیست
تخریب محیط زیست به دست انسان قدمتی به اندازه عمر انسان دارد. پیشرفت تکنولوژی و افزایش نیازهای انسانی موجب شده است تا تخریب اکوسیستم موجود تسریع شود. فعالیتهای اقتصادی ضروری و بهره برداری از محیط زیست باعث شد تا دو مقوله حقوق بین الملل سرمایه گذاری و حقوق بین الملل محیط زیست به یکدیگر پیوند خورند. فعالیت شرکتهای بزرگ برای استخراج منابع زیرزمینی یا فرآوری محصولات شیمیایی خطر آلودگی محیط زیست را افزایش داده اند. در حالی که مسئولیت بین المللی در تمام شاخه های حقوق بین الملل از یکسو پیوندی ناگسستنی با عنصر نقض تعهد دارد و از سوی دیگر التزامی به عنصر خسارت ندارد. مسئولیت بین المللی در حقوق بین الملل محیط زیست از یکسو با عنصر نقض تعهد سر و کاری ندارد و از سوی دیگر قربانی خسارات زیادی است. دلیل این امر آن است که در حقوق بین الملل محیط زیست شاهد تعهدات سخت و لازم الاجرا نبوده ایم اما در عوض ریسک فعالیتهای تجاری در تخریب محیط زیست بیش از آن چیزی است که انصاف اجازه دهد از کنار آن به سادگی عبور کنیم. برای همین کمیسیون حقوق بین الملل در طرح پیش نویس مسئولیت دولتها ناشی از اعمال منع نشده (که بعداً به طرح اعمال فوق العاده خطرناک تغییر نام یافت) محیط زیست را مصداق بارزی از این طرح دانست. به عبارت بهتر در حقوق مسئولیت بین المللی دولتها را می توان از سه منظر مسئول قلمداد نمود. از یک نظر نقض یک تعهد بین المللی قابل انتساب به یک دولت (تخلف) که همراه با تقصیر (عمد) یا سوء نیت همراه باشد می تواند. موجب طرح مسئولیت بین المللی آن دولت شود. از منظر دوم نقض یک تعهد بین المللی قابل انتساب به یک دولت (تخلف) که با قصور آن دولت رخ داده (غیر عمدی و فقدان سوء نیت) می تواند موجب طرح مسئولیت بین المللی آن دولت شود و منظر سوم زمانی است که عنصر نقض (تخلف) موضوعیت ندارد و آنچه موجب طرح مسئولیت دولت می شود ایراد خسارت است. از این رویکرد به حقوق مسئولیت بین المللی به ترتیب تحت عنوان نظریه خطا، خطر و مسئولیت ناشی از اعمال منع نشده یاد می شود[۲۲]. نتیجه اتخاذ هر یک از این سه رویکرد نیز متفاوت خواهد بود در حالی که دولت مسئول در رویکرد اول و دوم موظف به جبران خسارت (اعم از اعاده وضع به حال سابق، توقف عمل متخلفانه، تضمین به عدم تکرار عمل متخلفانه و پرداخت غرامت) دولت مسئول در رویکرد سوم تنها موظف به پرداخت غرامت خواهد بود. همانطور که ذکر شد محیط زیست بیشترین لطمات را از فعالیتهای اقتصادی اما ارزشمند بشر می بیند. این فعالیتهای اقتصادی از یکسو برای حیات بشر لازم و سودمند هستند از سوی دیگر این فعالیتها آبستن آسیبهای جدی به محیط زیست هستند. فلسفه ایجاد مسئولیت ناشی از اعمال منع نشده در حقوق بین الملل نیز فراهم آوردن مبنایی برای جبران جهت فعالیتهایی است که در عین داشتن عوارض زیانبار از نظر اجتماعی کاملا سودمند و ضروری هستند. باید توجه داشت در این رویکرد معاذیر رافع وصف متخلفانه دیگر جایگاهی نخواهد داشت چرا که حتی در دو رویکرد اول نیز معاذیر شش گانه رافع پرداخت غرامت نبودند و تنها در خصوص دفاع مشروع و اقدام متقابل تردید وجود داشت که این دو عذر رافع وصف متخلفانه در رویکرد سوم نیز اعتبار خود را از دست داده اند. در خصوص مسئولیت دولتها در حقوق بین الملل محیط زیست باید قائل به تفکیک شویم زمانی که یک دولت یکی از تعهدات خود ناشی از تهدات زیست محیطی را نقض می کند یا تعمداً موجب خسارت به محیط زیست فرامرزی می شوند مسئولیت ناشی از تقصیر یا قصور خواهد داشت (مانند وقتی که فضولات سمی وارد دریا می شوند) اما زمانی که یک دولت در جریان یک عمل مجاز موجب خسارت ناخواسته به دولت دیگر می شود مسئولیت ناشی از اعمال منع نشده خواهد داشت که نتایج متفاوتی به دنبال دارد (مانند وقتی که کشتی نفتی در حین عبور در دریای آزاد غرق می شود)[۲۳].
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یکی از روش های تاثیرگذار در تعلیم و تربیت استفاده از تشویق و تنبیه در اصول تربیتی است. این روش که در آیات قرآن و روایات مورد توجه قرار گرفته است. امروزه بیش از پیش توجه مربیان تربیتی در مکاتب را به خود جلب کرده است. این گزاره قرآنی که می گوید اگر در مقابل نعمات الهی شکرگزار و فروتن بودید بر نعمتهای شما افزوده می شود و اگر کفر ورزیدید، عذاب الهی دامن گیر شما خواهد بود، در ابعادی ناظر به اهمیت همین روش است. سرِّ این مطلب نیز روشن است، چون انسان موجودی است که از پاداش لذت می برد و از تنبیه روی گردان است. همین گرایش سبب ترغیب انسان به انجام کارهای خوب و خودداری از اعمال ناپسند می باشد. (نادری شاهرودی، ۱۳۸۹: ۱۲۹) شکی در آن نیست که تشویق و تنبیه تاثیرگذار است اما حد و اندازه آن را بایستی رعایت کرد. در واقع از افراط و تفریط پرهیز نمود. این روش تا اندازه ای می تواند جوابگو باشد. اما این را هم باید گفت که در تقدم و تأخر آن، جانب تشویق را باید بیشتر گرفت و از ابزار تنبیه کمتر استفاده کرد. از نکاتی دیگر که در این مقوله رعایت آن الزامی است توجه به سفارشات سنت اسلامی است که در آن تشویق و پاداش بیشتر از میزان عمل نیک انجام شده باشد و تنبیه و مجازات کمتر از میزان خطا و عمل بد باشد، مصداق آن آیه ۱۶۰ از سوره انعام است که می فرماید: «من جاءَ بالحسنه فَلَهُ عَشرُ امثالها و من جاءَ بالسیئه فلا یجزی الا مثلها و هم لا یُظلَمون» هرکس کار نیکو کند او را ده برابر آن پاداش خواهد بود و هرکس کار زشت کند، جز به قدر آن کار زشت مجازات نشود و به آنها اصلاً ستم نخواهد شد. از نکات دیگری که در این باب توصیه شده است. صرفاً از تشویق مالی و پولی و تنبیهات بدنی استفاده نشود. اما آنچه که به نظر می رسد فراتر از این محرکها تاثیرگذار است این است که از تشویقات درونی استفاده شود یعنی طوری اغنای ذاتی. یعنی چه خوب است که متربی منتظر پاداش برای انجام کار نیک نباشد و یا برای ترس از تنبیه از اعمال بد دوری نکند. همانطوری که حضرت امیر علیه السلام در کلامی می فرماید:
 بهشت و جهنم برای او مفهومی ندارد بلکه دوری خدا را نمی توان تحمل بیاورد. در واقع نشانگر این است که درستی و عبادت خداوند را به خاطر بهشت و جهنم نمی خواهد بلکه خدا را فقط برای خدا می خواهد. به نوعی یکی از دانشمندان غربی بنام «ادواردو کلاپارد» نیز معتقد است: محرک تعلیم و تربیت باید نه ترس از تنبیه و نه حتی اشتیاق به پاداش، بلکه رغبت عمیق نسبت به چیزی که پای درک یا اجرای آن در میان است، باشد. کودک نباید برای اطاعت از دیگران کار کند و خوش رفتاری نماید، بلکه علت پشتکار و خوش رفتاریش باید آن باشد که چنین رفتاری را خواستنی احساس کند. کوتاه سخن آنکه انضباط درونی باید جانشین انضباط برونی گردد. (کریمی، ۱۳۸۹: ۱۲۳) ۲-۱۵-۶- هنر و شیوه های هنری: هنر فی النفسه در ذات خود دارای زیبایی و حلاوت و شیرینی خاصی است. هنر تاثیرگذارترین ابزار برای انتقال یک حس و هدف خاصی است. اولین هدف آفرینش و اولین هنرمند ذات باری تعالی است که اینچنین به زیبایی جهان آفرینش را نقاشی کرده است. هنر آن کلامی است که توسط هادیان و پیامبران برای انسانها بازگو شده است و از طریق آن دلهای متحجر و غیرقابل نفوذ مانند موم نرم شده است. هنر، ابزار گرانبهای است که اگر در دست اهل باشد جهانی را متحول خواهد کرد و برعکس اگر در اختیار نااهل باشد مضرات جبران ناپذیری را بجای می گذارد. هنر جایگاه خاص و والایی در بین ادیان و جوامع گوناگون دارد. هنر و هنرمند دارای ارزش است و جا و مکان خاصی را نمی تواند برای آن تصور کرد. در دین اسلام، مسیح، یهود و یا در ملتهایی در آسیا، آفریقا، اروپا، هر کجا که باشد قابل تکریم و ستایش است و او هنگامی از فایده و ارزش می افتد که از دایره اخلاق و ارزشهای الهی و انسانی خارج شود. که ما می بینیم در جهان کنونی از این مقوله با ارزش چه سوء استفاده های نابجایی می شود. هنر و هنرمند امکان دارد در اختیار زر و زور فراوان و حاکمان ظلم و جور قرار گیرد که اگر چنین باشد انسانها از دایره تربیت اخلاقی و اسلامی خارج خواهند شد و رو به انحطاط و سقوط از جایگاه انسانی خواهند رفت. هنر جایگاهی مقدس دارد. اوج هنرجاذبه هنری قرآن و صدای رسای هنرمندانه آیات آسمانی است که آنچنان دلها را مجذوب می کند که هرکس با زبان عربی آشنا باشد مجذوب قرآن می شود. هنر قرآن کریم در قالب الفاض نمی گنجد و در یک کلام می توان گفت که قرآن معجزه است. قرآن کریم با تعابیر بلکه و بی بدلیل راه سعادت و شقاوت را از هم جدا می کند و به دلهای عاشق نور معرفت می تاباند. مقام معظم رهبری در رابطه با هنر می فرماید: هنر در ذات خود یک چیز مقدس است. هنر آلوده نیست، هنرمند آلوده کننده هنر است، که اگر دارنده آن پاک و مقدس باشد آن را در بهترین شکل و در بهترین جا بکار خواهد برد. هنر یکی از خصوصیاتی است که انسان در طول تاریخ خود بوسیله آن همیشه بهترین پیام ها را و ظریفترین ایده ها و آرمانها را بوسیله آن تبلیغ کرده است. هنر عبارت است از کیفیت بیان و ادای یک مطلب به شکل زیبا و ظریف توام با ذوق شامل سخن گفتن، شعر گفتن و داستان نوشتن. (بانکی پورفرد، ۱۳۸۰: ۲۳۶) اسلام همواره با هنر عجین بوده است و از نشانه های آن این است که توانسته است دلهای بیش از یک میلیارد انسان را تسخیر کند و بر سایر ادیان نیز تاثیر بگذارد که انسانهای منصف همواره سر تعظیم در برابر آن فرود آورده اند. در این مبحث می خواهیم به بحثی که شهید مطهری در کتاب تعلیم و تربیت اسلامی اش آورده است اشاره ای داشته باشیم، ایشان می فرماید: آن چیزی که بیشتر از همه نیاز مطالعه دارد این است که آیا اسلام هیچ عنایتی به بعد چهارم روح انسان یعنی استعداد هنری نموده و در اسلام به زیبایی و جمال عنایتی شده یا نه؟ بعضی چنین تصور می کنند آدم از این نظر خشک و جامد و بی عنایت است، و به عبارت دیگر اسلام ذوق کُش است، و البته اینها که اینچنین ادعا می کنند به خاطر این است که اسلام روی خوش به موسیقی نشان نداده و نیز بهره برداری از جنس زن بطور عام و هنرهای زنانه یعنی رقص و مجسمه سازی را منع کرده است ولی این شکل قضاوت درست نیست. ما باید راجع به مواردی که اسلام با آن مبارزه کرد، تأمل کنیم و ببینیم آیا اسلام با آنها مبارزه کرده که از آن جهت که زیبایی است یا از آن جهت که مقارن با امر دیگری است که برخلاف استعدادی از استعدادهای فردی یا اجتماعی انسان است؟ و به علاوه ببینیم در غیر این موارد ممنوعه آیا با هنری مبارزه شده است؟ استاد شهید در ادامه بحث به مسئله موسیقی می پردازد و می فرماید: مسئله موسیقی و غنا مسئله مهمی است اگر چه غنا حدودش روشن نیست. غنا ضرب المثل مسائلی است که فقها واصولیون به عنوان موضوعات مجمل، یعنی موضوعاتی که حدودش مفهوم و مشخص نیست به کار می برند. می گویند: در مواردی اصل برائت جانشین می شود، مثلاً در مورد فقدان نص، اجمال نص، تعارض نصین و شبه موضوعی، و وقتی می خواهند مثال به اجمال نص بزنند همین غنا را ذکر می کنند. ولی البته قدر مسلمی در غنا هست و آن این است که آوازهایی که موجب خفت عقل می شود، یعنی شهوات را آنچنان تهییج می کند که عقل به طور موقت از حکومت ساقط می شود، و همان خاصیتی را دارد که شراب یا قمار داراست. (غنا محسوب می گردد). تعبیر«خفت عقل» هم تعبیر فقها و از جمله شیخ انصاری است. آنچه مسلم است این است که اسلام خواسته است از عقل انسان حفاظت و حراست کند و عمل هم نشان داده است که مطلب از همین قبیل است. چندی پیش در روزنامه در مورد زن و شوهری نوشته بود که کارشان به طلاق و محکمه کشیده است. شوهر می خواست زن خود را طلاق دهد. به این دلیل که می توان گفت زن من با وجود اینکه عهد کرده بود که هیچوقت در مجالس در حضور مردان بیگانه نرقصد معذلک در یک عروسی رقصیده، زن، گفته او را تصدیق، و اضافه کرده بود که چون خوب رقص می داند وقتی در آن مجلس آهنگ نواختند آنچنان تحت تاثیر قرار گرفته که بی اختیار برخاسته و شروع به رقص کرده است. (شهید مطهری،۱۳۷۳: ۷۱-۷۰) ۲-۱۶- عوامل و نهادهای موثر در تعلیم و تربیت: بجز انبیاء و اولیاء اله که از سرچشمه فیض الهی بهره مند بوده و بدون درس و مکتب ناخوانده مدرس شده اند، دیگر انسانها نیز نیاز به تعلیم و تربیت دارند و این آموخته و پرورش یافتن خود به خود پدید نمی آید بلکه در سایه سار عوامل و نهادهایی که موثر بر آن هستند بوجود خواهند آمد، انسان مانند زمین بایری است تا هر آنچه در آن کشت شود همان از آن می روید. و این انسان در جامعه ای زندگی می کند که عوامل مختلف و گوناگون در تربیت تاثیرگذار هستند و به هیچ وجه نمی تواند خود را از آن عوامل جدا کند و به عبارتی کنج عزلت را انتخاب نماید. باتوجه به اینکه این عوامل را می خواهیم از دیدگاه مقام معظم رهبری بررسی نماییم، می توانیم از عوامل خانواده، آموزش و پرورش، دانشگاه، رسانه، صدا و سیما، مطبوعات، اینترنت، ماهواره، کتاب، دولت و محیط و نظاماجتماع، که من حیث المجموع می توان به نهادهای اجتماعی، آموزشی، فردی و محیطی تفکیک کرد نام ببریم و هر کدام از آنها را به فراخور بحث بررسی نماییم. ۲-۱۶-۱- عامل خانواده: از دیرباز خانواده بعنوان یک واحد تربیت شناخته شده است. نهادی که تاثیر بسزایی در تعلیم و تربیت کودکان دارد. کانونی است که عواطف و احساسات کودکان در آن رشد می کند. خانواده جای سکنا و آرامش است. در جریان زندگی روزمره فارق از هرگونه اتفاق و رویدادی که تلاش و خستگی به همراه دارد این محیط خانه و خانواده است که پناهگاه امن و مایه سکینه و آرامش است و جایگاهی است برای تجدید قدرت و قوا که بتوان با دشواریهای زندگی دست و پنجه نرم کرده خانواده هایی است که تمامی رفتار و سکنات والدین باید حساب شده باشد. چون محیطی است که مفاهیمی همچون محبت، و احترام، نشاط جسمی و روحی و یا شناخت جسمی و روحی و یا شناخت و مواهب خدادادی و مفاهیم ارزشی را می توان به کودکان تعلیم داد. از بعد اجتماعی نیز می توان گفت که خانواده یکی از مهمترین نهادها (نظام ها) اجتماعی است که اهمیت بسیار در ریشه و شکوفایی و تربیت استعدادهای اجتماعی جامعه دارد، به گونه ای که می توان ادعا کرد اگر در جامعه ای آسیب های فراوان اجتماعی و روانی به چشم می خورد، بیشتر محصول جوامع کوچک پایه و از جمله «خانواده» است. برای مثال شاید بتوان گفت جوانی که در کوچه و خیابان و مکانهای عمومی رفتاری دور از شأن جوانان ایرانی دارد و براساس نظر کارشناسان امور اجتماعی و تربیتی، «بزهکار» محسوب می شود، نتیجه تربیت ضعیف خانوادگی است. (نادری، ۱۳۹۰: ۲۲۸) توصیه های زیادی شده که کودکان قبل از ورود به محیط های آموزشی زمینه فراوانی برای تربیت صحیح دارند. در این زمان کودکان مانند زمین که هر چه در آن کشت شود در آینده برداشت می کند. مقام معظم رهبری در این رابطه می فرماید: خانواده و جامعه باید بعنوان یک واحد تربیت هماهنگ و موثر، نقش خویش را قبل از حضور کودک در دبستان در زمینه اجتماعی کردن کودک، پذیرش آداب و رسوم مفید و سازنده و نیز استقرار اخلاق نیکو در وی ایفا کنند و این وظایف مهم را تنها به مربیان و معلمان حرفه ای نسپارند، چه شش سال اول زندگی کودک برای تکوین شخصیت وی اعم از رشد استعدادهای منطقی و زبانی تعادل عاطفی و توانایی برقراری روابط اجتماعی از اهمیت ممتازی برخوردار است. چنانچه گفته اند بیش از نیمی از مکتسبات یک جوان در پایان دوره دبیرستان از آن سالهای قبل از ورود به دبستان می باشد. پس باور داشته باشیم که کودکان ما بسیاری از مسائل معنوی را درک می کنند و آموزش آنان در این سنین با روش های مناسب نه تنها مقدور و معقول بلکه واجب و اساسی است. (بانکی پور فرد، ۱۳۸۰: ۲۴۷) پس می توان باتوجه به مطالب بالا گفت که رفتار و اخلاق و سکنات فرزندان آینه تمام نمای وضعیت خانوادگی آنان است. اگر خانواده توسط والدین که رکن اساسی آن هستند بخوبی مراقبت شود می توان گفت مشکلات اجتماعی در جامعه به مراتب کمتر است. ۲-۱۶-۲- آموزش و پرورش: یکی از عوامل موثر در تعلیم و تربیت آموزش و پرورش است. از آموزش و پرورش بعنوان یک نهاد تاثیرگذار بر آینده یک جامعه می توان نام برد. این نهاد مهم و آینده ساز می تواند نقش اساسی در شکل گیری فرهنگ یک جامعه داشته باشد. چنانچه در بحث اهداف فرهنگی در تعلیم و تربیت اشاره شد. اهمیت فرهنگ و مسائل فرهنگی از مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی بالاتر است. چون فرهنگ ریشه در عمق باورهای یک جامعه دارد اگر جامعه ای بخواهد خود را بشناسد با فرهنگ و هویت فرهنگ خود است که می شناسد. در واقع اگر دارای فرهنگ غنی و پرمحتوایی باشد. می تواند بر او تکیه کند و در مقابل هجوم دیگر فرهنگ ها از آن محافظت نماید. و حال این فرهنگ که اهمیت آن از دیگر مسائل تاثیرگذار در جامعه بیشتر است توسط چه نهادی از نهادهای جامعه زنده نگه داشته می شود. این است که می توان به اهمیت آموزش و پرورش پی برد، این نهاد نقش بسیار مهمی در تداوم فرهنگ جامعه دارد، چون آموزش و پرورش بعنوان یک تولید کننده فرهنگ در جامعه است. یعنی افرادی در دامن آن پرورش داده می شوند که حافظ فرهنگ و هنر آن جامعه هستند. دشمنان این مرز و بوم همواره نفوذ در کشورمان و به غارت بردن منابع سرشار آن به این نهاد مهم و با ارزش توجه داشته اند. چون می دانند اگر بتوانند تسلط خود را براین نهاد که یک نهاد مقدس و فرهنگی است بگسترانند بسیار راحت تر به اهداف خود دست پیدا می کنند. مقام معظم رهبری در اهمیت این موضوع نیز می فرماید: … جامعه اسلامی برای خنثی کردن نقشه های دشمنان پس از امدادهای غیبی الهی به آموزش و پرورش و معلمان متعهد و دلسوز و دانش آموزان که سرمایه های انقلابند چشم امید دوخته است. (بانکی پور فرد، ۱۳۸۰: ۲۵۳) و در جایی دیگر در اهمیت آموزش و پرورش می فرماید: اگر دستگاه تعلیم و تربیت در کشور خوب باشد و آموزش و پرورش فرهنگی توسط افراد صدیق و امین و توانا انجام گیرد آینده آن کشور تضمین شده است… تشکیلات جمهوری اسلامی باید متخصص مؤمن را پرورش دهد. (همان: ۲۵۲) امام خمینی (ره) نیز در اهمیت مراکز تعلیم و تربیت و دانشگاه ها و حوزه های علمیه می فرماید: و از توطئه های بزرگ آنان، چنانچه اشاره شد و تذکر داده ام بدست گرفتن مراکز تعلیم و تربیت خصوصاً دانشگاه هاست که مقررات کشور در دست محصولات آنهاست. … نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهای خودی منحرف کنند و به سوی شرق یا غرب بکشاند و دولتمردان را از بین ایشان انتخاب و بر سرنوشت کشورها حکومت کنند تا به دست آنان هر چه می خواهند انجام دهند. اینان کشور را به غارت زدگی و غربزدگی بکشانند و قشر روحانی با انزوا و منفوریت و شکست قادر به جلوگیری نباشد و این بهترین راه است برای عقب نگه داشتن و غارت کردن کشور های تحت سلطه، زیرا برای قدرتها، بی زحمت و بی خرج و در جوامع ملی بی سر و صدا و هر چه هست به جیب آنان می ریزد. (فاضلی، ۱۳۸۱: ۱۴۵-۱۴۴) از وظایف مهم آموزش و پرورش علاوه بر پرورش استعدادها و آموختن علم و پویایی و همچنین خیزش در امر فرهنگ، توجه به اسلامی بار آوردن کودکان و نوجوانان است. که در این رابطه مقام معظم رهبری اشاره دارند که: یکی از مهمترین تدابیر همین است که، جوانان و نوجوانان و کودکان را اسلامی بار بیاوریم . من خیال می کنم که سرلوحه و محور برنامه های آموزش و پرورش در تنظیم کتاب، در تربیت علم، در نظارت بر کار بخشهای مختلف آموزش و پرورش، در نظارت بر کار آموزش دهندگان و داخل مدارس باید بر این باشد که ببیند آیا تفکر اسلامی منقول می شود، یا نه؟ انسان سازی بر مبنای اسلامی و مسلمان سازی کودکان در این مدارس انجام می گیرد، یا انجام نمی گیرد؟ (بانکی پور فرد ۱۳۸۰: ۲۵۷) ۲-۱۶-۳- دانشگاه: آنچه که می توان درباره دانشگاه گفت اینست که بلا شک یکی از مکانهایی است که آینده هر کشور به آن بستگی دارد و ما می دانیم که تعلیم و تربیت برای ساختن آینده ای بهتر است. پس تعلیم و تربیت با دانشگاه یک رابطه تنگاتنگ و جدایی ناپذیر دارد. اگر بخواهیم تأثیر دانشگاه بر تعلیم و تربیت صحیح را بدانیم بایستی دانشگاه از زوایای مختلف و متعدد مورد بررسی قرار گیرد، چون یکی از نهادهایی است که بالندگی آن موجب رشد و شکوفایی هر کشوری می شود دانشگاه است. در حال حاضر کشورهایی هستند از نظر مراکز مهم دانشگاهی مورد توجه هستند، علم و دانش در آنها نهادینه شده و به پیشرفتهای قابل توجهی دست پیدا کرده اند که برای دیگر کشورها براحتی قابل دسترسی نیست. و این یک کار ریشه ای و عمیق است که در دانشگاه های آنها صورت گرفته است. دانشگاه شامل عناصری است که یکی از آنها که بسیار با اهمیت است و پویایی و زنده بودن دانشگاه بستگی به آنان دارد قشر دانشجو است. ۲-۱۶-۳-۱- دانشجو کیست؟ در یک بررسی اجتماعی می خواهیم بگوییم دانشجو کیست، یعنی در واقع یک دانشجو داری چه خصوصیاتی است؟ در بالا به آن اشاره شد دانشگاه آینده ساز است پس می توان گفت که دانشجو یک عنصر آینده ساز است. معمولاً دانشجو از قشر جوان هر جامعه ای است و قشر جوان نیز اگر در مسیر آموختن علم و دانش قرار گیرد برای آینده امید بخش است و این عنوان برای هر کس که امیددار به آینده کشورش است جذاب و یا با ارزش است. با پیروزی انقلاب اسلامی روح جدیدی به کالبد دانشگاه دمیده شد، دانشگاهی که با روند رو به انحطاط رژیم پهلوی مسیر انحرافی در پیش گرفته بود با پیروزی انقلاب نفسی تازه یافت. خود را از نو شناخت و به طبع دانشجو که عنصر فعال دانشگاه بود وارد میدان جدید شد، میدانی که در آن ارزشهای متعالی اسلام باز شناخته می شد. پس دانشجوی مسلمان هویت از دست رفته خود را پیدا نمود و دانشجوی مسلمان و حزب الهی یک ارزش محسوب می شد. مقام معظم رهبری در این رابطه می فرماید: حزب الهی به معنی مسلمان کامل است و اگر می خواهید معنی خوب الهی را بدانید، این است که انسان از فکرش و از استعدادش و از نیروی بدنی اش کمال استفاده را بکند و به مقررات اسلامی احترام بگذارد. پس یک حزب الهی به نظم جامعه احترام می گذارد و فداکاری در راه اهداف اسلامی را براحتی انجام می دهد و این خصوصیات یک فرد حزب الهی است. (بانکی پور فرد، ۱۳۸۰: ۲۷۲) دانشجوی مسلمان پس با هویت اسلامی و انقلابی خود پیشتاز و پیشگام حرکت های انقلابی است. کسیکه به محض پیروزی انقلاب دانشجویان در صف جهاد همگام با دیگر اقشار جامعه در صحنه حاضر بودند و رشادتهای آنان را می توان در هشت سال دفاع مقدس یادآور شد که برای اعتلای میهن عزیزمان کلاسهای درس را رها کرده و به جبهه های نبرد حق علیه باطل شتافتند. دانشجوی مسلمان درسخوان و عالم است. در این رابطه نیز مقام معظم رهبری می فرمایید:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۱-۱۱- انتقال در بررسی روشهای انتقال ویروس بیماری نیوکاسل الکساندر به این نتیجه رسید که عفونت ممکن است، هم از راه دستگاه گوارش و هم استنشاق وارد بدن شود و از یک پرنده به پرنده دیگر منتقل شود. این درست نیست که فکر کنیم ویروس نیوکاسل بیشتر از طریق ذرات ریز و یا قطرات درشت به صورت تنفسی وارد بدن پرندگان حساس میشود. شواهد آزمایشگاهی برای اثبات این قضیه که ویروس عفونی می تواند در ذرات و آئروسل هوا قرار بگیرد و اگر پرنده در این محیط قرار بگیرد به بیماری مبتلا می شود وجود دارد ولی کافی نمیباشد. دلیل استفاده از واکسنهای زنده به صورت اسپری و آئروسل نیز به همین خاطر است.
 قطرات بزرگ و کوچکی که حاوی ویروس هستند، از پرندگان عفونی آزاد میشوند در نتیجه در دستگاه تنفسی تکثیر میشوند. در ضمن در روند عفونت در بیشتر پرندگان، مقادیر زیادی از ویروس بیماری نیوکاسل از راه مدفوع دفع میگردد. بلع مواد مدفوعی باعث عفونت میشود و این احتمالاً مهمترین روش انتقال ویروس از پرنده ای به پرندهی دیگر در فرم رودهای غیر حاد ویروس نیوکاسل و انتقال ویروس حاد کبوترها میباشد ولی هیچ کدام از این دو تولید علائم تنفسی در پرندگان آلوده نمیکند. همچنین انتقال عمودی هنوز به عنوان یک بحث باقی مانده است و کاملا مشخص نیست(, 2008). ۱-۱-۱۲- پراکندگی و شیوع هر چند کنترل های بین المللی در مورد بیماری نیوکاسل توسط آژانس هایی چون سازمان غذا و کشاورزی آمریکا (FAO) و سازمان بین المللی امراض همه گیر انجام می شود ولی نمودار ها و بر آورد های آنها ممکن است شیوع دقیق ویروس نیوکاسل را مشخص نکند. تحقیقات همه گیر شناسی نشان می دهد که اغلب شیوع ها در نتیجه پخش ثانویه ویروس از طریق انسان است.بدون شک بزرگترین پتانسیل برای انتشار ویروس بیماری نیوکاسل بوسیله انسان و تجهیزاتش است .در انسان احتمال آلودگی کیسه ملتحمه وجود دارد و اما راه های محتمل تر دیگر، ویروس های عفونی ماشین های منتقل کننده و حمل کننده است. نقل و انتقال مدرن این امکان را به پرسنل می دهد که جا به جایی سریعتر صورت بگیرد.بنابراین انتشار به وسیله انسان نباید صرفا به عنوان منطقه ای و یا ملیتی محدود شود. در اکثر مناطق و کشور های پیشرفته مثل اروپای غربی ، شیوع منتشر شونده میان پرندگان به صورت تک گیر و معیار کاملا ثابتی می باشد، با وجود اینکه واکسن به صورت گسترده مورد استفاده قرار می گیرد.پراکندگی ویروس بیماری نیو کاسل وابسته به فعالیت هایی است که کشور های مختلف برای ریشه کنی آن انجام می دهند موفقیت با چنین اهدافی امکان پذیر است ، ولی عامل بیماری بسته به ماهیت صنعت طیور در کشور ممکن است دوباره بر گردد (یعنی کشور هایی که دارای گله های ماکیان بومی گسترده هستند مشکلات بیشتری نسبت به کشور هایی با طیور صنعتی گسترده دارند) . ماهیت قابل گسترش بودن ویروس بیماری نیوکاسل بر شیوع آن مؤثر است. الکساندر ۴ پانزئو تیک ویروس بیماری نیوکاسل را از زمان تشخیص اولین مورد بیماری بررسی کرد. اولین فرم آن در نخستین شیوع بیماری دیده شد که در جنوب شرقی آسیا بود. دیل پیشنهاد کرد که بیماری به صورت آهسته از آسیا به اروپا حرکت کرده و در شیوع های ۱۹۲۶ انگلستان ، عامل جدا شد که این کشور شانس آشنایی اولیه را در این روند کلی داشت. این تئوری گسترش پانزئوتیک ویروس می توانست بسیار مهم باشد زیرا بیماری به صورت آشکار در ۱۹۲۶ اتفاق افتاده و در طی ۳۰ سال تمام دنیا را درگیر کرده و تا اوایل ۱۹۶۰ در اغلب کشور ها دارای اهمیت بود. در یک مقایسه مشخص دومین پانزئوتیک در ۱۹۶۰ در خاور میانه روی داده است و تا سال ۱۹۷۳ به کشور های زیادی انتقال یافت. احتمال گسترش ویروس در دومین پانزئوتیک وجود داشت. زیرا صنعت طیور تحت تاثیر انقلابی بزرگ قرار داشت و به صورت صنعت تجاری مهم همراه با خرید و فروش های بین المللی در آمده بود(, 2008). تاثیرات شدید پانزئوتیک دوم در صنایع طیور اغلب کشور ها منجر به توسعه واکسن ها و برنامه هایی شد که طیور را به طور کامل محافظت می کرد به علاوه بسیاری از کشورها معیار های کنترلی جدیدی را برای ورود پرندگان داخل قفس خارجی وضع کردند. احتمالا گسترش جهانی سومین ویروس حاد در اواخر ۱۹۷۰ اتفاق افتاده است. شروع و گسترش این پانزئتیک سوم نا مشخص است که احتمالا به خاطر استفاده زیاد و جهانی واکسن ها از اواسط سال ۱۹۷۰ است که پرندگان را در مقابل بیماری ایمن کرده ولی در اکثر موارد ویروس در بدن حیوان تکثیر و به محیط گسترش یافت. بررسی ویروس هایی که مسئول بیماری پانزئوتیک هستند بسیار پیچیده است ، زیرا ممکن است منجر به ظهور ویروس هایی شود که دارای وضعیت ژنتیکی اختصاصی هستند و یا ممکن است ویژگی های آنتی ژنی و ژنتیکی آنها مانند واریانت ها از بین نرود و ممکن است چندین سال متوالی به دنبال اولین ظهور ، از گله جدا شوند.گروه دیگری از پرندگان اهلی وجود داشته که به طور گسترده در بیشتر کشور ها نگه داری می شدند و به عنوان منبع با لقوه ویروس بیماری نیوکاسل نادیده گرفته شدند. این گروه شامل کبوتر ها و قمری ها بودند که برای اهدافی چون مسابقه ، نمایش و غذا نگه داری می شدند. در اغلب کشور های اروپایی ، جمعیت این گروه از پرنده ها بالغ بر چندین میلیون بود.اینها اولین پرن دگانی بودند که به چهارمین پانزئوتیک بیماری نیوکاسل مبتلا می شدند(, 2008). این بیماری دارای فرم نورو تروپیک در جوجه ها و بدون علائم تنفسی بود که در اواخر ۱۹۷۰ در خاور میانه اتفاق افتاد. سال ۱۹۸۱ ویروس به اروپا رسید و به سرعت کل دنیا را درگیر کرد .گسترش پانزئوتیک به خاطر تماس بین پرندگان مسابقه ای و تجارت وسیع بین المللی در این پرندگان بوده است . واریانت ویروس به صورت آشکار ۲۴ کشور را تحت تاثیر قرار داد. شیوع بیماری در ماکیان در چندین کشور از جمله انگلستان گزارش شد .در این کشور ۲۰ نمونه شیوع بیماری دیده شد که به خاطر آلوده شدن غذای طیور توسط کبوتران آلوده بود. بیماری در کبوتران بیش از دو دهه دیده شد اما به نظر می رسد هنوز به صورت آنزئوتیک در کبوتران مسابقه ای برخی کشور ها وجود داشته و به طور عادی به کبوتران غیر اهلی و قمری ها انتقال می یابد و این تهدید همچنان برای طیور ادامه خواهد داشت(, 2008). ۱-۱-۱۳- گسترش روش های گسترش ویروس بیماری نیوکاسل توسط الکساندر و لنکستر مورد بررسی قرار گرفت . منابع مساعد ویروس برای گسترش آن به شرح زیر است
-
- انتقال از پرندگان زنده : پرندگان غیر اهلی ، پرندگان اهلی ، پرندگان غیر بومی ، پرندگان تفریحی،پرندگان مسابقه و طیور تجاری .
-
- تماس با حیوانات دیگر
۳ - رفت و آمد و جا به جایی وسائل
-
- جا به جایی تولیدات طیور
-
- انتشار از طریق هوا
-
- غذای آلوده طیور
-
- آب آلوده
-
- واکسن ها
اهمیت هر یک از این فاکتور ها بستگی به شرایطی دارد که همه گیری در آن رخ می دهد .در واقع مهمترین پتانسیل برای گسترش ویروس بیماری نیوکاسل ، انسان و تجهیزات آن است . انسان آلوده به عفونت ویروس نیوکاسل ، دارای جراحت در کیسه conjuctival است که می تواند راهی برای گسترش عامل باشد . اما مهمترین راه آلودگی ، انتقال از طریق مدفوع توسط لوازم مکانیکی آلوده است. حمل و نقل پیشرفته انسان را قادر ساخته که به سرعت به هر کشوری مسافرت کند . به همین دلیل گسترش توسط انسان نباید فقط در ابعاد منطقه ای و کشوری مورد بررسی قرار بگیرد. واکسیناتور ها به دلیل رفت و آمد از مزرعه ای به مزرعه ی دیگر عامل شیوع بیماری می باشند و در برخی از موارد استفاده از واکسن هایی که به خوبی غیر فعال نشده و وارد شدن سویه های حاد به داخل سویه واکسن ، ایجاد بیماری می کند(Alexander, 2001; Leslie, 2000). ۱-۱-۱۴- تشخیص ۱-۱-۱۴-۱- علائم کلینیکی بیماری نیو کاسل به طور گسترده به صورت پاتو تیپ ها بر اساس علائم بالینی تقسیم بندی می شوند که در واقع علائم مختلف به وسیله سویه های ویروس ایجاد می شوند.عوامل مهم دیگری که در ایجاد و شدت بیماری مؤثر هستند عبارتند از گونه های میزبان ، سن میزبان ، استرس محیطی ، استرس اجتماعی ، میزان دز ویروس ، روش و طریقه بروز و عملکرد ویروس هستند. در رابطه با ویروس های خیلی حاد ، بیماری به طور ناگهانی بروز کرده که در غیاب علائم کلینیکی دیگر دیده می شود. در درگیری ماکیان با ویروس هایی با پاتوتیپ خیلی شدید VVND ، علائم بالینی اغلب با بی حالی ، افزایش تنفس و ضعف و زمین گیر شدن و سرانجام مرگ می باشد.در طول همه گیری که به وسیله این تیپ ویروس بین سالهای ۱۹۷۰-۱۹۷۳ روی داد و بیماری در بعضی کشور ها مثل انگلستان و ایرلند شمالی به وسیله علائم تنفسی ظاهر شد ، اما در دیگر کشور ها این علائم دیده نشدند.این فرم از ویروس نیوکاسل ممکن است سبب ادم اطراف چشم و سر شوند. اسهال سبز رنگ در بیشتر پرندگانی که سریعا در اثر عامل بیماری نمی میرند دیده می شود.همچنین قبل از مرگ لرزش عضلانی، پیچش گردن، فلجی پا ها و بالها، اپیستونوس (بالا نگه داشتن سر ) را نشان می دهند.تلفات در گلههای کاملاً حساس ماکیان به صد در صد می رسد(Alexander, 2001). فرم نوروتروپیک ولووژنیک ویروس نیوکاسل اغلب در ایالات متحده دیده شده است. در ماکیان با شروع ناگهانی علائم شدید تنفسی بعد از یک یا دو روز بعد از بروز علائم عصبی همراه است. تولید تخم به صورت شدید افت پیدا میکند ولی معمولاً اسهال دیده نمی شود واگیری معمولا صد در صد اتفاق می افتد ، ولی تلفات پایینتر است. همچنین تلفات تا ۵۰% و در بالغین تا ۹۰% در جوجه های جوان نیز ثبت شده است. سویههای مزوژنیک ویروس نیوکاسل در درگیریهای گله علائم تنفسی ایجاد میکنند و در پرندگان بالغ افت قابل ملاحظهای در تولید تخم دیده می شود که تا چندین هفته ادامه مییابد. ممکن است علائم عصبی نیز دیده شود ولی همیشگی نیست. تلفات در ماکیان به استثنای پرندگان خیلی جوان و پرندگان حساس ،معمولا پایین است، اما احتمال دارد همراه با شرایط وخیم بالا رود . ویروس های لنتوژنیک در پرندگان بالغ ایجاد بیماری نمی کنند ولی در پرندگان جوان و حساس مشکلات شدید تنفسی دیده می شود(Alexander, 2001). واکسیناسیون و یا آلوده شدن گلههای گوشتی نزدیک زمان کشتار، منجر به کلی سپتی سمی و درگیری کیسههای هوایی میشود و در نتیجه لاشه ضبط میشود. ویروس مسئول همهگیری کبوتر در دهه ۸۰ علائمی را که به وجود آو رد، در کبوتر و ماکیان بر خلاف علائم ایجاد شده توسط سایر ویروسها، در هر دو گونه چهره کلینیکی غالب، اسهال و علائم عصبی بود. در ماکیان بالغ نیز کاهش چشمگیر تخم مرغ دیده میشود، و در ماکیان جوان مرگ و میر بالایی گزارش شده است. این ویروس در عفو نتهای غیرکمپلکس شده کبوتر و ماکیان، علائم تنفسی ایجاد نمیکند. ایجاد علائم کلینیکی به وسیله ویروسهای اختصاصی در سایر میزبان ها بسیار متفاوت از تولید علائم در ماکیان است. به طور کلی بوقلمونها به اندازه ماکیان حساساند، اما شدت کمتری دارند.گرچه اردکها و احتمالاً غازها به سرعت درگیر میشوند، ولی مقاوم در برابر سویههای حدتدار نیوکاسل هستند(, 2008). ۱-۱-۱۴-۲- یافته های کالبد گشایی مشابه علائم کلینیکی ، جراحات کالبد گشایی و در گیری ارگا ن ها در پرنده مبتلا به بیماری نیوکاسل بسته به سویه و پاتو تیپ ویروس درگیر کننده است. هیچ جراحات کالبد گشایی که اختصاص به فرم خاصی از این بیماری باشد وجود ندارد.و حتی ممکن است هیچ گونه جراحت کالبد گشایی دیده نشود.با این وجود ، جراحات کالبد گشایی به صورت خون ریزی برای تفریق ویروس های بسیار حاد ( VVND) و ویروس های بدون حدت (NVND) استفاده می شود که این تفریق ابزار کنترلی مهمی برای تشخیص بیماری نیوکاسل در ایالات متحده است.جراحاتی برجسته مخصوصا در نقاط پیش معده ، سکوم و روده کوچک که عمدتا خونریزی دهنده و در نتیجه نکروز دیواره ی روده ای و یا بافت لنفاوی مثل محل دو شاخه شدن سکوم و پلاک های پایر ظاهر می شود(, 2008). به طور کلی ، صرف نظر از نوع پاتوتیپ درگیر کننده ، جراحات کالبد گشایی در سیستم اعصاب مرکزی پرندگان آلوده با ویروس نیوکاسل دیده نمی شود. به طور معمول تغییرات پاتو لوژیک واضح و آشکار در دستگاه تنفسی ظاهر نمی شود و اگر ظاهر شود به صورت ترشحات موکوسی خونی مشخص و تراکم بارز آن در کیسه ای هوایی پرندگان ممکن است دیده شود. تورم کیسه های هوایی حتی در درگیری با سویه های نسبتا خفیف همراه با عفونت های باکتریال ثانویه به صورت ضخیم شدن کیسه های هوایی ، اکسودای کاتارال و کازئوز دیده می شود(, 2008). ۱-۱-۱۴-۳- ضایعات میکروسکوپیک هیستو پاتولوژی عفونت نیوکاسل بیماری نیوکاسل بسته به علائم کلینیکی و زخم های کالبد گشایی ، و یا هر دو ، می تواند تحت تاثیر قرار بگیرد. راه انتقال می تواند تحت تاثیر سویه درگیر کننده و راه انتقال باشد. به عنوان مثال برد (Bread) توانست تغییرات هیستو پاتولوژیک مشابهی را با آلوده کردن ماکیان با ویروس های لنتوژنیک و یا ولووژنیک از راه آئروسل ایجاد کنند. اکثر مقالات و تحقیقات درباره پاتو تیپهای حدتدار ارائه شده، که به صورت خلاصه در زیر شرح داده شده است(, 1970). ۱-۱-۱۴-۳-۱- سیستم عصبی زخم هایی که در سیستم عصبی مرکزی دیده می شود شامل آنسفالیت غیر چرکی با دژنراسیون عصبی ، تجمع و تمرکز سلول های گلیال ، نفوذ لنفوسیت به اطراف عروق ، و هیپر تروفی سلولهای آندو تلیال میباشد. جراحات اکثراً در مخچه، قسمت میانی مغز، پل مغز، ساقه مغز و طناب نخاعی و به ندرت در مغز پیشین دیده می شود. ۱-۱-۱۴-۳-۲- سیستم عروقی پر خونی و ادم ، و خونریزی در بیشتر اندام ها دیده می شود. تغییرات دیگر شامل دژنراسیون ادماتیک در پوشش میانی رگ ، هیالینیزاسیون مویرگ ها ، افزایش هیالن ترومبوز در عروق کوچک و نکروز سلول های آندوتلیال در عروق می باشد. ۱-۱-۱۴-۳-۳- دستگاه لنفاوی تغییرات عود کننده در سیستم لنفاوی یافت شده است که شامل نابودی و از بین رفتن بافت های لنفاوی ، هایپر پلازی سلول های فاگوسیتی تا هسته ای در ارگان های متفاوت مخصوصا در کبد دیده می شود.جراحات نکروزه در سر تا سر طحال دیده شده و واکوئل دار شدن کانونی و تخریب لنفوسیت ها در مناطق قشری و مرکزی طحال و تیموس دیده می شود. دژنراسیون آشکار لنفوسیت ها در مناطق مرکزی بورس فابرسیوس دیده می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- افزایش اشکال خاصی از سرمایه اجتماعی می تواند سبب افزایش سرعت و تسهیل انتقال ایده ها، دانش و اطلاعات در جامعه گردد. به طور کلی هر چه جامعه به هم پیوسته تر باشد ، افراد راحت تر می توانند به اطلاعات دسترسی داشته باشند و همچنین افراد بیشتری به این اطلاعات دسترسی خواهند داشت.
ارتقاء همکاری و یا رفتار اجتماعی از زمانی که آدام اسمیت[۶۱](۱۷۷۶) این نظریه معروف را بیان کرد که” به علت خیرخواهی قصاب ، فروشنده آبجو و یا نانوا نیست که ما انتظار شام داریم، بلکه به علت توجه آنها به منافع شخصی شان است” نقشی که منافع شخصی افراد می تواند در ارتقا دادن کالاهای عمومی داشته باشد ، به طور وسیعی مورد توجه قرار گرفت. با این حال، نظریه اقتصادی نیز به طیف وسیعی از شرایط اشاره دارد که در آن انجام دادن کارها با توجه به علایق شخصی خود به احتمال زیاد منجر به بازده اجتماعی ناقص و یا حتی برعکس می شود. این مورد زمانی بروز می کند که کارهای فردی سبب تحمیل هزینه روی سایرین می شود و یا به عبارت دیگر زمانی که برای به دست آوردن نتایج بهتر اجتماعی همکاری ضروری باشد.
 منافع فردی واجتماعی بسیاری از مفاهیم مرتبط با سرمایه اجتماعی، مزایای فردی/ درونی بسیاری دارند. برای مثال افرادی که دارای گروه های مختلفی از دوستان هستند، لذت بیشتری را در زندگی احساس می کنند، احساس تعلق به یک گروه دارند و اعتماد به نفس آنها بیشتر است. افرادی که روابط گسترده ای را برقرار می کنند آینده شغلی و همچنین در آمد بیشتری دارند. همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می هد احساس تعلق اجتماعی سلامت و طول زندگی افراد را افزایش می دهد. شبکه های اجتماعی می توانند کمک های ملموس و حمایت هایی را از افراد انجام دهد که منجر به کاهش استرس های فیزیکی و روانی می شود. به طور خلاصه نتایج تحقیقات بسیاری نشان می دهد که افرادی که به خوبی با دیگران ارتباط برقرار کرده اند احتمال بیشتری دارد که ” استخدام شوند، صاحب خانه شوند، سلامت و شاد باشند (وولاک ، ۲۰۰۱، ۶۸ ) نسبت به کسانی که ارتباطات اجتماعی کمتری دارند.
- ۸- ۲- ۲ اثرات منفی سرمایه اجتماعی
بسیاری از محققان بیان می کنند که سرمایه اجتماعی به عنوان یک دارایی اجتماعی مطلوب به نظر می رسد که باید تشویق شوند. همانطور که وولاک ( ۱۹۹۸، ۱۵۸) بیان می کند بیشتر مباحث سرمایه اجتماعی را بی حد و حصر “خوب” می دانند. پس با این وجود، اگر کمی اعتماد، مشارکت گروهی و همکاری چیز خوبی است، نباید بیشتر از آن ، بهتر باشد؟ نویسندگان بسیاری بیان کرده اند که سرمایه اجتماعی می تواند در برخی موارد هزینه ها و مشکلاتی را به وجود آورد. دقیقا همانگونه که استفاده ازسرمایه های فیزیکی برای اهداف خوب یا بد اجتماعی، وابسته به شرایط و نوع استفاده کاربران آن دارد در مورد سرمایه اجتماعی نیز به همین گونه است. جنبه های بالقوه منفی سرمایه اجتماعی عبارت اند از: تاثیر منفی بر افراد خارج از گروه در حالی که سرمایه اجتماعی در درون گروه عموماً منافعی را برای آن گروه به همراه دارد، مزایای آن برای کل جامعه وابسته به اهداف گروه است. در برخی موارد دستیابی به اهداف گروه ممکن است به هزینه ی رفاه جامعه انجام شود. همانگونه که استروم (۲۰۰۰و۱۷۶-۱۷۷) بیان کرد: “گروه های گانگستر و مافیا از سرمایه اجتماعی به عنوان زیر بنایی برای ساختار سازمانی خود استفاده می کنند. کارتل ها نیز برای اینکه بتوانند اقتصاد را تحت کنترل خود داشته باشند از سرمایه اجتماعی استفاده می کنند". علاوه بر این برخی از رفتار های درون گروه مانع از دستیابی سایر افراد خارج از گروه به فرصت ها و موقعیت ها می شود. بنابر گفته والدینگر[۶۲](۱۹۹۵ ،۵۵۷) ” همان روابط اجتماعی که سبب سهولت و کارایی تبادلات اقتصادی در بین افراد جامعه می شود می تواند به عنوان سدی برای افراد خارج از این گروه عمل کند. اثرات منفی بر افراد درون گروه مشارکت در یک گروه یا جامعه در اغلب موارد مستلزم یک انطباق و هماهنگی با گروه است که خود سبب سلب آزادی های فردی می شود. پورتز(۱۱۹۸) مشاهده کرد که تمام ساکنان شهر ها و روستاهای کوچک یکدیگر را می شناسند و سطح کنترل اجتماعی در بین آنها بسیار زیاد است که خود سبب محدود شدن آزادی های فردی می شود و این دلیلی است برای آنکه افراد جوان اغلب این مناطق را ترک می کنند. وولاک (۱۹۹۸) بیان کرد که گروه های قوی اجتماعی با مجبور کردن افراد و جلوگیری از حضور آنها در شبکه های اجتماعی وسیع تر می توانند از پیشرفت های اقتصادی فردی جلوگیری کنند (کمیسیون بهره وری استرالیا، ۲۰۰۳) ۲-۲-۹ نظریه های سرمایه اجتماعی
- ۹- ۲- ۲ نظریه سرمایه اجتماعی جیمز کلمن:
جیمز کلمن در ۱۹۹۰ بزرگترین اثر نظری خود به نام «بنیان های نظریه اجتماعی» که در آن ماهیت در حال تغییر سازمان های اجتماعی هدفمند تشریح شده است را منتشر کرد. در فصل دوم این اثر فصلی را به سرمایه اجتماعی اختصاص داد. این فصل نسخه به روز شده از مقاله ای بود که در سال ۱۹۸۸ تحت عنوان «نقش سرمایه اجتماعی در ایجاد سرمایه انسانی» در نشریه علوم اجتماعی آمریکا به چاپ رساند. کلمن با ردیابی مفهوم سرمایه اجتماعی در نوشته های گلن لوری[۶۳]، نحوه استفاده از این مفهوم در جهت افزایش منافع فردی و جمعی را تشریح نموده است. برداشت و نگرش کلمن درباره سرمایه اجتماعی که آن را مجموعه ای از روابط می داند که می توانند به ایجاد هنجارها کمک کنند، ریشه در افکار و اندیشه های جامعه شناسانی چون پارک[۶۴]، بورگس[۶۵] و مید[۶۶] دارد. این سه تن از سازمان ها و نهاد های اجتماعی به منزله مجموعه ای از منافع متقابل یاد می کنند که آداب، رسوم و رویه ها و هنجارهای کنترل اجتماعی را تشکیل می هند. از طریق درک مشترکی که از مراودات، گفتمان و فعالیت ها حاصل می شود، نهاد های اجتماعی، الگوهای رفتاری را که با مسؤلیت پذیری اجتماعی همراه هستند پدید می آوردند. به اعتقاد کلمن، سرمایه اجتماعی را نه از طریق ساختار آن بلکه از طریق کارکرد آن باید تعریف کرد او سرمایه اجتماعی را مجموعه ای از پیوند های ارتباطی می داند که اقدام جمعی را تسهیل می کند. کلمن با ارائه چنین تعریفی از سرمایه اجتماعی ، به گسترش و تعمیم دیدگاه لین از مفهوم منابع اجتماعی می پردازد. لین معتقد است، انسان ها با بهره گیری از منابع اجتماعی برای تقویت موقعیت اجتماعی خود ، به داد و ستد و مراوده با یکدیگر می پردازند. به اعتقاد وی فرد در اصل برای به دست آوردن منابع و حراست از منابعی که کسب کرده است، با افراد دیگر رابطه برقرار می کند( لین، ۱۹۹۰، ۲۶۴-۲۶۲). بر خلاف لین کلمن سرمایه اجتماعی را جزء جدایی ناپذیر ساختار روابطی می داند که بین دو نفر یا بین افراد وجود دارد. کلمن ، سرمایه اجتماعی را در قالب شبکه ای از افراد تعریف می کند و نه مجموعه ای از افراد. به عقیده او این مفهوم تنها یک ماهیت منحصر به فرد نیست بلکه در برگیرنده موجودیت های مختلفی است که تمامی آنها در دو عنصر مشترک هستند یعنی همه آنها جنبه ای از ساختار اجتماعی را در خود دارند و واکنش معینی از کنشگران را در درون این ساختار تسهیل می کنند. به نظر او سرمایه اجتماعی همانند سرمایه مادی و انسانی کاملا قابل مبادله نیست اما می -تواند به فعالیت های مشخص، اختصاص یابد همچنین شکل خاصی از سرمایه اجتماعی که ممکن است در تسهیل برخی از کنش ها ارزشمند باشد، می تواند برای کنش های دیگر بی فایده و حتی مضر باشد. بر این اساس، سرمایه اجتماعی از دیدگاه کلمن تمامی چیزهایی است که دارای دو ویژگی باشند: الف: جنبه ای از یک ساخت اجتماعی را داشته باشند. ب: تسهیل گر واکنش های افراد درون ساخت اجتماعی باشند (کلمن،۴۶۲،۱۳۸۶).
بوردیو (۱۹۸۵) معتقد است که سرمایه اجتماعی، عبارت است از «انباشت منابع بالقوه یا بالفعلی که به دارایی های شبکه پایداری از روابط نهادینه شده حاصل از شناخت متقابل، پیوند داده می شوند». براساس مطالعات بوردیو، سرمایه اجتماعی چهار ویژگی دارد: اول اینکه سرمایه اجتماعی از طریق شبکه ها ساخته شده و درون شبکه های اجتماعی شکل می گیرد. براین اساس میزان سرمایه به تداوم و شدت پیوندهای اجتماعی بستگی دارد. دوم: سرمایه اجتماعی، خود یکی از منابع در دسترس افراد و گروه ها است که می توانند از آن در جهت یافتن یک شغل پر در آمد یا راه یافتن به یک دانشگاه معتبر استفاده کنند. سوم اینکه اگرچه سرمایه اجتماعی به طور رابطه ای شکل می گیرد اما می تواند به وسیله فرد یا گروهی از افراد استفاده شود. و آخر اینکه سرمایه اجتماعی ساختاری موقت دارد ، یعنی ممکن است در طول زمان با تغییر گروه میزان آن نیز دستخوش تغییر گردد ( آدکینز، ۲۰۰۵، ۱۹۸) .
- ۹- ۲- ۲ نظریه رابرت دی پوتنام
به نظر رابرت پوتنام، سرمایه اجتماعی،«روابط بین افراد، شبکه های اجتماعی و هنجارهای متقابل و اعتماد اجتماعی است که از این طریق حاصل می شود. مهم تر از همه اینکه این مسأله را هم به عنوان یک پدیده ساختاری (شبکه های اجتماعی) و هم به عنوان یک پدیده فرهنگی (هنجارهای اجتماعی) مطرح کرده است (پوتنام، ۱۹۹۶، ۵۶) . ادعای اساسی نهفته در نظریه پوتنام این است که شبکه های اجتماعی و هنجارها و ارزش های مرتبط با این پیوند ها، برای مردم و در مقیاس وسیع تر برای جامعه دارای پیامد های مهمی باشد که هم باعث ایجاد منافع خصوصی و هم منافع عمومی گردد. خصوصاً شبکه هایی که اعضای آن را دوستان، همکاران و همسایگان تشکیل می دهند و در شبکه ای از وظایف و مسئولیت های متقابل همراه با هنجارهای متقابل عمومی قرار دارند، اوضاع را جهت همکاری و تعاون جهت ایجاد منافع جمعی، بهبود می بخشند. به نظر می رسد درک متقابل، قوانین ضمنی، شیوه های مورد توافق و اعتماد اجتماعی که به وسیله تماس های فردی و پیوند های دوستانه ایجاد می شوند، باعث آسان تر شدن همکاری افراد در آینده و در جهت منافع طرفین می گردد. این فعالیت ها می تواند از جمع آوری کمک برای یک همکار گرفته تا مشکل یک تعاونی اعتباری درون سازمان یا استفاده شراکتی از ماشین آلات کشاورزی در یک تعاونی محلی باشد. مادامی که ارزش سرمایه اجتماعی در روابط بین مردم حاکم است، در برآورد ها نیز باید مورد توجه قرار گیرد، البته باید گفت که سرمایه اجتماعی از سرمایه گذاری مالی در سهام شرکت ها و تجهیزات تولیدی یا حتی سرمایه گذاری آموزشی کارکنان بسیار پیچیده تر است (اررو ، ۲۰۰۰، ۴۹). ۳-۲- توسعه پایدار گردشگری سازمان جهانی گردشگری[۶۷] توسعه پایدار گردشگری را شامل کیفیت زندگی برای جامعه میزبان، رضایت گردشگران، حفظ محیط زیست و منابع انسانی و اجتماعی مورد استفاده در فرایند گردشگری می داند ( الوانی و پیروز بخت (۱۳۸۵).
- جامعه محلی یا جامعه میزبان: ساکنان بومی مقصد های گردشگری که ممکن است فرهنگ، محیط زیست و ارزش های آن ها تحت تأثیر گردشگران قرار گیرد ( هم به شکل مطلوب و هم به شکل نامطلوب) (ضیایی و میرزایی، ۱۳۸۶).
از جمله دغدغه هایی که روستاهای کشورهای مختلف جهان امروز با آن مواجه هستند، مسئله توسعه پایدار است. در این میان کشورهایی که به متنوع سازی اقتصاد روی آورده اند و می خواهند خود را از اقتصاد تک پایه ای برهانند، در جستجوی شناخت راه های آن یا خلق راه ها و روش های جدیدند. یکی از این روش ها گردشگری است که بیشتر کشورها به ویژه کشورهایی که به لحاظ موقعیت مکانی از این مزیت برخوردارند، آن را در برنامه های توسعه ملی خود گنجانده اند تا از این طریق بتوانند فرایند ملی خود را توسعه بخشند (افتخاری و قادری، ۲۴:۱۳۸۱) شاید بهترین تعریفی که برای توسعه پایدار ارائه شده است مربوط به گزارش برانتلند[۶۸] در سال ۱۹۸۷ میلادی باعنوان “آینده مشترک ما”[۶۹] است. این تعریف چنین است: « در توسعه ای که نیازهای زمان حال را برآورده می کند، بدون آنکه از توانایی های نسل های آینده برای ارضای نیازهایشان مایه بگذارد» ( کنّلی و اسمیث[۷۰]، ۱۹۹۹، ۲) . به این ترتیب توسعه ای پایدار است که بهبود زندگی، نه تنها نسل حاضر بلکه نسل های آینده را نیز در نظر دارد (کلر و کلین[۷۱]، ۱۹۹۹، ۱۳۳) . کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه[۷۲] ، توسعه پایدار را چنین تعریف می کند: « جریان تغییری در استفاده از منابع، هدایت سرمایه گذاری ها، سمت گیری توسعه فناوری و به طور کلی، تغییر نهادی است که با نیاز های زمان حال و آینده سازگار باشد» (نصیری ، ۱۳۷۹) توسعه پایدار ار نظر سازمان بهره وری آسیا[۷۳]، راهبردی است برای ارتقای بهره وری و عملکرد زیست محیطی در راستای «توسعه همه جانبه» اجتماعی و اقتصادی و هدف آن ارتفای مستمر کیفیت زندگی انسان است( APO, 2005 ، به نقل از کریم و هاشمی، ۱۳۸۷) بنابراین توسعه زمانی پایدار است که مخرب نباشد و امکان حفظ منابع اعم از آب ، خاک، منابع ژنتیکی، گیاهی و جانوری را برای آیندگان فراهم آورد. در توسعه پایدار، اصل این است که منابع طبیعی پایه به گونه ای محافظت شوند که نسل های آینده دست کم بتوانند به اندازه نسل کنونی تولید ومصرف کنند (زاهدی، ۱۳۷۶، ۲ ). در مجموع پایداری به عنوان بخش اساسی ایدئولوژی نظم نوین جهانی شناخته شده و همه روند ها و گرایش ها با آن مرتبط است. در زمینه گردشگری، اصطلاح پایداری توسط بسیاری برای دادن وجه اخلاقی و اعتبار “سبز” به فعالیت های گردشگران استفاده شده است. حفاظت گرایان، مقامات دولتی، جامعه محلی و گردشگران هر یک بر اساس دیدگاه خود، این شاخه جدید علم گردشگری را در قالب گردشگری پایدار پذیرفته اند (مافورث و مانت[۷۴]، ۲۰۰۳، ۸۰) .
در توسعه پایدار، به رشد اقتصادی و تحقق استانداردهای بهتر زندگی، بدون از دست دادن منابع کمیاب طبیعی توجه می شود و به طور همزمان ، عدالت اجتماعی در استفاده از میراث جامعه بشریت و همچنین محافظت از منابع ارزشمند طبیعت، مورد تأکید قرار می گیرد. از نگاه جاکوبز [۷۵]مفروضات اساسی و ایده آل ها در توسعه پایدار عبارتند از :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تمرین هوازی بر توده بدون چربی پسران ورزشکار به تفکیک مرحله بلوغ اثر معنیداری ندارد. در آزمون فرضیه پنجم مشخص شد: بین آثار تمرین هوازی بر حداکثراکسیژن مصرفی پسران ورزشکار در مراحل مختلف بلوغ تفاوت معنیداری وجود ندارد. بین آثار تمرین هوازی بر درصد چربی پسران ورزشکار در مراحل مختلف بلوغ تفاوت معنیداری وجود ندارد. بین آثار تمرین هوازی بر توده چربی بدن پسران ورزشکار در مراحل مختلف بلوغ تفاوت معنیداری وجود ندارد. بین آثار تمرین هوازی بر توده بدون چربی بدن پسران ورزشکار در مراحل مختلف بلوغ تفاوت معنیداری وجود ندارد. ۵-۴- بحث و بررسی در فصل دوم مروری بر تحقیقات انجام شده در زمینه اثرتمرین هوازی بر حداکثر اکسیژن مصرفی و ترکیب بدنی در مراحل مختلف بلوغ انجام شد. در اینجا نتایج حاصل از تحقیق حاضر که که در فصل چهارم عرضه شد با یافته ها و نتایج سایر محققین مقایسه و توجیهات لازم ارائه میگردد. ۵-۴-۱- رابطه بین سن و مرحله بلوغ با آمادگی جسمانی و ترکیب بدن در آزمون فرضیه های اول و دوم مشخص شد که بین سن و بلوغ با اکسیژن مصرفی بیشینه، درصد چربی، توده چربی بدن و توده بدون چربی ارتباط معنی داری وجود ندارد، با این حال ارتباط بین سن و بلوغ با آمادگی جسمانی معنی دار بود (p≤۰/۰۵) در مردان افزایش VO2max ارتباط تنگاتنگی با وزن بدن دارد. میانگین VO2max که نسبت به وزن بدن بیان می شود، بین سنین ۶ تا ۱۶ سالگی تقریباً معادل ۵۲ میلیلیتر به ازای هر کیلوگرم در دقیقه ثابت است، سپس کاهش آن آغاز می شود. با وجود این، در دختران VO2max به ازای هر کیلو گرم وزن بدن پیوسته کاهش مییابد، که این کاهش اغلب در سنی که نخستین بار سنجیده می شود آغاز می شود. به طور کلی، میانگین VO2max به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در ۸ سالگی در دختران معادل ۵۰ میلی لیتر به ازای هر کیلوگرم در دقیقه است، اما در ۱۶ سالگی به ۴۰ میلیلیتر به ازای هر کیلوگرم در دقیقه میرسد. از دیرباز این تصور وجود داشته است که هر گونه تغییرات در ترکیب بدنی که هنگام بلوغ رخ میدهد، همچنین مقادیر ناچیز فعالیت بدنی عادی، دلیل این تغییرات در دختران است. تغییرات طولی مقادیر مطلق VO2max نشان می دهند بلوغ بر آمادگی هوازی، دستکم در پسران تأثیر می گذارد. با این حال درآزمون فرضیه سوم مشخص شد بین حداکثر اکسیژن مصرفی و درصد چربی، توده چربی و توده بدون چربی پسران ورزشکار در مراحل مختلف بلوغ تفاوت معنیداری وجود ندارد. از جمله دلایل نتایج ما با نتایج مطالعات گذشته میتوان به تعداد کم افراد در زیر گروه ها و ورزشکار بودن همۀ آنها اشاره کرد. اواسط دوران کودکی، مقادیر VO2max به شکل یکنواختی افزایش مییابند و تفاوتهای بارزی بین پسران و دختران مشاهده نمی شود. با وجود این، تقریباً در یازده سالگی، منحنیهای رشد VO2max در پسران و دختران اختلاف بارزی مییابد. میزان افزایش در مردان تداوم مییابد، در حالی که در زنان به فلات میرسد، به طوری که در ۱۶ سالگی متوسط VO2max در مردان ۶۰ درصد بیشتر است. مالینا و همکارانش (۱۹۹۷) روابط طولی بین vo2max و بالیدگی را در ۴۷ پسر و ۴۰ دختر شرکت کننده در کلاس ورزش مدرسه بررسی کردند. اندازه های فردسنجی مرحله بندی تانر و آزمون فعالیت ورزشی بیشینه، سالانه به مدت ۳ سال از آغاز ۱۱ سالگی اجرا شد. در دوره تحقیق، پسر آن با توجه به شیب سرعت قد به گروه های زودرس، و میانرس، و دیررس تقسیم شدند؛ درحالی که سن بالیدگی در دختران با توجه به زمانبندی نخستین قاعدگی تعیین شد. در میان پسران، زودرسها vo2 max مطلق بیشتری درهمه جلسات آزمون داشتند، در حالی که دختران زودرس و میانرس از vo2max بالاتری نسبت به دیررسها برخوردار بوند. این یافته ها نشان می دهند الگوی زمانی، یا آهنگ تکامل آمادگی هوازی هنگام بلوغ با بالیدگی جنسی همسو است. پژوهش حاضر نیز همسو با یافته ها مالینا و همکارنش بود که در ان با افزایش قد و وزن و افزایش سن هنگام بلوغ آمادگی جسمانی آزمودنیها نیز افزایش یافت. نتایج این پژوهش همسو با سایر پژوهش ها و همگی معنی دار بودن این رابطه را نشان دادند. در این زمینه محققان داخل کشور از جمله کاشف ( ۱۳۷۰ )، محمدی فر (۱۳۸۳)، فاضلیفرد (۱۳۸۵) و فدائی( ۱۳۸۵ ) که سطح آمادگی جسمانی دانش آموزان را در ردههای سنی مختلف مورد مقایسه قرار دادندو همچنین محققان خارج از کشور از جمله ایولین جی هال و آمیلا ام لی ( ۱۹۸۹ ) که رکورد آزمون های آمادگی جسمانی پسران و دختران ایالت لوزیانای آمریکا را در سال های ۱۹۷۹ و ۱۹۷۸و۱۹۷۷ ، شینگو و تاکو ( ۲۰۰۲ ) که سطح آمادگی جسمانی دانش آموزان ژاپنی را از سال ۱۹۵۶ تا سال۲۰۰۲ ، رانهار و همکاران ( ۲۰۰۹ ) که رکورد آزمون های حرکتی کودکان ۹ تا ۱۲ ساله هلندی در سال های۱۹۸۰ و ۲۰۰۶ ، ترمبلای و همکاران ( ۲۰۰۹ ) که سطح آمادگی جسمانی افراد ۶ تا ۹ ساله کانادایی در سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ و دی مولینر اوردیالس و همکارانش( ۲۰۱۰ ) که جوانان اسپانیایی را از لحاظ رکوردهای آمادگی جسمانی با جوانان ۷ سال قبل از آن مورد مقایسه قرار دادند؛ جملگی به این اشاره داشتند که در بسیاری از فاکتورهای آمادگی جسمانی اندازه گیری شده تفاوت های بارزی با گذشت زمان ایجاد شده است. با افزایش سن قد افراد بزرگترو در افزایش قد توده عضلات بزرگتر می شود و در ادامه توان عضلات و قدرت جسمانی آزمودنیها بیشتر می شود. همچنین رابطه بین بلوغ و آمادگی جسمانی در این پژوهش همسو است با پژوهش تولفری و همکارانش (۱۹۹۸) ، پیت و وارد ۱۹۹۰، پاین و مورو ۱۹۹۳، رولند،۱۹۸۵ و ۱۹۹۷مندیگوت و همکارانش (۲۰۰۱) بود. در دوران پیش از بلوغ تفاوت از لحاظ ترکیب بدنی بین پسران و دختران نسبتاً کم است، اما در دوران بلوغ و پس از آن به اوج خود میرسد(Rogol 2010). در آزمودنی های ما با افزایش سن و تکامل بلوغ از TS 1,2 تا TS3 و میزان قد با افزایش ۹ سانتی متر، میزان وزن با افزایش ۳ کیلوگرم، میزان شاخص توده بدن با کاهش ۱ کیلوگرم، درصد چربی با کاهش ۱% همراه بود، با افزایش سن توده بدون چربی بدن افزایش و توده چربی بدن کاهش پیدا کرده است. TS3 تاTS4,5 میزان قد با افزایش ۹ سانتی متر، میزان وزن با افزایش ۱۳ کیلوگرم، میزان شاخص توده بدن بدون تغییر میباشد، درصد چربی با افزایش ۱% همراه بود، با افزایش سن توده بدون چربی بدن افزایش و توده چربی بدن کاهش پیدا کرده است. دلایل شاخص نتایج ما با گزارشات قبلی دامنه سنی بالا در آن گزارش بود، بنابراین تفاوت بین سنین و مراحل مختلف بلوغ پدیدار شد، اما در تحقیق حاضر دامنه سنی ۴ سال بود و دیگر اینکه در تحقیقات گذشته اکثر آزمودنیها غیر ورزشکار بودهند که از لحاظ ترکیب بدنی و آمادگی جسمانی تفاوت بین آنها بیشتر بود، اما در تحقیق حاضر همگی ورزشکار بودند که تفاوتهای زیادی از لحاظ ترکیب بدنی و توان هوازی بین آنها دیده نشد.
 ۵-۴-۲- اثر تمرین هوازی بر حداکثر اکسیژن مصرفی، آمادگی جسمانی و ترکیب بدن در دوران بلوغ در آزمون فرضیه چهارم مشخص شد تمرین هوازی سبب افزایش معنیدار حداکثر اکسیژن مصرفی پسران ورزشکار در همه مراحل بلوغ شد با این حال تغییرات درصد چربی بدن، توده چربی و توده بدون چربی معنی دار نبود. نتایج این پژوهش همسو با سایر پژوهشها بود و همگی معنی دار بودن اثر تمرین هوازی بر VO2max را اعلام می کنند. هر چند تغییرات مربوط به ترکیب بدن معنی دار نبود. چون همه آزمودنیها ورزشکار بودند و قبلاً سازگاری در آنها ایجاد شده بود. در مقالات مروری پیت و وارد ۱۹۹۰؛ رولند،۱۹۸۵ و ۱۹۹۷ که تنها مطالعات کودکان را بررسی کرده اند، به نظر میرسد معیارهای شدت، مدت، و تواتر تمرینی با معیارهای بزرگسالان هماهنگی دارد، زیرا نشان دادهاند که افزایش VO2max توأم با تمرین در کودکان تنها در حدود ۱۰ تا ۱۴ درصد بوده است. در فرا تحلیلی پاین و مورو در سال ۱۹۹۳، متوسط افزایش VO2max در ۲۳ مطالعۀ تمرینی کودکان تنها ۵ درصد بوده است. در پژوهش حاضر نیز افزایش معنی داری در گروه تمرین و گروه کنترل به استثناٍ TS4,5 گروه کنترل مشاهده شد. از جمله دلایل آن میتوان ورزشکار بودن همه آزمودنیها اشاره کرد، چون گروه کنترل نیز به تمرین میپرداختند که طبیعتاً منجر به بهبود توان هوازی و ترکیب بدنی آن شد، و بخش دیگر تغییرات مربوط به دوران رشد افراد است. هرچند ما نتوانستیم آثار بلوغ را از آن جدا کنیم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سپس میتوان نتیجه گرفت که سری y یک سری ماناست اگر ضریب وقفه آن در رگرسیون بالا ۱-۱<p> باشد. درصورتیکه p=1باشد میتوان گفت سری ناماناست .چنانچه مدل گام تصادفی با مقصد نامعلوم[۹۳] ۶۸باشد در این صورت در طی فرایند آغازشده در برخی نقاط واریانس متغیر وابسته بهطور مداوم همراه بازمان افزایشیافته و بهسوی بینهایت حرکت میکند. در آزمون دیکی افزوده معادله رگرسیون بهصورت تفاضلی به شرح زیر تدوین میشود: در این رگرسیون شرط مانایی کوچکتر از صفر بودن سیگما است . همچنین با رعایت وقفه کمتر باید تا جایی به مدل وقفه داد که مشکل خودهمبستگی آن حل شود. در نرمافزارهای اقتصادسنجی معمولاً ناحیه بحرانی آزمون ریشه واحد در سه سطح اطمینان مختلف شامل:۹۹% و۹۵% و۹۰% صورت میگیرد. فروض صفر و یک در آزمون مانایی زیر تبیین میشود: H0: ρ=۱ (۳-۱۴) : H1: ρ≠۱ در اینجا فرض صفر به دلیل نامانایی بودن و رد شده فرض صفر دلیل مانایی شمرده میشود. نحوه محاسبه دستیابی به نتیجه در آزمون دیکی فولر افزوده ،مقایسه با مقدار بحرانی است . درصورتیکه در آماره آزمون دیکی فولر از مقدار ناحیه بحرانی بزرگتر باشد. آنگاه فرض صفر رد میشود. درصورتیکه دادههای پژوهش از نوع سری زمانی باشد آزمون فیلیپس-پرون مناسب است درصورتیکه نتیجه آزمون ریشه واحد حاکی از نامانایی متغیرهای سری زمانی باشد راهحل موجود در این رابطه تفاضل گیری و توجه به آزمون هم انباشتگی است. درواقع هنگامیکه متغیرهای مانا نیستند اضافه شدن روند زمانی در بین متغیرها و یا کم شدن روند قطعی از متغیرها موجب از دست دادن اطلاعات دادهها میگردد. بهعنوان راهحل نهایی حل مشکل نامانایی توصیهشده است و توسط محققان بهویژه در خصوص دادههای اقتصادی که معمولاً نامانا هستند مورداستفاده قرار میگیرد زیرا برای حفظ اطلاعات در رابطه با سطح بلندمدت متغیرها کار خاصی نمیتوان انجام داد.
 ۳-۱۰تجزیه و تحلیل دادهها در بررسی ارتباط بین متغیر وابسته با یک یا چند متغیر مستقل و با بهره گرفتن از دادههای تاریخی از سه نوع داده میتوان پارامترهای متغیر(متغیرهای)مستقل را برآورد کرد و با ارائه مدل اقدام بهپیش بینی نمود. این سه نوع داده را میتوان به شرح زیر استخراج کرد: الف) دادههای سری زمانی دادههای سری زمانی دادههایی هستند که در قالب یک یا چند متغیر خاصی در طول زمان رخ میدهند. بهعبارتدیگر سری زمانی،مجموعهای از مشاهدات است که برحسب زمان مرتبشده باشند.(آذر و مومنی،۱۳۸۹) ب) دادههای مقطعی دادههایی هستند که در یک مقطع مشخص از زمان محاسبه و جمع آوری میشوند بهعنوانمثال اگر متغیر SDA برای ۱۰۰ شرکت و در یک مقطع مشخص از زمان محاسبه و جمع آوری میشوند. این دادهها را مقطعی گویند در این حالت تعداد مشاهدات برابر ۱۰۰ است(آذر ومومنی،۱۳۸۹) ج)دادههای تابلویی دادههایی هستند که از ترکیب دودسته دادههای سری زمانی و مقطعی حاصل میشود در بسیاری از موارد از این روش برای مواردی که نمیتوان مسائل را بهصورت سری زمانی یا مقطعی بررسی کرد و یا زمانی که تعداد دادهها کم است استفاده نمود ادغام دادههای سری زمانی و مقطعی و ضرورت استفاده از آن بیشتر به خاطر افزایش تعداد مشاهدات و بالا بردن درجه آزادی است . زیرا در بررسی امکان دارد تعداد مقاطع زیاد و دورههای زمانی کم باشد و یا برعکس .در این صورت تعداد مشاهدات برابر با تعداد سالهای مرود نظر ،ضربدر تعداد دادههای مقطعی در یک سال است(آذر ومومنی،۱۳۸۹)در این تحقیق از تکنیک دادههای تابلویی استفادهشده است. ۳-۱۱ مزایای استفاده از دادههای تابلویی استفاده از دادههای تابلویی دارای مزایای فراوانی است . در ذیل پارهای از این مزایا معرفی میگردد: ازآنجاییکه دادههای تابلویی به افراد ،بنگاهها،کشورها و غیره طی زمان ارتباط دارند ،وجود ناهمسانی واریانس در این واحدها محدود میشود. تکنیکهای تخمین با دادهای تابلویی میتوانند این ناهمسانی واریانس را با متغیرهای تکی خاص موردبررسی و ملاحظه قرار دهند. با ترکیب مشاهدات سری زمانی و مقطعی ،دادههای تابلویی با اطلاعات بیشتر ،تعمیمپذیری بیشتر،هم خطی کمتر میان متغیرها،درجات آزادی بیشتر و کارایی بیشتر را ارائه مینمایند. دادههای تابلویی،چارچوب مناسب برای تحلیل کلی دادهها فراهم نموده و در حذف یا کاهش خطای برآورد نقش مهمی را ایفا مینمایند. دادههای تابلویی تأثیراتی را که نمیتوان بهسادگی درداده های مقطعی و سری زمانی مشاهده کرد،بهتر معین میکنند. بهطورکلی باید گفت دادههای تابلویی تحلیلهای تجربی را به شکلی غنی میسازند که در صورت استفاده از دادههای سری زمانی و مقطعی این امکان وجود ندارد(گجراتی[۹۴]،۱۳۹۰) ۳-۱۲ تخمین مدل رگرسیون با دادههای تابلویی چارچوب اصلی برای دادههای تابلویی بهصورت زیر است: (۳-۱۵) : که در آن: عرض از مبدأ شامل kمتغیر توضیحی یعنی جمله اخلال مدل میباشد که از فروض کلاسیک رگرسیون خطی پیروی می کن. تعداد مقاطع دوره زمانی در این صورت تخمین معادله فوق به فروض ما درباره عرض از مبدأ ضرایب شیب و جمله خطاu بستگی دارد. روشهای چندی در رابطه با این فرض وجود دارد که پنج ح الت زیر تقسیم میشود: عرض از مبدأ و ضرایب شیب در طول مقاطع ثابت بوده و جمله خطا در طول زمان و برای مقاطع مختلف متفاوت است. ضرایب شیب ثابت بوده اما عرض از مبدأ برای مقاطع مختلف متفاوت است. ضرایب شیب ثابت بده اما عرض مبدأ برای مقاطع و در طی زمان متفاوت است. تمامی ضرایب و عرض از مبدأ و ضرایب شیب برای مقاطع مختلف متفاوت است. تمامی ضرایب و عرض از مبدأ هم نسبت به زمان و هم نسبت به واحدهای مقطعی متفاوت است. (گجراتی،۱۳۹۰) ۳-۱۲-۱ نحوه عملکرد جمله AR وجود خودهمبستگی نشاندهنده این مطلب است که بین اجزای اخلال با دورههای گذشته ارتباط وجود دارد ورود AR در هر مرتبه موجب برطرف شدن خودهمبستگی مرتبه اول ،دوم و nام میشود .به این صورت که رابطه اجزای اخلال بهصورت زیر میباشد: =+ (۳-۱۶) : که در آن ρ معرف خودهمبستگی و εt جزء اخلال تصادفی میباشد .چنان چه ρ=۱ باشد ،خواهیم داشت: (۳-۱۷) : -= بهاینترتیب معادله رگرسیون برای دورههای tوt-1 بهصورت زیر خواهد بود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- قابلیت نقل و انتقال آزادانه: مبانی قانونی قابلیت انتقال اوراق سهام در قانون مدنی و لایحه اصلاحی قانون تجارت وجود دارد، طبق ماده ۳۰ قانون مدنی، هر مالکی نسبت به مایملک خود حق هر گونه تصرف و انتفاعی را دارد و از جمله تصرفات، انتقال مالکیت است.
-
- منقول بودن سهم: بنا بر دیدگاه اکثریت حقوقدانان، سهام شرکتها دربردارندهی یک حق دینی برای دارنده آن میباشد بر این اساس میتوان ورقه سهم را مشمول ماده ۲۰ قانون مدنی که دیون و مطالبات را در حکم مال منقول برمیشمارد دانست. منقول و یا غیرمنقول بودن جزء اوصاف ذاتی اموال مادی است و لذا چون سهام شرکت های جزء از جمله اموال غیرمادیاند و ماهیت اعتباری دارند، قانونگذار آن را تنها از حیث محاکم و غیره در حکم منقول دانسته است. با وجود این هر چند سهام شرکت ها را جزء اعیان و حقوق عینی بدانیم باز هم جزء اموال منقول خواهد بود، زیرا برخی از حقوقدانان معتقدند به دلیل یکپارچگی ماهوی اوراق سهام با ارزش مالی و واقعیتی که در ماورای آن وجود دارد میتوان برگه سهام را به تنهایی مبادله نمود و دارنده آن خود را مالک میزانی از ارزش و حق مالی میداند که بنابراین نظریه نیز سهام شرکت ها جزء اموال منقول یا حداقل در حکم اموال منقول خواهند بود.

به طور کلی، صرفنظر از ماهیت حقوقی سهم و اوصاف ذاتی آن سهم از جنبه مالی برخوردار است برگه سهم و حقوق ناشی از آن، جزء اموال و دارایی دارنده آن محسوب میشود و توسط طلبکاران یا دولت قابل توقیف میباشد.[۱۷۸] گفتار چهارم: ضرورت و امکان وقف سهام در این گفتار ضمن دو بند ابتدائاً به بحث ضرورت وقف اوراق سهام پرداخته و سپس امکان سنجی وقف آن را بررسی مینماییم. بند اول: ضرورت وقف سهام سنت حسنه وقف از قدیم الایام در میان اقوام مختلف جاری بوده و برای امورات عام المنفعه مانند تأمین اجتماعی، ایجاد و اداره کتابخانهها، مدارس و دانشگاهها، بیمارستانها و حتی اموری مانند هزینههای دادرسی و تظلم، وقفهایی انجام میدادهاند. اما وقفهایی که در گذشته صورت گرفته به طور عمده روی داراییهای ثابت متمرکز بوده است. در عصر حاضر با توجه به گسترش بازارهای مالی در کشورهای اسلامی، بازارهای بورس توسعه زیادی پیدا کردهاند. در کشور ما نیز از یک سو واگذاری سهام عدالت به اقشار آسیب پذیر جامعه در جریان است و از سوی دیگر با توجه به سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی، سهام شرکتهای دولتی به بخش خصوصی واگذار شده و بخش خصوصی مالک بنگاههای خصوصی در کشور میشود. لذا موضوع جدیدی مطرح میشود و آن این که عامه مردم سهامدار میشوند و بخش خصوصی در اقتصاد کشور تقویت میگردد. در این میان موضوع «وقف اوراق سهام» در کشور، موضوع جدیدی است که میتواند در سالم سازی ساختار اقتصادی کشور نقش مهمی ایفا نماید.[۱۷۹] از سوی دیگر با توجه به این که در وضعیت کنونی اجتماع، جریان سرمایه و تکاثر ثروت از زمین و متعلقات آن به سمت شرکتها و بازار سرمایه هدایت شدهاند، بایسته است که وقفیاتی مانند اوراق سهام جایگزین موقوفات سنتی گردد و تعلل در این زمینه چه بسا باعث گسیختگی در جریان ایجاد و توسعه وقفیات از یک طرف و عدم جذب بعضی از سرمایهها به بازار متمرکز مالی از دیگر سو گردد که ضربه ای دو طرفه است. در نتیجه تسهیلاتی برای وقف سهام شرکتهای بورسی تدارک دید و امکانی ایجاد کرد که مشتریان در صورت تمایل بتوانند اوراق سهام خود را وقف امور عام المنفعه نمایند. از نگاه دیگر اگر موقوفه فقط خانه، زمین و اموال غیرمنقول دیگر باشد، آنگاه بسیاری به دلیل نداشتن ملک یا املاک مازاد بر نیاز، از وقف اموال خود محروم میگردند. مشروعیت وقف پول و اوراق بهادار، این زمینه را فراهم میکند که چنین افرادی نیز بتوانند در امر خیر وقف شریک شوند. علاوه بر آن برخی از مردم تمایل چندانی به صدقه دادن اموالشان ندارند اما اگر بدانند که میتوان داراییهای نقدی خود را برای همیشه باقی نگه داشت تا درآمد آن در امور خیریه و رفع حاجات نیازمندان مصرف گردد، رغبت زیادی به آن نشان خواهند داد. و بالاخره از نگاه چهارم، چون وصول درآمد اوراق سهام وقف شده، سهلتر از سایر رقبات موقوفات می باشد، لذا گسترش وقف اوراق سهام میتواند استفاده از موقوفات در جهت مصارف وقف را تسریع بخشد.[۱۸۰] بند دوم: امکان وقف سهام اگر مقصود از سهام، سهام اعیان خارج و داراییهای ثابت مثل ماشین آلات، تأسیسات، زمین و ساختمان کارخانه باشد، در مورد جواز وقف آن هیچ اشکالی نیست، زیرا از یک سو اعیان و داراییهای مزبور ثابت و باقی است و از سوی دیگر وقف مشاع، مشروع است؛ بنابراین در مشروعیت جزء مشاع از داراییهای مزبور تردیدی وجود ندارد. ولی اگر سهام، نمایندهی ارزش و مالیت شرکت باشد، چنان که به طور معمول بخشی از داراییهای شرکت را داراییهای نقدی و مطالبات و سرمایه در گردش تشکیل میدهد، در این صورت وقف سهام شرکت از قبیل «وقف مالیت» و به عبارت دیگر از قبیل «وقف نقود» است و از نظر میزان و ملاک همانند «وقف پول» میباشد. پیرامون وقف پول که در متون فقهی قدیم از آن به وقف درهم و دینار تعبیر میشود، اقوال مختلف بود که ذکر شد. مشهور متقدمین آن را مجاز ندانستهاند، ولی برخی از فقها به خصوص بعضی از فقهای متأخر آن را مشروع میدانند. مهمترین دلیل عدم جواز وقف پول برای انتفاعاتی مانند وام دادن، مضاربه و سرمایه گذاری این بود که در مال موقوف شرط بود که انتفاع از آن موجب از بین رفتن عین مال موقوف نباشد؛ یعنی با وجود انتفاع از آن، مال موقوف میباید باقی باشد، و چون استفاده از پول، مصادف با از بین رفتن عین آن است، بنابراین وقف پول صحیح نیست. اشکال فوق را این گونه پاسخ دادیم که موقوف منقول بر دو قسم است: یک قسم از اموال موقوف از قبیل عروض- متاع و کالا- میباشد، مانند کتاب، اثاثیه، سلاح و حیوان و قسم دیگر از قبیل نقود است، مانند پول و اوراق بهادار. در وقف عروض، بقای رقبه مال با وجود انتفاع شرط است، ولی در وقف نقود، بقای مالیت مال با وجود انتفاع شرط میباشد.[۱۸۱] دلیل این تقسیم بندی و در نتیجه تفاوت بقای معتبر در وقف عروض و نقود، «تشخیص عرف» است. یعنی بقای عرفی مال موقوف در وقف عروض و نقود متفاوت است.در وقف نقود، بقای مالیت مال در صدق عرفی بقای موقوف کافی است. گفتار پنجم: شرایط وقف سهام از دیدگاه حقوقدانان و رویه قضایی با توجه به شرایط و اوصافی که موقوفه باید داشته باشد و سابقاً به صورت مختصر به آن پرداختیم، حال سهام شرکتها را با توجه به ماهیتی که برای آن شناساندیم، با این شرایط و اوصاف مقایسه میکنیم تا معلوم شود که آیا سهام قابلیت موقوفه شدن را دارد یا خیر؟
- عین بودن مال مورد وقف: برخی حقوقدانان[۱۸۲] اموال را به اعیان و منافع تقسیم کرده بودند، گروهی دیگر[۱۸۳] آن را به اعیان، منافع، دیون و مطالبات و بالاخره حقوق مالی تقسیم نموده بودند و عدهای دیگر از حقوقدانان[۱۸۴] اموال را بر حسب ماهیت آن، به اعیان، منافع و حقوق مالی قابل تقسیم میدانستند.
از آنجا که قانون مدنی [و سایر قوانین] تعریفی از عین ارائه ندادهاند، لذا مؤلفان حقوقی هر یک با توجه به برداشتی که از مال و عناصر تشکیل دهندهی آن دارند، عین را به صور گوناگونی تعریف کردهاند که به اختصار به ذکر بعضی از آنها میپردازیم: الف: «عین عبارت است از مالی که اگر موجود گردد دارای سه بعد باشد (جسم باشد) .. بنابراین عین، یک مال مادی است.»[۱۸۵] ب: «اعیان اموالی مادی است که در خارج موجود باشد و به وسیلهی حس لامسه میتوان آنها را لمس نمود.»[۱۸۶] و نیز این که «اموالی که وجود خارجی داشته و با حس لامسه قابل ادراک باشد عین نامیده میشود.»[۱۸۷] با توجه و دقت در این تعاریف میتوان به این نتیجه رسید که سهام شرکتها را میتوان در ردیف اعیان به شمار آورده از دید هر یک از این تعاریف، آن اسناد واجد وصف عینیت هستند. ممکن است ایراد شود که این اسناد دارای ارزش ذاتی نیستند و یا این که ارزش ذاتی آنها ناچیز است و منظور متعاقدان واقع نمیشود، بلکه هدف از موضوع عقد واقع شدن این اسناد و اوراق، واقعیت ماورای آنها و ارزش اعتباری آنهاست. در پاسخ میتوان گفت همان طور که در این تعاریف اشاره شد، اعتباری یا ذاتی بودن ارزش به عنوان رکن عین شناخته نشده است و از طرفی امروزه این «اسناد» با موضوع آن که «دلالت بر طلب» باشد مخلوط و ممزوج شدهاند.[۱۸۸] و این اتحاد و یکپارچگی عین سند با متعلق آن چنان بدیهی به نظر میرسد که کمتر کسی احتمال دوگانگی بین آنها را به ذهن خود راه می دهد. همچنین باید اذعان کرد که نمیتوان نسبت به لفظ «عین» جمود به خرج داد و آن را به اشیای خارجی مادی ملموس دارای بعد منحصر و محدود کرد.[۱۸۹] برخی از حقوق دانان مثل دکتر الماسی معتقدند که اسناد بی نام با این که پایگاه مادی ندارند ولی چون نحوه انتقال آن ها با اموال مادی یکی است از این حیث جزو اموال مادی محسوب می شوند.از طرفی، قانونگذار که در مقام بیان بوده است- به هیچ منعی در خصوص وقف دین و منفعت تصریح نکرده است و حال آن که نظر مشهور در فقه امامیه این است که وقف این دو – به ادعای اجماع برخی فقها[۱۹۰]- باطل است. اگر در پاسخ گفته شود که بداهت امر، سبب عدم تصریح قانونگذار به این منع شده است، این پاسخ چندان قانع کننده نیست چرا که، بطلان رهن دین و منفعت نیز به همان اندازه بدیهی به نظر میرسد.[۱۹۱]، لکن مقنن به منع چنین رهنی – در ماده ۷۷۴ قانون مدنی- به صراحت اشاره میکند پس اگر قانونگذار قصد منع چنین وقفی را داشته باشد باید به آن تصریح میکرد، این در حالی است که وقف دین و منفعت در فقه نیز اختلافی است و ادعای برخی بر اجماع را نمیتوان مدرک و مثبت قول آنان دانست چرا که این اجماع، اجماع مدرکی است، و اجماع مدرکی دلیل نیست و نمیتواند کاشف از قول معصوم باشد. علاوه بر این برخی حقوقدانان نیز لفظ «عین» را در مادهی ۵۵ قانون مدنی مضیق و محدود نکرده اند و از آن تفسیری موسع ارائه داده اند.[۱۹۲] این گروه از حقوقدانان در استدلالشان صراحتاً به قابلیت وقف «اموال اعتباری» تصریح میکنند. مضافاً این که، عدهای از حقوقدانان اجاره سهام را صحیح دانستهاند و بر آن استدلال نمودهاند.[۱۹۳] اگر بپذیریم که اجاره سهام – مطابق تفسیر ایشان- صحیح بوده، قاعدتاً باید وقف سهام را نیز پذیرفت. زیرا با نگاهی به مواد مندرج در باب اجاره در قانون مدنی، درمییابیم که قانونگذار مورد اجاره را «عین مستأجره» مینامد و در اکثر موارد از آن به عین مستأجره یاد میکند، حال علیرغم چنین تصریح و تأکیدی که قانونگذار در مورد عینیت مورد اجاره دارد، لکن این دسته از حقوقدانان، سهام شرکتها را قابل اجاره دادن میدانند و بر صحت آن استدلال میکنند، نتیجه این که شرط عینیت سهام از نظر این گروه محقق و موجود بوده که حکم به صحت اجارهی سهام شرکتها دادهاند، لذا اگر عینیت سهام – حسب تفسیر ایشان- محقق فرض شود، میتوان به صحت وقف آن نیز حکم داد. از طرفی اگر چنین برداشت مضیق و محدودی از واژهی عین [به شیء مادی، ملموس، خارجی دارای بعد] داشته باشیم در سایر مواد قانون با مشکل مواجه خواهیم شد، چرا که به طور مثال، قانونگذار در تعریف بیع، آن را تملیک عین معرفی کرده است،[۱۹۴] در حالی که امروزه فروش دین، حق مالی و کلی در ذمه امری عادی تلقی میشود لذا برخی حقوقدانان[۱۹۵] در مقام توجیه چنین استدلال کردهاند، که مقصود از عین در مادهی قانون، عین در مقابل منفعت است وعین فقط برای خروج منفعت [در عقد اجاره] ذکر شده است. لذا دین و حق مالی را میتوان به فروش رساند و به عنوان مبیع مورد داد و ستد قرار داد. چنان که ملاحظه میشود همین مورد بدیهی، با برداشت محدود و خشک از واژهی عین مشکل مینمود ولی از آنجا که واژهی عین، مفهوم و دلالتی عامتر از اشیای ملموس دارای بعد دارد، به سادگی میتوان تعریف بیع را در مادهی قانون با شرایط جدید تطبیق داد. از مجموع آنچه بیان شد اجمالاً میتوان این نکته را استنباط کرد که از حیث اشتراط عینیت موقوفه منعی بر وقفیت سهام شرکتها، مشاهده نمی شود.
- قابلیت تملک: این شرط در مورد سهام شرکتها چندان قابل بحث نیست، زیرا سهام شرکت مانند هر مال دیگری قابلیت تملک دارد. ذکر این نکته ضروری به نظر میرسد که بین قابلیت تملک و قابلیت انتقال حق مالکیت باید فرق گذارد چرا که هدف پرداختن به سهام شرکت هایی است که سهام آنها از نظر قانون با منع انتقال مواجه نباشد- و الّا در خصوص سهام این شرکتها باید قایل به عدم قابلیت انتقال شد و نه عدم قابلیت تملک. به عنوان مثال سهام برخی شرکتها (شرکتهای تضامنی و نسبی که شرکتهای اشخاص محسوب میشوند) را نمیتوان به سادگی مورد نقل و انتقال قرار داد، لذا منظور ما از قابلیت تملک در خصوص سهام، منصرف به شرکتهایی است که سهام آنها به سادگی قابل تملک و نقل و انتقال باشد همچون سهام شرکت سهامی
- قابلیت بقا [در مقام انتفاع]: همان طور که شرح داده شد منظور از قابلیت بقاء، امکان و استعداد بقای مال در مقام انتفاع از آن است و این انتفاع را از سهام نیز میتوان کسب کرد. به عنوان مثال میتوان با در اختیار داشتن و حفظ سهام یک شرکت موفق از سود سهام انتفاع برد و منافع آن را مطابق با منویات واقف در امور خیر مصرف کرد بدون این که در اصل مال (سهام) دخل و تصرفی صورت گرفته باشد. ممکن است ایراد شود که سهام شرکت با انحلال شرکت نابود و تلف میشود لذا این مال قابلیت بقا در مقام انتفاع ندارد. در پاسخ باید گفت:
الف: هر مالی تاریخ انقضایی دارد و اموال بسته به ماهیت و اجزای تشکیل دهندهی آن- دیر یا زود- غیرقابل انتفاع میشوند. فقط یک مال است که قابلیت انتفاع از آن – تقریباً دائمی است و آن مال غیرمنقول و آن هم نه هر مال غیرمنقولی بلکه – صرفاً- اراضی و زمینها هستند که این شرط قابلیت بقا در مقام انتفاع را تمام و کمال دارند، لذا این ایراد متوجه هر مال دیگری نیز خواهد شد. ب: در مبحث شرایط موقوفه گفته شد که از قابلیت بقا، قابلیت فعلی مورد نظر نیست بلکه امکان و استعداد بقا کفایت میکند، یعنی همین که شأن یک مال، امکان انتفاع مکرر و مستمر از آن را اجازه بدهد بدون این که یک مرتبه نابود شود، برای تحقق این شرط کفایت میکند، لذا قابلیت شأنی مراد است و این امر در مورد سهام نیز به وضوح قابل استناد است. ۴-قابلیت قبض: این شرط در مورد سهام شرکتها صادق است چرا که نقل و انتقال سهام [بی نام] معمولاً از طریق تالار بورس اوراق بهادار محقق میشود و در خصوص سهام بینام،دارنده و متصرف آن مالک شناخته میشود[۱۹۶]، لذا همین که سهامی به یکی از اسباب ناقله [از جمله وقف] مورد انتقال واقع شد، کلیهی منافع آن نیز مورد نقل و انتقال قرار میگیرد؛ لذا اگر واقفی کلیهی سهام خود را از یک شرکت موفق تجاری وقف رسیدگی به امور درماندگان کند، چرا باید چنین وقفی منشأ آثار قانونی نباشد؟ در صورتی که مطابق با موازین شرع و مقررات قانونی اصل مال، حبس و منافع آن در امور خیریه تسبیل شده است، آیا وقف جز این حقیقتی دیگر دارد؟ در بحث از شرایط موقوفه، همان طور که قبلاً متذکر شدیم این نکته قابل ذکر بود که قبض هر مالی، بر حسب طبیعت و ماهیت آن مال- از دید عرف- متفاوت است به عبارتی، ملاک قبض یک معیار شخصی است و نه معیار نوعی. از طرف دیگر، با در نظر گرفتن شرایط کنونی جامعه که افزایش اختلاف طبقاتی به رشد محرومیت در اقشار جامعه منجر شده است – با توجه به تأثیر عظیم نهاد وقف در بهبود و سامان بخشی این گونه معضلات اقتصادی- اجتماعی چرا باید مصالح و عدالت اجتماعی را قربانی مواد خشک و بی روح قانون کرد؟ مگر نه این است که قانون برای برقراری عدالت وضع شده پس باید از جمود، تعصب و یک سونگری در تفسیر مواد پرهیز کرد و با تحلیل، پرداختن و تئوریزه کردن این عقاید و برداشتهای نوپا، راه را برای تغییر کارآمد مواد قانون – که اساس عدالت را تشکیل میدهند- هموار کرد.[۱۹۷] مبحث دوم: شناخت اوراق سهام و امکان سنجی وقف آن ها وقف یکی از پدیده های اجتماعی است که از روزگاران دور دست، یعنی از زمانی که بشر به طور اجتماعی زندگی خود را آغاز کرد، شروع شده است و تا انسان خردمند و جامعه مآل اندیشی در پهنه گیتی وجود داشته باشد، همچنان ادامه خواهد یافت. بنابراین وقف، مبنای عقلانی دارد و بر پایه نیاز اجتماعی پی ریزی شده است. در ایران این سنت نیکو مبتنی بر ارزش های اسلامی است؛ بنابراین باید در چارچوب اصول مشخصی که برای آن تعریف شده است، انجام شود. اما به علت تعاریف محدود از آن، امکان گسترش دایره ی آن و تجهیز بسیاری از دارایی های مالی در قالب آن ناممکن گردیده است. با وجودی که در وقف سنتی ادبیات وسیعی شکل گرفته؛ پیرامون وقف اوراق بهادار که یکی از مصادیق بارز آن اوراق سهام است، مطالعات زیادی انجام نشده است. پیش از این ضمن بیان شرایط مال موقوف، وقف سهام شرکت ها را از دیدگاه حقوقی مورد بررسی قرار داده و نتیجه گرفته ایم که سهام شرکت های سهامی به عنوان یک واقعیت و پدیده حقوقی در زمره اموال قرار می گیرد و بنابراین اسناد مزبور قابلیت موقوفه شدن را دارا هستند. منذر کهف نیز در مقاله ای با عنوان«مالیه توسعه اموال وقفی»، سهام شرکت ها را به عنوان یکی از اشکال وقف بر شمرده ست. گفتار اول: ادله بطلان وقف اوراق سهام
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برای جابجایی فاز در نواحی نزدیک انرژی رابطه زیر را داریم
 (۲-۱۴) که در آن یک مقدار ثابت است و در ازرابطه زیر بدست می آید (۲-۱۵) . یک رابطه بسیار کاربردی بین جابجایی فاز در انرژی صفر و تعداد حالات مقید بصورت (۲-۱۶) می باشد که درآن تعداد حالتهای مقید برای معادله شرودینگر کاهش یافته شعاعی به ازای رابطه میباشد[۱۵] (۲-۱۷)
۲-۲ روش تابع گرین
در بررسی چگالی تراز تک ذرهای روش تابع گرین نیز یکی از روشهای پرکاربرد میباشد. در این روش برای بررسی سیستمی بصورت یک جعبه کروی بزرگ با شعاع بطوریکه در آن پیوستگی مجزا شده است، در نظر گرفته می شود. بنابراین تابع گرین تکذرهای که به هامیلتونی وابسته است توسط رابطه زیر معرفی می شود (۲-۱۸) که تابع گرین با نمایشی بصورت زیر معرفی میگردد (۲-۱۹) در این رابطه ها حالتهای تک ذرهای مقید متناظر با ویژه انرژیهای میباشند. همچنین تعریف مشابهی برای بصورت وابسته به هامیلتونی ارائه می شود. با در نظر گرفتن بخش موهومی و و جداکردن اجزا زاویهای آنها، چگالی تراز تک ذرهای باتوجه به معادله (۲-۴) از رابطه زیر بدست می آید (۲-۲۰) توابع گرین و معرفی شده در معادله بالا بصورت زیر تعریف میشوند (۲-۲۱) در این رابطه و به ترتیب دارای مقادیر کوچکتر و بزرگتر از و میباشند. توابع و به ترتیب جوابهای منظم و نامنظم برای معادله شعاعی (۲-۱۷) میباشند که به هامیلتونی وابستهاند و مساوی است. تابع گرین تک ذرهای برای ذرات آزاد بدون اسپین در حالت خاص پتانسیل بصورت رابطه زیر بدست می آید (۲-۲۲) که در آن است. در نتیجه با توجه به معادلات (۲-۲۲) و (۲-۲۴) چگالی تراز تک ذرهای برای ذره آزاد بصورت زیر تعریف می شود[۱۶] (۲-۲۳) .
۲-۳ روش هموار
نتایج حاصل از تصحیح لایهای روش استروتینسکای[۱۲]، در مدل لایهای که به اصطلاح روش میکروسکوپیک-ماکروسکوپیک نامیده می شود، موجب شد که اصلاحاتی را در پیش بینی جرم هستهها و محاسبات مربوط به هسته های شکافت پذیر بتوان اعمال کرد. این مدل شامل ترکیبی از مدلهای قطره مایع و تصحیح لایهای است، در مدل قطره مایع انرژی به آرامی با تعداد نوکلئونها و تغییر می کند در صورتیکه در تصحیح لایهای این تغییرات به تندی صورت میگیرد. در این روش به صورت یک تقریب چند جملهای از درجه برای چگالی تراز واقعی درنظر گرفته شده است. این تقریب در حوالی نقطه (که تراز فرمی واقعی را بیان می کند) در یک بازهی موثر با بهره گرفتن از تابع گوسی بکار گرفته می شود. به همین دلیل چند جملهای ذکر شده علاوه بر به و نیز مرتبط است. بهترین تقریب برای این مدل چند جملهایهای خطی هرمیت میباشند که به صورت در محاسبات وارد می شود. در نتیجه برای چگالی تراز تک ذرهای متوسط در این روش رابطه زیر تعریف می شود (۲-۲۴) بنابراین بایستی بر حسب چند جمله ای طوری معرفی شود که انتگرال زیر را کمینه سازد (۲-۲۵) در مرجع [۲۰] این کمینه سازی از طریق برازش مجذور مربعی انجام شده است. این روش را که در فصل بعدی به تفصیل توصیف خواهیم نمود، براساس کمینه سازی روابط بالا نسبت به با بهره گرفتن از خاصیت اورتوگنالیتی چند جملهایهای هرمیت انجام میگیرد. (۲-۲۶) در معادله (۲-۲۶) به صورت ثابت فرض می شود و چند جملهای تنها در نواحی مقدار چگالی تراز واقعی را ارضاء می کند. بنابراین برای رفع این مشکل لازم است به صورت یک متغیر درنظر گرفته شود. از آنجا که ثابت در معادله (۲-۲۶) به وابسته است و کمییت تنها یک چند جملهای از نیست، واضح است که چگالی تراز در روش استروتینسکای یک چند جملهای واقعی نیست. در نتیجه با اعمال اصلاحات و جایگزینی با روابط زیر برای این روش بدست می آید (۲-۲۷) که در آن چند جملهای ترم تصحیح انحنا میباشد و برای چگالی تراز تک ذرهای در روش هموار رابطه زیر معرفی شده است (۲-۲۸) واضح است که وقتی به بینهایت افزایش یابد و یا به سمت صفر میل کند، نیز به سمت میرود. این روش اگر چه خیلی مناسب است ولی ضعفهایی هم دارد از جمله اینکه به نتایج حاصل از دو پارامتر پهنا و مرتبه وابسته است و با پیوستگی در پتانسیلهای واقعی مشکل دارد[۱۷].
۲-۴ روش نیمه کلاسیکی
یک سیستم فرمیونی بدون برهمکنش در نظر بگیرید که در دمای صفر قرار دارد بطوریکه فرمیونها در یک پتانسیل تک جسمی معین درحال حرکت باشند. برای توصیف بخش هموار انرژی از تابع پارش به صورت زیر استفاده می شود (۲-۲۹) سادهترین راه برای اعمال اثرات لایهای جایگزین کردن تابع پارش کلاسیکی به جای تابع پارش معرفی شده دررابطه (۲-۲۹) میباشد که در آن هامیلتونی موجود در رابطه نیز با هامیلتونی کلاسیکی جایگزین میگردد. این جابجایی به رابطه نیمه کلاسیکی منجر می شود که به رابطه توماس- فرمی نیز معروف است. در روش نیمه کلاسیکی از یک روش بسطی برای تابع پارش باتوجه به نمای ثابت پلانک استفاده می شود که درآن جمله اول بسط به تابع پارش کلاسیکی مربوط می شود، جزئیات این روش را در مراجع [۱۸,۲۲] میتوان یافت. در این روش تا نمای چهارم در بسط استفاده می شود. در نهایت با بهره گرفتن از بسط نیمه کلاسیکی برای تابع پارش رابطه زیر بدست می آید (۲-۳۰) . چگالی تراز تک ذرهای نیمه کلاسیکی بطور مستقیم از تابع پارش نیمه کلاسیکی با بهره گرفتن از لاپلاس معکوس محاسبه می شود (۲-۳۱) در نهایت رابطه زیر برای چگالی تراز تک ذرهای در روش نیمه کلاسیکی حاصل می شود[۱۸] (۲-۳۲) که در آن تابع پلهای میباشد. برای توجیه خواص هستهای از طریق مدل لایهای ابتدا باید یک پتانسیل هستهای تعریف کنیم که با این مدل مطابقت داشته باشد و بتواند ترازهای انرژی و لایه ها را بطور دقیق مشخص کند. یکی از پتانسیلهای هستهای ابتدایی و متناسب با مدل لایهای پتانسیل چاه مربعی متناهی است که بصورت زیر تعریف می شود[۲۳]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴) نرخ ارز در مورد دلار اقلا ۷۰ ریال و حداکثر ۴۳۲۱۰ ریال با متوسط و انحراف معیار ۹۸۹۰ ریال و ۲۴۹۵۰ بوده است. نرخ رشد متوسط سالانه نرخ ارز دلار به نسبت سال پایه به ارزش جاری برابر ۱۷۵ درصد بوده است. ۵) نرخ رشد اقتصادی سالانه اقلا ۱٫۹۲۳- و حداکثر۳٫۹۸ درصد با متوسط و انحراف معیار ۲٫۶۲ و ۹٫۴۴ درصد بوده است. رشد متوسط نرخ رشد اقتصادی به نسبت سال پایه به ارزش جاری برابر ۴٫۲۵ درصد بوده است. ۶) شاخص کل بورس به طور ماهانه بین ۲۲ تا ۱۶۴۲۷ هزار واحد با میانگین و انحراف معیار ۱۴۲۳۱ و ۸۷۳۹۶ هزار واحد ثبت شده است. رشد هندسی متوسط شاخص کل بورس به ارزش جاری و به نسبت سال پایه ۲۵۴ درصد بوده است. در ادامه تغییرات تک تک متغیرها با استفاده نمودار سری داده ها و جدواول مناسب تصویر گردیده و از رگرسیون خطی ساده بر مبنای مقاطع زمانی روند تغییرات برآورد گردیده و نتایج این تحلیل نشان داد که: نرخ رشد اقتصادی روندی نزولی، نرخ ارز روندی صعودی با رفتار پله کانی، نرخ بهره تقریبا وضعیت تثبیت شده و در مجوع نزولی، و شاخص بورس از روند صعودی و در سال های ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ متاثر از واچداری برخی از بانک های دولیت، مخابرات و شرکت های بزرگ دولتی به شرکت های شبه دولتی و به ظاهر تحت عنوان عرضه در بورس رشدی جهشی داشته است. در ادامه روند تک تک متغیرهای کلان با شاخص بورس مورد مقایسه قرار گرفت. بدین منظور متغیرهای مورد مقایسه بر مبنای اولین مقئار به عنوان شاخص پایه تعدیل و متغیرهای تعدیلی بر پایه شاخص ها مورد مقایسه قرار گرفت. مقایسات نشان داد که بیشترین هم خوانی بین نرخ ارز و شاخص بورس مشاهده شده است. در انتها بر مبنای ضریب همبستگی پیرسون ارتباط بین شاخص بورس و متغیرکلان مورد ارزیابی قرار گرفته و نتایج به دست آمده نشان داد که:
-
- بین شاخص بورس و نرخ رشد اقتصادی رابطه بسیار ضعیف معکوس وجود دارد. به جهت اینکه علامت این ضریب منفی و مقدار ضریب همبستگی(۰٫۰۱۲۵-) به سمت صفر میل کرده است.
-
- بین شاخص بورس و نرخ تورم رابطه بسیار ضعیف مستقیم وجود دارد. به جهت اینکه علامت این ضریب مثبت و مقدار ضریب همبستگی(۰٫۰۵۷۴) به سمت صفر میل کرده است.
-
- بین شاخص بورس و نرخ بهره رابطه بسیار ضعیف معکوس وجود دارد. به جهت اینکه علامت این ضریب منفی و مقدار ضریب همبستگی(۰٫۱۹۳۹-) حدود ۰٫۲- و به سمت صفر میل کرده است.
-
- بین شاخص بورس و تولید ناخالص داخلی رابطه بسیار ضعیف مستقیم وجود دارد. به جهت اینکه علامت این ضریب مثبت و مقدار ضریب همبستگی(۰٫۱۴۱۱) به سمت صفر میل کرده است.
-
- بین شاخص بورس و نرخ ارز رابطه نسبتا قوی مستقیم وجود دارد. به جهت اینکه علامت این ضریب مثبت و مقدار ضریب همبستگی(۰٫۸۶۶۰) به سمت یک میل کرده است.
بر مبنای تحلیل های انجام شده بیشترین ارتباط بین نرخ ارز و شاخص بورس و ضعیف ترین آن مربوط به شاخص بورس و نرخ رشد اقتصادی است. فصل پنجم: تلخیص، نتیجهگیری، پیشنهادها
-
-
مقدمه طی فصول اول تا چهارم به ترتیب کلیات تحقیق، مبانی نظری و پیشینه تحقیق، روش تحقیق و نهایتا یافته های تحقیق عنوان گردید. اساسا هر تحقیق و مطالعه ای در جهت به دست آوردن نتیجه و پاسخ به سؤال و یا سؤالاتی که از قبل در ذهن پژوهش گر شکل گرفته است صورت می گیرد. در این فصل چکیده تمامی آن چه در چهار فصل گذشته آورده شده است، بهصورت خلاصه مطرح و در ادامه نتیجه گیری تحقیق به صورت توصیفی و در چارچوب پاسخ به پرسش های تحقیق انجام شده است. در ادامه به ارائه پیشنهاد هایی در خصوص بحث رابطه متغیرهای اصلی اقتصادکلان و شاخص بورس اوراق بهادارو ارائه زمینه های موجود در جهت انجام مطالعات و تحقیقات مکمل و مورد نیاز ذکر شده و در نهایت محدودیت های تحقیق که اعتبار یا روایی نتایج حاصله را با تردید مواجه ساخته عنوان شده است. خلاصه یافته ها هدف از این تحقیق تعیین رابطه بین متغیرهای کلان اقتصادی مشتمل بر نرخ بهره، نرخ تورم، تولید ناخالص داخلی، رشد اقتصادی، نرخ ارز و شاخص کل بورس در باطه طمانی ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۲ به عنوان یک بازه طمانی ۱۳ ساله بوده است. مطالعه حاضر بر خلاف تحقیقات معمول و متداول در حسابداری که شرکت های بورسی را در سطح خرد و به عنوان مجموعه بنگاه های اقتصادی مورد بررسی قرار داده اند، کلیت مجموعه بورس را درسطح کلان و به عنوان جزیی از نظام کلان اقتصادی کشور انتخاب کرده است. بنابراین به جای تعریف شرکت های منتخب بورسی به عنوان جامعه آماری، نظام اقتصادی کشور در بازه زمانی یاد شده مورد مطالعه و شاخص کل بورس به عنوان سنجع واکنش سرمایه انتخاب و رابطه آن با متغیرهای کلان اقتصادی مشتمل بر نرخ بهره، نرخ تورم، تولید ناخالص داخلی، رشد اقتصادی و نرخ ارز مورد ارزیابی قرار گرفته است.
 در این تحقیق مقاطع زمانی ماهانه و در مورد برخی از متغیرها سالانه در بازه زمانی ۱/۱/۱۳۸۰ تا ۲۹/۱۲/۱۳۹۲، به عنوان جامعه آماری کلان انتخاب و همه این مقاطع به روش سرشماری مورد مطالعه قرار گرفته است. به جهت تعریف مقاطع زمانی به عنوان جامعه آماری و در نتیجه استفاده از سرشماری در گردآوری داده ها و به عبارتی عدم استفاده از نمونه گیری تصادفی از طرفی، و به کارگیری روش تحلیل روند در توصیف یافته ها به عنوان یک روش توصیفی از طرف دیگر جهت استنتاج از روش توصیفی استفاده شده و روش استنتاج استقرایی مشتمل بر آزمون فرض مصداقی نیافته و استنتاج نهایی در چارچوب پاسخ به پرسش های تحقیق به انجام رسیده است. توصیف یافته ها نشان داد که:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نقاط قوت
نقاط ضعف
جهت گیری مدل، ارزیابی عملکرد است و علاوه بر آن که ابزاری برای تعیین انتقال استراتژیک است، تصویری از عملکرد گذشته نیز ارائه میکند.
 به دلیل جلب مشارکت کارکنان از مراحل ابتدایی (تعریف متغیرها)، عمل اجرای مدل با سهولت مشتری انجام میشود(تعادل به کارکنان به دلیل مشارکت فعال در روند اجرای مدل سادهتر است.
به دلیل لزوم تعریف معیارها متناسب با استراتژی های اجرای مدل دشوار است. مدل برای اندازه گیری و سنجش پیشرفت شرکت به سمت اهداف و چشم انداز آن تدوین شده است و لذا برای شرکتهایی که چشم انداز مدون و استراتژیهای مشخصی ندارد، قابل بکارگیری نیست.
جدول۲- ۹: نقاط قوت و ضعف مدل BSC با توجه به معیار کارآمدی در اجرا
نقاط قوت
نقاط ضعف
جهت گیری مدل، ارزیابی عملکرد است و علاوه بر آن که ابزاری برای تعیین انتقال استراتژیک است، تصویری از عملکرد گذشته نیز ارائه می کند. به دلیل جلب مشارکت کارکنان از مراحل ابتدایی (تعریف متغیرها)، عمل اجرای مدل با سهولت مشتری انجام میشود (تعادل به کارکنان به دلیل مشارکت فعال در روند اجرای مدل سادهتر است. در این روش معیارهای تعریف شده برای سنجش عملکرد شرکت نسبت به روش های دیگر خلاصه تر بود. و لذا زمان اجرای پیش از مرحله تعیین معیارها، کوتهتر خواهد بود.
به دلیل لزوم تعریف معیارها متناسب با استراتژی های اجرای مدل دشوار است. مدل برای اندازه گیری و سنجش پیشرفت شرکت به سمت اهداف و چشم انداز آن تدوین شده است و لذا برای شرکتهایی که چشم انداز مدون و استراتژیهای مشخصی ندارد، قابل بکارگیری نیست. با توجه به اینکه معیارهای ارزیابی از پیش تعریف نشدنی است، مدت زمان تعیین معیارها و اجرای مدل طولانی است. با توجه به ارتباط سلسله مراتبی بین جنبه های تعریف شده، امکان بررسی حوزه ها به طور مستقل وجود ندارد.
جدول۲- ۱۰: نقاط قوت و ضعف مدل BSC با توجه به معیار پشتوانه علمی اجرایی:
نقاط قوت
نقاط ضعف
منابع اطلاعاتی فراوانی اعم از کتاب و مقالات و … در دسترس است.
دسترسی به روش اجرای مدل به سادگی امکان پذیر نبوده و قیمت خرید دستورالعمل اجرایی آن بالاست.
۲-۲۸ پیشینه تحقیق تحقیق حاضر در سازمان تربیت بدنی استان مرکزی و قم و واحد های تابعه دارای سابقه ای نمیباشد و تاکنون شخصی در این مورد یا موارد مشابه هیچ گونه تحقیقی انجام نداده است از این حیث تحقیق جدیدی در این زمینه میباشد. اما تحقیقات مشابه ای در این زمینه انجام گرفته که به برخی از آنان در ذیل اشاره میگردد: ۲-۲۸-۱ تحقیقات داخلی تحقیقی توسط احمد علی بابایی در سال ۱۳۸۳، با عنوان طراحی و پیاده سازی یک سیستم اندازه گیری عملکرد با بهره گرفتن از روش های کارت امتیازی متوازن و سنجه هدف گرا انجام شد. در این تحقیق مدلی برای اندازه گیری عملکرد پیشنهاد شده است. این مدل تلفیقی از دو روش کارت امتیازی متوازن و سنجه هدف گرا میباشد. بر اساس این مدل پس از شناسایی و واضح ساختن مأموریت و چشم انداز سازمان، اهداف سازمان در هر یک از چهار دیدگاه پیشنهادی کارت امتیازی متوازن- مالی، مشتری، فرایند داخلی کسب وکار و رشد و یادگیری- تعریف شده است و سپس با بهره گرفتن از روش سنجه هدف گرا معیارهای موفقیت، شاخصها و اندازه های مناسب برای هر هدف تعیین میشوند. در نهایت مدل ارائه شده در یک سازمان تولید کننده نرم افزار- گروه همکاران سیستم- پیاده سازی شده است و نتایج آن مورد بررسی قرار گرفته است. بواسطه بکارگیری این مدل در این سازمان در هر یک از چهار دیدگاه کارت امتیازی متوازن اهدافی تعیین شدند و براساس این اهداف، دیدگاه مالی سه سنجه و در هر یک از سه دیدگاه دیگر شش سنجه برای اندازه گیری انتخاب شدند. نتایج بدست آمده از اندازه گیری این سنجه ها موجب شناسایی نقاط قوت و ضعف سازمان شده و فرصتهای بهبود مناسبی را فراهم آورده است. عبدالهی(۱۳۸۶) در مطالعه خود مدلی را برای اندازه گیری عملکرد بر مبنای تکنیک امتیازی متوازن پیشنهاد نمود. در نتایج به دست آمده مشخص گردید که به واسطه به کارگیری این مدل، نقاط قوت و ضعف سازمان شناسایی و فرصتهای بهبود مناسبی نیز فراهم میشود. آزادی خواه سلیمی در تحقیق خود به این نتیجه رسید که در میان مدلهای مختلف ارزیابی عملکرد، مدل کارت امتیازی متوازن، با توجه به نگاه جامع به عملکرد سازمان و تبدیل مأموریت و راهبرد به اهداف عملیاتی و کوتاه مدت، یکی از اثربخش ترین مدلهای ارزیابی عملکرد میباشد که تا کنون ارائه شده است. تحقیقی که توسط طلایه شایگان ( ۱۳۸۶ ) در بخش ستادی بانک کارآفرین انجام شد درنهایت به این نتیجه رسید که عملکرد بانک کارآفرین به طور کلی و براساس میانگین در هر بعُد، متوازن و قابل قبول است. فقهی فرهمند ( ۱۳۸۸ ) در تحقیق خود به این نتیجه رسید که وضعیت عوامل کلیدی عملکرد جامعه آماری با روش معمولی کمتر از روش BSC است و عملکرد حوزه های روش BSC در جامعه آماری وضعیت یکسان و هماهنگی ندارد. منصوری و نجاتی آجی بیشه (۱۳۸۸) در تحقیقی به ارزیابی عملکرد کتابخانههای مرکزی دانشگاه یزد با بهره گرفتن از مدل Sears که برگرفته شده از مدل کارت امتیازی متوازن است، پرداختهاند. یافته های حاصل از به کارگیری این مدل حاکی از آن است که توجه به مؤلفه ها و شاخصهای مدل مذکور تأثیر به سزایی در بهبود عملکرد کتابخانههای دانشگاهی دارد. تحقیقی توسط امیر پویا ایروانی تبریزی پور (۱۳۹۰) با عنوان ارزیابی عملکرد بیمارستان با رویکرد به روش کارت امتیازی متوازن BSC و FAHP (مطالعه موردی: بیمارستان هاشمی نژاد تهران) انجام شد. این تحقیق، تحقیقی کاربردی از نوع توصیفی- مقطعی بوده که در سال ۱۳۸۹ در بیمارستان هاشمینژاد تهران انجام شده است. ابتدا لیستی از شاخصهای ارزیابی عملکرد با رویکرد کارت امتیازی متوازن تهیه، مقایسات زوجی از روش میدانی و توزیع پرسشنامه تحلیل سلسله مراتبی استاندارد - با نرخ سازگاری پایین تر از۰.۱ بین۷ خبره تصمیم گیری بدست آمده است. سپساز طریق FAHP وزن هر شاخص و هر منظر بدست آمده، در آخر میزان تحقق موزون هریک از آنها در سال ۱۳۸۹ مورد ارزیابی قرار می گیرد. این تحقیق نشان داد که در میان منظرهای کارت امتیازی متوازن، منظر ذینفعان جامعه و عرصه خدمت با ۲۸.۱۱ درصد از برتری اندکی نسبت به سایر مناظر برخوردار است. همچنین در میان زیر شاخصها نیز میزان رضایت مندی بیماران و همراهان، میزان رضایت مندی فراگیران، تعداد بیماران خارجی جذب شده اهمیت بسزایی در عملکرد بیمارستان دارند. همچنین امتیاز نهایی عملکرد در سال ۱۳۸۹، ۹۵.۸۸ درصد محاسبه گردید. شیرین نوید در سال ۱۳۹۰ تحقیقی با عنوان “بررسی عملکرد شرکت ماموت با استفاده کارت امتیازی متوازن از منظر مشتریان “، انجام دادهاست. این تحقیق از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها از نوع تحلیلی- پیمایشی میباشد. پس از مطالعه پیشینه موضوع و بررسی الگوهای موجود در مورد ارزیابی متوازن(BSC ) و شکل گیری چهارچوب نظری ،متغیرهای مهم تحقیق شناسایی و مدل مفهومی و سوالات تحقیق مشخص گردید .تعداد جامعه آماری۲۲۰ نفر از مشتریان شرکت ماموت میباشد .در این تحقیق ۳ سوال اصلی و ۵ سوال فرعی طرح گردید . و از آزمون تی استیوددنت و دو جمله ای به عنوان آزمونهای اصلی برای آزمون سوالات ها استفاده شد. نتیجه تحلیل داده های گردآوری شده از طریق پرسشنامه،نشان داد که در کلیه سوالات H. رد میگردد. بنابراین کلیه سوالات تحقیق تایید میگردد ؛ لذا میتوان نتیجه گرفت که؛ عملکرد شرکت ماموت با بهره گرفتن از منظر مشتری قابل قبول است. جهت تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از نرم افزار SPSS استفاده شد. صرافپور (۱۳۹۰) در بررسیای که انجام داد به این نتیجه رسید که رضایت کلی کاربران از کتابخانه مرکزی شرکت ملی گاز ایران، در سطح بین متوسط و بالا )بین ۳.۴ ( است. در پایان نیز باتوجه به نتایج حاصل شده، پیشنهاداتی برای بهبود عملکرد کتابخانه مورد نظر ارائه شده است. محمدی، شهباززاده و مجیدی (۱۳۹۰) تحقیقی را با عنوان مقتضیات تحقق مدیریت بهبود مستمر و ارزیابی عملکرد با تاکید بر ترجیحات سهامداران با بهره گرفتن از تکنیک AHP فازی انجام دادند. در این تحقیق به شناسایی مقتضیات (محرکها، موانع، اقدامات و نتایج) پرداخته شده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی است و در چارچوب تحقیقات توصیفی قرار میگیرد چرا که محقق به توصیف مزایای سرمایه گذاری خارجی و مدیریت بهبود مستمر در سازمانها میپردازد. جامعه ی آماری در این تحقیق صاحب نظران و کارشناسانی از صنعت فرش هستند که با مدیریت تولید و مسایل خارجی آشنایی دارند. با توجه به نتایج تحقیق اقدام اجرایی، « طراحی محیط رقابتی برای ارزیابی کارکنان»، « همکاریهای بین المللی با ذی نفعان»، « مدیریت عملکرد مشتریان» به ترتیب دارای اولویت اول تا سوم میباشند. تقوی و همکاران ( ۱۳۹۰) تحقیقی را با عنوان مدیریت عملکرد سازمانی و حفظ بازار محصول انجام دادند. این مقاله با بیان اهمیت مدیریت عملکرد برای سازمانها دولتی و شرکتهای خصوصی آغاز می شود. سپس به بررسی فاکتورهای تأثیرگذار بر شرکتها یا محرکهای انطباق و پذیرش عملکرد سازمان پرداخته میشود. این محرک ها میتوانند به ابعاد مختلف بازار، دولت، صنعت، رقبا و خود سازمان ها دسته بندی شوند و در آخر به بحث استقرار مدیریت عملکرد و نیاز به بهبود مستمر اشاره میشود و مثالهایی از کاربرد مدیریت عملکرد سازمان برای روشنتر شدن موضوع بیان می گردد. نبی زاده و همکاران(۱۳۹۱) تحقیقی با عنوان ارزیابی عملکرد اداره کل ا طلاع رسانی کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران براساس مدل کارت امتیازی متوازن(BSC)انجام دادند. جامعه آماری این پیمایش تمامی کارکنان اداره مربوطه شامل ۷۴ نفر، و ۱۵۰۰ نفر کاربران فعال آن است. تعداد ۳۰۶ نفر از بین کاربران، ۵۷ نفر از بین کارکنان و ۸ نفر از بین مدیران براساس جدول مورگان انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته، و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون tتک نمونهای برای پاسخ به پرسشهای تحقیق استفاده شد. یافتهها تحقیق نشان داد که منظر مشتری بالاترین سطح توازن، و بعد ازآن منظر فرایندهای داخلی بهترین سطح توازن را داراست. دو منظر رشد و یادگیری و مالی در پایین ترین سطح توازن قرار دارند. نتیجه ای که بدست آمد عملکرد در دو منظر مشتری و فرایندهای داخلی متوازن و در دو منظر مالی و رشد و یادگیری غیرمتوازن است. تحقیقی توسط فخر السادات هاشمیان (۱۳۹۱) با عنوان ارزیابی عملکرد شرکت ملی گاز ایران به روش کارت امتیازی متوازنBSC انجام شده است. این تحقیق به روش توصیفی پیمایشی انجام شد. جامعه تحقیقی شامل کلیه کارکنان و مشترکین شرکت گاز کشور بود. نمونه گیری به روش تصادفی طبقهای، با رعایت نسبت نمونهگیری از ۳۰ استان کشور برابر ۳۵۰ نفر به دست آمد که از این میان ۳۰۰ نفر کارکنان و ۵۰ نفر مشترک گاز بودند. در نهایت داده های ۲۶۱ نفر از کارکنان(۱۰۰ مدیر، ۱۶۱ کارشناس) و ۵۱ مشترک گاز مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها با توجه به ملاک توازن(۲۰۳۳) و نیز نتایج آزمونt تک نمونهای نشان داد که عملکرد کلی شرکت گاز به لحاظ کلی و در هر یک از ابعاد متوازن است(P<0.1). همچنین بین ابعاد ۴ گانه ارزیابی رابطه مستقیم و معنا دار مشاهده گردید(P<0.1). از طرف دیگر تحلیل واریانس درون موردی نشان داد که دو بعد رشد و یادگیری به لحاظ توازن در یک سطح قرار دارند و بیشترین توازن مربوط به بعد رضایت از مشتری است و بعد مالی با توازن کمتری در مقایسه با ابعاد غیر مالی مواجه است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که فرایند داخلی(=۰.۳۸β) و رشد و یادگیری (=۰.۲۸β) بهترین پیش بینی کننده برای بعد مالی شرکت ملی گاز هستند و ارتقاء این دو بعد با بهبود هر چه بیشتر بعد مالی همراه خواهد بود. همچنین، نتیجه آزمون t دو گروه مستقل نشان داد که مدران در مقایسه با پرسنل، شرکت را به لحاظ دو بعد رشد و فرایند داخلی متوازن تر میدانند. بعلاوه، کارکنان کلان شهرها در مقایسه با کارکنان سایر شهرها معتقدند شرکت گاز در بعد رشد توازن کمتری دارد و همین طور میانگین بعد رضایت مشتری در گروه کارکنان بالاتر از گروه مشترکین گاز قرار دارد که نشان از تفاوت بین نظرات کارکنان و مشترکین گاز است و کارکنان برآورد بیشتری از رضایت واقعی مشتری دارند. در نتیجه، عملکرد شرکت ملی گاز ایران به طور کلی و در هر یک از ابعاد متوازن و مطلوب است و برای افزایش این توازن باید به نظرات مشترکین و رشد و یادگیری در کنار رضایت کارکنان جهت ارتقاء ابعاد غیرمالی و در نهایت ارتقاء بعد مالی توجه بیشتری شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به مباحث مطرح شده در فصول قبل و با نظر به یافته های پژوهش حاضر یک سوال در ذهن شکل می گیرد. آیا شخصیت کارآفرینی تاثیری در بروز رفتارهای کارآفرینانه دارد؟ در پاسخ به این سوال، نتایج پژوهش در فصل قبل نشان داد که تاثیر معناداری شخصیت کارآفرینی در بروز رفتارهای کارآفرینانه دارد. با توجه به اینکه تحقیقات مرتبطی با فرضیه های اصلی و فرعی این پژوهش در داخل و خارج از کشور صورت نگرفته است لیکن پژوهشگر تنها به نتایج برخی از تحقیقات مرتبط پرداخته است.همانگونه که در مبانی نظری و پیشینه تحقیق نیز آورده شده است، مطالعات و بررسی های پارسا و همکاران (۱۳۹۰)، پورقاز و همکاران (۱۳۹۰)، طالبی و زارع یکتا (۱۳۸۹)، اورو[۲۵](۲۰۱۱)، دویر[۲۶](۲۰۱۰)، برنداستار(۲۰۱۱)، پارکس[۲۷](۲۰۰۹)، براتکو(۲۰۰۶)، تیکسون[۲۸](۲۰۰۴)، ورهل(۲۰۱۲)، ویتزل[۲۹](۲۰۱۰)، مارکاتی(۲۰۰۸) و دم(۲۰۱۰) نشان می دهد که شخصیت از عوامل موثر در بروز رفتارهای کارکنان در سازمانها است و در پژوهش حاضر تاثیر شخصیت کارآفرینی در بروز رفتارهای کارآفرینانه معنادار می باشد. در مورد متغیر رفتار کارآفرینانه با توجه به پیشینه پژوهش حاضر، نظرات و بررسی های احمدی و همکاران (۱۳۹۱)، جانقربانیان و همکاران (۱۳۹۰)، بارانی و همکاران (۱۳۸۹)، هانگ ووانگ (۲۰۱۱)، لوسکه و مینیتی(۲۰۰۶)، کولینگر و همکاران (۲۰۰۷)، کو و باتلر(۲۰۰۷) و برگووت[۳۰] (۲۰۰۴) مورد تایید قرار گرفته که نشان دهنده اهمیت این متغیر در سازمانها می باشد. در پژوهش حاضر رفتار کارآفرینانه به عنوان متغیر وابسته تعریف شده است و تاثیر شخصیت کارآفرینی بر روی آن سنجیده شده است که تاثیر معناداری وجود دارد. همانطور که در مبانی نظری و پیشینه پژوهش ذکر شد مطالعات و بررسی های کشاورزی (۱۳۸۶)، عبیلی و همکاران (۲۰۱۱)، وانگ (۲۰۱۲)، سنگ و هانگ (۲۰۱۱)، لین[۳۱] (۲۰۰۶)، دو و همکارن (۲۰۰۷)، بوئر و همکاران [۳۲](۲۰۱۲) و یانگ (۲۰۰۸) نشان می دهد که ویژگی تسهیم دانش به یکی از ویژگی های اصلی سازمانها محسوب می شود نتایج پژوهش حاضر بر آن نکته تاکید دارد که تاثیر غیرمستقیم تسهیم دانش را در بروز رفتار کارآفرینانه رد می کند و نشان دهنده این است که فرد با تسهیم دانش نمی تواند از خود رفتاری کارآفرینانه بروز دهد و به اشتراک گذاری دانش به تنهایی منجر به بروز رفتار کارآفرینانه نمی شود زیرا ممکن است اطلاعات متفاوت و بی ربط باعث سردرگمی فرد شود. نزدیک ترین پژوهش به موضوع مربوط به مطالعه طالبی و زارع یکتا (۱۳۸۹) با موضوع بررسی اثرگذاری شخصیت و روش مدرسان کارآفرینی بر انگیزش دانشجویان در راه اندازی کسب و کار جدید است. یافته ها نشان می دهند که بین صفات شخصیتی و ایجاد انگیزه در دانشجویان برای راه اندازی کسب و کار ارتباط معنی دار وجود داشته و با درصدهای متفاوت بر یکدیگر اثرگذار است.
 در پژوهش حاضر هم شخصیت کارآفرینی تاثیر معناداری در بروز رفتارهای کارآفرینانه دارد. کنترل درونی افراد اهمیت زیادی در بروز رفتارهای کارآفرینانه دارد. ۵-۴٫ پیشنهادات اجرایی ۱- بهتر است که مدیران مراکز رشد روحیه کارکنان را ارتقا بخشند و حس با ارزش بودن را در کارکنان ایجاد کنند(فرضیه اصلی اول). ۲- داشتن کادر روانشناسی در این مراکز به کارکنان کمک می کند تا ویژگی های شخصیتی خود را بشناسند و در جهت بهبود آن گام بردارند(فرضیه فرعی اول). ۳- مراکز رشد باید سعی در تقویت ویژگی های مهم شخصیتی در کارکنان کنند، تا سازمانشان رو به بهبود و پیشرفت حرکت کند(فرضیه فرعی چهارم). ۴- مدیران باید روح کارآفرینی را در سازمان تقویت کنند تا افراد به بیان ایده های خود در جهت بهبود سازمان بپردازند(فرضیه فرعی دوم). ۵- ایجاد یک کادر تحقیق و توسعه در سازمان لازم است تا این کادر با بررسی تمام جوانب کار رفتارهای کارآفرینانه از خود بروز دهند(فرضیه فرعی پنجم). ۶- تشویق کارکنان به تسهیم دانش یکی از مهمترین اقدامات در راستای ترقی می باشد(فرضیه فرعی دوم). ۷- ایجاد شرایط مناسب برای خلاقیت در سازمان(فرضیه اصلی اول). ۸- اجرای سیستم پاداش برای کارکنانی که از خود خلاقیت نشان می دهند و به بروز رفتار کارآفرینانه می پردازند(فرضیه اصلی دوم). ۹- داشتن چرخش شغلی در سازمان باعث می شود تا کارکنان به بیشتر تخصص ها دست یابند و فکرشان آماده ارائه ایده در سازمان باشد(فرضیه فرعی دوم). ۱۰- مدیران چشم انداز خود را طی جلسات متعدد با کارکنان در میان گذارند تا در این راستا به تجزیه و تحلیل آن پرداخته شود و تهدیدها و فرصت ها شناسایی شوند(فرضیه فرعی پنجم). ۱۱- گزینش افراد مبتکر و خلاق در واحدهای مختلف سازمان و توجه به تفاوتهای شخصیتی افراد و بکارگیری افراد موافق و مخالف در جلسات کاری جهت ایجاد زمینه های خلاقیت و ابتکار(فرضیه اصلی اول). ۵-۵٫ پیشنهادات پژوهشی ۱- با توجه به اهمیت شخصیت کارآفرینی به سایر محققین پیشنهاد می شود که بصورت تخصصی تر به مولفه های این موضوع بپردازند. ۲- بررسی تاثیر شخصیت کارآفرینی در بروز رفتار کارآفرینانه را می توان در سازمانهای تولیدی و صنایع بکار برد. ۳- عوامل دیگری وجود دارد که باعث بروز رفتار کارآفرینانه می شود. لذابه سایر پژوهشگران پیشنهاد می گردد سایر عوامل موثر را بررسی کنند. ۴- در این پژوهش به عوامل انسانی تسهیم دانش پرداخته شد و عوامل فنی و سازمانی مورد بررسی قرار نگرفته است لذا به سایر محققین پیشنهاد می شود تا عوامل دیگر تسهیم دانش به عنوان متغییر میانجی مورد بررسی قرار گیرد. ۵-۶٫ محدودیت های پژوهش ۱- عدم آشنایی برخی از کارکنان با مفهوم تسهیم دانش. ۲- عدم استفاده از روش های دیگر جمع آوری داده ها مثل مشاهده برای پوشش محدودیتهای مربوط به روش پرسشنامه. ۳- عدم تمایل برخی از افراد نمونه آماری در پاسخگویی به سوالات پرسشنامه. ۴- برخورد محتاطانه برخی کارکنان در پاسخگویی به پرسشنامه. ۵- عدم دسترسی به تمام کارکنان در زمان معین. ۶- عدم همکاری مدیران در پخش پرسشنامه. ۵-۷٫ جمع بندی این فصل از پژوهش به نتیجه گیری و بیان پیشنهادات اختصاص یافته بود. در ابتدای فصل به تحلیل نتایج حاصل از تحقیق پرداخته شد. سپس، پیشنهادات در دو بخش اجرایی و پژوهشی ارائه شد و در پایان نیز به بیان محدودیتهای تحقیق پرداخته شد منابع فهرست منابع منابع داخلی: ۱- احمدپور داریانی، محمود(۱۳۷۸)، کارآفرینی: تعاریف، نظریات و الگوها، چاپ اول، نشر پردیس. ۲- احمدپور داریانی، محمود و عزیزی، محمد(۱۳۸۳)، کارآفرینی، محراب قلم، دفتر برنامه ریزی و تالیف آموزش های فنی و حرفه ای و کاردانش. ۳- احمدی، فریدون؛ شافعی، رضا و مفاخری نیا، فرانک (۱۳۹۱)، بررسی تاثیر عوامل فردی و محیطی بر رفتار کارآفرینانه دانشجویان دانشگاه کردستان، توسعه کارآفرینی، سال چهارم، شماره پانزدهم، ۱۴۵-۱۶۳٫ ۴- بارانی، شهرزاد؛ زرافشانی،کیومرث ؛ دل انگیزان، سهراب و حسینی، مریم(۱۳۸۹)،تاثیر آموزش کارآفرینی بر رفتار کارآفرینانه دانشجویان دانشگاه پیام نور کرمانشاه: رویکرد مدلسازی معادله ساختاری، فصلنامه پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی، شماره۵۷، ۱۰۵-۸۸٫ ۵- بهرامی، مهدی(۱۳۸۹)،بررسی مقایسه ای تعهد سازمانی براساس ویژگی های شخصیتی: مطالعه موردی در بیمارستان های آموزشی شهید صدوقی و رهنمون یزد، فصلنامه علمی پژوهشی دانشکده بهداشت یزد، سال نهم، شماره دوم و سوم. ۶- پارسا،عبداله ؛ عبدالوهابی، مرضیه و ظریف، سکینه(۱۳۹۰)،بررسی تاثیر شیوه های حل مساله بر شخصیت کارآفرینانه: مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز، توسعه کارآفرینی، سال چهارم، شماره چهاردهم،۱۴۵-۱۶۴٫ ۷- پاشا،غدیر و خدادای،فریبا(۱۳۸۷)، رابطه بین ویژگی های شخصیتی و ویژگی های شغلی کارکنان با تعهد سازمانی آنها در سازمان آب و برق اهواز،قابل دسترس در اس آی دی: (تاریخ دسترسی:۲۷/۱۱/۱۳۹۰ ). ۸- پورقاز، عبدالوهاب ؛ کاظمی، یحیی و محمدی، امین(۱۳۹۰)،بررسی رابطه شیوه های تفکر و ویژگی های شخصیتی کارآفرینی مدیران مدارس: مطالعه موردی مدارس مقاطع سه گانه شهر بیرجند، توسعه کارآفرینی، سال سوم، شماره یازدهم،۶۷-۸۵٫ ۹- جانقربانیان، زهرا ؛ کامکار،منوچهر و سماواتیان،حسین(۱۳۸۹)،پیش بینی رفتارهای کارافرینانه براساس حمایت سازمانی ادراک شده و هوش هیجانی، صنعت و کارآفرینی، شماره چهل و هشتم. ۱۰- خانجانی،زهره ؛ مهین،هدی و حسینی نسب،داوود.(۱۳۸۵)،نقش های عامل های عمقی شخصیت در استعداد و عملکرد کارآفرینی، فصلنامه علمی پژوهش روانشناسی دانشگاه تبریز، سال اول، شماره ۴، ۸۷-۱۱۶٫ ۱۱- خوئینی،فریبا(۱۳۸۴)،بررسی رابطه بین شیوه های تفکر و خلاقیت دانشجویان، فصلنامه تخصص مدیریت، سال دوم، شماره پنجم،۷۵-۷۷٫
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عنوان صفحه شکل شماره ( ۲-۱) : رابطه خلاقیت، نوآوری و تغییر ۳۰ شکل شماره (۲-۲): توالی فرایند نوآوری در سازمان ۳۹ شکل شماره (۲-۳). چرخه یادگیری هفت گانه ۸۵ شکل شمارهی (۲-۴): یادگیری مادام العمر برای نوآوری ۱۰۹
 شکل شماره (۲-۵) مدل مفهومی نوآوری دانشگاهی و گرایش دانشجویان به یادگیری مادام العمر با واسطه گری مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری ۱۲۸ شکل شماره ۴-۱- مدل رابطه مستقیم نوآوری دانشگاهی و گرایش دانشجویان به یادگیری مادام العمر ۱۵۵ شکل شماره ۲-۴- مدل رابطه نوآوری دانشگاهی و مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری ۱۵۷ شکل شماره ۴-۴- مدل نهایی رابطه نوآوری دانشگاهی و گرایش دانشجویان به یادگیری مادام العمر با واسطه ی مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری ۱۵۹ فصل اول مقدمه ۱-۱-کلیات امروزه سازمان ها یکی از اصلی ترین ارکان زندگی بشری به حساب می آیند . و نقش آنها در قرن بیست و یکم بیش از پیش نمایان شده است . آدمی از ابتدا تا انتهای عمر خود به انواع سازمان ها برای رفع نیاز ها و همچنین حرکت در جهت رشد و پیشرفت نیازمند است و ناگزیر از ارتباط با سازمان ها است . یکی از سازمان هایی که امروزه مورد توجه جدی قرار گرفته است نظام آموزش عالی است . نظام آموزش عالی که یکی از نهاد های مهم اجتماعی است ، در سطوح مختلف جامعه مسئولیت تعلیم و تربیت همه جانبه افراد را بر عهده دارد و موظف به انتقال فرهنگ ، ارزش ها ، پرورش اجتماعی سیاسی ، تربیت نیروی متخصص ، حفظ وحدت اجتماعی و رشد فردی است که در نظام آموزشی در چارچوب ساختار رسمی صورت می گیرد . (طاهری زاده ، سلیمی و صالحی زاده ، ۱۳۹۰) از وظایف خطیر دانشگاه ها، توسعه علمی است. توسعه پایدار و همه جانبه جز بر مدار دانشگاه و نظام آموزشی پاسخگو و کارآمد، میسر نخواهد شد. توسعه انسان، محور اصلی برنامه ریزی توسعه متوازن فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. نقش دانشگاه به عنوان حافظه عقلانی و انتقادی هر جامعه، مطرح است و نمی توان نقش آن را به انتقال صرف محفوظات و اطلاعات خلاصه کرد. دانشگاه فعال و پویا فقط به انتقال و تعلیم دانش روز اکتفا نخواهد کرد، بلکه با تأکید بر پژوهش در مرزهای دانش، به تولید علم بومی یا علم و فناوری ملی نیز می پردازد. تحولات شگرف پایان قرن بیستم و پیش بینی انقلاب های علمی، اطلاعاتی و مدیریتی در قرن بیست و یکم، مبین ابهام اساسی فرا روی بشر در مواجهه با آینده است. در دوره ای که مضاعف شدن تولید علم و دانش به کمتر از پنج سال رسیده ، مسئله ای اساسی به نام انفجار اطلاعات، تحولی عظیم و واقعیتی غیر قابل انکار است. نقش محوری دانشگاه ها و نظام آموزش عالی در شکل گیری و رهبری این تحولات، انکار ناپذیر است(سبحانی نژاد و افشار، ۱۳۸۸) وجود آموزش عالی برای تضمین آینده اجتماعی اقتصادی تمام کشورها امری حیاتی است. امروز رشد فناوری مستلزم نیروی کاری است که فرهیخته، انعطاف پذیر و از نظر تسلط بر فناوری توانا باشد و برای مقابله با مشکلات پیچیده جامعه و اقتصاد جهانی، آمادگی بهتری داشته باشد. دانشگاه ها بهترین تشکیلاتی هستند که با ارائه دانش و مهارتهای سطح بالا با محتوایی متناسب با نیازهای اقتصادی صلاحیت های شغلی به اشخاص می دهند و بنا به گفته کناپر و کراپلی، سکوی پرش برای ورود به بازار کار هستند. (محمدی مهر ، ملکی ، خوشدل و عباس پور، ۱۳۹۰) با توجه به مطالب ذکر شده می توان گفت یکی از فاکتورهای موفقیت دانشگاه برای توسعه علمی و پاسخگویی به شرایط موجود نوآوری می باشد . نوآوری، عبارت است از تغییری معنی دار که برای بهبود خدمات و فرایند های سازمانی و ایجاد ارزشهای جدید برای ذینفعان سازمان ها صورت می گیرد و برای دست یابی به ابعاد جدید عملکرد بر رهبری سازمان تمرکز دارد. تأکید دپارتمان های حوزه تحقیق و توسعه برای نوآوری در موسسات آموزش عالی به منظور ارتقاء ارزش آموزشی برای دانشجویان و بهبود اثر بخشی تمامی فرایند های یادگیری محور و کارآیی فرایند های پشتیبان، رویه های یادگیری محور امری حیاتی و ضروری است. دانشکده ها و دانشگاه ها باید به گونه ای مدیریت و رهبری شوند که نوآوری به عنوان یک فرهنگ و بخش طبیعی فعالیت های روزانه در آمده و به عنوان دانش افزوده برای همه اعضای هیئت علمی و دانشکده مطرح شود. توانایی تسریع در انتشار و تبدیل این دانش به سرمایه که محرکی برای بهبود آموزشی می باشد، امری ضروری است. پیشبرد و هدایت حرکت نوآوری، اجرا و پیگیری اصلاحات و بهبود ها اغلب برای بسیاری از دانشکده ها و دانشگاه ها بی نهایت مشکل است. در برخی موارد، هر موسسه آموزشی ممکن است روشی ویژه به خود داشته باشد که تا اندازه ای نوآورانه است. هر دانشکده یا دانشگاه می تواند نشریات و مطالبی را منتشر کند که معرفی کننده برنامه ها و فعالیتهای جدیدی است که با هنجارهای دانشگاهی متفاوت هستند و شیوه جدیدی را (دست کم برای موسسه) ابداع می کنند و افرادی توانمند را برای هدفهای مناسب در نظر بگیرد. در هر صورت این فعالیت های جدید و دیگر تغییرات برای بسیاری از بخشها به صورت تصادفی هستند نه سیستماتیک. تعداد محدودی از مؤسسات آموزشی به کنترل خوبی بر پیامدهای حاصل از نوآوری دست یافته اند و بسیاری از موسسات آموزشی که زمان و تلاشهای قابل ملاحظه ای را صرف بهبود عملکرد خود کرده اند که اغلب به الگوی پیشین بازگشت داشته اند. پر روشن است که بسیاری از موسسات آموزشی فاقد یک چارچوب سیستماتیک هستند که به آنها اجازه بدهد تا به طور مؤثری تغییرات مدیریت و نوآوری را تشویق کنند و به نتایج مثبت و رو به افزایش حاصل از تلاشهای خود دست یابند. (شرفی،۱۳۸۷) همچنین با پیچیده شدن جوامع، نیازهای فردی و اجتماعی نیز پیچیده می شوند. بدین سبب وظیفه و مسئولیت مدرسان و اساتید امروز در فرایند آموزش و تدریس نسبت به گذشته سنگین تر و پیچیده تر شده است. یکی از مؤثرترین و کارسازترین مؤلفه های نظام آموزشی عالی را اعضای هیئت علمی و اساتید دانشگاه تشکیل می دهد و عملکرد و سلوک حرفه ای آنان بیش از هر چیز در روش های تدریسشان متجلی خواهد شد. آگاهی و شناخت اساتید از اصول و روش های علمی می تواند آن ها را در کار خود موفق و مؤید سازد. امروزه کار تدریس نیز همچون مشاغل دیگر به تخصص های دیگری نیاز دارد. (طاهری زاده، ۱۳۹۰) بدین منظور توجه به تدریس اساتید و مهارت های آنان می تواند نقش عمده ای در شکل گیری نوآوری دانشگاهی داشته باشد و همچنین بر روند یادگیری دانشجویان تاثیر بگذارد. چرا که تدریس و یادگیری دو وازه لازم و ملزوم هستند و مهارت در تدریس می تواند به گرایش دانشجویان نسبت به انواع یادگیری ها از جمله یادگیری مادام العمر دامن زند . ارکان اساسی در هر دانشگاه ، استاد ، دانشجو و محیط آموزشی است . مطابق دیدگاه طراحی سیستماتیک آموزشی ، استاد اصلی ترین عامل برای ایجاد موفقیت مطلوب در تحقق اهداف آموزشی می باشد . یک استاد می تواند کمبود امکانات آموزشی و نقص کتب را جبران نماید . در واقع عملکرد و ویژگی های اساتید باعث دستیابی به اهداف آموزشی و یادگیری دانشجو می گردد. نقش استاد در سازندگی افراد و جوامع از دیرباز مورد تاکید قرار گرفته است . در گزارش کمیته اروپایی یادگیری یکی از شاخص های کیفی در یادگیری مادام العمر استاد معرفی شده است. (محمدی مهر ، ملکی ، خوشدل و عباس پور، ۱۳۹۰) اعضای هیات علمی مسئولیت عمده را در قبال یادگیری دانشجویان به عهده دارند و از این رو انتظار می رود که به قول سوبینسکی الهام بخش یک رنسانس آموزشی باشند . (ساکتی و پارسا ، ۱۳۸۶) مفاهیم یادگیری مادام العمر و شهروندی به مطالعات کومبس و همچنین لینگراد بر می گردد و پس از آن درگزارشات یونسکو در مورد یادگیری برای زیستن و یادگیری به عنوان گنج درون دنبال شده است. یادگیری در سرتاسر زندگی برای جوامع دموکراتیک لازم است. آموزش نباید به تحصیل رسمی ختم شود بلکه بزرگسالان باید به آموزش در سرتاسر زندگی خود دسترسی داشته باشند. چنین ایده ای بر مفهوم جامع یادگیری بنا شده و با کسب دانش، تجدید و استفاده از آن مرتبط است. یادگیری سراسر عمر، نه تنها به این معناست که افراد باید از فرصت های ایجاد شده توسط جامعه متنفع شوند، بلکه جوامع باید فرصت های جدیدی را برای افراد خود تدبیر نمایند. در این دیدگاه جامعه باید بر اندیشه یادگیری برای زیستن با یکدیگر که در برگیرنده توسعه درک دیگران، پیشینه و عادات آنها و ارزشهای معنوی، فرهنگی و اجتماعی است بنا شود، تا افراد، یکدیگر را با درک چگونگی مدیریت تضادها، به شیوه هوشمندانه و مسالمت آمیز، تأیید نمایند . یادگیری مادام العمر مترادف نوینی برای یادگیری است و دستاورد رشد تصاعدی اطلاعات است . توسعه دانش، مهارت ها، علایق و فرصت های یادگیری در زندگی در فرایند یادگیری مادام العمر توسط افراد حفظ می شود. یادگیری مادام العمر در برگیرنده فرایند یادگیری از گهواره تا گور بدون تحمیل اجبار و با میل و علاقه فردی است. (محمدی مهر و همکاران، ۱۳۹۰) یادگیری مادام العمر همواره از شکلی به شکلی دیگر ، جدای از نظام رسمی آموزش ، در جریان بوده است . دلیل این امر آن است که انسان در هر مرحله از زندگی تا زمانی که زنده و فعال است به آموختن موضوعات جدید نیاز دارد . با ورود قرن بیست و یکم ضرورت تطبیق فعال با تغییرات سریع فناوری آشکارتر شده است . دیگر در این شرایط انباشته اطلاعاتی فرد در دوران تحصیل جوابگوی نیازهای آتی وی نبوده و با ناپایدار شدن اطلاعات ، تاکید از آموزش رسمی بر یادگیری شخصی و مادام العمر تغییر جهت یافته است . در نظام های نوین مسئولیت یادگیری بر عهده فراگیر گذاشته شده است و یادگیران براساس نیاز یا علاقه موضوعات یادگیری را انتخاب می کنند . . در این شرایط محور یادگیری از معلم محوری به دانش آموز محوری تغییر یافته و نقش و جایگاه معلم از آموزنده دانش به نقش هدایت کننده و راهنما تبدیل شده است . (افضل نیا ، اشکوه و کلوی ، ۱۳۸۹) از طرفی به عقیده کندی و همکارانش (۱۹۹۴) در عصر حاضر، مهمترین وظیفه دانشگاه به ویژه در دوره کارشناسی، فراهم کردن زمینه های تحقق ایده یادگیری مادام العمر است. دانشگاه باید علاوه بر تدارک فرصت های یادگیری متنوع و متعدد، در صدد پرورش یادگیرندگان مادام العمر باشد. این مؤسسه برای انجام بخش دوم رسالت خود باید تلاش کند دانشجویان را به دانش، نگرش ها، و مهارت هایی مجهز کند تا انگیزه و توانایی لازم برای تداوم یادگیری را در آنها افزایش دهد. (نصر اصفهانی و بقراطیان، ۱۳۸۵) بنابراین در زمانی که یادگیری مادام العمر چالش مهمی است که هر فرد و هر جامعه ای با آن مواجه است، دانشگاه ها می توانند عرصه بزرگی را برای تحقق آن فراهم آورند. آنچه در آموزش دانشگاهی حائز اهمیت است تجهیز دانشجویان به نگرش ها و مهارت هایی جهت یادگیری توسط خودشان هم در آموزش رسمی و هم بعد از فراغت از تحصیل است . و ایجاد نگرش به این موضوع که یادگیری در زمینه های خیلی متنوعی هم در نشست های علمی دانشگاهی و هم در جلسات غیر علمی ، در جامعه ، محیط کار و خانواده اتفاق می افتد. و رسالت مهم دانشگاه در قرن بیست و یکم ، تربیت یادگیرندگان مادام العمر است (محمدی مهر ، ۱۳۹۰) ۱-۲- بیان مساله در دنیای امروزی ، توان سازگاری و اداره کردن تغییرات عنصر اصلی موفقیت و بقای هر سازمان است و کسب این توانایی ها خود ، مستلزم توجه سازمان به خلاقیت و نوآوری افراد است . سازمان های موفق ، سازمان هایی هستند که خلاقیت و نوآوری نوک پیکان حرکت آنان را تشکیل می دهد ، به عبارتی سازمان های امروزی برای ادامه حیات ، بایستی پویا بوده و مدیران و کارکنان آنها افرادی خلاق و نوآور باشند تا بتوانند سازمان را با این تحولات منطبق ساخته وجوابگوی نیازهای جامعه باشند . می توان گفت در سیستم اقتصاد جهانی و رقابت روز افزون موجود ، خلاقیت و نوآوری در حکم بقا و کلید موفقیت سازمان است . . پیتر دراکر معتقد است در جهانی که دستخوش دگرگونی بوده و امنیت آن هر روز در معرض تهدید است ، تنها راه بقا ابداع و نوآوری است . افزایش رشد اقتصادی ، بالابردن بهره وری و تولید تکنولوژی ، کالاها و خدمات جدید از جمله فواید خلاقیت و نوآوری است که جیمز استونر نیز به آن اشاره کرده است. (حسینی و صادقی، ۱۳۸۹) در دنیای امروز که رشد و گسترش علم و تکنولوژی از عناصر مهم پیشرفت و توسعه در همه ابعاد فرهنگی، علمی، اقتصادی و اجتماعی به حساب می آید و نهادها و نظام های آموزشی و پژوهشی، نقش بس عظیم و پر اهمیت دارند. (سبحانی نژاد ، ۱۳۸۸) امروز نقش تعیین کننده دانشگاه های نسل سوم در رشد و توسعه ی کشورها و ارتباط نزدیک آن با توسعه اقتصادی و همچنین استفاده از ظرفیت دانشگاه ها در خلق ، جذب ، اشاعه و استفاده از فناوری ، به یک باور عمومی تبدیل شده است . (حبیبی رضائی و سیاه منصوری، ۱۳۹۱) نوآوری در آموزش، پدیده ای نیست که مختص امروز باشد، بلکه می توان گفت که نسبت به گذشته ها حجم، تنوع و دامنه کاربرد آن افزایش و زمان پراکنش آن کاهش یافته است. برای مثال استفاده از پاپیروس در نوشتن به هزاران سال پیش می گردد. در قرن ۱۸ جین باپتیست [۱] آموزش همزمان [۲] را ابداع کرد. یعنی به جای نظام آموزش یک معلم/ یک شاگرد [۳] که از دوران قدیم رایج بود، نظام آموزشی یک معلم / چندین شاگرد را ایجاد و با خلق این نوآوری آموزشی، راه را برای آموزش همگانی[۴] هموار کرد. بی تردید امروزه با توجه به توسعه و گسترش پیشرفت های فناورانه، سهم نوآوری های آموزشی بسیار بیشتر شده است(حسینی خواه ، ۱۳۸۷) نوآوری از کلمه لاتین “Etavonnl"به معنی ساختن یک چیز جدید استخراج شده است. منظور از نوآوری، خلاقیت متجلّی شده و به مرحله عمل رسیده است. به عبارت دیگر، نوآوری، اندیشه خلّاق تحقق یافته است که به بهبود فرایندها و فراورده ها منجر می شود، موانعی که جز با نوآوری، بهینه سازی، راه های میان بر و دسترسی به فناوری های برتر با تکیه بر داشته های موجود، عملی نخواهد بود. نوآوری دارای مصادیق مختلفی چون ساختن و معرفی یک چیز جدید و مفید در ذهن و آغاز یک عمل برای بار نخست، به کارگیری و عملی ساختن تفکرات جدید ناشی از خلاقیت، فرایند تبدیل ایده به محصول خدمات، روش ها و برنامه های نو می باشد(سبحانی نژاد ، ۱۳۸۸) به اعتقاد برخی محققان نوآوری را می توان مجموعه ای از عملیات فنی ، صنعتی و تجاری معرفی نمود. مارکوس نیز نوآوری را به عنوان معرفی یک واحد تغییر تکنولوژیکی دانسته که منظور خود را از تغییر تکنولوزیکی به نقل از شوچیتی یک محصول خدمت و یا استفاده از فرایندی جدید معرفی کرده است. نوآوری یک فرایند است که در این فرایند ابتدا فرد اجازه می دهد تصورش ( تصوری که به قول اینشتین از دانش مهم تر است ) به آسمان ها صعود کند ، سپس آن را به زمین می آورد و مهندسی می کند ( مهندسی ایده ) تا تبدیل به ایده گردد . سپس ایده ها را از طریق مدیریت ایده به ایده های عملی ، مفید و مناسب تبدیل می کند . (خلاقیت ) ؛ به دنبال آن ایده ها را به کالا ، خدمات و فرایند تبدیل می نماید و نهایتا با تجاری کردن محصولات ، خدمات و فرایند های جدید یا توسعه یافته در بازار ، فرایند نوآوری خاتمه می یابد . (نصیری واحد و احمدی ، ۱۳۸۸) هر نوآوری جدید، در بردارنده ترکیب جدیدی از ایده ها، قابلیت ها، مهارت ها، منابع و . . . است. در نتیجه هر چه گستره عوامل درون یک سیستم خاص وسیعتر باشد، حوزه ترکیب آن ها به روش های مختلف و ارائه نوآوری جدید که پیچیده تر و پیشرفته خواهند بود، وسیع تر می شود. (حلیمی ، ۱۳۸۷) تعاریف متعددی از نوآوری دانشگاهی مطرح شده است. اما براساس مجموع تعاریف نوآوری دانشگاهی نویسندگانی مانند نورت و اسمالبون[۵] ( ۲۰۰۸)، فورستبو و همکاران[۶] ( ۲۰۰۷)، رانکو[۷] ( ۲۰۰۴)، میتوان تعریف جامعی از نوآوری دانشگاهی ارائه کرد. نوآوری دانشگاهی عبارت است از استعداد کلی سازمان در معرفی محصولات جدید به بازار، بهبود خدمات و فرایندهای سازمانی و ایجاد ارزشهای جدید برای صاحبان سازمانها( فورستبو و همکاران ۲۰۰۷) و به طور کلی برای همه جوامع به دلیل ارتباط آن با انعطافپذیری و تولید بسیار مهم و اساسی است( رانکو، ۲۰۰۴). لو و چن(۲۰۱۰) نوآوری دانشگاهی را مشتمل بر تغییرات در ساختار و فرایندهای یک سازمان در راستای به کارگیری مفاهیم جدید مدیریتی، کار و عملیاتی مانند به کارگیری کار گروه های تخصصی در تولید، مدیریت زنجیره تأمین یا سیستم های مدیریت کیفیت در نظر گرفتهاند. (کشاورز ، ۱۳۹۲) طبقه بندیهای مختلفی از نوآوری صورت گرفته است که از آن جمله میتوان به طبقه بندیهای ایوان[۸] (۲۰۰۷)، استگلیتز و هین[۹](۲۰۰۷)، هوگارد و هنسن[۱۰] (۲۰۰۷)، و رولی و همکاران[۱۱](۲۰۱۱)، اشاره نمود. اما فورستبو و همکاران(۲۰۰۷)، سه بعد زیر را برای نوآوری دانشگاهی در نظر میگیرند: ۱- بعدآموزشی[۱۲]: بعد آموزشی نوآوری دانشگاهی ارائه انواع جدیدی از رشتهها، مواد آموزشی و طراحی برنامه درسی رشته های مختلف میباشد. ۲- بعد پژوهشی[۱۳]: بعد پژوهشی نوآوری دانشگاهی فراهم آوردن زمینه پژوهش در دانشگاه و موسسات تحقیقات علمی و همکاری با سایر دانشگاهها میباشد. و ۳- بعد سازمانی[۱۴]: بعد سازمانی نوآوری دانشگاهی دربرگیرنده راههای جدید در جهت افزایش انگیزه کارکنان به کار و اساتید به تدریس و امکان دسترسی به پیشرفت تدریجی و مداوم میباشد. (کشاورز ، ۱۳۹۲) آنچه در این میان می تواند بر نوآوری دانشگاهی موثر باشد و نقش عمده ای را در بوته عمل نشاندن این عنصر ایفا کند چیزی نیست جز تدریس اساتید و اعضای هیات علمی که یکی از رکن های اساسی نظام آموزش عالی را تشکیل می دهند . گیج . ان. ال تدریس را هرگونه فعالیتی می داند که از جانب یک فرد به منظور تسهیل یادگیری فرد دیگری انجام می پذیرد . و یادگیرنده را با زوایای بیشتری از ناشناخته آشنا می کند . (افکانه ، ۱۳۸۸) بدین منظور می توان به مهارت های تدریس اساتید در چرخه یادگیری نیز اشاره کرد. چرخه یادگیری، یک مدل تدریس کاوش محور است که برای معلمان و به منظور طراحی مواد برنامه درسی و راهبردهای آموزشی سودمند میباشد. تاکنون اشکال مختلفی از چرخه یادگیری شکل گرفته است . دارابی (۱۳۹۲) آنها را جمع بندی کرده است که بر حسب تعداد مراحل عبارتند از: چرخه یادگیری سه گانه[۱۵]( کارپلاس و تی یر[۱۶]، ۱۹۶۷)، چرخه یادگیری چهارگانه[۱۷](بِرِدِرمن[۱۸]، a1982، b1982؛ شایمنسکی، کیل و آلپورت[۱۹]، ۱۹۸۳؛ مارتین، سکستون و گرلوویچ[۲۰]، ۲۰۰۱؛)، چرخه یادگیری پنج گانه[۲۱](بای بی[۲۲]، ۱۹۷۷)، چرخه یادگیری شش گانه[۲۳](چِسین و مور[۲۴]، ۲۰۰۴؛ دوران، دوران، هانی و شیرمن[۲۵]، ۲۰۱۱) و چرخه یادگیری هفت گانه[۲۶](ایزن کرفت[۲۷]، ۲۰۰۳). طبق مدل چرخه یادگیری هفت گانه که توسط آرتور ایزن کرفت[۲۸](۲۰۰۳) مطرح شد و مبنای پژوهش حاضر میباشد، آموزش باید شامل هفت مرحله مجزا باشد: -مرحله استنباط: در این مرحله، استاد به تعیین دانش پیشین دانشجویان، در مورد موضوع مورد بحث میپردازد و به وی امکان می دهد تا تصورات نادرست دانشجویان درباره موضوع را شناسایی کند (ایزن کرفت، ۲۰۰۳). -مرحله مشارکت: هدف مؤلفه مشارکت، جلب توجه دانشجویان، به تفکر واداشتن آنان درباره موضوع، برانگیختن سؤالاتی در ذهن آنها، تحریک تفکر و دسترسی به دانش پیشین میباشد. این مرحله هم شامل دسترسی به دانش پیشین و هم ایجاد شور و شوق در رابطه با یادگیری موضوع میباشد. در این مرحله، اساتید میتوانند دانشجویان را تحریک، آنها را به درس علاقهمند و برای یادگیری آماده سازند (برنسفورد، برون و کوکینگ[۲۹]، ۲۰۰۰). - مرحله اکتشاف: مرحله اکتشاف، این فرصت را در اختیار دانشجویان قرار میدهد تا به مشاهده، ثبت اطلاعات، تعیین متغیرها، طراحی و برنامهریزی آزمایشها، ترسیم نمودار، تفسیر نتایج، تدوین فرضیات و سازماندهی یافتههای خود بپردازند. اساتید نیز میتوانند در این مرحله، سؤالاتی را طرح، رویکردهایی را پیشنهاد، بازخوردهایی را ارائه و ادراک و فهم دانشجویان را مورد ارزیابی قرار دهند (گیل[۳۰]، ۲۰۰۲). - مرحله توضیح: در طول مرحله توضیح، دانشجویان با مدلها، قوانین و نظریات آشنا میشوند. دانشجویان بر حسب این مدلها و نظریات جدید، نتایج را خلاصه میکنند. استاد، دانشجویان را در جهت تعمیمهای منسجم، یکپارچه و سازگار، هدایت میکند و با طرح واژه های علمی مختلف به دانشجویان کمک میکند و سؤالاتی را مطرح میکند تا به دانشجویان کمک کند که با بهره گرفتن از این واژهها، نتایج حاصل از اکتشاف خود را توضیح دهند. تمایز بین دو مؤلفه اکتشاف و توضیح، حاکی از آن است که یادگیری مفاهیم، مقدم بر یادگیری اصطلاحات علمی است؛ در مرحله اکتشاف، دانشجویان با بهره گرفتن از فرصت و منابعی که در اختیار آنها گذاشته میشود، به مشاهده، آزمایش و جمع آوری اطلاعاتی راجع به موضوع جدید میپردازند و اکتشافات خود در رابطه با موضوع جدید را با بهره گرفتن از مفاهیم و به زبانی ساده، سازماندهی میکنند، اما در مرحله توضیح، استاد، دانشجویان را با واژهها و اصطلاحات علمی آشنا کرده و به آنها کمک میکند تا ادراک و اکتشاف خود از موضوع را در قالب اصطلاحات علمی بیان کنند (ایزن کرفت، ۲۰۰۳). - مرحله بسط یادگیری: این مرحله از چرخه یادگیری، فرصتی را در اختیار دانشجویان قرار میدهد تا دانش خود را در حیطهها و زمینههای جدید به کار ببرند، که ممکن است شامل مطرح کردن سؤالات و فرضیات جدید برای اکتشاف باشد. این مرحله با سازه روان شناختی که"انتقال یادگیری” نامیده میشود، ارتباط مستقیمی دارد (ثورندایک[۳۱]، ۱۹۲۳). - مرحله ارزیابی: این مرحله شامل راهبردهایی است که به تداوم و استمرار هر دو نوع ارزیابی تکوینی و نهایی از یادگیری دانشجویان کمک میکند. چنانچه اساتید بتوانند چرخه یادگیری و تجاربی که دانشجویان در کلاس انجام میدهند را به خوبی طراحی و اجرا نمایند، بعد از آن باید بتوانند جنبههایی از این موارد را در قالب ابزارهای ارزیابی مورد بررسی قرار دهند. این ابزارهای ارزیابی باید دربرگیرنده سؤالاتی از تحقیقات آزمایشگاهی باشد که آنها انجام میدهند. به منظور ارزیابی دانشجویان باید از آنها خواست تا دادههای به دست آمده از آزمایشها را مثل کاری که خود انجام دادهاند، تفسیر کنند یا اینکه از آنها خواست تا آزمایشهایی را طراحی نمایند (کلبِرن و کلاف[۳۲]، ۱۹۹۷). - مرحله توسعه یادگیری: در این مرحله دانشجویان هدایت میشوند تا مفهوم جدید را به زمینههای مختلف مرتبط و در این زمینهها به کار بگیرند (بنتلی، ایبرت و ایبرت[۳۳]، ۲۰۰۷). علت اضافه شدن مرحله توسعه یادگیری به مرحله بسط یادگیری این است که به مدرسان یادآوری شود این مسأله که دانشجویان باید انتقال یادگیری را تمرین کنند، از اهمیت بهسزایی برخوردار است. اساتید باید مطمئن شوند که دانش در زمینههای جدید به کار گرفته میشود و به یک زمینه ساده، محدود نمیشود (ایزن کرفت، ۲۰۰۳). جویس و همکاران معتقد هستند روش های موثر تدریس از آن جهت که به شاگردان نحوه یادگیری را یاد می دهند و از آنجا که آنها دارای انعطاف پذیری سازگار و اثر بخش هستند ، همه ی شاگردان را درگیر و زمینه درگیری در سطح بالاتر را ایجاد می کند. در این روش ها علاوه بر چیرگی شاگردان بر اطلاعات و مهارت های حاصل از هر تجربه یادگیری ضمن یادگیری محتوا ، توانمندی های آنان را در روی آوری به تکالیف جدید یادگیری افزایش می دهد و برنامه هایی را برای مطالعه های بعدی طراحی و اجرا می کند. (شواخی، نادری، عابدی ، ۱۳۸۶) بنابراین می توان گفت تدریس کانون هر برنامه درسی است . و در تمام مقاطع آموزشی اعم از ابتدائی، راهنمایی ، متوسطه ، حتی آموزش عالی ، رایج ترین روش مورد استفاده معلمان و استادان است . وگروهی از اندیشمندان همچون دیویی ، گیلبرت ، آیزنر ، جویس و ویل معتقدند که تدریس و یادگیری لازم و ملزوم همدیگر هستند . به عبارت دیگر ، زمانی می توان ادعا کرد تدریس انجام شده است که یادگیری تحقق یابد . در این رویکرد مسئولیت یادگیری بر عهده نه فقط یادگیرنده بلکه معلم و یادگیرنده است . (گنجی، زاهد بابلان ، معینی کیا، ۱۳۹۱) از این رو توجه به یادگیرندگان و گرایش آنها به انواع یادگیری ها از جمله یادگیری مادام العمر حائز اهمیت است . دیگر در جهانی که با تغییرات گسترده همراه است ، استفاده از منابع محدود اطلاعات انباشته شده در دوران آموزش رسمی و به کارگیری آنها در مواقع لزوم در آینده قابل اتکا نیست . تمام این عوامل ایجاب می کند که یادگیری به یک دوره مشخص از زندگی افراد محدود نشود تاثیرات این رویکرد موجب شده است تا پارادایم جدیدی مبتنی بر یادگیری پیوسته در تمام طول عمر فرد ، با عنوان یادگیری مادام العمر و با شعار ز گهواره تا گور دانش بجوی شکل بگیرد. براساس نظر کروثر در یادگیری مادام العمر شخص پیوسته در حال یادگیری است و مسئولیت مدیریت یادگیری بر عهده وی محول شده است . همچنین کروثر بیان می کند که در یادگیری مادام العمر شخص چگونگی یادگیری را یاد می گیرد . (افضل نیا و همکاران ۱۳۸۹) یونسکو یادگیری مادام العمر را به عنوان یک مفهوم اساسی برای کلیه کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه برای اعمال در سیاست های آموزشی آنها می داند. هدف از یادگیری مادام العمر بقا در دنیای پر تلاطم تنش زا و تطابق خود با محیط و ارتقای کیفیت و کمیت زندگی فرد است . ریانش یادگیری مادام العمر را دارای سه محور عمده می داند که موارد زیر را شامل می شود . کل نظام آموزش باید در پذیرش فراگیر مادام العمر تمرکز کنند . علاوه بر نظام آموزشی ، سازمان ها ، موسسات و کسب و کارها نیز بر فرایند های یادگیری مادام العمر نیاز دارند . اشخاص در این شرایط مدیریت یادگیری را برعهده دارند. در یادگیری مادام العمر فرد در تمام طول عمر به آموختن مشغول است . در این یادگیری اشخاص به طور پیوسته ، دانش ، مهارت ها و علایقشان را در زندگی افزایش می دهند . یادگیری مادام العمر فرایندی از کسب دانش از گهواره تا گور بدون محدود کردن آن به دوره زمانی مشخص یا به مدرسه یا سازمان معینی است . از طرف دیگر ، در روند یادگیری مادام العمر ارتباط های عمودی معلم – شاگردی ( من میگویم – تو یاد بگیر ) به ارتباط های افقی و همسطح بین فراگیران تغییر می یابد . که به افزایش تعاملات بین فردی در یادگیری مبتنی بر همکاری و هم انگیزشی منجر می شود. (افضل نیا، ۱۳۸۹)کریمی و همکاران در مطالعه ای در ارتباط با ویژگی های مدرس با رویکرد یادگیری مادام العمر بیان نمودند اگر عضو هیئت علمی بخواهد نقش جدید خود را برای تربیت یادگیرنده مادام العمر به خوبی ایفا کند ، باید دارای خصوصیاتی باشد که عبارتند از : علاقه به تداوم یادگیری ، انگیزش، تسلط بر روش های تدریس ، آشنایی با دانش روز و ارتباط با دانشجو (محمدی مهر ۱۳۹۰) مفهوم یادگیری مادام العمر دارای ویژگیهای مانند: خود مدیریتی (مریام و کافرلا[۳۴]، ۱۹۹۹)، خود تنظیمی (زیمرمن، بونز و کواچ[۳۵]، ۱۹۹۶)، یادگیری چگونه آموختن (یونسکو[۳۶] و کمیسیون بین المللی آموزش قرن بیست و یک[۳۷]، ۲۰۱۱)، ابتکار و نوآوری (فارست-باو و بوئر[۳۸]، ۲۰۰۷)، قابلیت تصمیمگیری (ریزن[۳۹]، ۲۰۰۰؛ دفت[۴۰]، ۲۰۰۵)، قابلیت جمع آوری اطلاعات (کمیته ریاست جمهوری انجمن کتابخانهای آمریکا، ۱۹۸۹) و خود کنترلی (بومیستر، کاتلین و وهس و تیس[۴۱]، ۲۰۰۷) میباشد. (کوچکی ، ۱۳۹۱) جدول شمارهی (۱-۱) جمعبندی تعاریف مربوط به ابعاد یادگیری مادام العمر از دیدگاه صاحبنظران مختلف را نشان میدهد. جدول شمارهی (۱-۱): تعاریف ابعاد یادگیری مادام العمر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شناسایی و بررسی ظرفیت های خوشه سازی استان گلستان ارائه پیشنهاد به نهادهای مرتبط برای اولویت بندی در سرمایه گذاری
 ۵-۱ سوال های اصلی و فرعی ۱-۵-۱ سوال اصلی اولویت استقرار خوشه های صنعتی در استان گلستان چیست؟ ۲-۵-۱ سوال فرعی شاخص های موثر بر موفقیت خوشه های صنعتی استان گلستان چیست؟ اهمیت هر یک از شاخص های تعیین شده به چه میزان است؟ حوزههای صنعتی مستعد خوشهسازی در استان گلستان چیست؟ از بین حوزههای های صنعتی کدام اولویت بیشتری برای خوشهسازی دارد؟ ۶-۱ روش کلی تحقیق از نوع هدف کاربردی و از نوع تحقیق توصیفی–پیمایشی می باشد. ۷-۱ قلمرو مکانی- جامعه و قلمرو زمانی تحقیق قلمرو مکانی–جامعه تحقیق صنایع لبنی، آرد، فرش دستباف، صنایع دستی، ادوات کشاورزی و پرورش طیور استان گلستان می باشد. زمان تحقیق از آغاز اسفند ۱۳۹۳ تا اسفند ۱۳۹۴ می باشد. ۸-۱ روش نمونه گیری و تخمین حجم جامعه: جامعه آماری این پژوهش خبرگان و صاحب نظران صنعتی ، مدیران و محققین و اقتصاددانان صنعتی و فعالین دانشگاهی استان در صنایع لبنی،آرد، فرش دستباف، صنایع دستی، ادوات کشاورزی و پرورش طیور استان گلستان می باشد. با توجه به اینکه دسترسی به خبرگان در حوزه خوشه صنعتی مشکل بود و تعدادی کمی از صاحب نظران دارای اشراف کامل بر موضوع بودند ، نمونه گیری در این تحقیق به صورت قضاوتی هدفمند بوده است. ۹-۱ ابزار گرد آوری اطلاعات در گردآوری ادبیات و مفاهیم اولیه از مطالعات کتابخانه ای و مقالات و کتب فارسی و لاتین استفاده شده است.در شناسایی صنایع فعال استان از مطالعات میدانی و اسناد و مراجع آماری و گزارش های رسمی سازمان های ذی ربط استفاده شده است و در شناسایی معیار های موثر بر موفقیت خوشه های صنعتی از مصاحبه ساختاریافته با خبرگان و فعالین صنعت و مرور سوابق پیشین و اسناد استفاده می شود. درگردآوری داده های هرصنعت با نظرسنجی از خبرگان از طریق پرسشنامه ها داده ها جمع آوری می شود. ۱۰-۱ روش تجزیه تحلیل جهت تحلیل داده ها در این پژوهش از روش های تصمیم گیری چند معیاره[۸] استفاده شده است.با توجه به در نظر گرفتن وجود رابطه داخلی میان شاخص ها با بهره گرفتن از فرایند تحلیل شبکه ای(ANP)[9] ، این صنعت ها رتبه بندی شده است. برای وزن دهی شاخص ها در هر صنعت از روش آنتروپی شانون[۱۰] استفاده شده است. ۱۱-۱ مراحل پژوهش
مراحل ابزار گردآوری ادبیات و مفاهیم اولیه استفاده از مطالعات کتابخانه ای شناسایی معیار(شاخص) موثر بر تشکیل خوشه صنعتی مطالعات کتابخانه ای، مرور ادبیات،مصاحبه با خبرگان شناسایی صنایع فعال و اولویت دار برای خوشه صنعتی مطالعه اسناد،مصاحبه با خبرگان گردآوری داده های هر صنعت از طریق نظرسنجی خبرگان پرسشنامه روش های تصمصم گیری چند معیاره، روش ANP رتبه بندی خوشه |
نمودار ۱-۱ مراحل پژوهش ۱۲-۱ موانع و محدودیت های تحقیق کمبود منابع اطلاعاتی قابل دسترس و زمان محدود جهت گردآوری داده ها ۱۳-۱ پیشینه تحقیق بر اساس تعریف پورتر[۱۱](۲۰۰۱) خوشه ها در واقع، همان تراکم جغرافیایی شرکتهای به هم مرتبط، عرضه کنندگان تخصصی، ارائه کنندگان خدمات، بنگاه های صنایع مرتبط و نهادهای همکار (از قبیل دانشگاهها، مؤسسات استاندارد وانجمن های تجاری) در حوزه های خاصی است که علاوه بر رقابت، با یکدیگر همکاری نیز می کنند. مفهوم خوشه در تعریفی که آلتنبرگ و اشتامر[۱۲] ارائه می کنند به این معناست که خوشه مجموعه ای نسبتاً بزرگ از بنگاه هاست که در محدوده مکانی خاصی قرار دارند، پیشینه تخصصی مشخصی دارند و در آن خوشه، تجارب بین بنگاهی و تخصص بنگاه ها چشم گیر است. در واقع خوشه های صنعتی شبکه ای محلی از بنگاه های کوچک و متوسط است که در مجموع یک بنگاه بزرگ نوآور را پدید می آورد اما تفاوت این بنگاه بزرگ نوآور با سایر بنگاههای بزرگ در این است که این بنگاه بزرگ، فاقد ساختار سلسله مراتبی است .Bell & Albu,1999)) الگوى الماس پورتر[۱۳]( ۱۹۹۰ ) بعنوان یک الگو پایه در تحلیل رقابت پذیرى یک صنعت بومى، یکی از چند الگوى محدود در تحقیقات تجارت بین الملل است که نشان می دهد رقابت ملی در سطح صنعتی معین، شامل چه مواردی است. پورتر در این الگو، رقابت پذیری را حاصل تعامل و برهم کنش چهار عامل اصلی می داند: ۱٫عوامل درونی،۲٫ شرایط تقاضای داخلی ، ۳٫صنایع مرتبط و حمایت کننده ، ۴٫راهبردی و ساختار و رقابت شرکت مهمترین ویژگی خوشه ها که همانا کارایی جمعی است مشروط به ایجاد شرایط زیر است:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- شاخصهای مناسبی در زمینه تحقیقات علمی و تکنولوژیکی در ئسترس نیست.
-
- بسیاری از خروجیهای نهایی مورد انتظار برای توسعه قابل قبول به طور واضح، مشخص نشده است(مروتی، ۱۳۸۹، ص۴۲).

۲-۸-۵ ارزیابی مالی این ارزیابی توسط نسبتهای مالی یا گزارشات و روش های نظیر سود و زیان، ترازنامه، بودجهبندی، تطابق بودجه، هزینهیابی بر مبنای فعالیت و … صورت میگیرد(خدامرادی، ۱۳۹۰، ص۴۹). ۲-۸-۶ عملکردمالی بانکها به منظور ارزیابی عملکرد مالی یک بانک، طبقه بندی درآمدها و هزینه های بانک امری ضروری است . به منظور ارزیابی کیفیت درآمدها و شناسایی دلایل تغییرات در میزان سودآوری یک بانک مشخص از سالی به سال دیگر و نیز مقایسه عملکرد مالی بانک های مختلف؛ اطلاعات مزبور ضروری هستند . به طور معمول، اطلاعات مربوط به عملکرد مالی شامل صورت سود و زیان است که درآمدها و هزینه ها را بر اساس ماهیت یا کارکردشان در بانک گروه بندی می نماید. صورتحساب سود و زیان نیز معمولا” شامل اقلام درآمد و هزینه بهره، حق الزحمه و کارمزد، درآمدهای غیربهره ای دیگر، هزینه های عملیاتی، افزایش هزینه ها برای پوشش زیان های اعتباری، دیگر اقلام استثنایی (فوق العاده)، هزینه های مالیاتی و درآمد خالص می شود. یادداشت های همراه صورت سود و زیان جزئیات بیشتری را در مورد طبقات مهم درآمد و هزینه فراهم می آورند. به منظور ارزیابی میزان تحقق سودهای موردانتظار، لازم است اثر اکتسابات انجام شده و فعالیت های کاری متوقف شده در طی سال افشا شوند . ارقام و نسبت های مهم می بایست شامل بازده متوسط سرمایه، بازده متوسط دارایی ها، مابه التفاوت خالص بهره(عبارت است از خالص درآمد ناشی از نرخ بهره تقسیم بر متوسط دارایی های بهره پذیر) ، و نسبت هزینه به درآمد باشند(ارجمندینژاد، ۱۳۸۵، ص۳۸). اطلاعات بخش های تجاری و جغرافیایی، به تجزیه و تحلیل عملکرد گذشته و ارزیابی چشم اندازهای آتی یاری می رساند. اگر بانک نقش هر یک از مناطق و فعالیت های مختلف خود را در عملکرد کلی مالی افشا نماید کاربر اطلاعات مالی می تواند به درک بهتری از کلیت عملکرد مالی آن بانک نائل آید . به خصوص، این اطلاعات به کاربران کمک می کند تا میزان تنوع در فعالیت های تجاری بانک و نیز سهم مناطق و بخش های تجاری خاصی را که ممکن است پرریسک تر از بقیه ارزیابی شوند، مورد بررسی قرار دهند . همچنین اطلاعات مزبور کمک می کند تا از اثری که تغییرات مهم بر روی کلیت یک بانک بر جای می گذارد (به عنوان مثال به دلیل اختلالات محلی)، آگاه شد(ارجمندینژاد، ۱۳۸۵، ص۳۹). در مورد فعالیت های کاری بانک، مدیریت از دانش مشروحی برخوردار است که افراد خارج از آن، فاقد چنین امتیازی هستند . از این رو مدیریت می تواند هم به بازار و هم به ناظران بانکی کمک بزرگی نماید . این امر میتواند از طریق تبادل نظر پیرامون عوامل مهمی که عملکرد مالی بانک را در طی سال مزبور متاثر نمودهاند، تشریح تفاوت های موجود بین عملکرد سال جاری و عملکرد سال های قبل و نیز بحث و بررسی پیرامون عواملی که به زعم آنان بر روی عملکرد مالی بانک در آینده تاثیر عمده ای خواهند داشت؛ صورت پذیرد(ارجمندینژاد، ۱۳۸۵، ص۳۹). ۲-۹ شناسایی معیارهای سودآوری بانکها صورتهای مالی محصول نهایی سیستم گزارشگری مالی است. از مهمترین اهداف تهیه صورتهای مالی مفید بودن آن برای طیفی وسیع از استفاده کنندگان اعم از درون سازمانی و برون سازمانی جهت اخذ تصمیمهای معقول است(رستمی، ۱۳۹۰، ص۴۸) . عوامل تعیین کننده سودآوری بانکها به دو گروه عوامل داخلی قابل کنترل مدیریت و عوامل بیرونی فراتر از مدیریت بانک تفکیک شده است. برای تعیین و شناسایی معیارهای سودآوری ایتدا به تعریف سود و سودآوری و مفاهیم آن، اشاره خواهد شد. ۲-۹-۱ مفاهیم سود و سودآوری - تعریف سود: سود یکی از متغیرترین مفاهیم در دنیای پیچیده تجارت است که شاید روزی فرا نرسد که بتوان از سود تعریفی ارائه نمود که مورد قبول همگان واقع شود درمیان تعاریف گوناگونی که تا کنون برای سود مطرح گردیده، تعاریف ذیل از جامعترین آنهاست: مک نیل مفهوم سود و زیان را اینگونه تعریف می کند: « سود عبارتست از افزایش در خالص ثروت سهامداران، و زیان عبارتست از کاهش در خالص ثروت سهامداران. این تعریف بسیار منحصر و مفید و روشن و از دیدگاه ریاضی قابل اثبات است.»(رضانژاد، ۱۳۸۹، ص۳). «سود از تغییر در حقوق صاحبان سهام یا تغییر در خالص داراییهای یک واحد تجاری طی یک دوره مالی ناشی میگردد به بیان دقیقتر، سود برآیند کلیه تغییرات در حقوق صاحبان سرمایه طی یک دوره مالی، به استثنای تغییرات ناشی از سرمایهگداری توسط صاحبان و توزیع منابع بین آنان باشد.»(عالیور، ۱۳۷۵، ص ۱۸) - سودآوری: توان شرکت یا موسسه در ایجاد درآمد کافی به گونهای که پس از پرداخت هزینههای جاری، مبلغی اضافی به نام سود برای شرکت باقی بماند (رستمی،۱۳۹۰، ص۵۸). طبق پاراگراف ۴۳ بیانیه شماره (۱۹ مفاهیم حسابداری)، هیئت استانداردهای حسابداری مالی بیان میکند اولین نقش سود اینست که عملکرد مالی دورهای یک موسسه را اندازهگیری کند. طبق این بیانیه استفاده کنندگان صورتهای مالی استفادههای گوناگونی از سود میکنند.. آنها می توانند عملکرد مدیریت را ارزیابی کنند، توان سودآوری شرکت را در یک افق طولانی ارزیابی کنند، سودهای آتی را پیشبینی کنند و مخاطرات سرمایهگذاری در شرکت یا اعتباردهی به آن را برآورده کنند. بر طبق بیانیه شماره ۶ مفاهیم حسابداری مالی استفاده ارزش تعهدی در حسابداری توسط هیئت استانداردهای حسابداری مالی الزامی شده است(مشایخی، ۱۳۸۸، ص۲) استفاده از سود بعنوان معیاری برای اندازه گیری دستاوردها و همچنین نشانهای از تصمیمات آتی مدیریت میباشد(شباهنگ، ۱۳۸۱، ص۱۷۹) - نسبتهای سودآوری: این نسبتها میزان سودآوری شرکت در یک دوره را نشان میدهند توانایی تحصیل سود و بازده کافی سرمایهگذاری، معیار سلامت مالی و مدیریت مؤثر شرکت است. معمولاً سرمایهگذاران مایل نیستند در شرکتهایی که توانایی سودآوری ضعیفی دارند سرمایه گذاری کنند. اعتباردهندگان نیز به اینگونه شرکتها علاقه ای ندارند زیرا ممکن است طلب آنها وصول نشود. برخی از نسبتهای مهمی که در نتایج عملیات شرکت را اندازه گیری می کنند به شرح زیر است: نسبت سود ناخالص، نسبت سود خالص، بازده سرمایه گذاری (RoI)، بازده مجموع داراییها(ROA)، بازده حقوق صاحبان سهام(ROE) (رستمی،۱۳۹۰،ص۴۵). ۲-۹-۲ عوامل تحت کنترل مدیریت (داخلی) در این قسمت به برخی از عواملی که قابلیت کنترل توسط مدیریت دارد، اشاره میشود. الف) سرمایه سرمایه در اقتصاد عبارتست از حق یا علاقه صاحبان یک موسسه نسبت به دارایی موسسه مذکور. این مبلغ از کم کردن بدهیهای موسسه از جمع دارایی آن بدست می آید(نبوی، ص ۸). سرمایه رکن مهم پشتوانه مالی هر بانک است که بانک را قادر میسازد هنگام رویارویی با مشکلات اقتصادی توانایی بازپرداخت بدهی خود را داشته باشد. نقش مهمی در ثبات مالی بانکها و انگیزههای ریسکپذیری آنها ایفا میکند. از آنجا که تضمین نگهداری وجوه منابع سرمایهیی معتبر موجب کاهش ریسکپذیری بانکها میگردد لذا یکی از شاخصهای مهم ارزیابی بانکها نسبت کفایت سرمایه است. این نسبت اولین بار در سال ۱۹۸۸ توسط کمیته بازل یه بانکهای دنیا معرفی گردید. کمیته بازل آن سال مجموعهای از شروط حداقل سرمایه را به بانکها پیشنهاد کرد که بعدها به پیمان بازل معروف شد(حسینی، ۱۳۸۵). در شرایط خاص اقتصادی و در زمان مقررات و آیین نامه های خاص، در هر کشور شرایطی ایجاد می شود که بانکها می بایست کفایت سرمایه خود را افزایش دهند که در این شرایط افزایش نسبت سرمایه به دارایی آن می تواند باعث کاهش ریسک گردد. البته این ممکن است بانکها را به پذیرش ریسک بیشتر در پرتفولیوی داراییهایشان به وسیله افزایش پرداخت اعتبارات و تسهیلات و وام ها به امید حداکثر کردن بازده های مورد انتظار و افزایش درآمد بانک تحریک کند. بنابراین احتمال رابطه مثبت بین نسبت سرمایه به داراییها و سودآوری بانک می تواند وجود داشته باشد(باقری، ۱۳۸۵، ص۹). نسبت کفایت سرمایه: لزوم نگهداری مقدار مشخصی سرمایه موضوعی است که اهمیت مورد توجه بانکها است. بانکها واسطه وجوه هستند یعنی وجه نقد را از سپردهگذاران گرفته و اقدام به اعطای تسهیلات مینمایند در این فرایند ممکن است برخی از وامگیرندگان قادر با مایل به پرداخت وام نباشد در این صورت تنها مبلغی که بانک میتواند به آن تکیه کند سرمایه بانک وجود داشته باشد که ما این رابطه را نسبت کفایت مینامیم. یا به عبارت دیگر نسبت سرمایه بانک به داراییهای توأم با ریسک آن نباید کمتر از ۸ درصد نباشد یعنی به ازای هر ۱۰۰ واحد دارایی ریسکپذیر با ضریب ریسک ۸ درصد معادل ۸% سرمایه مورد نیاز است(سباح، بیکمحمدی، ۱۳۷۸). کفایت سرمایه مناسب، مبنای هر سیستم بانکب سالم است. کارکرد اصلی این نسبت حمایت بانک در برابر زیانهای غیرمنتظره و نیز حمایت از سپردهگذاران و اعتباردهندگان است. به دلیل حفاظتی که این نسبت در برابر زیانهای وارده ایجاد میکند نگهداری سرمایه کافی منبع اصلی اعتماد عمومی به بانکها به طور اخص و به سیستم بانکی به طور اعم است به طور کلی نسبت کفایت سرمایه توانایی بانک در پاسخگویی به سپرده گذاران و سایر اشخاص ذینفع در بانکها(خریداران اوراق مشارکت و …) را در بحرانهای مالی، اقتصادی و سیاسی نشان میدهد(رستمی، ۱۳۹۱، ص۵۱ و ۵۲). در پژوهش حاضر مطالعه موردی بر مدیریت شعب بانک نمونه میباشد؛ که به دلیل منظور نشدن سرمایه در صورتهای مالی مدیریت شعب از این عامل استفاده نشده است. سرمایه در بانکها به صورت کلی و نه در قالب استانها(مدیریت شعب) منظور نمی گردد و فقط در صورتهای مالی که شامل کل کشور میباشد، در آن منظور و ارائه میگردد ب) تجهیز و تخصیص منابع: بانک ها به عنوان یکی از واسط هها ی مالی کلیدی نقش مهمی در برقراری ارتباط میان دارندگان منابع پولی مازاد و گروه های نیازمند این منابع برای توسعه و پیش برد فعالیت های اقتصادی خود دارند. در واقع بانکها از یک سو منابع مازاد در دست مردم در سمت عرضه بازار پول را جمع آوری و سپس آن ها را میان بخش های مختلف نیازمند منابع تخصیص می دهد حقیقت تسهیلات پرداختی است. برای کسب این درآمد (از طریق پرداخت تسهیلات) نیاز اصلی دسترسی و در اختیار داشتن منابع پولی مناسب است. با توجه به مشخص بودن حجم منابع در بازار پول اقتصاد دستیابی به سهم بیشتر از این منابع فضای رقابتی میان بانک های کشور ایجاد کرده است. بانک ها می کوشند از طریق ارتقای خدمات و محصولات خود ، زیباسازی شعب، افزایش کانال های ارتباطی با مشتریان و ارتقای توان نیروی انسانی خود سهم بیشتری از این منابع را به دست آورند . اهمیت تجهیز منابع در فضای رقابتی میان بانک ها به نحوی است که یکی از دغدغه ها و ابعاد کلیدی مدیریت نظام بانکی تبدیل شده است. مدیران بانکی از سطح رؤسای شعبه، مدیران مناطق یا استان ها و حتی مدیران عامل بانک ها همواره نیاز دارند تا به دقت آخرین وضعیت ترکیب منابع در اختیار ، تغییرات در آن ها و بررسی روندها و چرایی نوسانات را دنبال کرده و به آخرین اطلاعات در این زمینه دسترسی داشته باشند(فدایینژاد و دیگران، ۱۳۹۰، ص۵ و ۶). بانکها با افتتاح حسابهای مختلف و قبول پس اندازها، سپردههای کوتاهمدت و بلندمدت، ضمن نگهداری وجوهات بعنوان یک خدمت برای مشتریان خود، با بهره گرفتن از نیروی کار فیزیکی، اقدام به پرداخت تسهیلات، سرمایهگذاری مستقیم و سایر خدمات بانکی مینمایند. از مهمترین وظایف بانکها تامین نقدینگی اشخاص حقیقی و حقوقی برای سرمایه گذاری در زمینههای مختلف و خریدهای مصرفی آنها می باشد(شادکام، ۱۳۸۷، ص۹۴) کشور اصولاً سپرده ها خود به دو دستهی اصلی سپردههای دولتی و سپرده های مردمی تقسیم بندی میشوند. آنچه که به عنوان منابع برای بانک ها اهمیت ویژه ای دارد، سپرده های مردمی هستند که بیش از نود درصد رسوب منابع بان ک ها را به صورت عمومی به خود اختصاص می دهد. سپرده های دولتی عموماً شامل سپرده های جاری دولتی و سپرده های قرض الحسنه دولتی است(فدایینژاد و دیگران، ۱۳۹۰، ص۱۱). سپرده گذاری مردم نزد بانک ها دارای دو جنبه بااهمیت است: پولیهایی که مردم به بانک ها می سپارند، قدرت وام دهی بانک ها را افزایش داده و لذا بانک ها می توانند از محل پس اندازهای جمع شده وام های جدید بیشتری در جهت امور اقتصادی تامین کنند. اهمیت افزایش سپرده های مردم نزد بانک ها در این است که وقتی مردم ترجیح دهند پول خود را نزد بانکها نگهداری نمایند و کمتر برای خرج آن اقدام کنند، از حجم پول در گردش کاسته شده که این امر باعث کاهش نرخ تورم و در نتیجه افزایش قدرت خرید مردم می گردد. ج) نقدینگی: مدیریت نقدینگی یکی از بزرگ ترین چالش هایی است که س یستم بان ک داری با آن روبرو است. دلیل اصلی این چالش این است که بیشتر منابع بانک ها از محل سپرده های کوتاه مدت تامین مالی می شود . علاوه بر این تسهیلات اعطایی بانک ها صرف سرمایه گذاری در دارایی هایی می شود که درجه نقد شوندگی نسبتاً پایینی دارند. وظیفه اصلی بانک ایجاد توازن بین تعهدات کوتاه مدت مالی و سرمایهگذاریهای بلندمدت است. نگهداری مقادیر ناکافی نقدینگی بانک را با خطر عدم توانایی در ایفای تعهدات و در نتیجه ورشکستگی قرار می دهد. نگهداری مقادیر فراوان نقدینگی ، نوع خاصی از تخصیص ناکارآمد منابع است که باعث کاهش نرخ سو ددهی بانک به سپرده های مردم و در نتیجه از دست دادن بازار میشود. مدیریت نقدینگی به معنی توانایی بانک برای ایفای تعهدات مالی خود در طول زمان است. مدیریت نقدینگی در سطوح مختلفی صورت می گیرد . مدیریت نقدینگی نیازمند شناسائی خطرات در معرض آن و تغییرات ناشی از متغیرهای محیطی می باشد .ریسک نقدینگی بعنوان شاخصی جهت کنترل و مدیریت نقدینگی در دست مدیران قرار می گیرد(رستمیان، بابائی، ۱۳۸۸، ص۳). برای داشتن مدیریت مستمر نقدینگی باید به دو مورد تاکید شود(شمسکار، فریدونی، ۱۳۸۴، ص۷ و ۱۵): الف- گسترش یک ساختار مدیریت ریسک نقدینگی: مدیریت مناسب ریسک نقدینگی ، همراه با مدیریت انواع دیگر ریسک، برای بانک مستلزم تعیین یک راهکار است تا نسبت به نظارت موثر هیات مدیره و مدیران ارشد و نیز انجام عملیات اندازه گیری، مراقبت و کنترل ریسک نقدینگی تحت یک فرایند صحیح اطمینان حاصل کند. پیچیدگی فرایند مدیریت نقدینگی باید برای کلیه سطوح ریسک هایی که به بانک تحمیل میگردد، مناسب باشد. ب- اندازه گیری و مراقبت خالص منابع نقد مورد نیاز: وجود یک فرایند موثر اندازه گیری و مراقبت، برای مدیریت ریسک نقدینگی الز امی است. در یک سطح خیلی ابتدایی ، برای مشخص کردن توان بالقوه بانک در برابر هر گونه کسری پیش رو، اندازه گیری نقدینگی، با ارزیابی کلیه جریانات ورودی نقد در مقابل جریانات خروجی آن انجام میشود. این موارد نیازهای نقد برای تعهدات زیر خط را نیز شامل میشود. تکنیکهایی برای اندازه گیری ریسک نقدینگی استفاده می شود که گستره آن از محاسبات ساده شبیه سازی ایستا ، براساس دارایی های جاری بانک تا تکنیکهای مدل سازی بسیار پیچیده است . از آنجا که تمام بانک ها تحت تاثیر فضای ناشی از تغییرات اقتصادی و شرایط بازار قرار دارند، مراقبت و کنترل شرایط اقتصادی و روندهای بازار برای مدیریت ریسک نقدینگی بسیار مهم است. د) مدیریت ریسک: ریسک، نوعی عدم اطمینان به آینده است که قابلیت محاسبه را داشته باشد. اگر نتوان میزان عدم اطمینان به آینده را محاسبه کرد، ریسک نیست؛ بلکه فقط عدم اطمینان است؛ بههمین جهت بهدلیل محاسبه مقداری عدم اطمینان در قالب ریسک میتوان آن را مدیریت و کنترل کرد. ریسک در زبان چینیان نیز با دو علامت تعریف میشود که اولی بهمعنی خطر و دومی به مفهوم فرصت است(راعی، سعیدی، ۱۳۸۷، ص۴۶). ریسک عبارت است از احتمال تغییر در مزایا و منافع پیش بینی شده برای یک تصمیم، یک واقعه و یا یک حالت در آینده منظور از احتمال این است که اطمینانی به تغییرات نیست . در صورتی که اطمینان کافی نسبت به تغییرات وجود داشت، تغییرات مطمئن در چارچوب منافع و مزایای پیش بینی شده پوشش پیدا می کرد در حالی که عدم امکان پیش بینی ناشی از احتمالی بودن تغییرات، آن را به ریسک حاکم بر منافع و مزایا تبدیل کرده است(اداره مدیریت ریسک بانک سینا، ۱۳۸۸، ص۲). مدیریت ریسک فرایندی است که هدف آن کاهش امکان آثار زیان آور یک فعالیت از طریق اقدام آگاهانه برای پیش بینی حوادث ناخواسته و برنامه ریزی برای اجتناب از آنها می باشد . مهمترین ریسک هایی که سیستم بانک را با آن مواجه میکند ، به دسته های ذیل تقسیم بندی میشوند(اداره مدیریت ریسک بانک سینا، ۱۳۸۸، ص۴-۲): ریسک اعتباری : ریسک مربوط به زیان های ناشی از عدم بازپرداخت یا بازپرداخت با تأخیر اصل یا فرع وام از طرف مشتری ریسک بازار : ریسک مربوط به زیان های محتمل بر دار ایی های بانک براساس تغییرات و نوسانات عوامل بازار (مانند نرخ ارز، نرخ بهره، قیمت سهام و …)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول ۴-۲) رهنمودهایی برای طراحی موفقیت آمیز برنامه های اموزش از راه دور
 (Hal Gueutal, Dianna L. Stone (2005) ، ترجمه صائبی،۱۳۸۸؛ ۱۴۳) ۶-۸-۱-۲) تعهد کارمند : سرانجام، مدیریت منابع انسانی الکترونیک ابزاری است که بوسیله آن میتوان تعهد کارمندان را مورد سنجش قرار داد. تحقیقات مربوط به نگرش، نقش مهمی در تضمین تعهد کارمند[۵۰] دارد، با توجه به اینکه نیاز است تعهد کارمند به طور مستمر تحت کنترل قرار گیرد تا موانع احتمالی شناسایی شده و در برطرف کردن آن تلاش شود. بطور سنتی این تحقیقات تا ۱۸ ماه زمان میگرفت. فرایند تحقیق کامل ایجاد، تجزیه و تحلیل، تفسیر، تصمیم گیری و سرانجام انجام اقدامات لازم در رابطه با این نوع تحقیق یک فرایند بسیار طولانی است. برای کوتاه کردن این فرایند میتوان از تکنولوژی بهره برد. این نوع تحقیق را میتوان به صورت آنلاین برگزار کرد و به محض اینکه کارمندان آنرا جواب دادند میتوان داده ها را وارد سیستم کرده و آنالیز کرد. آنچه که قبلاً ماه ها وقت میگرفت امروزه میتوان در چند ساعت انجام داد. این بدین معنی است که یک مدیر می تواند بازخور مربوط به نگرش تیم خود را در برهههای زمانی کوتاهتر دریافت کرده و در انجام اقدامات اصلاحی در زمان واقعی کوشا باشد. باید توجه داشت که این نوع فرایند به این معنی نیست که تکنولوژی مباحث حاد منابع انسانی را حل خواهد کرد؛ بلکه تکنولوژی بعنوان کاتالیزوری است که تغییراتی در شیوه مدیریت منابع انسانی ایجاد می کند .(Wright & Dyer, 2000) به منظور نتیجه گیری از این بخش، یک نکته که باید مورد توجه قرار گیرد این است که فرآیندهای منابع انسانی ذکر شده در بالا مرتبط با مهمترین منابع در سازمان (یعنی کارمندان) میباشند . اجرا کردن فرآیندهای منابع انسانی بوسیله برنامه ریزی، ارتباطات، کارمندیابی، گزینش و مدیریت عملکرد اثربخش و فرآیندهای پاداش دهی و جبران خدمات با ساختار مناسب و آموزش و توسعه مناسب منجر به افزایش حفظ و نگهداری حیاتیترین منابع سازمان و تعهد آنان نسبت به سازمان خواهد شد .(Aghazadeh, 2003) ۹-۱-۲) همافزایی الکترونیکی و مدیریت منابع انسانی الکترونیک همافزایی الکترونیکی[۵۱]، متفاوت و توسعه یافتهتر از دیگر سیستمهای اطلاعاتی است. در حالیکه دیگر سیستمها متناسب با نوع وضعیت و ماهیت سازمان استفاده و با توجه به وظیفه ای که دارد در سازمان نصب و راه اندازی میشوند (همانند سیستم حسابداری، مدیریت منابع انسانی و برنامه ریزی منابع انسانی، مدیریت ارتباط با مشتری و مدیریت زنجیره تامین) اما همافزایی الکترونیک یک سیستم اداری پیشرو جامع مبتنی بر شبکه وب و در واقع نوع گسترش یافته سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی است که همه سیستمهای فوق را به صورت زیر سیستم در خود جای داده است و به وسیله آن همه اطلاعات بین افراد توزیع می شود. این سیستم، سازمان را قادر میسازد تا همه فرآیندها و عملیاتهایش را از قبیل مدیریت روابط با مشتری، سرویس خدمات مشتری، جریان الکترونیکی کار، مدیریت دانش و اسناد و مدارک، بازاریابی و برنامه های فروش، استخدام و برنامه ریزی منابع مدیریت کند. در واقع همافزایی الکترونیک یک راه حل مدیریتی کسب و کار مبتنی بر وب است که افراد، فرآیندها و دانشی که برای سازمان مهمتر است را فراهم می کند. مزایایی که این نحوه اندیشیدن و نگاه به مسائل به دنبال دارد عبارتند از: بازگشت سریع تر سرمایه و کاهش هزینه دسترسی سریع تر و بهتر به اطلاعات بهبود تصمیم گیری تعامل شخص با مشتری و عرضه کنندگان مواد اولیه روابط تجاری قویتر جهتدهی درست و مناسب به فرایند کسب و کار از مزایای مهم همافزایی الکترونیک آن است که هم کاربرد داخلی و هم خارجی این امکان را دارند تا با ورود به این وبگاه و بصورت بهنگام به هر نوع اطلاعات در هر ساعتی از شبانه روز که نیاز دارند دست یافته و تصمیم مناسب را بگیرند. بخشهای مختلف این سیستم هر زمانی که اراده نمایند میتوانند وارد بخشهای دیگر شده و از اطلاعات موجود استفاده نمایند(Babaei nivlouei, 2014) . مطابق با شکل ، سیستمهای همافزایی الکترونیکی شامل اجزای زیر میباشد: مدیریت منابع انسانی الکترونیک سیستم پشتیبانی الکترونیک[۵۲] مدیریت ارتباط الکترونیک با مشتری[۵۳] جریان کار الکترونیک[۵۴] مستندات الکترونیک[۵۵] پروژه الکترونیک[۵۶] سیستم مالی الکترونیک[۵۷] همانطور که اشاره شد، مدیریت منابع انسانی الکترونیک یکی از اجزاری همافزایی الکترونیک و در واقع مهمترین جز آن میباشد . کابران داخلی مدیریت فروشندگان منابع انسانی حسابداری بازاریابی تولید مهندسی کابران خارجی مشتریان شرکاء عرضه کنندگان مطبوعات پیمانکاران اجتماع سیستم پشتیبانی الکترونیک e-CRM سیستم اطلاعات سیستم مالی الکترونیک e-HRM جریان کار الکترونیکی پروژه الکترونیک مستندات الکتر ونیک جریان کار پورتال شکل ۴-۲) مدل مفهومی هم افزایی الکترونیک منبع: (Babaei nivlouei, 2014) ۱۰-۱-۲) اجزاء مدیریت منابع انسانی الکترونیک برای نشان دادن اجزای مدیریت منابع انسانی الکترونیک، تحقیقی توسط استروهمیر (۲۰۰۷) انجام شده است که با بررسی تمامی ادبیات مربوط به مدیریت منابع انسانی الکترونیک، اجزای آن را در مدل زیر بدین شرح بیان نموده است. این چارچوب بین محتوا، قالب و طرح و نتایج مدیریت منابع انسانی الکترونیک تفاوت قائل شده و بیان میدارد که شکل و قالب، تعیین کننده نتایج مدیریت منابع انسانی الکترونیک است، در حالیکه قالب و نتایج ممکن است توسط عوامل محتوایی تعدیل شده و یا به همان صورت مورد استفاده قرار گیرد. البته مدیریت منابع انسانی الکترونیک یک پدیده چند سطحی بوده و دارای ماهیتی عینی میباشد و بازیگران انفرادی در درون گروههایی در سازمان با یکدیگر تعامل داشته و در عین حال با سایر سازمانها سر و کار دارند. در مناسبترین و مربوطترین سطوح، چارچوب عموماً بین افراد با سطوح خرد و کلان محتوا، پیکره بندی و قالب و نتایج و پیامدها تمایز قایل می شود. مفهوم و محتوای
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳.۴ مقایسه الگوریتمها ۵۲ ۵۲ ۳.۴.۲ معیار بیشترین گسترش ۵۲ ۳.۴.۳ معیار یکنواختی ۵۳ ۳.۴.۴ معیار تعداد جوابهای آرشیو پارتو ۵۳ ۳.۴.۵ معیار پوشش مجموعه ۵۳ فصل۴ تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیات ۵۴ ۴.۱ مقدمه ۵۵ ۴.۲ نحوه تولید داده ها ۵۵ ۴.۲.۱ تولید مسئله ۵۵ ۴.۲.۲ تولید متغیرها ۵۷ ۴.۲.۳ نمونه داده ۵۷ ۴.۳ تنظیم پارامترها ۵۹ ۴.۳.۱ الگوریتم NSGAΙΙ ۶۰ ۴.۳.۲ الگوریتم MOPSO 62 ۴.۴ نتایج اجرای الگوریتمها ۶۵ ۴.۵ مقایسه عملکرد الگوریتمها ۷۰ ۴.۶ نتیجه گیری ۷۶ فصل۵ نتیجه گیری و پیشنهادات ۷۷ ۵.۱ مقدمه ۷۸ ۵.۲ پاسخ به اهداف تحقیق ۷۸ ۵.۳ پاسخ به سوالات تحقیق ۷۸ ۵.۴ محدودیتهای مطالعه ۸۷ ۵٫۵ پیشنهادات برای تحقیقات آتی ۸۷
 منابع و مراجع ۸۸ پیوست……………………………………………………………………………………………………………………۹۲
شکل ۲.۱ شمای کلی یک زنجیره تأمین. ۱۲ شکل ۲.۲ نمودار موجودی-زمان در سیستمهای نقطه سفارش. ۱۶ شکل ۲.۳ نمودار موجودی-زمان در سیستمهای مرور دورهای. ۱۷ شکل ۲.۴ مدل مقدار اقتصادی سفارش. ۱۹ شکل ۳.۱ شماتیک زنجیره تأمین مورد مطالعه. ۳۸ شکل ۳.۲ فرایند تولید جمعیت الگوریتم NSGAΙΙ . ۴۵ شکل ۴.۱ نمودار همگرایی (جبهه پارتو) الگوریتم NSGAΙΙ. ۶۱ شکل ۴.۲ نمودار همگرایی (میانگین فاصله از نقطه ایدهآل) الگوریتم NSGAΙΙ. ۶۲ شکل ۴.۳ نمودار همگرایی (جبهه پارتو) الگوریتم MOPSO. 64 شکل ۴.۴ نمودار همگرایی (میانگین فاصله از نقطه ایدهآل) الگوریتم MOPSO. 64 شکل ۵.۱ روند تغییرات معیار فاصله از نقطه ایدهآل برای دو الگوریتم NSGAΙΙ و MOPSO. 82 شکل ۵.۲ روند تغییرات معیار بیشترین گسترش برای دو الگوریتم NSGAΙΙ و MOPSO. 82 شکل ۵.۳ روند تغییرات معیار یکنواختی برای دو الگوریتم NSGAΙΙ و MOPSO. 83 شکل ۵.۴ روند تغییرات معیار تعداد نقاط جبهه پارتو برای دو الگوریتم NSGAΙΙ و MOPSO. 83 شکل ۵.۵ روند تغییرات معیار پوشش مجموعه برای دو الگوریتم NSGAΙΙ و MOPSO. 84 شکل ۵.۶ خروجی طراحی آزمایشات برای تنظیم پارامتر الگوریتم NSGA (مسائل کوچک). ۸۵
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
موقعیت یابی استراتژیک
۸۶
۱.۶۰
۳.۸۰
۲.۷۷
۰.۴۸۶
۱۷.۵۵
بر اساس نتایج فرضیه فرعی اول مشخص شد ویژگی های فنی بر تجزیه و تحلیل موقعیت یابی فیزیکی اثر گذار است و لذا شرکت با بکارگیری بهترین جنس ورق در تولید درب ها می تواند سبب ایجاد موقعیت برتر فیزیکی در ارتباط با ویژگی های فنی شود. چون ویژگی های فیزیکی بر تجزیه و تحلیل موقعیت یابی فیزیکی اثرگذار نیست، شرکت بایستی با تلاش برای عدم اثرگذاری صرفه جویی به مقیاس بر نقاشی و عمر محصولات، افزایش کیفیت بالای محصولات ، افزایش طول عمر محصولات، و مقایسههای فیزیکی با تعیین مشخصات فیزیکی کلیدی محصول موجب بهبود موقعیت فیزیکی خود در ارتباط با ویژگی های فیزیکی شود. معیارهای عینی نیز بر تجزیه و تحلیل موقعیت یابی فیزیکی اثرگذار نیست. دلیل این امر عدم ارائه ی تسهیلات خرید ویژه توسط شرکت به بازارهای خاص نظیر خریداران با القوه و شرکت های دولتی و خصوصی بزرگ می باشد که این موضوع بایستی بهبود یابد. شرکت نودر بایستی بین واحد تحقیقات و واحد بازاریابی در توجه و پاسخگویی به نیاز مشتریان در بازار رقابتی هماهنگی ایجاد کند تا به موقعیت برتر ادراکی در ارتباط با نیازهای مشتری دست یابد، همچنین با قابل درک و مناسب کردن تسهیلات خرید برای مشتریان سبب ایجاد موقعیت برتر ادراکی در ارتباط با ویژگی های ادراکی شود.
 بر اساس نتایج فرضیه فرعی ششم مشخص شد معیارهای ذهنی بر تجزیه و تحلیل موقعیت یابی ادراکی اثرگذار است. بنابراین شرکت نودر می تواند با ارائه ی رنگ ها و طرح های متنوع محصولات، اثربخش کردن هزینه های تحقیقاتی، انعطاف پذیری در طراحی، زیبایی، و رنگ محصولات، و سازشکاری با محیط در حال تغییر سبب حفظ موقعیت برتر ادراکی در ارتباط با معیارهای ذهنی شود. باید توجه داشت که بکارگیری صرفه جویی به مقیاس در تولید محصولات و همچنین افزایش کیفیت و طول عمر محصولات می تواند سبب ایجاد موقعیت برتر استراتژیک شرکت نودر در ارتباط با موقعیت یابی فیزیکی گردد. بر اساس نتایج فرضیه اهم دوم مشخص گردید که رابطهی معناداری بین موقعیت یابی ادراکی و موقعیت یابی استراتژیک وجود دارد. بنابراین شرکت نودر می تواند با افزایش میزان خوش قولی و رعایت اخلاقیات از زمان عقد قرارداد با مشتری تا زمان نصب و ارائه ی محصول می تواند سبب ایجاد موقعیت برتر استراتژیک در ارتباط با موقعیت یابی ادراکی شود.
۵-۵) پیشنهادها
با توجه به مبانی نظری، اهداف تحقیق، و تحلیل یافته ها، پیشنهادهای زیر مبنی بر فرضیات تحقیق و یافته های محقق به مدیران و سایر محققان ارائه میشود:
۱-۵-۵) پیشنهادهایی بر پایه فرضیات تحقیق و یافته ها
- با توجه به یافته ها از آزمون فرضیه فرعی اول و اینکه ویژگی های فنی بر تجزیه و تحلیل موقعیت یابی فیزیکی اثرگذار است، و همچنین بدلیل اینکه شرکت نودر توانسته است صرفه جویی به مقیاس را با کمترین اثر منفی بر قیمت محصولات و جنس ورق بصورتی که مورد نظر مشتریان باشد اجرا کند، لذا برای حفظ موقعیت فیزیکی بایستی برای تداوم این روند و عدم انحراف از آن تلاش نماید
- یافته های آزمون فرضیه فرعی دوم نشان می دهد که ویژگی های فیزیکی بر تجزیه و تحلیل موقعیت یابی فیزیکی اثرگذار نیست. دلیل عمده ی این امر این است که صرفه جویی به مقیاس اثری منفی بر طول عمر محصولات شرکت گذاشته است. در واقع میانگین اثر صرفه جویی به مقیاس در عمر درب در سطح پایینی قرار دارد (۲.۹۲)، و لذا شرکت نودر برای دستیابی به موقعیت یابی فیزیکی با توجه به ویژگی های فیزیکی بایستی برای بهبود اثر صرفه جویی به مقیاس در عمر محصولات تولیدی تلاش کند.
- بر این اساس که معیارهای عینی بر تجزیه و تحلیل موقعیت یابی فیزیکی اثرگذار نیست (آزمون فرضیه فرعی سوم)، و از آن جهت که میانگین اثرگذاری تسهیلات خرید در قیمت محصولات در سطح پایینی قرار دارد (۳.۵۴)، شرکت نودر باید برای بهبود اثرگذاری تسهیلات خرید در قیمت محصولات تولیدی تلاش کند یعنی تسهیلات خرید محصولات را بصورتی ارائه نماید که قیمت محصولات بالا نرود.
- مطابق با این واقعیت که نیازهای مشتری بر تجزیه و تحلیل موقعیت یابی ادراکی اثرگذار نیست (آزمون فرضیه فرعی چهارم)، و از آن جهت که میانگین هماهنگی واحد تحقیقات و واحد بازاریابی، در توجه به نیاز مشتری در سطح پایینی قرار دارد (۳.۰۶)، شرکت نودر باید برای بهبود هماهنگی واحد تحقیقات و واحد بازاریابی، در توجه به نیاز مشتری تلاش کند.
- دلیل عمده اینکه ویژگی های ادراکی بر تجزیه و تحلیل موقعیت یابی ادراکی اثرگذار نیست (آزمون فرضیه فرعی پنجم) این است که میانگین قابل درک و مناسب بودن تسهیلات خرید برای مشتریان در سطح پایینی قرار دارد (۲.۹۴). شرکت نودر باید با فراهم آوردن تسهیلات مناسب و به صرفه ی خرید بصورت اقساط بلند مدت و کوتاه مدت، فروش بصورت چک، و یا ارائه ی وام های خرید با کارمزد کم برای قابل درک و مناسب کردن تسهیلات خرید برای مشتریان تلاش کند.
- با توجه به یافته های آزمون فرضیه فرعی ششم و اینکه معیارهای ذهنی بر تجزیه و تحلیل موقعیت یابی ادراکی تاثیر مثبت معنادار دارد، شرکت نودر بایستی با تداوم توانایی شرکت در سازشکاری با محیط در حال تغییر بازار در ارائه ی محصولات با رنگ ها، طرح ها، و ابعاد متنوع که نقطه ی قوت شرکت از دیدگاه معیارهای ذهنی می باشند، در حفظ موقعیت یابی ادراکی تلاش کند.
- مطابق با نتیجه آزمون فرضیه اهم اول که بین موقعیت یابی فیزیکی و موقعیت یابی استراتژیک یک رابطه معنادار وجود دارد. بنابراین شرکت نودر بایستی با تداوم کاهش هزینه های نگهداری، افزایش عمر مفید مورد نظر مشتریان در محصولات، و همچنین ادامه ی تخصیص هزینه های تحقیقاتی برای بهبود عمر و کیفیت محصولات که نقطه ی قوت شرکت از دیدگاه موقعیت یابی فیزیکی می باشند، در حفظ موقعیت یابی استراتژیک تلاش کند.
- بر اساس آزمون فرضیه اهم دوم که بین موقعیت یابی ادراکی و موقعیت یابی استراتژیک یک رابطه معنادار وجود دارد. بنابراین شرکت نودر بایستی با تداوم میزان خوش قولی خود و رعایت اخلاقیات از زمان عقد قرارداد با مشتری تا زمان نصب و ارائه ی محصول و همچنین حفظ استاندارد مناسب محصولات که نقطه ی قوت شرکت از دیدگاه موقعیت یابی ادراکی می باشند، در حفظ موقعیت یابی استراتژیک تلاش کند.
- اختصاص بودجه برای شرکت در نمایشگاه های ملی و بین المللی به منظور افزایش توان رقابت در بازار
- مشارکت دادن بازاریابان و کارشناسان فروش شرکت در مباحث تحقیق و توسعه. از این طریق می توان با ایجاد اعتماد، نیازهای خاص هر یک از گروه های مشتریان را درک کرد و در بهبود ارائه ی خدمات به آن ها تلاش ورزید.
- ایجاد مزایا و مشوق هایی برای بازاریابان، کارشناسان فروش، محققان، و کارمندان سازمان جهت رضایتمندی نهایی بازار از محصولات و خدمات شرکت.
- ارائه ی چندین بسته ی مختلف تسهیلات خرید، تسهیلات مناسب از لحاظ حمل و نقل، و انبارداری مناسب برای محصولات.
- از عناصر مطلع و آگاه در زمینه ی دست یابی به موقعیت برتر استراتژیک در ایران و سراسر دنیا استفاده شود.
- بازنگری و اعلام تعارضات موجود در رابطه بین واحد تحقیقات و واحد بازاریابی در مطالعه در مورد طرح و تنوع محصولات و توجه به نیاز مشتری.
- استفاده از تکنولوژی روز برای تولید محصولات با کمترین هزینه و ضایعات و بالاترین بازدهی و بهره وری.
- تسهیل شرایط و حمایت از نمایندگی های فعال در شهرستان های مختلف. ذکر این توضیح ضروری به نظر می رسد که موقعیت برتر استراتژیک رابطه مستقیمی با موقعیت برتر شرکت در نقاط مختلف جغرافیایی دارد.
۱. شناسایی مجموعهای روا از محصولات رقابتی عرضه شده به یک بازار هدف ۲. شناسایی مجموعهای از ویژگیهای تعیینکنندهای که جایگاه محصولات موجود را مشخص میسازند ۳. جمع آوری نظرات نمونهای از مشتریان و مشتریان بالقوه نسبت به هر محصول با توجه به ویژگیهای تعیینکننده فوق ۴. تعیین جایگاه فعلی محصول (موقعیتیابی) و میزان اهمیت آن نزد مشتری ۵. تعیین برترین ترکیب ویژگیهای تعیینکننده نزد مشتری ۶. بررسی ارتباط میان برتریهای بخشهای بازار با موفقیت فعلی محصولات (موقعیتیابی بازار) شناسایی نیازهای تأمین شده مشتریان ۷. تهیه گزارشی جامع به منظور کمک به فرایند طراحی و اجرای استراتژی بازاریابی
نگاره ۱-۵ مدل فرایندی برای دستیابی به ابعاد موقعیتیابی (اورویل سی واکر و همکاران، ۱۳۸۳، ۳۲۳)
- مامور کردن کارمندان شرکت برای حضور در شرکت های دارای موقعیت برتر استراتژیک در ایران و همچنین سراسر دنیا به منظور درک بیشتر نقاط قوت، نقاط ضعف، مشکلات، نیازها، فرصت ها، و تهدیدات پیش روی این سازمان ها برای حفظ موقعیت برتر استراتژیک.
- اجرای کامل مدل فرایندی برای دستیابی به ابعاد موقعیتیابی استراتژیک در شرکت (نگاره ۱-۵).
۶-۵) محدودیت ها
- بدین دلیل که تاکنون در زمینه ی موقعیت یابی استراتژیک مقاله یا پایان نامه ی فارسی کار نشده است، بزرگترین مشکل و محدودیت عدم دسترسی به منابع مورد نظر بوده است.
- عدم دسترسی دائم به اعضای هیئت مدیره ی شرکت جهت دریافت داده ها.
- عدم امکان بررسی متغیر “موقعیت ادراکی نام تجاری” مؤثر بر موقعیت یابی ادراکی شرکت به دلیل عدم امکان تعیین موقعیت نام تجاری در ایران و جایگزینی دیگر متغیر مؤثر بر موقعیت یابی ادراکی به نام “توجه به نیاز مشتری” به جای آن.
۷-۵) پیشنهادهایی برای محققان آتی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با بهره گرفتن از فرموله سازی مسائل CSP به صورت مسائل جستجو، میتوان از هر یک از الگوریتمهای جستجو برای حل این مسائل استفاده کرد.
 از آنجایی که هر راهحل یک انتساب کامل میباشد بنابراین اگر مسأله ای دارای n متغیر باشد آنگاه راه حل در عمق n یافت خواهد شد و درخت جستجو نیز دارای عمق n میباشد. با توجه به این جستجوی عمقی برای CSP ها مناسبترند. از آنجایی که مسیری که از طریق آن به هدف میرسیم چندان اهمیتی ندارد بنابراین میتوانیم از فرموله سازی حالت کامل[۱۶] استفاده کنیم که در آن هر حالت یک انتساب کامل میباشد که ممکن است برخی از محدودیتها را ارضا نکند. از الگوریتمهای جستجوی محلی مانند تپه نوردی میتوان برای حل این مسائل استفاده نمود.
بهبود کارآیی الگوریتمهای جستجو توسط توابع اکتشافی سیستمهای پیچیده اجتماعی، تعداد زیادی از مسائلِ دارایِ طبیعتِ ترکیباتی را پیش روی ما قرار میدهند. مسیر کامیونهای حملونقل باید تعیین شود، انبارها یا نقاط فروش محصولات باید جایابی شوند، شبکههای ارتباطی باید طراحی شوند، کانتینرها باید بارگیری شوند، رابطهای رادیویی میبایست دارای فرکانس مناسب باشند، مواد اولیه چوب، فلز، شیشه و چرم باید به اندازههای لازم بریده شوند؛ از این دست مسائل بیشمارند. تئوری پیچیدگی به ما میگوید که زمان حل مسائل ترکیباتی اغلب چندجملهای نیستند. این مسائل در اندازههای کاربردی و عملی خود به قدری بزرگ هستند که نمیتوان جواب بهینۀ آنها را در مدت زمان قابل پذیرش به دست آورد. با این وجود، این مسائل باید حل شوند و بنابراین چارهای نیست که به جوابهای زیر بهینه بسنده نمود؛ به گونهای که دارای کیفیت قابل پذیرش بوده و در مدت زمان قابل پذیرش به دست آیند. چندین رویکرد برای طراحی جوابهای با کیفیت قابل پذیرش تحت محدودیت زمانی قابل پذیرش پیشنهاد شده است. الگوریتمهایی وجود دارند که میتوانند یافتن جوابهای خوب در فاصله مشخصی از جواب بهینه را تضمین کنند که به آنها الگوریتمهای تقریبی میگویند. الگوریتمهای دیگری هستند که تضمین میدهند با احتمال بالا جواب نزدیک بهینه تولید کنند که به آنها الگوریتمهای احتمالی گفته میشود. جدای از این دو دسته، میتوان الگوریتمهایی را پذیرفت که هیچ تضمینی در ارائه جواب ندارند اما بر اساس شواهد و سوابق نتایج آنها، به طور متوسط بهترین تقابل کیفیت و زمان حل برای مسأله مورد بررسی را به همراه داشتهاند؛ به این الگوریتمها، الگوریتمهای اکتشافی گفته میشود. توابع اکتشافی عبارتند از معیارها، روشها یا اصولی برای تصمیمگیری بین چندین خطمشی و انتخاب اثربخشترین برای دستیابی به اهداف موردنظر. توابع اکتشافی نتیجه برقراری اعتدال بین دو نیاز هستند: نیاز به ساخت معیارهای ساده و در همان زمان توانایی تمایز درست بین انتخابهای خوب و بد. خاصیت توابع اکتشافی خوب این است که ابزار سادهای برای تشخیص خط مشیهای بهتر ارائه دهند و در حالی که به صورت شرطی لازم، تشخیص خطمشیهای اثربخش را تضمین نمیکنند اما اغلب به صورت شرط کافی این تضمین را فراهم آورند. بیشتر مسائل پیچیده نیازمند ارزیابی تعداد انبوهی از حالتهای ممکن برای تعیین یک جواب دقیق میباشند. زمان لازم برای یافتن یک جواب دقیق اغلب بیشتر از یک طول عمر است. توابع اکتشافی با بهره گرفتن از روشهایی که نیازمند ارزیابیهای کمتر هستند و جوابهایی در محدودیتهای زمانی قابل قبول ارائه مینمایند، دارای نقشی اثربخش در حل چنین مسائلی خواهند بود. الگوریتمهای جستجو اغلب برای افزایش کارایی به دانش مرتبط با جهان مسأله نیاز دارند، اما مسائل CSP میتوانند بدون دانش وابسته به جهان مسأله به صورت کارایی حل شوند. روش های عمومی قادرند با پاسخ به سوالات زیر توابع اکتشافی عمومی مناسبی را جهت افزایش کارایی الگوریتمهای حل مسائل CSP پیشنهاد دهند: متغیر بعدی که قرار است مقدار بگیرد کدام است؟[۱۷] مقدار گیری بر اساس چه ترتیبی انجام شود؟[۱۸] مقداردهی متغیر جاری چه پیامدهایی برای سایر متغیرهای انتساب نیافته دارد؟ [۱۹] چگونه میتوان از تکرار مسیرهای منجر به شکست جلوگیری کرد؟[۲۰] برخی از این توابع اکتشافی عبارتند از: تابع اکتشافی حداقل مقادیر باقیمانده(MRV[21]) این تابع اکتشافی برای انتخاب متغیر بعدی که مقدار نگرفته است متغیری با کمترین مقادیر مجاز را انتخاب می کند. نامهای دیگر این تابع اکتشافی محدودترین متغیر[۲۲] و اولین شکست[۲۳] میباشند. علت نامگذاری اولین شکست آن است که اینگونه متغیرها، به احتمال زیاد به زودی به حالت شکست خواهد رسید. ۲- تابع اکتشافی بالاترین درجه (MCO[24]) اگر تمام دامنه ها دارای یک اندازه باشند، تابع اکتشافی MRV نخواهد توانست در انتخاب اول هیچ کمکی بکند. تابع اکتشافی بالاترین درجه متغیر داری بالاترین درجه محدودیت در مقایسه با سایر متغیرهای مقدار نگرفته را انتخاب می کند. ۳- تابع اکتشافی مقدار با حداقل محدودیت (LCV[25]) پس از انتخاب متغیر، مقدار خاصی برای انتساب باید انتخاب شود. تابع اکتشافی مقدار با حداقل محدودیت، مقداری را برای یک متغیر انتخاب می کند که در گراف محدودیت باعث ایجاد کمترین محدودیت در متغیرهای مجاور گردد. در شکل ۱-۳ عملکرد این توابع اکتشافی برای رنگ آمیزی نقشه ایالات و نواحی استرالیا به نحوی که هیچ دو ناحیه ای رنگ یکسان نداشته باشند نشان داده شده است. (الف) تابع اکتشافی LCV تابع اکتشافی MRV تابع اکتشافی درجه (ب) شکل ۱-۳ (الف) ایالات و نواحی استرالیا. رنگ آمیزی این نقشه می تواند به صورت مسأله ارضاء محدودیت نمایش داده شود. هدف انتساب رنگها به هر ناحیه است، چنانچه هیچ دو ناحیه همسایه ای رنگ یکسان نداشته باشند. قسمت (ب) نحوه عملکرد توابع اکتشافی مختلف بر روی این نقشه نشان میدهد [۲] .
محدودیتهای ویژه برخی از محدودیتها آنقدر زیاد در مسائل اتفاق میافتند که میتوان آنها را به عنوان حالتهای خاص بررسی کرد. محدودیت Alldiff : همه متغیرها بایستی مقادیر متفاوت داشته باشند. مسأله ۸-وزیر یا پازل ریاضیات رمزی از این دسته محدودیتها دارد. به شکلی رسمیتر میتوان محدودیت Alldiff را به صورت زیر تعریف کرد[۵۶]: با داشتن یک مجموعه از متغیرهای X={x1, x2, . . . , xn} با دامنه های D1, . . . , Dn ، مجموعه ای از چندتایی های مجاز به وسیله Alldiff(X) عبارتند از: { (d1, d2, . . . , dn) | di ϵ Di , di ≠ dj i ≠ j } محدودیت Atmost یا Resource: مقدار همه متغیرها بایستی حداکثر یک مقدار مشخص باشد.
کاربرد جستجوهای محلی در حل مسائل ارضاء محدودیت الگوریتمهای جستجوی محلی برای حل بسیاری از مسائل CSPبسیار موثرند. در این حالت از فرموله سازی حالت کامل استفاده می شود که در آن در ابتدا به هر متغیر حالت اولیه ای نسبت داده می شود و سپس در هر مرحله تابع مابعد مقدار یکی از متغیرها را تغییر میدهد. به عنوان مثال در مسأله ۸-وزیر در ابتدا هر وزیر به تصادف درون یک ستون قرار میگیرد و سپس تابع مابعد یک وزیر را انتخاب نموده و آن را به جای دیگری درون همان ستون منتقل می کند. در انتخاب یک مقدار جدید برای یک متغیر، تابع اکتشافی حداقل تناقض ها[۲۶] بهترین اکتشاف میباشد. این تابع همواره مقداری را انتخاب می کند که کمترین برخورد را با سایر متغیرها ایجاد می کند.
ساختار مسأله منظور از ساختار مسأله در مسائل CSP نحوه بیان محدودیتهاست. پیچیدگی حل یک CSP به شدت وابسته به ساختار گراف محدودیت است. گاهی میتوان از ساختار مسأله به منظور شناخت سریع و آسان راه حل استفاده نمود. اصولا مسائل CSP به صورت گراف محدودیت بیان میشوند که در موارد خاص میتوان این ساختار را تا حدودی ساده تر کرد، همانگونه که تنها راه برخورد با مسائل دشوار دنیای واقعی، تجزیه این مسائل به مسائل کوچکتر است. اولین راه برای این کار شناخت زیر مسأله های مستقل درگراف است. به عنوان مثال در شکل زیر T قسمتی مجزا از سایر متغیرهاست. به عبارتی رنگ آمیزی T و رنگ آمیزی سایر گرهها دو مسأله مستقل هستند پس هر جوابی برای T و هر جوابی برای سایر گرهها، در کنار هم جواب نهایی را تشکیل می دهند. متأسفانه این قبیل مسائل بسیار نادر هستند. شکل ۱-۴ زیرمسأله های مستقل در گراف محدودیت[۲]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اقدام بعدی تغلیظ انتخابی شیر به وسیله صافیهای غشایی (UF) است. این عمل در واحد UF با بهره گرفتن از ماشین آلات بسیار پیشرفته، تحت دما و فشار معین در غشاهای مخصوص انجام میگیرد. شیر در حدود پنج به یک تغلیظ شده، به واحد پاستوریزاتور نهایی هدایت و بعد از هموژنیزاسیون و پاستوریزاسیون و متعادلسازی دمای آن به مخازن ویژه محصول نهایی به نام مخازن تخمیر اولیه ارسال میگردد. در این مخازن برای تأمین مزه پنیر به آن استارتر کالچر اضافه میشود.
 پرکردن و بسته بندی: چهارمین مرحله از فرایند تولید پرکردن لیوانها از شیر غلیظ حاوی استارتر است. تمامی لیوانها در اندازههای مورد نظر ( ۲۰۰ و ۴۵۰ و ۵۰۰ گرمی ) قبل از پر شدن با اشعهUV ضدعفونی میگردند و سپس مقدار مشخصی از شیر غلیظ، با توجه به حجم لیوان، با نسبت معینی از محلول مایه پنیر مخلوط شده و به صورت اتوماتیک در لیوان ریخته میشود. محتوی لیوانها ضمن گذر از تونل انعقاد، منعقد شده و سپس به دستگاه بستهبندی هدایت میگردد. در این دستگاه، ابتدا به طور اتوماتیک در هر لیوان یک برگ کاغذ مخصوص به نام پارچمنت گذاشته شده و بعد با توجه به حجم محتوی لیوان، (حدود ۲ تا ۳ درصد) نمک به نسبت معینی ریخته میشود. ضمن خروج هر لیوان از دستگاه، ورقـه آلومینیومی روی آن نهـاده شده و بستهبندی میگردد و اطلاعاتی شامل تاریخ تولید، سری تولید، بهترین تاریخ مصرف، قیمت و … به وسیله دستگاه چاپگر، روی لیوان نوشته میشود. در پایان لیوانها با توجه به حجمشان در کارتنهای مخصوص بستهبندی میشوند. نگهداری در اتاق تخمیر: جهت تکمیل فرایند تولید، پنیرهای تولیدی به مدت زمان لازم در اتاق تخمیر نگهداری میشود . محصولات تولیدی نهایی، پس از نمونهبرداری توسط واحد کنترل کیفیت و کنترلهای شیمیایی و فیزیکی و میکروبی به سردخانه منتقل میشود. واحد کنترل کیفیت در تمام مراحل نگهداری در سردخانه، بارگیری، حمل و توزیع، یعنی تا رسیدن محصول بهدست مصرفکننده نیز نظارت مستمر دارد. بنابراین هیچ محصولی بدون داشتن مشخصات لازم به مصرفکننده عرضه نمیشود. ۳-۴- مواد مورد نیاز جهت انجام آزمایش جدول ۳-۲- مواد مورد نیاز جهت انجام آزمایش
| نام ماده |
کشور سازنده |
شرکت سازنده |
کاربرد |
| دی استیل |
سوئیس |
سیگما - آلدریچ[۵۸] |
ترکیب آروما جهت تعیین بازداری ترکیبات آروما به عنوان استاندارد داخلی |
| استالدئید |
سوئیس |
سیگما - آلدریچ |
| اتانول |
سوئیس |
سیگما - آلدریچ |
| استوئین |
آلمان |
مرک[۵۹] |
تمامی این آزمایشها در آزمایشگاه فناوری نانو کفا انجام شد. ۳-۵- دستگاهها ی مورد نیاز: ۳-۵-۱- میلکواسکن از دستگاه میلکواسکن مدل A/B 134 برای اندازه گیری چربی، پروتئین، لاکتوز و ماده خشک شیر (جدول ۳-۱) استفاده شد. ۳-۵-۲- دستگاه SPME[60] یک گرم از نمونه توسط اپراتور وزن شده، به ویالهای ۲۰ میلی لیتری دارای درب مقاوم در برابر عبور گاز انتقال داده شده سپس، ویال در نمونهبردار خودکار قرار گرفت که شرایط آن به شرح زیر است.: دمای نگهداری نمونهoC60 مدت زمان نگهداری نمونه ۳۰ دقیقه سرعت هم زدن یا تکان دادن نمونه rpm 500 پس از طی این زمان فیبر میکرو استخراج فاز جامد (SPME) با مشخصات : Fibre carboxenTM / polydimethyl Siloxane mm85 با دمای oc50 در زمان ۲۰ دقیقه در داخل نمونه قرار گرفت تا گازهای متساعد شده در قسمت فوقانی نمونه جذب آن گردد. سپس فیبر وارد قسمت تزریقگاه دستگاه کاروماتوگرافی گازی قرار گرفت و نمونه به دستگاه تزریق شد (Vitova et al., ۲۰۰۷). ۳-۵-۳- کروماتوگرافی گاز / طیف سنجی جرمی (GC/MS) یک روش فیزیکی است که برای جداسازی، شناسایی و اندازهگیری اجزای فرار به کار میرود. این روش سریع و ساده است و برای تشخیص ناخالصیهای موجود در یک ماده فرار یا مقادیر کم مواد به کار میرود. دستگاه GC-MS[61] از دو قسمت کروماتوگرافی گازی (GC) و طیف سنجی جرمی (MS) تشکیل شده است. در این دستگاه GC و Mass از هم جدا نمی باشند و وارد کردن نمونه به دستگاه طیف سنجی جرمی از طریق GC میباشد، بنابراین در این دستگاه، فقط از نمونههایی میتوانیم طیف جرمی تهیه کنیم که بتوانیم به GC تزریق نمائیم، پس به طور عمده این دستگاه برای شناسایی و تعیین مقدار فراکسیونهای موادی است که حالت فرار دارند و یا بواسطه ترکیب با برخی واکنشگرها و یا حلالهای خاص، امکان فرار بودن را مییابند. اطلاعاتی که می توان از این دستگاه بدست آورد شامل موارد ذیل است: شناسائی ترکیبات خالص آلی، تعیین وزن مولکولی و فرمول تجربی ترکیب، حضور یا عدم حضور گروه های عاملی در ترکیبات آلی، پایداری انواع مختلف یونها. در کروماتوگرافی گازی، فاز متحرک یک گاز است. فاز ساکن یک ماده جاذب جامد یا مایع پوشش داده شده و یا دارای پیوند با یک جامد بر روی دیواره ستون است. اگر فاز ساکن جامد باشد، روش را کروماتوگرافی گاز- جامد (GSC) و اگر فاز ساکن مایع باشد، روش را کروماتوگرافی گاز- مایع ([۶۲]GLC) مینامند. گاز حامل باید یک گاز بیاثر باشد تا با فاز ساکن، حلال و یا نمونه واکنش ندهد، به همین دلیل معمولاَ از نیتروژن یا هلیم استفاده میشود. در دمای ثابت، فشار و سرعت جریان گاز به طرف ستون را با تنظیم کننده فشار و جریان سنج، ثابت نگه میدارند. مقدار µL 5-1 از نمونه مایع به وسیله یک سرنگ مخصوص وارد قسمت تزریق نمونه میشود. نمونههای جامد را باید در یک حلال فرار مناسب، حل و سپس تزریق نمود. برای نمونههای گازی باید حجمهای بیشتری انتخاب شود. نمونه پس از تزریق در نتیجه دمای بالا تبدیل به گاز میشود و با گاز حامل مخلوط شده، به طرف ستون میرود. نمونه که در فاز گاز محلول است از بالای ستون وارد میگردد و اجزای آن بر حسب ضریب توزیع خود بین دو فاز ساکن و متحرک تقسیم میشوند. در نتیجه اجزای موجود در نمونه بر حسب تمایلی که ستون برای نگهداری آنها دارد از یکدیگر جدا شده و به وسیله عبور گاز حامل، اجزا جدا میشوند از انتهای ستون خارج شده، ترکیب خروجی از کروماتوگراف گازی تحت فشار ۷۶۰ میلی متر جیوه میباشد اما طیف سنج جرمی تحت شرایط خلاء در حدود ۵-۱۰ تا ۶-۱۰ میلی متر جیوه میباشد قسمت اتصال دهنده دو جزء دستگاه، فشار گاز منتشر شده از GC را از ۷۶۰ میلی متر جیوه به ۵-۱۰ تا ۶-۱۰ میلی متر جیوه کاهش میدهد و تمام یا قسمت عمده مولکولهای آنالیتها را از [۶۳]GC به MS منتقل میکند این قسمتهای واسطه گاز حامل را از آنالیتهای آلی جدا میکنند و در واقع غلظت ترکیبات آلی را در جریان گاز حامل افزایش میدهند. هنگامی که جریان مولکولهای نمونه وارد محفظه یونیزاسیون شد، توسط پرتوی از الکترونهای پرانرژی بمباران میشود. در این فرایند، مولکولها به یونهای مربوطه تبدیل گشته و سپس در یک میدان الکتریکی شتاب داده میشوند. در محفظه یونیزاسیون پرتو الکترونهای پر انرژی از یک سیم باریک گرم شده ساطع میشوند. این سیم باریک تا چند هزار درجه سلسیوس گرم میشود. به هنگام کار در شرایطی معمولی، الکترونها دارای انرژی معادل ۷۰ میکرون - ولت هستند. این الکترونهای پر انرژی با مولکولهایی که از سیستم نمونه وارد شدهاند، برخورد کرده و با برداشتن الکترون از آن مولکولها، آنها را یونیزه کرده و به یونهای مثبت تبدیل میکنند. یک صفحه دافع که پتانسیل الکتریکی مثبتی دارد، یونهای جدید را به طرف دستهای از صفحات شتاب دهنده هدایت میکند. اختلاف پتانسیل زیادی (حدود ۱ تا ۱۰ کیلو ولت) از این صفحات شتاب دهنده عبور داده میشود که این عمل، پرتوی از یونهای مثبت سریع را تولید میکند. این یونها توسط یک یا چند شکاف متمرکز کننده به طرف یک پرتو یکنواخت هدایت میشوند. بسیاری از مولکولهای نمونه به هیچ وجه یونیزه نمیشوند. این مولکولها بطور مداوم توسط مکندهها یا پمپهای خلا که به محفظه یونیزاسیون متصل نیستند، خارج میگردند. بعضی از این مولکولها از طریق جذب الکترون به یونهای منفی تبدیل میشوند. این یونهای منفی توسط صفحه دافع جذب میگردند. پس از گذر کردن از محفظه یونیزاسیون، پرتو یونها از درون یک ناحیه کوتاه فاقد میدان عبور میکند. سپس آن پرتو، وارد تجزیه گر جرمی شده که در آنجا، یونهای حاصله که یونهای مولکولی خوانده میشوند، شتاب پیدا کرده و از میان یک میدان مغناطیسی عبور کرده و بر اساس نسبت m/e یون مولکولی آشکار میگردند. که از روی آن وزن مولکولی نمونه را تعیین میکنند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(جدول شماره ۳-۱۰): فاکتور قابلیت کارکرد……………………………………………………….۷۲ (جدول ۳-۱۱). work sheet جهت تعیین احتمال خرابی از لحاظ کیفی……………….۷۴ (جدول ۲-۱۲) فاکتور آسیب پذیری یا تخریب………………………………………………………۷۷ (جدول ۲-۱۳) فاکتور بازرسی…………………………………………………………………………..۷۸ (جدول ۲-۱۴) فاکتور وضعیت…………………………………………………………………………..۸۰ (جدول ۲-۱۵) فاکتور فرایند…………………………………………………………………………….۸۱ (جدول ۳-۱۶) فاکتور طراحی مکانیکی……………………………………………………………….۸۳ (جدول ۳-۱۷) فاکتور تجربی ……………………………………………………………………………۸۴ (جدول۴-۱) اطلاعات مورد نیاز، منبع استخراج آنها و اطلاعات مربوط بهD-406 ……94 (جدول۴-۲ )Data sheet مربوط به D-406…………………………………………………….97 عنوان شماره صفحه (جدول ۴-۳). برنامه بازرسی D-406…………………………………………………………..99 (جدول ۴-۴). اعمال مدیریت کاهش ریسک جهت تغییر بازه زمانی بازرسی D-406 از ۴۸ ماه به ۷۲٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫۱۰۰ جدول ۵-۱ نتایج میزان پیامد ازکار افتادگی تجهیزات مورد مطالعه………………….۱۰۴ جدول ۵-۲ راهنمای طبقه بندی پیامد ازکارافتادگی……………………………………….۱۰۵ جدول۵-۳ نتایج میزان احتمال از کار افتادگی تجهیزات مورد مطالعه………………۱۰۷ جدول۵-۴ جدول راهنمای احتمال ازکار افتادگی…………………………………………۱۰۸ جدول ۵-۵ ماتریس ریسک مورد استفاده در فرایند ارزیابی ریسک واحد دی اتانایزر……………………………………………………………………………………۱۱۰ جدول۵-۶ نتیجه ارزیابی ریسک تجهیزات مورد مطالعه………………………………..۱۱۰ جدول ۵-۷ ارتباط بین سطح ریسک و گرید بازرسی…………………………………….۱۱۲ جدول۵-۸ ارزیابی زمان بازرسی بر اساس سطح ریسک و گرید بازرسی تجهیزات مورد مطالعه………………………………………………………………….۱۱۳ جدول ۵-۹ مکانیزمهای از کار افتادگی برای تجهیزات مورد مطالعه……………….۱۱۴
 جدول ۵-۱۰ مکانیزمهای از کار افتادگی برای۷ لوپ لوله های مورد مطالعه……۱۱۹ جدول۵-۱۱ ارزیابی ریسک تجهیزات PSV & TSV……………………………………124 جدول ۵-۱۲ ماتریس توزیع پراکندگی تجهیزات شناسایی شده در واحد دی اتانایزر بر اساس سطح ریسک انها………………………………………..۱۲۵ جدول۵-۱۳ طبقه بندی زمانی بازرسی تجهیزات براساس متد مدیریت بازرسی بر مبنای ریسک…………………………………………………………….۱۲۶ عنوان شماره صفحه جدول۵-۱۴ جدول برنامه بازرسی اختصاصی جهت کاهش ریسک تجهیزات و انتقال زمان بازرسی از ۲۰۱۳ به ۲۰۱۵٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫۱۳۱ فهرست نمودارها عنوان شماره صفحه (نمودار ۳-۱) گردش کار RBI……………………………………………………………………۵۵ نمودار ۵-۱ توزیع ستونی تجهیزات بر اساس زمان بازرسی آنها…………………………..۱۲۹ فهرست اشکال عنوان شماره صفحه شکل ۳-۱٫ طیف روش های RBI ………………………………………………………………32 شکل۳-۲٫ ماتریس کیفی ریسک…………………………………………………………………….۴۱ (شکل ۳-۳) : ماتریس ریسک نیمه کمی…………………………………………………………۴۹ (شکل ۳-۴) : شماتیک ماتریس RBI…………………………………………………………….85 (شکل ۳-۵) : ارتباط بین درجه ریسک و سطح بازرسی…………………………………….۸۸ (شکل ۴-۱) شماتیک نقشه فنی مربوط به D-406……………………………………………96 چکیده
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
STO-Ng
شکل ۳-۳- مقایسه سریهای پایه STO-nG با یکدیگر شکل ۳-۴: سری پایه STO-3G به عنوان متداولترین سری پایه کمینه ۳-۶-۲-۲- سریهای پایه پاپل[۸۶]۱ خانواده دیگری از سریهای پایه، سری پایه پاپل است و استفاده از این نوع سریها بسیار متداول است. از جمله این سریها میتوان، سریهای ۶-۳۱۱G، ۶-۲۱G، ۴-۲۲G، ۴-۳۱G و ۷-۴۱۱G را نام برد. در ذیل به اختصار به توضیح دو نمونه از سریهای ذکر شده میپردازیم. در سری پایه ۳-۲۱G هر اوربیتال مغزی از یک CGTO تشکیل شد که شامل PGTO میباشد و اوربیتالهای لایه ظرفیت به دو CGTO تقسیم شده که یکی از آنها شامل دو PGTO و دیگری شامل یک PGTO است. گاهی اوقات، برای بیان تعداد PGTOها از پرانتز و برای بیان PGTO ها از براکت استفاده میکنند [۲۹] به عنوان مثال نماد تبدیل PGTO به CGTO برای کربن و هیدروژن در این سری به صورت زیر است [۳۰].
 (۳-۳۴) به چنین سریهایی که لایه والانس به دو CGTO تقسیمبندی شدهاند، جفت زتا (DZ) میگویند. سریهای پاپل هم چنین میتوانند برای لایه والانس سه CGTO در نظر بگیرند که در آن صورت با سری تریپل زتا (TZ) مواجه خواهیم بود، سری ۶-۳۱۱G از دسته این سریهاست. در سری پایه ۶-۳۱۱G، اوربیتالهای لایه والانس سه برابر شده و به سری CGTO تقسیم شده است که یکی از آنها شامل سه PGTO و دو اوربیتال دیگر هرکدام شامل یک PGTO است. هر اوربیتال مغزی نیز به صورت نیز به صورت یک CGTO که شامل شش PGTO است درآمده به عبارت دیگر: (۳-۳۵) از طریق اضافه کردن یک یا دو ستاره۱[۸۷]۲، هم چنین افزودن علامت جمع۲[۸۸]۳، به سری پایه پاپل میتوان این سری را بهینه کرد و باعث نزدیک شدن نتایج محاسبات به دادههای تجربی شد. ۳-۶-۲-۲-۱- توابع پلاریزهکننده[۸۹][۹۰]۱ و پخشکننده[۹۱] جهت انعطافپذیر شدن اوربیتالهای گوسی و نزدیکتر شدن نتایج محاسبات به دادههای تجربی، یک تابع پلاریزه کننده میتوان به تابع پایه اضافه کرد. استفاده از این تابع پلاریزه کننده باعث بالارفتن صحت در محاسبه ساختار و فرکانسهای ارتعاشی میشود.اثر توابع پلاریزه کننده میتوانند از طریق اضافه کردن تابع p به تابع s عناصر ردیف اول جدول تناوبی (He , H) یا اضافه کردن تابع اوربیتال d به تابع اوربیتال p عناصر ردیف دوم جدول تناوبی (…,Ne, Li) باشد. پاپل این توابع را به صورت ستاره (*) نشان داده است. مثلاً سری همان سری پایه است که به تابع p عناصر سنگین تابع پلاریزه کننده d را اضافه کرده و تابعی است که علاوه بر مورد قبل، تابع اوربیتال p را به هیدروژن اضافه نموده است. پارامتر دیگری که در برخی موارد به یک تابع اضافه میشود تابع پخش کننده است. این تابع در مورد آنیونها و مولکولهایی که نیاز مبرم به توضیحات مناسب درباره اثر زوج الکترونهای غیر پیوندی دارند، به کار میآید. در روش پاپل این توابع به صورت علامت ظاهر میشود. مثلاً همان سری پایه است که بر عناصر سنگین آن یک تابع پخش s و یک تابع پخش p اضافه شده است و یا یعنی همان که برای هیدروژن هم یک تابع پخش الکترونی در نظر گرفته شده است. ۳-۶-۲-۳- سریهای پایه پتانسیلهای مغزی مؤثر[۹۲][۹۳]۳ بر خلاف روشهای نیمهتجربی که از اثرات الکترونهای مغزی به طور کامل چشمپوشی میکند، در روشهای آغازین (ab initio) این اثرات در نظر گرفته میشود. به هرحال، برای اتمهای سنگین استفاده از این روش جهت کاهش حجم محاسبات، مطلوب است. این کار با جایگزین کردن الکترونهای مغزی و توابع پایه مربوطه در تابع موج، از طریق تعریف عبارت پتانسیلی در هامیلتونی امکانپذیر است. این عبارت پتانسیلی، به نامهای پتانسیل مغزی، پتانسیلهای مغزی مؤثر (ECP) و یا پتانسیلهای مغزی مؤثر نسبیتی (RECP) معروف است. سریهای پایه پتانسیلهای مغزی باید همراه با یک سری پایه والانس استفاده شوند. این پتانسیل شامل جملههای اثرات جرم نسبیتی و جفت شدگی اسپین میباشد. این اثرات در نزدیک هستههای اتمهای سنگین اهمیت بیشتری دارند. لوس آلاموس از جمله کسانی است که سریهای پایه ECP را گسترش داد، بنابراین نام اکثر سریهای پتانسیل مغزی با «LA» آغاز میشود. سری پایه LANL2DZ که از دسته سریهای پایه جفت زتا (DZ) است از جمله سریهای پتانسیل مغزی است. از سریهای پتانسیل مغزی به خصوص سریهای Hay-WadtMB، LANL2DZ، SBKJC، VDZ، Dolg برای عناصر سنگین (Rb و عناصر سنگینتر) استفاده میشود. ۳-۶-۲-۴ سری پایه دانینگ[۹۴] در سری پایه نوع پاپل با سریهای جفت زتا (DZ) آشنا شدیم. توابع پایه را میتوانیم از جفت زتا بیشتر گسترش دهیم. یکی از مثال های جدید توسط دانینگ [۳۱] و همکاران او ارائه شد. این سریهای پایه به صورت CC-PCVTZ و C-PCVDZ … نشان داده میشوند که نشانگر توابع پلاریزه شده و شامل ارتباط الکترونی برای لایههای داخلی و ظرفیت به صورت مولتی (دبل، ترپیل و…) زتا میباشد. شکافتگی این توابع تا شش برابر نیز میتواند افزایش یابد (CC-PV6Z) [32]. ۳-۷-اوربیتالهای پیوندی طبیعی[۹۵] برنامه NBO آنالیز توابـع موج چـند الکـترونی را به صـورت جفـتهای پیــوندی انجام میدهد. برنامه NBO، با دترمینانی از اوربیتالهای اتمی طبیعی۳[۹۶]۴(NAO). اوربیتالهای هیبریدی طبیعی۴[۹۷]۵(NHO)، اوربیتالهای پیوندی طبیعی و اوربیتالهای مولکولی مستقرشده طبیعی۵[۹۸]۶(NLMOS) را تعیین می کند و آنها را در آنالیز جمعیت طبیعی اوربیتالها۶[۹۹]۷(NPA)، تجزیه انرژی NBO و بقیه مواردی که مربوط به آنالیز خاص توابع موجی است به کار می برد. در روش NBO، از ماتریس مرتبه اول چگالی کاهش یافته[۱۰۰]۸ توابع موج، استفاده میشود و بنابراین، این روش در فرمهای ریاضی کلی توابع موج قابل کاربرد است. در نمونههای لایه باز، تجزیه برحسب NBO های مختلف برای اسپینهای مختلف بر پایه ماتریسهای چگالی کاهش یافته مشخص برای اسپین انجام میشود. تجزیه NBO براساس روشی است برای انتقال مطلوب یک تابع موج به صورت یک فرم مستقر، مطابق با عناصر یک مرکزی (جفت الکترونها) و عناصر دو مرکزی (پیوندی) و ساختارهای شیمیایی لوئیس پایهگذاری شده است. لازم به ذکر است که از همپوشانی تجمع یافتۀ قبل از اورتوگونال شدن NAOها، میتوان برای تخمین زدن قدرت برهمکنش اوربیتالها استفاده کرد. نتایج حاصل از جمعیت در اوربیتالهای مستقر شده طبیعی، به تفکیک جمعیت کم یا زیاد انواع اوربیتالها کمک میکند، که اثر آن به صورت اوربیتالهای طبقهبندی شده در نتایج دیده میشود. توابع[۱۰۱]۱NMB که حاصل از توابع (هسته+ظرفیت) هستند، از جمعیت کم توابع ریدبرگ (لایه ظرفیت اضافی) انتگرالگیری شدهاند، که سهم کوچکی از خواص مولکولی را باعث میشود. آنالیز NBO، سری پایه ورودی را به سریهای پایه مستقر شده گوناگون تبدیل می کند. هر جفت از هیبریدهای لایه والانس در توابع پایه NHO به صورت یک اوربیتال پیوندی و ضد پیوندی توابعNBO را نشان میدهد که هریک از آنها به صورت زیر تعریف میشوند. (۳-۳۶) عبارت بالایی مربوط به اوربیتال لوئیس (پیوندی) و پایینی مربوط به اوربیتال غیرلوئیس (ضدپیوندی) است. سهم اوربیتال ضد پیوندی از انرژی معمولاً بسیار کمتر از ۱% از سهم کووالانسی میباشد. شکل (۳-۶) نمودار، برهمکنش یک اوربیتال پیوندی از نوع ساختار لوئیس با یک اوربیتال ضدپیوندی را نشان میدهد، که انرژی حاصل برهمکنش با تعریف میشود. در نظریه SCF-MO، مقدار به صورت زیر است: (۳-۳۷) که در آن اپراتورفاک و و انرژیهای اوربیتال NBO هستند. ΔEσσ*(۲) E1 E1 εσ εσ* شکل ۳-۵ : انحراف برهمکنش donor-acceptor شامل یک اوربیتال پیوندی و یک اوربیتال ضدپیوندی از آنجائیکه اثر عدم استقرار (نامستقر شدن) غیرکووالانسی با برهمکنش بین اوربیتالهای donor-acceptor مجتمع میشوند، طبیعی است که برای توضیح آنها به صورت donor-acceptor انتقال بار یا نوع اسید لوئیس- باز لوئیس تعمیم یافته آورده میشود. ۳-۷-۱- ساختار برنامه NBO ساختار منطقی برنامه NBO به همراه ضمیمه آن در دیاگرام (۳-۷) نشان داده شده است. این نمودار نشان میدهد که ESS[102]1و فایل scratch آن چگونه با DELSCF، FEAOIN و RUNNBO ارتباط برقرار میکنند. Scratch file Ab initio or semi-empiricAl program (ESS) FEAOIN NBO NBO FAN RUN NBO RUN NBO NBO DAF file شکل ۳-۶ : ساختار برنامه NBO این نمودار شماتیک جریانی از اطلاعات بین ESS و برنامه NBO و ارتباط خطوط به هم پیوسته این برنامه با فایل scratch و ESS را نشان میدهد. DEL SCF ، RUN NBO و FEAOLN دستورهای ویژه ESS را نشان میدهد، که Back word برنامه ESS نامیده میشود. اطلاعاتی که از برنامه NBO استخراج میشود، شامل هیبرید اتمها، جمعیت الکترونی، انحراف اوربیتالهای تشکیل دهندۀ پیوند، انرژی اوربیتال و انرژی پایداری حاصل از انتقالات donor-acceptor میباشد. اصطلاحاتی که در فایل خروجی NBO با آن برخورد می کنیم عبارت است از: ORBITAL TYPE: که شامل اوربیتالهای مغزی، اوربیتالهای ظرفیت و اوربیتالهای ریدبرگ می باشد. OCCUPANCY: نشان دهنده جمعیت الکترونی هر تراز می باشد. CR: تعداد هستهها را نشان میدهد. ۲- CENTERBOND(BD): پیوندهای دو مرکزی میباشد و در مورد ترکیباتی است که در آنها پیوندهای چندگانه وجود دارد و به صورتBD(1)، BD(2) و BD(3) نمایان میشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ســــینه خــــواهم شـــرحه شــــرحه از فراق
تــــــا بگــــــویـــــم شــــرح درد اشـتیــاق
هر کــــسی کـــو دور مـــاند از اصل خویش
بــــاز جـــــوید روزگـــــار وصــل خویش[۲]
همانطور که در این ابیات میبینیم مولوی دوری خود را از معشوق، چون نی جدا شده از نیستان میداند و خود را هر دم مستلزم ناله و نیایش میپندارد تا شاید بتواند با اشک و آه، اندکی از تألم و درد دوری از هجران را بکاهد. با تأمل در تاریخ میتوان به معابد و مساجد و یا دیگر جاهایی برخورد کرد که بشر در آنها مشغول عبادت و راز و نیاز میشده که خود گواهی بر این مدعاست که آدمی از ابتدای خلقت تا به اکنون دست از دعا و مناجات برنداشته و این چیزی نیست که با ظهور دینی مخصوص یا پیامبر و فرقهای پدید آمده باشد. شایان توجه است که انسان بیشترین توجه و همت خود را صرف بهتر و زیباتر بنا شدن عبادتگاههای خود کرده است، به همین دلیل معمولاً در هر سرزمینی معابد از زیباترین و در عین حال مستحکمترین بناهای آن دیار محسوب میشود. تاریخ دعا را میتوان با پیدایش انسان قرین دانست، چه انسان هرگز از نیازمندیها جدا نبوده و در درون خود این احساس را داشته است که باید در پناه قدرتی آرام بگیرد و زندگی خود را در پناه و امید به آن مبدأ سپری کند؛ زیرا زندگی انسان در هر لحظه، در گرو فضل و بخشش یک مبدأ ناشناخته است که آدمی تلاش میکند خود را به این مبدأ نزدیک کند و این نزدیکی را از راه تضرع و مناجات بر روی خود گشوده است، پس انسان در تمام لحظات و حالتهایش برای رسیدن به نیازهایش از دعا جدا نبوده و مناجات یکی از لوازم و ضروریات اصلی زندگی محسوب میشود تا در سایه آن به خواستههایش دست یابد.
 حسن ممدوحی در رابطه با تاریخ دعا و قرین بودن آن با پیدایش انسان میگوید: «کاوشها نشان میدهد که حتی در دورترین زمانها، معبد و مسجد جزء واقعیتهای غیر انفکاک زندگی بشر بودهاند حتی آن زمان که بشر توان تصور یک مبدأ نامتناهی و قدرت مطلق را نداشته و به اشتباه به بتها پناه میبرده و از آنها یاری میجسته است.»[۳] خداوند با فرستادن پیامبران به تفصیل شیوه مناجات را به بندگانش آموخته است، به همین دلیل نیایشها یکی از بخشهای مهم متون دینی است که توسط پیامبران آن دین، به مردم آموزش داده شده است. در اغلب ادیان الهی نیایش جایگاه ویژهای دارد، به همین دلیل متونی که از روی آن به نیایش میپردازند، معمولا از متون مقدس شمرده میشود. برای نمونه یکی از فرایض مسلمانان نماز است که حداقل پنج مرتبه در روز برپا میشود و در هر نماز دو بار سوره حمد خوانده میشود. این سوره نوع خواستههایی که موجب رستگاری انسان میشود را به انسان میآموزد؛ زیرا پس از حمد و ستایش باریتعالی از خداوند میخواهیم که در نشاندادن راه راست ما را یاری دهد و مارا در زمره مغضوبین درگاه خود یا گمراهان قرار ندهد، هنگامی که میخوانیم: «ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدانا الصراط المستقیم… .»[۴] از او میخواهیم تا رحمت خود را شامل حال ما کند و ما را به حال خود رها نکند تا در گمراهی فرو نرویم و این خود درسی است که خداوند منان به انسان آموخته است، زیرا خود فرموده: «اُدعونی استجب لکم: بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را»[۵] خداوند انسان را به دعاکردن فرا میخواند؛ زیرا از فطرت انسان و نیازهای او آگاه است و آنها را برآورده میکند. ۱-۳٫ تعریف دعا در اغلب ادیان دعا موضوعی شناخته شده است و معمولاً متولیان دینی شیوه دعاکردن را به پیروان آن دین میآموزند. برای اینکه بدانیم دعا چه مفهومی دارد، میتوانیم تعریف آن را از فرهنگ لغات بیابیم. دهخدا در باره دعا میگوید: ۱.دعا: دعا حاجت خواستن، ادعیه و دعوات، استغاثه به خدا، استدعای برکت تضرع، درخواست از درگاه خدا، درخواست حاجت از خدا، درخواست حاجت از خداوند برای خود و دیگری، خداخوانی
باز آمـد او به هـــوش انـــــدر دعـــــا
لــــــیس للانسان الا مــــــــا سعــــــــــی[۶]
قـــــوم دیگر مـــیشناسیم ز اولـــــــیا
کــــــه زبـانشان بسته باشــــــد در دعـــــا[۷]
۲.معین دعا را اینگونه معنا میکند: دعا در لغت بهمعنای خواندن جملههای مأثور از پیامبر و امامان در اوقات معین برای طلب آمرزش و برآوردن حاجات، نیایشکردن، درخواست حاجت از خدا، نیایش، مدح، ثنا، تحیت، درود، سلام، تضرع و نفرین.[۸] ۳.در فرهنگ الرائد در باره دعا این طور آمده است: «دعا- یدعود دعاًء: له:۱- او را دعا کرد۲- علیه: او را نفرین کرد۳- الیه: به سوی خود خواند.»[۹] دعا یعنی خواندن و صدا زدن و با خالق خود گفتگو کردن و او را مورد خطاب قرار دادن و در بی نهایت ذوب شدن است. «دعا عمل برقراری ارتباط بایک خدا، خدایان مقدس، قلمرو متعالی یا نیروهای فوق طبیعی است»[۱۰] دعا راز دل گفتن با خداست انسان در دعاکردن نزدیکی خدا را حس میکند و محبت خدا در دلش شعله میکشد و هر روز اشتیاقش به پروردگار بیشتر شده و پیوندش با خالق هستی محکم تر میشود. «دعا رازگفتن با بهترین دوست است، رازی که به هیچکس نمیتوان گفت،باید با خدا گفت، اوست که بیش از هر کسی ما را دوست دارد و بهتر از هر کسی ما را درک میکند. این دعا، دعای عاشقان است، آنان نیز از حق طلب میکنند؛ اما طلب چیزی فراتر از بهشت و رهایی از جهنم. طلب خود حق نه غیر او. آنها از خدا غیر خدا را نمی طلبند.»[۱۱] وقتی انسان دعا میخواند، خود را تسلیم محض خداوند میکند، پس میتوان گفت دعا و نیایش همان عبادت و پرستش حق است، به همین جهت پیامبر اکرم فرمودند: «الدعا مخ العباده دعا مغز عبادت است.»[۱۲] پس در دعاست که خداوند به انسان عنایت میکند و بدون دعا وصول به کمال حقیقی ممکن نیست. امام صادق میفرماید: «علیکم بالدعا فانکم لا تقربون بمثله.» در لحظه دعاست که انسان غرق مغفرت و رحمت پروردگار میشود و درهای عذاب و شقاوت ابدی بسته میشود و جان انسان سرشار از عشق و ایمان حق تعالی میشود. عطار میگوید:
هـمه پـــر از سرخــست و جواهـــــــر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱.درآمد از آن جا که در این رساله مفهوم «مصلحت عمومی»[۱۱] از نقش اساسی برخوردار است پرداختن به این مفهوم و بررسی ابعاد گوناگون آن و همچنین نشان دادن نسبت میان آن و فرهنگ سیاسی ضروری است. (در این پژوهش «مصلحت عمومی»، «خیرعمومی» و یا «سود همگانی» به یک معنا به کار رفته است). حیات جمعیِ آدمیان و تداوم آن بدون شکّ مستلزم در نظر داشت و رعایت اصولی است که باید از سوی خود آنان مراعات شود. این اصول را نمی توان به درستی احصاء کرد زیرا زمان مند و مکان مند هستند. گستره ی این اصول به گونه ای هست که دامنه ی آن را تمام وجوه و ابعاد آدمی اعم از مادی، معنوی و یا ترکیبی از این دو را در برگرفته و به لحاظ زمانی می تواند تا آینده های دور و همچنین مراحل بعدی حیات آدمیان که حیات جاوید خوانده می شود را شامل شود. این اصول در مجموع ضامن حفظ و تداوم حیات بشری در روی زمین و تأمین شرایط «به زیستی» او به منظور بهره وری از مواهب حیات در کلی ترین معنا و رسیدن به خواسته ها و اهداف خویش به وسیع ترین معنایش می باشد. از روزگاران کهن و احتمالاً از زمان هایِ به یاد نیامدنیِ تاریخ، سامان دهی حیات جمعیِ آدمیان در دسته ها، گروه ها، اقوام، ادیان و بالاخره ملتها در دست عده ای بوده است که می توانیم آنان را در کل تصمیم گیران، حاکمان، رهبران یا فرمانروایان بنامیم. در مقابل کسانی که برایشان تصمیم گرفته می شده است و می بایست آن را اجرا کنند، وجود داشته و دارند که آنان را پیروان، حکومت شوندگان و یا فرمان برداران نامیده اند. اصولاً تفکیک میان حاکمان و حکومت شوندگان از اجزاء عمل هر نوع از حکمرانی است. (لاگلین، ۱۳۸۸: ۴۶)
 از فرایند آمد و شد این رهبران و چند و چون تصمیم گیری ها و پیامدهای آن برای خود و مردم تحت امرشان در طول تاریخ به گونه ای یاد شده است که امروزه از آن به «سیاست» تعبیر می شود و آن ترکیبی از دانش تجربه، هنر و فن است که مفهوم آن اساساً با «اعتلای زندگی عمومی» معنا پیدا می کند و امری مربوط به عامّه است و به همین دلیل برعکس موضوعات دیگر نه به متخصصان امر بلکه به عموم مردم واگذار شده است.فراتر از این «مصلحت عمومی» ذاتیِ سیاست است و به هم پیوستگی دو مفهوم «سیاست» و «مصلحت عمومی»امری تصنعی نیست. زیرا این یکی در آن یکی مندرج است. در معنای سیاست آورده اند: «السیاسه: القیام علی شیئ بما یصلحه». والسیاسه فعلُ السّائس: والوال یسوس رعیته، ای یدبر امرها. (حلبی،۱۲:۱۳۷۲). بدینسان می توان تدبیر امور مردم که ناظر به «مصالحِ همگانی و عمومِ مصالح آنان» است را جوهر و ذاتیِ سیاست دانست.از همین رو سیاست به فعالیت های نوعاً عمومی اطلاق می شود که به وسیله ی آن قواعد کلی ای را که سامان زندگیِ جمعی انسان ها بر آن استوار است؛ تهیه، تنظیم و اجرا می گردند. این فعالیت به هدایت و مدیریت امور عمومی مربوط است و نه امور خصوصی افراد. به همین دلیل دولتها نیز برخلاف نهادهای خصوصی نهادی عمومی هستند که متصدی اتخاذ و اجرای تصمیماتی که به امور عمومی مربوط هستند می باشند. بنابراین دولت باید مظهر نفع عمومی و سعادت همگانی بوده و صلاحیت های خود را به صورت غیرشخصی اعمال کرده تا بتواند حافظ مصالح عمومی باشد. زیرا طبق تمام نظریه های دولت فلسفه ی تشکیل دولت همانا تامین مصالح عمومی و برتر همگان است. (هیوود، ۱۳۸۹: ۶۰-۴۹) این مفهوم حتی در تعریف دولت نیز خودنمایی می کند. درتعریف دولت آورده اند که: «ساخت قدرتی که در سرزمین معین، بر مردمانی معین، تسلط پایدار دارد و از نظر داخلی، نگهبان نظم به شمار می آید و از نظر خارجی پاسدار تمامیت سرزمین و منافع ملت و یکایک شهروندان خویش است. بنابراین ملت دولت را «برای دفاع از خود و سرزمین خود و برقراری نظم و قانون» که در نهایت مصلحت یکان یکان را تأمین می کند پدید می آورد. (آشوری، ۱۳۸۲: ۱۶۴-۱۶۳). یادآوری این نکته ضروری است که عمل حکمرانی به عنوان پدیداری عام هر آن جایی وجود دارد که مردم بخواهند با هم ولو در سطح ابتدایی زندگی کنند؛ خواه در خانواده، شرکت، مدرسه یا باشگاه. تکوین مناسبات حکمرانی، وجه جداناشدنی یا همیشه حاضرِ زندگیِ گروهی است و صرف نظر از نوع ترتیباتِ مستقرِ حکمرانی، اصل وجود آن محکوم به حکم آهنین ضرورت است. چنان چه بزرگان سیاست گفته اند: و انّهُ لابُد للناس من امیر بَرٍّ او فاجرا. (نهج البلاغه،خطبه ۴۰). با این حال هرچند حکمرانی به مفهوم کلی آن وجهی از حیات تمامی گروه های انسانی است لکن نوعی خاص از زندگیِ گروهی وجود دارد که از همه مهمتر بوده و به همین دلیل همواره به آن توجه ویژه شده است. این نوع زندگی گروهی را در طول تاریخ و در فرهنگ های متفاوت به نام های گوناگون خوانده اند: در یونان باستان: «پولیس»، در روم باستان: «رسپا بلیکا» یا جمهوری در اروپای قرون میانه «رگنوم» یا قلمرو سلطنتی(لاگلین، ۱۳۸۸: ۴۶-۴۵) و در جهان اسلام «مدینه». حکمرانان این نوع خاص از زندگی گروهی است که آنان را دولت و حکومت نیز خوانده اند. فعالیت اصلی دولت یا حاکمان این نوع خاص از زندگی گروهی همواره و در طول تاریخ، ابقاء و ارتقاء خیر دولت و اتباع آن بوده و همین امر موضوع اساسیِ سیاست و حقوق عمومی را تشکیل می دهد (لاگلین، ۱۳۸۸: ۲۵ و ۴۵ و ۵۰) ذکر این نکته نیز ضروری است که از گذشته های دور همواره این پرسش مطرح بوده است که چگونه می توان در شهر «به نیکی» زیست و چگونه می توان به سعادت و شادکامی فردی در میان جمع دست پیدا کرد؟ براین اساس تأمل در ماهیت سامان زندگیِ عمومی در شهر و نوع رابطه بین شهروندان و حکومت (معینی علمداری،…: ۱۵۷) صورت گرفته و بدینسان «سیاست» متولد می شود. در این میان «فلسفه سیاسی» به دنبال یافتن بهترین پاسخ به این سؤالات و تجویز آن می باشد. به طور کلی «فلسفه سیاسی» به عنوان زیر شاخه ای از اتیک یا فلسفه ی اخلاق (هیوود، ۱۳۹۲: ۱۲۷) و تداوم آن از قرن بیستم به بعد در مفهوم «اندیشه ی سیاسی» به دنبال غایات حکومت و ابزارهای مناسب دستیابی به آنها از طریق کشف بهترین نوع حکومت است. به منظور نیل به چنین مقصودی است که «فلسفه سیاسی» به تعبیر قدما و «اندیشه ی سیاسی» به تعبیر معاصران موضوعاتی چون چیستیِ حقیقت، عدالت، آزادی، برابری و در یک کلام مبانی خیر و صلاح عمومی و چگونگی پیاده ساختن آن را در دستور کار خویش دارد. (بشیریه، ۱۳۸۹: ۱۷) بنابراین و با توجه به این که عمده ترین محور فلسفه سیاسی و در تعبیر امروزی تر آن اندیشه های سیاسی همان «مصلحت عمومی» و شیوه ی تحقق آن است می توان گفت که طبقه بندی اندیشه های سیاسی حول محورهای ایدئولوژی و یوتوپیا، چپ و راست، دموکراتیک و اقتدار طلب که در برگیرنده ی کل اندیشه های سیاسی در طول تاریخ هستند همه و همه ناظر به این است که کدام شیوه ی زیست اجتماعی و سیاسی بیشترین «سود» و «خیر» را برای «همگان» دارد و می تواند مصالح مادی و معنوی آدمیان را تأمین کند. بدینسان از دیرباز عقیده بر آن بوده است که حکومت یا تصمیم گیران باید به دنبال «خیرعمومی» باشند و منفعت مردم را قانون اول خود قرار دهند. این نکته در قالب این اصل که «خیر مردم باید قانون برتر باشد» از همان سپیده دم تاریخ بشری از سوی اندیشه گران اعلام شده است زیرا مصلحت عمومی را به منزله ی معیار سنجش حکومت و قانون می دانسته اند. (راسخ، ۱۳۹۲: ۵۵۵). ۲.واژه شناسی «مصلحت عمومی» «مصلحت عمومی» از دو بخش تشکیل شده است. ۱.«مصلحت»، ۲.«عمومی». واژه شناسان بر این باورند که «اصلاح» در مقابل «افساد» قرار می گیرد. محمد رمضان البوطی درباره ی معنای واژه ی مصلحت می نویسد که این واژه هم وزن منفعت و به معنی «صلاح» است و پس از آن که از قول مؤلف لسان العرب می نویسد که: «مصلحت به معنی صلاح است و به معنای یکی از مصالح نیز کاربرد دارد» نتیجه می گیرد که: پس هر آن چیزی که در آن نفعی باشد حال چه آن نفع تحصیلی (یعنی آن چه که برای کسب آن به لحاظ منفعتی که دارد تلاش می شود) و چه دفعی (یعنی آن چه که به لحاظ زیان و ضرری که دارد از آن دوری گزیده می شود) زیر عنوان «مصلحت» می آید. (بوطی، ۱۳۸۳: ۱۹) اتفاق علمای زبان شناسی آن است که «مصلحت» یا اسم مکان به معنای جایگاه و مکان صلاح است یا مصدر میمی است که به معنای صلاح دیدن است. همچنین ممکن است «مصلحت» در معنای مصدری آن به کار رود که به معنای «اصلاح» است که مقابل آن «افساد» و جمع آن «مصالح» است. (افتخاری، ۱۳۸۴: ۳۶). واژه ی «اصلاح» نیز به معنای سامان دادن، نیک کردن، سازش دادن، ویرایش، پیراستن موی و غیره آمده است.درکتاب مصباح المنیر در معنای آن آمده است: «صلح… وهو خلاف فسد… فصلح واصلح اتی بالصّلاح وهو الخیر والصّواب وفی الامر مصلحهٌ ای خیرٌ والجمع المصالح, و صالحه صلاحاً من باب قاتل, والصّلح اسم منه و هو التوفیق ومنه صلح الحدیبیه, واصلحت بین القوم وفّقت وتصالح القوم واصطلحوا وهو صالح للولایه له اهلیه القیام بها» (به نقل از: مزینانی،۲:۱۳۷۹). راغب اصفهانی در معنای این واژه می نویسد: صلاح, ضد فساد است و آن دو بیش تر جاها در افعال به کار برده شده اند. صلاح در قرآن, گاه در برابر فساد قرار گرفته است, همانند: «ولاتفسدوا فی الارض بعد اصلاحها» (اعراف/۵۶) و گاه در برابر سیّئه، همانند: «خلطوا عملاً صالحاً وآخر سیّئا». (توبه/۱۰۲) (راغب،۴۵۲:۱۳۸۷). عباس اقبال آشتیانی مصالح را به معنای «آن چه شایسته است» در مقابل مفاسد به معنای «ناشایستهها» می داند. او می نویسد این که امروز مصالح را به معنی مواد لازم برای کار ساختمان سازی به کار می برند کاربردی مجازی بوده و به معنای آن چه شایسته و سزاوار برای ساختمان سازی است می باشد. (خواجه نظام الملک، ۱۳۷۲، پاورقی :۴). هشام احمد عوض جعفر می نویسد که: مصلحت از ماده ی «صلح» گرفته و «صلاح» به معنای «ضد فساد» است. لذا «مصلحت» یعنی «صلاح» و جمع آن نیز «مصالح» می باشد. اصلاح نیز به معنای راست نمودن و به راه آوردن امر یا چیزی است آن هم بعد از آن که از راه به در شده و دچار فسادگردیده است. وی آن گاه شاهدی از قول مولف لسان العرب می آورد: «اصلح الدّابه» یعنی در حق چارپا نیکی کرد و او را به سامان ساخت. «صلح» به معنای «سلم» نیز آمده است. در قرآن کریم نیز «اصلاح» و «افساد» بارها در مقابل هم به کار برده شده است. در نهایت آقای هشام احمد نتیجه می گیرد که: «بدیهی است که محور اصلی این واژه و مشتقات آن عبارت است از «نفع» و فرق نمی کند که این نفع به معنای کسب لذت یا امر خوبی باشد و یا به معنای دوری از ضرر و رنج و امثال آن باشد». (عوض جعفر، ۱۹۵۵: ۹۵) در فرهنگ معین برای واژه ی مصلحت معنای زیر آورده شده است: ۱-آن چه که صلاح و سود شخصی یا گروهی در آن باشد. ۲- خیراندیشی. ۳- کار نیک در مورد «عمومی» یا بخش دوم مفهوم «مصلحت عمومی» باید گفت که هر نوع مصلحت و یا منفعتی را می توان با توسل به معیارهای گوناگونی تقسیم بندی کرد. یکی از این تقسیم بندیها، تقسیم بندی مصلحت و یا منفعت از منظر بهره گیران آن است. از این منظر مصلحت را می توان به فردی، گروهی و عمومی تقسیم کرد. بنابراین مصلحت عمومی به هر پدیده، فعل و یا ترک فعلی که سود آن عاید عموم و یا بخشی از مردم بدون آن که خصوصیاتشان منظور گردیده و یا هدفی جز سود آنان مورد نظر بوده باشد اطلاق می شود. (گرجی، ۱۳۹۲: ۱۱۱ و ۱۱۷). از همین جاست که پدیده ای که متکفل امر عمومی در این سطح است یعنی سیاست خودنمایی می کند. زیرا وصف سیاسی حاکی از آن است که آن چیز مربوط به همه ی مردمان یا امر عمومی است. (دو ورژه، ۱۳۷۲: ۱۵). علاوه بر این چنان چه گذشت جوهر سیاست و حکومت را «مصلحت عمومی» دانسته اند. (طباطبایی،۱۳۸۲: ۲۱۳). معنای این سخن آن است که دولت و فرمانروایان که عهده دار امور سیاسی هستند در واقع عهده دار امور عمومی هستند. از این نظر آنها می بایستی به تمام فرمانبرداران خویش به صرف انسان بودنشان و فارغ از امور عرضی دیگر نظیر قومیّت، زبان، مذهب، جنسیت، طبقه ی اجتماعی، رابطه خویشاوندی، دوست و یا دشمن نگاه کنند. زیرا آن عملی که در این سطح به امور عمومی و مصالح عمومی مردمان می پردازد همانا “سیاست” است که جز رعایت مصلحت عمومی به معنای پیش گفته غایتی دیگر ندارد. بنابراین چنان چه فرمانروایان در تصمیم گیری های خویش یکی از امور عرضیِ فوق را مدّ نظر داشته و مصالح و منافع آن را بر عموم مقدم شمارند در این صورت تصمیم گیری های دولت از مسیر درست و اهداف غایی که دولت به آن دلیل تشکیل شده است خارج شده است و بنابراین فاقد وصف «سیاسی» بوده و دچار انحراف شده است. زیرا مفهوم دولت بر مفهوم «امرسیاسی» استوار است و نه برعکس و «امرسیاسی» نیز یعنی «امر عمومی» در تمایز با « امر خصوصی». این نکته قابل ذکر است که ایده ی دولت بر پایه ی تفکیک بین «امر عمومی» و «امر خصوصی» استوار است. زیرا هنگامی که از دولت بحث می شود به این معنی است که باید بین شخص حاکم و ویژگی هایِ غیرشخصیِ ترتیبات و ساز و کاری که از طریق آن حکم او اجرا می شود تفاوت قائل شد. به عبارت دیگر بین «مالکیّت» و «حاکمیّت» تمایز وجود دارد. مردمان باستان اولی را «ائیکوس» یا امر خصوصی و دومی را «پولیس» یا امر عمومی می نامیدند و برای ارجاع به آن از لفظ «عموم» و یا «مردم» استفاده می کردند. به همین دلیل گفته می شود که «دولت دومین اختراع مهم در تاریخ سیاسی پس از تفکیک یونانی ها میان مالکیّت و حکومت است». (لاگلین، ۱۳۸۸: ۴۸) زیرا قدرت سیاسی از تصرف مالکانه ناشی نمی شود بلکه از درون رابطه مردم و حاکمان تولید می شود. (لاگلین، ۱۳۸۸: ۲۲). ۳.تاریخ و منشأ پیدایش مصلحت عمومی بسیاری بر این باورند که به لحاظ تاریخی منشأ پیدایش مفهوم مصلحت عمومی را باید در غرب و به ویژه در یونان و روم باستان جستجو کرد. آنان بر این باورند که یونانیان و رومیان باستان «عرصهای عمومی» را که در آن مردمان بتوانند آزادانه در مورد مصلحت عمومی تبادل نظر و بحث کنند را برای رشد و شکوفایی شهروندان ضروری قلمداد می کردند. (هلد، ۱۳۷۷: ۳۶۷ و نوبهار، ۱۳۹۱: ۷ و ۲۷). در یونان باستان به دنبال تأسیس شهرها رفته رفته، این باور فلسفی که نوعی مصالح عمومی وجود دارد که از رهگذر تضارب افکار و گفتگوهای همگانی می توان برای اداره ی جامعه بر مقتضای منافع و مصالح عمومی اقدام کرد پیدا شد. به دنبال آن «آگورا» یا فضاهای عمومی و مشترک شهر دارای نقشی به سزا شدند. زیرا این ها بودند که مرجع نهایی «مصلحت اندیشی عمومی» به شمار می آمدند. زان پس عقیده بر آن شد که از وقتی که شهر برگرد فضای عمومی و میدان آگورا و نه گرداگرد قصر شاهی سازمان می یابد به پولیس تبدیل می شود. پیدا شدن این مکان ها و فضاهای عمومی و مشترک بیانگر پیدایش «مصلحت عمومی» در تقابل با «مصلحت خصوصی» و جریان امور در ملاء عام به جای اعمال مخفی بود. (طباطبایی، ۱۳۷۳: ۲۰-۱۹ و افتخاری، ۱۳۸۴: ۵۷). بعدها رومیها با پذیرش اندیشه های سیاسی یونانیان «پلیس» را به واحدهای ارضی گسترده تری اطلاق کردند که آن را «رسپوبلیکا» می نامیدند. واژه ای که می توان آن را به« خیر عام» ترجمه کرد. (حلبی،۹۴:۱۳۸۵). اینان ضمن اعتقاد به پیدایش مفهوم مصلحت یا خیرعمومی در غرب بر این باورند که این مفهوم در غرب از سه مقطع تاریخی عبور کرده است. ۱.یونان باستان.۲.قرون وسطی و ۳. رنسانس. با این توضیح که در دوره ی یونان باستان نظریه خیر یا مصلحت عمومی به گونه ای که برای حیات جمعی شهروندان یونانی مفهومی بنیادنی به حساب می آمد پیدا شد. در دوران قرون وسطی با رواج آموزه های مسیحی، اندیشه گرانی چون آلبرت کبیر و توماس آکوئیناس، به تعدیل و بازسازی نظریه ی خیرعمومی پرداختند و سپس در عصر مدرن و رواج شیوه های جدید در عرصه ی عمل و نظر؛ بازاندیشی در نظریه ی خیرعمومی گریزناپذیر شد. این بازاندیشی از سوی کسانی مانند لاک انجام شد. (نوبهار، ۱۳۹۱: ۱۵) علی رغم نکات تاریخی فوق در خصوص منشأ پیدایش نظریه ی مصلحت عمومی هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که در جاهای دیگر جهان و به ویژه ایران باستان به «مصلحت عمومی» توجهی نشده باشد. زیرا هرکجا اقتدار مرکزی بوده است می توان از حقوق عمومی نیز سراغ گرفت چرا که حقوق عمومی ناظر بر عمل حکمرانی است. از سوی دیگر بنیاد حقوق عمومی نیز بر «مصلحت عمومی» استوار است. (لاگلین، ۱۳۸۸: ۱۱ و ۲۲). ۳-۱. مصلحت عمومی در ایران باستان در ایران باستان بدون شک «مصلحت عمومی» نه فقط امری شناخته شده؛ بلکه مبنای حکومت نیز بوده است. نهاد وزارت در ایران باستان به عنوان عقل منفصل و نماینده ی «مصالح عمومی» در جنب پادشاه بیان گر این وجه از اندیشه های سیاسی ایران باستان است. (طباطبایی، ۱۳۸۱: ۶۶ و ۱۷۳ و همین نویسنده، ۱۳۷۵: ۳۰ و ۵۰ و رجائی، ۱۳۷۲: ۸۳-۸۲ و زرین کوب، ۱۳۸۴: ۲۸۱-۲۸۰). علاوه بر این می توان براساس شرایط، صفات و فضائلی که می بایست شاهان ایرانی در زمان باستان داشته باشند و به خصوص تاکیدی که بر«دادگری» می شد و زمینه و دلایلی که دیااکو به عنوان نخستین شهریار شناخته شده ایران زمین انتخاب شد به این نتیجه رسید که در ایران باستان «فرهنگ سیاسی ناظر به مصلحت عمومی» رایج بوده است. (رجایی، ۱۳۷۲: ۵۴ و ۴-۸۲). ابن خلدون به هنگام تقسیم بندی انواع نظام های سیاسی آنها را به دو دسته ی شرعی و عقلی تقسیم نموده و سیاست عقلی را نیز با توجه به ضابطه ی رعایت یا عدم رعایت «مصلحت عمومی» و امکان نیل یا عدم نیل به سعادت به دو نوع مطلوب و منحرف تقسیم نموده و در توضیح سیاست عقلیِ مطلوب می نویسد: و آن سیاستی است که «در آن، مصالح، به طور عموم … مراعات شود. این سیاست به ایرانیان اختصاص داشت و متّکی به روش حکمت بود.» (ابن خلدون، ۱۳۸۵ : ۵۹۱-۵۸۹). به همین دلیل گفته می شود که از نظر ابن خلدون نظام حکومتی ایرانیان باستان برترین نمونه ی حکومت عقلی بوده و اساس آن بر پایه ی «مصلحت عمومی» تمام رعایا استوار بوده است. (طباطبایی، ۱۳۷۹: ۲۶۴). این نکته نیز شایان ذکر است که در ایران باستان مفهوم «عدل» به معنای «تأمین مصلحت عمومی» به بهترین صورت ممکن بود و این امر نه تنها به رفتار نیکو، ملایمت و اعتدال، بلکه به تأمین حقوق و امور معاش آنان نیز مربوط می شده است. از انوشیروان نقل است که: «کشور به سپاه و سپاه به دارایی و دارایی به خراج و خراج به آبادانی و آبادانی به داد استوار گردد و داد وابسته به درست کرداری کارگزاران» است. (طباطبایی، ۱۳۷۹: ۲۶۵). خواجه نظام الملک طوسی به عنوان یکی از سیاستمداران و سیاست دانان بزرگ عصر زرین فرهنگ اسلامی که به دنبال بازپرداخت و احیای مجدد عناصر و مؤلفه های قابل قبول سیاست و حکومتِ ایران باستان و از جمله ابتنای سیاست بر مصلحت عمومی بوده است در اولین فقره از کتاب مشهور سیاست نامه ی خویش چنین آورده است: «ایزد سبحانه و تعالی در هر عصری و روزگاری یکی را از میان خلق برگزیده و او را به هنرهای پادشاهانه و سیرتهای ستوده آراسته گرداند و مصالح جهان و آرام بندگان بدو بازبندد و دَرِ فساد و آشوب بدو بسته گرداند… ]و[ مردمان در سایه ی عدل و پناه رعایت او روزگار می گذرانند». (خواجه نظام الملک، ۱۳۷۲: ۱). از این قسمتی که نقل شد و قسمت های بعدی و ایضاً در جای جای «سیاست نامه» ی خواجه نظام الملک به وضوح آشکار است که مصلحت عمومی در نزد ایرانیان تا چه اندازه مطرح و دارای اهمیت بوده است. البته شناخته بودن و توجه به این مفهوم منحصر به ایران دورهی باستان نیست و در دورانهای بعدی هم، چنان چه خواهد آمد دست کم در عالم نظر از سوی برخی اندیشه گران و پادشاهان به آن توجه شده است. معروف است که حتّی ناصرالدین شاه در شهرهای بزرگ کشور مجلس «مصلحت خانه» تأسیس کرد (آبراهامیان، ۱۳۷۷: ۷۴). همو هنگامی که پسر دلبندش را به حاکم تهران منصوب کرد به او در این باره که وی شخصاً مسئول افزایش قیمت مواد غذایی است این گونه هشدار می دهد: «تو بر بالای چوبهی دارخواهی رفت تا مردم ببینند من آماده ام پسرم را در راه منافع عمومی فدا کنم». (همان: ۵۴). ۳-۲. مصلحت عمومی در شرق باستان میشل فوکو بر آن است که به طور کلی در جوامع باستانی مشرق زمین، استعاره ی «شبان» مفهوم بنیادینی در امر فرمانروایی به حساب می آمده و حاکی از آن است که در این جوامع بنیاد سیاست بر «مصلحت عمومی» بوده است. فوکو می گوید: مثلاً فرعون یک شبان مصری بود و حتی به عنوان جزئی از مناسک در روز تاجگذاری، عصای سرکج گله داری به او اهدا می شد. «شبان آدمیان» یکی از القاب پادشاهان بابِل نیز به حساب می آمد. چنان چه خداوند هم شبانی بود که بندگان خویش را به چراگاه رهنمون می شد و بدین گونه رزقشان را تأمین می کرد.علاوه بر این در یکی از نیایشهای مصر باستان برای رَع یا خدای آفتاب آمده است: «ای رَع که هنگامی که آدمیان جملگی به خواب می روند تو بیدار و مراقبی، تو که آن چه را برای گلّه خوب است می جویی…» همچنین چنان چه پادشاهی در تصمیم گیری های سیاسی خویش مصالح عمومی را رعایت نمی کرد به چوپانی بد تشبیه می شد. زیرا چوپانان بد رمه را می پراکنند و می گذارند از تشنگی بمیرد و پشم آن را تنها برای سودجویی می چینند. (فوکو، ۱۳۷۷: ۷۷). اطلاق مفهوم راعی و شبان به فرمانروایان و تشبیه خلق الله به رمه بیانگر آن است که فرمانروا باید همواره در همه ی تصمیم هایی که به اقتضایِ فرمانروایی از او صادر می شود «مصلحت همگان» و مردم تحت امرش- رمه- را رعایت کند. فوکو در این باره می گوید: «مهرشبان بسیار به «ایثار» نزدیک است. هرچه شبان می کند با نظر کردن در صلاح رمه است. دغدغه ی دائم او جز این نیست. وقتی رمه می خوابد او بیدار و مراقب است». فوکو در فقرات بعدی و در حالی که سعی می کند مفهوم «مراقبت» را واکاوی کند می افزاید: «شبان باید رمه ی خویش را جملگی و فرد و فرد بشناسد. نه تنها باید بداند که چراگاه های خوب کجاست و به قوانین فصول و سایر امور، معرفت داشته باشد بلکه باید نیازهای خاص هر فرد را بداند». (فوکو، ۱۳۷۷ : ۷۹). در یکی از تفاسیری که بر «سفر خروج» نگاشته شده صفات «حضرت موسی» (ع) را در مقام «شبان» این گونه وصف شده است: «او هر گوسفند را به نوبت به چرا می فرستاد: اول جوانترین تا نازکترین چمن ها را بچرند. بعد بزرگترها و سپس پیرترین را چون می توانستند حتی از خشنترین علفها تعزیه کنند. قدرت و اختیار شبانی مستلزم توجه فردی به یکایک گوسفندان است. (فوکو، ۱۳۷۷، ۷۹). در واقع فوکو با استعانت از استعاره ی «شبان» و «گله» که در شرق هم رایج بوده است روابط حکومت با مردم را استنباط کرده و اساس آن را بر مصلحت عمومی استوار کرده است. (لاگلین، ۱۳۸۸: ۶۳). با توجه به اهمیت وکارکرد استعاره در نظریه پردازی و انتقال مفاهیم در اندیشه سیاسی (برزگر،۶۳:۱۳۹۰-۴۴) می توان نه فقط به موجودیت مفهوم« مصلحت عمومی» در شرق بلکه به اساسی بودن آن حکم داد. میشل فوکو پس از بررسی مفهوم «مصلحت عمومی» با بهره گرفتن از استعاره ی شبان در شرق باستان به سراغ غرب رفته و می گوید: در یونان باستان واژه ی Nomo (قانون) با واژه ی nomeuz (شبان) مرتبط است. چون همان طوری که شبان غذا و آب را بین رمه تقسیم می کند و سهم هریک را می دهد قانون نیز به نسبت تقسیم می کند. زئوس خدای خدایان یونانی Nomioz و Nemeioz نامیده می شد؛ چون به گوسفندانش خوراک می دهد. از همه مهمتر کلانتر و حکمران باید Philanthropoz یعنی عاری از هرگونه خودپسندی باشد. یعنی بنا به مصلحت خصوصی تصمیم گیری نکند و چونان شبان، سرشار از گرمی و غمخواری باشد. (فوکو، ۱۳۷۷: ۸۱). به نظر فوکو در یونان باستان این مسأله که رهبران سیاسی باید در امر فرمانروایی «مصالح عمومی» را در نظر بگیرند امری عادی و بدیهی بوده است. وی دراین باره می نویسد: «رهبر یونانی بالطبع می بایست با توجه به «منافع همه» تصمیم بگیرد و - اگر نفع خویش را مقدم می داشت رهبر بدی بود». (فوکو، ۱۳۷۷: ۷۹). این نکته نیز لازم به ذکر است که تمایز بین مصالح عمومی و منافع خصوصی و آگاهی از پیوستگی میان آنها در درون یک کل منسجم، یکی از عمده ترین وجوه عمل و نظر فرهنگ و تمدن غربی است. (طباطبایی، ۱۳۸۱: ۱۹۶). در سده ی دوازدهم میلادی اندیشه ی تفکیک میان پادشاه با سلطنت یا همان تاج پیدا شد. به موجب این تفکیک میان شخص پادشاه و مقام و منصبی که او آن را اشغال کرده بود تمایز وجود دارد. مفهوم «تاج» یا همان «سلطنت و پادشاهی» مبنای تفکیک و تمایز میان «امرخصوصی» و «امر عمومی» شد. در سده ی بعد در منشور «مگنا کارتا» یا منشور کبیر مقام ارباب از سلطنت گرفته شد و به او مقام پادشاه تفویض شد. این امر به معنای آن است که آن منشور، سلطنتی قوی با قلمرویی وسیع را می پذیرفت لکن به دنبال آن بود تا در مقابل هوس های شخصی سلطان یا منافع خصوصی او بایستد و بدینسان راه اداره ی «امر عمومی» را بر بنیان «مصلحت عمومی» و نه خواست های شخصی و غیر آن هموار سازد. (لاگلین، ۱۳۸۸: ۷۵-۷۳). ماکیاول به عنوان نخستین فیلسوف سیاسی مدرن، «سیاست» را مجموعه ای از رویدادها و سنت ها برای ارتقاء خیرعمومی می دانست. او با آن که منکر حاکمیّت عقل بر رفتار فردی و جمعیِ آدمیان بود و به حقوق طبیعی هم اعتقادی نداشت سیاست را به پی جویی و رفع حوائج شخصی و ارضای شهوات و جاه طلبی های حاکمان تقلیل نمی داد و برتفکیک دو حوزه ی «خصوصی» و «عمومی» تاکید داشت. (لاگلین، ۱۳۸۸: ۱۱۰-۱۰۹) هنگامی که توماس هابز می گفت می توان مسئولیت های دولت را در عبارت : «خیر مردم باید قانون برتر باشد» خلاصه می کرد در واقع صرفاً یک اصل سیسرویی را تکرار می کرد. علاوه بر این هابز کارکردهای حکومت را به چهار دسته تقسیم می کرد که همگی بر بنیان «مصلحت عمومی» استوار بودند. (لاگلین، ۱۳۸۸ : ۵۱-۵۰) هابز همچنین به عنوان نخستین نظریه پردازی که «قانون» را اراده ی قدرت حاکم می انگارد بر آن است که قانون خوب قانونی است که «ضروری، در راستای «خیر مردم» و در کمال وضوح است» او معتقد بود که صلاحیت وضع قانون ناشی از «ارتقاء رفاه مردم» است. قانونی که به نفع حاکمان است و نه مردم، قانون خوبی نیست. در کل توماس هابز اقتدار حاکمیتی را شکلی از قدرت عمومی می دانست که برای خیر مردم به کار گرفته شود و حاکمانی را خوب می دانست که بدون به خطر انداختن خیر عمومی آزادی های مدنی را به حداکثر برسانند. ژان ژاک روسو در تاریخ اندیشه ی سیاسی با نوآوری خود یعنی مفهوم «اراده ی عمومی» شناخته شده است و این مفهوم بر مبنای «خیرعمومی» استوار است. روسو می گوید: «اراده های خاص ممکن است خطا کنند ولی اراده ی عمومی همیشه بر صواب است و همواره متمایل به خیر عمومی است». بنابراین می توان گفت که نویسندگان باستانی و مدرن درک مشترک از ماهیت این اصل داشتند. (لاگلین، ۱۳۸۸: ۳۰۳و۲۳۵). ۴.اهمیت مصلحت عمومی صرف نظر از تاریخ و منشاء پیدایش مصلحت عمومی در این که این مفهوم از روزگاران گذشته تا به امروز در نهایت اهمیت بوده و بنیان و غایت سیاست و حکومت تلقی می شده است تردیدی نیست. اهمیت این مفهوم نیز چونان تاریخ و منشأ آن به اندیشه گران غربی و مسیحی محدود نمی شود بلکه سایر اندیشه گران جهانی و از جمله مسلمانان را نیز در بر می گیرد. موریس دو ورژه «سیاسی» را مساوی با «عمومی» می گرفت زیرا صفت سیاسی را مربوط به آن چه درباره ی امور عمومی است تلقی می کرد. (دو ورژه، ۱۳۷۲: ۱۵). از جهت دیگر سیاست را به «هر فعلی که مردم با انجام آن به صلاح نزدیک تر و از فساد دورتر» می شوند تعریف کرده اند. (افتخاری، ۱۳۸۹: ۶۹). و سرانجام این که اصلاح بین الناس را غایت سیاست دانسته اند. توماس قدیس بهترین حکومت را حکومتی می دانست که بهتر بتواند منافع عمومی مردمان را تأمین کند. او حکومت های خودکامه و استبدادی را بدترین نوع حکومت ها می دانست زیرا که در این شیوه ی فرمانروایی خیرعمومی به تأمین نفع خصوصیِ فرمانروایی خودکامه فروکاسته می شود و بنابراین از همه ی انواع دیگر بیدادگرتر است. (طباطبایی، ۱۳۸۰: ۳۶-۳۵). توماس آکوئیناس مهمترین هدف دولت را تأمین خیرعمومی بر می شمرد و مانند ارسطو براین باور بود که هر یک از انواع اصلی حکومت یعنی حکومت یک تن، چند نفر (گروهی) و اکثریت در صورت رعایت و تأمین اصل بنیادین «مصلحت عمومی» مشروع هستند. به نظر او هرگونه انحرافی از اصل تأمین مصلحت عمومی سبب «منحرف شدن» و «استبدادی» شدن حکومت می گردد. زیرا در نزد آکوئیناس حکمران توسط مسئولیتش که همان تأمین مصالح عمومی است تعریف می شود و بنابراین کارکرد حکومت و نه ساختار آن کلید فهم اقتدار یا مشروعیت سیاسی است. بدینسان در نزد آکویناس نیز مانند ارسطو حمایت و رعایت مصالح عمومی جوهر سیاست و هدف اصلی از تشکیل دولت تلقی شده و شکل آن اهمیت چندانی ندارد مگر آن که.به اعتبار «ولله یکل قسط من الثمن» بتوان برای شکل حکومت نیز سهمی برای ارتقاء «مصلحت عمومی»قائل شد. طرفه آن که دیدگاه آکوئیناس مبنی بر سرچشمه گرفتن حق حاکمیت از خداوند تأکید مضاعفی است بر وظیفه دولت مبنی بر پیروی از قاعده مصلحت یا خیرعمومی که همانا توجه به مصالح مادی و معنوی تک تک اعضای جامعه است. (نوبهار، ۱۳۹۱: ۶۸-۵۶). کوزانوس تأمین مصلحت عمومی را اصلی ترین وظیفه فرمانروایی می دانست و براین باور بود که در امر حکومت همه چیز ناظر به مصلحت عمومی است. (طباطبایی، ۱۳۸۲: ۱۶۱). گوئیتچار دینی نظام سیاسی را یگانه حوزه مصالح عمومی و غایت آن را تأمین مصالح عمومی می دانست. (طباطبایی، ۱۳۸۲: ۵۴۵) توماس هابز در فقره ای شورانگیز یکی از تفاوتهای بین انسان و حیوان را در این می دانست که حیوانات قادر به تمایز بین مصلحت عمومی و خصوصی نیستند لکن انسانها این توانایی را دارند (هابز، ۱۳۸۹: ۱۹۱)[۱۲]. هابز آن جا که به فلسفه ی تشکیل حکومت می پردازد اساساً تأسیس حکومت را برپایه ی مصلحت عمومی می داند (هابز، ۱۳۸۹: ۱۹۲) و بر این باور است که وظیفه حاکم خواه پادشاه باشد و یا مجمعی از کسان تامین همان هدف و غایتی است که قدرت حاکمه برای تحقق آن به وی واگذار شده و آن تأمین مصلحت مردم است. (هابز، ۱۳۸۹: ۳۰۱). هابز در این فقره اهمیتی به شکل حکومت نداده بلکه به کارکرد حکومت و علت غایی آن که همانا تأمین مصالح عمومی است اهمیت داده است. جان لاک هدف اساسی از تأسیس دولت را تأمین «مصالح عمومی» می دانست. او می نویسد: رئیس کشور، وظیفه دارد با اجرای قانون آن چه برای صیانت ذات و اموال همه ی مردم کشور و فرد فرد اعضای آن ضرورت دارد تأمین کند. بر رئیس کشور است که در این اجتماع که برای تأمین مصالح عمومی ایجاد شده، هر فردی را که بخواهد از پیروی از قانون و عمل به آن سرپیچی کند، از همه یا بخشی از حقوق اجتماعی محروم کند. (طباطبایی، ۱۳۸۲: ۲۳۱). لئواشتراووس معتقد بود که تمام اعمال سیاسی ذاتاً جهتی به سوی معرفت به ماهیت خیر دارند، یعنی به سوی معرفت به زندگی خوب یا جامعه ی خوب، زیرا جامعه ی خوب همان سعادت کامل سیاسی است. او بر این باور بود که اعمال سیاسی یا در جهت حفظ و یا در جهت تغییر وضع موجود است. در صورت اول به علت آن که وضعیت به سمت بدتر شدن پیش نرود و در صورت دوم دلیل آن است که تغییرات در جهت بهتر شدن حاصل شود (اشتراووس، ۱۳۷۲: ۲-۱) چنان چه هویداست اشتراوس «سیاست» را دائر مدار «مصلحت عمومی» یا همان جامعه می داند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یکی دیگر از مزیت های مصرف کودهای جلبکی کاهش بیماری های ناشی از کمبود عناصر معدنی است که با مصرف کودهای جلبکی این بیماری ها قابل رفع بوده و برای نمونه می توان به کمبود عناصر منگنز، بور و باریم اشاره کرد. از خواص مفید کاربرد جلبک ها علاوه بر دارا بودن ازت و عناصر معدنی بالا، دارا بودن هورمون های تنظیم کننده رشد در این گیاهان است. وجود ترکیبات هورمونی چون اکسین، جیبرلین، فنیل استیک اسید و سیتوکنین در جلبکهای قهوه ای به اثبات رسیده است. وجود هورمون سیتوکنین درجلبک ها سبب تاثیر گذاری در افزایش میزان تولید سیب زمینی می شود.در مورد مرکبات مانند لیمو با دادن کود جلبکی زمان باقی ماندن میوه را بر روی درخت افزایش داده و سبب رسیدگی کامل میوه می شود. مزیت و ویژگی دیگر کود های جلبکی این است که این کودها عاری از بذر علف های هرز و قارچها هستند و دارای پتاس زیادی هستند.
 کاربرد کود های جلبکی در مراتع سبب افزایش تندش بذر گونه های چون شبدر سفید و نیز دفع نماتدهای ریشه علف های مرتعی می شود. در مورد محصولات باغی چون سیب، خیار و گلهای زینتی نیز سبب کاهش میزان کرم خوردگی می شود. افزایش مقاومت سرمایی و عمر پوسته میوه جاتی مانند گوجه فرنگی، کرفس، مرکبات و هلو نیز از دیگر ویژگی های و ارزش های کاربردی کودهای جلبکی است. هلو های اسپری شده با کودهای جلبکی عمر پوسته میوه آنها چهار برابر افزایش نشان می دهد و اثرات مشابهی نیز بر سیب، زردالو و پرتقال دارد. در مجموع افزایش کود های جلبکی به خاکهای ماسه ای و گچی به میزان زیاد، کیفیت و حاصلخیزی خاک را افزایش می دهند. افزودن مستقیم برخی از جلبکها به زمین کشاورزی به عنوان کود، نه تنها باعث افزایش محصول می شود، بلکه گیاه را از هجوم حشرات و بیماریها نیز حفظ می کند. در برخی از کشورهای پیشرفته، عصارۀ تغلیظ شده جلبکهای دریایی مختلف به عنوان کود مایع در فروشگاه ها به فروش می رسد. ۱-۴-۴٫مصارف صنعتی: مصارف صنعتی آلگ ها نیز از سالها قبل از قرن نوزدهم رواج داشته است. خاکستر آلگ های دریایی جهت ایجاد عصاره های حاوی نمک های سدیم و پتاسیم و ید مورد استفاده قرار می گرفته ،که جهت صنایع شیشه سازی ، صابون سازی و غیره کاربرد داشته است. ۱-۴-۵٫ جهت تصفیه فاضلاب ها : فاضلاب هایی که عمدتا از ضایعات صنعتی و شهر نشینی ایجاد شده باشند دارای بسیاری از ترکیبات آلی و معدنی هستند که در آنها حل شده و به حالت معلق در آمده است. تصفیه چنین فاضلاب هایی غالبا یک امر اکسیژناسیون تلقی می شود. لذا پدیده اکسیژنه نمودن به وسیله آلگ هابسیار متداول است.برخی از آلگ ها نظیر Chorella,Euglena,Scenedesmus,Chlamydomonasو… در این پدیده بسیار موثر واقع می شوند.اکسیژنه نمودن فاضلاب ها به خصوص در توده های کوچک نظیر استخر ها ضرورت دارد تا بوی بد از آنها بر طرف گردد. به این ترتیب آلگ ها نقش مهمی را در تصفیه فاضلاب ها به عهده دارند که گاها به صورت طبیعی این پدیده انجام می شود. ۱-۴-۶٫در پژوهش های زیستی: جلبکهای مثل کلامیدوموناس، کلرلا و استابولاریا در مطالعات فیزیولوژی، سیتولوژی و ژنتیک بسیار مورد استفاده قرار می گیرند. از جلبک نیتلا برای نشان دادن حرکات سیتوپلاسمی و تجمع یونها استفاده می شود. در تحقیقات فضایی نیز از کلرلا استفاده می گردد. نکته مهم دیگر ارزشی است که آگار برای تهیه محیط های رشد باکتری ها و قارچها دارد و آن مقاوم بودن آگار در برابر باکتری های تبدیل کننده ژل بسته به ژل مایع است، کما این که مصرف آگار در صنایع داروسازی امریکا طی دهه های اخیر چند برابر شده است. بخش دیگری از مصرف آگار نیز در حمل ماهی های آماده (طبخ) است که با مصرف آن می توان از شکستگی ماهی ها در زمان حمل جلوگیری کرد. ۱-۵٫عوامل موثر در پرورش آلگ ها: عوامل مختلفی در پرورش آلگ ها دخالت دارند که مهم ترین آنها عبارتند از : ۱-۵-۱٫ نور: در کلیه موجودات فتوسنتز کننده ، نور نقش اساسی را ایفا می کند.نور به عنوان منبع تولید انرژی در آلگ ها شناخته شده است و در کشت های داخل آزمایشگاه نور توسط لامپ های فلورسنت و به صورت۱۶:۸ یا ۲۴:۰ (به ترتیب روشنایی، تاریکی)(Anonymous,1991) و یا ۱۲:۱۲(Doroudi,2001) تامین می گردد. ۱-۵-۲٫ درجه حرارت: درجه حرارت محیظ آزمایشگاهی نقش به مراتب مهمتر از نور ایفاء نموده و تغییرات زیاد آن در طول شبانه روز می تواند منجر به نابودی سلولهای آلگی مخصوصأ گونه های حساس گردد. بنابراین تا حد امکان باید از تغییرات زیاد دمایی جلوگیری شود. مطلوبترین دما برای آلگ ها در شرایط آزمایشگاهی ۲۴-۱۸ درجه سانتی گراد و در مناطق گرمسیری مانند استان هرمزگان۲۶-۲۲ درجه سانتی گراد می باشد(Anonymous ,1991). دمای بالای ۳۲ درجه سانتی گراد نیز در مواردی موجب خرابی سلولی و رسوب کشت ها می گردد. ۱-۵-۳٫ شدت نور دهی: شدت نور دهی برای کشت مناسب آلگ ها۱۰۰۰۰-۱۰۰۰ لوکس بوده که مطلوبترین آن ۵۰۰۰-۲۵۰۰ لوکس می باشد(Anonymous ,1991). ۱-۵-۴٫شوری: شوری کمتر از دو عامل قبلی در پرورش آلگ ها موثر است،ولی به طور کل بستگی به گونه مورد نظر دارد. ۱-۵-۵٫نیتروژن وفسفر: اهمیت این عنصر به همراه پتاسیم،کلسیم،منیزیم و گوگرد در اواسط قرن نوزدهم توسط آزمایشات کشت کلاسیک ساشز نشان داده شد(بونی ۱۳۷۹). ۱-۵-۶٫ کیفیت پساب: بشر به علت رایگان بودن منابع محیط زیست براحتی این بخش از فضولات تولیدی خود را در محیط تخلیه می نموده است. این عمل اثراتی همچون تخریب و ویرانگری محیط ،تهدید بهداشت و سلامت انسان ، به خطر افتادن حیات سایر موجودات،آلودگی منابع آب ، ایجاد مناظر زشت،بوهای ناخوشایند و… را به دنبال داشته است. روشن است که تخلیه پساب های شهری به منایع آب به خاطر آنکه مقادیر قابل ملاحضه ای از مواد مغذی برای ارگانیسم ها را داراست ،سبب کاهش اکسیژن محلول می شود ودر صورتی که این روند تا از میان رفتن کامل اکسیژن ادامه یابد باکتری های بی هوازی فعال می شوند(یوسفی،۱۳۷۲).از طرف دیگر پتانسیل ظرفیت پذیرش طبیعی محدود بوده و با رشد روز افزون جمعیت و افزایش فاضلاب ناشی از فعالیتهای گوناگون بشری، محیط زیست قادر به جذب این حجم پساب نیست، از این روست که تصفیه پساب مد نظر قرار گرفته است.عمل تصفیه در طبیعت و در مدت زمان های طولانی و بالغ بر چندین روز خود به خود انجام می گیرد،امام کوتاه نمودن مدت زمان پالایش، یکی از مهمترین مسائل موجود در زمینه تصفیه پساب هاست. پسابهای شهری محلول رقیق تیره رنگی هستند که محتوی مواد معدنی وآلی می باشد. ازت در مواد آلی دفعی بدن وجود دارد به این ترتیب مشتقات ازته در پسابهای شهری به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم وارد خواهد گشت. ازت یکی از عناصر مهم واکنش های بیولوژیکی است ودر ترکیبات دارای انرژی زیاد مانند آمینو اسیدها و آمین ها که به نام ازت آلی خوانده می شود ،وجود دارد.تجزیه هوازی مواد آلی ازت دار سرانجام منجر به تشکیل نیتریت و نیترات می شود. ابتدا اکسیداسیون آمونیاک به نیتریت و سپس نیترات روی می دهد(شریعت پناهی،۱۳۶۸). فسفر نیز در فاضلاب به صورت آلی و معدنی وجود دارد. در ساختمان مولکول های آلی عنصر فسفر به کار رفته است،بدین لحاظ فضولات مهمترین منبع فسفر آلی در محیط های آبی و پساب هامی باشد.علاوه بر این پاک کننده ها نیز از منابع عمده فسفر در پساب ها می باشند.فسفر در اکثر پساب ها منحصرأ به صورت اشکال مختلف فسفات دیده می شود.فسفات ها نیز ممکن است به فرم های محلول و ذرات غیر آلی وجود داشته باشند.به علاوه فسفات ها در رسوبات ته نشین شده و لجن های بیولوژیکی به شکل مواد معدنی قابل ته نشینی ودر ترکیب با مواد آلی نیز وجود دارند(شریعت پناهی،۱۳۶۸).پساب ها به علت غنی بودن از مواد آلی و مغذی مانند نیترات و فسفات ،می توانند جایگاه مناسبی برای رشد میکروارگانیسم ها باشند. بنابراین پرورش فیتوپلانکتون های فتوسنتز کننده در پساب ها به جهت کاهش مواد مغذی و تصفیه پساب ها کاری عملی و ممکن است. ۲-۱٫پیشینه تحقیق در مطالعات گذشته کاربرد فاضلاب ثانویه در پرورش مخلوطی از گونه های فیتوپلانکتونی دریایی با نتایج خوبی همراه بود. (Dustan and Menzel,1971;Dustan and Tenore,1972; Goldman and Stanley,1974) . همچنین پرورش تک گونه ای فیتوپلانکتونها نیز موفقیت آمیز بوده است (Yoneshigue-Braga,1977;Costa,1999). در پرورش دو گونه ای فیتوپلانکتونها که در برزیل در سال۲۰۰۴ انجام گرفت، سودمند بودن پساب ثانویه شهری به عنوان منبع ماده مغذی لازم جهت پرورش فیتوپلانکتونها به خوبی اثبات گردید(Koening&Demacedo,2004). در این روش علاوه بر امکان معرفی و تولید انبوه فیتوپلانکتون در سیتم های نیمه متراکم ، می توان نسبت به تولید روغن های غیر اشباع، آگار و… در کنار اثر تصویه کنندگی اقدام نمود. اگر چه تولید فیتوپلانکتون برای آبزی پروری شامل گونه های متعددی می باشد، اما در در خواست یکسان از spirulina در حدود ۴۵۰۰-۲۰۰۰ تن وزن خشک در سال نشان دهنده با اهمیت بودن این گونه است،تقریبا۹۰ درصد از ۵/۱۴ میلیون تن تولیدات آبزی پروری در سال ۱۹۹۳ با استفاده ازفیتوپلانکتون های پرورشی به عنوان منبع غذایی در طی یک و یا چند مرحله از رشد آبزیان صورت گرفت(Duerr,E;1998). امروزه بیشتر احتیاجات از فیتوپلانکتونها به وسیله شرکتهای داخل تهیه شده که آنها را داخل واحدهای تخصصی و یا در داخل تانکهای پرورش لارو کشت می دهند. طی تحقیقات انجام شده بیش از ۲۵۰ گونه جلبکی در سواحل جنوب کشور شناسایی شده ، که بسیاری از گونه ها دارای خواص کاربردی بوده ودر سطح جهانی از آنها استفاده می شود . مطالعاتی در این زمینه صورت گرفته است تا بر اساس آن بتوان به نحو مطلوب بهره برداری بهینه را از این منابع ملی انجام داد. در داخل ایران پرورش فیتوپلانکتون تنها در محیطهای کشت تجاری مانند Guilard-Bristol انجام می گیرد ، لذا در زمینه پرورش آنها در پساب ها هیچ گونه کاری صورت نگرفته است. اما در خارج از کشور تحقیقات متعددی انجام و مقالاتی ارائه گشته است. در تحقیقی که توسط Lau و همکاران در دانشگاه تکنولوژی هنگ کنگ در سال ۱۹۹۴ انجام گرفت ، بر روی اثرات تراکم آلگ ها بر روی میزان حذف مواد مغذی پساب تصفیه خانه shatin کار شد. در سال ۲۰۰۰ Tam وWong ،اثرات غلظت بالای آمونیاک بر روی رشد آلگ سبز تک سلولی chlorella vulgaris و حذف نیتروژن از محیط کشت را مورد تحقیق قرار دادند. همچنین در سال ۲۰۰۰ توسط Martinez و همکاران در دانشگاه Granada اسپانیا روی میزان حذف ازت و فسفر پساب شهری به وسیله آلگ Scenedesmus obliquus تحت تاثیر متفاوتی از هوادهی و درجه حرارت کار شد. علاوه بر این در سال ۲۰۰۴ Koening و Demacedo در دانشگاه اقیانوس شناسی دانشگاه فدرال Pernambuco کشور برزیل از پساب شهری به عنوان محیط کشت جایگزین برای پرورش Tetraselmis chuii استفاده کردند. و در سال ۲۰۰۶ توسط Sebnem Aslan , Ilgi Karapinar Kapdan در دانشگاه Dokuz Eylul ترکیه روی حذف ازت و فسفر پساب صنعتی توسط جلبک ها کار شد که نشان داد میکروجلبک Chlorella vulgaris به خوبی تحت شرایط مختلف محیطی از pH، درجه حرارت، نور و تاریکی رشد کرد، و قادر به حذف ۷۰– ۶۰ % ازت و ۶۰ – ۵۰ % فسفر بود. همچنین در سال ۱۳۸۶ توسط خانم موسوی بر روی گونه chlorella vulgaris روی حذف ازت و فسفر پساب شهری توسط جلبکها کار شد که نشان داد میکرو جلبک chlorella vulgaris به خوبی تحت شرایط آزمایشگاهی قادر به حذف مواد مغذی در پسابهای شهری شد. ۳-۱٫ مواد مورد نیاز این موادشامل : ۳-۱-۱٫پساب شهری پس از ته نشینی اولیه ۳-۱-۲٫موادی که جهت تهیه محیط کشت(Guilard,1983)F/2 مورد استفاده قرار می گیرند که این مواد عبارتنداز :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴)حساسیت بین فردی:توانایی آگاه بودن از احساسات دیگران و دستیابی به تصمیمات قابل نفوذ در آن ها . ۵)تأثیر : توانایی ترغیب دیگران به تغییر دیدگاهشان درباره ی یک مسأله . ۶)فراست : توانایی استفاده از بینش خود و تعامل در تصمیم گیری هنگام رویارویی با اطلاعات مبهم . ۷)صداقت : توانایی ایجاد و تعهد در هنگام مواجهه با چالش و اقدام ثابت و درست . ۲-۲-۹ هوش هیجانی در سازمان و مدیریت صاحب نظران بر این باور هستند که امروزه هوش هیجانی به سرعت مورد توجه شرکت ها و سازمان ها قرار گرفته است و اهمیت آن ، گاه از توانایی های شناختی و دانش های تکنیکی بیشتر شده است . دلیل این امر آن است که، مدیران دریافته اند که از طریق ، پیوستگی درونی تعامل شخصی و سازمانی افزایش پیدا خواهد کرد. همان طور که می دانید سازمان ها مجموعه ای از گروه ها هستند، که تعاملات موفقیت آمیز گروه هـا به انعطاف پذیری و اعمال تغییرات در سازمان کمک می کند . بنابراین سازمان ها برای اینکه اثربخشی خود را بـالا ببرند از مهارت های نرم[۱۴۱] که مبتنی بر عواطف می باشند، استفاده می کنند ( Brooks,2003, P.78 ) .
 بر این اساس، در دهه ی اخیر محققان ، تحقیق های زیادی در مورد تأثیر هوش هیجانی در ساز و کارهای سازمان و مدیریت انجـام داده اند و به بـررسی مسـائلی از جمـله رابطـه ی این مفهـوم با عملکرد کارکنان (آبراهام[۱۴۲]،۲۰۰۴، سی[۱۴۳]و دیگران، ۲۰۰۱)، اثربخشی رهبری (بارلینگ[۱۴۴] و دیگران،۲۰۰، پالمر[۱۴۵] و دیگران، ۲۰۰۱، گاردنر و استاو[۱۴۶]،۲۰۰۳ )، اثربخشی مدیریت (دونی[۱۴۷] و دیگران،۲۰۰۶ ،گاردنر و استاو، ۲۰۰۳) ، عملکرد گروه ها و تیم های کاری (دروسکـات وولـف[۱۴۸]، ۲۰۰۱، ولـج[۱۴۹]، ۲۰۰۳)، مدیریت تغـییر (واکـولا[۱۵۰]و دیگران ، ۲۰۰۴، هرکنهوف[۱۵۱]، ۲۰۰۴)، رهبری تحول آفرین ( کوپر[۱۵۲]،۱۹۹۸)، مدیریت تعارض (پالمر و دیگران، ۲۰۰۱، گاردنر و استاو، ۲۰۰۳، بورباخ[۱۵۳]، ۲۰۰۴، شولت[۱۵۴]،۲۰۰۳ ) و همچنین کیفیت خدمات ( باردزیل و اسلاسکی[۱۵۵]، ۲۰۰۳، ورکا[۱۵۶]، ۲۰۰۲) پرداخته اند ( الوانی و ده بیگی، ۱۳۸۶، ص۳۶ ) . طبق نظر گلمن هوش هیجانی در سازمان ، ابتدا از طریق روابط ظهور می کند . هم زمان هوش هیجانی بر روی کیفیت روابط نیز تأثیر می گذارد . علاوه بر موارد اشاره شده ، هوش هیجانی ار آن جایی که نقش مهمی در کنترل و مدیریت هیجان ها دارد می تواند در حوزه های زیر به سازمان کمک کند( آقایار و شریف درآمدی،۱۳۸۵،ص۳۷ ) : ۱)سرمایه فکری[۱۵۷] : در دنیای امروزی که اقتصاد مبتنی بر دانش و نوآوری است ، عامل هوشمندی کارکنان نقش مهمی دارد . یکی از مهم ترین وظایف مدیریت ، توسعه و پرورش سرمایه فکری کارکنانش است . هیجان ها مستقیماً بر میزان سرمایه ی فکری تأثیر گذارند . تحقیقات نشان می دهند وقتی کارکنان در حالت هیجان منفی هستند افکارشان کمتر منعطف ، خلاق و نکته سنج است ، وقتی کارکنان ناامید و دلسرد باشند هیچ علاقه ای ندارند که از خودشان انرژی ، اشتیاق و نوآوری نشان دهند . ۲)خدمت رسانی به مشتری[۱۵۸] : رابطه بین حالت هیجانی کارکنان و نحوه ی خدمت رسانی و ارتباط با مشتری و ارباب رجوع کاملاً مشهود است . اگر کارکنان ناامید ، عصبی و مضطرب باشند هیچ آموزشی به جزء هوش هیجانی نمی تواند خلاء فضای منفی خدمت رسانی را که حالت هیجانی به وجود آورده است جبران نماید . مطالعات نشان می دهند علت نارضایتی و کاهش مشتری تا شصت و هشت درصد به دلیل حالات هیجانی منفی کارکنان است . ۳)پاسخگویی سازمانی[۱۵۹] : در دنیای پرشتاب امروز محیط های کسب و کار دائماً در حال تغییرند و لازم است سازمان ها به این تغییرات توجه کرده و حساسیت به خرج دهند . هیجان ها بر این که کارکنان و مدیران به لحاظ سرعت و انعطاف چگونه واکنش نشان دهند اثر گذارند . اگر افراد شناخت درستی از محیط نداشته و یا تحت فشار روانی باشند در مقابل تغییر مقاومت می کنند و به رفتارها و فرایندها و نگرش های قدیمی محکم آویزان می شوند . ۴)بهره وری[۱۶۰] : هیجان به موتور محرک اتومبیل تشبیه می شود . وقتی کارکنان احساس شادی ، نشاط و انگیزه کنند انرژی بیشتری را صرف سازمان کرده و در نتیجه بهره وری ارتقا می یابد . ۵)جذب و حفظ کارکنان[۱۶۱] : اگر سازمانی به رفتار خوب با کارکنان شهرت داشته باشد ، کار در آن سازمان خیلی جذاب ، شیرین و دلچسب است . احتمال ماندن کارکنان شادتر ، در سازمان زیاد است و در این حالت هزینه ی نرخ جابجایی و انتقال به شدت کاهش می یابد ، ضمن این که توانایی جذب و به کارگیری کارکنان شایسته فراهم می شود . ۲-۲-۱۰ کاربردهای هوش هیجانی در محیط کاربردهای مختلف هوش هیجانی در زیر آورده شده است( آقایار و شریف درآمدی،۱۳۸۵،ص۳۸ ) : ۱)توسعه شغلی : اگر معیارهایی برای شناخت کارکنان یا خودتان داشته باشید می توانید مدیریت شغلی کارکنان را همانند رعایت بهداشت روانی در نظر بگیرید . ۲)توسعه یا بهسازی مدیریت مدیرانی که فقط بر مهارت فنی خودشان تکیه می کنند . مدیریت نمی کنند بلکه صرفاً عهده دار امور هستند . بنابراین شناخت و ارتقا می تواند منجر به توسعه ی روش های مدیریتی خاص شود . ۳)اثربخشی گروهی : گروه ها چیزی بیش از مجموع افراد به صورت انفرادی هستند ، به عبارتی نقش گروه ها هم افزایی است . هوش هیجانی عاملی است که باعث حفظ و پایداری گروه ها می شود . ۴)تغییر نگرش : قابلیت هوش هیجانی خوش بینی ، تسهیل کننده ی حرکت در اقدام به سوی عملکرد عالی است . ۵)برگشت پذیری : فشار روانی با استرس از عوامل کاهش دهنده ی بهره وری و تمرکز حواس است . منحصر به فردترین روش در تحمل فشار روانی برگشت پذیری است که یکی از قابلیت های هوش هیجانی محسوب می شود . این مفهوم به معنی بازگشت به حالت اولیه پس از روبرو شدن با یک مانع است. ۲-۲-۱۱ اصطلاحات مرتبط با هوش هیجانی انواع کاربردها و تعاریف مختلف از هوش هیجانی به شرح زیر می باشد: ۲-۲-۱۱-۱ هوش های چند گانه به نظر گاردنر عملیات ذهن در نظام نمادی مانند زبان یا عملیات نمادی در موسیقی، حرکات بیانی، ریاضی و تصاویر تفاوت دارد . بنابراین برای پردازش اطلاعات شناختی تنها نمـادهای زبانی و ریاضی ، کفـایت نمی کند . گاردنر ( ۱۹۸۳ ) با این اعتقاد که استدلال ، هوش ، منطق و دانش معنای یکسان ندارند، دیدگاهی نو از هوش ارائه کرد که به سرعت مورد پذیرش قرار گرفت . او مفهوم هوش را گذشته از توانایی کلامی و ریاضی به استعداد موسیقی ، روابط فضایی ، دانش درون فردی و … گسترش داد . از نظر او هوش عبارت است از استعداد حل کردن مسائل یا تولید محصولاتی که در یک یا چند فرهنگ با ارزش شمرده می شوند . او پس از انجام تحقیق های گسترده درباره ی مسائل بیولوژیکی و فرهنگی مرتبط با فرآیندهای ذهنی، هفت نوع هوش را پیشنهاد کرد که با دیدگاه سنتی هوش که بیشتر بر توانایی زبانی و ریاضی استوار است، تفاوت دارد (شریفی،۱۳۸۴،ص۳۹ ) . این هفت نوع هوش معرفی شده توسط گاردنر در قالب نظریه ی هوش های چندگانه و شامل هوش منطقی-ریاضی ، هوش زبانی-کلامی ، هوش دیداری- فضایی، هوش موسیقیایی، هوش جنسیتی ، هوش بین فردی و هوش درون فردی هستند ( پاشاشریفی،۱۳۸۴،ص۳۹ ) . ۲-۲-۱۱-۲ هوش سازمانی هوش سازمانی یعنی داشتن دانشی فراگیر از تمامی عواملی که بر سازمان تأثیر می گذارند . این نوع هوش به شما کمک می کند تا به نقاط ضعف سازمان های خود پی برده و نقاط قوت خود را مستحکم تر کنید . آگاهی کافی و دانش متناسب برای تصمیم گیری شاکله اصلی هوش سازمانی به شمار می آیند که اطلاعات سازمانی را به سطحی بالاتر در درون یک سازمان افزایش می دهد ، زیرا داده ها و اطلاعات همچون اشیای ایستا هستند و این هوش است که آن ها را از حالت استاتیک به حالت ارگانیک در می آورد ( ملک زاده،۱۳۸۹،ص۳۹ ) . ۲-۲-۱۱-۳ هوش اجتماعی روانشناسان هوش های مختلفی را شناسایی کرده اند که بیشتر آنها می توانند در سه گروه دسته بندی شوند . هوش عینی ، هوش انتزاعی و هوش اجتماعی . هوش عینی توانایی درک اشیاء و کارکردن با آنهاست ، در حالی که هوش انتزاعی توانایی در نشانه های ریاضی و کلامی است . اما هوش اجتماعی به روانشناسان کمک می کند تا آن ها بتوانند تشخیص دهند چه کسانی از توانایی درک اشخاص و ایجاد رابطه با دیگران برخوردارند که اولین بار توسط ثراندایک در سال ۱۹۲۰ تعریف شد . هوش هیجانی نیز ریشه در تعریف هوش اجتماعی دارد . ۲-۲-۱۱-۴ هوش اخلاقی هوش هیجانی و هوش شناختی دو مفهوم کاملاً متفاوت هستند . از این منظر هوش اخلاقی نیز هوش ممتاز دیگری است . هوش اخلاقی ، توانایی درک درست از خلاف ، اعتقادات اخلاقی قوی و عمل به آن هاست، به عبارتی هوش اخلاقی ظرفیت ذهنی ما برای تشخیص درست از اشتباه است که با اصول جهانی و همگانی انسان ها نیز سازگار می باشد . گلمن به نقل از لنینیک[۱۶۲] و کیل[۱۶۳] به چهار مؤلفه اساسی هوش اخلاقی که برای موفقیت شخصی و سازمانی حیاتی هستند به شکل زیر اشاره می کند( Golman et. al.2007. P41 ) : درستی مسئولیت پذیری دلسوزی و مهربانی عفو و گذشت درستی ، از نشانه های شخص دارای هوش اخلاقی است . زمانی که ما به درستی فعالیت می کنیم رفتار خود را یکنواخت کرده تا منطبق بر اصول انسانی جهانی و همگانی باشد . آنچه را که می دانیم درست است را انجام می دهیم و در راستای اصول و عقایدمان عمل می نماییم . مسئولیت پذیری ویژگی اساسی و کلیدی دیگری از شخص دارای هوش اخلاقی است . تنها شخصی که تمایل به پذیرش مسئولیت اعمال خود و نتایج آن را دارد می تواند مطمئن باشد که اعمالش مطابق با اصول انسانی جهانی و همگانی است . دلسوزی و شفقت حیاتی و مهم است ، زیرا با نشان دادن علاقه به دیگران نه تنها ارتباطات محرمانه ما با دیگران شکل می گیرد بلکه جوی را در دیگران به وجود می آورد که هنگامی که ما به آن بیشتر نیاز داریم با ما مهربان باشند و در نهایت بخشش و عفو و گذشت یک اصل بسیار مهم دیگر است ، زیرا بدون تحمل اشتباهات و داشتن عیب های خودمان ، احتمالاً در جلب دیگران و روابط متقابل با آن ها ، سخت ، خشک و ناتوان خواهیم ماند ( Golman et. al.2007. P41 ). ۲-۲-۱۱-۵ هوش معنوی پس از گسترش مفهوم هوش به سایر قلمروها ، ظرفیت ها و توانایی ها و به خصوص مطرح شدن هوش هیجانی در روان شناسی ، ایمونز[۱۶۴] سازه ای جدید را با عنوان هوش معنوی مطرح کرد . هوش معنوی مجموعه ای از توانایی ها برای بهره گیری از منابع دینی و معنوی است و هوش معنوی سازه های هوش و معنویت را در یک سازه ترکیب نموده است . در حالیکه معنویت جستجویی برای یافتن عناصر مقدس معنایابی[۱۶۵] ، هوشیاری بالا[۱۶۶] و تعالی[۱۶۷] است ، هوش معنوی شامل توانایی برای استفاده از چنین مـوضوعات است که می تواند کارکرد و سازگاری فـرد را پیش بینی کند و منجـر به تولیدات و نتـایج ارزشمند گردد ( رجایی،۱۳۸۹،ص۴۱ ) . ۲-۲-۱۱-۶ هوش فرهنگی هوش فرهنگی به توانایی افراد برای رشد از طریق تداوم یادگیری و شناخت میراث های فرهنگی ، آداب و رسوم و ارزش های گوناگون و رفتار مؤثر با افرادی با پیشینه ی فرهنگی و ادراک متفاوت گفته می شود . ارلی و انگ[۱۶۸] ( ۲۰۰۴ ) این نوع هوش را به عنوان قابلیت فرد برای سازگاری موثر با قالب های نوین فرهنگی تعریف می کنندو ساختار هوش فرهنگی را به انواع دیگر هوش از جمله هوش عاطفی و اجتماعی مربوط می دانند ( فیاض و نثار احمدی،۱۳۸۵،ص۴۱ ) . هوش فرهنگی دارای هوش عاطفی است و افراد با هوش فرهنگی بالا قادر به نفسیر رفتار دیگران و حتی در صورت نیاز انطباق با رفتار دیگران هستند . مدیرانی با سطوح مختلفی از ; کیفیت فرهنگی[۱۶۹] با سلائق مختلف ، ممکن است قادر به تفسیر و انطباق با طیف متنوعی از موقعیت های فرهنگی باشند . از این رو بسیاری از مدیران و کارکنان باید میزان هوش فرهنگی و کیفیت آن را بشناسند و در صورت لزوم آن را بهبود بخشند . ۲-۲-۱۲ هوش رقابتی هوش رقابتی مجموعه ی توصیه های عملیاتی و منتج شده از یک فرایند سیستماتیک ، شامل برنامه ریزی ، جمع آوری ، تحلیل و انتشار اطلاعات محیط خارجی برای قرار دادن بنگاه در وضعیت رقابتی بر اساس فرصت های توسعه ای پیش روی آن است . هوش رقابتی فرایند نمایش محیط رقابتی است . این نوع از هوش ، تمام مدیران ارشد سازمانی را قادر به اخذ تصمیم های آگاهانه در مورد همه چیز از تحقیق و توسعه بازاریابی و تاکتیک های سرمایه گذاری تا استراتژی های بلند مدت می نماید . هوش رقابتی مؤثر یک پروسه ی پیوسته شامل جمع آوری قانونی و اخلاقی اطلاعات و انتقال کنترل شده ی هوش عملیاتی به تصمیم گیران می باشد . ۲-۲-۱۳ تقویت هوش هیجانی در ارتباط با اینکه آیا هوش هیجانی یک توانمندی قابل افزایش و تقویت است یا خیر ، به آرای صاحب نظران این حوزه مراجعه شد که به عقیده ی مایر قسمتی از ظرفیت هوش هیجانی غریزی است و قسمت دیگر حاصل تجارب زندگی است . قسمت اخیر می تواند به وسیله ی کوشش ، تمرین و تجربه پیشرفت یابد . سالووی نیز عقیده دارد هـوش هیجانی عبـارت از یک سری مهـارت ها و قابلیت هـایی است که می تواند هم آموزش داده و هم یاد گرفته شود . گلمن هم بر آن عقیده است که رشد هوش هیجانی از آغاز زندگی شروع می شود و تا بزرگ سالی ادامه می بابد و می توان آن را با آموزش افزایش داد . بار-آن نیز هم سو با گلمن ، سالووی و مایر معتقد است که هوش هیجانی در طول زمان قابل تغییر است و می توان با برنامه ای ویژه آن را افزایش داد . مهارت های هوش هیجانی ابتدا در منزل و با تعامل خوب والدین و کودک شروع می شود . ایجاد محیط امن عاطفی یکی از راه های پرورش هوش هیجانی است . در سازمان ها روش ها و برنامه های مختلفی برای تقویت هوش عاطفی در تعاملات کاری وجود دارد . برنامه های آموزش مهارت های هیجانی از روش های افزایش قابلیت هوش هیجانی به شمار می آید . این آموزش ها شامل برنامه های کنترل خشم و عصابنیت ، همدلی ، تشخیص و به رسمیت شناختن تشابهات و تفاوت های افراد ، اظهار ادب و صمیمیت و تعارف ، اداره ی خود ، برقراری ارتباط ، ارزیابی خطرات ، خودگفتاری مثبت ، حل مسأله و مشکل، تصمیم گیری ، ایجاد هدف ، تعاملات مثبت کاری ، انگیزه در شغل ، درک موقعیت های رفتاری و مقاومت در مقابل فشار گروه مخرب است ( آقایار و شریف درآمدی،۱۳۸۵،ص۴۳ ) . ۲-۲-۱۴ جمع بندی تئوری های هوش هیجانی به طور کلی در مباحثی که ارتباط با هوش هیجانی مطرح گردید ، آشکار گردید که علاوه بر عوامل عقلانی، عوامل غیر عقلانی وجود دارند که تعیین کننده ی هوش اند و فراتر از هوش منطقی، نوع دیگری از هوش به نام هوش عاطفی نیز وجود دارد که تبیین کننده ی بخش عمده ای از موفقیت افراد در شغل است. این نتیجه ی کلی طی تکامل نظرات اندیشمندان زیادی در قرن گذشته ، حاصل شده است و در نهایت اصطلاح هوش هیجانی با هوش عاطفی ، برای بیان آن به کار برده شده است . علی رغم وجود مدل های متفاوت اشاره شده از هوش هیجانی ، شباهت های آماری و نظری ، بین مفاهیم گوناگون آن ها وجود دارد . در سطحی جامع تر ، تمامی مدل ها قصد فهمیدن و سنجش عناصردخیل در درک و تنظیم هیجانات شخصی خود فرد و دیگران را دارا هستند . تمامی این الگوها ، با این نگاه که مؤلفه های کلیدی معینی برای هوش هیجانی وجود دارد ، موافقند . برای نمونه ، هر سه مدل هوش هیجانی سالووی و مایر ، بار-آن و گلمن ، متضمن آگاهی و درک هیجانات و مدیریت هیجان ها به عناصر کلیدی در وجود یک شخص هوشمند هیجانی هستند . با در نظر گرفتن آنچه در پی آمد می توان گفت که هوش هیجانی بر روی توانایی رسیدگی اثر بخش به هیجان ها تمرکز دارد ، این یک تعریف نسبتاً ساده است که اکثر محققان هوش هیجانی بر روی آن توافق دارند (Mcenrue et al,2009, P.86 ) . در اجرای برنامه های هوش هیجانی در سازمان باید به چند اصل مهم توجه داشت. این اصول عبارتند از: - مشخص کردن اهداف سازمان به طور واضح؛
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در نتیجه استفاده از یک یا چند عوامل کلیدی موفقیت در صنعت به عنوان زیربنای تلاش و استراتژی سازمان برای کسب مزیت رقابتی پایدار از طریق برتر بودن دریک عامل خاص، یک رویکرد مثمر ثمر خواهد بود. (تامپسون و استریکلند، ۱۹۹۹، ص ۹۶)
 تمام مدلهایی که در فوق به آنها اشاره شده است در جهت شناسایی عوامل حیاتی موفقیت قابل استفاده میباشند، اما میزان اثربخشی هریک از آنها بسته به نوع صنعت و ویژگیهای آن متفاوت میباشد. در این پژوهش ما از مدل تامپسون و استریکلند استفاده کرده ایم، از آنجا که این مدل از زوایای متعددی صنعت را مورد بررسی قرار میدهد نسبت به سایر مدلها کاملتر بوده و پوشش مناسبتری را برای کار پژوهشی ما در بردارد و از طرفی دیگر این مدل از زوایایی به شناسایی عوامل حیاتی می پردازد که از سوی صنعت روانکارها داری اهمیت ویژه ای میباشد. این مدل عوامل موفقیت هر صنعتی را به ۷ گروه مجزا طبقه بندی نموده است. این عوامل در نمایشگر ۹-۲ به تفصیل نمایش داده شده است. نمایشگر ۹-۲ عوامل حیاتی موفقیت عوامل مرتبط با تکنولوژی عوامل مرتبط با مهارت عوامل مرتبط با بازاریابی عوامل مرتبط با توزیع عوامل مرتبط با تولید دیگر انواع آن عوامل مرتبط با توانایی سازمان - توانایی فنی برای ایجاد پیشرفت نوآوریها در فرایند تولید - تجربه در فناوری مورد استفاده - تجربه پژوهش علمی - توانایی نوآوری در محصول - توانایی استفاده از اینترنت برای انتشار اطلاعات و… - داشتن تصویریا برند مناسب در میان مشتریان - هزینه پایین در کلیه جوانب (نه فقط تولید) - محل قرارگیری سازمان - داشتن کارمندان مودب در تمام نقاط تماسی با مشتریان - دسترسی به منابع مالی سرمایه ای - حق اختراع انحصاری - استعداد نیروی کار برتر - چگونگی- آگاهی به کنترل کیفیت - مهارت طراحی - تخصص دریک تکنولوژی خاص - توانایی ایجاد نوآوری در محصولات و بهبود محصولات - توانایی ایجاد تغییر در محصولات قبلی از طریق R&D و ورود سریع به بازار - تکنیک های ارزیابی صریح و سریع بازار - خدمت مودبانه به مشتری - انجام صحیح سفارش خریدار(تعداد کم اشتباهاتیا بازگشت سفارش) - خط محصول و تنوع محصولات تولیدی - بسته بندی و ظاهر طراحی شده جذاب - مهارت های تجارت - تبلیغات هوشمندانه - وارانتی و گارانتی برای مشتریان - شبکه ای قوی از عمده فروشان و خرده فروشان(یا توانایی توزیع الکترونیکی) - کسب فضای کافی بر روی قفسههای خرده فروشی - سرعت در تحویل - داشتن فروشگاههای خرده فروشی - هزینه توزیع پایین - داشتن سیستم اطلاعاتی برتر - توانایی پاسخگویی به تغییرات در شرایط بازار - توانایی فوق العاده در بکارگیری اینترنت و سایر جنبه های تجارت الکترونیک در انجام کسب وکار - تجربه مدیریتی - استقرارکارخانه در مکانی که هزینه تولید درآنجا پایین باشد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱۳-۹. استخراج به کمک سیالات فوق بحرانی یک روش جدید در استخراج اسانس، استخراج با مایعات فوق بحرانی SFE است.اصول این روش بر پایه میعان گازCo2 در حوالی نقطه بحرانی است و حالتی است که در آن از گاز Co2 تحت فشار زیاد، جهت استخراج اسانس های فرار استفاده می کنند. دی اکسید کربن تحت فشار بالا به مایع تبدیل می شود و مثل یک حلال عمل می کند. در این روش Co2 به سرعت در اندام های گیاهی نفوذ می کند. زیرا ویسکوزیته پایینی دارد و به علت اینکه گرمای نهان تبخیر آن کم است به آسانی می تواند از محیط عمل خارج گردد. از همه مهمتر با تغییر درجه حرارت و فشار Co2 در طول عمل استخراج، Co2 میتواند در جدا کردن ترکیبات ویژه ای از روغن های اسانسی، انتخاب گر عمل کند. چون در این روش از آب و حرارت استفاده نمی شود. اسانسی که به دست می آید کاملا خالص و طبیعی است. همچنین اسانس های بدست آمده در این روش تازه تر و حاوی عطر های بهتری نسبت به اسانس هایی هستند که با روش تقطیر با بخار بدست می آیند و بوی آنها نیز به گیاه تازه شبیه تر است (۱۱). ۲-۱۴. روش های تجزیه و شناسایی اسانسها اکثر اسانس ها مخلوط ترکیبات شیمیایی مختلف با گروه های عاملی متفاوت می باشند. روش های متعددی برای جداسازی و خالص کردن مواد متشکله اسانس به کار می رود که عبارتند از: تقطیر جزء به جزء، روش های شیمیایی، انواع روش های کروماتوگرافی و روش های طیف سنجی، در سال های اخیر با بهره گرفتن از روش های نوین توانسته اند به طور دقیق مقادیر بسیار کم ترکیبات موجود در اسانس ها را مشخص کنند (۱۱).
 ۲-۱۴-۱. تقطیر جزء به جزء با این روش می توان اجزاء مهم اسانس را بر اساس گروه های عاملی آنها جداسازی کرد با این تفاوت که دقت عمل و خلوص نهایی در مقایسه با روش های کروماتوگرافی کمتر است. در این روش می توان ترکیبات دارای عامل اسیدی را در اثر ترکیب با کربنات سدیم، ترکیبات بازی را با بهره گرفتن از اسید کلریدریک و فنول ها را به وسیله ی سود و آلدئید ها را با سولفیت سدیم به حالت ترکیب درآورده و جداسازی نمود (۱۱). ۲-۱۴-۲. کروماتوگرافی کروماتوگرافی نامی است که به روش های جداسازی با کارایی زیاد اطلاق می شود که مانند تقطیر جزء به جزء متکی به حرکت نسبی دو فاز است، ولی در کروماتوگرافی یکی از فازها بدون حرکت است و فاز ساکن نامیده می شود و دیگری را فاز متحرک می گویند. اختلاف سرعت حرکت مواد و فاز متحرک روی فاز ثابت، پایه و اساس جداکردن مواد به طریق کروماتوگرافی را تشکیل می دهد، در واقع باید تمام اجزاء مخلوط علاوه بر حل بودن در فاز متحرک، قابلیت واکنش با فاز ساکن را نیز داشته باشند. روش های کروماتوگرافی را می توان برحسب ماهیت فاز متحرک و سپس بر حسب ماهیت فاز ساکن طبقه بندی کرد. فاز متحرک ممکن است مایع یا گاز باشد و فاز ساکن ممکن است جامد یا مایع باشد به این ترتیب کروماتوگرافی به چهار بخش اصلی تقسیم می شود. اگر فاز ساکن جامد باشد کروماتوگرافی را کروماتوگرافی جذب سطحی و اگر فاز ساکن مایع باشد کروماتوگرافی را تقسیمی گویند، به طوریکه در بالا ذکر شد (۱۱). ۲-۱۴-۲-۱. کروماتوگرافی لایه نازک TLC جداکردن و مشخص نمودن اجسام شیمیایی به کمک حرکت حلال از یک طبقه نازک جاذب بر شیشه یا جسم دیگری که خود اثری در عمل نداردکشیده می شود (۳۰). ۲-۱۴-۲-۲. کروماتوگرافی گازی (Gas Chromatography) یکی از تکنیک های پیشرفته ای است که برای جداکردن و تشخیص کمی و کیفی مواد متشکله گیاهان دارویی به خصوص مواد قابل تبخیر مانند اسانس ها، اسید های گیاهی و بعضی از آلکالوئیدها به کار برده می شود. گاز کروماتوگرافی به دو شکل زیر مورد استفاده قرار می گیرد: •گاز کروماتوگرافی مایع (GLC) گاز کروماتوگرافی جامد (GSC) نام گاز کروماتوگرافی نشان می دهد که فاز متحرک یک گاز می باشد. گاز حامل معمولا هلیوم، آرگون، نیتروژن و هیدروژن می باشد که هلیوم بیشترین کاربرد را دارد. در گاز کروماتوگرافی جامد، فاز ثابت یک جاذب جامد و در گاز کروماتوگرافی مایع، فاز ثابت مایعی است بر روی یک سطح جسم جامد. مهمترین عامل تعیین کننده در گاز کروماتوگرافی، ماهیت فاز ثابت موجود در ستون و درجه حرارت عملیات می باشد.. این دو عامل بر حسب پلاریته و فراریت جسم مورد آزمایش تغییر می کنند (۳۰). در گاز کروماتوگرافی به طریق جدا کننده (Elution) یک جریان گاز از ستون عبور می کند. نمونه ای از جسم مورد آزمایش در ستون تزریق می شود، جدا شدن اجسام متشکله مخلوط در نتیجه نیروهای متعددی است که مواد ستون، هر یک از اجسام را نگه می دارد نگهداری اجسام به علت جذب، حلالیت، پیوند های شیمیایی یا پلاریته می باشد. ستون، بعضی اجسام متشکله را برای مدت طولانی تر از دیگران نگه می دارد. ترکیبات متشکله مخلوط بوسیله فاز ثابت به تاخیر می افتد، در نتیجه تمام اجسام با سرعت متفاوت از ستون عبور می کنند و در زمان های مختلف در انتهای ستون ظاهر می شوند. به محض خروج از ستون، گاز وارد ردیاب که متصل به ستون می باشد می گردد و سپس به صورت نوار جذبی، معرف نوع جسم می باشد(۳۰) شناسایی کیفی اجزای یک مخلوط تفکیک شده توسط GC استفاده از داده های حاصل از بازداری صورت می گیرد. به این ترتیب که با توجه به زمان لازم برای خروج از هر جسم از ستون (به عبارت دیگر فاصله زمانی بین تزریق تا ظهور حداکثر نوارجذبی بر حسب دقیقه که زمان بازداری یا Retention Time نامیده می شود) و نیز حجم گاز مورد نیاز برای خارج کردن جسن از ستون پیک های مختلفی ایجاد می شود. و چون هر ماده که از ستون عبور می کند دارای زمان بازداری جسم مجهول با زمان بازداری جسم معلوم که در شرایط یکسان مورد آزمایش قرار گرفته اند جسم مورد نظر را شناسایی کرد. لازم به ذکر است که زمان بازداری (RT) که تابعی از درجه حرارت، سرعت جریان گاز حامل و پارامترهای دیگر است عامل ایده آلی نیست، از این روش ها و عوامل دیگری مورد توجه قرار گرفته اند که یکی از آنها سیستم اندیس کواتس میباشد (۲۱). ۲-۱۴-۲-۳. کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا High Performance Liquid Chromatography) HPLC) روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) به همراه روش های دیگر کروماتوگرافی نظیر کروماتوگرافی گازی GC)) و کروماتوگرافی لایه نازک ( (TLCبیش از همه در صنایع داروسازی و در اندازه گیری های مربوط به مواد مؤثره داروها و همچنین مواد جانبی که همراه آنها است و یا در جریان پروسه سنتز به وجود می آیند، به کار می رود. البته دستگاه (HPLC) می بایست از لحاظ میزان سرعت فاز متحرک، نوع آن، طول موج دتکتور، نوع ستون به کار رفته و همچنین مقدار حجم تزریقی کاملا کالیبره باشد. کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC)، پرقدرت ترین روش کروماتوگرافی به حساب می آید، و تجزیه هایی که با روش های کروماتوگرافی دیگر، دستیابی به آن مشکل یه غیر ممکن است، با بهره گرفتن از این دستگاه به راحتی امکان پذیر می باشد. کروماتوگرافی با کارایی بالا متشکل از یک ستون باریک و طویل است که بوسیله پودر پر شده (compact powder) و فشار زیاد کار می کند. بدیهی است که بازدهی جداسازی با وجود ذرات ریزتر بیشتر می شود. فاز متحرک توسط پمپ های مخصوص تحت فشار، حرارت و فشار مخصوص همراه با ماده مورد تجزیه وارد ستون اصلی می شوند و عمل تجزیه انجام می گیرد (۵). ۲-۱۴-۳. طیف سنجی جرمی طیف سنجی جرمی روش بسیار خوبی جهت تعیین وزن مولکولی بوده و اطلاعاتی نیز راجع به فرمول مولکولی و خصوصیات گروه های شیمیایی در اختیار پژوهشگر می گذارد. علاوه بر این با این روش می توان نوعی تجزیه عنصری مقدماتی روی جسم مورد آزمایش و حتی ایزوتوپ های مربوطه مثل (۳۴s, 13c) انجام داد. ارزش این روش به خاطر این است که مقدار جسم مورد نیاز برای تجزیه در حدود میکروگرم می باشد و بدین وسیله می توان با اطلاعات فوق به ماهیت جسم پی برد. در اصل، طیف جرمی یک ماده، عبارت از طیفی است که از تجزیه آن ماده حاصل شده و بر حسب جرم مولکولی که دارد، به شکل خطوط عمودی با ارتفاع متفاوتی ثبت می گردد (۳۲). با بیان ساده، طیف سنجی جرمی سه عمل اساسی انجام می دهد: ابتدا مولکولها توسط جریانی از الکترونهای پر انرژی بمباران شده و پس از تبدیل به یون مولکولی و یونهای مربوطه در یک میدان الکتریکی شتاب داده می شود. در مرحله دوم یونهای شتاب داده شده به نسبت بار/جرم در میدان مغناطیسی جدا می شوند و در نهایت یونهایی که نسبت بار /جرم مشخص و معینی دارند توسط بخشی از دستگاه که در اثر برخورد یونها به آن قادر به شمارش می باشند آشکار می گردند. نتایج حاصل به ثبات داده می شود علامت یا نقشی که از ثبات حاصل می گردد یک طیف جرمی است (۴۸). ۲-۱۵. کاربرد شاخص بازداری در شناسایی اجزای اسانس ها این شاخص توسط دانشمندی به نام کواتس (E. Kovats) پیشنهاد شده است. به همین دلیل به عدد کواتس نیز معروف است. این عدد امروزه وسیله مناسبی برای شناسایی اجزاء جدا شده بحساب می آید. اساس این روش مقایسه بین پیک یک ماده مجهول با موقعیت پیک های مربوط به دو یا چند پارافین نرمال (آلکان ها) است. بر اساس تعریف، شاخص بازداری یک هیدروکربن نرمال، صد برابر تعداد اتم های کربن آن است و به ستون یا شرایط به کار رفته در تجزیه بستگی ندارد. مشاهده شده است که تغییرات لگاریتم زمان(حجم) بازداری بر حسب تعداد اتم های کربن خطی است و در نتیجه رسمtʹ برحسب شاخص بازداری برای یک رشته از آلکان های نرمال به صورت یک خط مستقیم خواهد بود.بنابراین برای یک جزء A در ترکیب، اندیس کواتس بازداری به صورت زیر می باشد:
مزیت استفاده از سیستم کواتس به علت آن است که موادی استاندارد با محدوده نقاط جوش وسیع را در بر می گیرد به علاوه وابستگی این اندیس به دما تقریبا کم است. بنابراین، اختلاف اندیس بازداری بین یک ستون قطبی و یک ستون غیرقطبی (DRI) معیاری است که به وسیله آن می توان قطبیت نسبی را برای فازهای ثابت مختلف در نظر گرفت. در شناسایی ترکیب های موجود در اسانس ها، طیف جرمی هر ترکیب و عدد کواتس مربوط به آن به عنوان دو عامل مکمل می باشند. در برخی موارد امکان شناسایی ترکیب مجهول وجود ندارد، در این حالت استفاده از ضریب کواتس بهترین وسیله برای شناسایی ترکیب های مجهول است (۶۶و۷۸). از نظر تئوری برای محاسبه شاخص های کواتس باید از شرایط هم دما استفاده کرد با این حال در شرایط استفاده از برنامه حرارتی می توان قسمت کوچکی را در نظر گرفت به طوری که به شکل یک خط مستقیم به نظر آید. در محدوده این قسمت کوچک می توان بین دمای پیشروی ( درجه حرارت ستون هنگام خروج نمونه) و تعداد اتم های کربن هیدروکربن رابطه خطی برقرار نمود. در سال ۱۹۶۳ کرازت و واندر جهت مقایسه اندیس کواتس در گاز کروماتوگرافی با روش دمای برنامه ریزی شده رابطه غیر لگاریتمی زیر را ارائه کرده اند:
n و n+1 به ترتیب تعداد کربن موجود در آلکان نرمال متوالی می باشد. Tr)n+1) : زمان بازداری نرمال آلکان بعدی x(tR) : زمان بازداری نمونه مجهول n(TR) : زمان بازداری نرمال آلکان قبلی فصل سوم مواد و روشها ۳-۱. منابع گیاهی استفاده شده بذر بومادران زاگرسی از رویشگاههای مختلف (جدول۳-۱) جمع آوری شده و در مزرعه تحقیقاتی ایستگاه تحقیقات البرز واقع در شهرستان کرج وابسته به موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور کشت شد. نقشه پراکنش این گونه بومادران در ایران در شکل ۳-۱ دیده می شود. جدول۳- ۱. مشخصات منابع اکسشن های مختلف filipendula Achillea
| ردیف |
کد نمونه |
آزمون |
محل جمع آوری |
|
| ۱ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بین انگیزه سودمندیگرایی با تمایل به جست و جو در خرید اینترنتی رابطه وجود دارد. بین انگیزه لذتگرایی با تمایل به جست و جو در خرید اینترنتی رابطه وجود دارد. بین انگیزه سودمندیگرایی با تمایل به خرید در خرید اینترنتی رابطه وجود دارد. بین تمایل به جست و جو با تمایل به خرید در خرید اینترنتی رابطه وجود دارد.
۳-۳٫ روش تحقیق
دستیابی به هدفهای علمی یا شناخت علمی میسر نخواهد بود مگر زمانی که با روش شناسی[۱۶۹] درست صورت پذیرد. به عبارت دیگر تحقیق از حیث روش است که اعتبار مییابد نه موضوع تحقیق (خاکی،۱۳۸۷، ص۱۵۵). به طور کلی روشهای تحقیق در علوم رفتاری را می توان با توجه به دو ملاک: الف) هدف تحقیق، ب ) نحوه گردآوری داده ها، تقسیم کرد. الف- دسته بندی تحقیقات بر حسب هدف تحقیقات علمی بر اساس هدف تحقیق به سه دسته تقسیم می شود: بنیادی، کاربردی، تحقیق و توسعه. تحقیق بنیادی: هدف اساسی این نوع تحقیقات آزمون نظریه ها، تبیین روابط بین پدیده ها و افزودن به مجموعه دانش موجود در یک زمینه خاص است. تحقیقات بنیادی، نظریه ها را بررسی کرده، آن ها را تایید، تعدیل یا رد می کند. تحقیق کاربردی: هدف تحقیقات کاربردی توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. تحقیق و توسعه: فرآیندی است که به منظور تدوین و تشخیص مناسب بودن یک فرآورده آموزشی(طرح ها، روش ها و برنامه های درسی) انجام می شود. ب- دسته بندی تحقیقات بر حسب نحوه گردآوری داده ها(طرح تحقیق) تحقیقات علمی را بر اساس چگونگی به دست آوردن داده های مورد نیاز (طرح تحقیق) میتوان به دسته های زیر تقسیم کرد: - تحقیق توصیفی (غیر آزمایشی): تحقیق توصیفی شامل مجموعه روشهایی است که هدف آنها توصیف کردن شرایط یا پدیده های مورد بررسی است. اجرای تحقیق توصیفی می تواند صرفاً برای شناخت بیشتر شرایط موجود یا یاری دادن به فرایند تصمیم گیری باشد.
 - تحقیق آزمایشی: به منظور برقراری رابطه علّی- معلولی میان دو یا چند متغیر از طرح های آزمایشی استفاده می شود. برای این منظور، گروه های آزمایشی و گواه، مورد نظر قرار میگیرند و از طریق آنها تفاوتهای میان آزمودنیها کنترل می شود (سرمد، بازرگان و حجازی،۱۳۸۵، ص۱۰۴). بنابراین با توجه به توضیحات فوق، این تحقیق از نظر هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است و از نظر روش در زمره تحقیقات توصیفی - پیمایشی قرار می گیرد.
۳-۴٫ جامعه آماری
« جامعه آماری عبارتست از کلیه عناصر و افرادی که در یک مقیاس جغرافیائی مشخص دارای یک یا چند صفت مشترکباشند » (سرمد، بازرگان، حجازی،۱۳۸۵، ص۷۷). جامعه آماری این تحقیق دانشجویان رشته های مدیریت دانشگاه های شاهد، تهران و شریف می باشند. این جامعه آماری به این دلیل انتخاب شده است نگرش های دانشجویان محیطهای گوناگون دانشگاهی در جامعه آماری تحقیق وجود داشته باشد و نتایج از قابلیت تعمیم بیشتری برخوردار باشد.
۳-۵٫ نمونه آماری
از آنجا که جوامع آماری از حجم و وسعت جغرافیائی زیادی برخوردارند و امکان مراجعه محقق به تمام آنها میسر نمی باشد، و ناگزیر به انتخاب جمعی از آنها به عنوان نمونه و تعمیم نتایج آن به جامعه مورد مطالعه هستند، بنابراین محقق راه نمونهگیری را انتخاب میکند. نمونه عبارتست از تعدادی از افراد جامعه که صفات آنها با صفات جامعه مشابهت داشته، معرف جامعه بوده و از تجانس و همگنی با افراد جامعه برخوردار باشد. لذا محقق برای گردآوری داده ها جهت تصمیم گیری در خصوص فرضیات تحقیق اقدام به نمونه گیری کرده و سپس نتایج حاصله را با سطح اطمینان قابل قبولی به جامعه تعمیم می دهد. تعیین حجم نمونه یکی از اساسیترین و مشکلترین گامهای هر تحقیق میدانی بوده و دقت در تعیین حجم نمونه متضمن صحت تعمیم و نتیجهگیری میباشد. در این پژوهش از بین دانشگاه های تهران ، دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه شاهد را انتخاب می کنیم برای تعیین حجم نمونه از جامعه محدود، فرمول مناسب برای تعداد نمونه (n) عبارت است از: N: حجم جامعه n: حجم نمونه Zα/۲: میزان برآورد با در نظر گرفتن ضریب اطمینان ۹۵% این مقدار برابر با ۹۶/۱ میباشد. e: (دقت برآورد) تفاضل نسبت واقعی صفت در جامعه با میزان تخمین محقق برای وجود آن صفت در جامعه است که در تحقیق حاضر با توجه به تحقیقات پیشین، ۰۵/ در نظر گرفته شد. q: نسبت عدم موفقیت در بین افراد نمونه است که عدد ۵۰% در نظر گرفته شده است. q=1-p p:نسبت موفقیت که آن را ۵۰% در نظر میگیرند. = ۳۵۰ در نتیجه با بهره گرفتن از فرمول نمونه گیری طبقه ای ، حجم نمونه آماری تعیین شد که بر این اساس تعداد نمونه آماری برابر با ۳۵۰ نفر میباشد.
۳-۶٫ روش گردآوری داده ها
مرحله گردآوری داده ها آغاز فرآیندی است که طی آن محقق یافتههای میدانی و کتابخانهای را گردآوری میکند و به روش استقرایی به طبقهبندی و سپس تجزیه و تحلیل آنها میپردازد و فرضیههای تدوین شده خود را مورد ارزیابی قرار میدهد و در نهایت پاسخ مسأله خود را به اتکای آنها مییابد، به عبارتی محقق به اتکای اطلاعات گردآوری شده واقعیت و حقیقت را آنطور که هست کشف می کند. بنابراین اعتبار اطلاعات اهمیت بسیاری زیادی دارد، زیرا اطلاعات غیرمعتبر مانع از کشف حقیقت و واقعیت میگردد و مسأله مورد نظر محقق به درستی معلوم نمیگردد (شیرازی و صائبی،۱۳۸۴، ص۴۲). اطلاعات و دادههای آماری یا در اسناد مختلف وجود دارند یا محقق آنها را از جامعه ثبت و جمع آوری میکند و در برخی اوقات آنها را میسازد. برای تهیه ادبیات موضوع در پژوهش حاضر با بهره گرفتن از مطالعات کتابخانهای شامل کتب، مقالات، مجلات، گزارشات تحقیقی، مدارک و اسناد موجود و همچنین برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه بسته با بهره گرفتن از مقیاس استاندارد (روایی و پایایی) استفاده و ارسال و جمع آوری آن بوسیله مراجعه مستقیم انجام شده است.
۳-۷٫ روایی و پایایی تحقیق
ابزار جمع آوری داده های تحقیق (پرسشنامه)، باید از روایی و پایایی لازم برخوردار باشد. در این بخش به تعریف دو اصطلاح روایی و پایایی پرداخته می شود.
-۷-۳۱٫ روایی پرسشنامه
مفهوم روایی یا اعتبار به این سوال پاسخ میدهد که ابزار اندازه گیری تا چه حد خصیصه موردنظر را میسنجد. بدون آگاهی از اعتبار ابزار اندازه گیری نمی توان به دقت داده های حاصل از آن اطمینان داشت. ابزار اندازه گیری ممکن است برای اندازه گیری یک خصیصه ویژه بر روی یک جامعه آماری دارای اعتبار باشد، در حالیکه برای سنجش همان خصیصه بر روی یک جامعه آماری دیگر، از هیچگونه اعتباری برخوردار نباشد (بازرگان، حجازی و سرمد ،۱۳۸۵، ص۷۰) با توجه به اینکه چارچوب کلی سوالات پرسشنامه این تحقیق، براساس الگو و مدل پویی لایی و همکاران(۲۰۰۷) طراحی شده است، بنابراین از روایی لازم برخوردار میباشد. همچنین برای اطمینان کامل در مورد روایی پرسشنامه تحقیق، از نظرات استادان راهنما و مشاور و استادان دیگر استفاده شده است.
۳-۷-۲٫ پایایی پرسشنامه
به منظور اطمینان از نتایج حاصله از تجزیه و تحلیل داده های پرسشنامه، اقدام به بررسی قابلیت اعتماد پرسشنامه مورد استفاده می شود. مقصود از قابلیت اعتماد یک وسیله اندازه گیری آن است که اگر خصیصه مورد سنجش را با همان وسیله(همان ابزار اندازه گیری)، تحت شرایط مشابه، به طور مکرر اندازه گیری کنیم، نتایج بدست آمده تا چه حد مشابه، دقیق و قابل اعتماد میباشند. به عبارت دیگر میتوان گفت که مقصود از قابلیت اعتماد این است که ابزار اندازه گیری تا چه حد در شرایط یکسان نتایج مشابهای را بدست میدهد. دامنه ضریب قابلیت اعتماد از صفر(عدم ارتباط نتایج بدست آمده در اندازه گیریهای مکرر بر روی جامعه)، تا یک (ارتباط کامل نتایج بدست آمده در اندازه گیری های مکرر بر روی جامعه)، قابل تغییر است. با توجه به اینکه در این تحقیق به منظور آزمون پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده می شود، لذا فقط به توضیح آن اکتفا شده و از توضیح روشهای دیگر خودداری می شود: برای محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، ابتدا باید انحراف معیار نمرات هر زیرمجموعه از سوالات پرسشنامه و انحراف معیار کل سوالات (زیر مجموعهها) را محاسبه کرده، سپس با بهره گرفتن از فرمول ذیل ضریب آلفای هر زیر مجموعه از سوالات را بدست آورد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فرضیه فرعی ۲
۷ ، ۸ ،۹ و۱۰
فرضیه فرعی۳
۱۱ ،۱۲ ،۱۳ ، ۱۴ و۱۵
فرضیه فرعی ۴
۱۶ ،۱۷ ،۱۸ ، ۱۹، ۲۰ و۲۱
فرضیه فرعی ۵
۲۲، ۲۳ و ۲۴
۳-۶) تعیین روایی[۲۷] پرسشنامه تعریف روایی: روایی آزمون عبارت است از توانایی ابزار موردنظر صفتی که آزمون برای اندازه گیری آن ساخته شده است و شامل روایی صوری، روایی پیش بینی، روایی محتوا و … می باشد.
 برای اندازه گیری روایی پرسشنامه، روش های مختلفی وجود دارد. در این تحقیق برای افزایش روایی محتوایی پرسشنامه از ابزارهای زیر استفاده شد: ۱) استفاده از نظرات بعضی از اساتید مدیریت، متخصصان و کارشناسان و مدیران. ۲) مطالعه پرسشنامه های مشابه، مقاله ها، کتاب ها و مجلات. ۳) توزیع ابتدایی پرسشنامه بین تعدادی از دست اندرکاران صنعت بیمه و اعمال نظرات اصلاحی آنان. ۳-۸) تعیین پایایی[۲۸] پرسشنامه تعریف پایایی: پایایی یک وسیله اندازه گیری عمدتاً به دقت نتایج حاصل از آن اشاره می کند. پایایی به: دقت، اعتمادپذیری، ثبات یا تکرار پذیری نتایج آزمون اشاره می کند. رابطه روایی و پایایی: رابطه بین روایی و پایایی از این قرار است که یک آزمون باید پایا باشد تا بتواند روا باشد. اگر آزمونی در هر بار اجرا روی تعدادی نمونه نتایج مختلفی به دست بدهد، آن آزمون یک آزمون پایا نخواهد بود و در واقع هیچ چیز را به درستی اندازه نخواهد گرفت و اگر یک آزمون چیزی را به درستی اندازه گیری نکند هیچ اطلاعات مفیدی به ما نخواهد داد. برای مثال: یک آزمون ریاضی برای اندازه گیری محتوا و هدف های درس تاریخ روا نیست. اما این آزمون می تواند مطالب ریاضی را که اندازه می گیرد با دقت اندازه گیری کند. پس برای اینکه یک آزمون روا باشد باید نخست پایا باشد. یعنی پایایی شرط روایی است، اما روایی برای پایایی ضروری نیست. برای تعیین میزان پایایی پرسشنامه از روش ضریب آلفای کرونباخ استفاده می کنیم. ضریب آلفای کرونباخ عددی بین صفر و یک می باشد که از فرمول زیر بدست می آید: (۳-۶)
که در آن: : ضریب آلفای کرونباخ با ضریب پایایی کل آزمون K: تعداد سوالات آزمون : واریانس نمرات سوال j ام : واریانس نمرات کل سوالات آزمون می باشد. اگر ضریب آلفای کرونباخ از ۷/۰ بیشتر باشد، آنگاه سوالات پرسشنامه از پایایی قابل قبولی برخوردار می باشد. برای تعیین پایایی پرسشنامه این تحقیق از آزمون آلفای کرونباخ استفاده می کنیم. پرسشنامه شامل ۲۴ سوال می باشد. ضریب آلفای کرونباخ برابر ۷۶۲/۰ می باشد که بزرگتر از ۷/۰ است پس سوالات پرسشنامه از پایایی قابل قبول برخوردار است. جدول ۳-۴: خروجی آزمون
تعداد سوالات
ضریب آلفای کرونباخ
۲۴
۷۶۲/۰
۳-۷) روش تجزیه و تحلیل[۲۹] داده ها: در این تحقیق برای توصیف مشخصات جمعیت شناختی نمایندگان، بررسی پاسخ های نمایندگان به سوالات پرسشنامه و توصیف متغیرهای اصلی تحقیق از آمار توصیفی شامل تشکیل جداول فراوانی، رسم نمودارهای فراوانی و محاسبه شاخص های مرکزی و پراکندگی استفاده شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نمودار ۴-۱: تابع عکسالعمل آنی تورم نسبت به تکانههای استقلال بانک مرکزی ۹۹ نمودار ۴-۲: تابع عکسالعمل آنی رشد اقتصادی نسبت به تکانههای استقلال بانک مرکزی ۱۰۰
فصل اول:
کلیات پژوهش
۱- ۱- مقدمه
یکی از مسائلی که در دو دهه اخیر موضوع مباحثه بسیاری از اقتصاددانان در کشورهای مختلف شده است، موقعیت بانکهای مرکزی و روابط این بانکها با دولتهاست. مقوله استقلال بانک مرکزی و تقویت آن، مدتی است که مورد توجه اقتصاددانان و مسئولین پولی کشورها قرار گرفته است و حتی برخی از این کشورها، تغییرات جدیدی در قوانین خود در جهت اعطای استقلال و قدرت بیشتر به بانکهای مرکزی خود به وجود آوردهاند. اعطای استقلال بیشتر به بانکهای مرکزی دلایل متفاوتی دارد که به وسیله برخی مطالعات نظری و تجربی حمایت میشوند. به این منظور در ابتدا توضیح مختصری در مورد شاخص استقلال بانک مرکزی ارائه میشود و در ادامه به مبانی نظری تأثیر استقلال بانک مرکزی بر تورم و رشد اقتصادی پرداخته میشود.
۱-۲- بیان مسئله و ضرورت انجام پژوهش
برای یک بانک مرکزی مسئله استقلال زمانی مطرح میشود که این نهاد به وسیله قانون، عرف جامعه، تئوریهای پولی و یا به شکل موضوعات کلی موظف به اجرای وظایفی میشود که در جهت منافع عمومی نیست. مشکل اساسی در بررسی استقلال بانک مرکزی، اندازه گیری آن در کشورهای مختلف بوده است. برخی از اقتصاددانان از جمله بید[۱] و پارکین[۲] (۱۹۸۲)، استقلال بانک مرکزی را از جنبه استقلال سیاسی بررسی کردهاند. استقلال سیاسی به روابط بنیادی بین بانک مرکزی و قوه مجریه، روش و مقررات مربوط به عزل و نصب رئیس بانک مرکزی، نقش مسئولان دولتی در شورای بانک مرکزی و تعداد تماسهای عادی بین دولت و بانک مرکزی مربوط میشود.
 گریلی[۳]، ماسیاندارو[۴] و تابلینی[۵] (۱۹۹۱) نیز معیاری برای استقلال بانک مرکزی معرفی کردند که هم استقلال سیاسی و هم استقلال اقتصادی را منعکس میکند. بر این اساس استقلال سیاسی بانک مرکزی یعنی اینکه بانک مرکزی بتواند اهداف سیاستگذاری خود را بدون مداخله و نفوذ دولت انتخاب و تعیین کند. این معیار به عواملی از قبیل: انتصاب و یا عدم انتصاب رئیس کل و شورای بانک از طرف دولت، طول دوره تصدی این مقامات، عضویت یا عدم عضویت نمایندگان دولت در شورای بانک مرکزی، لزوم یا عدم لزوم تصویب سیاست پولی از طرف دولت و سرانجام این که هدف ثبات قیمتها به طور صریح در اساسنامه بانک مرکزی آمده است یا نه، بستگی دارد. استقلال اقتصادی، به توانایی بانک مرکزی برای به کارگیری آزادانه ابزارهای سیاستهای پولی مربوط میشود. معمولترین محدودیتی که در راه هدایت سیاست پولی توسط بانک مرکزی وجود دارد، کم و کیف فشارهای وارده به بانک مرکزی برای تأمین کسری بودجه دولتی است. بر اساس این شاخص استقلال اقتصادی، کیفیت سهولت دسترسی دولت به اعتبارات بانک مرکزی برای تأمین کسری بودجه اندازه گیری میشود. در نهایت کوکرمن[۶] (۱۹۹۳) شاخصی ارائه داد که در مقایسه با شاخصهای گذشته کاملتر است. وی شاخص استقلال بانک مرکزی را از چهار جنبه مورد بررسی قرار داد که عبارتند از: شرایط انتصاب هیئت رئیسه بانک مرکزی، فرمولبندی سیاستهای بانک مرکزی، بررسی اهداف بانک مرکزی و محدودیتهای استقراض دولت از بانک مرکزی. این بخشها به زیربخشهای زیادی تقسیم میشوند که در فصل بعد به طور مفصل به آنها پرداخته میشود. یکی از مشهورترین عقاید پولی منتسب به پولیون این است که علت وجود یک تورم پایدار، پول است. به عبارت دیگر تورم یک پدیده پولی است. بنابراین برای رهایی از تورم، کنترل حجم پول امری الزامی است. پس بهترین راه برای کنترل و مهار تورم، کاهش انگیزشهایی است که بر اساس آن لزوم افزایش حجم پول احساس شود. این عملیات اصطلاحاً در ادبیات پولی در بخش سیاستهای پولی گنجانده شده است و وظیفه کنترل و هدایت این عملیات بر عهده بانک مرکزی است. علاوه بر این مسئولیت یعنی کنترل تورم و ثبات قیمتها، حفظ ارزش پول، حفظ تعادل داخلی و خارجی و کمک به رشد و ثبات اقتصادی جامعه به عنوان اهداف و مسئولیتهای بانک مرکزی ذکر شده است. یکی دیگر از دلایل دیگر اهمیت استقلال بانک مرکزی، مقوله انگیزه دولتها برای تسلط بر بانک مرکزی است. شاید نتوان گفت که دولتها به عنوان یک هدف نهایی قصد ایجاد تورم دارند. بنابراین بهتر است سوال مربوط به چرایی انگیزه ایجاد تورم توسط دولتها را به سوال مربوط به انگیزه آنها برای افزایش حجم پول تغییر داد. دولتها با تقاضای انبوهی از جانب دریافتکنندگان خدمات عمومی مواجهند. بهرهمندی از امنیت بیشتر، بهداشت با پوشش گستردهتر، آموزش بهتر و فراگیرتر و موارد مشابه برای دریافتکنندگان این خدمات که هزینهای بابت آن پرداخت نمیکنند، همواره مطلوب است. عرضه این خدمات عمدتاً به طور انحصاری توسط دولتها صورت میگیرد و افزایش میزان آنها مستلزم تخصیص مخارج بیشتر است. افزایش مخارج دولت نیازمند دریافت مالیات بیشتر از جامعه است. اما افزایش مالیات، با مقاومت پرداخت کنندگان مالیات مواجه خواهد شد و بنابراین اگر دولت راه سادهتری را برای تأمین منابع پیدا کند، طبیعتاً ترجیح داده میشود. تأمین پولی هزینه های دولت، راه میانبری تلقی میشود که منجر به برقراری رابطهای یکطرفه بین دولت و مردم خواهد شد. این شیوه تأمین منابع که در واقع انتشار پول برای مخارج دولت است، از آنجا که در نهایت تبدیل به تورم میشود و تورم نیز ارزش پول در اختیار مردم را کاهش میدهد، خود نوعی مالیات تلقی شده و در اصطلاح مالیات تورمی نامیده میشود. مالیات تورمی از آنجا که اولاً بسیار ناعادلانه است و برخلاف مالیات متعارف، منجر به بدتر شدن وضعیت فقر و توزیع درآمده شده و ثانیاً عدم شفافیت رابطه دولت و مردم را در پی دارد، مدتهاست که نه تنها در کشورهای پیشرفته بلکه در کشورهای در حال توسعه نیز توسط قوانین محکم ممنوع شده است. بنابراین یکی از انگیزههای دولتها برای خلق پول از طریق بانکهای مرکزی، تأمین هزینههای دولت بجای مالیات است (تقیپور و موسوی، ۱۳۸۳). انگیزه دوم دولتها برای خلق پول، حمایت از اشتغال است. دانش اقتصاد تا اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد حکایت از وجود رابطهای قطعی و منفی میان تورم و بیکاری داشت. این رابطه در قالب منحنی فیلیپس معرفی شد. کشورهایی که نرخهای تورم پایین و نرخهای بیکاری غیر قابل قبول داشتند، در چارچوب منحنی فیلیپس میتوانستند در ازای پذیرفتن هزینه های تورم بیشتر، از منافع ناشی از بیکاری کمتر بهرهمند شوند. در واقع تورم باعث کاهش نسبی دستمزدها و در نتیجه افزایش تقاضا برای نیروی کار توسط بنگاههای اقتصادی میشد که افزایش اشتغال را به دنبال میآورد. بعدها در چارچوب نظریه اقتصاد، تحلیل نقش انفعالی کارگران به تحلیل نقش فعال آنان تغییر کرد. به این صورت که اگر کارگران سیاست دولت مبنی بر افزایش اشتغال را از طریق افزایش حجم پول شناسایی کنند، خواهند توانست تورم ناشی از آن را نیز پیشبینی کرده و بر اساس آن، دستمزدها را افزایش دهند که نتیجه آن عدم تغییر میزان تولید و اشتغال است. این نظریه که بر نقش انتظارات در تنظیم رابطه میان تورم و بیکاری تأکید دارد، تنها بخشی از سیاستهای پولی را موثر بر اشتغال میداند که غافلگیرانه بوده و فرصتی را برای ترمیم دستمزدها باقی نگذارد. دولتها قصد افزایش حجم پول با حذف کاهش بیکاری را دارند، کارگران نیز که از این موضوع آگاهند خواستار افزایش دستمزدها میشوند و دولت نیز میداند که کارگران این پدیده را میشناسند و این جریان ادامه مییابد. (شجری، ۱۳۷۴) این دور تسلسل را تنها استقلال بانک مرکزی متوقف میکند و مانع از شکلگیری یک روند تورمی فزاینده میشود. سومین انگیزهای را که میتوان برای ایجاد تورم توسط دولتها ذکر کرد، کاهش ارزش حقیقی بدهیهای دولت به مردم و واحدهای اقتصادی است. تورم باعث میشود که ارزش بدهیهای گذشته دولت کاهش پیدا کرده و باز پرداخت آن سادهتر شود. (معدلت، ۱۳۷۵) مجموعه عوامل ذکر شده، دولتهای مختلف جهان اعم از توسعه یافته و در حال توسعه را به صورت فراگیر بر آن داشت تا به سمت اعطای استقلال به بانکهای مرکزی حرکت کنند. بنابراین بدیهی است که مبانی نظری و اساسی اندیشه استقلال بانکهای مرکزی، جلوگیری از بروز تورمهای شتابان و پایدار است.
۱-۳- اهداف پژوهش
هدف اصلی این تحقیق بررسی تأثیر استقلال بانک مرکزی بر تورم و رشد اقتصادی، به صورت جداگانه و همچنین با لحاظ کردن اثرات همزمان و متقابل آنها در منتخبی از کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه، شامل ۹۲ کشور است. همچنین در این پژوهش، اثرات تورم و رشد اقتصادی بر یکدیگر، با لحاظ کردن شاخص استقلال بانک مرکزی بررسی میشود.
۱-۴- سوالات پژوهش
سوالات اساسی که در این پایان نامه به دنبال پاسخ برای آنها هستیم عبارتند از:
-
- رابطه استقلال بانک مرکزی با تورم و رشد اقتصادی، به صورت جداگانه در کشورهای منتخب چگونه است؟
-
- تأثیر همزمان و متقابل استقلال بانک مرکزی بر تورم و رشد اقتصادی در کشورهای منتخب، چگونه است؟
۱-۵- فرضیات پژوهش
۱- استقلال بانک مرکزی موجب کاهش تورم و افزایش رشد اقتصادی میشود. ۲- کاهش تورم ناشی از لحاظ کردن استقلال بانک مرکزی، تاثیر منفی بر رشد اقتصادی ندارد.
۱-۶- تبیین مدل و روش پژوهش
روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش بر حسب هدف کاربردی و بر حسب روش از نوع روش توصیفی و علّی است. پژوهش توصیفی شامل جمعآوری اطلاعات برای آزمون فرضیه ها یا پاسخ به سوالات مربوط به وضعیت فعلی موضوع مورد مطالعه میشود و با بهره گرفتن از تحلیل علی، رابطه علت و معلولی بین متغیرها بررسی میشود. ابزار جمعآوری داده ها به صورت کتابخانهای، اسنادی و پایگاه های اطلاعاتی در اینترنت است و با بهره گرفتن از الگوهای اقتصاد سنجی به آزمون فرضیه ها پرداخته میشود. این پژوهش سعی دارد با عنایت به مطالعات پیشین و با بهره گرفتن از روش مناسب اقتصادسنجی، ابتدا تأثیر استقلال بانک مرکزی بر تورم و رشد اقتصادی، به صورت جداگانه مورد بررسی قرار میگیرد. سپس تأثیر همزمان استقلال بانک مرکزی را بر رشد اقتصادی و تورم، و با لحاظ کردن اثرات متقابل این متغیرها بر یکدیگر در منتخبی از کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته بررسی کند. برای بررسی و ارزیابی رابطه بین استقلال بانک مرکزی، تورم و رشد اقتصادی در کشورهای منتخب، از تخمین زنندههای گشتاور تعمیم یافته[۷](GMM) برای مدلهای ترکیبی پویا استفاده میشود. برای بررسی تأثیر استقلال بانک مرکزی بر رشد اقتصادی، با توجه به آزمون لوین[۸]- رنلت[۹] (۱۹۹۳)، از فرم معادله زیر استفاده میشود: GDPit = αi+ β۱Fit + β۲Iit + β۳Zit+εit که در آن GDP متوسط نرخ رشد سالانه تولید ناخالص داخلی سرانه است.F، شاخص استقلال بانک مرکزی (CBI) است، و متغیر هدف محسوب میشود. I بردار متغیرهای توضیحی است که همواره در مدلهای رشد آورده میشوند؛ مانند: وقفه رشد تولید ناخالص سرانه (GDP)، رشد جمعیت سالانه (Pop)، سهم سرمایهگذاری از تولید ناخالص داخلی (INV) و شاخص سرمایه انسانی (HC). Z هم شامل بردار متغیرهای توضیحی است که بیشتر در مدلهای پانل استفاده میشوند؛ مانند: سهم هزینه های مصرفی دولت از تولید ناخالص داخلی (GOV)، سهم صادرات از تولید ناخالص داخلی (EX) و تورم (INF) (آکاند[۱۰]، ۱۹۹۸). با توجه به مطالعات پیشین از جمله برام[۱۱] (۲۰۱۱)، برای بررسی تاثیر استقلال بانک مرکزی بر تورم، از فرم تابع زیر استفاده میشود: Infit= α+ β۱ CBIit+ β۲ GDPit+ β۳ Inf(-1)it+ β۴ Debtit+ β۵ Openit+ β۶ Regimit+ β۷ IM + εit که این متغیرها عبارتند از: Inf: نرخ تورم، CBI: شاخص استقلال بانک مرکزی، GDP: نرخ رشد تولید ناخالص داخلی سرانه، Open: درجه باز بودن اقتصاد، Debt: سهم خالص بدهیهای خارجی از تولید ناخالص داخلی، Inf(-1): وقفه نرخ تورم، Regim: رژیمهای نرخ ارز. با این وجود در این پژوهش هدف این است که علاوه بر بررسی تأثیر همزمان استقلال بانک مرکزی بر تورم و رشد اقتصادی، تأثیر متقابل این دو متغیر بر یکدیگر و همچنین بر استقلال بانک مرکزی، مطالعه شود. برای این منظور از رویکرد بردارهای خود رگرسیونی (VAR)[12] استفاده میشود. هدف از تحلیل بردارهای خود رگرسیونی (VAR)، تعیین روابط متقابل میان متغیرهاست. همچنین در رویکرد VAR هر متغیر تابعی از مقادیر پیشین خود متغیر و مقادیر پیشین سایر متغیرهای کلان اقتصادی است. برای آشنایی با این متدلوژی، توضیح مختصری ارائه میشود: متدلوژی VAR تا اندازه زیادی به مدلهای معادلات همزمان شباهت دارد، جز اینکه در این روش (VAR) با تعدادی متغیر درونزا سروکار داریم. اما هر متغیر درونزا با بهره گرفتن از مقادیر گذشته خود و مقادیر با وقفه از تمامی دیگر متغیرهای درونزای مدل، توضیح داده میشود. شکل کلی معادلات VAR به صورت زیر است:
که در آن نشان دهنده برداری از متغیرهای درونزا با ابعاد n (n: تعداد متغیرهای درونزا است)، بردار ضرایب ثابت با ابعاد n و … بردارهای ضرایب با ابعاد n هستند که k نیز نشان دهنده تعداد وقفه ها در مدل VAR است و نیز نشان دهنده برداری از وقفه k ام متغیرهای درونزا است. همچنین میتوان متغیرهای دیگری که بر روی متغیرهای درونزای سیستم اثر میگذارند را به عنوان متغیرهای برونزا وارد مدل کرد (اندرس، جلد دوم، ۱۳۸۹). بنابراین در این تحقیق، برای بررسی تأثیر همزمان و متقابل استقلال بانک مرکزی، رشد اقتصادی و تورم، از مدل زیر استفاده میشود: GDP= f{GDP(-1), INF, INF(-1), CBI, CBI(-1)}, OTHER INF= g{ GDP, GDP(-1), INF(-1) , CBI, CBI(-1)}, OTHER CBI= h{ GDP, GDP(-1), INF, INF(-1), CBI(-1)}, OTHER در این رویکرد سه معادله وجود دارد، که در معادله اول GDP به عنوان متغیر درونزا محسوب میشود. این متغیر تابعی از وقفه رشد تولید ناخالص سرانه (GDP)، تورم و وقفه آن، و شاخص استقلال بانک مرکزی و وقفه آن است. سایر متغیرهایی که در معادله لحاظ میشوند عبارتند از: متغیر مجازی که برای کشورهای توسعه یافته عدد یک و برای کشورهای در حال توسعه عدد صفر را نشان میدهد؛ شاخص بیثباتی سیاسی و رژیمهای نرخ ارز. در معادله دوم و سوم نیز به ترتیب تورم و استقلال بانک مرکزی به عنوان متغیرهای درونزا محسوب میشوند. سایر متغیرها مشابه معادله اول هستند.
۱-۷- قلمرو پژوهش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دودسته کلی این آزمونها ۱)آزمونهای توانایی ۲)آزمونهای عاطفی ۲-۴-۱۱- ۱- الف- آزمونهای توانایی [۲۶] به کمک آزمونهای توانایی، میتوان آموختهها، مهارت ها؛ و استعدادهای افراد را سنجید دستهای از این آزمونها تواناییهایی شناختی افراد را میسنجد و تعدادی دیگر توانایی های روانی _ حرکتی را اندازه می گیرند .هر یک از این دو دسته آزمون کاربرد خاص خود را دارند آزمونهای توانایی های شناختی بیشتر در زمینه های تحصیلی و فعالیتهای فکری و ذهنی مورد استفاده قرار میگیرند، اما آزمونهای روانی _ حرکتی غالبا در موقعیتهای صنعتی و نظامی و تربیت بدنی به کار میروند. ویژگی مهم آزمونهای توانایی (شناختی،وراونی _حرکتی) این است که هنگام اجرای آنها از آزمون شونده خواسته میشود تا حداکثر سعی خود را به کاربندد تا بهترین نمره ممکن را به دست آورد. آزمونهای توانایی به دو دسته آزمونهای استعداد و آزمونهای پیشرفت تحصیلی تقسیم میشوند آزمونهای استعداد مقدار توانایی یا آمادگی فرد را برای انجام دادن کارهایی که در پیش دارد و همچنین ظرفیت او را برای یادگیریهای میسنجند اما آزمونهای پیشرفت تحصیلی دانش و مهارتهایی را که فرد تا لحظه اجرای آزمون کسب کرده است اندازه میگیرند. به سخن دیگر، آزمونهای استعداد ناظر به آینده اند و برای پیش بینی موفقیتهای آتی فرد به کار میروند در حالی که آزمونهای پیشرفت تحصیلی ناظر به گذشتهاند و برای تعیین آموختههای قبلی فرد مورد استفاده قرار میگیرندآزمونهای هوش و استعداد تحصیلی مختلف معرف آزمونهای استعداد هستند و آزمونهای و امتحاناتی که برای موضوعهای گوناگون درسی تهیه و اجرا می شوند آزمونهای پیشرفت تحصیلی نام دارند آزمونهای استعداد و پیشرفت تحصیلی را به روشنی نمیتوان از یکدیگر متمایز کرد، زیرا آنچه را که فرد در گذشته آموخته است غالبا میتوان برای پیشبینی موفقیت یادگیری او در آینده مورد استفاده قرار داد در واقع یکی از عوامل مهم پیشبینی یادگیری فرد در آینده، یادگیری قبلی او هستند(سیف،۱۳۸۶)
 ۲-۴-۱۱- ۲- آزمونهای عاطفی[۲۷] آزمونهای شناختیو روانی _ حرکتی توانایی های فکری و عملی افراد را اندازه میگیرند، اما آزمونهای عاطفی ویژگیهای عاطفی و شخصیتی افراد را میسنجند. آزمونهای توانایی حداکثرعملکرد آزمون شونده را اندازه گیری میکنند بدین معنا که نشان میدهند آزمون شونده در بهترین شرایط قادر به انجام چه کاری است، در حالی که آزمونهای عاطفی وضع موجود آزمون شونده را در موقعیتهای طبیعی زندگی میسنجند. یکی دیگر از وجوه اختلاف این دو دسته آزمون آن است که آزمونهای توانایی به طور عمده برای مقاصد پیش بینی موفقیتهای تحصیلی و شغلی مورد استفاده قرار میگیرند، اما آزمونهای عاطفی بیشتر به امور مشاوره در حل مسائل روانی _ تربیتی وحرفهای کمک میکنند یکی از معایب آزمونهای عاطفی این است که این آزمونها، به اندازه آزمونهای شناختی، عینی و دقیق نیستند به این دلیل بسیاری از روانشناسان کاربرد اصلاح آزمون رابرای این نوع اندازه گیری درست نمیدانند بسیاری از ابزارهای اندازه گیری عاطفی دارای ویژگیهای آزمونهای خوب هستند بنابراین استفاده از اصطلاح آزمون برای ابزارهای اندازه گیری شخصیت و ویژگیهای عاطفی کار اشتباهی نیست(سیف،۱۳۸۶). ۲-۴-۱۲- دسته بندی آزمونها باتوجه به چگونگی تهیه آنها ۱) آزمونهای میزان شده یا استاندارد شده. ۲) آزمونهای معلم ساخته. ۲-۴-۱۲-۱- آزمونهای میزان شده یا استاندارد شده[۲۸] آزمونهای میزان شده یا معیار شده آزمونهایی هستند که با بهره گرفتن از نمونه های بزرگ آزمون شوندگان و غالبا به وسیله موسسات یا بنگاههای آزمونسازی دولتی یا خصوصی و یا مراکزآموزشی و علمی تهیه می شوند. این آزمونها برای اندازه گیری پیشرفت تحصیلی باهوش و استعداد گروه های بزرگ دانشآموزان و نیز با مقاصد ارزشیابی از دوره های تحصیلی تهیه و توزیع میشوند در این نوع آزمونها، ملاک نسبی اندازه گیری مورد استفاده قرار میگیرد (سیف،۱۳۸۶) ۲-۴-۱۲-۲ - آزمونهای معلم ساخته[۲۹] آزمونهای معلم ساخته آزمونهایی هستند که معلمان برای سنجش پیشرفت تحصیلی دانشآموزان خود تهیه میکنند و در طول دوره آموزش و یا در پایان دوره به اجرا در میآورند این نوع آزمونها غالبا برای تعیین میزان توفیق یادگیرندگان در رسیدن به هدفهای دقیق آموزشی طرح ریزی میشوند و از این جهت معمولادر آنها ملاک مطلق اندازه گیری به کار گرفته میشود هر چند که ظاهر این دو نوع آزمون خیلی به هم شبیه است، بین آنها تفاوتهایی اساسی وجود دارد(سیف،۱۳۸۶) ۲-۴-۱۳- ویژگیهای آزمونهای میزان شده ومعلم ساخته ثراندیک وهیگین(۱۹۷۹)بین آزمونهای میزان شده ومعلم ساخته سه نوع تفاوت قائل شده اند ۱)تهیه آزمونهای میزان شده، در مقایسه با آزمونهای معلم ساخته، به زمان و تخصص بیشتری نیاز دارد از آنجا که این آزمونها برای بیش از یک بار استفاده تهیه میشوند، موسسات آزمون سازی، در تهیه آنها، زمان و هزینه زیادی صرف میکنند. در تهیه این آزمونها، برنامههای درسی مورد بررسی دقیقتر قرار میگیرند، محتوای دروس و مهارتهای مورد اندازه گیری نمونهگیری میشوند سوالات به وسیله متخصصان نوشته و ویرایش میشوند، صورت مقدماتی آزمون به طور آزمایشی اجرامیشود، سوالات تجزیه و تحلیل می شوند و مورد تجدید نظر قرار میگیرند و پس از هنجاریابی صورت نهایی آزمون تهیه و جهت استفاده گسترده عرضه میشود، اما برای تهیه آزمونهای معلم ساخته، نیازی به گذر از این مراحل مفصل نیست، زیرا این آزمونها برای تعیین مقدار یادگیری دانشآموزان و دانشجویان دروس بخصوص تهیه و اجر میشوند و پس از هر بار اجرا به سهولت قابل تجدید نظر و اصلاح هستند. ۲) از آنجاکه آزمونهای میزانشده برای استفاده در مناطق مختلف و مقایسه دانشآموزان مدارس گوناگون با یکدیگر تهیه میشوند هدفهای مختلف آموزشی مناطق مختلف را باید در این آزمونها منظور کرد بنابراین این نوع آزمونها ویژگیهای اختصاصی کلاسها و مدارس بخصوص را نادیده میگیرند و بر وجود مشترک محتوای درسی مناطق مختلف تکیه میکنند اما آزمونهای معلم ساخته با توجه به محتوا و هدفهای ویژه دروس بخصوص تهیه میشوند، لذا چنین آزمونهایی برای مقایسه میزان پیشرفت دانشآموزان مناطق مختلف خیلی مفید نیستند. ۳) اصطلاح آزمون میزان شده به وجود داده های هنجاری اشاره میکند، و ناشران این نوع آزمونها، برای معنی دار کردن نمرات آزمون خود، هنجارهای لازم را برای آنها تدراک میبیند اما آزمونهای معلم ساخته نیازی به هنجار و هنجاریابی ندارند ضرورت مقایسه بین گروه های مختلف دانشآموزان که به وسیله آزمونهای میزان شده ، آزمون میشوند وجود هنجارها را در این نوع آزمونها الزامی میسازد در حالی که در آزمونهای معلم ساخته ضرورتا بین گروه های دانشآموزان مقایسهای صورت نمیگیرد، پس هنجاریابی نیز صورت پیدا نمیکند بنابراین، هدف اصلی آزمونهای میزان شده مقایسه است _ مقایسه یک فرد یا یک گروه با فرد یا گروه دیگر، یا مقایسه جنبه های مختلف عملکرد یک فرد یا یک گروه با یکدیگر(سیف،۱۳۸۶) ۲-۴-۱۴- انتخاب هدفهای مناسب برای گنجاندن درآزمون بلوم وهمکاران(۱۹۶۵) هدفهای آموزشی و بازده های یادگیری را در طبقهبندی خود به سه حوزه شناختی و عاطفی وروانی _حرکتی طبقهبندی کردهاند آزمونهای پیشرفت تحصیلی متداول که به آزمونهای کتبی یا آزمونهای مداد و کاغذی معروف اند به طور عمده با حوزه شناختی سرو کار دارند هدفهای آموزشی و بازده های یادگیری متعلق به حوزه های غیرشناختی، از جمله نگرشها و علاقه ها وارج نهادنها(هدفهای حوزه عاطفی) و مهارتهای مختلف، مثلا انجام آزمایش در آزمایشگاه، کار در کارگاه، فعالیتهای ورزشی، و ایجاد ارتباط کلامی و غیرکلامی(هدفهای حوزه روانی _حرکتی) به کمک وسایل دیگر سنجش از جمله مشاهده ، ثبت حضور و غیاب ،گزارشهای کارعملی، مانند اینها سنجش میشوند بنابراین در درسهایی که فعالیتهای یادگیری متنوعی دارند باید همه انواع هدفهای آموزشی را در نظر گرفت در صورت لزوم برای هر دسته از هدفهای حوزه های مختلف آزمون یا آزمونهای مجزایی مورد استفاده قرار داد از آنجا که متداولترین آزمونهای مورد استفاده در آموزش و پرورش آزمونهای کتبی ویژه حوزه شناختی هستند. صحیح _غلط بسته پاسخ یاعینی چندگزینه ای جورکردنی انواع آزمونها ی پیشرفت تحصیلی کتبی تشریحی گسترده پاسخ تشریحی(انشایی) بازپاسخ تشریحی محدود پاسخ کوته پاسخ نمودار۴-۲ - انواع آزمونهای کتبی یامدادکاغذی.. ۲-۴- ۱۵- وسایل کتبی اندازه-گیری پیشرفت تحصیلی مهمترین وسیله اندازه گیری پیشرفت تحصیلی آزمون است، آزمونهای پیشرفت تحصیلی کتبی را میتوان به دودسته ۱)عینی ۲)غیرعینی(یاذهنی) تقسیم کرد: آزمونهای عینی، آزمونهایی هستند که در آنها هم سوالها و هم جواب سوالها در اختیار آزمون شوندگان قرار داده میشوند و آزمون شوندگان درباره جوابهای داده شده اعمالی انجام میدهند یا تصمیهایی اتخاذ می کنند به همین سبب این آزمونها را آزمونهای بسته پاسخ نیز مینامند آزمونهای عینی یا بسته پاسخ به طور عمده از سه نوع اصلی صحیح _ غلط، جور کردنی، و چند گزینه ای تشکیل میشوند، آزمون شونده در جواب دادن به سوالهای صحیح _غلط ، درست یا نادرست بودن سوالها را تعیین میکند در سوالهای جور کردنی، تعدادی پرسش را با تعدادی پاسخ جور میکند، و در سوالهای چندگزینه ای پاسخ صحیح را از میان تعدادی پاسخ پیشنهادی بر میگزیند در تصحیح برگه های آزمونهای عینی نظر شخصی مصحح هیچ گونه دخالتی ندارد، و از این رو به این آزمونها آزمونهای عینی میگویند. آزمونهای غیرعینی یاذهنی که به آزمونهای تشریحی یا ا نشایی معروف اند آزمونهایی هستند که در آنها سوالها در اختیار آزمون شونده گذاشته میشوند و او جواب سوالها را خود آماده میکند و در برگه آزمون می نویسد به همین دلیل به آنها آزمونهای باز پاسخ نیز گفته میشود علت نامگذاری این نوع آزمونها به آزمونهای ذهنی آن است که در تصحیح جوابهای آنها ممکن است نظر شخصی مصحح دخالت کند این نوع آزمونها را نیز میتوان به دو دسته آزمونهای گسترده پاسخ و آزمونهای محدود پاسخ تقسیم کرد در آزمونهای گسترده پاسخ، برای پاسخ آزمون شونده هیچ محدویتی وجود ندارد و او آزاد است تا هرگونه که مایل باشد پاسخ به سوالها آزادی کامل ندارد و سازنده آزمون پاسخ دهنده را ملزم میکند تا پاسخهای خود را در چهارچوبهای شرایطی محدود سازد. نوع دیگری از آزمون پیشرفت تحصیلی بازپاسخ وجود دارد که حد وسط دو نوع آزمون عینی و ذهنی قرار دارد در پاسخ به این آزمون که به آزمون کوته پاسخ شهرت دارد سوالها بسیار شبیه به سوالها آزمونهای تشریحی هستند، زیرا آزمونشونده خود باید پاسخها را تهیه کند، اما سوالها بسیار دقیق و مشخص هستند، به نحوی کهدر تصحیح جوابهای آنها نظر شخصی مصحح دخالت چندانی نمیکند جواب سوال آزمونهای کوته پاسخ معمولا به یک چند کلمه(حداکثریک جمله یا یک عددویایک علامت خلاصه می شود (سیف، ۱۳۸۶). بازخورد : بازگشت دادن نتیجه عملکردهای دانش آموزان توسط محیط (معلم _فراگیران ) و خود فراگیر. ۲- ۴- ۱۶- دسته بندی ارزشیابی با توجه به ارزشیابان ۲- ۴- ۱۶- ۱- درونی : این ارزشیابی توسط کارکنان و افراد درون برنامه مثل معلمان و مدیران و کارشناسان و یا سایر دست اندرکاران امور آموزشی انجام میشود به این لحاظ وابسته به برنامه ارزشیابی است بیشترین کاربرد آن در ارزشیابی تراکمی است هدف این نوع ارزشیابی تعیین میزان دستیابی به اهدا ف است. ۲- ۴- ۱۶-۲ بیرونی: این نوع ارزشیابی توسط اشخاص خارج از برنامه انجام میگیرد بنابراین هیچ نوع وابستگی برنامه ارزشیابی ندارد. در ارزشیابی تکوینی کاربرد بیشتری دارد به هدف این نوع ارزشیابی آن است که وضعیت گروهی از دانشآموزان را نسبت به سایر دانشآموزان که با روش دیگر برنامه را گذرانده اند مشخص کند. تفاوت عمده این دو نوع ارزشیابی از این است که ارزشیابان داخلی به هنگام تفسیر ارائه نتایج بیطرف نمیمانند ولی ارزشیابان بیرونی عینی تر و بی طرفانه تر عمل می کند.(موسوی ،۱۳۸۳،ص۳۵) ۲-۴- ۱۷- دسته بندی ارزشیابیهای آموزشی درقالب رویکردهای مختلف صاحب نظران ارزشیابی آموزشی در دیدگاههایشان نسبت به اینکه ارزشیابی چیست و چگونه باید آنرا انجام داد، اختلاف نظر دارند. این اختلاف نظرها به ایجاد رویکردهای ارزشیابی آموزشی مختلفی انجامیده است که ورتن وسندر(۱۹۸۷) آنهارابه شرح زیرتقسیم کرده اند: رویکرد مبتنی بر هدف : در رویکرد مبتنی بر هدف، هدفهای کلی و هدفهای دقیق مورد تاکید قرار میگیرند، و ارزشیابی آموزشی به دنبال این است که تعیین کند این هدفها به چه میزانی تحقق یافته اند. رویکرد مبتنی برمدیریت : در رویکرد مبتنی بر مدیریت، هدف تشخیص و تحقق بخشیدن به نیازهای اطلاعاتی مدیران تصمیم گیرنده است. رویکرد مبتنی بر مصرف کننده : در رویکرد مبتنی بر مصرف کننده، تاکید عمده بر کسب اطلاعات مربوط به فراوردههای کلی آموزشی است که توسط مصرفکنندگان آموزشی در انتخاب از میان برنامههای درسی مختلف، فراورده های آموزشی، و نظایر اینها مورد استفاده قرار میگیرد. رویکرد مبتنی بر نظر متخصصان : در رویکرد مبتنی بر نظر متخصصان، تاکید اصلی بر کاربرد مستقیم نظر متخصصان در قضاوت درباره کیفیت فعالیتهای آموزش وپرورش است . رویکرد مبتنی بر اختلاف نظر متخصصان : در رویکرد مبتنی بر اختلاف نظر متخصصان، اختلاف نظرهای ارزشیابان مختلف (موافق ومخالف) مورد تاکید قرار می گیرد. رویکرد طبیعت گرایانه و مبتنی بر مشارکتکنندگان : در رویکرد طبیعتگرایانه و مبتنی بر مشارکتکنندگان، بررسی طبیعت گرایانه و کوشش مشارکت کنندگان در تعیین ارزشها، ملاکها، نیازها، و داده های ارزشیابی مورد تاکید قرار میگیرد. رستگار،(۱۳۸۲) اعتقاد دارند ارزشیابی پیشرفت تحصیلی را می توان براساس دو رویکرد متفاوت انجام داد: ۲-۴-۱۸- ارزشیابی با رویکرد سنتی(تراکمی ،نتیجه- مدار)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«شاکله از ماده «شکل» به معنای مهار کردن حیوان است و« شکال» به خود مهار میگویند و از آنجا که روحیات و سجایای و عادات هر انسانی او را مقید به رویهای می کند به آن «شاکله» میگویند و کلمه «اشکال» به سؤالها و نیازها و کلیه مسائلی گفته می شود که به نوعی انسان را مقید میسازد».[۷] از این رو منشأ اعمال انسانها شاکله آنها است، با توجه به این نکته میتوان شاکله را معادل مفهوم شخصیت در روانشناسی دانست. قرآن مجید شخصیت انسان را به گونه ای بیان نموده است که هم متمایز از حیوانات است و هم انسانها را تنها به خاطر ویژگیهای جسمانی در یک جایگاه به شمار نمیآورد. بلکه انسانها را با ویژگیهای روحی و روانی در یک جایگاه شخصیتی معرفی مینماید. در آیه ۸۴ سوره اسراء خداوند میفرماید: «به حق بگو: هر کس به مقتضای شخصیت شکل یافته خود عمل خواهد کرد و خدای شما بر آن که راه هدایت یافته از همه کس آگاهتر است.»[۸] این آیه به نقش روحیات و خلقیات انسانها در کردار و رفتار آنها اشاره کرده، که شیوه و عمل و رفتار آنها به وسیله خلق و خوی و خصلتهای درونی معین میگردد. از این آیه ما میآموزیم که رفتار انسان، آینه شخصیت فکری و ویژگیهای روحی و اخلاقی اوست از کوزه همان برون تراود که در اوست. چون رفتارها افکار و نیات پلید، زمینه رفتارهای نادرست را فراهم می کند پس باید از آنها پرهیز کرد. آدمی دارای یک شاکله نیست بلکه شاکلهها دارد. یک شاکله آدمی زائیده نوع خلقت و خصوصیات ترکیب مزاج اوست. آدمی بر هر شاکله باشد و هر صفت روحی داشته باشد اعمال مطابق همان شاکله و موافق با ریشه در حالات و عادات دارد باید از روحی داشته باشد اعمال مطابق همان شاکله و موافق با ریشه در حالات و عادات دارد باید از انگیزه ها و خوگرفتن نابجا پرهیز کرد. [۹]صفات و ویژگیهای هر فرد است که می تواند شخصیت او را تشکیل دهد و با شناختن این صفات و ویژگیها میتوانیم شخصیت وجودی خود را بهتر و کاملتر بشناسیم و با نقایص و کاستیها در وجود خودمان مبارزه کنیم. ۲- شخصیت در اصطلاح روانشناسی از جمله مباحث مهم در روانشناسی، موضوع شخصیت میباشد. از آنجا اهمیت دارد که از طریق شناخت شخصیت و تبیین آن میتوان به صورت علمی رفتارهای انسان را توصیف و تبیین و به آنان کمک کرد و از بسیاری از رفتارهای ناسازگار، کجروانه و اختلالات روانی پیشگیری و البته درمان کرد. روانشناسان در تعریف شخصیت، بیش از هر چیز به تفاوتهای فردی توجه دارند، یعنی ویژگی هایی که یک فرد را از افراد دیگر متمایز میکند. و روانشناسان در مورد تعریف دقیق شخصیت اتفاقنظر ندارند، علت این مسئله ناشی از نظریههای گوناگونی است که صاحبان آن نظریهها دربارۀ چگونگی تحول شخصیت و مفاهیم انگیزشی رفتار آدمی دارند. در حال حاضر تعریف واحدی از شخصیت که مورد توافق همگان باشد وجود ندارد. [۱۰] واژه شخصیت در روانشناسی کنونی بسیار به کار رفته و اصطلاحی است که معنای آن احتمالاً بیش از هر واژه دیگری دستخوش تغییرات بوده است. آلپورت، روانشناس آمریکایی بعد از آنکه پنجاه تعریف برای شخصیت ارائه داد. که از طرف مراجع مختلف روانشناسی مورد انتقاد قرار گرفت. وی کوشید که تعریف جامعی را عنوان نماید، بدین معنی که شخصیت انسان را سازمان دینامیک و قوام یافتهای میداند که سیستمهای پسیکوفیزیک درونی شخص متشکل شده و نحوه سازش منحصر به فرد و بی همتایی دارد. برخی از جنبههای این تعریف قابل توجه است مانند اصطلاح «سازمان دینامیک» که به این معنا است که شخصیت در حالیکه پیوسته در حال بالیدگی و تحول میباشد، و اجزاء متشکله آن بر یکدیگر بسیار مؤثرند و سازمانی را تشکیل میدهند. و اصطلاح «پسیکو فیزیک» نیز مبین توجه به همبستگی روان و تن آدمی است، و اصطلاح «منحصر به فرد» یا «بی همتا» توجه به فردیت آدمی است. به عقیده وی هیچ دو نفری دارای شخصیت مشابه نیستند، بدلیل اینکه نحوه سازش دو نفر با محیط یکسان نمیباشد.[۱۱]
 تعریف دیگر از واژه شخصیت به مجموعه پیچیدهای از صفات عاطفی و رفتاری اشاره دارد که به موازات حرکت فرد از وضعیتی به وضعیت دیگر، نسبتاً ثابت باقی میماند.[۱۲] تعریفی که استاد فقید مرحوم کینیا از شخصیت مطرح کردهاند در مقایسه با سایر تعاریف جامعتر و کاملتر میباشد: «شخصیت عبارت از سازمان متکامل، مرکب از خصائص بدنی و روانی آدمی، اعم از ذاتی و اکتسابی که جمعاً معرف هویت فرد آدمی است و او را از سایر افراد جامعه، بطور روشن، متمایز میسازد. شخصیت حقیقتی است واحد و غیر قابل تقسیم که چگونگی سازگاری اختصاصی فرد آدمی را با محیط اجتماع، تعیین میکند».[۱۳] شخصیت در مفهوم کلی یعنی تمامیت جسمی، روانی و اجتماعی هر فرد، شخصیت وی را تشکیل میدهد. منظور از تمامیت تکامل نیست بلکه مقصود آن است که فرد پس از پشت سر گذراندن دوران بلوغ و رسیدن به سن تکلیف اجتماعی، دارای جایگاه اجتماعی معینی شده است. و می تواند دارای مسئولیت اخلاقی در ارتباط با دیگران بشود.[۱۴] بند دوم - مفهوم پرونده شخصیت از آنجا که بزهکاری معلول عوامل فردی و اجتماعی میباشد، اعمال واکنش کیفری مؤثر به نحوی که بتواند زمینه اصلاح و بازپروری بزهکار را فراهم آورد، مستلزم بررسی و شناخت اوصاف شخصیتی وی خواهد بود مجموعه این اطلاعات در پروندهای موسوم به (پرونده شخصیت) جمعآوری و جهت مطالعه قاضی و آگاهی او به ویژگیهای جسمی، روحی و شرایط اجتماعی متهم در اختیار وی قرار میگیرد.[۱۵] پرونده شخصیت از دستاوردهای جرم شناسی بالینی است که با ارائه ویژگیهای شخصیتی بزهکار می تواند در مراحل مختلف دادرسی مؤثر واقع گردد. زیرا یکی از اهداف مجازاتها، اصلاح و بازپروری و دوباره اجتماعی کردن بزهکار است و این امر ممکن نیست مگر با مطالعه و شناخت شخصیت بزهکار پرونده شخصیت بزهکاران از نظر اصولی بایستی با شروع تحقیقات توسط تیمی مرکب از پزشک، روانپزشک، مددکار اجتماعی و متخصصین علوم اجتماعی با بررسی وضعیت جسمانی، فردی، اجتماعی و روانی متهم و محکوم صورت گیرد. (ماده ۲۰۳ قانون جدید آییندادرسی کیفری). تنها از این طریق است که کشف ارتباط میان ساختمان فکری مجرم، رشد عاطفی و زیستی او و جرمارتکابی امکان پذیر میگردد و متعاقب آن کشف عوامل جرمزا و نحوه برخورد با آنها را محقق می کند.[۱۶] معمولاً نکات مهمی که بایستی در پرونده شخصیت آورده شود عبارتند از ۱) سن و جنس متهم ۲) ساختمان بدنی، جسمی و زیستشناسی متهم ۳) معاینه وی از لحاظ روحی و روانی ۴) وضع اخلاقی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی. بنابراین پرونده شخصیت عبارت است از: «پروندهای متضمن اطلاعاتی در رابطه با عوامل فردی و محیطی، ویژگیهای فردی، شرایط و سوابق اجتماعی و خانوادگی متهم یا مجرم که جهت مطالعه قاضی یا افراد ذیسمت دیگر در اختیار آنان قرار میگیرد». [۱۷] با توجه به تعاریف فوق درباره شخصیت به این نتیجه میرسیم که همانگونه شناخت دقیق انسان کار دشواری است، تعریف دقیق از شخصیت نیز امری مشکل و دشوار میباشد. از این جهت که در حوزه های علمی مختلف نسبت به تعریف و شکل گیری شخصیت افراد، نظرات متفاوت ابراز شده است. در نتیجه میتوان گفت که از نظر علمی همه افراد با شخصیت هستند ولی در عین حال اختلافاتی هم آنها را از یکدیگر مشخص و متمایز می کند به گونه ای که حتی دو نفر را نمی توان یافت که از هر حیث یکسان باشند. و هر مجرم دارای شخصیت جداگانه و منحصر به فرد میباشد، چرا که انسانها از نظر ساختمان جسمی و روانی با یکدیگر متفاوتند و با توجه به این اختلافات، دستیابی به ملاک واحدی برای شناخت شخصیت مجرمین و بزهکاران ممکن نیست. جرمشناسان عقیده دارند که جرم یک پدیده اجتماعی است که هم با شخصیت مجرم ارتباط دارد و هم با تأثیرات اجتماعی ناشی از محیط زیست،[۱۸] لذا نمی توان برای همه مجرمان و بزهکاران، یک نوع واکنش در نظر گرفت، از اینرو توجه به شخصیت هر مجرمی لازم و ضروری است. بنابراین در تشکیل پرونده شخصیتی مجرم باید به خصوصیات ظاهری و جسمانی و حالات روانی بزهکار توجه شود و تمایزی که در جسم و جان هر فرد وجود دارد روشن گردد. در پرونده شخصیتی سعی در بررسی جرم نیست بلکه شناخت کلی مجرم مطرح است. خلاصه برای تشکیل پرونده شخصیت همکاری روانشناس، روانکاو، پزشک، روانپزشک و مددکار اجتماعی لازم است و هریک در زمینه تخصص خود گزارشی تهیه می کنند که مجموع آنها پرونده شخصیت را تشکیل میدهد. تشکیل پرونده شخصیت برای بزهکار از اقدامات اساسی و سودمند در امر قضاوت است، یکی از پدیدهای بزرگ قرن بیستم است.[۱۹] گفتار دوم: مبانی نظری شناسایی شخصیت و تشکیل پرونده شخصیت در این گفتار، توجه به کرامت انسانی، دادرسی عادلانه، فردی کردن مجازات و اصلاح و درمان از مبانی توجه به شخصیت مجرم برشمرده شده است که در ذیل به توضیح و تبیین هریک از موارد خواهیم پرداخت. بند اول: ضرورت تشکیل پرونده شخصیت و کرامت انسانی بدون شک یکی از مهمترین مبانی لزوم تشکیل پرونده شخصیت موضوع کرامت انسانی است چرا که انسان موجود برگزیده خلقت که تمامی موجودات حتی فرشتگان در مقابل این مخلوق سر تعظیم فرود آورده و او را تکریم نمودند. با توجه به این مراتب انسان هرچند خطاکار و مجرم باشد نباید کرامت انسانی و اشرف مخلوقات بودن او مورد غفلت بشود و در هر حال باید کرامت وی مورد توجه باشد. کرامت در لغت به معنای ارزش، حرمت، حیثیت، بزرگواری، عزت، انسانیت، شأن، منزلت، موقعیت، نزاهت از فرومایگی و پاک بودن از آلودگیها، احسان، بخشش، جوانمردی و سخاوت آمده است[۲۰] و اندیشمندان دو نوع کرامت را برشمردهاند، و در تعریف کرامت انسان میگویند: کرامت ذاتی یا طبیعی: آن نوع شرافت و حیثیتی است که همه انسانها به جهت استقلال ذاتی، توانایی تعقل و تفکر و وجهه نفخه الهی که دارند، به طور فطری و یکسان از آن برخودارند. کرامت اکتسابی یا ارزشی: آن نوع شرافت و حیثیتی است که انسانها به طور ارادی و یا به کار انداختن استعدادها و توانایی ذاتی در مسیر رشد و کمال کسب میکنند[۲۱] . ازنظر تاریخی اندیشه کرامت انسانی به عنوان مبنای حقوق بشر، قدمتی به اندازه اجتماعات انسانی و تفکر بشری دارد. انسانها در مکتب مبین اسلام دارای کرامت و عزت فراوان میباشند که شاید درهیچ دین و مکتبی به اندازه اسلام بر عزت و کرامت انسان تأکید نشده است. در این زمینه آیات و روایات فراوانی وارد شده است.خداوند کریم در سوره اسراء میفرماید: ما بنی آدم را تکریم کردیم و کرامت بخشیدیم و… و او را بر بسیاری از مخلوقات برتری دادیم.[۲۲] از نظر اسلام همه انسانها صرفنظر از دین، مذهب، اعتقادات، اعمال و رفتار دارای کرامت هستند و انسان بما هو انسان دارای ارزش است. هرچه انسان با تقواتر باشد، دارای کرامت و فضیلت بیشتری است. پیامبر اکرم (ص) در روایاتی میفرماید:« من اهان مومناً فقد بارزنی بالحرب و سباب مومن فسوق».[۲۳] تاریخ و تحولات حقوق کیفری نشان میدهد، که حقوق کیفری تحت تأثیر اندیشه کرامت انسانی تغییر و تکامل پیدا کرده است در ادامه به برخی از این تحولات اشاره شده است. چنانچه میدانیم اعمال مجازاتهای بدنی در حقوق جزای سنتی و قدیم، بخش اصلی ضمانت اجراهای کیفری را تشکیل میدهد؛ چون هدف از کیفر دادن ، انتقامجویی و ارعاب و سزادهی بود و مجازاتها همراه با درد و رنج و تحقیر بزهکار بود. امروزه اینگونه مجازاتها تحت تأثیر مکاتب و جنبشهای انساندوستانه مانند مکتب دفاع اجتماعی نوین که برخی نویسندگان آن را «جنبش حمایت از کرامت انسانی افراد» نامیدهاند. از قلمرو حقوق کیفری حذف یا تعدیل شده است. هم چنین در نظر گرفتن کارکردهای جدید مانند اصلاح و درمان و بازپروری بزهکار برای ضمانتاجراهای کیفری بویژه مجازاتهای سالب آزادی و در نتیجه انسانیکردن رژیم زندان، کاهش فشار و آسیبهای درون زندان، تسهیل ارتباط او با محیط بیرون به ویژه با خانواده از تحولات مهم حقوق کیفری است. و هم چنین جنبشهای مربوط به جرمزدایی، کیفرزدایی، حبسزدایی و استفاده از مجازاتهای جایگزین حبس از تحولات دیگر در قلمرو حقوق کیفری و سیاست جنایی است که مهمترین هدف آن انسانی کردن مجازاتها و احترام به کرامت انسانی بوده است .[۲۴] رعایت حق کرامت انسانی بزهکار در قلمرو اقدامات تأمینی که هدف اعمال آن دفع حالت خطرناک است نیز اهمیت و حساسیت بسیاری دارد. ز یرا برخی اقدامات جنبه درمان پزشکی و روانپزشکی دارد و بکار بردن هر شیوه درمانی بدون توجه به شأن و مقام انسانی بزهکار، زمینه تعرض به آن را فراهم میکند. چنانچه تا سالها برای ترک اعتیاد معتادان و یا درمان بزهکاران مبتلا به بیماریهای روانی، اقداماتی مانند برداشتن قسمتی از مغز معتادان و یا عمل جراحی و عقیم کردن بزهکاران جنسی رواج داشت اما امروز این شیوهها ممنوع و غیر قانونی است[۲۵] بنابرین اهمیت جایگاه کرامت انسانی در نظام کیفری امروز غیر قابل انکار است و از جنبههای مختلف حقوق کیفری را تحت تأثیر قرار میدهد. آنچه در این فرایند با موضوع تحقیق ارتباط بیشتری دارد «حق قرار نگرفتن انسان در معرض مجازات نامتناسب» است که از اصل کرامت انسانی نشأت میگیرد و در اسناد بیناللملی، منطقهای و ملی حقوق بشر مورد شناسایی قرار گرفته است. رویکرد و تناسب جرم و مجازات همواره تحت تأثیر آموزههای مکاتب کیفری و جرمشناختی در حال تحول و تکامل بوده است. و در این روند معیارهایی مانند نوع و میزان صدمه وارد شده بر بزهدیده و جامعه، فایده اجتماعی مجازات، اهمیت و نوع جرم ارتکابی، ویژگیهای شخصیتی مجرم و تقصیر بزهدیده برای برقراری تناسب معرفی شدهاند[۲۶] قانونگذار ایران در موارد متعدد بویژه در قانون مبارزه با مواد مخدر بدون توجه به معیارهای اصلی تناسب با در نظر گرفتن اهداف پیشگیری عمومی و خصوصی و مصلحت اجتماعی به جرمانگاری و وضع مجازات پرداخته است بدین ترتیب از محدوده عدالت و استحقاق خارج شده است. [۲۷] بدیهی است که بدون شناخت دقیق و کافی از مجرم و بدون توجه به این اصل چه بسا مجازات مجرم اثر معکوس داشته و نه تنها وی را اصلاح نمیکند، بلکه او را بیشتر در مسیر بزهکاری و انحطاط قرار میدهد؛ بنابراین جهت احترام به کرامت ذاتی انسان، تشکیل پرونده شخصیت ضرورت دارد. بند دوم : تشکیل پرونده شخصیت و دادرسی عادلانه همانطور تشکیل یک دادگاه باید مطابق با معیارها و استانداردهای جهانی و قانون باشد. بلکه آییندادرسی نیز باید با اصول و معیارها و استانداردهای شناخته شده جهانی همراه باشد. و حل و اختلافات کیفری نیازمند دادرسی منصفانه است، که مستلزم آییندادرسی از پیش تعیین شده و یک سلسله شروط اساسی است. دادرسی عادلانه فرآیندی است، که بر مبنای اصل برائت و حفظ کرامت انسانی پایهگذاری شده و رعایت الزامات آن، رفتاری کرامتمدار و احکامی مبتنی بر عدالت و انصاف را نوید میدهد.[۲۸] در تعریف دادرسی عادلانه میتوان گفت: «دادرسی عادلانه ومنصفانه عبارت است از اینکه، دعوای مطروحه میان طرفین دعوا در یک دادگاه صالح و مستقل و بیطرف، که مطابق با قانون تشکیل گردیده و در یک فضای آرام و شرایطی برابر توسط قضات متخصص و دانا به صورت علنی و با رعایت کلیه تضمینهای شکلی و ماهوی مربوط به حقوق اصحاب دعوا مورد رسیدگی قرار گیرد».[۲۹] معیارها و ضوابط بر دادرسی عادلانه، میتوان به وجود دادگاهای صالح و مستقل و بیطرف، علنی بودن دادرسی، محاکمه و بدون تأخیر موجه، تساوی افراد در برابر قانون ودادگاه و توجه به تشکیل پرونده شخصیت است. و وجود دادگاها صالح، مستقل، بیطرف یکی از معیارهای لازم و اساسی برای دادرسی عادلانه میباشد. و دادرسی زمانی عادلانه انجام میگیرد که اولاً، دادگاه رسیدگی کننده مطابق با قانون باشد، و صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به دعوا را داشته باشد. در این صورت رسیدگی در دادگاهایی که مبنای قانونی و صلاحیت ذاتی برای رسیدگی نداشته باشد، عادلانه نخواهد بود. ثانیاً، دادرسی باید توسط قضات بیطرف انجام گیرد و باید از هر گونه پیشداوری یا تمایل نسبت به یکی از اصحاب دعوا پرهیز کنند.[۳۰] برابری افراد در برابر قانون و دادگاه یکی دیگر از معیارهای دادرسی منصفانه است. که در ماده ۱۰اعلامیه جهانی حقوق بشر و بند ۱ ماده ۱۴کنوانسیون بیناللملی حقوق مدنی و سیاسی تصریح قرار گرفته است. تساوی افراد در برگیرنده چند نکته اساسی است: نخست اینکه آنچه در ظاهر موجب امتیاز افراد از یکدیگر می شود. نظیر رنگ، زبان، نژاد، ملیت، مذهب، جنسیت و افکار و عقاید، در عالم قضاوت به هیچ وجه موجب تبعیض و تمایز نخواهد بود. متهم به عنوان فردی از افراد بشر در دادگاه حاضر می شود و مجرد از اعتبارات و موقعیت اجتماعی مورد محاکمه قرار میگیرد. دوم اینکه دادگاه باید سعی کند میان طرفین دعوا توازن و تعادل برقرار کند. در یک نظام انسانی و مترقی نقش دادگاهها داوری میان طرفین دعوا میباشد. سوم اینکه؛ تشکیلات دادگاهها، آیینرسیدگی به اتهامات افراد و امتیازهای اعطایی به آنان جز در مورد رسیدگی به جرایم خاص مانند جرایم نظامی و جرایم اطفال باید نسبت به همه شهروندان جامعه یکسان باشد.[۳۱] یکی از معیارهای دیگر علنی بودن دادرسی، که همه افراد در جلسات دادگاه حضور یافته و از نزدیک شاهد جریان دادرسی باشند، و باعث میشود که اعتماد مردم به سیستم عدالت کیفری حفظ شود و نظارت مستقیم و مردمی بر جریان دادرسی زمینه را برای تحقق سیاست جنایی مشارکتی فراهم میکند. اصل علنی بودن محاکمه در نظام حقوقی ایران ، علاوه بر قانون اساسی در قوانین عادی نیز پیشبینی شده است. تمامی محاکمات در دادگاهها به صورت علنی و با حضور شهروندان انجام گیرد مگر اینکه از نوع جرایمی باشد که مغایر با اخلاق حسنه و نظم عمومی باشند. رسیدگی به اتهام متهم باید در یک مدت معقول و بدون تأخیر انجام گیرد. و الا موجب طولانی بودن دادرسی میشود، و به تأخیر انداختن دادرسی بدون دلیل موجه، که هدف اصلی دادرسی عادلانه که تضمین حقوق اصحاب دعوا از یک طرف و حقوق جامعه از طرف دیگر است موجب سلب اعتماد مردم از نظام عدالت کیفری میشود. امروزه محاکمه سریع و بدون تأخیر غیر ضروری متهم به عنوان یک حق در اسناد بیناللملی و قوانین اساسی پیشبینی شده است. و دولتها مکلف هستند تشکیلات قضایی خود را به گونهای طراحی کنند که بتوانند به دعاوی در مدت معقول و با سرعت عادی رسیدگی نموده و اتخاذ تصمیم نمایند؛ پس تراکم پروندهها جز به صورت موقتی دلیل موجهی برای اطاله دادرسی نیست.[۳۲] بدون شک یکی دیگر از معیارهای لازم برای اجرای عدالت کیفری و عادلانه بودن دادرسی، توجه به شخصیت بزهکاران در فرایند کیفری است که در مرحل مختلف دادرسی کیفری جهت اجرای واکنش اجتماعی متناسب با شخصیت بزهکاران، در کنار پرونده کیفری به تشکیل پرونده شناسایی شخصیت اقدام گردد.[۳۳] بند سوم: فردی کردن مجازات با تشکیل پرونده شخصیت توجه به اصل فردی کردن مجازات به عنوان یک تدبیری میتواند به اصلاح و بازپروری مجرمان کمک قابل توجهی کند.و درقانون آیین دارسیکیفری جدید و قانون مجازات ۹۲ نیز به فردی کردن مجازات توجه شایانی شده است، تا مجازات متناسب با شخصیت فرد بزهکار و خصوصیات جسمی، روانی، خانوادگی و اجتماعی وی اعمال گردد. امروزه تفرید مجازات یکی از اهداف و اصول مهم حاکم بر مجازاتها است. با اختیاراتی که به قضات داده میشود میتوانند، با توجه به پرونده شخصیت مجرم، مجازاتی عادلانه و انسانیتر تعیین کنند و وقتی عدالت جزایی تأمین میشود که مجازات متناسب با شخصیت بزهکار باشد. و قضات دادگاه مجازاتی را اعمال مینمایند که هم مجرم متنبه و اصلاح شود و هم دفاع جامعه تضمین گردد.[۳۴] شناسایی عوامل اصلی وحقیقی وقوع جرم و شناخت شخصیت واقعی آنها توسط قاضی کیفری و اتخاذ مناسبترین تدبیر قضایی برای این آسیبدیدگان اجتماعی به طوری که باعث اصلاح و بازپروری مجرمین شود و آنان به آغوش خانواده و جامعه باز گرداند. متناسب ساختن مجازات با شرایط و اوضاع و احوال مرتکب میتواند وی را در مسیر اصلاح شدن قرار دهد و خود را در برابر سیستمی ببیند که او و شرایط و شخصیت او را درک کرده است در این میان نیز مهمترین مبنا برای متناسب ساختن مجازات در مقام قضا، اصل فردی کردن مجازات است. فلسفه فردی کردن مجازات میتواند به عنوان اصل رهنما برای تعیین مجازات در هر مورد خاص تلقی گردد. دادگاه باید مجازاتی که برای متهم، متناسب به نظر می-رسد تصمیم بگیرد و مجازاتی تعیین کند که تا حد امکان او را از ارتکاب مجدد جرم باز دارد. برای اینکه مجازات کارآمدی مؤثر داشته باشد، قاضی باید از شخصیت متهم و نیازهای او ارزیابی لازم را به عمل بیاورد[۳۵]. تعریف اصل فردی کردن مجازات به دلیل اینکه باید با جمع شرایط گوناگون محقق گردد و در این راه فاکتورهای مختلفی مورد نظر دادگاه قرار میگیرد؛ دشوار است اما به طور کلی میتوان مفهوم و محتوای اصل فردی کردن مجازات را اینگونه تعریف کرد، که اصل فردی کردن عبارت است از: شناخت شخصیت مجرم و انطباق مجازات با شخصیت وی به منظور تأمین اعمال سزادهی، ارعابی، اصلاح مجرمان و اجرای عدالت و انصاف قضایی.[۳۶] اصل فردی کردن مجازات ریشه در اندیشه های بنیانگذاران مکتب تحققی و مکتب دفاع اجتماعی دارد ، که همان تطبیق دادن نوع و میزان مجازات با شخصیت بزهکاران است، و یکی از اصول حقوق موضوعه و اسلامی بوده است و لزوم تشکیل پرونده شخصیت را توجیه میکند.[۳۷] در حقوق کیفری اسلام شخصیت مجرم هم در وضع قانون و هم در اعمال آن مورد توجه قرار گرفته است. در وضع قانون شارع مقدس وضعیتها و موقعیتهای مختلف جرم را مورد توجه قرار داده است، که در صورت توبه و ندامت از مجازات معاف گردد، و به عنوان آخرین راه برای اجرای عدالت مجازات را مقرر کرده است.در جرایم تعزیری اصل مجازات وکم و کیف آن را در ارتباط مستقیم با شخصیت مجرم قرار داده است. اینگونه مجازاتها با توجه به شخصیت مجرم و با هدف بهترین و مناسبترین مجازات مستقیماً به قاضی جامع الشرایط محول گردیده است. اساس فردی کردن مجازات محسوب میگردند. بدون شک حقوق اسلام پیشگام توجه به شخصیت مجرم و مؤسس روش های مختلف فردی کردن مجازاتها میباشد. تشکیل پرونده شخصیت یعنی در گذشتن از جنبههای صرف حقوقی بزه برای لحاظ جنبههای انسانی جرم با مطالعه گذشته خانوادگی، تحصیلی، حرفهای، روانی و جسمانی مرتکب آن، انگیزه ارتکاب جرم، رابطه بزهکار با بزهدیده، شرکا یا معاونان احتمالی، اقدامهای مبرم پس از ارتکاب جرم نسبت به بزهدیده، حالت عمومی بزهکار پس از وقوع جرم.[۳۸] رعایت اصل تفرید مجازات، ایجاب می کند که بر حسب نوع جرم ارتکابی و چگونگی ارتکاب به جرم، وضعیت روحی و روانی، جسمی، زیستشناختی و اجتماعی بزهکار تدابیر تأمینی ویژهای در نظر گرفته شود. عملاً از اصل تساوی مجازات عدول می کند و نمی توان برای دو نفر که جرم مشابهی مرتکب شده اند اقدمات یکسانی در نظر گرفت. چه بسا یکی با تدابیر ملایم درمان می شود، و دیگری با تدابیر شدید مورد معالجه و درمان قرار میگیرد.[۳۹] فردی کردن مجازات به روشها و اشکال متفاوت و گوناگونی می تواند صورت بگیرد، روش های فردی کردن مجازات شامل؛ فردی کردن تقنینی، فردی کردن قضایی مجازات، فردی کردن اجرایی مجازات و فردی کردن قضایی- اجرایی مجازات میباشد. در فردی کردن تقنینی، در برخی موارد قانونگذار به طور مستقیم، با توجه به شرایط متفاوت و متمایز، مجازاتهای مختلفی را برای هر یک از طبقات خاص بزهکاران در نظر گرفته است. به عنوان مثال قانونگذار مجازاتهای مختلفی را برای جرم سرقت وضع نموده است. در ماده ۶۵۴ تعزیرات آمده است: «هر گاه سرقت در شب واقع شده باشد و سارقین دو نفر یا بیشتر باشند و لااقل یک نفر از آنان حامل سلاح ظاهر یا مخفی باشد در صورتی که بر حامل سلاح عنوان محارب صدق نکند جزای مرتکب یا مرتکبان حبس از ۵ تا۱۵ سال و شلاق تا ۷۴ضربه میباشد.» در ماده۶۵۲ تعزیرات نیز آمده است: هرگاه سرقت مقرون به آزار باشد و یا سارق مسلح باشد به حبس از سه ماه تا ده سال و ۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود. درچنین مواردی خود قانونگذار به صراحت اقدام به وضع مجازاتهای مختلف برای یک جرم در شرایط مختلف نموده است که با توجه به چگونگی وقوع این جرم، مجازاتهای آن مختلف و متفاوت. میباشد. فردی کردن قضایی مجازات در این شیوه از فردی کردن مجازات، با اختیارات وسیعی به قضات داده می شود، که مجازات را متناسب با اوضاع و احوال و شرایط بزهکار معین می کند مثلاً با توجه به اوضاع و احوال و خصوصیات مجرم، مجازات را شدیدتر یا خفیفتر را برای او تعیین می کند و یا مجازاتش را معلق می کند. فردی کردن اجرایی مجازات از سوی مجریان عدالت در مرحله اجراء صورت میگیرد، بعنوان مثال در مورد یک مجرم به چند سال حبس محکوم می شود مقامات اجرایی با توجه به اوضاع و احوال آن مجرم و جرم ارتکابی در خصوص نحوه گذراندن در زندانهای نیمه باز یا در موسسههای کشاورزی و غیره تصمیم میگیرند. و با توجه و مد نظر قرار دادن این خصوصیات مجازات متناسب را اجراء می کنند. در فردی کردن قضایی و اجرایی مجازاتها، معمولاً متناسب کردن مجازات با اوضاع و احوال و شرایط مجرم از طریق مقامات اجرایی پیشنهاد می شود و به وسیله مقامات قضایی، تصمیم گیری و حکم انجام می شود.[۴۰] فردی سازی کیفر، در مرحله تعیین حکم از هر مرحله ای مهمتر است که قاضی بنا بر اختیاری که دارد می تواند این اصل را به منصه ظهور برساند. نکته مهم در این رابطه که اگر قرار است به قاضی در تعیین حکم اختیار گسترده بدهیم باید به پرورش قضات، متناسب با این اختیارات، اقدام اساسی صورت بگیرد.[۴۱]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سنت های گذشته فلسقه
گذشته آنچه در آینده ممکن است را شکل می دهد.
Westley & Mintzberg (1980) Torbert (1987( Dutton & Dukerich (1991(
قصد استراتژیک
زمان مقصود بلند مدت ماموریت
قصد استراتژیک تصمیمات فعلی را معین میکند.
Hasegawa (1986( Imai (1986( Hamel & Prahalad (1989(
بوم شناسی جمعیت
زمان نیت های آینده
نیت تراز اول شدن در آینده و توانایی اجرای آن زیربنایی ترین نیروی جلوبرنده برای رسیدن به موفقیت هستند.

Hannan & Freeman (1984(
(بامبرگر و فیگنبام، ۱۹۹۶) برخی از نویسندگان یادآوری میکنند که سازمان هایی که در رهبری جهانی موفق بوده اند، همواره با جاه طلبی که خارج از تناسب با منابع و توانایی هایشان بود، آغاز کرده اند (پراهالد و همل، ۱۹۸۹). باید یادآوری شود که نظریه رفتاری سازمان بر سطح اشتیاق به عنوان یک عامل مهم در مطالعه سازمان ها تاکید کرده اند (سیرت و مارچ، ۱۹۶۳). سومین منظر بعد خارجی است. استراتژی رقابتی پورتر، اقتصادهای صنعتی (شیرر[۲۴۱]، ۱۹۸۰)، نظریه وابستگی به منابع فیفر و سالانسیک[۲۴۲] (۱۹۷۸) و نظریه بومشناسی هنان و فریمن[۲۴۳] (۱۹۷۷، ۱۹۸۹) و چشماندازهایی هستند که ضرورت بررسی موقعیت سازمان را نسبت به بازیگران مهم در محیط بیرونی سازمان را روشن میسازند. اقتصادهای صنعتی بر سازمان در برابر رقبایش در صنعت توجه دارد. وابستگی منابع ملاحظاتی را در خصوص عرضهکنندگان و مصرف کنندگان عمومیت می دهد و بر محدودیت ها و یا انتظاراتی که بر این بخش ها تحمیل می شود، متمرکز می شود. اکثر دانشمندان مدیریت، در تئوریپردازی خود از نقاط مرجع استفاده کردهاند. نظریه بوم شناسی بر فشارهایی که از سوی کلیه ذینفعان به سازمان وارد می شود، تاکید دارد. با فرض تنوع عوامل خارجی، مفید است که سه منبع عمده خارجی نقاط مرجع مورد اشاره قرار گیرد، رقیبها، مشتریان و ذینفعها. با فرض زیاد بودن رقیبان خارجی، هر سازمان می تواند خودش را با کل صنعت. با یک گروه خاص استراتژیک از شرکتها در صنعت، با یک شرکت پیشرو و رهبر در صنعت و یا با یک رقیب از سایر صنایع مقایسه کرده و محک بزند. در حالی که بسیاری از شرکتها بر فعالیت های رقیبان به عنوان نقطه مرجع تاکید دارند، دیگران به نیازهای مشتریان توجه کرده و در جستجوی توسعه رابطه قویتر، هم با مشتریان و هم با عرضه کنندگان هستند. دومین جزء بعد مرجع خارجی به مواردی ارتباط دارد که از نظر تاریخی مورد عمل قرار داشتند مانند مسئولیت اجتماعی. در اینجا نیز اگر سازمان با زمینه رقابتی خود تناسب داشته باشد، نقاط مرجع می تواند در چندین سطح شامل رقابتپذیری ملی و کیفیت محیطی شکل گیرد. نقاط مرجع استراتژیک شامل ابعاد داخلی و خارجی و زمان، فضایی از نقاط مرجع را توصیف میکند که در دسترس سازمان قرار دارد. این نقاط مرجع، توجه استراتژیک را دردرون سازمان به خود جلب میکنند تا چارچوبی برای تعامل رقابتی و مدیریت ریسک به وجود آید. مدیران ارشد، نقاط مرجع استراتژیک را برای شرکتشان وضع میکنند تا نشان دهند چه مسایلی با اهمیت هستند و چه کسانی به لحاظ رفتاری و عملکردی برای الگوگیری مناسب ترند. نظریه چشمانداز می گوید وقتی که فرد یا سازمان خود را زیر نقطه مرجعش بیابد رفتارش ریسک پذیر و هر گاه خود را بالای نقطه مرجع خود ببیند رفتارش ریسکگریز میشود. بنابراین، تا حد زیادی رفتار استراتژیک و عملکرد شرکتها، تحت تاثیر نقاط مرجعی که آگاهانه و یا ناآگاهانه اتخاذ شده اند، قرار می گیرد. نویسندگان پیشبینی میکنند که سازمان ها با توجه به نقاط مرجع استراتژیک شان رفتار میکنند، یعنی با توجه به دامنه سود یا زیان، ریسک پذیر یا ریسک گریزند. دیگر این که عملکرد سازمان ها مستقیماً از محتوا و و شکل نقاط مرجع استراتژیک تاثیر میگیرد، سوم این که سازمان هایی که به طور متناوب نقاط مرجع استراتژیک خود بازنگری میکنند عملکرد پایداری در طول زمان خواهند داشت و آخر این که انتظار میرود اجماع و اتفاق نظر در خصوص نقطه مرجع استراتژیک سازمان میان اعضای سازمان و مدیران ارشد، میتواند عملکرد سازمان را تسهیل کرده و ارتقاء بخشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
درصد بیان ژن ویسفاتین بافت چرب نسبت به بتا اکتین
با فرض برابری واریانس
۹۹۵/۰
۳۴۸/۰
۷۱۷/۲ -
۸
۰۲۶/۰ ⃰
با فرض عدم برابری واریانس
۷۱۷/۲ -
۸۵۴/۵
۰۳۶/۰ ⃰
با بهره گرفتن از آزمون تی مستقل مشخص شد که اختلاف معنیداری در بیان ژن ویسفاتین گروههای ۴ ساعت پس از تمرین و گروه کنترل وجود دارد (۰۲۶/۰=p، ۹۹۵/۰=F، ۷۱۷/۲ - = t) (جدول ۴-۴). بنابراین فرضیه صفر مورد آزمون رد شده و فرض آزمون پذیرفته میشود (جدول ۴-۴).
 نمودار ۴-۴- درصد بیان ژن ویسفاتین نسبت به بتااکتین گروه کشتار ۴ ساعت پس از تمرین در مقایسه با گروه کنترل چنانچه از جدول بالا مشخص است فرض صفر، رد می شود. به عبارت دیگر اختلاف معنیداری در بیان ژن ویسفاتین گروه ۴ ساعت پس از تمرین و گروه کنترل وجود دارد. ۴-۳-۱-۳- فرضیه سوم بین بیان ژن ویسفاتین بافت چرب احشایی گروه کنترل و گروه ۲۴ ساعت پس از تمرین، بعد از یک جلسه تمرین هوازی حاد تفاوت معنیداری وجود ندارد. با توجه به تصویر ژل الکتروفورز و جدول زیر کاملاً مشخص است که بیان ژن ویسفاتین بافت چرب در موشهای گروه ۲۴ ساعت پس از تمرین تفاوت معنیداری با موشهای گروه کنترل دارد. بررسی نیمهکمی باندها با بهره گرفتن از نرمافزار UVITEC انجام و نسبت بیان ژن ویسفاتین به بیان ژن بتا اکتین محاسبه گردید. نمودار ۴-۵- درصد بیان ژن ویسفاتین بافت چرب نسبت به بتا اکتین در هر یک از نمونههای کنترل و کشتار ۲۴ ساعت پس از تمرین جدول ۴-۵- نتایج آزمون تی مستقل در گروههای کنترل و ۲۴ ساعت پس از تمرین
متغیر
آزمون لون
مقدار t
درجه آزادی
سطح معنیداری
مقدار F
سطح معنیداری
درصد بیان ژن ویسفاتین بافت چرب نسبت به بتا اکتین
با فرض برابری واریانس
۱۶۳/۱
۳۱۲/۰
۵۸۸/۲ -
۸
۰۳۲/۰ ⃰
با فرض عدم برابری واریانس
۵۸۸/۲ -
۵۲۱/۶
۰۳۸/۰ ⃰
با بهره گرفتن از آزمون تی مستقل مشخص شد که اختلاف معنیداری در بیان ژن ویسفاتین گروههای ۲۴ ساعت پس از تمرین و گروه کنترل وجود دارد (۰۳۲/۰=p، ۱۶۳/۱=F، ۵۸۸/۲- = t) (جدول ۴-۵). بنابراین فرضیه صفر مورد آزمون رد شده و فرض آزمون پذیرفته میشود (جدول ۴-۵). نمودار ۴-۶- درصد بیان ژن ویسفاتین نسبت به بتااکتین گروه کشتار ۲۴ ساعت پس از تمرین در مقایسه با گروه کنترل چنانچه از جدول بالا مشخص است فرض صفر، رد می شود. به عبارت دیگر اختلاف معنیداری در بیان ژن ویسفاتین گروه ۲۴ ساعت پس از تمرین و گروه کنترل وجود دارد. فصل پنجم ـ بحث و نتیجهگیری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بنیادی ،کاربردی ،و تحقیق وتوسعه تحقیق بنیادی: هدف اساسی این نوع تحقیقات آزمون نظریه ها،تبیین روابط بین پدیده ها و افزودن به مجموعه دانش موجود در یک زمینه خاص است. تحقیقات بنیادی ،نظریه ها را بررسی کرده،آن ها را تایید،تعدیل یا رد می کند. با تبیین روابط میان پدیده ها ،تحقیق بنیادی به کشف قوانین واصول علمی می پردازد. با این اهداف ،تحقیقات بنیادی درصدد توسعه مجموعه دانستنی های موجود درباره اصول وقوانین علمی است. این نوع تحقیقات نتیجه گرا بوده و در رابطه با نیازهای تصمیم گیری انجام نمی شود. تحقیق کاربردی: هدف تحقیقات کاربردی توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. به عبارت دیگر تحقیقات کاربردی به سمت کاربرد عملی دانش هدایت می شود. تحقیق وتوسعه: فرآیندی است که به منظور تدوین وتشخیص مناسب بودن یک فرآورده آموزشی(طرح ها، روش ها وبرنامه های درسی)انجام می شود. هدف اساسی این نوع تحقیقات تدوین یا تهیه برنامه ها،طرح ها وامثال آن است،به طوری که ابتدا موقعیت نامعین خاصی مشخص شده و براساس یافته های پژوهشی،طرح یا برنامه ویژه آن تدوین وتولید می شود (سرمد،ودیگران، ۱۳۸۸، ۷۹). انجام این پژوهش که از نوع توصیفی(غیرآزمایشی) وکاربردی بوده ، بر مبنای مقایسه زوجها و روش توصیفی همبستگی ، به صورت میدانی انجام گردید. برای مباحث نظری از کتب ومقالات فارسی وخارجی استفاده گردید.
 ۱-۹) قلمرو تحقیق ۱-۹-۱) قلمرو موضوعی این تحقیق آثارتغییر قانون ومقررات مالیات بردرآمد شرکتها را بر دو جنبه تصمیمات تامین مالی و تصمیمات سرمایه گذاری مورد بررسی قرار می دهد. ۱-۹-۲) قلمرو مکانی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، موجود در اداره کل امور مالیاتی مودیان بزرگ که از سال ۱۳۷۵ویا ماقبل آن در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده اند و دسترسی به اطلاعات وصورتهای مالی آنها در محدوده زمانی مورد نظر امکان پذیر باشد (شرکتهای تولیدکننده خودرو و قطعات یدکی خودرو- شرکتهای تولیدکننده دارو- شرکتهای تولید کننده نرم افزار وسخت افزار کامپیوتر- شرکتهای پیمانکاری و شرکتهای تولید کننده محصولات بهداشتی). ۱-۹-۳) قلمرو زمانی قلمرو زمانی: فاصله زمانی بین سالهای ۱۳۷۵تاپایان۱۳۸۷ در نظر گرفته خواهد شد وسعی خواهد شد که میزان سرمایه گذاری و نحوه تامین مالی شرکتها در دو مقطع زمانی الف:از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰(قبل از تغییر قانون مالیات بر درآمد) ب:۱۳۸۱تا ۱۳۸۷(بعد از تغییر قانون مالیات بر درآمد) با یکدیگر مقایسه گردد. ۱-۱۰) روش گردآوری اطلاعات وداده ها جهت جمع آوری اطلاعات از صورتهای مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران موجود در اداره کل امور مالیاتی مودیان بزرگ و بانکهای اطلاعاتی مربوط ازقبیل: نرم افزار ره آورد نوین استفاده خواهد گردید. ۱-۱۱) جامعه آماری، روش نمونه گیری حجم نمونه جامعه آماری این تحقیق ،شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران موجود در اداره کل امور مالیاتی مودیان بزرگ می باشد که طی سالهای۱۳۷۵ لغایت ۱۳۸۷اقدام به سرمایه گذاری در دارائیهای ثابت مشهود ونامشهود نموده اند و همچنین نحوه تامین مالی آنها طی این سالها مورد بررسی قرار خواهد گرفت. روش نمونه گیری مورد استفاده در این تحقیق ،روش نمونه گیری تصادفی می باشد. ۱-۱۲) روش تجزیه وتحلیل داده ها روش مورد استفاده جهت تجزیه وتحلیل داده ها ، ابتدا اجرای آزمون مقایسه زوجها قبل وبعد از سال ۱۳۸۰(قبل وبعد از تغییر نرخ مالیات بردرآمد ) می باشد. با توجه به اینکه نرخ مالیات بردرآمدشرکتها در سال۱۳۸۰ از نرخ پلکانی به نرخ ثابت ۲۵%کاهش یافته است که در نتیجه این تغییر شرکتها مالیات کمتری راپرداخت می کنند (در واقع وجه نقد بیشتری درشرکت باقی می ماند)آیا میزان سرمایه گذاری در دارائیهای ثابت خود را افزایش داده اند؟( میزان سرمایه گذاری شرکتها در دارائیهای ثابت در سالهای بعد از تغییر نرخ مالیات نسبت به سالهای قبل ازآن تفاوت معناداری رانشان می دهدیا خیر؟) وآیا نحوه تامین مالی شرکتها درسالهای بعد از تغییر نرخ مالیات نسبت به سالهای قبل از آن تغییر محسوسی را نشان می دهد؟ در ادامه همبستگی بین تغییر نرخ مالیات بردرآمد ، میزان سرمایه گذاری و نحوه تامین مالی شرکتها نیز مورد آزمون قرار می گیرد تا مشخص شود آیا تغییر نرخ مالیات بردرآمد با میزان سرمایه گذاری ونحوه تامین مالی شرکتها همبستگی مستقیم یا معکوس دارد ویا اصلا” هیچ گونه همبستگی بین متغیرهای یاد شده برقرار نمی باشد. ۱-۱۳) موانع ومحدودیتهای تحقیق الف)به دلیل اینکه قلمرو زمانی پژوهش برای سالهای ۱۳۷۵ تا۱۳۸۷ درنظر گرفته شده است؛ ۵ سال قبل ازتغییر نرخ مالیات بر درآمد شرکتها با ۸ سال بعد از آن مورد بررسی ومقایسه قرار خواهد گرفت. ب)به دلیل پذیرفته شدن تمام بانکهای خصوصی ودولتی در بورس اوراق بهادار تهران از سال۱۳۸۲به بعد؛عملا ” این شرکتها در قلمرو مورد بررسی این پژوهش قرار نخواهند گرفت . ج)با توجه به نیاز به داشتن مالیات ابرازی و از سویی سودآور بودن شرکتهای نمونه ،شرکتهایی که درقلمرو زمانی ۱۳ساله مورد نظر ،برای یک یا چند سال زیان ده بوده اند(فاقد مالیات ابرازی بوده اند)ازقلمرو پژوهش کنارگذاشته شدند. ۱-۱۴) تعریف اصطلاحات ۱-۱۴-۱) قوانین مالیاتی منظور از قوانین مالیاتی عبارت است از اصول وضوابطی که توسط قانون مالیاتهای مستقیم تعیین گردیده است ومقصود از تغییر نرخ مالیات ، تغییر نرخ ماده ۱۰۵ قانون مالیاتهای مستقیم می باشد که در تاریخ ۲۷/۱۱/۱۳۸۰ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. ۱-۱۴-۲) سرمایه گذاری منظور سرمایه گذاری در دارایی های ثابت مشهود ونامشهود می باشد. وعبارت است از تخصیص منابع برای خرید دارایی ثابت به منظور افزایش دارایی ها جهت کسب منافع اقتصادی می باشدکه این امر نیز نهایتا” به قصد افزایش ثروت صورت می گیرد. ۱-۱۴-۳) تامین مالی منظور تصمیمات تامین مالی شامل تصمیمات مربوط به ساختارمالی و ساختارسرمایه و همچنین تعیین وانتخاب بهترین شیوه تامین مالی و ترکیب آن می باشد. در این پژوهش سه روش استقراض، انتشار سهام و انتشار اوراق بهادار به عنوان روش های تامین مالی خارجی و سود انباشته و منظور نمودن سود به اندوخته به عنوان تامین مالی داخلی در نظر گرفته شده اند (شرکتهایی که طی سالهای مورد نظر سرمایه خود را افزایش داده اند). ۱-۱۴-۴) دارایی ها درنشست دسامبر ۲۰۰۵،کمیته مشورتی ،تعریف زیر را برای دارایی پیشنهاد نمود. “دارایی یک واحد تجاری،حقوق فعلی یا سایر انواع دسترسی های فعلی ،به یک منبع اقتصادی موجود با توان ایجاد منافع اقتصادی برای آن واحد است.” در نشست جولای سال۲۰۰۶،اعضای هیئت [۲]IASB تعریف پیشنهادی خود را و ویژگی های ضروری سه گانه دارایی را این چنین ایراد کردند:"هر دارایی یک منبع اقتصادی موجود است که یک واحد تجاری در حال حاضردارای حق یا امتیاز دسترسی به آن است"(شکرخواه،۱۳۸۶، ۱۵ و۱۷ ). ۱-۱۴-۵) سیستم مالیاتی سیستم مالیاتی عبارت است از مجموعه ای ازقوانین ومقررات سازمان وفرهنگ مالیاتی که با تعامل بر روی هم ، موجبات وصول هرچه بهتر وبیشتر مالیات ها را فراهم می نماید( گورچین قلعه،۱۳۸۴، ۱۴). ۱-۱۴-۶) فرهنگ مالیاتی مجموعه باورها،نگرشها،ارزشها و رفتارهای اجتماعی است که بیانگرنقش مالیات درجامعه باشد( گورچین قلعه،۱۳۸۴، ۱۴). ۱-۱۴-۷) مودی مالیاتی مودی مالیاتی به شخص حقیقی یاحقوقی که براساس قانون مشمول پرداخت مالیات می باشد،اطلاق می شود(دکترتوکل ،۱۳۷۹، ۳۸۸). ۱-۱۴-۸) پایه مالیاتی هرآنچه که مشمول پرداخت مالیات باشد به عنوان پایه مالیاتی شناخته می شود(دکترتوکل ،۱۳۷۹، ۳۷۹). به عبارت دیگر منظور ازمبنا یا پایه مالیاتی ،هر کالا یا فعالیت اقتصادی است که مالیات به آن تعلق می گیرد.معمول ترین مبنای مالیاتی سه گروه (درآمد ،مصرف و ثروت)است(گرامی ،۱۳۸۴، ۳۳). ۱-۱۴-۹) مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همانطور که مشاهده می شود روش و مراحل فعالیتهای آموزشی رومی تحت تاثیر روش های دیویی قرار داشته است. در زمینه دانش پیش نیاز جهت یادگیری که در نظریات برونر، آزوبل، پیاژه و دیویی وجود دارد، رومی معتقد است که در یادگیری فعال حداقل اطلاعات باید ارائه گردد و از این جهت او در روش خود در زمینه ارزشیابی از کتب درسی معتقد است کتابی که حداقل ۳۰ درصد و حداکثر ۷۰ درصد مطالب آن درباره اطلاعات و حقایق و تعاریف باشد، در زمره کتابهایی می داند که به صورت غیرفعال طراحی شده اند. رومی ضریب درگیری مابین ۴/۰ و ۵/۱ را مطلوب می داند و در این صورت هر کتاب درسی باید حداقل ۳۰ درصد و حداکثر ۷۰ درصد مطالب علمی را ارائه نماید. اگر فراسوی این محدوده اطلاعات ارائه گردد، محتوای کتاب غیرفعال است، زیرا در صورتی که اگر کمتر از ۳۰ درصد کتاب اطلاعات و حقایق علمی باشد کتاب سرتاسر به سوالات و مسایلی توجه دارد که دانش آموز خمیرمایه اولیه را برای درک و پاسخ به آنها را دارا نیست و اگر بیشتر از ۷۰ درصد مطالب ارائه حقایق و اطلاعات باشد، دیگر چنین محتوایی فقط به انتقال و انباشت ذهنی اطلاعات تکیه دارد و نمی توان آن را محتوایی فعال نامید.
 باید توجه داشت که دانش آموزان نمی توانند همه مسایل را به صورت اکتشافی حل کنند و آشکار است که این تفکر ساده لوحانه می باشد که همه کارهای علمی گذشته را نادیده بگیریم و در پی آن باشیم که دانش آموزان همه اطلاعات را که سالیان دراز کشف شده مجددا کشف نمایند. در حقیقت قسمت عمده ای از آموزش علوم، یادگیری چگونگی استفاده از کارها و اطلاعات قبلی است (رومی، ۱۹۶۸). رومی در زمینه کتابهای درسی معتقد است که کتاب درسی باید مسایل را از دیدگاه های مختلف مورد توجه قرار دهد و به نحوی طراحی و تالیف شود که فرد با دیدگاه های متضاد برخورد کند و در جستجوی راه حل برای آنها برآید. به عقیده رومی استفاده از کتابهای درسی باید این امکان را به دست بدهند که به یادگیرنده کمک کنیم تا بفهمد ایده های مهم از مشاهدات کوچک به دست می آیند، یعنی اصول و مفاهیم علمی که توسط دانشمندان مطرح می شوند در سایل مشاهدات و تجربیات حاصل شده اند. پس از دسته بندی و ایجاد ارتباط میان آنها به صورت مفاهیم علمی مطرح می شوند. به عقیده دیویی نیز اجرای طرح روش حل مساله تا حد زیادی منوط به آن است که کودک در آن شدیدا احساس مسئولیت شخصی نماید، به این جهت مناسب ترین آن است که مساله به گونه ای باشد که دانش آموز خود آن را به عنوان مساله بشمارد و قبول کند. ابلهانه است ممانعت کردن شخص که در کلاس از همه آزموده تر و ورزیده تر است از این که درباره مسیر تجربه اظهار نظر نماید. به راستی تقریبا مسلم است که کودکان نه تنها توصیه های معلم را خواهند پذیرفت، بلکه خود در طلب آن خواهند بود. مشروط به این که این توصیه ها به عنوان اندرزهایی از طرف یک همکار و رفیق تحصیلی باشد به عنوان دستورهای لازم الاجرای حاکم مطلق انسان اظهار شود. (شاتو ۱۳۶۹، ص ۳۱۱) همانطور که ملاحظه می شود در مورد کتابهای درسی نیز دیدگاه های رومی بسیار نزدیک به نظرات دیویی می باشد. در زمینه تصاویر و متن کتابها ویلیام رومی با تاکید به تصاویر و متن فعال و نیز با توجه به سوالات فعال و متناسب منطقی میان این مقولات و مقولات غیرفعال در اکثر موارد توصیه های دیگر عامل های فعال را مورد توجه قرار داده است. اگر چه نمی توان ادعا کرد که روش رومی همه ابعاد روش های فعال را در بر می گیرد، اما تکنیک تجزیه و تحلیل کمی و یکی از بهترین تکنیک های موجود جهت بررسی کلی محتوای کتب درسی و متمایز کردن محتوای فعال از غیرفعال می باشد. فرایند ارزشیابی: فرایند ارزشیابی با بررسی هدفهای برنامه آموزشی شروع می شود. زیرا غرض از بررسی این نکته است که تا چه میزان هدفهای آموزش و پرورش تحقق یافته اند. برای این منظور تعیین شیوه ارزشیابی که بتواند درباره رفتارهای مربوط به هر یک از هدفهای اصلی آموزش و پرورش شواهدی در دسترس قرار دهد ضرورت دارد. مثلا اگر یکی از هدفها عبارت از کسب معلومات درباره مسائل اجتماعی عصر حاضر باشد در این صورت ارزشیابی باید شواهدی درباره معلوماتی که دانش آموزان کسب کرده اند نشان دهد. یا اگر آشنایی با روش های تجزیه و تحلیل مسائل اجتماعی و یافتن راه حلهایی برای آنها هدف دیگر آموزش و پرورش باشد، شیوه ارزشیابی را باید انتخاب کرد که شواهد و اطلاعاتی درباره مهارتهای دانش آموزان درتجزیه و تحلیل مسائل اجتماعی و پیشنهاد راه حلهای مناسب برای آنها در دسترس قرار دهد. (تقی پور ظهیر،۱۳۸۰،ص۲۰۱) خلاصه کلام این که تایلر تجزیه و تحلیل دو بعدی، یعنی بعد رفتاری هدفها و بعد محتوای هدفها را، که اساس تنظیم فعالیتهای یادگیری قرار می دهد، برای طرح ریزی ارزشیابی نیز مفید و مؤثر می داند. به نظر وی، تجزیه و تحلیل هدفها از نظر رفتاری، و محتوا به عنوان مجموعه ای از مشخصات ارزشیابی، باید مورد استفاده قرار گیرد. به این ترتیب که در تجزیه و تحلیل، هر یک از عناوین رفتاری، نوع رفتاری را نشان می دهد که باید ارزشیابی شود تا معلوم گردد چه میزان آن نوع رفتاری در دانش آموز ایجاد شده است، نیز هر یک از عناوین محتوا، موضوع یا متنی را نشان می دهد که رفتار مذکور باید در محدوده آن مورد ارزشیابی قرار گیرد. بنابراین در مورد هدفهای مثلاً مربوط به کسب معلومات درباره مسائل اجتماعی، تجزیه و تحلیل دو بعدی نشان می دهد که ارزشیابی کدام رفتار- یعنی کسب معلومات، در کدام موضوع – یعنی مسائل اجتماعی، مورد نظر است. بدیهی است اگر هدفهای رفتاری هنوز به روشنی تعریف نشده باشند، قبل از هر چیز باید آنها را تعریف کرد. زیرا اگر به روشنی ندانیم که چه رفتارهایی مورد نظر هدفهای آموزش و پرورش است انجام ارزشیابی صحیح نیز میسر نخواهد شد. پس تعریف روشن هدفها حوزه مرحله مهمی در ارزشیابی است. (تقی پور ظهیر،۱۳۸۰،ص۲۰۲) همچنین به نظر وی( تایلر) ارزشیابی فرایند تعیین میزان تغییرات مورد نظر در الگوهای رفتاری یادگیردندگان به وسیله تجارب یادگیری و فعالیتهای آموزشی تنظیم شده است. بنابراین ارزشیابی از طرح ریزی و اجرای برنامه ضرورت پیدا می کند، و آن مشتمل بر تشخیص نکات قوی یا ضعیف طرح های می باشد. این امر نه تنها موجب می شود که اعتبار مفروضات اساسی، که برنامه آموزشی بر مبنای آنها تنظیم شده است، مجدداً بررسی شوند، بلکه سبب می شود کارآمدی و سایل معین، یعنی معلم و سایر شرایط که در انجام دادن برنامه های آموزشی مؤثر هستند مورد بازبینی قرار گیرند به این ترتیب، در نتیجه ارزشیابی است که می توان گفت برنامه درسی از چه جنبه هایی مؤثر است و از چه جنبه هایی به اصلاح، تغییر ویا تکمیل نیاز دارد. (تقی پور ظهیر،۱۳۸۰،ص۲۰۲) این مفهوم ارزشیابی- تعیین میزان تغییرات در الگوهای رفتاری دارای دو جنبه مهم است. جنبه اول روشنگر این مطلب است که موضوع ارزشیابی، سنجش میزان تغییر رفتارهاست. جنبه دوم بیانگر تعدد در امر ارزشیابی است. زیرا که، تغییر رفتار در طول زمان انجام می گیرد و برای بررسی این تغییرات به ارزشیابی بیش از یکی دوبار نیاز است. پس به نظر تایلر ارزشیابی در آموزش و پرورش حداقل شامل دو نوع سنجش می باشد یکی در آغاز هر برنامه و دیگری در پایان آن، تا بتوان میزان تغییرات را اندازه گرفت. بدیهی است دو نوع سنجش یاد شده برای انجام دادن یک ارزشیابی دقیق آموزشی لازم است اما کافی نیست. زیرا امکان دارد به بعضی هدفهای مورد نظر در برنامه که در اثر اجرا به آنها دست یافته ایم، از آن سپس یعنی از خاتمه برنامه در زمان کوتاهی به دست فراموشی سپرده شوند. بنابراین، برای این که بتوانیم میزان دوام آموخته ها را اندازه بگیریم، لازم است در یک مرحله معین به ارزشیابی دیگری نیز اقدام کنیم. بهترین وسیله برای این منظور مطالعات پی گیری است که بعضی مؤسسات آموزشی در مورد فارغ التحصیلان خود انجام می دهند تا از طریق آن به اطلاعات مفیدی درباره مؤثر بودن برنامه های درسی خود دست یابند. از آنجایی که ارزشیابی مشتمل بر جمع آوری شواهدی درباره تغییرات رفتاری دانش آموزان است هر نوع گواه معتبری که بتواند تغییر رفتارهایی را که نظر هدفهای آموزش و پرورش مطلوب باشد، نشان می دهد از نظر ارزشیابی واجد اهمیت زیاد است. لذا برای جمع آوری شواهد اطلاعات، می توان به طرق مختلفی اقدام کرد. مثلاً از طریق: اجرای امتحان و انواع تست های مداد کاغذی، مصاحبه، مشاهده واکنش هی و رفتارها در شرایط و موقعیتهای مختلف، نمونه گیری از رفتارها، علائق، نگرشها و مهارتهای ذهنی دانش آموزان، جمع آوری اشیاء و وسایلی که خود دانش آموزان می سازند و یا تهیه می کنند، و مطالعات بکارگیری و غیره می توان شواهد لازم برای تصمیم گیری را جمع آوری کرد. (تقی پور ظهیر،۱۳۸۰،ص۲۰۳) هدف ارزشیابی: بسیاری از معلمان تصور می کنند که ارزشیابی از پیشرفت تحصیلی تنها به منظور ارتقای شاگرد صورت می گیرد، در حالی که هدف ارزشیابی به مراتب گسترده تر و مهم تر از چنین مفهومی است. ارزشیابی از یک سو باید وسیله تشخیص باشد، یعنی از جهاتی قادر باشد از میزان فعالیتهای شاگردان در طول یادگیری و از میزان آموخته ها، پیشرفت و عقب ماندگی آنان اطلاعاتی معتبر به دست دهد و نیز بتواند آگاهیهای لازم را از قدرت و ضعف روش تدریس معلم، ارزشمند و صریح بودن هدفهای آموزشی و اعتبار محتوا در اختیار بگذارد و از سوی دیگر، ارزشیابی باید وسیله پیش بینی باشد، یعنی نشان دهد که شاگرد در چه زمینه ای قادر است موفقیت بیشتری کسب کند و در چه جنبه هایی توان پیشرفت ندارد. از این رو، معلمان و مسئولان آموزش و پرورش باید بدانند چرا ارزشیابی می کنند. به طور کلی، هدفهای ارزشیابی را می توان در مقوله های زیر مورد بررسی و تحلیل قرار داد. (شعبانی، ۱۳۸۲،ص ۳۳۵) ۱- ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای شناخت توانایی و زمینه های علمی شاگردان و تصمیم گیری برای انجام دادن فعالیتهای بعدی آموزشی. یادگیری جریانی متوالی و به هم پیوسته است، از همین رو، کسب مهارتها و دانش در هر زمینه مستلزم داشتن پایه های قوی در آن زمینه است. به همین مناسبت، ارزشیابیهای تشخیصی صرفاً به منظور اندازه گیری رفتارهای ورودی و ارزیابی میزان آمادگی شاگردان برای ورود و شروع به آموزش به آموزش مطالب جدید به کار می رود. در طول فعالیتهای آموزشی، ارزشیابی تکوینی نیز به همین منظور مورد استفاده قرار می گیرد. معلم پس از تدریس هر یک از بخشهای مواد آموزشی، از یادگیری شاگردان خود ارزشیابی به عمل می آورد. نتایج این گونه ارزشیابیها اطلاعات و شواهدی در اختیار وی می گذارند که می تواند بر اساس آنها تصمیمات آگاهانه تری اتخاذ کند و در صورت عدم تسلط به ترمیم مطالب گذشته بپردازد و در صورت تسلط شاگردان به محتوا، مراحل بعدی تدریس را طراحی کند و شاگردان را برای یادگیری برنامه جدید آماده سازد. ۲- ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای شناساندن هدفهای آموزشی در فرایند تدریس فعالیتهای آموزشی به منظور رسیدن به هدفهای آموزشی صورت می گیرد و ارزشیابی تحقق یا عدم تحقق هدفها را مشخص می کند اگر چه هدفهای آموزشی در شروع فعالیت های آموزشی باید برای شاگردان مشخص باشد، شاگردان می توانند بسیاری از هدفهای تدریس را از روی سؤالهای مطرح شده در ارزشیابی کشف کنند. در حقیقت، یکی از وظایف ارزشیابی این است که وصول به هدفهای تدریس را مشخص کند و با آگاه ساختن شاگردان از هدفهای رفتاری هر یک از مواد آموزشی هدایت یادگیری و زمینه سازی در آنها را امکان مطالعه بهتر و بیشتر را فراهم کند. (شعبانی، ۱۳۸۲،ص ۳۳۶) ۳- ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای بهبود و اصلاح فعالیتهای آموزشی. نتایج ارزشیابی نه تنها میزان پیشرفت تحصیلی شاگردان و عملکرد آنان را در فعالیتهای آموزشی و پرورشی مشخص می سازد، بلکه کیفیت تلاس شاگردان و روش تدریس معلم و میزان مهارت وی را در این زمینه مورد ارزیابی قرار می دهد. در بسیاری از موارد، عدم موفقیت شاگردان معلول روش تدریس نامطلوب معلم است. تحلیل نتایج ارزشیابی به معلم فرصت می دهد که همواره درصدد اصلاح و بهبود روش تدریس خود برآید و آن را با نیازها وعلایق شاگردان و محتوای آموزشی هماهنگ سازد. گاهی روش تدریس معلم خوب است و تلاش شاگردان چشمگیر، اما به دلایل دیگر مثلاً روشن و صریح نبودن هدفهای آموزشی، مطلوب نبودن محتوای برنامه، عدم امکانات یا نامطلوب بودن تجهیزات یا نامناسب بودن شیوه اندازه گیری نتایج ارزشیابی چندان رضایتبخش نیست. در این صورت، انتخاب کند با تحلیل نتایج و شناخت ضعفها، آنها را برطرف کند، مثلاً هدفها را روشن سازد، محتوای مطلوب انتخاب کند، تجارب آموزشی جدیدی پیش بینی کند، از وسایل و تجهیزات بهتر استفاده کند و یا با انتخاب راه های بهتر جمع آوری اطلاعات، وسایل و روش های ارزشیابی را اصلاح کند. (شعبانی، ۱۳۸۲،ص ۳۳۷) ۴- ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای شناخت نارساییهای آموزشی شاگردان و ترمیم آنها. اگر ارزشیابی، به ویژه ارزشیابی تکوینی، بر اساس موازین علمی تهیه و اجرا شود، می تواند درباره پیشرفت تحصیلی اگر شاگردان و ضعفها و نارساییهای آنان اطلاعات مفیدی در اختیار معلم قرار دهد. تحلیل چنین اطلاعاتی نشان خواهد داد که شاگردان چه مطالبی را فراگرفته اند و چه مفاهیمی را نیاموخته اند و چگونه می توان آنان را برای جبران چنین کمبودهایی یاری کرد. ۵- ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای ایجاد رغبت و کسب عادات صحیح آموزشی در شاگردان. ارزشیابی را نباید صرفاً با منظور نمره دادن و مقایسه پیشرفت تحصیلی آنان با یکدیگر و تعیین افراد قوی و ضعیف به کار برد. هرگاه ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای تهدید شاگردان و تعیین افراد ضعیف مورد استفاده قرار گیرد، ارزش تربیتی خود را به کلی از دست خواهد داد. برعکس، ارزشیابی باید شاگردان را با میزان کار و فعالیتشان آشنا سازد، علت و میزان پیشرفت یا عقب ماندگی آنان را مشخص سازد و در آنان رغبت و انگیزه تلاش و فعالیت بیشتر به وجود آورد. ۶- ارزشیابی به عنوان عاملی برای ارتقای شاگردان. یکی دیگر از وظایف ارزشیابی، سنجیدن میزان توانایی شاگردان برای ارتقای آنان از یک مرحله به مرحله دیگر است. متأسفانه در فرایند فعالیتهای آموزشی مدارس. بقیه هدفهای ذکر شده فراموش می شود و معلمان و مسئولان آموزشی یگانه هدف ارزشیابی را نمرده دان و ارتقای شاگردان تصور می کند. این امر نه تنها تحرکی را در فعالیتهای آموزشی ایجاد نمی کند، بلکه کلیه فعالیتهای آموزشی را تحت تأثیر ارزشیابی قرار دهد و مدرسه و کادر آموزشی آن را شبیه کارگران کارخانه ای می سازد که وظیفه آنان فقط انتقال محصول از یک مرحله به مرحله دیگر سرانجام، تولید نهایی است. در نتیجه تمام توجهات به محصول نهایی معطوف و موقعیت صحیح آموزشی کم کم به دست فراموشی سپرده می شود.( شعبانی، ۱۳۸۲،ص ۳۳۸) مراحل برنامه ریزی درسی برنامه ریزی درسی شامل سلسله فعالیتهایی است به این شرح ۱- تهیه و تنظیم فهرست روؤس محتوای درسی، تهیه و تولید مواد و وسایل آموزشی و به اجرا درآوردن و جایگزین کردن برنامه درسی در قالب نظام آموزشی . فهرست محتوای برنامه درسی به تنهایی نمی تواند به عنوان مرحله نهایی، تدوین نهایی منظور شود، مگر این که وسایل و مواد آموزشی متناسب با آن تهیه و تدوین شود و با موفقیت در نظام آموزشی به اجرا درآید. به عبارت دیگر نمی توان درباره متناسب بودن فهرست محتوای برنامه درسی قضاوت کرد مگر آنکه مواد و وسایل آموزشی که بر مبنای فهرست محتوایی تهیه شده است. مورد آزمایش قرار گیرند. تنها فهرست محتوای آن برنامه درسی متناسب است که مواد آموزشی مطلوب برای تحقق بخشیدن به هدفهای آموزشی مشخصی بر مبنای آن تدوین شود. اگر گروه برنامه درسی در تهیه و ارائه چنین مواد آموزشی و وسایلی موفق نشود، فهرست محتوای برنامه درسی نامتناسب است وباید درآن تجدید نظر شود. ( مشایخ، ۱۳۸۱، ص۲۸) مطرح نیست که دلایل عدم موفقیت ناشی از احتیاج به وسایل کمک آموزشی گران قیمت است یا کمبود وقت کافی برای تدریس و تفهیم یک هدف آموزشی خاص در کلاس، یا به علت کافی نبودن دانش قبلی دانش آموزان برای یادگیری مهارتهای خاص، آنچه مطرح است این است که،فهرست محتوای برنامه درسی باید طوری تنظیم شود که سازگاری با محدودیتها و واقعیتهای موجود باشد. بنابراین برنامه ریزی درسی، یک فراگرد چند مرحله ای است که شامل وظایف مرتبط به هم می باشد. این مراحل شامل تعیین فهرست محتوای برنامه، تهیه و تدوین مواد و وسایل آموزشی و اجرای برنامه است .( مشایخ، ۱۳۸۱، ص ۲۹) هدفهای آموزشی: - ضرورت هدفهای آموزشی اولین قدم در طرح برنامه های آموزشی تعیین هدفهای آموزشی است. هدفها، غایات و نتایج نهایی حاصل از آموزش اند که مدارس یا سازمانهای آموزشی به منظور دستیابی به آنها آموزشها را ارائه می کنند. نتایج نهایی، همان توانایی های پایانی یادگیرندگان اعم از دانسته ها، مهارتهای عملی و گرایشهای مختلف ناشی از آموزش است که ارائه آموزش را توجیه و تفسیر می کند. در آموزشی که هدفهای آن از قبل تعیین نشده باشد، طرح هر موضوع و عنوانی بجا به نظر می رسد و عدم ذکرآن به عنوان نقص محسوب نمی شود و استفاده از هر روشی برای تدریس و به کار بردن هر معیاری برای ارزشیابی منطقی به نظر می رسد. آموزشی که هدف نداشته باشد هیچ گونه معیاری برای سنجیدن صحت و سقم محتوای آموزش در اختیار قرار نمی دهد و به طور خلاصه باید گفت آموزش بدون هدف بهتر انجام نشود. توجه به تعیین هدفهای آموزشی و طبقه بندی آن از سالهای ۱۹۵۰ به بعد شروع شد و به مرور طبقه بندی کاملتر ارائه گردید. طبقه بندی هدفهای آموزشی که در ابتدا تنها برای تعیین و تشریح محتوای آموزشی به کار می رفت کم کم علاوه بر این نقش به عنوان تعیین کننده روش های آموزشی نیز به کار گرفته شد. طبقه بندی هدفهای آموزشی همان طور که ذکرشد می تواند محاسن و فواید بیشماری داشته باشد که تشریح و تجزیه محتوای آموزش، تنها یکی از فواید آن است. (فردانش ،۱۳۸۲ ،ص ۱۰۳ ) ضرورت هدفهای رفتاری : از آنجاکه قبلا گفته شد که هدف اصلی فعالیتهای آموزشی معلم ایجاد یادگیری در دانش آموزان و دانشجویان است .بهترین راه بیان هدفهای آموزشی در نظر گرفتن یادگیری آنان و استفاده از آن در تدوین هدفهای آموزشی است .لازم است هدفهای آموزشی را بر حسب رفتارها و عملکردهای قابل مشاهده و اندازه گیری یادگیرندگان بیان کنیم . این نوع هدف آموزشی قابل مشاهده و قابل اندازه گیری را هدف رفتاری نام نهاده اند . هدفهای رفتاری هدفهایی هستند که مقاصد آموزشی معلم را بر حسب عملکرد یا رفتار قابل مشاهده یادگیرنده بیان می کنند .هدفهای رفتاری به معلم کمک می کنند تا به طور دقیق منظور و مقصود خود را از آموزش موضوع در سی مشخص کند و به یادگیرندگان به روشنی معلوم نماید که معلم در پایان درس چه انتظاراتی از آنان خواهد داشت .تفاوت عمده بین هدفهای رفتاری و هدفهای غیر رفتاری در این است که هدفهای رفتاری بر حسب عملکرد قابل اندازه گیری یادگیرنده توصیف می شوند ، در حالیکه هدفهای غیر رفتاری با کلمات و عبارات مبهم و نا مشخص بیان می شوند ، و در نتیجه به سهولت قابل اندازه گیری نیستند .( سیف ، ۱۳۷۴ ، ص ۷۶ ) معمولا هدفهای رفتاری به آنچه از شاگرد انتظار می رود یا رفتاری که پس از فراگرفتن درس باید از شاگرد سرزند اطلاق می شود ، البته این رفتار باید قابل مشاهده و اندازه گیری باشد .( شریعتمداری ،۱۳۷۵ ، ص ۴۶ ) ویژگیهای هدفهای رفتاری هدفهای رفتاری باید ویژگیهای زیر را داشته باشند : ۱- مخاطب داشته باشند . ۲- دقیق بیان شوند . ۳- با یک فعل رفتاری بیان شوند . ۴- شرایط فیزیکی و موقعیتی که برای انجام عمل ( رفتار )لازم است ، معین شوند . ۵- معیار و درجه مورد انتظار تعیین گردد . ۶- شرایط روانی که رفتار باید تحت آنها صورت گیرد در نظر گرفته شود . ( صفوی ، ۱۳۶۹ ، ص ۲۱۴ ) رابرت میگر : برای آنکه معلم انتظارات خود را از دانش آموزان مشخص سازد بایستی اهداف آموزشی را به صورت هدفهای رفتاری روشن و رسا معین کند . ( میگر ، ۱۹۷۲ ) از نظر رالف تایلر ، تجزیه و تحلیل هدفها به صورت رفتاری ، میتواند فعالیت ارزشیابی را هر چه دقیق تر باعث گردد . ( تقی پور ظهیر ، ۱۳۷۰ ، ص ۲۰۳ ) بیان هدفهای کلی آموزشی به صورت هدفهای رفتاری باعث می گردد تا امر ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان ، تدارک وسایل ، روشها و تجهیزات آموزشی از سوی معلم ، به سهولت انجام شود . تلاشهای بسیاری جهت طبقه بندی هدفهای رفتاری صورت گرفته است ،طبقه بندی هدفها قبل از استفاده دیگری به عنوان وسیله ای جهت توازن هدفهای درسی یک برنامه مشخص مورد استفاده قرار می گیرد.الگوی طبقه بندی شده ای که بیش از همه بکار گرفته شده است ،طبقه بندی هدفهای آموزشی می باشد که این طبقه بندی به سه حیطه شناختی ، عاطفی و روانی و حرکتی تفکیک شده است . ( مشایخ ،۱۳۶۹ ، ص ۲۵ ) طبقه بندی هدفهای آموزشی گانیه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پس از بیان فرایند رسیدگی و اعلام نظر در خصوص تصادفات و همچنیین ضوابط تعیین سبب مسئول در حوادث رانندگی در رویه کارشناسان تصادفات به نظر می رسد در قوانین سابق مبنای قانونی خاصّی برای تعیین مسئولیّت سازمانهای نگهدارنده معابر و خودرو سازان و تعمیرکاران صراحتاً بیان نشده است. فقط در موارد خاص کارشناسان به استناده مادّه 11 قانون مسئولیّت مدنی که اشعار می دارد«کارمندان دولت و شهرداری و مؤسسات وابسته به آنها که به مناسبت انجام وظیفه عمداً یا در نتیجه بی احتیاطی خسارتی به اشخاص وارد نمایند شخصاً مسئول جبران خسارات وارده می باشند ولی هرگاه خسارات وارده مستند به عمل آنان نبود و مربوط به نقص وسایل ادارات و مؤسسات مذبور باشد در این صورت جبران خسارت بر عهدة اداره و مؤسسات مربوط است…»

در برخی از تصادفات رانندگی از قبیل حفّاری غیرمجاز درمعابر توسط ارگانها و شهرداری بدون نصب تجهیزات و علائم هشداردهنده و یا نصب سرعت گیر غیراستاندارد بدون نصب علائم هشدار دهنده توسط وزارت راه و شهرسازی در جادّه ها سازمانهای مذبور را به علّت نقص علائم مقصّر اعلام می نمودند.
مقصود از نقص وسایل ادارات و مؤسسات صرفاً وسایل مادّی نیست بلکه نقص وسایل شامل: عدم نظارت، عدم انجام وظایف و به طور کلّی آن دسته از اعمال خطای کارکنان که به دستور اداره و سازمانهای دولتی انجام می شود. مفهوم نقص در اینجا خیلی وسیع است می توان دعاوی مربوط به بسیاری از خسارات از آن جمله خسارات بدون خطا به استناد نقص مذکور در محاکم اقاله کرد.(کاتوزیان، 1375، ص19)
به غیراز مادّه 11 قانون مسئولیت مدنی کارشناسان در تعیین سبب مسئول در حوادث رانندگی که مسئولیّت تصادف به غیر از راننده متوجّه عوامل دیگر دخیل در تصادف (راه و وسیله نقلیه) به صورت عرفی با استناد به مواد قانونی مرتبط با اتلاف ماننده مادّه 328 ق.م و تسبّب مانند مواد 331 و 332 ق.م اقدام به اعلام نظریة کارشناسی می نمودند.
قواعد مربوط به تعیین سبب مسئول در قوانین و مقرّرات سابق
اثبات ورود ضرر و ارتکاب خطا برای تحقق مسئولیت کافی نیست، بلکه لازم است بین خطا و نتیجه آن رابطه سببیت وجود داشته باشد. بنابراین اثبات رابطه سببیت از ارکان مسئولیت است که به خصوص در مسئولیت های بدون تقصیر مانند حوادث رانندگی اهمیت بیشتری پیدا می کند. بدیهی است هر چه تعداد اسباب وعوامل بیشتر باشد ، تشخیص مسئول حادثه مورد بحث مشکل خواهد شد.(تاج میری، 1375، ص77)در مواردی که چند سبب با یکدیگر جمع شده و موجب نتیجه زیانبار می گردد ، به طوری که نتیجه قابل انتساب به مجموع آنها می باشد و مباشری در میان نیست ، یا بر فرض وجود ، مباشر مسئول شناخته نمی شود و حادثه قابل انتساب به او نمی باشد، فقها و حقوقدانان این حالت را اجتماع اسباب یا تداخل اسباب نامیده اند و در تعریف آن گفته اند« تداخل یا اجتماع اسباب زمانی است که دو یا چند سبب حقوقی مجموعاٌ دارای یک مسبَّب باشند»(لنگرودی، 1381، 4833)به این معنا که چند سبب در کنار هم قرار گرفته و در مجموع منجر به ایجاد یک خسارت شوند و موقعیت و جایگاه این اسباب به گونه ای است که رابطه سببیت همگی آنها با ضرر و خسارت به وجود آمده حفظ شده باشد. یعنی بر دادرس محرز است که بین ضرر به وجود آمده و همه اسباب دخیل در ایجاد حادثه رابطه علت و معلولی وجود دارد وگرنه هرگاه فقط بین یکی از اسباب خوانده دعوی و ضرر وارده به خواهان این رابطه ) علت ومعلولی( احراز شود یا یکی از اسباب به نحوی عمل کرده باشد که رابطه سببیت ، میان اسباب دیگر با ضرر یا خسارت را قطع کند ، فرض اجتماع اسباب منتفی است و مشکلی پیش نمی آید.
به طور کلی می توان گفت اجتماع اسباب در مواردی است که : الف. اسباب متعدد باشند . ب. اسباب متعدد در وقوع خسارت (در حقوق جزا در وقوع جنایت) به طور مستقیم نقش داشته باشند و نتیجه منتسب به مجموع آنها باشد. ج. مباشری در میان نباشد یا اینکه اصولا مسئول شناخته نشود.به طورمثال اسباب اقوی از مباشر باشند.
بر خلاف حالت اجتماع اسباب که همه اسباب رابطه عرفی خود را با ضرر حفظ کرده اند و نمی توان هیچ کدام از آنها را مقدمه ایجاد سبب محسوب کرد ، در فرض اجتماع سبب و مباشر معمولا رابطه استناد بین ضرر و سبب به واسطه وجود مباشر قطع می شود به گونه ای که عرفاً نمی توان ضرر ایجاد شده را منسوب به سبب کرد چرا که تأثیر مباشر در وقوع خسارت به مراتب قوی تر از تأثیر سبب است. به دلیل همین تأثیر است که مشهور فقها در صورت اجتماع سبب و مباشر عقیده دارند ضمان بر عهده مباشر است، مگر در صورتی که سبب اقوی از مباشر باشد.(نجفی، ص 145 و 162)قانونگذار نیز در تبعیت از نظر مشهور فقهای امامیه در ماده 332 ق.م مقرر می دارد: «هر گاه یک نفر سبب تلف مالی را ایجاد کند و دیگری مباشر تلف شدن آن مال بشود مباشر مسئول است نه سبب مگر اینکه سبب اقوی باشد به نحوی که عرفاً اتلاف مستند به او باشد» و همین حکم را در مادّه های 363 و 356 ق.م.ا نیز بیان کرده است . به موجب ماده 363 ق.م.ا « در صورت اجتماع مباشر و سبب در جنایت، مباشر ضامن است مگر اینکه سبب اقوی از مباشر باشد» بنابراین اگر کسی چاهی را حفر کند و دیگری مجنی علیه را در آن بیفکند مباشر ضامن خواهد بود این حکم در صورتی که اسباب متعدد همراه با مباشر در جنایت دخالت داشته باشند نیز جاری است و در همین راستا ماده 356 ق.م.ا مقرر می دارد « هر گاه کسی آتشی روشن کند و دیگری مال شخصی را در آن بیندازد و بسوزاند عهده دار تلف یا خسارت خواهد بود و روشن کننده آتش ضامن نیست» مثال : خودرویی در محل غیر مجاز و فاقد دید (مانند پیچ ها ، تونل ها و…) متوقف شده و علامت هشدار دهنده ای قرار نداده و وسیله نقلیه ای در حال حرکت با آن تصادف می کند. در اینجا وسیله نقلیه در حال حرکت به عنوان مباشر ، چون فعل او حادثه را به وجود آورده است و راننده اتومبیل متوقف، سبب است چون به واسطه عمل او این حادثه رخ داده و او در واقع زمینه ساز ایجاد حادثه بوده است. البته وسیله نقلیه ای که به عنوان سبب مطرح می باشد ، ممکن است در حال حرکت باشد در این صورت هر گونه حرکت غیر مجاز نامبرده که موجب شده به عنوان مانعی بر سر راه عبور دیگران گردد از قبیل عدم رعایت حق تقدم یا گردش به چپ و راست غیر مجاز یا مانورهای ناگهانی ، موجب اطلاق سبب به نامبرده می گردد.
تحول ديگري که در تبصره مذکور به نظر مي رسد مدنظر قانونگذار بوده حمايت از زيانديدگان و جبران خسارت ناشي از تصادفات رانندگي که نقص راه (حسب مورد قصور سازماني که عملکرد آن در سطح معابر عمومي باعث بروز تصادف شده) و نقص وسيله نقليه بدون نياز به اثبات آنها مي باشد. به عبارتي براي احقاق حق زيانديدگان مانند ساير دعاوي مسئوليت آور مدني و بر اساس ماده 2 قانون مسئوليت مدني مصوب 1339 که بيان مي دارد «در موردي که عمل وارد کننده زيان به موجب خسارت مادي يا معنوي زيان ديده باشد دادگاه پس از رسيدگي و ثبوت امر او را به جبران خسارت مذکور محکوم مي نمايد و چنانچه عمل وارد کننده زيان موجب يکي از خسارات مذبور باشد دادگاه او به جبران همان نوع خساراتي که وارد نموده محکوم خواهد نمود.» لزومي به اثبات ورود ضرر به طرف مقابل نمي باشد و تشخيص کارشناس تصادفات مبني بر تقصير متصديان ذبريط املاک عمل بوده و محاکمه قضايي رأی بر جبران خسارت خواهند داد. البته در خصوص نقص وسيله نقليه ذکر اين نکته ضرورت دارد که بروز عيب و نقص در وسيله نقليه از نوع نقص فني حادث باشد. يعني راننده از نقصي که در وسيله نقليه اش وجود دارد مطلع نباشد چرا که راننده متعارف نمي تواند انتظار اطلاع بروز نواقص آني مانند باز شدن ناگهاني لوله ترمز يا بريدن میل فرمان خودرويي که تازه توليد شده و همچنين ترکيدن ناگهاني لاستيک نو را داشته باشد بعبارتي چنانچه عيب و نقص مستمر وسيله نقليه مانند حرکت راننده با وسيله نقليه اي که داراي لاستيک فرسوده و صاف است و يا تردد با چراغهاي معيوب در هنگام شب و مواردي از اين قبيل باعث بروز تصادف گردد. متصرّف يا مالک قانوني وسيله نقليه مقصر در حادثه مي باشد و مسئول جبران خسارت وارده به زيانديده مي باشد.
در اين تبصره قانونگذار مسئوليت سازمانها در تصادفات ناشي از نقص راه و وسيله نقليه را منوط به گذشت فاصله زماني متعارف از بروز نقص راه مانند ايجاد حفره ناگهاني در سطح راه تا زمان وقوع تصادف و کوتاهي در رفع نقص توسط سازمانهاي ذيربط ندانسته است، بعبارتي اگر يکباره و بدون فاصله زماني پس از وقوع نقص تصادفي ايجاد گردد سازمان را مقصر و مسئول حادثه مي داند.(مرادی و همکار ، 1389)
اين در حالي است که مطابق دستورالعملهاي سابق راهنمايي و رانندگي ناجا بروز نواقص راه مي بايستي ابتدا توسط کارشناسان به ادارات مربوطه گزارش و ابلاغ مي گرديد و در مراحل بعدي اگر باعث بوجود آمدن تصادف مي شد توسط کارشناسان تصادفات مقصر اعلام مي شدند.
مناقشه حقوقی پیرامون تقسیم مسئولیّت در تبصرة 3 مادّة 14 :
در ایجاد یک حادثه رانندگی ممکن است اسباب و عوامل متعددی دخالت داشته باشند و می توانگفت موارد کمی وجود دارد که یک سبب ، علت تامه تصادف محسوب شود ، هرچند که ممکناست با نگاهی ساده و گذرا در صحنه تصادف قابل لمس نباشد. هنگامی که یک عامل موجب ورودضرر و خسارت شود ، اشکالی در تشخیص سبب به وجود نخواهد آمد ، اما در مواردی که عواملمتعددی در ایجاد ضرر دخالت داشته باشند ، تشخیص اینکه کدام عامل سبب ورود خسارت استبه آسانی ممکن نخواهد بود. (صفرلو، ص37)
در تصادفات رانندگي ناشي از نقص راه و وسيله نقليه مواردي وجود دارد که صرفا نقص راه علت تامه تصادف نبوده بلکه خطاي انساني نيز در بوجود آمدن تصادف دخيل است مانند زماني که يک قوس که فاقد حفاظ ايمني مانند گاردريل براي جلوگيري از خروج از جاده وسايط نقليه مي باشد با تابلو و علائم متعدد خطر خروج از جاده و رانندگي با سرعت مجاز و مطمئنه به راننده توصيه شده و چنانچه راننده به خطرات مسير با توجه به تابلوهاي هشداري واقف گردد و احتياط لازم را معمول نمايد وقوع تصادف غيرممکن مي شود اما راننده احتياط لازم را بعمل نمی آورد از طرفي فقدان حفاظ ايمني در محل قوس نيز دليل واژگون شدن وسيله نقليه در خارج از جاده مي شود. در چنين مواردي بايد مسئوليت تصادف بين متصدي ايمني راه و راننده تقسيم گردد. تنها مادّة قانونی که در تقسیم مسئولیت ناشی از تصادفات رانندگی در حقوق موضوعه ایران وجود دارد مادّة 336 ق.م.اسلامی (سابق) و 528 ق.م.ا فعلی است.[13]
که زمانی کاربرد دارد که اولاً تصادف بین دو وسیله نقلیه باشد ثانیاً تصادف اتّفاق افتاده منجر به خسارت باشد و در تصادفات منجر به جرح یا فوت فاقد کاربرد می باشد ثالثاً شرایط تصادم بر وسایل نقلیه حاکم باشد بعبارتی مؤثّر بودن برخورد دو وسیله نقلیه که از جمله شرایط آن در حال حرکت بودن هر دو وسیله نقلیه و داشتن نقش فعّال آن دو می باشد و اگر یکی از آنها نقش فعّال و دیگری نقش انفعالی داشته باشد نمی توان آن را تصادم تلقّی نمود.(عباسلو، ص126) لذا با توجّه به اینکه در اکثر تصادفات ناشی از نقص راه قصور راننده نیز متصوّر است لازم بود قانونگذار نحوة تقسیم مسئولیّت در اینگونه موارد را برای اعلام نظر کارشناسان بیان می نمود چرا که در این صورت است که دادرسان می توانند در انشاء آراء عادلانه تر اقدام نمایند.
گفتار دوّم:
تحوّلات مسئولیّت مدنی سازمانهای مسئول در تصادفات رانندگی در مقرّرات اخیر التّصویب:
با توجّه به اینکه مهمترین هدف مسئولیت مدنی جبران خسارت زیاندیدگان است و تصادفات رانندگی شایع ترین حوادثی است که در سالهای اخیر باعث ورود ضرر و زیان به افراد و اشخاص حقیقی و حقوقی گردیده است لذا همانگونه که در قبل گفته شد در بروز یک تصادف رانندگی عوامل متعدّدی نقش دارد در همین راستا به موازات تحوّلات جهانی قوانین حقوقی و مقررّات کشورهای مختلف در زمینة حوادث رانندگی در ایران نیز قوانین و مقرّراتی به تصویب رسید که سبب تحوّل در نظام مسئولیّت مدنی و جبران خسارت زیاندیدگان اینگونه حوادث شده است از جمله تحوّلات صورت گرفته تصویب قانون اصلاح قانون بیمه اجباری مسئولیّـت مدنی دارندگان وسایل نقلیّه موتوری زمینی در مقابل شخص ثالث است که در آن توسعه حمایت از زیاندیدگان حوادث رانندگی از جمله توسعه زیانهای قابل مطالبه، توسعه اشخاص مسئول، از جمله توسعه حمایتهای صندوق تامین خسارات جانی در حمایت هرچه بیشتر از زیاندیدگان صدمات جانی در حوادث رانندگی است.(عباسلو و همکار، ص410)
امّا در این گفتار تحوّلات مسئولیت مدنی سایر عوامل دخیل در تصادف با توجّه به قوانین و مقرّرات اخیر التّصویب مورد بررسی قرار می گیرد و اینکه کارشناسان تصادفات با وجود تحوّلات صورت گرفته در اعلام نظریه کارشناسی با دست پر اقدام خواهند کرد یا خیر؟
1: مقرّرات مربوط به تصادفات ناشی از عملیات اجرایی در سطح راه ها و مسئولیّت سازمانهای ذیربط:
1-1: آیین نامه راهنمایی و رانندگی مصوّب 1384
هرگاه سخن از عملیات اجرایی در سطح راه ها به میان می آید بی درنگ ذهن مخاطبان به سمت متصدّیان اصلی یعنی وزارت راه و شهرسازی در جادّه ها و شهرداریها در شهرها کشانده می شود امّا با توجّه به اینکه توسعه شهرها و روستاها بر مبنای زیرساختهای خدماتی مربوطه بود و در مطالعه توسعه زیر ساختها از جمله راه ها و معابر گوناگون یکی از اصلی ترین مواردی که مدّنظر مشاوران و متصدّیان مربوطه است اجرای طرح با هزینه کم می باشد لذا با عنایت به مطلب گفته شده سایر زیرساختهای خدماتی از قبیل توسعه برق، گاز، آب و فاضلاب، شبکه های مخابراتی و … بواسطه مطالعة انجام شده در طرحهایی که قبلاً اجرا شده در همان مسیر و یا در حاشیه مسیر با فواصل متناسب اجرا می گردد به همین دلیل در بحث ایمنی تردّد و راه ها و عملیات اجرایی، سازمانها و ارگانهای متعدّدی می توانند نقش آفرین باشند و در مواقع بروز تصادفات رانندگی ناشی از قصور و اهمال کاری در مقابل زیاندیدگان مسئول خواهند بود.مطابق بند 2 مادّه 7 قانون تغییر نام وزارت راه به وزارت راه و ترابری و تجدید تشکیلات و تعیین وظایف آن یکی از وظایف وزارت راه و ترابری احداث، توسعه، بهره برداری و نگهداری راه ها و راه آهن و بنادر می باشد، بنابر این اگر وزارت راه و ترابری در وظیفه حفظ و نگهداری معابر مراقبت لازم را بعمل نیاورد، به عنوان مثال علائم هشداری لازم را نصب ننماید، موانعی که در راه ایجاد شده باشد را به موقع برطرف ننماید و یا اقدام به نصب گاردریل و محافظ در موارد لازم ننماید و به علّـت عدم انجام وظایف مذکور موجب تصادف و حادثه ای گردد در این صورت وزارت راه و ترابری بر اساس قاعدة تسبیب، مسئولیّت جبران خسارت وارده را بر عهده خواهد داشت.
همچنین به موجب تبصرة 1 بند2 مادّه 55 قانون شهرداری « سد معابر عمومی و اشغال پیاده روها و استفاده غیرمجاز آنها و میدانها و پارکهای عمومی برای کسب و یا سکنی و یا هر عنوان دیگر ممنوع است و شهرداری مکلّف است از آن جلوگیری و در رفع موانع موجود و آزاد نمودن معابر و اماکن مذکور فوق به وسیلة مامورین خود رأساً اقدام نماید» به استناد تبصره ی فوق شهرداری وظیفه حفظ و نگهداری معابر داخل شهرها را بر عهده دارد و علاوه بر این هیچ کس حق ندارد اقدام به ایجاد موانع و یا حفّاری غیرمجاز در معابر نماید.(عباسلو، ص77 . 78)
بنابر این سازمانهای دولتی و خصوصی، پیمانکاران و مشاوران سازمانهای ذکر شده و هر فردی که به نحوی در سطح جادّه ها و معابر شهری اقدام به عملیات اجرایی در حریم قانونی راه می نماید قبل از اقدام می بایست در هنگام عملیات اجرایی در جادّه ها از وزارت راه و شهرسازی و در معابر شهری از شهرداری محل مجوّز مربوطه را اخذ نمایند و همچنین با اطلاع ادارات راهنمایی و رانندگی یا پلیس راه اقدام به عملیات اجرایی نموده و مراتب را نیز باید به آگاهی مردم برسانند.
این موضوع به استناد موّاد 211 و 211 آیین نامه راهنمایی و رانندگی مصوّب 1384 بوده که به شرح زیر بیان شده است:
مادّه 211: «دستگاه های مسئول موظّفند پس از بسته شدن تمام یا بخشی از راه برای اجرای هرنوع عملیات اجرایی اعم از تعریض، تعمیر، نگهداری، حفّاری و مانند آنها هماهنگی لازم را انجام داده و با اطلاع ادارات راهنمایی و رانندگی و یا پلیس راه اقدام و مراتب را به آگاهی مردم برسانند.»
مادّه 212: «اشخاصی که به هر عنوان روی راه های عمومی کار می کنند موظّفند پیش از شروع به کار علائم ایمنی عبور و مرور را بر اساس ضوابط و استانداردهای علمی در عملیات اجرایی راه ها که به تاکید مسئولین مرتبط می رسد در محل نصب و همچنین لوازم کار، لباسهای کارگران و وسیله نقلیه خودر را به علائم هشدار دهنده مجهّز نمایند در غیر این صورت مامورین راهنمایی و رانندگی و پلیس راه موظّفند از کار آنان جلوگیری بعمل آورند»
در مقایسه موّاد اشاره شده در بالا با مادّه 189 آیین نامه راهنمایی و رانندگی سابق [14] در مییابیم که علاوه بر توسعه محتوای مادّه ها نصب علائم ایمنی عبور و مرور قبل از هرگونه عملیات اجرایی را مطابق ضوابط و استانداردهای ایمنی دانسته است این ضوابط و استانداردها در آیین نامه ایمنی راه های کشور ( نشریه 267) [15] که از دیماه 1384 لازم الاجرا شده است در یکی از بخشهای هفت گانه آن با عنوان ایمنی در عملیات اجرایی آمده است که در آن انجام هرگونه عملیات اجرایی و کنترل ترافیک بر روی راه های موجود باید ضمن حفظ ایمنی کاربران راه، ماموران و کارگران مربوطه، جریان روان و ایمن ترافیک و سرعت عمل در انجام کار را در پی داشته باشد، همچنین بر اساس بخش علائم آیین نامه ایمنی راه ها، استاندارد عملی مناسب برای علائم گذاری و ایمن سازی در حین عملیات اجرایی توسط راهداران، پیمانکاران و سایر افرادی که به نحوی بر روی معابر و جادّه ها اقدام به کار می نمایند مشخص گردید مطلب دیگر که از مقایسه موّاد مذکور به دست می آید اشاره صریح شروع به کار اشخاصی که به هر عنوان در راه های عمومی کار می کنند باید برابر مقرّرات و ضوابط استانداردهای ایمنی در عملیات اجرایی به تایید مسئولین مرتبط برسند در این بخش نیز مسئولیّت مدنی بین اشخاص حقیقی مثل پیمانکاران و حقوقی اعم از راهداران، شهرداران، پلیس راهنمایی و رانندگی و راه توزیع شده و هر یک در اجرای کار بایستی به وظایف خود اعم از اجرای مقررات مربوطه، بکارگیری علائم، نظارت و هماهنگی و کنترل عمل نمایند. ضمن اینکه در صورت عدم رعایت موارد مذکور مادّه 212 آیین نامه راهنمایی و رانندگی ماموران راهنمایی و رانندگی و پلیس راه موظّف به جلوگیری از انجام عملیات اجرایی شده اند و این تکلیف از عهدة ماموران انتظامی مندرج در مادّه 189 آیین نامه راهنمایی و رانندگی سابق خارج گردید.
1– 2: آیین نامه مدیریت ایمنی حمل و نقل و سوانح رانندگی:
در تاریخ چهارم شهریور ماه 1388 وزیران عضو کارگروه توسعه حمل و نقل عمومی و مدیریت مصرف سوخت با توجّه به افزایش تلفات جادّه و لزوم مدیریت ایمنی حمل و نقل و سوانح رانندگی به استناد اصل یکصد و سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران[16]آیین نامه مدیریت ایمنی حمل و نقل و سوانح رانندگی را که در آن وظایف سازمانها و ارگانهای درگیر در ایمنی ترافیک شامل دستگاه های عضو کمیسیون ایمنی راه ها و سایر دستگاه های مؤثّر در کاهش حوادث و تلفات حمل و نقل به تفکیک مشخص شده است. (احدی، ص484)
(آیین نامه مدیریت ایمنی و حمل نقل و سوانح رانندگی در پنج فصل تدوین شده که عبارتند از: فصل اوّل: کلیّات، فصل دوّم: ارتقاء ایمنی و بهسازی راه ها، فصل سوّم: ارتقاء ایمنی وسایل نقلیه، فصل چهارم: فرهنگ سازی، ارتقاء آموزش همگانی واصلاح رفتار پرخطر رانندگان، فصل پنجم: هماهنگی و اقدامات مدیریتی).این آیین نامه که مشتمل بر 18 مادّه می باشد وظایف سازمانها و ارگانها از جمله وزارت راه و شهرسازی، وزارت کشور، وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، وزارت آموزش و پرورش، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، وزارت امور اقتصادی و دارایی (بیمه مرکزی ایران)، سازمان صدا و سیما، سازمان پزشکی قانونی و امداد و نجات جمعیّت هلال احمر جمهوری اسلامی که در راستای کاهش حوادث رانندگی تدوین شده به تفکیک بیان گردیده که در فرایند رسیدگی به تصادفات رانندگی همگی دارای مسئولیت می باشند.
برخی از آنها در علل اولیّه و علل میانی تصادفات دخیل هستند و قصور برخی دیگر مانند وزارت راه و شهرسازی و صنعت معدن تجارت و یا وزارت کشور که مستقیماً با مبانی ایمنی راه و وسیله نقلیه مرتبط می باشند در فرایند رسیدگی به تصادفات و انشاء نظر کارشناسان به عنوان علل مستقیم و علل تامّه تصادفات تلقّی می گردند که مستوجب مسئولیّت مدنی بوده و قابل واخواهی در محاکم قضایی می باشند.
بر اساس مادّه 2 این آیین نامه که در فصل دوّم با عنوان ارتقاء ایمنی و بهسازی راه های کشور مطرح شده وزارت راه و شهرسازی مکلّف گردیده تا در راستای افزایش ایمنی راه های برون شهری نسبت به شناسایی نقاط پر تصادف بازدید فنّی از ایمنی راه ها و ایمن سازی با اولویّت اقدامات کم هزینه مهندسی، بازرسی ایمنی راه، آرامسازی جریان ترافیک و … اقدامات لازم را بعمل آورد همچنین بر اساس مادّه 3 همین فصل وزارت کشور را مکلّف نموده تا اقدامات ذکر شده را از طریق شهرداریها در معابر شهرها و حومه انجام دهد.
چنانچه در انجام وظیفه توسّط وزارتخانه فوق برابر وظایف احصاء شده در این آیین نامه قصوری وجود داشته باشد کارشناسان تصادفات می توانند به عنوان عدم رعایت نظامات دولتی از جانب ادارات مذکور که از مصادیق تقصیر نیز می باشد، مقصّر در تصادف اعلام نمایند و باید در محاکم قضایی پاسخگو باشند. همچنین وزارت صنعت، معدن، تجارت(صنایع و معادن سابق) نیز مطابق مادّه 10 فصل سوّم با موضوع ارتقاء ایمنی وسایل نقلیّه مکلّف شده با تجزیه و تحلیل تصادفات و تلفات سالانه مربوط به هر وسیله نقلیّه با همکاری پلیس راهنمایی و رانندگی نسبت به شناسایی و رفع نقص فنّی موجود و بهینه سازی آنها در فرایند تولید و یا واردات وسیله نقلیّه و با ارائه برنامه اجرایی در خصوص تجهیز خودروها به سامانه ترمز ضدّ قفل، کیسه هوا و سایر تجهیزات ایمنی اجباری اقدام نماید. بدیهی است چنانچه در تصادفی مشخّص گردد که وزارت خانه مذکور و شرکتهای خودرو ساز از موارد ذکر شده در این آیین نامه عدول نموده و موجبات زیان افراد غیر را فراهم نموده اند از طرف کارشناسان تصادفات قصور آنها اعلام و در مقابل زیاندیدگان باید در محاکم ذی صلاح پاسخگو باشند.
1– 3: آیین نامه نامه حفاظتی کارگاههای ساختمانی
از جمله مقرّرات اخیر التّصویب با موضوع ایمنی، آیین نامه حفاظتی کارگاههای ساختمانی است که در تاریخ 9/6/1381 به تصویب وزیر کار و امور اجتماعی رسیده که بیشتر ایمنی کارگاهی مد نظر این آیین نامه است امّا مادّه 11 این آیین نامه مرتبط با حوادث رانندگی بوده که تحوّلی در مسئولین مدنی متصدّیان و پیمانکاران شاغل در این بخش محسوب می شود که اشعار می دارد:
قرار دادن و انبار کردن وسایل کار، مصالح ساختمانی و نخاله های ساختمانی در معابر عمومی مجاز نیست و چنانچه انجام این امر برای موقّت و محدود اجتناب ناپذیر باشد باید با شرایط زیر اقدام گردد:
الف- مجوّز لازم از مرجع پروانه ساختمان و سایر مراجع ذیربط و مسئول اخذ گردد.
ب- نحوة قرار دادن، چیدن یا ریختن این وسایل و مصالح و انتخاب مکان آن به ترتیبی باشد که حوادث برای عابران و وسایل نقلیّه بوجود نیاورد و در اطراف آن نرده های متحرّک و وسایل کنترل مسیر و همچنین تابلوها و علائم هشدار دهنده که در شب و روز از فاصله مناسب قابل رؤیت باشد نصب گردد.
آنچه مسلّم است اگر تصادفی مبنی بر عدم رعایت مادّة مطرح شده بالا رخ دهد کارشناسان تصادفات باید قصور متصدّیان ذیربط را به عنوان عدم رعایت نظامات دولتی به محاکم قضایی اعلام نمایند.
1– 4: تبصره 3 مادّه 14 قانون رسیدگی به تخلّفات رانندگی
مهمترین تحول مسئولیّت مدنی در قوانین اخیر التصّویب در تصادفات رانندگی ابلاغ تبصره ی 3 ماده 14 قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی مصوّب 1389 می باشد که بیان می دارد: ‹‹ در صورتی که بر اساس نظر کارشناسان تصادفات نقص راه یا وسیله نقلیه موثّر در علّت تصادفات باشد حسب مورد متصدّیان ذیربط، مسئول جبران خسارت وارده بوده و با آنان برابر قانون رفتار خواهد شد.››
دلیل آن نیز تصریح قانونگذار به پاسخگو بودن راهسازان و خودروسازان در مقابل نواقصی است که باعث تصادف رانندگی می شود بر اساس این تبصره ی قانونی به کارشناسان تصادفات نیز تکلیف شده است قصور سازمانها یا افراد حقیقی ذیمدخل در تصادفات را اعلام نمایند. امّا همانگونه که در قبل نیز اشاره شد عامل نقص راه نمی تواند صرفاً به عهدة اداره راه و شهرسازی و یا شهرداریهای محل تصادف باشد چراکه سازمانهای دیگری نظیر سازمان آب و فاضلاب، شرکت مخابرات، اداره برق… گاهاً در سطح معابر عمومی اقدام به عملیات اجرایی می نمایند در هنگام انجام وظیفه بایستی با هماهنگی با ادارات راه و شهرسازی در جادّه ها و معابر بیرون شهر و شهرداریها در خیابانها و معابر درون شهر و پلیس راهنمایی و رانندگی و پلیس راه اقدام نمایند. همچنین در خصوص نقص خودرو که باعث تصادف رانندگی می شود صرفاً شرکتهای خودروساز نبایستی پاسخگو باشند چرا که تامین کنندگان قطعات خودرو، تعمیرکاران و رانندگانی که با علم به معیوب بودن خودرو آنرا به حرکت در می آورند باید پاسخگو باشند. بنابر این در اینگونه تصادفات زیاندیده برای جبران خسارت باید به مسئول حادثه مراجعه نماید به عنوان مثال اگر در معبری حفّاری غیرمجاز توسط یکی از شرکتهای یاد شده انجام شود و یا تابلو و علائم ایمنی و هشداری مناسبی برای آگاهی و هشدار کاربران راه بکار گرفته نشود وسیله نقلیه منحرف شده با عابری که در پیاده رو و در حال عبور بوده برخورد نماید راننده مسئول جبران خسارت وارده نیست. تشخیص چنین تصادفاتی برای کارشناسان آسان می باشد چرا که شکل تصادف عادّی و متعارف بوده و آموزه های کارشناسان نیز در این حد پاسخگو می باشد. گاهی تصادفی بوقوع می پیوندد ظاهراً نقصی نیز در راه مشهود نیست امّا واقعیّت نقص فنّی در شیب عرضی یا طولی یا دِوِر نامناسب در قوسها باعث خروج از جادّه یا واژگونی وسائط نقلیّه شده در حالت عادی تشخیص آن برای کارشناس که فرد متعارف بوده و تجهیزات فنّی را نیز برای شناسایی عیب راه نداشته بلکه آموزش لازم را نیز در این زمینه ندارد قطعاً در اعلام نظر کارشناسی دچار اشتباه خواهد شد و اشتباه کارشناسی نیز باعث تضییع حقوق زیاندیده یا زیاندیدگان در تصادف خواهد شد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲ـ بساطت وجود: وجود حقیقت بسیطی است که نه جزء دارد ونه جزء چیزی است؛ زیرا غیر از وجود چیزی وجود ندارد. ۳ـ تشکیک وجود: وجود حقیقتی عینی و واحد است. همه افراد وجود دارای حقیقت واحدی هستند که ذاتاً با هم اختلاف ندارند. وجودهای خارجی خواه ضعیف و خواه قوی، خواه علت و خواه معلول، همه مراتب یک حقیقت هستند و برحسب شدت و ضعف مراتب وجودی ـ که از عالیترین مرتبه وجودی آغاز و به پایینترین و ضعیفترین مرتبه ختم میشودـ افراد آن دارای اختلاف هستند. به این معنا وجود حقیقتی است که در عین وحدت، کثرت دارد و در عین کثرت وحدت . تقریر برهان صدیقین صدرا در اسفار طبق مبانی فوق چنین است: وجود حقیقت عینی واحد بسیطی است که اختلافی بین افرادش جز به کمال و نقص و شدت و ضعف یا به امور زائد، هماگونه که در افراد ماهیت نوعی وجود دارد، بالذات وجود ندارد. و غایت کمالی است که اتمّی از آن وجود ندارد و متعلق به غیر خودش نیست. نمی توان تمامتر از آن تصورکرد، زیرا هر ناقصی متعلق به غیر خودش است؛ از این رو نیازمند به تمام است و تمام قبل از نقص است و فعل قبل از قوه؛ پس وجود قبل از عدم است. تمام شیء همان شیء است. پس وجود در حد ذات خود یا بی نیاز از غیر است یا نیازمند و وابسته به غیر. اولی واجب الوجود است که صرف الوجود است، اتمیّ از آن وجود ندارد و به عدم و نقص آمیخته نیست. و دوّمی آنچه غیر او؛ یعنی همان افعال و آثار اوست که برای آنها جز به واسطه واجب الوجود قوامی نیست. زیرا برای حقیقت وجود نقصی نیست. و نقص به خاطر معلولیت به وجود ملحق میشود. به همین علت است که معلول از نظر فضیلت و کمال وجودی در حد مرتبه علت خویش قرار ندارد. بنابراین اگر وجود، مجعولِ موجود قاهر و مسلطی که آن را ایجاد کند و تحصل بخشد، نباشد برای آن نقص و عیبی به هیچ وجه متصور نیست؛ زیرا حقیقت وجود بسیط است و حد و تعینی جز فعلیت و حصول محض نیست، در غیر این صورت یا مرکب است و یا دارای ماهیتی غیر از وجود بودن است. [۳۲۳]
 این روش صدیقین است؛ کسانیکه به ذات خدا بر ذاتش، سپس به ذاتش بر صفاتش و از صفاتش به افعالش یکی پس از دیگری شهادت میدهند. در شناخت خداوند گاه از مخلوقات که همان تجلیات و آثار خداوند است بر او استدلال میشود؛ یعنی از کمترین پی به بالاترین و قویترین برده میشود و گاه از والاترین و عظیمترین پی به پایینترین و ضعیفترین. در برهان صدیقین روند از بالاترین به پایینترین است؛ یعنی از وجود خداوند پی به وجود موجودات برده میشود. زیرا اگر خدایی نباشد بیشک موجودی تحقق نخواهد یافت. از این رو عدم وجود مخلوقات مستلزم نفی وجود خداوند نیست. راه های رسیدن به خدا گرچه به عدد نفوس خلایق است اما انسان باید راهی را انتخاب کند که زودتر به مقصد برسد. برهان صدیقین این هدف را محقق ساخته است؛ زیرا جز وجود چیزی حد وسط واقع نشده است، پس راه و مقصد یکی هستند. در براهین مخلوق محور صفات خداوند را یک به یک باید اثبات کرد، اما در صدیقین با اثبات ذات خداوند، علم، حیات، اراده، قدرت، قیومیّت و فیّاضیت و… نیز به اثبات میرسد و نیازمند برهان جداگانه برای اثبات آنها نیست. این روش سادهترین و بسیطترین روش است؛ زیرا نه تنها برای شناخت ذات واجب، صفات و افعالش نیاز به واسطهای جز حقیقت وجود نیست؛ بلکه از بهکار بردن ابطال دور و تسلسل نیز بی نیاز است. بنابراین هم به ذاتش، ذات و وحدانیتش شناخته میشود که به حق مصداق }شهد الله انه لا اله الاهو[۳۲۴]{است و هم غیر او (موجودات) شناخته میشوند. }او لم یکف بربک انه علی کل شیء شهید{.[۳۲۵] این روش پیامبران است که در بیان الهی با آیه }قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیره{[۳۲۶] مورد تصدیق واقع شده است.[۳۲۷] ۲-۲-۳-۲-۱-۳. اقرار عقل به ناتوانی در شناخت کنه ذات چنانچه گذشت صدرا قائل به شناخت عقلی و شهودی واجب تعالی است. شناخت عقلی از آن جهت است که وجود حق بدیهی نیست و نیازمند اثبات است و باید که برهان بر وجودش اقامه شود. این روش حکما و اهل نظر است که عقل را حرمت نهند و قدرت آن را تا به حدی میدانند که بر وجود حق تعالی تواند که برهان اقامه کند. اما خود عقل اعتراف میکند که حد و مرزی دارد و چون به آن حد رسید توقف نموده و دیگر توان گذشتن از آن حد را به هیچ وجه ندارد. نهایت حد عقل در رابطه با شناخت حق تعالی آن است که اثبات کند ممکنات را مبدأ و آغازی است که واجب لذاته است و عدم در او راه ندارد و نیز ثابت کند که برای او صفات و اسمایی است. صدرا در سیر و سلوک عارفانهاش که انوار اشراقی بر دلش تابیده پای عقل را لغزان وشهود را به یاری فرا میخواند. او با طی مراتب و مراحل سیر وسلوک در مییابد که حتی شناخت توسط عقل و بحثهای فلسفی خود حجاب و مانع بزرگی در راه رسیدن به حقیقت و معرفت ربوبی است[۳۲۸]. زیرا عقول از پس پرده به خدا می نگرند. کنه ذات حق معقول کسی واقع نمیشود و حد و برهان نمیپذیرد. ذات متعالی او وجود صرف و عاری از هر چیزی غیر از حقیقت وجود است و حقیقتش عین خارجیتش است که مفهوم نمیپذیرد و به ذهن نمیآید. او وجودی است که اتّم و اکمل است و در شدت نورانیت. مثل و مانند و ضد و مفهومی ندارد، بسیط است؛ اجزای خارجی ماده و صورت ندارد. از هر نوع ترکیبی مبرا است. هیچ جزء ذهنی و خارجی ندارد. صرف الوجود است و ماهیت ندارد؛ از این رو اجزای ذهنی از جنس و فصل را هم ندارد. چون جنس و فصل ندارد، پس حدی هم ندارد؛ چرا که حد از ترکیب این دو تشکیل میشود. آنچه که حد ندارد، پس برهان بر وجودش نتوان اقامه کرد.[۳۲۹] او خود برهان بر همه چیز است. شناخته شدهتر از ذات او وجود ندارد و همه چیز در پرتو ذات او مورد شناخت واقع میشوند. شاهدی بر او نیست بلکه او خود در تمام اشیاء مشهود و حاضر است. «اولم یکف بربک انّه علی کلّ شیء شهید».[۳۳۰] انسان با علم حصولی جز از طریق مفاهیم نمیتواند نسبت به حق تعالی معرفت پیدا کند. از این روی آنچه که به ذهن میآید دیگر واجب نیست، بلکه مخلوق و معلول ذهن است. گرچه ذهن انسان قدرت خلاقیت و ابداع دارد و میتواند مفاهیمی را خلق کند، اما هر چه را انسان در نهایت دقت و ظرافت تصور کند، باز، همچون خودِ انسان مخلوق و معلول است و محدودیت و تناهی دارد. خاصیت ذهن انسان به گونهای است که در درک امور خیلی قوی و خیلی ضعیف عاجز است. همانطور که ذهن از ادراک زمان و حرکت در نهایت ضعفشان عاجز است به همین نحو نیز از ادارک ذات حق تعالی به علت اینکه حقیقت آن عین واقع است، ناتوان است. از این رو هرگز به ذهن منتقل نمیشود. اگر ذات حق تعالی را به علم حصولی دریابیم و آن را تعقل کنیم، انقلاب در ذات لازم میآید؛ زیرا حقیقت او عین خارجیت و تشخص است و به این معنا ـ صرف الوجود است و به شرط سلب موضوع و سایر اشیاء از اوـ اگر کنه ذاتش تصور گردد، پس آنچه خارجیت عین ذاتش بود، عرض شد و قائم به ذهن و معلول. حال آنکه خداوند عرض و محتاج محل نیست و حقیقت او عبارت است از «الموجود لا فی الموضوع».[۳۳۱] علمی که مخلوقات نسبت به خداوند دارند علم معلول به علت است. او علت همه ممکنات است به تسلط خاص علت نسبت به معلول؛ حال آنکه معلول شأنی از شئون علت است و نزد علت حصول تام دارد، در حالی که علت نزد معلول خود حصول تام ندارد. وجودهای معلول و امکانی هر اندازه که از معرفت قوی برخوردار باشند؛ باز هم مهر معلولیت بر پیشانی دارند و معرفت آنها از اصل هستی آنها قوی تر نیست. از این رو وجودهای معلولی نمیتوانند آنگونه که علت بر معلولش احاطه دارد، به ذات علت خویش احاطه حسی یا عقلی داشته باشند.[۳۳۲]بنابراین وصول به معرفت حق تعالی جز به واسطه فناء سالک در حق ممکن نیست. البته صدرا در جای دیگر بیان میدارد که آنچه مانع از تعقل کنه واجب تعالی میشود، از جهت ذات خداوند نیست؛ چرا که ذات واجب در نهایت وضوح و آشکاری و درخشندگی است. چیزی که چنین است البته که باید بدون هیچ ابهامی معلوم همه کس باشد. در حالیکه چنین نیست و امر را برعکس مییابیم. وی تصریح میکند که سرّ امر در این است که قوه دراکه بشر از احاطه به کنه او ناتوان است. قوه متناهی چگونه توانایی به کنه رسیدن نامتناهی را دارد؟ خردهایی که با عدم و تاریکی ممزوج گشتهاند قدرت درک ذاتش را آنگونه که هست ندارند. ولی او به جهت شدت نورانیت و وسعت رحمت و نامتناهی بودنش از رگ گردن نیز به ما نزدیکتر است.[۳۳۳] بنابراین خردهای انسانی را راهی برای رسیدن به خداوند نیست جز اینکه او در صفات خود عالم و قادر است و در افعال خویش حکیم. به همین علت است که از تفکر در ذات حق نهی شده است و در آیات قرآنی سخن از معرفت ذات نرفته است؛ بلکه هر چه هست تنها تنزیه و تقدیس محض درباره ذات احدیت است.} لا اله الاّ هو{[۳۳۴]} سبحان الله عمّا یصفون{[۳۳۵]} بدیع السموات و الارض{.[۳۳۶] ۲-۲-۳-۲-۲. شناخت حق از طریق شهود طبق آن چه گذشت اولین و آخرین و تنهــاترین راهی که می توان به ذات حق تعــالی شناخت پیدا کرد، شهود ذات او است. معیار و ملاک شناخت هر چیزی از جنس آن چیز است. محسوسات جز به واسطه اندام های حسی قابل شناسایی نیستند. مخیلات و معقولات نیز از این قاعده مستثنی نیستند. عکس آن نیز صادق است؛ یعنی اندام حسی هرگز راه به سوی معقولات نخواهند برد. وجود مبارک حق تعالی نیز چنین است. از این رو بهترین راه تقرب به ذات احدیت چیزی جز وجود نیست. خداوند در نهایت شدت وجودی است و برای نزدیکی به جوار او باید وجودت را به کمال برسانی تا وجودت به وجودش قرب پیدا کند. غیر از وجود چیزی شأنیت قرب به او را ندارد و نهایت کمال وجودی فناء فی الله است؛ یعنی از بین بردن منیّتی که عامل اصلی دور افتادن انسان از خداوند شده است. ۲-۲-۳-۲-۲-۱. ادراک بسیط حق تعالی به علم حضوری در اندیشه اسلامی از نظر بعضی فلاسفه و علما، یکی از راه های شنـاخت ذات احدیت، فطرت است. در اینجا منظور از فطرت، بینش شهودی انسان در رابطه با وجود حقیقی محض است که انسان به طور آگاهانه خدای خویش را در خواهد یافت و با آنچه در منطق در باب قضایای «قیاساتها معها» خوانده می شود، متفاوت است. صدرا معتقد است علم به معلول جزء از طریق علم به علتش میسر نخواهد شد. از سویی آنچه که مدرک واقع می شود، حضور معلول نزد علت است و وجود هر چیزی جز حقیقت هویتش نیست که با وجود قیّوم به واسطه فقر و وابستگیای که دارند، مرتبط است. از این رو ادارک هر چیزی به معنای ادارک حق تعالی است. بنابراین هر یک از ممکنات بر حسب ظرفیت وجودی خویش قادرند ذات حق تعالی را بدون هیچ قید و محدودیتی مشاهده کنند. خداوند بر همه چیز متجلی است و هریک از موجودات به اندازه ظرفیت وجودی خویش از تجلی ذات او بهرهمند میگردند. از این رو هر کس چیزی را ادراک کرده باشد، به یقین باری تعالی را ادارک کرده است؛ گر چه از این شناخت جزء اولیاء و اوصیای خداوند کسی را بهرهای نیست.[۳۳۷] انسانها به نحو اجتنابناپذیری هم فطرتاً خداجو هستند و هم بر حسب آفرینش خاصی که دارند یک نوع شناخت نسبت به حق تعالی دارند. اما اینکه این نوع شناخت مورد غفلت واقع میشود، ناشی از حجابی است که در اثر گناهان و شهوات به وجود آمده است. یکی از آشکارترین نشانه های فطرت خداجویی دروجود آدمی، مواجهه انسان با خطرات سهمگین و غیر قابل دفاع است. در این مواقع انسان دست از تمامی علل و اسباب مادی می شوید؛ چرا که یقین دارد که کمکی از آنها بر نمی آید. تنها چیزی که امید را برای او به ارمغان میآورد، ندای درونیای است که او را به یاد خدا فرا می خواند. از این رو است که با خلوص تمام خدای فراموش شده خویش را فرا میخواند. حتی مشرکان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. گویی در ناخودآگاه انسان پنهان است و با ضربهای هولناک در خودآگاه انسان ظاهر میشود. در این مواقع است که میگویند فطرت خداجوی انسان بیدار شده است. صدرا در مقام مفسری که هم به آیات و علوم قرآنی آشنا و مسلط است و به مفاد آنها ایمان دارد و هم به عنوان عارفی که نفس خویش را از گناه وکدورت پاک و به نور ایمان منور ساخته است، شناخت خداوند را فطری میداند. وی در المظاهر پس از اینکه راه های خداشناسی (برهان نفس، حرکت و صدیقین) را ذکر میکند، در خاتمه تصریح میکند که اقتضای حق و انصاف این است که شناخت واجب تعالی امری فطری است و نیازمند برهان نیست. وی در این رابطه به آیه}فإذا رکبوا فی الفُلک و دعو الله مخلصین له الدین فلمّا نجّاهم الی البر إذا هم یُشرکون{[۳۳۸] استشهاد میکند.[۳۳۹] مخاطب این آیه مشرکان هستند. مضمون آیه چنین است که حتی کسانیکه خدا را در مواقع صحت و سلامتی یاد نمیکنند در هنگام سختی و بلا مورد قبول و پذیرش قرار میدهند؛ به سوی او پناه میبرند و به او توجه غریزی مبذول میدارند اما به محض نجات یافتن و به خشکی رسیدن باز هم حجابهای دنیایی خدا را از یادشان میبرد. صدرا به این بعد از وجود آدمی توجه زیادی نشان میدهد و معتقد است شناخت حق تعالی به لحاظ فطرت برای همه به یک شکل نیست، بلکه بستگی به مراتب وجودی انسان و نسبت قرب و بعدشان به واجب تعالی دارد. هر یک از ممکنات به اندازه ضعف استعداد و گنجایش وجودی خویش از احاطه به او محروم میمانند و هر که به کانون وجود نزدیکتر باشد،، شدت احاطه او بیشتر و به حق تعالی نزدیکتر است. وی در رابطه با آیه }و اذ اخذ ربّک من بنی آدم..{[۳۴۰] معتقد است که اعتراف گرفتن خداوند از بندگان به ربوبیتش نشان از این دارد که آنها جمال حق را مشاهده کردهاند. اگرآنها خدا را شهود و وجودش را درک نمیکردند به یقین به ربوبیت خداوند «بلی» نمیگفتند. بنابراین خداوند اعتراف به ربوبیتش گرفته نه وجودش. از این رو اقرار و اعتراف به وجودش به صورت غریزی و ذاتی در نهاد و درون آنها قبل از اینکه به ربوبیتش اعتراف بگیرد، نهاده شده است.[۳۴۱] انسانها در سرشت نخستشان موحد و خداپرست آفریده شدهاند، اما همین که نفوس انسانی به بدن تعلق گرفت و گرفتار اعضا و جوارح شد، کمکم مبتلا به امراض دنیوی میشود تا حدی که صفحه دل که محل تجلی انوار ذات الهی است، با گناه و خوهای پست و پلید پوشانده و مانع از تجلی نور حق میگردد. اشتغال به سرگرمیهای دنیا خدا را از یاد انسان میبرد و باعث دور شدن او از کانون وجود میگردد. اما آنانکه روزنههای نفسشان را به روی همه امراض دنیایی و وسوسههای فریبنده بستهاند خدا را به مشاهده و شهود عیانی مینگردند.از این رو مقامشان بسی بالاتر از کسانی است که خدا را به واسطه براهین میجویند. آنان کسانی هستند که حتی اگر پرده و حجاب طبیعت برافتد باز هم یقینشان به خدا افزوده نخواهد شد. « هیچ چیز را مشاهده نکردم جز آن که خدا را در او، و یا پیش از آن چیز مشاهده نمودم»؛ این سخن حکیم عرب و پیشوای متقین علی(ع) است. صدرا شناخت فطری را نه تنها در حکم بدیهیات بلکه ضروریات میداند و قائل است این شناخت برای فطرتهای اصلی لازم و ضروی و بی نیاز از برهان است. وی به تأکید بیان میکند که این نوع شناخت از جهت روح بی نیاز است؛ زیرا روح اگر پاک باشد قطعاً خدایش را خواهد شناخت و به هر چیز بنگرد تجلیات حق را خواهد دید. وی دراینباره چنان بر موضع خویش مصر است که کشتن کسی را که شناخت ضروری خداوند را انکار میکند به حکم تمام شرایع و آیینهای الهی واجب و لازم میداند.به اعتقاد وی چنین افرادی چون سوفسطاییای میمانند که اصل ضروری را منکر میشوند. به همین دلیل شایسته و بایسته است که او نیز به مانند سوفسطایی به اشد مجازات برسد.[۳۴۲] بنابراین ادراک حق تعالی به وجه و به علم بسیط حضوری برای هر موجودی ثابت است. ۲-۲-۳-۲-۲-۱-۱. انسان و شناخت خدا نهایت کمالی که مختص انسان است، رسیدن به قرب حق تعالی است. و این امر تنها به واسطه نفس انسانی مقدور است، چرا که نفس انسان به خاطر دو وجهی بودنش توانایی صعود به قله رفیع احدیت را دارد؛ البته نه از آن روی که متعلق به بدن است، بلکه تنها از جهتی که رو به سوی عالم قدس دارد و با سیر از عالمی به عالمی دیگر و گذر از حجابها و موانع به مقصد می رسد.[۳۴۳] نفس انسان از عالم نور و معرفت است ولی به خاطر تعلقش به بدن و عالم جسمانی کثیف و ظلمانی شده است. صفا و صقات اولیه خویش را از دست داده است. شناخت نفس از جهت ذات و صفات پلکانی است که انسان به توسط آن خدا را خواهد شناخت و با این شناخت از جرگه بهایم دور و به جوار فرشتگان تقرب مییابد تا جایی که مدارج روحانی را نیز پشت سر گذاشته و به نهایت حد خود یعنی مقام فنای کلی و بقای ابدی می رسد. اما نفس آلوده به گناه و محصور در حجاب مادیت هرگز شأن رسیدن به این مقامات را ندارد. انسان را دو قوه علمی و عملی است. قوه عامله با تهدیب و تزکیه نفس به فعلیت میرسد و قوه عاقله با اکتساب یقینیات و معارف حقیقی از قوه به فعل خارج میشود. با اتحاد این دو قوه، به عنایت الهی نور ایمان بر دل میتابد و به مدد آن انسان به طور ولایت ترقی میکند تا به حق تعالی میرسد و در موطن حقیقی }انا الیه الراجعون{آرام و قرار می گیرد.[۳۴۴] و از همین بابت است که صدرا بر خود شناسی و علم النفس بسیار تأکید میکند. نفس از آن روی که به عالم اجسام تعلق گرفته است اسیر مادیات است و برای بازگشت به جایگاه اصلیاش باید که این بندها را از پای باز کند. از این رو نفس انسان برای رهایی از این زندان و اسارت مراتب و مقاماتی را به شرح ذیل باید طی کند: ـ اولین مانع بر سر راه انسان نفس خودش است که با حیوانات و بهائم در آن مشترک است. برای گذر از این مرتبه باید نفس را با تزکیه و تهذیب مطهر کرد. ـ دومین مرتبه عقل است. در این مرتبه انسان از جرگه حیوانات خارج و به مقام انسانیت میرسد.این مقام همان بالفعل شدن عقل بالقوه است. در این مرتبه انسان به ادراک معقولات مفتخر می گردد.[۳۴۵] نفس مسخر عقل میگردد و عقل به مقام فرقان نایل میشود و قدرت تشخیص حق و باطل را دارا میگردد و ایمان به مبدأ و معاد پیدا میکند. این جاست که بعد معرفتی ایمان کاملاً مشهود میگردد. زیرا ایمان نوری است عقلی که نفس انسانی را از قوه به فعلیت خارج وبه کمال میرساند. ـ سومین مقامی که نفس در سیر تکاملیاش قدم در آن میگذارد، مرتبه روح انسانی است .در این مرتبه انسان به حضور حق اطمینان دارد و به مقام حقیقت ایمان میرسد. ـ مرتبه سرّ انسان یکی از مهمترین مراتبی است که نفس بدان نایل میشود. سرّ در این مقام به معنی وجود افاضه شده حقیقت سالک است. انسانی که از تعلقات کونیه خارج شده حقیقت خود را عین فقر و وابستگی به حق تعالی میبیند. انسان زمانی خودش را وابسته و نیازمند مییابد که روحش متوجه نفس مطمئنه گردد. سالک در این مرتبه مظهر تجلیات اسماء ظاهر یکی پس از دیگری می گردد و به سوی اسماء کلیه سیر میکند تا جایی که از کثرت به وحدت میرسد و مظهر جمیع اسماء ظاهر میگردد. در واقع حکم ظاهر کلی، رؤیت وحدت وجود است در عین کثرت. ـ مرتبه خفی : سالکی که در مرتبه سرّ به مقام وحدت و تجلی اسماء ظاهر رسیده بود در این مرتبه چنان که از نامش پیداست به مقام مظهریت اسماء باطن نایل میگردد و کثرت باطنیه را در آئینه وحدت مشاهده میکند. به عبارتی سالک مظهر تجلی حق به اسم باطن است و اسماء باطن را یکی از پس از دیگری پشت سر میگذارد تا تجلیگاه همه اسماء باطن میگردد و کـثرت را در وحدت شهـود میکند. این مقام شامخ ولایت و نبوت و خلافت حق است. ـ مرتبه اخفی: در این مرتبه سالک مظهر تجلیات صفاتی مقام الوهیت است. آخرین سیر معنوی اولوالعزم از پیامبران و انبیاءعلیهم السلام است. ـ مرتبه تجلی ذات اقدس الهی است که اختصاص به حقیقت محمدr و ائمه معصومینu دارد و نهایت سیر سالک به این جا ختم میشود و پس از این دیگر مقام و منزلتی وجود ندارد.[۳۴۶]و به مصداق }ثم دَنا فَتَدَلی فَکانَ قابَ قوسین او ادنی{[۳۴۷]به جوار حق تعالی راه مییابد. صدرا بیان میدارد که هدایت به سوی حق تعالی و شناخت ذات او یا از طریق رسولان و پیام آوران امرش صورت میگیرد که توسط آنها از ذات خود خبر داده است یا از طریق تجلی خود بر آنهاست. اما حق تعالی بسیار والاتر از آن است که هر انسانی شأنیت مشاهده او را داشته باشد و او را بشناسد و این امر جز از برای انبیاء و اولیای خاصش کسی را سزا نیست. چرا که آنان برگزیدگان خدا هستند که انجام نمیدهند کاری مگر به خیر، و راضی نمیشوند به شناخت چیزی جز از طریق شهود. بنابراین کسانی که خواستار رسیدن به حقیقت هستند لازم است که آنان را الگو و پیشوای خویش قرار داده و اطاعت امرش نمایند. خداوند به اندازه پیروی و متابعت از انبیا و اولیا برای سالکان جویای حق انوار الهی و اسرار ربانی را بر قلبهایشان ظاهر میگرداند. هر کسی نمی تواند به مقام نبوت برسد، این مقام عطایی الهی است که کسب و تلاش در آن راهی ندارد و نبی کسی است که تمام معارف و احکام الهی را به طور کامل داراست و مظهر کامل اسم اعظم است و برای هدایت و رهبری خلق برانگیخته شده است و از ذات و صفات و افعال خداوند و احکام آخرت از حشر و نشر و پاداش و عقاب خبر میدهد.[۳۴۸] از همین رو است که اطاعت از نبی به معنای اطاعت از خداوند است و سرپیچی از فرمان او جزء به معنای گردنکشی از فرمان الهی نیست و مستوجب عقاب میگردد. ۲-۲-۳-۲-۲-۱-۲. قوس نزول و صعود تمام آنچه را که در عالم مکنات وجود دارد حقایقی را دارا هستند که هم در عالم عقلی به نام قلم الهی به وجه اجمال، هم در عالم نفسانی و به نحو بسیط به نام لوح محفوظ و ام الکتاب و هم در الواح قدریّه که قابل ثبت و محو هستند، ثبت شده است .همه این کتابها را حق تعالی به مقتضای اسم «الرحمن » خود نگاشته است؛ زیرا عنایت الهی وجود این کتب را اقتضاء و آنها را بر وفق علم به ذاتش که علم فعلی است و مستلزم وجود معلوم، انشاء کرده است. همه این کتابها از تجلیات و ظهورات وجود و قدرت حق تعالی هستند و ظهورات و آثار هر شیئی لازمِ وجودِ آن شیء است. پس همانگونه که یک مهندس ابتدا صورت خانهها و ساختمانها را بر روی نقشه میکشد و سپس آنها را طبق نقشه در عالم خارج پیاده میکند، به همین نحو نیز آفریننده و خالق آسمان و زمین نسخه عوالم وجودی که در علم ازلی طراحی شده است را به مقتضای رحمت و عنایت خویش از اول تا آخر، از مرتبه ذات و مقام علمی به مرتبه وجودی و عینی خارج میکند. بدین ترتیب همه عوالم وجودی از عقل و نفس و جسم طبق نقشه و طرح علمی ذات خداوند توسط ملائکه عمّاله که در خدمت ملائکه علّامه هستند به وجود آمد. زمانیکه صورت وجود عالم به کمال در نظر گرفته شده رسید، خداوند نوع بشر را در زمین از خاک آفرید و خواست که از جنس زمینیها برای خود خلیفهای در دنیا و نائبی در ساختن بنای آخرت قرار دهد. این خلیفه انسان نام گرفت و اینگونه آفرینش به حد کمال خود رسید.[۳۴۹] این فرایند که از اطلاق آغاز شده و به تقیید و مرتبه انسانی رسیده است قوس نزول نامیده می شود. اما آنچه اقتضای وجود انسانی است، رسیدن به کمال عقلی و هم جواری با حق تعالی است. به همین خاطر نفس انسانی باید که از مرتبه جسمانی بودن خارج و به مرتبه والای عقلی برسد. از این روست که سالک سیر صعودی خود را به امید دستیابی به جایگاه ومقام اصلیاش از عالم جسمانی و کثرت آغاز میکند و طی سفرهایی به وحدت میرسد. اولین سفر سالک از جایگاهی که در آن حضور دارد آغاز میشود؛ یعنی سفر از خلق به حق. سالک باید حجابهای امکانی را که شامل حجابهای جسمانی و روحانی که مربوط به عالم برزخ است را از سر راه بردارد. از نظر صدرا شرط اول سیر و سلوک، عبادت و ریاضتهای شرعی است.[۳۵۰] با این کار سالک نفس خود را صیقل داده و مستعد تجلی انوار حق میگردد. البته همزمان با ریاضتها و تهذیب نفس سالک نیاز به ریاضتهای عقلی نیز دارد که با کسب یقینیات میسور میگردد. به این ترتیب از مقام نفس عبور و به مقام قلب میرسد. در مقام قلب نیز حجب نورانیای وجود دارد. این حجابهای نورانی تا مقام سرّ بین سالک و مقصد وجود دارد. صعود سالک به مقام سرّ به معنای اعراض از خلق و فنای فی الله است. در این مقام سالک غرق در شهود حق تعالی است؛ چنانکه از وجود خود غافل است و حتی شناخت خود را نمیبیند. بنابراین به شناخت خود از این جهت مسرور نیست؛ بلکه از آن جهت که حق تعالی مورد شناخت اوست شادمان است. این نهایت سیر الی الله است. بعد از این که به عنایت الهی سالک از حالت بیخودی درآمد و به مقام صحو بعد از محو رسید، سفر اول او تمام و شروع به سفر دوم میکند. سفر دوم از حق به حق است. در سفر اول سالک به مقام ولایت مفتخر گردید. در این سفر شروع به سیر در اسماء و صفات حق تعالی میکند و به صفات و اسماء حق تعالی علم مییابد و ذات و صفات افعال خود را فانی در ذات و صفات و افعال حق تعالی میبیند. مظهر تمام اسماء و صفات حق تعالی میگردد. به چشم او میبینند به گوش او میشنود. بعد از این که سالک به عنایت الهی از محو به صحو رسید شروع به سفر سوم مینماید. سفر از حق به خلق با حق است. سالک پس از سیر در اسماء و صفات به مرتبه افعال میرسد. افعال مظاهر خارجی اسماء هستند. سفر سالک بعد از مرتبه ذات که مرتبه وحدت بود، سفر به کثرتها و جزئیها است. در این مرتبه سالک محو کثرتها میگردد؛ با این تفاوت که مقام وحدت را نیز حفظ میکند. بعد از این که سالک از حالت بیخودی به هوشیاری درآمد، همچنان که به بقاء حق باقی است به ترتیب در عالم جبروت و ملکوت سیر میکند تا به مرتبه ناسوت میرسد. سالک همه حقایق عوالم را به شهود حق مشاهده کرده است و به اصل آنها علم پیدا کرده است. سفر چهارم سفر از خلق به حق با حق است. در این سیر و حرکت، سالک به عمق هستی و ذات مخلوقات پی میبرد و آنها را شهود میکند. در این مرتبه کاملاً به احوال و آنچه که سودمند یا مضر است آگاه میگردد؛ از این رو است که صلاحیت اداره جامعه را دارا و به عنوان رهبر جامعه برگزیده میشود.[۳۵۱] آنچه از نظر ملاصدرا در سیر صعودی مهم است نور ایمان است. انسان تنها به مدد این نور که همان به فعلیت رسیدن است، میتواند سیر صعودی را به سرانجام برساند. بنابراین وجود صادر از مبدأ در قوس نزول به ترتیب عبارت است از وجود عقلی، وجود نفسی، وجودحسی و درنهایت ماده که آخرین مرتبه قوس نزول را تشکیل میدهد. سپس وجود، سیر صعودی خود را از ماده آغاز و به سمت بالا، مراتب حس، نفس و عقل را طی میکند. بدین ترتیب انسانی که از مقام صرافت وجود به عالم جسمانی تنزل یافته بود، درسیرصعودی به مقام شامخ ربانی واصل شد. این مقام درعالم امکان تنها از آن حضرت ختمی مرتبت است. انسانی که به این درجه از سیر و سلوک رسیده باشد کلیه حقایق عالم قضا و قدر الهی را مشاهده و مظهر جمیع اسماء و صفات حق میگردد. چنین انسانی نه از عالم عقل غافل است و نه از عالم طبیعت و محسوسات؛ به طوریکه یک بار با حق و محب اوست و دیگر بار با خلق و مشفق آنهاست. زمانیکه در میان خلقالله است مانند یکی از آنهاست؛ گویی نه خدایی را شهود کرده و نه ملائکهای را مشاهده ،که مصداق بارز} انا بشر مثلکم{[۳۵۲] است، و زمانیکه در خلوت با خدای خویش راز و نیاز میکند گویی هرگز خلق را نمی شناسد.آنان در عالم جز به وحدت نمینگرند و همه کثرتها و موجودات را جز ربط و وابسته به حق تعالی و صادر از او نمیبینند. که اگر او نمی بود بی تردید این عالم نیز موجود نبود . آنها تنها یک مؤثردرجهان میبینند و در عالم وجود جز یک وجود که آن وجود حق تعالی است، وجود دیگری نمیبینند، به گونهای که به هرچه مینگرند جز خداوند را نمیبینند تا به حدی که پیش از آنکه خود را دریابند او را مییابند. از این روست که صدرا شناخت حق تعالی را ضروری و لازم نفسهای سالم میداند. ۲-۲-۳-۲-۲-۲. برهان صدیقین بر مبنای شهود برهان صدیقین شریفترین روش برای شناخت خداوند است. این روش، روش صدیقین از اهل بیت و اولادش و شهدا صالح است. اینان همان کسانی هستند که نفوسشان از زنگار و کدورت در امان مانده است. فطرت خداجویشان همیشه بیدار است و در هرآن خدا را تصدیق می کنند.آنان خدا را به چشم دل می بینند.کسانی که انیّتشان با فنا شدن در ذات حق از بین می رود و در آن هنگام است که جزء سرابی از وجود آدمی چیزی باقی نمی ماند و وجود حق تعالی در وحدت محض چهره می نماید و ذاتش به ذات خود شهادت و گواهی می دهد[۳۵۳]. این شریفترین، نورانی ترین و افضل ترین راه است که وجود سالک در حقیقت همان مسلک و مقصد است.بی تردید منظور صدرا از اقامه این برهان اثبات ذات حق تعالی نیست،بلکه برهان بر بداهت وجود ذات احدیت اقامه شده است. کسانی که خدا را به شهود دل یافتهاند، در مقام بیان و تفسیر خود از شهود، این برهان را اقامه میکنند. برهان یارای مقاومت در برابر چنین وجود بدیهی ای را ندارد،جزء آن که بر بداهتش اعتراف کند. ۲-۲-۳-۲-۳. عجز علوم حضوری به کنه ذات تعالی چنان چه بیان داشتیم ادراک کنه حق تعالی توسط عقول هرگز مسیر نخواهد شد. در رابطه با علوم حضوری و شهودی ادراک کنه ذات حق به نحو احاطه به هیچ روی مقدور نیست. ادراک کنه شیء مشروط به احاطه کامل نسبت به آن شیء است. به این معنا معلوم قرار گرفتن ذات حق تعالی برای موجودات منوط به احاطه کامل مخلوقات و موجودات نسبت به حق تعالی است؛ حال آنکه چنین چیزی امکان ندارد. زیرا علت به وجود خارجی، مقوم وجود معلول است و معلول به حسب ذات که فقر مطلق است، محتاج به علت است به طوری که حضور علت برای معلول از حضور خود معلول نسبت به خودش نیز تمامتر است. بنابراین معلول را هرگز احاطه بر ذات حق تعالی نیست.[۳۵۴] ذات احدیت مقامی است که نه کثرت دارد و نه ترکیب و نه نعت و نه صفت. مقامی است که لا رسم له و لا اسم له و لا نسبته له و لا حکم له است. بلکه وجود بحت و غیب مجهول و کنز مخفی است. بسیطتر از هر بسیطی است، محکوم به حکمی از احکام نیست. حقیقت ذاتش را کسی ندیده و درک نکرده؛ از این رو کسی خبری از آن ندارد. قهر و لطف در ذات حق بی معنا است؛ بدون واسطه با حقایق ارتباط ندارد. حتی صفاتش با واسطه با او در ارتباطند. زبان در برابر توصیفش قاصر است؛ جز اینکه حقیقتش را به غیب الغیوب تعبیر کنند. از این روست که شریفترین بندهاش نیز دربارهاش میفرماید: {ما عرفناک حق معرفتک}؛ ما ذات تو را آنچنان که باید نشناختیم. بنابراین جز خود خداوند کسی را سزا نیست تا آنچنان که باید ذات اقدسش را بشناسند. پس آنچه به علم حضوری شناخته می شود وجه بیکرانش است که از روی عنایت و لطفش بر بندگان خود ارزانی داشته است. پس بنده را بایسته و شایسته است که در شناخت نفس دریغ نورزد تا بتواند نظر به آن وجه را پیدا کند و برسد به جایگاهی که مورد خطاب خداوند قرار میگیرد که} لمن الملک الیوم {امروز فرمانروایی از آن کیست؟ و خود پاسخ می گوید} لله الواحد القهار[۳۵۵]{ از آنِ خداوند یگانه است که بر همه موجودات چیره است. این جاست که فقر و نیاز موجودات بر خود انسان معلوم میگردد و ایمان می آورد که خداوند]اقرب من حبل الورید[[۳۵۶] است.[۳۵۷] ایمانی عیانی و شهودی که بالاترین درجه ایمان است که رفیعتر از آن را ممکن نباشد. ایمانی حقیقی و یقینی که قدرتمندترین شک و شبههها نیز آن را متزلزل نخواهد ساخت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بنت[۸]و همکارانش(۲۰۰۵ ) نیز معتقد است که برنامه های درسی شیمی طوری تنظیم شده اند که روش تدریس معمول آنها، بیشتر روش دیکته ای است. در این روش معلم سخنرانی می کند و دانش آموزان چیزهایی را گوش می دهند یا یادداشت می کنند. در بیشتر بحث های کلاسی، معلم سخنران اصلی است و به تفاوت های فردی دانش آموزان در کلاس درس کمتر توجه می شود. تعامل بین معلم و دانش آموزان بیشتر به این صورت است که اغلب معلم سؤال هایی را می پرسد و دانش آموزان جواب هایی را مطرح می کنند. در ادامه، معلم جواب را تایید و یا تکذیب کرده و نهایتاً جواب درست را می گوید. در این حالت مشاهده می شود که دانش آموزان نقش اندکی در فرایند یادگیری در کلاس درس دارند و احتمال غیر فعال شدن آنها بیشتر است. پژوهشگران زیادی در سرتاسر دنیا مشغول انجام پژوهش و ارائه راهکارهای کاربردی برای تسهیل و تسریع فرایند یاددهی- یادگیری اثربخش شیمی هستند. در ایران نیز علم شیمی به عنوان یکی از مهمترین شاخه های علوم تجربی و از سوی دیگر به خاطر اهمیتی که به واسطه وجود منابع غنی نفت،گاز و مواد معدنی بسیاری همچون: سنگهای معدنی سرشار از مس، آهن، سرب و روی و … دارد؛ هم چنین به علت پیشینه تاریخی و تمدن میهن ایرانی- اسلامی و سهم بزرگی که در بنیاد نهادن و گسترش علم شیمی داشته است، ضرورت توجه به آموزش اثربخش این علم را در بین جوانان کشورمان یادآور می شود(بدریان، هنرپرور، ناصری آذر۱۳۸۹، ص ۱۰۹) .
 با وجود فناوری های جدید و فراهم شدن فرصت های مناسب در جهت کمک به استعدادها وعلایق شخصی دانش آموزان ، متأسفانه در عمل معلمان شیمی نتوانسته اند نقش مستقیمی در رشد دانش و تکنولوژی داشته باشند. چرا که فراگیران به تنهایی و بدون آمادگی ذهنی، که وظیفه یک معلم است، نمی توانند در قرن ۲۱ نقش خود را در علوم و تکنولوژی ایفا کنند( نگبو ، ۲۰۰۶ ). حال با توجه به اینکه فقر فکری فراگیران را می توان نتیجه حاکمیت روش های سنتی تدریس سخنرانی دانست ( شعبانی ، ۱۳۸۵). ضروری است از روش های فعال و نوین تدریس به خوبی استفاده نمود تا موجب خدمات و پیشرفت های بسیاری در عرصه آموزش و یادگیری گردد. محتوای کتاب های درسی از ارائه آخرین یافته ها و اطلاعات علمی ناتوان هستند و معلمان و دانش آموزان از منابع اطلاعاتی گوناگونی از جمله رسانه های جمعی و ارتباطی به کسب اطلاعات علمی نایل می شوند. استفاده از فن آوری های نوین مانند پست الکترونی، شبیه سازی و آزمایشگاه مجازی در روش های فعال تدریس و ترکیب شیوه های آموزش، امکان یادگیری سریع و جذاب دروس را برای دانش آموزان با تفاوت های فردی و استعدادها و قابلیت های مختلف فراهم می آورد. کاوشگری گروهی در آزمایشگاه امکان کشف مفاهیم و ساختن و عمق بخشیدن به مفاهیم را فراهم می نماید. حال باتوجه به اینکه آموزش شیمی به صورت فعال فناورانه تمام اهداف آموزشی نوین را پوشش می دهد بومی نمودن این روش تدریس شیمی در ایران و بررسی اثرات آن بر یادگیری و یادداری دانش آموزان ومعرفی آن به سایر دبیران ضروری به نظر می رسد. ۱-۴- اهداف پژوهش : ۱-۴-۱- هدف اصلی پژوهش : بررسی تأثیر روش تدریس فعال فناورانه (TEAL ) بر یادگیری و یادداری درس شیمی دانش آموزان دوره متوسطه ۱-۴-۲- اهداف فرعی پژوهش :
-
- بررسی تأثیر روش تدریس فعال فناورانه (TEAL ) بر یادگیری درس شیمی دانش آموزان دوره متوسطه
-
- بررسی تأثیر روش تدریس فعال فناورانه ( TEAL ) بر یادداری درس شیمی دانش آموزان دوره متوسطه
۱-۵- فرضیات پژوهش : ۱-۵-۱- فرضیه اصلی پژوهش : میان میزان یادگیری و یادداری درس شیمی از طریق روش تدریس فعال فناورانه (TEAL) و روش معمول (سخنرانی ) تفاوت معنی دار دیده می شود. ۱-۵-۲- فرضیه های فرعی پژوهش : میان میزان یادگیری درس شیمی از طریق روش تدریس فعال فناورانه ( TEAL ) و روش معمول (سخنرانی ) تفاوت معنی دار وجود دارد. میان میزان یاداری درس شیمی از طریق روش تدریس فعال فناورانه ( TEAL ) و روش معمول (سخنرانی ) تفاوت معنی دار وجود دارد. ۱-۶- قلمرو پژوهش قلمرو موضوعی : موضوع این پژوهش بررسی تأثیر روش تدریس فعال فناورانه (TEAL ) بر یادگیری و یادداری درس شیمی دانش آموزان دوره متوسطه می باشد. قلمرو مکانی : این پژوهش در دبیرستان های شهر ایوان غرب انجام شده است. قلمرو زمانی : دوره زمانی پژوهش از اسفند ماه سال ۱۳۹۲ الی مرداد ماه سال ۱۳۹۲ می باشد. ۱-۷- تعاریف مفهومی و عملیاتی ۱-۷-۱- تعاریف مفهومی ۱-۷-۱-۱- تدریس: تدریس عبارت است از تعامل یا رفتار متقابل معلم وشاگرد ، بر اساس طراحی منظم و هدفدار معلم برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد (شعبانی، ۱۳۸۴). ۱-۷-۱-۲ روش تدریس : روش تدریس عبارت است از راه منظم، باقاعده و منطقی برای ارائه درس (صفوی، ۱۳۸۷، ص ۹۱). ۱-۷-۱-۳- روش تدریس فعال فناورانه( TEAL ): استفاده از ترکیب روش تدریس کاوشگری گروهی در آزمایشگاه و شبیه سازی(یا استفاده از فیلم، اینترنت، انیمیشن یا تصویر سه بعدی بنا به ضرورت تدریس ) و سخنرانی کوتاه در موقعیت های مختلف( بنا به ضرورت ) روش تدریس فعال فناورانه (TEAL) می باشد. در این روش، کلاس و آزمایشگاه از هم جدا نیست و با بهره گرفتن از پست الکترونیکی می توان برای هر دانش آموز ، با توجه به تفاوت های فردی آنان ، تکالیف خاصی را معین نمود(بلچر[۹]، ۲۰۰۵). این روش تدریس در زمره روش های فعال تدریس می باشد. ۱-۷-۱-۴- یادگیری: یادگیری ایجاد تغییر نسبتا پایدار در رفتار بالقوه ی یادگیرنده ، مشروط بر آنکه این تغییر بر اثراخذ تجربه رخ دهد(سیف، ۱۳۷۰،ص۴۸). از نظر گانیه یادگیری تغییری است که در توانایی انسان ایجاد می شود و برای مدتی باقی می ماند و نمی توان آن را به سادگی به فرایند های رشد و نمو نسبت داد(سیف، ۱۳۷۰، ص۴۸). ۱-۷-۱- ۵- یادداری: عبارت است از طول مدت نگهداری اطلاعات در حافظه که نشان دهنده مدت زمان به خاطر سپاری مطالب پس از ارائه آنها می باشد( اسکندری،۱۳۸۴، به نقل از جعفری لاهیجانی، ص۹). ۱-۷-۲- تعاریف عملیاتی ۱-۷-۲-۱- روش تدریس فعال فناورانه: دانش آموزان درگروههای چهار نفره مباحث درسی را از طریق روش کاوشگری در آزمایشگاه و باتعامل می آموزند، وسایل لازم برای انجام آزمایش در اختیار آنها قرار می گیرد. در مواقع لزوم یک سخنرانی کوتاه برای هدایت و جمع بندی موارد به کار می رود . از رایانه و لوح های فشرده برای شبیه سازی و انجام آزمایشهای مجازی استفاده می شود و برای ارزشیابی و انجام تکالیف از امکانات رایانه و پست الکترونیک استفاده می گردد. ۱-۷-۲-۲- یادگیری: منظوراز یادگیری در این پژوهش نمرات حاصل از آزمون محقق ساخته (پس آزمون یادگیری) در ارتباط با مبحث محلول ها از کتاب شیمی سال سوم دبیرستان است. ۱-۷-۲-۳- یادداری: منظور از یادداری در این پژوهش نمرات حاصل از آزمون محقق ساخته (پس آزمون یادداری) است که فرم موازی پیش آزمون و پس آزمون یادگیری می باشد و سه هفته پس از آزمون اول به اجرا در آمد. فصل دوم : ادبیات پژوهش ۲-۱- مقدمه این فصل از دو بخش مبانی نظری و مروری بر پژوهش های انجام شده، تشکیل شده است. در چند سال اخیر فناوری اطلاعات و ارتباطات توانسته است در بیشتر واحدهای درسی دانشگاهی و مدارس وارد شود و مزیت های آموزشی زیادی از خود نشان دهد .تعداد زیادی وب سایت با عنوانها و موضوع های مرتبط با حیطه های مختلف علوم تجربی توسط معلمان پایه گذاری شده اند. یادداشت های سخنرانی، پروژه های داده شده به عنوان تکلیف ، نرم افزارهای ویژه شبیه سازی ، انواع فعالیت های خود ارزشیابی، تالارهای گفتمان و ارتباط با معلمان و کتاب های الکترونیکی متعددی در رابطه با علوم مختلف در شبکه های اینترنتی قابل دسترس می باشند( باراک[۱۰]،۲۰۰۷، ص ۳۱). فن آوری های اطلاعات و ارتباطات توانایی گردآوری، سازمان دهی، ذخیره سازی و بازتاب اطلاعات در قالب صوت، تصویر، متن های نوشتاری و عددی را دارا هستند. این فن آوری ها می توانند در ایجاد محیط های جدید یادگیری و برقرای ارتباط های تعاملی، و همچنین به کارگیری الگوهای آموزشی مجازی نقش مهمی ایفا کنند(بدریان، هنرپرور، ناصری آذر۱۳۸۹، ص ۱۰۳). هنرپرور و بدریان(۲۰۰۸) معتقدند که در برنامه درسی شیمی مبتنی بر فن آوری اطلاعات و ارتباطات، می توان جهت تسهیل و تسریع فرایند یاددهی و یادگیری ، از ابزارهای چند رسانه ای تعاملی و نیز محیط های مجازی مبتنی بر شبکه استفاده کرد . محیط های مجازی می توانند دارای بخش های مختلفی از جمله تالار گفتمان برخط[۱۱]، کتابخانه الکترونیکی، فعالیت های فوق برنامه مبتنی بر فعالیت های پژوهشی و کاوشگری، نرم افزارهای شبیه سازی مولکولی، ارزشیابی مستمر و پایانی، بانک سؤالات تشریحی و چند گزینه ای و نیز آزمایشگاه مجازی بوده و نقصان های موجود در سامانه آموزشی مدارس را بر طرف نماید. در این فصل پس از بیان مسأله و ضرورت پژوهش، اهداف پژوهش آورده شده است، سپس به بیان فرضیات پرداخته شده و در آخر نیز قلمرو پژوهش و تعاریف متغیرهای پژوهش ذکر شده است. ۲-۲- مبانی نظری ۲-۲- ۱- تعریف یادگیری تعاریف متعددی از یادگیری ارائه شده است از جمله گانیه[۱۲] یادگیری را چنین تعریف می کند: یادگیری تغییری است که در توانایی انسان ایجاد می شود و برای مدتی باقی می ماند و نمی توان آن را به سادگی به فرایند های رشد و نمو نسبت داد(سیف، ۱۳۷۰، ص۴۸).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به بیان دیگر می توان بر آن بود که قانون گذار قرارداد شفاهی داوری را نپذیرفته است. آرایی استثنایی بر وجود غیرمکتوب و غیرمادی قرارداد داوری در ماده ۷ پیش بینی شده است و آن پذیرش طرفین به وجود قرارداد است، البته در ماده ۲ کنوانسیون نیویورک مصوب ۱۹۵۸ به کتبی بودن موافقتنامه داوری اشاره نموده که به نوعی می توان در موارد دیگر وحدت ملاک دانست. ضمن آن که برای جلوگیری از اثرات نامطلوب در اجرای رأی می بایست قواعد حاکم برای موافقتنامه داوری و آیین مربوطه در ماهیت دعوی تعیین شود. در برخی موارد درج مواردی در موافقتنامه داوری اختیاری است از قبیل تعیین محل داوری و تشکیل جلسات زبان داوری تعیین داور/ داوران تعداد آن ها و نیز حدود اختیاراتی که داور در جهت تأمین منافع طرفین دعوی داوری می تواند داشته باشد که شامل دستور موقت، تأمین خواسته و … باشد.
 گفتار دوم: شرط داوری[۵۷] نوع دیگر توافق بر داوری، شرط ارجاع اختلاف به داوری است که پیش از پیدایش اختلاف و یا همزمان با انعقاد قرارداد تجاری، به صورت، بندی از آن تنظیم می شود و غالباً در تنظیم این شرط، با بهره گرفتن از شرط استانداردها[۵۸] وارد جزییات داوری نمی شود، ولی اگر داوری غیرسازمانی باشد، لازم است جزییات بیشتری پیش بینی شود. زمانیکه طرفین در قرارداد اصلی شرط داوری را درج می کنند ذر چارچوب قرارداد مزبور توافق می نمایند که اختلافات ناشی از آن قرارداد را به داوری ارجاع دهند. در این صورت شرط داوری بخشی از قرارداد اصلی را تشکیل داده و همانند بقیه شروط قرارداد رعایت آن الزامی خواهد بود. (شیروی، ۱۳۹۱، ۹۴) این شرط به اختلافاتی مربوط می شود که از اجزا یا تفسیر قرارداد اصلی بوده و در آینده پیش خواهد آمد. قبل از بروز اختلاف، طرفین بر طبق مفاد این شرط متعهد می شوند که تمام یا بخشی از اختلافاتی را که در آینده پدید می آیند از طریق داوری حل کنند. (امیر معزی، ۱۳۸۸، ۱۲۵) لذا شرط داوری، از دو حالت شرط ضمن قرارداد اصلی که مربوط به اختلافات آینده و شرط موافقتنامه مستقل که مربوط به اختلافات موجود است، خارج نیست. در حال حاضر جامع ترین نمونه شرط داوری که می تواند در یک قرارداد گنجانده شود و از سوی مرکز اتاق داوری ایران پیشنهاد شده بدین مضمون است: «کلیه اختلافات و دعاوی ناشی از این قرارداد و یا راجع به آن از جمله انعقاد، اعتبار، فسخ، نقص، تفسیر یا اجرای آن به مرکز داوری اتاق ایران ارجاع گردد که مطابق با قانون اساسنامه و آیین داوری آن مرکز با رأی یک یا سه نفر داور به صورت قعطی و لازم الاجراء حل و فصل شود. داوران علاوه بر مقررات حاکم، عرف تجاری ذیربط را نیز مراعات خواهند نمود. شرط داوری حاضر، موافقتنامه ای مستقل از قرارداد اصلی تلقی می شود و در هر حال لازم الاجراء است.»[۵۹] در تنظیم شرط یا موافقتنامه داوری رعایت مسایلی در تکمیل آن ضروری است؛ از جمله این موارد سادگی و صراحت، روشن شدن هزینه های داوری و چگونگی تقسیم آن بین طرفین، انتخاب قانون حاکم، قطعی بودن یا قابل اعتراض بودن رأی داوری، شکل داوری، رعایت محرمانگی، حدود صلاحیت داوران[۶۰]، زمان بندی لازم، انتخاب داور و اوصاف مربوط به آن است. شرایط داوران باید با نوع دعوا متناسب باشد. انتخاب یک سازمان داوری که خود نحوه انتخاب داوران و لیست مورد نیاز را دارند، راحت است. مورد دیگر درخواست افشای[۶۱] مدارک است که در حقوق انگلیس و کامن لو رایج تر است؛ با این توضیح که هر کس ادعایی دارد، بایستی مدارک مربوط به آن را نیز ارائه نماید. (محبی، ۱۳۸۹، ۷) نکته ای مهم که باید در نوشتن شرط داوری به آن توجه شود این است که، انتخاب مرجع رسیدگی اعم از دادگاه یا داوری برای حل و فصل اختلاف به صراحت مشخص شود لذا اینگونه نباشد که دادگاه را نیز داخل در محدوده داوران نماییم؛ بلکه باید به صراحت با مشخص کردن مرجع واحد، صلاحیت انحصاری داوران را قبول کنیم. البته این به معنای آن نیست که هر دو مرجع را برای رسیدگی به اختلاف در یک زمان، صالح بدانیم بلکه می توان گفت مراحلی مانند مذاکره، سازش، میانجی گری، داوری یا دادگاه طی می شود که این موارد را می توان رسیدگی لایه ای یا مرحله ای نامید. در بیشتر قراردادهای مربوط به تجارت بین الملل، شرط ارجاع به داوری دیده می شود؛ یعنی طرفین قرارداد قبل از بروز اختلاف توافق می کنند که اختلاف ناشی از تفسیر یا اجرای قرارداد را از طریق داوری، بر طبق مقررات داوری داخلی یا بین المللی حل و فصل نمایند. (صفایی، ۱۳۷۷، ۶) گاهی توافق بر داوری، مطلق است که شایع ترین مورد آن شرط داوری است. در این شرط مطلق که از آن فقط تراضی به داوری استنباط می شود، حدود اختیارات داور مشخص نیست. در چنین صورتی، در مورد اینکه تراضی را شامل چه مواردی دانست، اختلاف نظر وجود دارد. در حقوق انگلیس مطرح شده که هر گاه طرفین راجع به صلاحیت داور درباره موضوع خاص متفق نیستند، تصور بر این است که داور نمی تواند به نحو قطعی در یک مورد خاص خود را واجد صلاحیت بداند، اما اگر طرفین اجازه داده اند که حدود صالحیتش را تعیین کند، موقعی که اجرای رأی داور درخواست می شود، تصمیم در خصوص عملکرد داور و حدود اختیاراتش با دادگاه است. (اشمیتوف، ۱۳۸۷، ۹۹۰) در حقوق ایران، اگر تراضی به داوری قبل از حدوث اختلاف باشد و از تراضی موجود به هیچ عنوان نتوان استنباط کرد که چه موضوعی به داوری ارجاع شده، از آنجا که اصل بر صلاحیت دادگاه است و با در نظر گرفتن ماده ۴۵۷ قانون آیین دادرسی مدنی، باید قرارداد داوری را کان لم یکن در نظر گرفت. با این حال یکی از مشخصه های شرط داوری که تفاوت آن را با قرارداد داوری مشخص می کند، اجمال در موضوع است. معلوم بودن موضوع، یکی از شروط قراردادهای داوری است. اگر دو طرف توافق نسبت به داور داشته باشند، باید مشخص کنند که چه موضوعاتی را به داوری ارجاع خواهند داد؛ اما در شرط داوری دقیقاً معلوم نیست که موضوعات مربوط به داوری کدامند و اگر جواز صریح مبنی بر صحیح بودن شرط داوری وجود نداشت، چه بسا به دلیل همین اجمال، شرط نادرست تلقی می شد؛ در حالی که به دلیل مجهول بودن موضوع داوری نمی توان قایل به باطل بودن شرط داوری بود. از طرف دیگر اینگونه نیست که گفته شود شرط داوری بلاموضوع است؛ چون قرارداد اصلی که زمینه اختلاف را به وجود آورده و منشأ اختلاف به شمار می رود، وجود دارد. تفاوت دیگر در این است که در قرارداد داوری لازم نیست موضوع اختلاف، مبنایی قراردادی داشته باشد و هر اختلافی که قابل مصالحه باشد، می تواند به داوری ارجاع شود، ولی در شرط داوری این گونه نیست و موضوع اختلاف قهراً ناشی از قرارداد خواهد بود؛ زیرا طرفین ضمن قرارداد، اختلاف ناشی از آن را به داوری ارجاع داده اند و تنها چیزی که در این مورد اهمیت دارد، وجود قرارداد اصلی است. البته می توان در شرط داوری ضمن قرارداد، کلیه اختلافات قراردادی و غیرقراردادی (در مفهوم دیگر اختلاف ناشی از هر گونه رابطه حقوقی) را به داوری ارجاع داد. ۱- موضوع شرط داوری موافقت نامه داوری چه به صورت شرط ضمن عقد و چه به صورت قرارداد مستقل باید حداقل شامل توافق طرفین مبنی بر اجرای کل یا بعضی اختلافات مربوط به یک یا چند رابطه حقوقی معین باشد. این مقدار توافق شرط ضروری برای هر داوری است و با وجود آن داوری می تواند مستقل از توافقات بعدی طرفین ادامه یابد ولی شرط داوری از حیث موضوع( هدف)، تفاوت اساسی با قرارداد اصلی دارد؛ بدین توضیح که در قرارداد اصلی بحث راجع به اجرا، نقض، فسخ، بطلان و نظایر آن صحبت شده و به هنگام بروز اختلاف درمقام بیان ماهیت ادعاها است، ولی شرط داوری با ماهیت شکلی داشتن، در مقام تأسیس هیأتی برای رسیدگی به اختلافات، در صدد ایجاد مرجع رسیدگی، ترکیب و ساختار آن است که در حوزه مقررات شکلی از آن بحث می شود؛ لذا اهداف آنان متفاوت است. (شیروی، ۱۳۹۱، ۹۷) با این توضیح که هدف قراردادی اصلی می تواند در زمینه خرید، فروش، انتقال فناوری، امتیازات، خدمات و اموری از این قبیل باشد، ولی هدف شرط داوری تأسیس مرجع صالح برای رسیدگی به اختلافات ناشی از داد و ستد در قرارداد اصلی است و بنا دارد از حیث جوهره و ذات خویش مشابه اعمال حاکمیت قضایی، عدالت را اجرا کرده و قانون حاکم در حوزه محدوده خویش باشد و قابل مقایسه با داد و ستد، تعهدها و امثال آن نیست. تفاوت ساختار و ماهیت شرط داوری با قرارداد اصلی سبب می شود که به لحاظ وجود، بقاء یا انتفاء، تابع قرارداد اصلی نباشد. (امیر معزی، ۱۳۸۸، ۲۷۶) وقتی که از نظر عرف، ارجاع اختلاف به داوری به معنای ارجاع تمام مسایل مربوط به آن اختلاف، از جمله اعتبار قرارداد است، باید آن را مورد احترام دانست. فی الواقع مزیت شرط داوری در قراردادها این است که تمام اختلافات در هر مورد، اعم از قرارداد اصلی و خود شرط داوری توسط داوران مرضی الطرفین را از رسیدگی به اختلاف راجع به اصل قرارداد استثناء نموده اند. (صلح چی، ۱۳۸۹، ۲۷۵) در این قاعده، استثنایی نیز وجود دارد و آن فرضی است که بر اساس توافق طرفین، در صورت بطلان قرارداد اصلی، هم قرارداد اصلی و هم شرط داوری باطل باشد که در فرض اخیر شرط داوری به این سبب نادیده گرفته می شود که طرفین بر اثر بخشیدن به آن فاقد اراده هستند و داور نمی تواند بر اساس توافق رأیی صادر کند که به سبب بطلان، صلاحیت را از وی سلب کرده است[۶۲]. ۲- ارتباط شرط داوری با قرارداد اصلی در حقوق مدنی ما اعتقاد بر این است که شروط ضمن عقد از جهت انشا، استقلالی ندارد؛ بدین معنی که بر خلاف عقود اصلی، مستقلاً انشا نمی شود بلکه در مرحله پیدایش تابع قرارداد اصلی هستند که شرط، ضمن آن گنجانده می شود. درج شرط ضمن عقد اصلی سبب می شود که شرط از جهت صحت و نفوذ، تابع قرارداد اصلی باشد. در صورتی که عقد اصلی باطل باشد، تعهد فرعی ناشی از شرط نیز باطل خواهد بود و هر گاه عقد اصلی صحیح باشد، شرط مندرج در آن نیز چنانچه با مقررات مربوط به خود منطبق باشد، صحیح است. همچنین هرگاه قرارداد اصلی به علت فقدان رضا یا مخدوش بودن آن، غیر نافذ باشد، شرط مندرج در آن نیز چنین وضعی خواهد داشت و با تنفیذ عقد اصلی، شرط مندرج نیز نافذ می گردد. (شهیدی، ۱۳۸۸، ۱۳۰) مقتضای تبعیت شرط از عقد اصلی این است که بطلان شرط در قرارداد اصلی سرایت نکند؛ زیرا همانطور که گفتیم عقد اصلی تابع شرط نیست، بله این شرط است که از عقد اصلی تبعیت می کند و چون شرط خارج از ارکان اصلی عقد می باشد، هر گونه اختلالی در وضعیت شرط نسبت به ارکان اصلی عقد بی اثر خواهد بود. (شهیدی، ۱۳۸۸، ۱۳۱) در واقع، تابع بودن تعهد ناشی از شرط، از حیث وجود و آثار، نتایج مهمی را به دنبال دارد که عبارتند از: ۱- پیش از بر هم زدن عقد اصلی، هیچ یک از دو طرف حق فسخ شرط را ندارد، هر چند که عقد تبعی در حالت عادی نیز جایز باشد. ۲- اگر ثابت شود که عقد اصلی از آغاز باطل بوده، شروط ضمن آن عقد نیز باطل و بی اثر می شود، هر چند که به خودی خود تمام شرایط اساسی صحت معامله را نیز دارا باشد. ۳- انحلال شرط، هیچ گاه سبب بر هم خوردن عقد اصلی نخواهد شد و بطلان شرط نیز فقط در صورتی موجب بطلان عقد می شود که بر خلاف مقتضای آن باشد یا سبب مجهول شدن یکی از دو عوض یا نامشروع شدن جهت معامله گردد. (کاتوزیان، ۱۳۷۶، ۲۹۷-۲۹۹) ماده ۲۴۶ قانون مدنی مؤید این نظر است که می گوید: « در صورتی که معامله به واسطه اقاله یا فسخ به هم بخورد، شرطی که در ضمن آن شده، باطل می شود و اگر کسی که ملزم به انجام شرط بوده است عمل به شرط کرده باشد، می تواند عوض او را از مشروط له بگیرد»، پس چنانچه معامله مشروط، به وسیله اقاله یا فسخ منحل گردد، شرط مندرج درضمن آن نیز تبعاً از بین می رود. عدم همبستگی بین تعهد تبعی شرط و عقد اصلی، این اثر را دارد که اگر ملتزم از انجام دادن آن خودداری کند، مشروط له حق ندارد به این بهانه از وفای به عهد خویش سرباز بزند یا اگر شرط به سببی باطل باشد، بطلان آن به طور معمول، تعهدهای اصلی را از بین نمی برد. قانون مدنی از همین نظر پیروی کرده است که به موجب آن بطلان شرط اصولاً خللی به صحت عقد نمی رساند و فقط در صورتی که فساد شرط یکی از ارکان چهارگانه صحت عقد را از بین ببرد، چاره ای جز حکم به بطلان آن نیست. این موارد در قانون ما در ماده ۲۳۲ قانون مدنی آمده است که:« شروط مفصله ذیل باطل و موجب بطلان عقد است: ۱- شرط خلاف مقتضای عقد ۲- شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود». از آنجا که شرط ارجاع اختلاف به داوری یقیناً داخل در هیچ یک از دو مقوله فوق (باطل و مبطل) نیست؛ لذا به استناد اصل صحت، حکم به صحت آن اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. البته توضیح و تفصیل این مطالب در فصل دوم و در دو سطح داخلی و بین المللی خواهد آمد. فصل دوم: مبانی حقوقی اصل استقلال شرط داوری بحث استقلال در مورد قرارداد داوری موضوعیت ندارد و مختص شرط داوری است. از نتایج تبعی بودن شرط داوری این است که در صورت صحیح بودن قرارداد اصلی شرط داوری نیز معتبر خواهد بود و در صورت انحلال قرارداد اصلی، شرط داوری خود به خود منحل می شود. اما اگر قائل به اصل استقلال شرط داوری باشیم، در صورتیکه قرارداد اصلی به هر دلیلی نافذ و صحیح نباشد به شرط ضمن آن سرایت نخواهد کرد. لذا دو دسته نظریه در این مورد وجود دارد: دسته ای از حقوقدانان که معتقد به اصل استقلال شرط داوری از عقد اصلی می باشند و در مقابل دسته ای دیگر که از مخالیفین اصل استقلال شرط داوری بوده و وجود آن را تکذیب می کنند. در این فصل نظرات موافقان و مخالفان اصل استقلال شرط داوری را با بررسی قوانین ایران در مورد داوری و مطالعه تطبیقی آن با حقوق انگلیس را مورد مداقه قرار داده و نگاهی نیز به مقررات بین المللی در این زمینه؛ از جمله قواعد آنسیترال و مقررات اتاق بازرگانی بین المللی(Icc) خواهیم داشت. بخش اول: اصل استقلال شرط داوری و دکترین مربوط به آن به عنوان یک رویه کلی به همبستگی شرط و قرارداد اصلی اشاره شد، حال در خصوص شرط داوری در سطح بین المللی نیز به بررسی این مطلب می پردازیم که تا چه حد این نگاه سنتی و ریشه دار، محفوظ مانده و نظریه نوظهور استقلال شرط داوری تا چه حد قابل پذیرش است. گفتار اول: اصل استقلال شرط داوری بطلان، فسخ یا بی اعتباری و غیرقابل اجرا بودن قرارداد، خود منشأ آثار حقوقی زیادی است. از جمله این آثار آن است که وضعیت به حالت سابق اعاده می شود که در برخی موارد غیرممکن و در برخی موارد با هزینه گزافی روبروست، به هر حال جریانی است که پیچیدگی مخصوص به خود را دارد. معنی اصل استقلال شرط داوری[۶۳] این است که بطلان، فسخ یا بی اعتباری و غیرقابل اجرا بودن قراردادی که شرط داوری در آن آمده یا به صورت جداگانه منعقد شده، به شرط داوری سرایت نمی کند و این امتیاز را دارد که اراده طرفین مبنی بر رفع اختلاف از طریق داوری با هر علتی که از دیدگاه آنان به مراجع رسمی رجحان داشته، محترم شمرده شده و آنان مجبور به مراجعه دادگاه نخواهند بود و در صورت بطلان، فسخ یا بی اعتباری و غیرقابل اجرا بودن قرارداد، داور می تواند در مورد اختلاف طرفین اظهارنظر کند. در واقع در این نظریه، توافق ارجاع اختلافات به داوری، از بدنه اصلی قرارداد جدا بوده و به صورت یک توافق مستقل ظاهر می شود. در این موارد دو توافقنامه منعقد می شود؛ یکی همان قرارداد اصلی است و دیگری شرط داوری. در بیان این مسأله که بیشتر برای شرط داوری وجود دارد تا قرار ارجاع به داوری (موافقتنامه) و البته حداقل از حیث ظاهر، از قرارداد اصلی جداست، باید بین موضوع ماهوی و جنبه شکلی داوری تفاوت قایل شد. در مورد جنبه ماهوی، حتی در موردی که درخواست بطلان قرارداد حاوی شرط داوری نیز مطرح شود، کماکان شرط داوری از آن تبعیت نمی کند. (Rubino-Sammartano, 1990, 136) و شرط به طور خودکار تحت تأثیر تمامی تبعات عامل بطلان، فسخ یا بی اعتباری در قرارداد اصلی قرار نمی گیرد؛ بلکه میزان تأثیر آن در هر مورد خاص است. از لحاظ شکلی، اصل بر این است که طرفین قصد دارند تا اتخاذ تصمیم در مورد اعتبار شرط داوری را به داوران موکول نمایند؛ مگر آن که موافقتنامه خلاف آن را مقرر کند. (Rubino-Sammartano, 1990, 140) برخی بر این عقیده اند که اعتبار شرط ارجاع امر به داوری از اراده طرفین ناشی نمی شود، بلکه از اقتدار اصل استقلال شرط به وجود می آید و به آن دایره شمولی مطلق می بخشد. در صورت سکوت طرفین، اعتبار توافق بر شرط داوری از قصد طرفین، دایر بر اینکه خود را از سلطه قانون حاکم بر قرارداد اصلی خارج کنند، ناشی نمی شود، بلکه فقط به خاطر اینکه این توافق در یک قرارداد گنجانده شده به وجود می آید. (دوپویی و همکاران، ۱۳۷۹، ۲۱) البته به نظر می رسد در این صورت اعتبار شرط داوری تابع قرارداد خواهد بود و این خلاف تفسیر اصل استقلال شرط داوری است، چرا که این اصل از رویه هایی که به مرور در اثر انعقاد قراردادها ایجاد شده و هم از اصول کلی حقوقی شناخته شده در نظام های حقوقی داخلی و مشترک تمام ملت ها به وجود آمده و در عملکرد مراجع داوری اعمال می شود، لذا این رویه به عنوان یک اصل بین المللی مورد پذیرش واقع شده است. بعضی نیز بدون اظهارنظر در این خصوص، شرط داوری را به محدوده و قلمرو شناخته شده برای اصل استقلال، تفسیر کرده و معتقدند با توسعه دادن افراطی این اصل، شرط داوری به عنوان یک قرارداد واقعی، جداگانه و دارای وضع حقوقی مشخص در نظر گرفته می شود و با پیروی و پذیرش جنبه فرعی برای شرط، اصل استقلال شرط داوری قابل پذیرش نخواهد بود. (اوپتی، ۱۳۷۲، ۲۷۸) بنا به اعتقادی نیز، شناخت اصل استقلال توسط رویه قضایی ناشی از احترام به اراده و توافق طرفین موافقتنامه داوری است و نمی توان انکار کرد که این شرط، شرطی ترغیب کننده[۶۴] و کارساز[۶۵] است؛ بدین صورت که با وجود این شرط، طرفین به انعقاد قرارداد ترغیب شده اند که در صورت بروز اختلاف میان آن ها، حتی در مورد بطلان قرارداد اصلی، داور بتواند اظهارنظر کند.پس صلاحیت داور در مورد اعتبار قرارداد اصلی، ناشی از خواست خود متعاملین است. (اوپتی و برونو، ۱۳۷۲، ۴۳) یکی دیگر از استدلال ها در این مورد آن است که شرط داوری یک قرارداد خصوصی نیست، بلکه یک قرارداد مربوط به آیین دادرسی است؛ لذا در صورتی که ضمن یک قرارداد حقوق خصوصی درج شود، شرط مزبور یک قرارداد جداست که ارزش جداگانه نیز دارد(جنیدی، ۱۳۷۸، ۱۵۱)حقوقدانان دیگری بنای اصل استقلال شرط داوری از قرارداد اصلی را یک رویه مادی بین المللی تلقی می کنند که از طرف بسیاری ملت ها پذیرفته شده و جوابگوی نیازهای تجارت بین المللی است، این اصل در حوزه حقوق بازرگانی به عرف های تجاری[۶۶] معروف است. توضیح آن که حقوق بازرگانی فراملی در مفهوم خاص، عبارت از مجموعه عرف های مرسوم و متداول و اصول کلی حقوقی که در مبادلات تجاری بین المللی مستقل از هر گونه نظام حقوقی داخلی، بین بازرگانان تکوین و تنظیم گردیده و قدرت الزام آور پیدا نموده است. (حبیبی،۱۳۸۹، ۱۵۹) حقوق بازرگانی فراملی، نظام حقوقی محسوب می شود که به نظام های حقوق ملی وابستگی ندارد. حتی گفته شده که اگر حقوق بازرگانی فراملی را محدود به کشوری خاص بدانیم، به معنای انکار این حقوق خواهد بود. (جعفریان، ۱۳۷۴، ۱۴۴) در کنار این نظریه، برخی از نویسندگان تنها توجیه اصل استقلال را در فایده عملی آن دانسته و معتقدند در دکترین استقلال، به عامل تخیل حقوقی جای وسیعی داده شده و تصور قاضی بودن داور را غیرممکن فرض کرده و می پندارند، اگر دادگاه ها تئوری استقلال را به عنوان یک اصل بدیهی پذیرفته اند، به خاطر آن است که بدون آن روند داوری مختل و بی اثر می شود و علمای حقوق بر خلاف منطق، در پی یافتن دلایل دیگری برای توجیه مسأله هستند. (اسکینی، ۱۳۸۳، ۱۳-۱۶) اخیراً این اصل پیچیده استقلال شرط داوری، توسعه یافته و این تفکیک پذیری شرط داوری به اصل فراملی حقوق بین الملل داوری تجاری تبدیل شده و در داوری های مدرن، نظریه استقلال از جهت اصل ضرورت و توجه به کاربردی بودن آن غلبه یافته؛ زیرا بر اساس ماهیت، پیشرفت تدریجی و طرز عمل داوری تمایل به سمت این نظریه است. (Schwebel, 1987, 132) نظریه استقلال موافق با اراده ضمنی، نیازها و مصالح عملی، منطبق با رویه بین المللی و مورد تأیید علمای حقوق بوده و همراه با توجیه نظری این امر است که دعاوی خارج دادگاه از طریق داوری حل و فصل می شود(Redfern & Hunter, 2003, 223) هر چند می دانیم که دعاوی داخل دادگاه نیز از طریق داوری نیز می تواند حل و فصل شود و در این صورت مدیریت آن را دادگاه بر عهده خواهد داشت. با این وصف حتی توجه به آیین های داوری غیرملی، طرفین قرارداد داوری با ملیت های گوناگون، مقر بی طرف داوری، قصد طرفین، اصل حاکمیت اراده، توجه به اصل حسن نیت، ضرورت و تفسیر قراردادها در راستای نیت افراد، انطباق با عقل و منطق، عدالت واقعی و اعتماد یا انتظار مشروع، خود گویای ضرورت وجود این استقلال خواهد بود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(استراتژی) دارای زمان و مکان ورای زمان و مکان کیفیت انتقال مسیر (خط مشی) نمودار ۳۴-۲ نظریه حرکت ( اعرابی ،۱۳۷۰: ۲۶) حرکت عبارت است از رهایی تدریجی چیزی از قوه و استعداد و رسیدن به فعلیت . حرکت در همه شئون جهان طبیعت حکمفرما می باشد. از دیدگاه متالهین، جهان و هر چه در او هست مخلوق خداوند حکیم است و این خلق و ایجاد، حکمت و غایتی دارد که همه رو به سوی آن سیر می کنند. در هر لحظه ای که موجودات متحرک به کمال و غایت خویش برسند از حرکت باز می ایستند و پس از وصول هم، دیگر حرکت معنی و مفهومی نخواهد داشت، بنابراین باید کمال خلقت در مرتبه ای باشد که رسیدن و وصول موجودات بدان و گذشتن از آن ممتنع باشد و صرفاً میل به طرف آن در عینیت نمود یابد. به این ترتیب باید غایت و کمال خلقت فارغ از زمان و مکان و ورای آن بوده به طوری که در بستر زمان و مکان، وصول بدان ممتنع باشد. از این مطلب نکته ای دانسته می شود و آن اینکه چنانچه غایت و کمال ورای زمان و مکان باشد اساساً باید از تغییراتی که در بستر زمان و مکان حادث می شود، تاثیر نپذیرد. بنابراین غایت و کمال مقوله ای است که نسبت به زمان و مکان ثابت است و تحت تاثیر تغییرات زمان و مکان متحول نمی شود، که از آن به « وضعیت مطلوب » تعبیر می کنیم. هر حرکتی به صرف اینکه حرکت است دارای “جهت” است و به تعبیر دیگر چون حرکت شیء به سوی غایتی است لذا حرکت بودن ” جهت ” ممتنع است و نظر به اینکه غایت حرکت ورای زمان و مکان است لذا ” جهت حرکت ” نیز مقوله ای ورای زمان و مکان می باشد و ما از این مفهوم به « جهت کلی حرکت » یا “استراتژی” تعبیر می کنیم و آن را همانند وضعیت مطلوب از تاثیر زمان و مکان مصون دانسته و در هر حال حرکت در راستای استراتژی انجام می شود. ( اعرابی، ۱۳۷۰ :۲۱-۲۰).
 ۲-۸-۱-۲- سطوح استراتژی یک استراتژی ، الگویی است بنیادی از اهداف فعلی و برنامه ریزی شده ، بهره برداری و تخصیص منابع و تعاملات یک سازمان با بازارها ، رقبا و دیگر عوامل محیطی . به بیان دیگر استراتژی مفهومی گسترده است و کلیه راه هایی را که سازمان برای دستیابی به مقصود می پیماید و یا می خواهد بپیماید در بر می گیرد . یک استراتژی کلان خوب تعریف شده بر تصمیمات استراتژیکی که مدیران بازاریابی و دیگر مدیران عملیاتی می توانند در سطوح پایین تر سازمانی اتخاذ کنند ، تأثیر می گذارد و گاه آنها را محدود می کند . بیشتر سازمانها به جای اتخاذ یک استراتژی جامع و واحد ، از مجموعه ای از استراتژی های مرتبط استفاده می کنند . آرتور ای تامپسون و ای جی استریکلند (۱۹۹۰) سه سطح برای استراتژی قائل شده اند که عبارتند از : استراتژی بنگاه یا شرکت[۳۶۳] استراتژی تجاری یا کسب و کار[۳۶۴] استراتژی های وظیفه ای[۳۶۵] هر استراتژی علاوه بر پاسخگویی به شرایط محیطی، با استراتژی های سطوح دیگر و نیز با نقاط قوت و شایستگی های رقابتی واحد تجاری مربوط و با سطح شرکت به عنوان یک مجموعه واحد هماهنگ می باشد Walker & et.al ,2001). )هر یک از سطوح استراتژی با سایر سطوح استراتژی تعامل نزدیک و هماهنگی دارد و اگر کل شرکت بخواهد موفق شود باید این سه سطح یکپارچه باشند استراتژی بنگاه یا شرکت طبق نظر اندروز (۱۹۸۷) استراتژی شرکت عبارت است از : طراحی تصمیمات شرکت که رسالت ، ماموریت و هدف های کمّی آن را تعیین و آشکار می سازد ؛ تعیین خط مشی ها و برنامه های اساسی برای نیل به آن هدف ها ؛ تعریف دامنه فعالیت های شرکت و مشخص ساختن نوع سازمان اقتصادی یا انسانی آن ؛ و ماهیت اقدامات اقتصادی و غیر اقتصادی که باید سهامداران ، کارکنان ، مشتریان و نهادهای جامعه انجام دهد. به بیان دیگر استراتژی سطح شرکت با تصمیماتی سر رو کار دارد که ماهیت آنها طوری است که کل شرکت را در بر می گیرد. Hax & Majlof, 1996)) استراتژی سطح شرکت به توصیف جهت گیری کلان شرکت در راستای نگرش کلی آن به رشد و مدیریت انواع کسب و کار (واحدهای تجاری) و خطوط تولید می پردازد. استراتژی بنگاه تشکیل می شود از: استراتژی هدایتی[۳۶۶]، استراتژی پرتفولیو یا تجزیه و تحلیل بدره[۳۶۷]، استراتژی سرپرستی[۳۶۸] Hunger & Wheelen, 2001)). استراتژی سطح شرکت در قالب واژه هایی چون ثبات، رشد و کاهش معنا می یابد. مدیران در بالاترین سطح سازمان این نوع استراتژی را به گونه ای که ناظر بر منافع و عملیات سازمان خود باشد تنظیم و تدوین می کنند . در این سطح معمولا دو سوال اصلی مطرح می شود : الف- سازمان باید به چه فعالیت هایی اشتغال داشته باشد ؟ ب – منابع سازمان به چه ترتیبی باید به فعالیت های مختلف سازمان اختصاص داده شوند ؟ (رحمان سرشت ، ۱۳۸۴ ) . مهمترین استراتژی های سطح شرکت عبارتند از : استراتژی هدایتی ، استراتژی پرتفولیو ، استراتژی سرپرستی (Hunger & Wheelen, 2001). استراتژی تجاری یا کسب و کار استراتژی کسب و کار بر بهبود موقعیت رقابتی محصولات یک شرکت یا یک واحد تجاری در یک صنعت یا یک بخش بازار خاص تاکید می کند . استراتژی سطح کسب و کار ( تجاری ) درباره چگونگی رقابت موفق در بازارهای خاص می باشد و با موضوع سر و کار دارد که یک کسب و کار ( واحد تجاری ) چگونه به مزیت رقابتی دست می یابد؟ یک کسب و کار ( واحد تجاری استراتژیک ) بخشی از یک سازمان است که برای آن یک بازار خارجی مشخص در خصوص محصولات آن وجود دارد و این موضوع آن را از دیگر کسب و کارها جدا می کند Johnson & Scholes, 2002)) در یک شرکت چند کسب و کاری، سطح تجاری شامل روسای واحد تجاری در سازمان و نیروهای پشتیبانی واحدها می باشد. در یک شرکت تک کسب و کاری، سطح شرکت و سطح تجاری با یکدیگر یکسان می باشند (Hill & Jones, 1992) استراتژی کسب و کار معمولاً در سطح محصولات یا واحد تجاری استراتژیک اجرا می شود و بر بهبود موقعیت رقابتی کالاها و خدمات شرکت در یک صنعت خاص یا یک بخشی از بازار خارجی تاکید دارد. واحد استراتژیک تجاری ممکن است از استراتژی های رقابتی ( مبارزه با تمام رقبا برای کسب مزیت) یا مشارکتی ( همکاری با یک یا چند رقیب برای کسب مزیت علیه سایر رقبا ) و یا به هر دو شکل باشد ( هانگر و ویلن، ۱۳۸۱ : ۱۳۳ ). استراتژی های وظیفه ای یا کارکردی استراتژی های کارکردی ( وظیفه ای ) برای تحقق بخشیدن به هدف های کسب و کارها ( واحدهای تجاری ) شرکت های محصور در قالب واحدهای تجاری یا خدماتی تدوین می شوند استراتژی وظیفه ای ، نگرش مورد استفاده یک حوزه کاری برای کسب اهداف و استراتژی های بنگاه و کسب و کار از طریق حداکثر کردن بهره وری منابع است . این استراتژی به توسعه و تقویت یک شایستگی بارز می پردازد تا بدین وسیله شرکت بتواند به مزیت رقابتی دست یابد Hunger & Wheelen, 2001)). در حقیقت این استراتژی جهت کلی هر یک از فعالیت های سازمان را تعیین می کند . هدف هر یک از استراتژی های وظیفه ای انجام صحیح و مؤثر همان وظیفه است . هماهنگی بین استراتژی های وظیفه ای با استراتژی شرکت یا واحد تجاری از اهمیت ویژه ای برخوردار است ( محب علی و رحمان سرشت ، ۱۳۷۶ ) . انواع استراتژی های وظیفه ای یک سازمان عبارتند از : استراتژی های بازاریابی ، استراتژی های مالی ، استراتژی های تحقیق و توسعه ، استراتژی های عملیاتی ، استراتژی های منابع انسانی ، استراتژی های سیستم های اطلاعاتی . سه مرحله اصلی در الگوی مدیریت استراتژیک ( تدوین؛ اجرا؛ و ارزیابی و کنترل ) برای تمامی سطوح استراتژی صادق می باشد ( هر یک از سطوح دارای این سه مرحله اصلی هستند). هر سطح استراتژی، محیط استراتژیک سطح پایین تر را شکل می دهد به این صورت که اجرای استراتژی سطح بالاتر برابر است با تدوین استراتژی سطح پایین تر (Wheelen & Hunger, 1992). نمودار شماره ۳۵-۲ این رابطه را نشان می دهد. در بعضی از سازمان ها کوچکتر نیز سطح اول و سطح دوم با یکدیگر ادغام می شوند و یک سطح به وجود می آید. استراتژی سطح شرکت اجرا تدوین ارزیابی و کنترل استراتژی سطح کسب و کار استراتژی سطح کارکردی اجرا تدوین ارزیابی و کنترل اجرا تدوین ارزیابی و کنترل نمودار ۳۵-۲ رابطه بین سطوح استراتژی:۲۳) (Wheelen & Hunger, 1992 نمودار ۳۶-۲ سطوح استراتژِی و انواع آنها (Hunger & Wheelen,2001) استراتژی های سطح وظیفه ای استراتژی های سطح کسب و کار استراتژی های سطح سازمان استراتژی های مالی استراتژی های تحقیق و توسعه استراتژی های سیستم اطلاعاتی استراتژی های منابع انسانی استراتژی های تولید و عملیاتمحصول: گوناگونی محصول، کیفیت طرح، مشخصات خاص مخصوص، نام و نشان تجاری، بسته بندی، اندازه،ارائه خدمات پس از فروش، تضمین، استرداد (برگشت از فروش) استراتژی های آمیخته با
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تقسیمات کشوری بستر شکل یابی نظام مدیریت سرزمینی و تشکیلات اداری تقسیم سرزمین به واحدهای کوچکتر اداری و اختیارات نسبی سیستم اداری است.همچنین نظام تقسیمات کشوری شکل دولت های منطقه ای و محلی در محدوده های سیاسی که واحدهای برنامه ریزی توسعه می باشند را مشخص میکند از این رو رابطه تنگاتنگی بین نظام تقسیمات کشوری و توسعه ملی وجود دارد تقسیمات کشوری تاکنون بر پایه شاخص تراکم جمعیت و بکارگیری استقراریی استوار بوده است .تدوام این فرایند تقسیم پی در پی واحدهای سیاسی به اجزاء کوچکتر افزایش کارکنان دولت و بزرگتر شدن و در نتیجه افزایش بودجه عمومی دولت به کل بودجه بوده است.با توجه به اینکه یکی از مهمترین اهداف مدیریت سیاسی فضا ایجاد یک توسعه متوازن در سطح سرزمین است توسعه که از طریق ارائه پهنه خدمات باعث کاهش نابرابری ها و ایجاد یک عوادت جغرافیایی در سطح سرزمین است و در این راستا تقسیمات کشوری از مهمترین مسائلی است که به منظور مدیریت سرزمین و انجام هرگونه برنامه ریزی در سطح کشور یا نواحی به منظور کاهش نابرابریها و توسعه متوازن هم نواحی فراهم آورد.شهرستان لنگرود با جمعیتی ۱۳۷۲۷۲ نفرو با مساحت ۴۱۸ کلیومتر مربع در شرق گیلان و در جنوب دریای خزر قرا دارد از سمت غرب شمال غرب به شهرستان لاهیجان و از سمت جنوب و مشرق به شهرستان های رودسر و املش قرار گرفته است . این شهرستان دارای اراضی ساحلی که یکی از مهمترین پتانسیل های گردشگری و اراضی کوهپایه ای که ۱۶%مساحت شهرستان را در بر می گیرد این شهرستان دارای ۳ بخش مرکزی – کومله – اطاقور و ۵ شهر میباشد که هر کدام به نوعی در توسعه سیاسی و اقتصادی و فرهنگی شهرستان نقش دارند از این رو این شهرستان با توجه به پتانسیل های قوی در بحث گردشگری داشته و نیز چشم انداز زیبای جلگه ای و پسکرانه های جغرافیایی شهرستان بسیار حائز اهمیت می باشد ،از طرفی با توجه به وجود آمدن شهرها ی جدید مثل چاف و چمخاله ونیز شهر شلمان که هر کدام به نوعی در آینده انتظار تبدیل به بخش را دارند میتوان گفت هر کدام به نوعی در به وجود آوردن فضای جدیدسیاسی اقتصادی شهرستان نقش بسزای دارد . با توجه به اهداف این تحقیق هدف این پژوهش تحلیل نقش تقسیمات کشوری در عدم توسعه متوازن منطقه در شهرستان براساس شناسایی امکانات بالقوه جمعیتی و امنیتی و اقتصادی و همچنین ساختار جمعیتی فرهنگی و کاربردی کردن الگوهای تازه تقسیمات سیاسی شهرستان چه نقشی میتواند داشته باشد؟
سوال تحقیق تقسیمات کشوری چه تأثیری بر توسعه شهرستان لنگرود داشته است ؟
فرضیه ها ی تحقیق : برای رسیدن به نتیجه مطلوب و هدف نهایی ابتدا فرضیه های را طرح کرده تا با پاسخ دادن به آن فرضیه به نتایج مطلوب برسیم
 در این تحقیق دو فرضیه مورد بررسی قرار گرفته است . توسعه سیاسی شهرستان لنگرود متاثر از نظام تقسیمات کشوری است. نوع تقسیمات کشوری در تاملات ،فرهنگی و قومیتی شهرستان لنگرود نقش تاثیر گذاری داشته است. اهداف تحقیق : بطور کلی هر تحقیق مستلزم هدف هایی است که این هدفها از پیش در نظر هر محققی نقش بسته است شناسایی امکانات بالقوه جمعیتی وامنیتی و اقتصادی و بالا بردن نقش کارکردی آن در شهرستان لنگرود. تعیین تأثیر تقسیمات انجام شده برساختار جمعیتی فرهنگی استانی با مورد مطالعه شهرستان لنگرود . بررسی و کاربردی کردن و تعیین الگوهای تازه تقسیمات سیاسی و اقتصادی شهرستان لنگرود. اهمیت تحقیق : توسعه سیاسی یکی از شاخه های توسعه است باهدف رسیدن به پیشرفت ،صنعتی شدن ،رفع فقر ،رفع وابستگی ،ایجاد تحولات ساختاری و اصطلاحات در تمام بخشهای جامعه و گذار از حالت نامطلوب زندگی گذشته به شرایط بهتر. میزان پیشرفت و تحقق توسعه سیاسی در هر نظام، بر اساس سنجش میزان تحقق اهداف آن امکانپذیر است. یعنی میزان تحقق اهدافی که ذیل الگوی تحقق توسعه سیاسی در نظر گرفته شده میتواند نشان دهد که تا چه اندازه شاخصهایی که ذیل آن اهداف مطرح شده، رعایت و در نظام سیاسی جامۀ عمل پوشیده است. بیتردید بعد از هدفگذاری برای توسعه سیاسی میبایست شاخصها و مؤلفههای تحقق توسعه سیاسی، مورد بررسی قرار گیرد. مبانی و اهداف توسعه سیاسی از دیدگاه امام خمینی(رحمه الله علیه) با توجه به فرمایشات امام خمینی (رحمه الله علیه ) تحقیق ، پژوهش و بررسی بر روند توسعه سیاسی نشان دهنده میزان تحقق اهداف توسعه سیاسی در جامعه می باشد از این رو پژوهش بر روی تمامی ابعاد توسعه سیاسی کشور از اهمیت و ضرورت بالایی برخوردار است این پایان نامه به روش تحقیق کاربردی بررسی و گردآوری شده است که اطلاعات و مواد اولیه تحلیل به روش کتابخانه ای گردآوری می شود و سپس با روش های مختلف استدلال مورد تجزیه و تحلیل عقلانی قرار گرفته و نتیجه گیری شده است. در روند این تحقیق می توان به زمان بر بودن و همچنین کمبود منابع در شهرستان و همچنین استان و هزینه بر بودن آن جهت تهیه منابع و…. را می توان از مشکلات این پایان نامه اعلام کرد.
ضرورت تحقیق : شهرستان لنگرود دارای روستاهای زیادی در بخش های خود می باشد که بیشترین تعداد روستا مربوط به بخش اطاقور است و از آنجاییکه روستاها فاقد امکانات لازم برای رفاه روستاییان نظیر اینترنت و …و همچنین به دلیل معضل بیکاری در بین افراد روستاها الخصوص جوانان جویای کار باعث مهاجرت جمعیت زیادی از افراد از روستاها به شهر ها یا حتی استانهای دیگر می باشد ازاین رو برای کنترل مهاجرت و نیز توزیع مناسب خدمات و امکانات لازم می دانیم تا با بررسی تأثیر تقسیمات کشوری بر توسعه شهرستان وبه تبع بر شهر و روستاهای شهرستان لنگرود گامی جهت بهبود وضیعت این شهرستان بر داریم
مکان تحقیق این پایان نامه در شهرستان لنگرود صورت پذیرفته است
زمان تحقیق زمان شروع مطالعات کتابخانه ای و جمع آوری اطلاعات از اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ آغاز شده و در اواخر تیر و اوایل مرداد ماه نتیجه گیری آن به پایان رسیده است و اوایل شهریور سال ۱۳۹۴ کار نگارش پایان نامه به اتمام رسیده است .
پیشینه تحقیق : ۱-۹-۱- تقسیمات کشوری: تقسیمات کشوری، سلسله مراتب اداری ـ سیاسی در تقسیم هر کشور به واحدهای کوچکتر، برای سهولت اداره آن و تأمین امنیت و بهبود اوضاع اجتماعی و اقتصادی است. این تقسیم بندی گاه برمبنای تاریخ و فرهنگ، اوضاع جغرافیایی و جمعیت و گاه برحسب ملاحظات سیاسی (بویژه در دوره معاصر) صورت می گیرد.(وزرات کشور ، ۱۳۸۷)[۱] تقسیمات کشوری نوعی سازماندهی فضا – اداری برای تسهیل در اعمال حاکمیت دولت ،شیوه مدیریت و تصمیم گیری و همچنین انتظام نوع و و نحوه رابطه دولت – ملت و ملت با ملت می باشد . همچنین فرایندی است که با هدف اصلی تقسیم کشور به واحدهای همگن ،برای رشد هماهنگ و به منظور ادارۀ قلمرو ملی و عرضۀ خدمات بهتر صورت می گیرد و در نهایت ،امنیت ،وحدت و مشارکت ملی راتأمین می کند.(احمدی پور و همکاران ، ۱۳۸۸ ، ۱) ۱-۹-۲- توسعه سیاسی: توسعه در لغت به معنای گسترش دادن و دراصطلاح ، به معنای دگرگون ساختن وضع موجود جامعه در جهت پیشرفت و مدرنیزه کردن سازمانهای اساسی آن است. برخی از دانشمندان ، توسعه را یک ایدئولوژی دانسته اند که بر تحول و دگرگونی ارگانیک دلالت می کند و ناظر بر ارزشهای جامعه می باشد. بنا بر این ، توسعه با ایستایی و حفظ وضع موجود در تعارض است و در عین حال ، با ملاحظه ارزشهای ملی ، فرهنگی و دینی تحقق می یابد. بر همین اساس ، بسیاری از پژوهشگران ، توسعه را فرایندی دانسته اند که بهبود مستمر در همه ابعاد زندگی انسانی ، اعم از مادی و معنوی را تضمین می کند.( حسینی نسب، ۱۳۸۲،۱) «توسعۀ سیاسی» واژهای جامعه شناختی است که از سوی مکاتب غربی به عنوان راهکاری برای کشورهای توسعه نیافته و جهان سومی ارائه گردیده است. «توسعه» به معنای بهبود و گسترش همۀ شرایط و جنبههای مادی و معنوی زندگی اجتماعی و یا فرایند بهبود بخشیدن به کیفیت زندگی افراد جامعه میباشد. توسعه سیاسی در اصطلاح به معنای افزایش ظرفیت و کارایی یک نظام سیاسی در حل و فصل تضادهای منافع فردی و جمعی، ترکیب مردمی بودن، آزادی و تغییرات اساسی در یک جامعه است.(نفسیه جلالی ،۱)[۲] ۱-۹-۳ - توسعه اقتصادی : توسعه اقتصادی فرایندی است، که در طی آن، شالودههای اقتصادی و اجتماعی جامعه دگرگون میشود. بهطوری که حاصل چنین دگرگونی و تحوّلی در درجهی اول، کاهش نابرابریهای اقتصادی و تغییراتی در زمینههای تولید، توزیع و الگوهای مصرف جامعه خواهد بود. امروزه توسعه اقتصادی تنها در چارچوب تئوری خالص اقتصادی مورد توجه نیست؛ بلکه بنابه گفته “میردال"، رشد و توسعه اقتصادی یک مسأله اجتماعی-سیاسی و فرهنگی است. البته بین رشد و توسعه اقتصادی، تفاوت وجود دارد. رشد اقتصادی صرفاً بیانکننده افزایش تولید یا درآمد سرانهی ملی در یک جامعه و بیشتر متّکی به ارقام کمّی است؛ امّا توسعه اقتصادی، فرایند پیچیدهتری است که به مفاهیمی چون تغییر و تحوّلات اقتصادی نزدیکتر است؛ تا مفهوم رشد اقتصادی. ۱-۹-۴- توسعه اجتماعی: این نوع توسعه با چگونگی و شیوه زندگی افراد یک جامعه پیوندی تنگاتنگ داشته و در ابعاد عینی، بیشتر ناظر بر بالابردن سطح زندگی عمومی از طریق ایجاد شرایط مطلوب و بهینه در زمینههای فقرزدایی، تغذیه، بهداشت، مسکن، آموزش و چگونگی گذراندن اوقات فراغت میباشد توسعه اجتماعی یکی از ابعاد اصلی پروسه توسعه و بیانگر سیستم اجتماعی در راستای دستیابی به عدالت اجتماعی ایجاد یکپارچگی و انسجام اجتماعی افزایش کیفیت زندگی و ارتقاء کیفیت انسان ها می باشد. بر اساس این تعریف هدف عدالت اجتماعی کاهش عدم تعادل ها و تبعیض بین افراد است. از طریق عدالت اجتماعی انتظار می رود که فاصله طبقاتی ، تبعیض و استثمار در جامعه به حداقل برسد و توزیع درآمد سرمایه و قدرت به گونه ای مناسب تر انجام گیرد. شکاف بین فقیر و غنی ، شهر و روستا و مرد و زن از میان برود و از نقطه نظر جغرافیایی نیز عدم تعادل های بین منطقه ای و درون منطقه ای به حداقل برسد.(غلامرضا کریمی، مروری بر مهمترین شاخص های توسعه اجتماعی)[۳] ۱-۹-۵- توسعهی فرهنگی: این مفهوم از اوایل دهه ۱۹۸۰ از طرف یونسکو در مباحث توسعه مطرح شده و از مفاهیمی است که نسبت به سایر بخشهای توسعه، چون توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی از ابعاد و بار ارزشی بیشتری برخوردار است و تأکید بیشتری بر نیازهای غیرمادی افراد جامعه دارد. براساس این توسعه، تغییراتی در حوزههای ادراکی، شناختی، ارزشی و گرایشی انسانها پدید میآید، که قابلیت، باورها و شخصیت ویژهای را در آنها بهوجود میآورد که حاصل این قابلیتها و باورها، رفتارها و کنشهای مناسب توسعه میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دانش تصریحی و تلویحی مکمل یکدیگرند. دانش ضمنی در مرکز فرآیندهای مدیریت دانش قرار دارد. مفهوم دانش ضمنی از ابداعات فیلسوف معروف میشل پولانی [۴۶] است. دانش تلویحی بطور معناداری متفاوت از دانش تصریحی رسمی و عینی است. مستندسازی این نوع دانش بسیار مشکل است. به عنوان مثال مستند سازی چگونگی راندن دوچرخه بسیار سخت است. انتقال یا اشتراک دانش تلویحی از طریق همکاری، کارآموزی، شاگردی، صحبت و معاشرت و دیگر تعاملات بین فردی و اجتماعی و حتی از طریق شبیه سازی امکان پذیر است (حیدری هویی،۱۳۸۳). دانش ضمنی بطور شخصی و اجتماعی نهادینه شده است. این دانش با گمان ها، بینش ها، شهودات، عواطف، احساسات و تصویر سازی ذهنی ارتباط دارد. دانش شخصی بطور عمیق ریشه در تجربه و آگاهی افراد دارد و از طریق تجارب، ارزش ها و فرهنگ آنان متداول شده است. از سوی دیگر دانشی است که به افراد کمک می کند از دنیای خود آگاهی یابند و اغلب بطور عمیق بوسیله عقاید و ارزش های شخصی افراد تحت تاثیر قرار گرفته است. دانش تلویحی نقش مهمی در چارچوب سازمانی و درک مدیریت دانش ایفا می کند. ایکوجیرو نوناکا و هیروتاکا تاکوچی[۴۷] این مفهوم را به تئوری های مدیریت نسبت داده اند و بر این اعتقادند که دانش تصریحی عینی است و به آسانی منتقل می شود؛ در حالی که دانش تلویحی بیشتر نامرئی بوده و توضیح آن به دیگران دشوارتر است. آنها استدلال می کنند که دانش ضمنی منبع قضاوت کارشناسان است و اهمیت قابل توجهی در سازمانها دارد. دانش تلویحی به دشواری قابل تغییر و مدیریت است و شامل مجموعه ای کلی از رفتارها، تجارب، آرمان ها، ارزش ها و عواطف یک فرد است. یک فرد از طریق تجربه یاد می گیرد که چگونه امور را انجام دهد و تصمیمات استراتژیک بگیرد، اما ممکن است توضیح مهارت ها و قضاوت های خود را به دیگران دشوار یابد. دانش تلویحی می تواند از طریق کاربرد، به دیگران منتقل شود. امکان جدایی دانش تلویحی از فعالیت ها به سادگی امکان پذیر نیست و این مسأله، اداره آن را بسیار مشکل می سازد حتی نوناکا و وان کروگ[۴۸] در کتاب خلق دانش استدلال کرده اند که برخی دانش ها ممکن است که به هیچ وجه قابل اداره نباشند. هر چند که مدیریت دانش ضمنی، به مراتب مشکل تر از دانش آشکار است اما ارزش آن در کسب مزیت رقابتی در سازمان، بیشتر است. برای همین در مدیریت دانش کارآمد، تسخیر هر دو دانش تلویحی و تصریحی الزامی است (رحیمی،نجفی،۱۳۸۶). چالش واقعی مدیریت دانش، در توانایی تشخیص و تسخیر دانش تلویحی است؛ بطوری که هنگام نیاز قابل بازیابی باشد. بیشتر سازمان ها تنها بر مدیریت دانش آشکار، دانش سهل الوصول که تنها ۲۰ درصد از کل دانش سازمان را شکل می دهد تمرکز می کند و استفاده از دانش ضمنی را به وقوع تصادفی آن وا میگذارند. تبدیل دانش ضمنی به دانش آشکار مستقل است اما غیرممکن نیست (گاندی[۴۹]۲۰۰۴). در مجموع چنین می توان گفت که به اشتراک گذاشتن دانش و تبدیل آن در سراسر سازمان به عنوان شبکه های سازمانی، از سازوکارهایی است که فرایند انتقال دانش را تسهیل و این امر به نوبه ی خود توانایی و ظرفیت سازمان را تقویت می کند (سایکس و تریلیون[۵۰]،۲۰۰۵).

چرخه دانش مدیریت سازمان باید فرآیندهایی را طرح ریزی و پیاده سازی نماید تا کارکنان بتوانند دانش تولید شده در سازمان را با بهره گرفتن از اصول علمی مرتبط طبقه بندی نمایند. مطابق شکل(۲-۳) دانش طبقه بندی شده باید با بهره گرفتن از ابزار مناسب به گونه ای نگهداری شود تا در زمان های مورد نیاز به اشتراک گذاشته شده و توسط سایر ذینفعان سازمان مورد استفاده قرار گیرد. شکل(۲-۳) – چرخه دانش
تعریف مدیریت دانش: مدیریت دانش عبارت است از چالش کشف دانایی های فردی و تبدیل آن به یک موضوع اطلاعاتی به نحوی که بتوان آن را در پایگاه های اطلاعاتی ذخیره کرد، با دیگران مبادله نمود و در فرایند کارهای روزمره به کار گرفت (شمس السادات زاهدی،۱۳۸۲). مدیریت دانش، فرایند گسترده است که امر شناسایی، سازماندهی، انتقال و استفاده صحیح از اطلاعات و تجربیات داخلی سازمانی را مورد توجه قرار میدهد (مدیریت دانش، سایت مرکز اطلاع رسانی وزارت صنایع و معادن). راهی است که سازمانها دانش را ایجاد، تسخیر، طبقه بندی، اصلاح، تسهیم و منتشر می کنند (فیضی،۱۳۸۱). مارک رسینگ[۵۱](۲۰۰۲) معتقد است مدیریت دانش به عنوان روشی برای تبدیل داده های خام به اطلاعات رمزگردانی شده و سپس تفسیر آن اطلاعات به دانش محسوب می شود. سیستم های مدیریت دانش را میتوان با بهره گرفتن از تکنولوژی های اطلاعاتی جاری و آتی توسعه داد. با این وجود تکنولوژی برای نیل به اهداف مدیریت دانش شرطی لازم است ولی کافی نیست. فرایند های مدیریت دانش را باید برای پرداختن به موضوعاتی نظیر مشارکت، تفسیر معنایی و دستیابی مورد استفاده قرار داد (خیراندیش،۱۳۸۶). فایرستون[۵۲] (۲۰۰۸) معتقد است مدیریت دانش به فعالیت هایی اشاره دارد که هدف آنها بهبود جریان دانش و تاثیر بر آنهاست. به بیان دیگر مدیریت دانش عبارت است از یک سری فعالیت ها و فرآیندهایی که سعی دارد الگوی فعلی جریان دانش را در سازمان تغییر دهد تا بازدهی سازمان و دانش آن را بهبود بخشد. داونپورت و پروساک مدیریت دانش را مجموعه ای از فرآیندها برای فهم و بکارگیری منبع استراتژیک دانش در سازمان تعریف نمودند. مدیریت دانش رویکردی ساخت یافته است که رویه هایی را برای شناسایی، ارزیابی، سازماندهی، ذخیره و بکارگیری دانش به منظور تامین نیازها و اهداف سازمان برقرار می سازد (کلانتر،۱۳۸۳). مدیریت دانش عبارت از اعمال مدیریت و زمینه سازی برای تبدیل دانش (نهان به عیان و بالعکس) در داخل یک سازمان از طریق گردآوری، به اشتراک گذاری و استفاد ه از دانش به عنوان یک سرمایه انسانی در راستای دستیابی به اهداف سازمانی است (حسن زاده،۱۳۸۳). گانلاگسدوتیر[۵۳](۲۰۰۳) به نقل از نوناکا و تاکوچی[۵۴] مدلی را برای تبدیل دانش ارائه داده است که براساس آن مدیریت دانش باید تبدیل دانش و کیفیت انجام آن را مورد توجه قرار دهد تا در نهایت آموزش سازمانی یا مفهوم سازمان یادگیرنده که از ویژگی های سازمان های موفق امروزی است رعایت شود. داونپورت(۱۹۹۸)، مدیریت دانش را به عنوان جمع آوری، توزیع و استفاده کارا از منابع دانش تعریف کرده است. اودل و گری سون[۵۵](۱۹۹۸)، مدیریت دانش را به عنوان یک استراتژی که باید در یک سازمان ایجاد شود تا اطمینان حاصل شود که دانش به افراد مناسب در زمان مناسب می رسد و آن افراد آن دانش را تسهیم کرده و از اطلاعات برای اصلاح عملکرد سازمان استفاده می کنند، تعریف می کند. از نظر بت[۵۶](۲۰۰۱)، مدیریت دانش، فرایند خلق، تایید، ارائه و توزیع و کاربرد دانش می باشد. بون فور[۵۷](۲۰۰۳)، مدیریت دانش را به عنوان مجموعه ای از رویه ها، زیرساخت ها و ابزارهای فنی و مدیریتی می داند که در جهت خلق، تسهیم و بکارگیری اطلاعات و دانش در درون و بیرون سازمانها طراحی شده اند. مدیریت دانش عبارت از تلفیقی از کسب و ذخیره سازی دانش آشکار، همراه با مدیریت سرمایه های فکری است(دالکر[۵۸]،۲۰۰۵). از نظر ویگ[۵۹](۱۹۹۳) (زارعی،۱۳۸۲)، مدیریت دانش عبارت است از : مدیریت دانش شرکت، که می تواند ویژگی های عملکرد سازمانی را با قادر ساختن شرکت به “عملکرد هوشمندانه تر” بهبود بخشد. مدیریت دانش ناظر بر مجموعه ای از فرآیندهایی است که طی آن جریان دانایی در یک جامعه بصورت مستمر و فزاینده هدایت می شود (متقی طلب، بلالایی،۱۳۸۴). مریلوتو[۶۰] (۲۰۰۵)، مدیریت دانش را جمع آوری و اشاعه دانش به قصد بهره وری در سازمان و بهره برداری افراد می داند. تریودی[۶۱](۲۰۰۷)، چهار اصل اساسی دانش را تسخیر دانش، اشاعه، استفاده مجدد و همکاری عنوان نموده است همچنین وی استفاده از مدیریت دانش را بدست آوردن خروجی های مهم از داده ها و اطلاعات تولیدی می داند. افرازه (۱۳۸۴)، در تعریف جامعی اظهار می دارد “مدیریت دانش فرایند کشف، کسب، توسعه و ایجاد، تسهیم، نگهداری، ارزیابی و بکارگیری دانش مناسب در زمان مناسب توسط فرد مناسب در سازمان است که از طریق ایجاد پیوند بین منابع انسانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد ساختاری مناسب برای دستیابی به اهداف سازمانی صورت می پذیرد". مدیریت دانش به مجموعه ای از فعالیت های منظم و سیستماتیک سازمان گفته می شود که جهت دستیابی به ارزش بزرگتر از طریق دانش در دسترس صورت می گیرد (دانش در دسترس به کلیه تجربیات و آموخته های افراد یک سازمان و کلیه اسناد و گزارش ها در داخل یک سازمان را شامل می شود) (مرویک[۶۲]،۲۰۰۱).
تاریخچه مدیریت دانش مدیریت دانش از اواخر دهه ۱۹۷۰ مطرح گردید. در اواسط دهه ۱۹۸۰ و آشکار شدن جایگاه دانش و تاثیر آن بر قدرت رقابت در بازارهای اقتصادی اهمیت آن مضاعف شد. در این دهه نظام های مبتنی بر هوش مصنوعی و نظامهای هوشمند برای مدیریت دانش بکار گرفته شد و مفاهیمی چون فراهم آوری دانش[۶۳]، مهندسی دانش[۶۴]، نظام های دانش محور[۶۵]، و مانند آن رواج یافت (دراکر[۶۶]،۱۹۹۳). در اواخر دهه ۸۰ سیر صعودی انتشار مقالات مربوط به مدیریت دانش را در مجلات حوزه های مدیریت، تجارت و علوم کتابداری و اطلاع رسانی می توان مشاهده کرد در همین دوران اولین کتابهای مربوط به این حوزه منتشر شدند. در آغاز دهۀ ۱۹۹۰ فعالیت گستردۀ شرکتهای امریکایی، اروپایی و ژاپنی در حوزه مدیریت دانش به نحو چشمگیری افزایش یافت. ظهور شبکه گسترده جهانی[۶۷] در اواسط دهۀ ۱۹۹۰ تحرک تازه ای به حوزه مدیریت دانش بخشید. شبکۀ بین المللی مدیریت دانش[۶۸] در اروپا، مجمع مدیریت دانش ایالات متحده [۶۹] فعالیت های خود را در اینترنت گسترش دادند. در سال ۱۹۹۵، اتحادیه اروپا[۷۰] طی برنامه ای به نام اسپریت[۷۱] بودجه قابل ملاحظه ای را برای اجرای طرح های مدیریت دانش اختصاص داد. به تدریج شرکت های بزرگی مانند ارنست و یانگ[۷۲]، بوزآلن و همیلتون [۷۳] و دهها شرکت دیگر به شکل تجاری وارد عرصۀ مدیریت دانش شدند. اکنون مدیریت دانش در سالهای آغازین قرن ۲۱ برای بسیاری از کشورهای پیشرفته به عنوان نماد ثابت و عامل دستیابی به قدرت و توسعه است. شرکت های بزرگ اروپایی از سال ۲۰۰۰ به بعد حدود ۵۵% درآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص داده اند ( داوری و شانه ساز زاده، ۱۳۸۰). در جدول (۲-۱) تاریخچه مدیریت دانش بطور خلاصه نشان داده شده است. جدول (۲-۱)- تاریخچه مدیریت دانش
| دهه ۱۹۷۰ |
مدیریت دانش مطرح شد. |
| دهه ۱۹۸۰ |
بر اهمیت مدیریت دانش افزوده شدو انتشارات مربوط به مدیریت دانش سیر صعودی یافت. |
| اوایل دهه ۱۹۹۰ |
فعالیت شرکت های آمریکایی، اروپایی و ژاپنی در حوزه مدیریت دانش شدت یافت. |
| اواسط دهه ۱۹۹۰ |
مدیریت دانش در زمره ی فعالیت های تجاری شرکت های بزرگ در آمد. |
| هزاره سوم |
شرکت های بزرگ اروپایی حدود ۵۵% درآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص دادند. |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یافتهها مبین این مطلب است که، ۶۹ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۹/۱۵ درصد در حد متوسط و ۱/۱۵ درصد در حد زیادی اظهار داشتهاند که از طریق سونا به کنترل وزن خود میپردازند. یافتهها نشان داد که، ۱/۷۸ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۹/۱۰ درصد در حد متوسط و ۱۱ درصد در حد زیادی اظهار داشتهاند که از طریق طب سوزنی به کنترل وزن خود میپردازند. یافتهها نشان داد که، ۵/۷۵ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۳/۸ درصد در حد متوسط و ۱/۱۶ درصد در حد زیادی بیان کردهاند که از طریق جراحی و برداشتن چربیها نظیر )لیپوساکشن و لیپولیزر( به کنترل وزن خود میپردازند. یافتهها مبین این مطلب است که، ۳/۷۰ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۵/۱۱ درصد در حد متوسط و ۲/۱۸ درصد در حد زیادی اظهار داشتهاند که از طریق مصرف دارو به کنترل وزن خود می پردازند. یافتهها نشان داد که، ۶/۷۰ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۸/۱۲ درصد در حد متوسط و۷/۱۶ درصد در حد زیادی اظهار داشتهاند که از جراحی برای زیباتر شدن بدنشان نظیر )گذاشتن پروتز، برداشتن پهلو و ران( استفاده میکنند.
 یافتهها گویای این مطلب است که، ۹/۶۰ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۷/۱۶ درصد در حد متوسط و ۴/۲۲ درصد در حد زیادی اظهار داشتهاند که از لیزر جهت رفع زوائد پوستی نظیر )خال، لکههای پوستی وچین و چروک( استفاده میکنند. یافتهها نشان داد که، ۷/۴۷ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۲/۲۴ درصد در حد متوسط و ۱/۲۸ درصد در حد زیادی بیان کردهاند که از خدمات دندانپزشکی که صرفاً جهت زیبایی انجام میشود استفاده میکنند. یافتهها نشان داد که، ۲/۶۷ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۸/۱۲ درصد در حد متوسط و ۱/۲۰ درصد در حد زیادی اظهار داشتهاند که از تاتو کردن بدن استفاده میکنند. یافتهها گویای این مطلب است که، ۸/۶۳ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۳/۱۳ درصد در حد متوسط و ۹/۲۲ درصد در حد زیادی اظهار داشتهاند که از برنزه کردن پوست استفاده میکنند. یافتهها نشان داد که، ۴۳ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۸/۲۰ درصد در حد متوسط و ۲/۳۶ درصد در حد زیادی بیان کرده اند که از سوراخ کردن گوش استفاده میکنند. یافتهها نشان داد که، ۴/۴۱ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۵/۱۹ درصد در حد متوسط و ۱/۳۹ درصد در حد زیادی اظهار داشتهاند که از خدمات ناخن نظیر )لاک ، مانیکور ،کاشت ، طراحی) استفاده میکنند. یافتهها مبین این مطلب است که، ۵/۴۴ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۴/۲۱ درصد در حد متوسط و ۱/۳۴ درصد در حد زیادی اظهار داشتهاند که از خدمات پوستی نظیر )لایه برداری، پاکسازی( استفاده میکنند. یافتهها نشان داد که، ۸/۲۶ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۵/۱۹ درصد در حد متوسط و ۶/۵۳ درصد در حد زیادی اظهار داشتهاند که از اپیلاسیون بدن استفاده میکنند. یافتهها نشان داد که،۱/۱۴ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۱۹ درصد در حد متوسط و ۹/۶۶ درصد در حد زیادی بیان کرده اند که از عطر و ادکلن استفاده میکنند. یافتهها گویای این مطلب است که، ۳/۲۶ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۱/۲۲ درصد در حد متوسط و ۶/۵۱ درصد در حد زیادی اظهار داشتهاند که از کرمهای روشن کننده استفاده میکنند. یافتهها نشان داد که، ۹/۲۹ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۱۹ درصد در حد متوسط و ۵۱ درصد در حد زیادی اظهار داشتهاند که از لوسیونهای بدن استفاده میکنند. یافتهها نشان داد که، ۳/۲۰ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۷/۱۷ درصد در حد متوسط و ۶۲ درصد در حد زیادی بیان کردهاند که از کرم ضد آفتاب استفاده میکنند. یافتهها مبین این مطلب است که، ۸/۳۱ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۴/۲۱ درصد در حد متوسط و ۹/۴۶ درصد در حد زیادی اظهار داشتهاند که از آرایش مو نظیر )هایلایت، رنگ، مش( استفاده میکنند. یافتهها نشان داد که، ۷/۴۷ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۷/۱۶ درصد در حد متوسط و ۷/۳۵ درصد در حد زیادی اظهار داشتهاند که از آرایش مو نظیر) انواع بافتها، دوخت مو ، اکستنشن( استفاده میکنند. یافتهها نشان داد که، ۱/۸ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۲/۲۳ درصد در حد متوسط و ۸/۶۸ درصد در حد زیادی اظهار داشتهاند که از آرایش و اصلاح موی سر استفاده میکنند. یافتهها نشان داد که، ۳/۷ درصد از پاسخگویان در حد کم،۶/۲۱ درصد در حد متوسط و ۱/۷۱ درصد در حد زیادی بیان کردهاند که روزانه استحمام میکنند. یافتهها گویای این مطلب است که، ۲/۷۳ درصد از پاسخگویان در حد کم، ۱/۱۶ درصد در حد متوسط و ۷/۱۰ درصد در حد زیادی اظهار داشتهاند که ترجیح میدهند هیچ کاری نکنند. ۴-۲-۷ بررسی سنجش شاخص مصرف گرایی در ابتدا نتایج حاصل از سنجش مصرف گرایی آورده شده است و در ادامه به بررسی گویه های سازندهی آن پرداخته میشود. جدول ۴-۶: فراوانی پاسخگویان بر حسب شاخص مصرف گرایی
| موارد |
فراوانی |
درصد |
| کم |
۸۲ |
۴/۲۱ |
| متوسط |
۱۶۲ |
۲/۴۲ |
| زیاد |
۱۴۰ |
۵/۳۶ |
| جمع کل |
۳۸۴ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲- ۵- ویژگی های کیفی برگر پیرسون (۱۹۶۰) کیفیت را به عنوان ترکیبی از خواص شیمیایی، بافتی و فیزیکی گوشت که سبب ایجاد بالاتربن درجه پذیرش از نقطه نظر ظاهر و قابلیت خوراکی می شوند، تعریف کرد. رنگ و سفتی تعیین کننده ترین فاکتورها برای عرضه هستند. تردی، آبداری، طعم و آروما از دیگر خواص تاثیرگذار بر قابلیت خوراکی می باشند.
 ۲- ۵-۱- بافت مفهوم بافت همان طور که عموما قابل درک است و در صنعت برگر نیز کاربرد دارد، به نوع رفتار فراورده در دهان گفته می شود. بافت از مهم ترین صفات مربوط به کیفیت خوراکی برگر می باشد و توسط پارامترهایی مثل سفتی، چسبندگی، ویسکوزیته، الاستیسیته، پیوستگی، شکنندگی، قابلیت جویدن و صمغی بودن تعریف می شود. آنالیز بافت نیز اندازه گیری این پارامترها توسط نتایج حاصل از آزمون بافت می باشد. این آزمایش توسط اعمال نیروهای کنترل شده ای بر روی فراورده انجام می شود و پاسخ ها به شکل نیرو، زمان با تغییر شکل ثبت می گردد. این پارامترها با ویژگی های حسی تشخیص داده شده توسط انسان نیز مرتبط است. بررسی ارتباط بافت و تیمار حرارتی در گوشت گاو نشان داد که خصوصیت بافتی در محدوده دمایی ۷۵-۴۰ درجه سانتی گراد قابل تغییر است. تغییرات بافتی طی فرایند نتیجه تغییرات شیمیایی پیچیده ای هستند (بارک و همکاران، ۱۹۹۸؛ هی و سبرانک، ۱۹۹۶؛ دفریتاس و همکاران، ۱۹۹۷؛ روا و لوند، ۱۹۸۶) که در درجه اول به فیبرهای ماهیچه (رو، ۱۹۷۴) و فیبرهای بافت پیوندی ارتباط دارند (هرن و همکاران، ۱۹۷۸). در طی پخت معمولا بافت تحت تاثیر تغییرات به وجود آمده در بافت پیوندی، پروتئین های محلول و پروتئین های میوفیبریلی قرار دارد و تغییر در ویژگی انحلال کلاژن تاثیر بسیار زیادی بر بافت دارد. ۲- ۵-۲- رنگ رنگ اولین و مهمترین پارامتری است که حتی پیش از خوردن توسط مصرف کننده مورد ارزیابی قرار میگیرد (پدرسچی و همکاران، ۲۰۰۶). توسعهی رنگ طی سرخ شدن پارامتر اصلی در تشخیص نقطهی پایان فرایند در مواد غذایی توسط مصرفکنندگان میباشد. محققان رنگ ایجاد شده در فراوردههای سرخ شده را به واکنشهای قهوهای شدن غیر آنزیمی (مایلارد) نسبت میدهند که شدت آن به میزان قندهای احیاکننده موجود در سطح محصول، دما و زمان سرخ کردن بستگی دارد. همچنین سایر فاکتورهای موثر بر فرایند سرخ کردن، رنگ محصول را تحت تأثیر قرار میدهد. مصرف کننده نیز تمایل دارد رنگ را با طعم، ایمنی، زمان نگهداری، ارزش غذایی و مطلوبیت ماده غذایی مرتبط کند، چرا که ارتباط زیادی بین آن و ویژگیهای حسی، شیمیایی و فیزیکی ماده غذایی وجود دارد (پدرسچی و همکاران، ۲۰۰۶). ارزیابی رنگ با بهره گرفتن از روشهای حسی و ابزاری صورت میگیرد. باتوجه به اینکه روشهای حسی زمانبر و پرهزینه هستند، تمایل به استفاده از روشهای دستگاهی مانند پردازش تصویر که در زمان کمتر و با دقت بیشتر خصوصیات مادهی غذایی را ارزیابی میکند، رو به افزایش است. ارزیابی رنگ معمولاً با بهره گرفتن از یکی از سیستمهای رنگی L*a*b* ، RGB، XYZ و CMYK صورت میگیرد (پدسچی و همکاران، ۲۰۰۶). ۲- ۵-۳- ویژگی های حسی در صنعت غذا پذیرش و مقبولیت یک فراورده از سوی مصرف کنندگان تضمین کننده تولید آن فراورده و تداوم حضور آن در بازار مصرف است. پس ارزیابی ویژگی های حسی در انتخاب بهتربن فرمولاسیون نقش اساسی دارد. بنابراین ضروری است تا تحقیقاتی در خصوص مناسب ترین روش تولید فراورده های گوشتی که از نظر ویژگی های کیفی قابل قبول باشند، به عمل آید. ارزیابی حسی یک روش عملی برای اندازه گیری، تجزیه و تحلیل و پیش بینی پاسخ های داده شده توسط حواس پنج گانه به فراورده تعریف می شود (استون و ساید، ۱۹۹۳). ارزیابی حسی رشد بسیاری در نیمه دوم قرن بیستم داشته است و امروزه به عنوان ابزاری غیر قابل جایگزینی در صنعت غذا محسوب می شود. اکثر مصرف کنندگان در هنگام خرید یک فراورده غذایی ویژگی های حسی فراورده را مورد بررسی قرار می دهند، بنابراین ارزیابی حسی باید یک بخش جدانشدنی در کنترل کیفیت فراورده باشد. در این آزمایش ها ویژگی های عطر و طعم، رنگ، بافت و آبداری فراورده مدنظر است. یکسانی شرایط فرایند تولید، میزان مواد و ترکیب آن ها، میزان اختلاط و اندازه ذرات در یکنواختی ویژگی های حسی و بافت برگر موثر می باشد (هرن و همکاران، ۱۹۷۸). فصل سوم : مواد و روشها ۳-۱- دستگاه ها دستگاه ها و تجهیزات آزمایشگاهی مورد استفاده عبارت بودند از: آون، شرکت Memmert، مدل D91126، ساخت آلمان دستگاه بافت سنج ، مدل Lloyd version3:4، ساخت امریکا گریل الکتریکی،شرکت فیلیپس،مدل HD4466،ساخت چین دستگاه ورز دهنده شرکت kenwood ،مدل KM 0101400W،ساخت چین PH متر دیجیتال، Metrohm Herisa E532)) ساخت چین ۳-۲- مواد شیمیایی مواد شیمیایی مورد استفاده در آزمایش ها به طور عمده از شرکت مرک[۲۹] تهیه شدند. ۳-۳- مواد اولیه سویا ، شرکت سبحان، ایران روغن قنادی، شرکت آفتاب، ایران پودر کاراگینان شرکت بهین آزما، شیراز، ایران گلوتن، شرکت فارس گلوکوزین، مرودشت آرد سفید، شرکت فارس گلوکوزین، مرودشت نمک، شرکت سپید دانه، ایران فلفل قرمز . زرد چوبه، ادویه و پودر سیر، شرکت گلستان، ایران آرد سوخاری، شرکت ترخینه، ایران پودر تخم مرغ کامل، قارچ، پیاز و فلفل دلمه ای از بازارهای محلی خریداری شد. ۳-۴- تهیه نمونه های برگر تمام مواد مورد نیاز برای هفت فرمول مورد استفاده در این پژوهش از روز قبل به دقت و با بهره گرفتن از ترازوی دقیق توزین گردید. در ابتدا قارچ ها را با چاقو برش داده شد. پیاز و فلفل دلمه ای را نیز چرخ گردید. سویا را درون آب مورد استفاده در فرمولاسیون برای ۲۰ دقیقه خیسانده شد و به منظور یکدست شدن بافت و اندازه ذرات در دستگاه چرخ گوشت چرخ گردید. از طرف دیگر مواد آردی را با هم مخلوط کرده و پس از آن تمام مواد موجود در فرمولاسیون درون میکسر ریخته شد. تمام این مواد در درون میکسر به مدت ۱۵ دقیقه مخلوط شدند. برای تهیه نمونه شاهد، سویا (۵/۱۵%)، آب (۵/۲۸%)، روغن (۱۰%)، پیاز (۵/۱۶%)، فلفل دلمه ای (۱/۴%)، قارچ (۷/۷%) ، پودر تخم مرغ (۵/۳%)، نمک (۲۵/۱%)، فلفل قرمز (۲/۰%)، زردچوبه (۲/۰%)، پودر سیر (۵/۰%)، گلوتن (۶%)، آرد سوخاری (۱/۵%) با هم بوسیله میکسر همزده شد تا خمیر یکنواختی حاصل گردد. سپس به منظور تولید تیمارهای صمغ دار، کاپاکاراگینان و آلژینات سدیم به میزان (۰۵/۰ ، ۱/۰ و ۱۵/۰ درصد) و مخلوط هر دو (از هر کدام به میزان ۰۷۵/۰%) به مخلوط بالا اضافه شد. بعد از این مراحل خمیرها با قالب هایی به ضخامت ۱ و قطر داخلی ۹ سانتی متر برای دستیابی به وزن تقریبی ۷۰ گرم قالب گیری، بسته بندی و سپس برای ۲ ماه نگهداری، در فریزر ۱۸- درجه سانتی گراد قرار داده شدند. رفع انجماد نمونه ها در دمای یخچال (۴ درجه سانتی گراد) به مدت ۱۲ ساعت پیش از فراوری انجام پذیرفت. ۳-۵- پخت نمونه های برگر در این مرحله برگرها از یکدیگر جدا شده و لفاف های پلی اتیلنی از آنها جدا شدند. درجه حرارت سطح گریل ۱۷۵ درجه سانتی گراد بود. برگرها روی گریل بدون روغن تا زمانی باقی ماندند که دمای مرکز آن ها به ۱±۷۵ درجه ساتی گراد رسید. بر همین اساس مدت زمان پخت ۱±۱۰ دقیقه برآورد گردید. این روش سرخ کردن سطحی می باشد که مناسب ترین روش برای غذا هایی است که نسبت سطح به حجم بالایی دارند. در این روش گرما بیشتر از طریق هدایت از سطح داغ ماهیتابه و توسط لایه نازکی از روغن به غذا منتقل می شود (فلوئست و همکاران، ۲۰۰۰؛ گواگلیا و همکاران، ۲۰۰۱). ۳-۶- اندازه گیری pH با بهره گرفتن از استاندارد ملی ایران شماره ۱۰۲۸ اندازه گیری شد. ۱۰ گرم از نمونه همگن شده با آب مقطر به حجم ۱۰۰ میلی لیتر رسانده شد و pH این محلول با بهره گرفتن از pH متر دیجیتال (Metrohm Herisa E532 ) اندازه گیری شد. ۳-۷- اندازهگیری ویژگی های پخت نمونه های منجمد برگر به مدت یک شب برای یخ زدایی در یخچال قرار گرفتند. وزن، ضخامت و قطر برگرها در دمای اتاق اندازه گیری شد، سپس برگرها توسط گریل در ۱۷۵ درجه سانتی گراد به مدت ۵ دقیقه برای هر رویه برگر پخته شدند. وزن، ضخامت و قطر نمونه های پخته نیز اندازه گیری شد و تفاوت مقادیر بدست آمده ثبت گردید. کاهش قطر و افزایش ضخامت برای تخمین تغییرات به طریق زیر مورد محاسبه قرار گرفت. (رابطه ۳-۱) (رابطه ۳-۲)
(رابطه ۳-۳)
(رابطه۳-۴) ۳-۸- اندازهگیری پارامترهای بافت پارامترهای بافتی نمونهها به وسیله دستگاه بافت سنج (Lioydl، مدل ۴:۳T ، امریکا) اندازهگیری شد آزمون های بافت مورد اندازه گیری آزمون پروفایل بافت[۳۰] بود که با بهره گرفتن از پروب استوانه ای به قطر ۵/۳ سانتی متر انجام شد. به منظور انجام آزمون پروفایل بافت قطعات مکعبی (۱×۱×۱ سانتی متر) از نمونه ها جدا و تحت آزمون فشردگی ۲ مرحله ای قرار گرفت. نمونه ها ۷۰ درصد ارتفاع اولیه شان توسط یک پروب استوانه ای به قطر ۵/۳ سانتی متر، تحت فشار بار ۲۵ کیلوگرم و سرعت ۵۰ میلی متر بر دقیقه فشرده شدند. پارامترهای پروفایل بافت طبق تعاریف بورن[۳۱] (۱۹۷۸) تعیین و به این ترتیب تفسیر شدند: سفتی[۳۲] (kg): این پارامتر حداکثر نیروی مورد نیاز برای فشردن نمونه را نشان می دهد پیوستگی[۳۳]: میزان تغییر شکل نمونه قبل از متلاشی شدن که از فرمول (A1/A2) محاسبه می گردد. در این فرمول، A1 کل انرژی مورد نیاز برای فشردگی اولیه و A2 کل انرژی مورد نیاز برای فشردگی ثانویه است. قابلیت ارتجاعی[۳۴] (cm): توانایی نمونه برای برگشت به شکل اولیه بعد از برداشتن نیروی وارده صمغی بودن[۳۵] (kg): فشار مورد نیاز برای متلاشی کردن یک نمونه گوشتی نیمه جامد جهت بلعیدن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعاریف در این زمینه متعدد میباشد اما آنچه از آنها برمیآید این است که منش هر فرد مبین تمایلات اصلی گوناگون و گاهی متضاد میباشد که به صورت مستمر و در تمام طول زندگی وجود دارد و زمینهای مؤثر و نافذ برای سایر صفات و عادات اکتسابی میباشد.
 فصل دوم : اختلالات روانی مبحث اول : انواع اختلالات روانی در این پژوهش سعی شده که مباحث براساس میزان جرمزایی انواع اختلالات روانی در افراد طبقه بندی شوند؛ بدین جهت ابتدا انواع اختلالات شخصیتی که عمومآ تآثیر مستقیم در ارتکاب جرم دارند در گفتار اول مورد بررسی قرار میگیرند و سپس در گفتار دوم براساس طبقه بندی انجمن روانپزشکان آمریکا (DSM-IV-TR)، ابتدا اختلالات روانی دوران کودکی و سپس سایر اختلالات روانی مورد بحث قرار میگیرد و در نهایت در گفتار سوم سایر حالاتی که ممکن است در جرمزایی مؤثر واقع شوند بیان می شود. گفتار اول : اختلالات شخصیت «اختلال شخصیت عبارت است از یک شیوه پایدار از رفتارها و تجربه های زیستی افراد که به طور قابل ملاحظهای از آنچه مورد انتظار محیط فرهنگی است فاصله داشته باشد» (رستگارینیا، ۱۳۸۸، ص ۳۰-۳۳). افراد مبتلا به اختلالات شخصیت الگوها یا ویژگیهای پایدار، انعطاف ناپذیر و ناسازگارانهای دارند که می تواند تفکر، واکنشهای هیجانی، روابط بین شخصی و کنترل تکانهای آنان را تحت تآثیر قرار دهد. نظریه شخصیت آیزنگ بیان میدارد: «رفتارهای بزهکارانه از ویژگیهای شخصیتی خاصی ناشی میشوند». آیزنگ معتقد است: «تمام ویژگیهای شخصیتی موجود بین افراد را میتوان به صورت دو بعد شخصیتی روان رنجوری[۱۴] و برون گرایی تقسیم نمود و با بهره گرفتن از آزمونها روانسنجی به دریافت این متغیرها پرداخت» مثلآ بعد روان رنجوری بالا افراد را مستعد خلق متغیر، افسردگی و اضطراب می کند و برعکس بعد روان رنجوری پایین باعث ایجاد عواطف ثابت در افراد می شود. بعد برونگرایی[۱۵] با مقدار محرکی که فرد نیازمند دریافت آن از محیط میباشد قابل تشخیص است». همچنین بیان میدارد که : «ویژگیهای برونگرایی و روانرنجوری به خواص کلی سیستم عصبی مرکزی انسان مرتبط است. میزان برونگرایی وابسته به سطح کلی برانگیختگی با تحریک پذیری کورتکس و سیستم عصبی خودمختار انسان است در نتیجه هرچه سطح این تحریکپذیری کمتر باشد شخص نیاز به محرک بیشتری از محیط اطراف خود خواهد داشت، بنابراین یک فرد برونگرا به دلیل اینکه میزان برانگیختگی سیستم عصبی مرکزی و سیستم عصبی خودمختار خود از کم تحرکی شدیدی برخوردار است نیاز به تحرک بیشتری از محیط اطراف خود دارد و همچنین بعد روان رنجوری وابسته به ثبات سیستم عصبی مرکزی شخص است و نمره بالا در روانرنجوری نشانه این است که سیستم عصبی فرد به محرکهای ناخوشایند با شدت بالایی واکنش نشان میدهد». بدین ترتیب، افرادی با نمره روانرنجوری بالا به سختی میتوانند خود را با جامعه سازگار سازند و برای آنها بسیار مشکل است که بتوانند انواع رفتارهای معقول اجتماعی (مثلا با آرامش برخورد کردن با مسائل) را به سادگی و به وسیله تشویق یا تنبیه بیاموزند. در نتیجه احتمال ارتکاب انواع رفتارهای بزهکارانه و جرم در افرادی با بعد برونگرایی و روانرنجوری بالا بسیار بیشتر از افراد عادی است و ترکیب این دو بعد روانی به این نتیجه منجر خواهد شد که فرد به طور مرتب به دنبال هیجان و تحریکپذیری مفرط باشد و همچنین سعی نمیکند که از اشتباهات خود درس بگیرد؛ بنابراین روند طبیعی اجتماعی شدن در این افراد به ندرت صورت گرفته و در نتیجه احتمال ارتکاب جرم در آنها بیشتر از افراد عادی است (پوت واین و سامونز، ۱۳۸۶، ص ۵۹-۶۰). بعدها آیزنگ به تعریف بعد سوم شخصیتی به نام روانپریشی پرداخت، بدین صورت که بعد روانپریشی در افراد باعث ایجاد ویژگیهایی همچون سرد یا بیروح بودن، بیتوجهی مفرط، انزوا و پرخاشگری شده که همچون دو بعد دیگر ریشه ژنتیکی دارد و نمره بالا در روانپریشی، همچون دو بعد دیگر (روانرنجوری و برونگرایی) احتمال ارتکاب اعمال بزهکارانه را در این افراد افزایش میدهد (همان، ۱۳۸۶، ص ۵۹-۶۰). لازم به ذکر است که طبق فرضیه قدیمی در مورد شخصیت که تشکیل شخصیت و منش را از زمان تولد میداند و رشد آن، بنابر نیروهای غریزی کودک و محیط در جهتی خاص صورت میگیرد. ولی عواطف کودک که در قضاوت تآثیر می گذارد دائمآ در حال تغییر است و ارزیابیها و در نهایت واکنشهای او برحسب احساساتش تغییر یافته و کودک دارای منشی متغیر میباشد، ولی وقتی بالغ می شود روش اصلی کردار و احساسات او ثابت شده و منش او نیز در حالت معین و ثابتی باقی خواهد ماند (صانعی، ۱۳۷۱، ص ۱۱۸-۱۱۹). از این جهت میگویند تا زمانی که فرد به بزرگسالی نرسد شخصیت او به طور کامل شکل نمیگیرد. این فرضیه مورد تآیید مؤلفان انجمن روانپزشکان آمریکا نیز میباشد. در نتیجه یکی از ویژگیهای اختلال شخصیت این است که معمولآ تا زمان بزرگسالی تشخیص داده نمی شود و باید برای انجام چنین تشخیصی بیمار حداقل ۱۸ سال سن و یا بیشتر داشته باشد. «هرچند که گاهی کودکان را نیز میتوان به عنوان مبتلایان به اختلال شخصیت تشخیص داد ولی فقط در صورتی که آنها همه معیارهای مربوط به یک اختلال را داشته و علاوه بر این، یک معیار دیگر هم وجود دارد که این علائم رفتاری حداقل به مدت یکسال دوام داشته باشند، علاوه بر این نوجوانانی که معیارهای تشخیصی برای اختلال شخصیت را برآورده می کنند با احتمال فراوان در سنین ابتدای جوانی نیز، معیارهای مربوط به اختلالات دیگر را نیز برآورده می کنند؛ بنابراین وجود اختلال شخصیت در سن نوجوانی می تواند شاخصی برای احتمال خطر یک دوره مزمن از مشکلات روانشناختی در آینده آنها محسوب شود» (سلیگمن، روزنهان و والکر، ۱۳۸۹، ص ۱۸-۱۹). بر حسب طبقه بندی انجمن روانپزشکان آمریکا سه طبقه کلی از اختلالات شخصیت[۱۶] وجود دارد که شامل: بند اول : اختلالات خوشه A، که شامل انواعی از ایده ها و رفتارهای عجیب و نامتعارف است و عبارتند از: ۱ - اختلال شخصیت اسکیزوتایپی[۱۷]. ۲ - اختلال شخصیت اسکیزوئیدی[۱۸]. ۳ - اختلال شخصیت پارانوئیدی[۱۹]. بند دوم : اختلالات خوشه B، شامل رفتارهای نمایشی، هیجانی یا نامنظم هستند که عبارتند از: ۱ - اختلال شخصیت ضداجتماعی[۲۰]. ۲ - اختلال شخصیت نمایشی[۲۱]. ۳ - اختلال شخصیت خودشیفته[۲۲]. ۴ - اختلال شخصیت مرزی[۲۳]. بند سوم : اختلالات خوشه ، که در زمینه گرایشات رفتاری پراضطراب یا ترسآور اشتراک دارند و عبارتند از: ۱ - اختلال شخصیت دوری گزین یا اجتنابی[۲۴]. ۲ - اختلال شخصیت وابسته[۲۵]. ۳ - اختلال شخصیت وسواسی – جبری[۲۶]. ۴ - منفعل – پرخاشگر [۲۷](کاپلان وسادوک، ۲۰۱۰، ص ۳۶۲). این اختلالات هریک در مباحث بعد به تفصیل بیان خواهند شد. بند اول . اختلالات خوشه A ۱ - اختلال شخصیت اسکیزوتایپی: در میان تمام انواع اختلالات شخصیت، حجم تحقیقات آزمایشگاهی صورت گرفته روی اختلال شخصیت اسکیزوتایپی بعد از اختلالات شخصیت ضداجتماعی در جایگاه دوم قرار دارد. افراد دارای این اختلال شخصیت حدود ۳درصد از جمعیت عمومی را دربرگرفته و تآثیر عوامل ژنتیکی در این نوع اختلال پذیرفته شده است. این نوع اختلال در مردان بیشتر از زنان دیده می شود. این اختلال شامل یک الگوی نافذ از نقایص اجتماعی و بین شخصی که ویژگی آن احساس ناراحتی شدید و کاهش قابلیت در برقراری روابط، اختلال طولانی مدت در تفکر، ادراک، ارتباطات و رفتار نامتعارف میباشد که در ابتدای بزرگسالی آغاز می شود. در یک نگاه کلی ویژگیهای این اختلال براساس سوالات برگزیده از پرسشنامه شخصیت اسکیزوتایپی بدین شرح میباشد: «عقاید انتساب : آیا تاکنون با یک رویداد یا شی معمولی برخورد کردهای که حس کنی علامت خاصی برای تو به شمار می آید؟ اضطراب اجتماعی شدید : من گاهی اوقات از رفتن به مکانهای شلوغ اجتناب میکنم زیرا در آنجا مضطرب خواهم شد. باورهای عجیب یا تفکر سحرآمیز : آیا تاکنون تجاربی در ارتباط با طالع بینی، مشاهده آینده، بشقاب پرنده، درک فراحسی و یا حس ششم داشتهای؟ تجربیات ادراکی غیرمعمول : آیا تاکنون چیزهایی را دیدهای که برای دیگران غیرقابل رؤیت باشند؟ رفتار عجیب یا نامتعارف : مردم گاهی اوقات درمورد عادتهای نامعمول من اظهار نظر می کنند. فقدان دوستان نزدیک : علاقه اندکی به آشنایی با دیگران دارم. گفتار عجیب : آیا اغلب در هنگام گفتگو با شخص دیگر، از موضوع منحرف میشوی؟ عواطف محدود : من از طریق گفتار و ظاهر به خوبی نمیتوانم احساسات واقعیام را بیان کنم. بدگمانی : من مطمئنم که دیگران پشت سر من حرف میزنند» (سلیگمن، روزنهان و والکر، ۱۳۸۹، ص ۲۰). این نکته نیز حائز اهمیت است که افراد دارای اختلال شخصیت اسکیزوتایپ تماس با واقعیت را از دست نداده و از هویت و جایگاه خود آگاه هستند؛ درواقع بسیاری از آشفتگیهایی که در افراد اسکیزوتایپ به صورت خفیف دیده میشوند مشابه علائم افراد اسکیزوفرنیک مزمن میباشد و همچنین افرادی که دارای معیارهای تشخیصی اسکیزوتایپ هستند بسیاری از نابهنجاریهای جسمی و رفتاری بیماران اسکیزوفرنیک را نیز نشان می دهند که در مباحث بعدی بیان میشوند (همان، ۱۳۸۹، ص ۲۲). ۲ - اختلال شخصیت اسکیزوئید : این نوع اختلال شخصیت شباهتهای زیادی با اختلال شخصیت اسکیزوتایپ دارد و در مردان بیش از زنان یافت می شود. این اختلال در اوایل بزرگسالی شروع شده و در طیف وسیعی از موقعیتها ظاهر می شود. نشانه اصلی این اختلال نقص و عدم تمایل برای برقراری روابط اجتماعی است که با رفتارهایی همچون بی تفاوتی نسبت به تمجید و انتقاد، بیتوجهی نسبت به احساسات دیگران و فقدان مهارتهای اجتماعی خود را نشان می دهند. «این افراد یا با هیچکس رابطه ندارند و یا دوستان او بسیار اندک هستند، این افراد عمومآ افرادی تودار، منزوی، گوشه گیر و شدیدآ درونگرا میباشند» (دی وی، ۱۳۸۹، ص ۸۸). ۳ - اختلال شخصیت پارانوئید : در قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم در چهارچوب فعالیتهای بالینی در فرانسه بیمارانی با ویژگیهای متفاوت از دیگران پدید آمدند که مشخصه اصلی آنها حالتی هذیانی است که مستقل از توهمات میباشد و از شخصیتی برمیآید که سایر خصوصیات وی عادی و بهنجار میباشد و این حالت هذیانی به تدریج گسترش مییابد. امروزه اصطلاح ” پارانویایی ” که نوعی روانگسستگی است را بر این نوع اختلال نهاده که اندکی با تصویر فرد حساس متفاوت است (کراز، ۱۳۸۶، ۹۰). شخصیت این افراد در ویژگیهایی همچون بی اعتمادی، غلط بودن ارزیابی و قضاوت و همچنین سازش نایافتگی اجتماعی خلاصه می شود. «طبق نظر انجمن روانپزشکان آمریکا وجود یک شخصیت پارانویاگونه با حساسیت مفرط، انعطاف ناپذیری، سوءظن نابجا به گونه ای که بیدلیل نسبت به وفاداری همسر خویش بدگمان است، حسادت، ازخود راضی بودن مفرط، تمایل به سرزنش دیگران و انتساب نقشههای شوم به دیگران قابل قبول است. این بیماران نسبت به دیگران بیاعتماد و شکاک هستند و ممکن است تصور کنند دیگران عملآ کاری می کنند که آنها را ناراحت کنند یا به آنها صدمه بزنند» (همان، ۱۳۸۶، ص ۹۲). افراد مبتلا به این اختلال بیش از حد حساس بوده و تمایل به یافتن نشانههایی مبنی بر بدرفتاری اطرافیان که عمومآ دلیل انزوا و تنهایی آنهاست دارند و عمومآ افرادی اهل مشاجره، عصبی و خشک هستند. نکته مهم این است که این افراد همیشه دلایلی برای توجیه شک و بدبینی خود داشته و اغلب در اظهارات دیگران تهدیدها یا تحقیرهایی پنهان را کشف می کنند. «این افراد معمولا وقتی وارد یک رابطه میشوند در مورد وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان و همکاران احساس نگرانی می کنند و اغلب مایل به اعتماد به دیگران نیستند زیرا معتقدند وقتی مطلبی خصوصی را با کسی درمیان میگذارند برایشان گران تمام خواهند شد. همچنین شخصیت این افراد دچار تنش است و در ناامنی بسر میبرند و اضطراب خود را در فعالیت افراطی، خشم مزمن و تهاجم منعکس میسازند و اغلب مرموز و منزوی هستند» (همان، ۱۳۸۶، ص ۹۳). علاوه بر این در این افراد نوعی اعتقاد راسخ نسبت به برتری خود بر دیگران دیده می شود و به تحقیر دیگران از راههای گوناگون میپردازند. «شواهد نشان میدهد که مردان بیشتر از زنان از این نوع اختلال شخصیت رنج میبرند و نکته حائز اهمیت این است که هیچ علاقه و رغبتی برای جستجوی درمان در مراکز رواندرمانی نداشته و علائم این اختلال در آنها نیز با بالا رفتن سن شروع می شود» (سلیگمن، روزنهان و والکر، ۱۳۸۹، ص ۲۵). بند دوم . اختلالات خوشه B ۱ – اختلال شخصیت ضداجتماعی : در گذشته اصطلاحات ” سوسیوپاتی ” و ” سایکوپاتی ” گاهی اوقات به طور مترادف برای اشاره به اختلال شخصیت ضداجتماعی به کار میرفت و در قرن نوزدهم این عقیده گسترش یافت که برخی از افراد به اختلالی ذهنی مبتلا هستند که آنها را از هماهنگی با انتظارات جامعه باز میدارد و ” پیچارد [۲۸] ” این افراد را مبتلا به ” جنون اخلاقی ” مینامید، حالتی که امروزه جای خود را به ” اختلال شخصیت ضداجتماعی ” داده است. علامت و مشخصه این اختلال بینظمی و بیقاعدگی در روابط اجتماعی، بیتوجهی و بی تفاوتی مزمن نسبت به حقوق دیگران میباشد که از سن ۱۵ سالگی آغاز شده و به شکل رفتارهایی همچون دروغگویی، دزدی، تقلب، فریبکاری از طریق استفاده از نامهای مستعار، کلاهبرداری، تحریکپذیری مفرط و پرخاشگری با دعواهای فیزیکی و تهاجم مکرر، فقدان احساس پشیمانی و حتی بدتر از اینها خود را نشان میدهد (آکیسکال و همکاران، ۲۰۰۵، ص ۵۵). در رفتار این افراد تجربه اثری نداشته و ما شاهد تکرار در رفتارهای آنان هستیم و زندگی این افراد حاکی از شکستهای مکرر در سازش یافتن با همه گروه ها شامل مدرسه، محیط کار، خانواده و … میباشد. در زندگی این افراد جنبه های عاطفی ناچیز و ضعیف بوده و به همین دلیل تماس با آنها می تواند خطرناک باشد و به سبب فراگیری این اختلال در جمعیت، باعث ایجاد یک مشکل اجتماعی، حقوقی و همچنین روانشناختی می شود (سلیگمن، روزنهان ووالکر، ۱۳۸۹، ص ۲۷). اختلال شخصیت ضداجتماعی ریشه در اختلال سلوک در دوران کودکی دارد که با ویژگیهایی همچون مدرسهگریزی، دروغگویی، دزدی و خرابکاری قابل تشخیص است و این رفتارها در بزرگسالی نیز به شکل رفتارهایی همچون تعدی به اشخاص و دارایی های آنان، بدهیهای کلان به بار آوردن و شانه خالی کردن از مسئولیتهای مالی تداوم یافته و خود را نشان می دهند. این اختلال در بین مردان نسبت به زنان شایعتر و همچنین در خانوادههای فقیر و بیثبات بیشتر دیده می شود. اولین نکته در این بحث این موضوع میباشد که با بالا رفتن سن و از حدود سن سیسالگی، شدت رفتارهای ضداجتماعی به طور چشمگیری کاهش مییابد؛ هرچند دلیل این قطعی امر موضوع کاملآ مشخص نیست اما به احتمال زیاد به عوامل متعددی همچون یادگیری اجتماعی؛ بدین معنا که فرد هر چقدر تجارب بیشتری در رابطه با عواقب منفی رفتارهای خود کسب می کند از فراوانی وقوع این رفتارها کاسته می شود و همچنین عوامل زیستی، بدین معنا که در طول زندگی فرد، ویژگیهای مغز، وضعیت هورمونها و تواناییهای جسمی تغییر یافته و احتمالآ بلوغ لوبهای فرونتال در افزایش توانایی برنامه ریزی از قبل و بازداری رفتارهای نامناسب نقش اساسی دارد (سلیگمن، روزنهان و والکر، ۱۳۸۹، ص ۳۱-۳۹). نکته دیگر این است که «وجود رفتار ضداجتماعی به تنهایی برای تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی کافی نیست، برای اینکه رفتار ضداجتماعی اختلال شخصیت تلقی شود باید دو معیار مهم محقق گردد: اولآ رفتار باید دارای سابقه باشد، ثانیآ رفتار ضداجتماعی کنونی باید حداقل در سه طبقه از رفتارها بروز کند؛ ازجمله: پرخاشگری مکرر، بیملاحظگی به طوری که دیگران را به مخاطره بیندازد، فریبکاری، فقدان پشیمانی و بیمسئولیتی مداوم که در رفتارهایی مانند نادیده گرفتن تعهدات مالی آشکار می شود» (همان، ۱۳۸۹، ص ۲۸). در نهایت اختلال شخصیت ضداجتماعی به عنوان یک رفتار ضداجتماعی پایدار تعریف می شود که در نوجوانی آغاز شده و در بزرگسالی نیز در زمینه های مختلف تداوم مییابد. نکته دیگر این است که «جرایم افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی غالبآ بیهدف، تصادفی و تکانشی به نظر میرسند. همچنین بسیاری از محققان معتقدند که اختلال شخصیت بیش از روانگسستگی (از جمله اسکیزوفرنیا) افراد را در معرض ارتکاب اعمال خشونت آمیز قرار میدهد؛ در تحقیقاتی که روی زندانیان آزاد شدهای که تشخیص اختلال شخصیت در مورد آنها عنوان شده بود صورت گرفته به این نتیجه رسیدند که میزان تکرار جرایم خشونتآمیز در این افراد بیش از افراد مبتلا به دیگر اختلالات روانی حاد از جمله اسکیزوفرنیا میباشد. همچنین در پژوهشی دیگر که روی یک نمونه ۱۱۹۵ نفری که همگی متهم به ارتکاب انواع جرایم بودند صورت گرفته به این نتیجه رسیدند که تشخیص اختلال شخصیت با بیشترین فراوانی به میزان ۴۰درصد میباشد که حدود دو سوم این افراد در زیر گروه اختلال شخصیت ضداجتماعی قرار داشتند» (دادستان، ۱۳۸۲، ۱۵۱-۱۵۲). علتهای متعددی برای اختلال شخصیت ضداجتماعی ذکر شدهاست از جمله: ژنتیک، آسیب اولیه به سیستم عصبی در حال رشد، نابهنجاری در فعالیت مغزی، بافت خانواده، جامعه و نقایص یادگیری. اما آنچه اهمیت دارد این است که هم ژنتیک و هم محیط هر دو در شکلگیری این اختلال شخصیت تآثیرگذارند؛ ممکن است خانواده و بافت جامعه نقایصی را در زمینه کنترل تکانهها در فرد ایجاد کنند، اما این عامل در کنار یک استعداد ژنتیکی به سبب اختلال کارکرد در نواحی فرونتال مغز ممکن است روی دهد، می تواند منجر به مشکلات یادگیری و کنترل تکانهها گردد و نتیجه نهایی این دوعامل اختلال سلوک در دوران کودکی و سرانجام تداوم آنبه شکل اختلال شخصیت ضداجتماعی در بزرگسالی است (شوتز، ۱۹۹۸، ص ۸۱). نکته پایانی در این بحث این مورد است که «امکان درمان افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی بسیار اندک میباشد دلیل آن نیز این امر تلقی می شود که نشانه های این اختلالات به عنوان منشهای ذاتی تلقی میشوند و در نتیجه غیرقابل تغییر و پایدار هستند» (سلیگمن، والکر و روزنهان، ۱۳۸۹، ص ۴۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل شماره ۴‑۲- مدل مفهومی پژوهش در حالت تخمین ضرایب استاندارد شکل شماره ۴-۲ مدل مفهومی پژوهش را در حالت تخمین ضرایب استاندارد نشان میدهد. کلیه متغیرهای تحقیق به دو دستهی پنهان و آشکار تبدیل میشوند . متغیرهای آشکار(مستطیل) یا مشاهده شده به گونهای مستقیم به وسیله پژوهشگر اندازه گیری میشود، در حالی که متغیرهای مکنون (بیضی) یا مشاهده نشده به گونهای مستقیم اندازه گیری نمیشوند، بلکه بر اساس روابط یا همبستگیهای بین متغیرهای اندازه گیریشده استنباط میشوند. متغیرهای مکنون بیانگر یکسری سازههای تئوریکی هستند مانند مفاهیم انتزاعی که مستقیماً قابل مشاهده نیستند و از طریق سایر متغیرهای مشاهده شده ساخته و مشاهده میشوند. متغیرهای مکنون به نوبه خود به دو نوع متغیرهای درون زا[۵۱] یا جریان گیرنده[۵۲] و متغیرهای برونزا[۵۳] یا جریان دهنده[۵۴] تقسیم میشوند. هر متغیر در سیستم مدل معادلات ساختاری میتواند هم به عنوان یک متغیر درون زا و هم یک متغیر برونزا در نظر گرفته شود. متغیر درون زا متغیری است که از جانب سایر متغیرهای موجود در مدل تأثیر میپذیرد. در مقابل متغیر برونزا متغیری است که هیچگونه تأثیری از سایر متغیرهای موجود در مدل دریافت نمیکند بلکه خود تأثیر میگذارد. در مدل مفهومی این پژوهش ابعاد سرمایه اجتماعی متغیرهای برونزا و متغیرهای عملکرد شغلی و رفتار شهروندی سازمانی متغیرهای درون زا هستند. در شکل شماره ۴-۲ اعداد و یا ضرایب به دو دسته تقسیم میشوند. دستهی اول تحت عنوان معادلات اندازه گیری مرتبه اول هستند که روابط بین متغیرهای پنهان (بیضی) و متغیرهای آشکار (مستطیل) میباشند. این معادلات را اصطلاحاً بارهای عاملی[۵۵] گویند. دستهی دوم معادلات ساختاری هستند که روابط بین متغیرهای پنهان و پنهان میباشند و این معادلات را اصطلاحا ضرایب مسیر[۵۶] گویند. با توجه به مدل در حالت تخمین ضرایب میتوان بارهای عاملی و ضرایب مسیر را برآورد کرد. بر اساس بارهای عاملی، شاخصی که بیشترین بار عاملی را داشته باشد، در اندازه گیری متغیر مربوطه سهم بیشتری دارد و شاخصی که ضرایب کوچکتری داشته باشد سهم کمتری رو در اندازه گیری سازه مربوطه ایفا میکند.
ارزیابی تناسب مدل[۵۷]
وقتی گفته می شود مدل با یکسری دادههای مشاهده شده تناسب دارد، که ماتریس کوواریانس ضمنی مدل با ماتریس کوواریانس داده های مشاهده شده هم ارز(معادل) باشد یعنی وقتی ماتریس باقیمانده و عوامل (عناصر آن) نزدیک صفر باشند. البته این تناسب به روش تخمین، به مدل، ویژگیهای دادههای مشاهده شده و… بستگی دارد. مهمترین شاخص تناسب مدل[۵۸] آزمون مجذور کای است. البته استفاده از این آزمون متضمن رعایت یکسری مفروضاتی است که در برخی از موارد امکان نقض این مفروضات وجود دارد. با گسترش نارضایتی از آزمون مجذور کای، یکسری شاخص های ثانویه به وجود آمد. تفاوت مهمی که بین آزمون تناسب مجذور کای و شاخص های تناسب ثانویه وجود دارد، این است که آزمون مجذور کای به واقع شاخص عدم تناسب مدل است. و هرچه ارزش آن کوچکتر باشد نشان می دهد که مدل تناسب بهتری دارد. اما در مقابل شاخص های تناسب ثانوی از قبیل[۵۹]GFI [۶۰]NFI, و AGFI[61] ، شاخص های تناسب مدل هستند، در این شاخص ها هرچه ارزش آنها بیشتر باشد، مدل تناسب بهتری دارد. در ادامه به طور خلاصه برخی از شاخص های تناسب مدل را شرح می دهیم: آزمون مجذور کای، مجذور کای به درجه آزادی: از شاخص مجذور کای اغلب به عنوان شاخص موفقیت نام برده می شود. این شاخص به سادگی نشان میدهد که آیا بیان مدل ساختار روابط میان متغیرهای مشاهده شده را توصیف می کند یا خیر. این شاخص نسبت به اندازه نمونه حساس است، وقتی حجم نمونه برابر ۷۵ تا ۲۰۰ باشد، مقدار مجذور کای یک اندازه معقول برای برازندگی است. اما برای مدل های با n بزرگتر، مجذور کای تقریبا همیشه از لحاظ آماری معنادار است. از طرف دیگر مجذور کای تحت تأثیر مقدار همبستگیهای موجود در مدل نیز هست. هر چه این همبستگیها زیادتر باشد، برازش ضعیف تر است. برخی از محققان از نسبت مجذور کای به درجه آزادی به عنوان شاخص جایگزینی استفاده می کنند.
 شاخص , GFI AGFI: این شاخص به وسیله اندازه نمونه تحت تأثیر قرار نمی گیرد. مقدار مطلوب آن می بایستی از ۹۰% بیشتر باشد. البته این مقادیر می تواند برای مدلهایی که به گونه ضعیفی فرمول بندی شده اند، بزرگ باشد. درباره کاربرد آن توافق کلی وجود ندارد. شاخص [۶۲]RMSR یا RMR: این دو شاخص معیار میانگین اختلاف بین داده ها و ماتریس کوواریانس- واریانس ضمنی است. این معیار هر چقدر که کوچکتر باشد، برای تناسب مدل با داده ها بهتر است.( زیر ۰۵/۰ بسیار عالی، زیر ۰۸/۰ مناسب و بالای ۰۹/۰ نامناسب است.) این شاخص یک شاخص با ارزشی است هنگامی که میانگین واریانس- کوواریانس داده ها شناخته شده باشد. ارزیابی آن هنگامی که ماتریس واریانس-کوواریانس غیراستاندارد مورد استفاده قرار می گیرد، سخت و مشکل است. هر چند از میان شاخصهای فوق، به گونه کلی RMSEA [۶۳] به عنوان شاخص مطلوب و GFI به عنوان بهترین شاخص درنظر گرفته می شود، اما درباره آنها توافق کلی وجود ندارد. شاخص های برازندگی به گونه کلی در دامنه بین صفر و یک قرار داده می شود. ضرایبی که بالاتر از ۹/۰ باشد، قابل قبول در نظر گرفته می شود. ( هر چند این سطح نیز مانند سطح خطای ۰۵/۰ اختیاری است (هومن، ۱۳۸۷،۴۳). عاقلانه است همه آنها در گزارش قید شوند. به طور کلی در کار با برنامه Amos، هریک از شاخص های بدست آمده برای مدل به تنهایی دلیل برازندگی مدل یا عدم برازندگی آن نیستند، بلکه این شاخص ها را باید در کنار یکدیگر و با هم تفسیر کرد. اگر هم آزمون و هم آزمونهای تناسب ثانوی نشان دادند که مدل به طور کافی متناسب است، به سمت مشخص کردن عوامل مدل تناسب شده حرکت کرده و بر روی این عوامل تمرکز میکنیم. جدول شماره ۴-۵ بیانگر مهمترین این شاخص ها میباشد و نشان میدهد که الگوها در جهت تبیین و برازش از وضعیت مناسبی برخوردار است، تمامی این شاخص ها حاکی از تناسب مدل با داده های مشاهده شده می باشد. زیرا نسبت کایدو بر درجه آزادی کمتر از ۳ ، شاخص RMSEA کمتر از ۰۹/۰ و مابقی شاخصها نیز قابل قبول هستند. به بیان دیگر، مدل و چارچوب کلی معنادار و قابل پذیرش است. جدول شماره ۴‑۵- شاخصهای برازش مدل
| نام شاخص |
مقدار |
حدمجاز |
| (کای دو بر درجهی آزادی) |
۵۳۵/۲ |
کمتر از۳ |
| GFI (نیکویی برازش) |
۹۲/۰ |
بالاتر از ۹/۰ |
| RMSEA (ریشه میانگین مربعات خطای برآورد) |
۰۵۲/۰ |
کمتر از۰۹/۰ |
| CFI (برازندگی تعدیل یافته) |
۹۴/۰ |
بالاتر از ۹/۰ |
| AGFI (نیکویی برازش تعدیل شده) |
۸۶/۰ |
بالاتر از ۸/۰ |
| NFI (برازندگی نرم شده) |
۹۱/۰ |
بالاتر از ۹/۰ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شاهد این تفسیر همان است که در داستان نوح پیغمبر که شبیه داستان اشراف قریش است آمده در آن جا که قوم نوح به او مىگویند: «أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ»: ما به تو ایمان بیاوریم در حالى که افراد بىسر و پا از تو پیروى کردهاند، نوح در جواب مىگوید: «وَ ما عِلْمِی بِما کانُوا یَعْمَلُونَ إِنْ حِسابُهُمْ إِلَّا عَلى رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ وَ ما أَنَا بِطارِدِ الْمُؤْمِنِینَ»: من چه اطلاعى از اعمال آنها دارم؟ حساب اعمال آنها بر خدا است اگر بدانید و من نمىتوانم آنها را که اظهار ایمان کردهاند از خود برانم. نتیجه این که وظیفه پیامبر(ص) آن است که هر فردى را که اظهار ایمان کند بدون هیچگونه تفاوت و تبعیض از هر قشر و طبقهاى که باشد بپذیرد، چه رسد به افراد پاک دل و با ایمانى که جز خدا نمىجویند و تنها گناهشان این است که دستشان از مال و ثروت تهى است و آلوده زندگى نکبتبار اشراف نیستند.[۶۶۲] ۴-۱-۳-۶) تمسخر: یکى از راههاى تسلط دشمن بر انسانها خوار نمودن و تحقیر آنان است، زیرا که هرگاه انسان به خود اعتماد به نفس نداشته باشد و ایمان به خدا در قلبش رسوخ نکرده باشد، دیگران از خلأ حاکم بر وجود او استفاده کرده، افکار خود را به او القا مىنمایند و به این وسیله او را مقهور خود مىکنند. کفار و مستکبران همیشه از این روش بهره برده انسانها را در سطح پایینى از فکر و اندیشه نگهداشته و حتى با انواع وسایل آنان را به نادانى سوق داده اند تا در حالت بىخبرى و غفلت از واقعیتها، ارزشهاى دروغین را جایگزین ارزشهاى والاى انسانى نمایند و بر سلطه و پیشوایى ظالمانه خود ادامه دهند و از توان، افکار و دارایىهاى مردم به نفع دنیاى خود استفاده نمایند. دشمنان، افراد پاکدل و حقطلب و حقیقتجو را که با مشاهده آثار حقانیّت در دعوت پیامبر اسلام(ص) و محتوای تعلیمات او سر تعظیم فرود آوردهاند، را به سفاهت و نادانی متهم می کنند. چنین اتهاماتی بر گروندگان حق و حقیقت شیوه منحصر به گذشته نیست؛ بلکه در همه زمانها از آن استفاده میگردد. در طول تاریخ انبیاء کراراً میبینیم که یکی از حربههای دشمنان خدا در مقابل آنها، استفاده از حربهی«سُخریه» بوده است و آیات قرآن کریم مکرّر این موضوع را منعکس کرده است از جمله: «إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُوا کانُوا مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا یَضْحَکُونَ وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ یَتَغامَزُونَ وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَکِهِینَ وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ»[۶۶۳]: بدکاران (در دنیا) پیوسته به مؤمنان مىخندیدند و هنگامى که از کنارشان مىگذشتند آنان را با اشاره تمسخر مىکردند و چون به سوى خانواده خود بازمىگشتند مسرور و خندان بودند و هنگامى که آنها را مىدیدند مىگفتند: اینها گمراهانند! مجرمین و بدکاران چون اهل ایمان را به بینند برایشان میخندند و مسخره می کنند و چون گذر کنند به چشم طعن و استهزاء به مؤمنین بنگرند و چون بازگردند به سوى اهل خود با شوخى و مزاح و شادى و بازى به نکوهش مومنین پردازند و زمانىکه مؤمنین را به بینند،گویند: اینان به حقیقت مردم گمراهى هستند. و حال آنکه ما بدکاران را موکل و نگهبان مؤمنین نگردانیدیم، محمّد بن عباس ذیل آیه فوق از ابن عباس روایت کرده چون امیرالمؤمنین (علیه السّلام) از نزدیک منافقین میگذشت حضرتش را سخریه و استهزاء مینمودند و میگفتند: این آن کسى است که محمّد (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) از میان اهل بیت خود او را به ولایت و امامت برگزیده و اختیار کرده. روز قیامت درى میان دوزخ و بهشت باز می شود، منافقین مشاهده می کنند که امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در بهشت بر سریرى تکیه نموده به آنها میگوید: به جانب من آئید چون میخواهند به طرف حضرتش بروند آن در بسته شود. به این طریق آن حضرت ایشان را استهزاء می کند« فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنَ الْکُفَّارِ یَضْحَکُونَ عَلَى الْأَرائِکِ یَنْظُرُونَ هَلْ ثُوِّبَ الْکُفَّارُ ما کانُوا یَفْعَلُونَ»؛ پس امروز که روز جزا است اهل ایمان هم به کفار می خندند و استهزاء می کنند و بر تخت هاى عزّت تکیه کرده و دوزخیان را مشاهده می کنند.[۶۶۴]
 در آیه سی، دوّمین برخورد زشت آنها را بیان کرده، مىفرماید: «و هنگامى که از کنارشان مىگذشتند آنها را با اشاره تمسخر مىکردند» و با این علامات و اشارات مىگویند: این بىسر و پاها را ببینید که مقربان درگاه خدا شدهاند. این آستین پارهها و پا برهنهها را تماشا کنید که مدّعى نزول وحى الهى بر خودشان هستند! و این گروه نادان را بنگرید که مىگویند استخوان پوسیده و خاک شده بار دیگر به حیات و زندگى برمىگردد و امثال این سخنان زشت و بىمحتوا.[۶۶۵] نویسندهی تفسیر پرتویی از قرآن، ذیل آیهی سی و یک و سی و دو این سوره چنین مینویسد: این خوشحالى و سرخوشى گویا در مقابل ناخوشى و گرفتگى آنها، گاه بر خود و رو به رو شدن با مؤمنین است. براى تبهکارانى که به آلودگى خوى گرفته و در بند تقالید گرفتارند و دید وسیعترى ندارند، منطق و عمل و چهره مردان با ایمانى که از خوشیهاى مألوف روى گردانده و پاى ایمان خود ایستاده و به هر رنجى تن می دهند، شگفتانگیز و نگران کننده است و بسا اندیشه تردیدآمیزى در ضمیرشان رخ نماید که شاید گفتهها و بیمها و وعدههاى آنها راست آید. ولى اینگونه اندیشههاى متضاد دیر نمىپاید و خوى به تقالید و عادات، به زندگى عادیشان میکشاند و به سوى اهلشان برمیگرداند، در محیط آرام و مأنوس زندگى با زن و بچه و کسان مانند خود دودلى و نگرانى و اندیشه سود و زیان و مسیر اجتماع و انسان که چهره مردان با ایمان بر فکرشان سایه افکنده بود، از میان میرود و در اندیشه خود احساس به امنیت و ثبات مینمایند و مؤمنان را به مسخره میگیرند و خندههاى مستانه راه مىاندازند. چهره مردان حق و با ایمان و دعوت و رسالت آنها به همان اندازه که اشخاص آماده را به سوى تحرّک و تحوّل روحى و خلقى و نوسازى فکرى و خلقى و اجتماعى پیش میبرد، در مجرمین مرتجع اثر عکس دارد و اینها با روبه رو شدن با دعوت آنان به سکون و تحفّظ و انقلاب معکوس برمیگردند: وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَکِهِینَ وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ: این مجرمین که راهى جز گناه و ستمگرى و ستمکشى در پیش ندارند و به بندهاى عادات و تقالید گمراه کننده گرفتارند، چون مؤمنین را بنگرند که اینگونه عادات و قید و بندهاى ناهنجار را گسیخته و از پردههاى کفر و شرک بیرون آمدهاند، گویند این گروه گمراهانند![۶۶۶] ۴-۱-۳-۷) اعزام عوامل نفوذی و جاسوسی: دشمنان زمانی که احساس کردند، که به علل گوناگونی نمی توانند به طور مستقیم علیه طرفداران حق و حقیقت وارد عمل گردند در اینجاست که با اعزام عوامل نفوذی و گسیل داشتن جاسوسانی، مبارزه را به گونه ای غیر مستقیم شروع می کنند. قرآن کریم در اینباره میفرماید:« لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ ما زادُوکُمْ إِلَّا خَبالًا وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَهَ وَ فِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ»[۶۶۷]: اگر آنها همراه شما (به سوى میدان جهاد) خارج مىشدند، جز اضطراب و تردید، چیزى بر شما نمىافزودند و به سرعت در بین شما به فتنهانگیزى (و ایجاد تفرقه و نفاق) مىپرداختند و در میان شما، افرادى (سست و ضعیف) هستند که به سخنان آنها کاملًا گوش فرا مىدهند(یا جاسوس)[۶۶۸] و خداوند، ظالمان را مىشناسد. در شأن نزول این آیه نوشتهاند: درباره منافقان نازل شده است، جریان چنین است: زمانى که حضرت رسالت، پنهانى براى جنگ تبوک از مدینه خارج شدند در محلى به نام «ثنیه الوداع» فرود آمدند و عبد اللّه بن ابىّ با دوستان خود در «ذى حده» که پائینتر از «ثنیه الوداع» است منزل گزیدند، این دو مکان فاصله زیادى با یکدیگر نداشت. هنگامى که پیغمبر اکرم از آنجا به سوى تبوک روان شدند، عبد اللّه ابن ابى با دیگر منافقان که اهل شک بودند، از آنجا تخلف کردند و به مدینه بازگشتند. پس اللّه تعالى براى اینکه فرستاده خود را تسلى دهد و او را در سختیها امر به صبر کند، آیه «لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ ما زادُوکُمْ إِلَّا خَبالًا» را فرو فرستاد.[۶۶۹] در این آیه خداوند به مسلمانان هشدار میدهد که، مراقب باشید «افراد ضعیف الایمانى در گوشه و کنار جمعیّت شما وجود دارند که زود تحت تأثیر سخنان این گروه منافق قرار مىگیرند» (وَ فِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ). و یا اینکه در میان شما افرادى هستند که براى منافقان جاسوسى مىکنند. بنابراین وظیفه مسلمانان قوى الایمان آن است که مراقب این گروه ضعیف یا جاسوس باشند.[۶۷۰] صاحب تفسیر نسفی « سمّاعون» را به معنیِ جاسوس گرفته است و مینویسد:«وَ فِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ یعنی در میان شما جاسوسان ایشانند».[۶۷۱] ۴-۱-۳-۸) تضعیف روحیه مسلمانان: دشمنان برای تضعیف روحیّهی مسلمانان، از هیچ تلاش و کوششی دریغ نمیکنند. برنامههایی از قبیل پخش شایعات، ایجاد جوّ رعب و وحشت و وسوسهها و القائات شیطانی، همگی در راستای اجرای این توطئه میباشند. قرآن کریم در اینباره میفرماید: «الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ»[۶۷۲]: اینها کسانى بودند که (بعضى از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [لشکر دشمن] براى (حمله به) شما اجتماع کردهاند از آنها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را کافى است و او بهترین حامى ماست.» طباطبایی ذیل این آیه مینویسد: کلمه « ناس» به معناى افرادى از انسان است، اما نه از هر جهت، بلکه به این جهت افرادى از انسان را ناس مىگویند که از یکدیگر متمایز نیستند، (و گوینده کارى به تمایز و خصوصیات افراد ندارد) و در آیه شریفه کلمه ناس دو بار آمده که ناس اول غیر ناس دوم است، منظور از ناس اول منافقین و منظور از ناس دوم دشمنان است، منافقین که از یارى اسلام مضایقه کردند به منظور اینکه مسلمانان را هم از رفتن به جنگ باز بدارند و سست کنند، به ایشان گفتند: ناس یعنى مشرکین جمعیت بسیارى براى جنگ با شما جمع کردهاند، معلوم مىشود ناس دوم مشرکین و ناس اول أیادى و جاسوسانى هستند که مشرکین در بین مؤمنین داشتند و از ظاهر آیه برمىآید که این جاسوسان عدهاى بودهاند، نه یک نفر و همین آیه مؤید آن است که آیات شریفه مورد بحث درباره داستانى نازل شده که بعد از پایان جنگ احد پیش آمد، که رسول خدا (ص) با بقیه اصحابش، مشرکین را تعقیب کرد.[۶۷۳] نویسنده تفسیر آسان مینویسد: منظور از کلمه «النَّاسُ»، چنانکه امام محمّد باقر و امام جعفر صادق (علیهما السّلام) فرمودهاند: نعیم بن مسعود اشجعى است و بنا به قولى: همان سوارانى میباشد که ابو سفیان به وسیله آنان براى رسول خدا پیغام داد و آن حضرت را تهدید نمود و مقصود از جمله «إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ» که ترجمه شد بنا بر قول اکثر مفسرین: ابو سفیان و یارانش میباشد. یعنى اى مسلمین! از ابو سفیان بترسید.[۶۷۴] ۴-۱-۳-۹) تبلیغات سوء: دشمنان عصر رسالت از این حربه بسان رجال سیاست امروز بهره میگرفتند و در سایهی اثرپذیری گروهی میتوانستند روحیّهها را سست کنند و از این طریق توازن قدرت اسلام و شرک را در منطقه حفظ نمایند. بنابراین این شیوه، از شیوه ها و روشهای متداول در دورهها و اعصار مختلف است. قرآن کریم در اینباره میفرماید:«لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَهِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیها إِلَّا قَلِیلًا»[۶۷۵]: اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بىاساس در مدینه پخش مىکنند دست از کار خود برندارند، تو را بر ضدّ آنان مىشورانیم، سپس جز مدّت کوتاهى نمىتوانند در کنار تو در این شهر بمانند! «مرجفون»: کسانى بودند که در مدینه براى مضطرب کردن دلهاى مسلمانان خبرهاى دروغ پخش مىکردند و مخصوصاً درباره سریّههاى پیغمبر(صلّى اللَّه علیه و آله) جنگهایى که خود حضرت در آن حضور نداشت، به دروغ مىگفتند مسلمانان فرار کردند و کشته شدند. و اصل مرجف از ماده رجفه است که به معناى زلزله و جنبش است. و چون خبر دروغ خبر غیر ثابت و متزلزل است، آنرا رجفه گویند. و مقصود از آیه شریفه این است که اگر منافقان از دشمنى و نیرنگشان و تبهکاران از اذیّت زنان و دروغگویان از ساختن و به هم بافتن خبرهاى بد دست بر ندارند، بىتردید ما تو را به دشمنى با آنها بر مىانگیزیم و ناگزیر مىشوند که از مدینه جلاى وطن کنند. سپس پیش تو در مدینه نمىمانند مگر زمان اندکى. و همین معنا به طریق مجاز اغراء نامیده شده است. و اغراء به معناى: تهییج و تحریک مردم به دشمنى با یکدیگر است و از این طریق باعث ایجاد تبلیغات سوء در بین مسلمانان میشدند.[۶۷۶] گروهى از دشمنان هستند که پیوسته در صددند که در اثر نشر اخبار کاذبه مسلمانان را به وحشت افکنده، فتنه القاء نموده، اجتماعات اسلامى را متفرق نمایند و به کفر بازگردانیده و نظام آنان را مختل نمایند. آیه سوگند یاد نمود چنانچه این چند حزب اهل نفاق و مخالف از فتنهانگیزى در جامعه مسلمانان خوددارى ننمایند، هرآینه پروردگار و رسول گرامى مسلمانان را بر آنها مسلط خواهد فرمود، در آن هنگام نتوانند در جامعه مسلمانان توقف نموده، زیست و معاشرت نمایند، جزء اندک زمانى که دستور قتل آنان صادر و به موقع اجراء گذارده شود.[۶۷۷] همچنین قرآن کریم در آیهی دیگری این موضوع را این چنین بیان میفرماید:« وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیْطانَ إِلَّا قَلِیلا»[۶۷۸]: و هنگامى که خبرى از پیروزى یا شکست به آنها برسد، (بدون تحقیق) آن را شایع مىسازند در حالى که اگر آن را به پیامبر و پیشوایان- که قدرت تشخیص کافى دارند- بازگردانند، از ریشههاى مسائل آگاه خواهند شد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه کمى، همگى از شیطان پیروى مىکردید (و گمراه مىشدید). وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ: مرجع ضمیر جمع ممکن است منافقین باشند یا مؤمنین ضعیف الایمان سست عنصر زود باور که به مجرد شنیدن یک خبرى و پیش آمد امرى منتشر و اذاعه می کنند یا از روى عناد یا ضعف ایمان بین مسلمین. مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ: من بیانیه، که آن امر یا موجب امن و اطمینان مسلمانان می شود و به خواب امن میروند و غافلگیر دشمن میشوند یا موجب خوف آنها می شود و جرأت و شهامت و شجاعت خود را از دست می دهند. أَذاعُوا بین المسلمین: افشاء می کنند«وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ» یعنى باید حقیقت امر را از پیغمبر(صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) سؤال کرد چون از جانب حق به او وحى میرسد و حاق مطالب را بیان میفرماید.[۶۷۹] ۴-۱-۳-۱۰) تهدیدها و جنگها: هنگامی که دشمنان با مبارزات منفیِ خود به آمالشان نرسیدند، نخست دست به یک سلسله«مانورها» و«تهدیدها» میزنند در صورت عدم موفقیّت از نمایش قدرت، عزم خود را محکم نموده و با تمامی قوا و امکانات موجود خود، پیکاری سخت و گسترده را علیه طرفداران حق آغاز می کنند و در صددند با این نبرد از ملّت اسلام جزء نامی در تاریخ، چیز دیگری باقی نگذارد. قرآن کریم در این باره میفرماید:«… قالَ سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ»[۶۸۰]: گفت: به زودى پسرانشان را مىکشیم و دخترانشان را زنده نگه مىداریم (تا به ما خدمت کنند) و ما بر آنها کاملاً مسلّطیم!» «قالَ سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ»این جمله وعدهاى است که فرعون به کرسىنشینان خود داده و آنان را به این معنا دل خوش کرده که به زودى همان سختگیریها و عذابى که درباره بنى اسرائیل داشت از سر مىگیرد، پسران آنان را مىکشد و دخترانشان را براى کلفتى و خدمت گزارى قبطیان زنده مىگذارد و در آخر هم براى فرو نشاندن خشم و از بین بردن اضطراب درونى آنان اضافه کرده است که: ما مسلط و قاهر بر ایشانیم.[۶۸۱]نکته مهم اینکه فرعون در اینجا دست به یک مبارزه ریشهدار و عمیق مىزند و تصمیم بر کارى مىگیرد که در آینده به کلى قدرت بنى اسرائیل را درهم بشکند و آن این که مردان جنگى و مبارز را با کشتن فرزندان بنى اسرائیل ریشه کن سازد و تنها زنان و دختران را براى کنیزى و خدمتکارى باقى بگذارد و این آئین هر استعمار نو و کهنهاى است، که افراد مثبت و فعال را از میان برمىدارند و یا روح مردانگى و شهامت را با وسائل گوناگون در آنها مىکشند و افراد غیر فعال را زنده نگه مىدارند. البته این احتمال نیز هست که فرعون مىخواسته است این سخن به گوش بنى اسرائیل برسد و از دو جهت روحیه آنها درهم شکسته شود، یکى از نظر کشته شدن پسران و مردان آینده و دیگرى از نظر این که نوامیسشان به چنگال دشمن خواهد افتاد و در هر حال با جمله إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ مىخواهد وحشت و اضطراب را از دل پیروان خود بردارد و به آنها اطلاع دهد که کاملاً بر اوضاع مسلط است! در اینجا سؤالى پیش مىآید و آن اینکه چرا فرعون تصمیم بر قتل موسى نگرفت و تنها نقشه نابود کردن فرزندان بنى اسرائیل را کشید؟! در پاسخ باید چنین گفت که: از آیات سوره مؤمن به خوبى استفاده مىشود که فرعون درآغاز، تصمیم بر قتل موسى داشت ولى اندرزهاى توأم با تهدید مؤمن آل فرعون و اینکه اقدام به قتل موسى ممکن است، خطرناک واقع شود و او به راستى از طرف خدا باشد و آنچه را از مجازاتهاى الهى مىگوید، انجام پذیرد، به قدر کافى در فکر و روح فرعون اثر گذاشت. به علاوه بعد از جریان پیروزى موسى(ع) بر ساحران، این خبر در همهجا منعکس گردید و در مورد طرفدارى و مخالفت با موسى(ع) در میان مردم مصر اختلاف افتاد، شاید فرعون از این بیم داشت که اگر بخواهد تصمیم حادى بر ضد موسى (ع) بگیرد با واکنش شدیدى که از طرف مردمى که تحت تأثیر او واقع شدهاند روبه رو گردد، به این جهات از تصمیم بر قتل موسى (ع) منصرف گردید. خداوند میفرماید: از تهدیدها و حملات دشمن نهراسید و از میدان بیرون نروید (وَ اصْبِرُوا) و براى تأکید مطلب و ذکر دلیل، به آنها گوشزد مىکند که: سراسر زمین از آن خدا است و مالک و فرمانرواى مطلق او است و به هر کس از بندگانش بخواهد آن را منتقل مىسازد:إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ؛ و آخرین شرط این است که تقوا را پیشه کنید، زیرا” عاقبت پیروزمندانه از آن پرهیزکاران است” (وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ) این سه شرط که یکى از آنها در زمینه عقیده (استعانت جستن از خدا) و دیگرى در زمینه اخلاق (صبر و استقامت) و دیگرى در زمینه عمل (تقوى و پرهیزکارى) تنها شرط پیروزى قوم بنى اسرائیل به دشمن نبود، بلکه هر قوم و ملتى بخواهند بر دشمنانشان پیروز شوند، بدون داشتن این برنامه سه مادهاى امکان ندارد، افراد بىایمان و مردم سست و ترسو و ملتهاى آلوده و تبهکار، اگر هم پیروز گردند، موقتى و ناپایدار خواهد بود.[۶۸۲]دشمنان شگردها وشیوههای دیگری نیز درمبارزهی با پیروان مکتب توحیدی دارند که به دلیل اجتناب از طولانی شدن بحث، بدون توضیح فقط به آنها اشاره میکنیم: تهمتهای ناروا[۶۸۳]، ترویج فرهنگ استعماری[۶۸۴]و… بخش دوّم: ۴-۲) شیوه های مبارزه با دشمنان از دیدگاه قرآن کریم: هنر قرآن، این کتاب هدایت و سعادت، افزون بر معرفی دشمن و شیوه های او شناساندن راه مقابله با آن نیز میباشد بنابراین قرآن کریم، پس از آشنایی با صفات و شیوه های دشمنی دشمنان و آثار شوم پیروی از آنها، راه مقابله با آنها را نیز بیان میفرماید. لذا قرآن براى مقابله با نقشههاى دشمنانِ اسلام و مسلمانان، راهکارهایى را ارائه نموده است از آنجا که قرآن کریم ما را به استوارترین راه ها هدایت مىکند، قطعاً شیوههایى را که براى مبارزه با دشمنان معرفى مىکند از استحکام و تأثیر لازم برخوردار است. قرآن کریم در مقابله با هر کدام از دشمنان، شیوه و روش مخصوص به آن دشمن را به ما میآموزد به عبارت روشنتر راه مقابله با شیطان، نفس، کفار و.. به صورت جداگانه به مسلمانان میآموزد و هم چنین، در مقابل هر روش دشمن، راه مقابلهای قرار میدهد به طور مثال براى مقابله با دینزدایى و گسترش فساد و ایجاد گمراهى در بین مسلمانان، تقویت بصیرت و صبر و تقوى، این سلاح دفاعى بسیار مناسب را به ما معرفی مینماید و یا در مقابل اختلافافکنى تحریف و تبلیغ دشمنان، اتحاد و همبستگى مسلمانان و مبارزه فرهنگى به وسیله آموزههاى قرآنى را، بهترین حربه معرفی مینماید. ما در این بخش، از آنجایی که بحثِ «شیوه های مبارزه با دشمنان از دیدگاه قرآن»، موضوعی وسیع است و قابلیت انجام تحقیق و بررسی جداگانه را دارد لذا تنها به برخی از این شیوه ها و روشها پرداخته و پیشنهاد می شود این موضوع در پروژه دیگری انجام گرفته و به ابعاد مختلف آن پرداخته شود. ۴-۲-۱) شیوه و روش قرآن کریم در مقابله با شیطان: ۴-۲-۱-۱) ایمان وتوکل: اولین شیوه را که قرآن کریم در مبارزه با شیطان معرفی می کند، ایمان و توکل میباشد. قرآن میفرماید: « إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ َ إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ»[۶۸۵]: زیرا که او، بر کسانى که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل مىکنند، تسلّطى ندارد. تسلّط او تنها بر کسانى است که او را به سرپرستى خود برگزیدهاند و آنها که نسبت به او [خدا] شرک مىورزند (و فرمان شیطان را به جاى فرمان خدا، گردن مىنهند). در این آیه به این نکته اشاره شده است که: مسلماً شیطان توان جذب همه افراد را ندارد که بخواهد از روى جبر آنها را گمراه نماید، بلکه این افراد بى ایمان و دنیاطلب و غافل از آخرت هستند که خود را در اختیار شیطان قرار مىدهند و او را به عنوان ولىّ اتخاذ کرده، اوامرش را امتثال مىنمایند. خداى متعال این نکته را چنین مىفرماید: « انّا جعلنا الشیاطین اولیاء للذین لا یؤمنون»[۶۸۶]. بنابراین شیطان با همه امکاناتى که براى اغواگرى دارد، نسبت به بندگان مخلص الهى قدرت اضلال و اغواگرى ندارد، همانگونه که خود نیز به این حقیقت اعتراف دارد: «قالَ فبعزّتک لاغویّنهم اجمعین الاّ عبادک منهم المخلصین»[۶۸۷] مخلصین هم کسانى هستند که پس از آنکه خودشان را براى خدا خالص کردند، خدا هم آنها را براى خود خالص کرد، بهطورى که غیر خدا در قلبشان جاى ندارد. پس در هیچ لحظه اى مشغول به غیرخدا نیستند و هیچگاه از غیر خدا اطاعت نمىکنند. و لذا، تسویلات شیطانى یا هواهاى نفسانى و… کوچکترین نفوذى در آن ها ندارند.[۶۸۸] محدوده هستى شیطان هرگز مقام شامخ انسان کامل را در برنمىگیرد و به حریم بندگان مخلص راهى ندارد. اگر شیطان بخواهد انسانى را فریب دهد، از راه اندیشه و افکار فریب مىدهد، اما به مقام فکرى و عملى انسان کامل و بندگان مخلص راه ندارد تا بتواند آنها را وسوسه کند، بلکه شیطان در وهم و خیال راه دارد و نه در محدوده عقل محض. در انسانهاى دیگر که شیطان رخنه مىکند، براى این است که عقل آنها مشوب به وهم و خیال است، ولى انسان کامل وهم و خیال را در برابر عقل کامل خود خاضع کرده است. قواى درونى انسان کامل مأموم قوّه عاقله است و لذا شیطان نمىتواند در عقل عملى انسان کامل از طریق امید و محبت و گرایش راه پیدا کند و یا در عقل نظرى او از راه اندیشه و علم راه بیابد زیرا مرحله عالى نفوذ شیطان وهم و خیال است و از آن بالاتر نمى رود. شیطان از تجرّد تام عقلى برخوردار نیست; چنانکه در بخش عملى از محدوده شهوت و غضب نمىگذرد و به مرحله اخلاص، ایثار، تولّى و تبرّى راه نمىیابد. شیطان موجودى است مادى و داراى تجرّد برزخى و مثالى و راهى به نشانه عقل محض ندارد؛ بله او به عالم مثال راه پیدا مىکند. پس در مقام انسان کامل راه ندارد؛ زیرا نه مانند انسان کامل بىواسطه از اسما و حقایق باخبر است و نه مانند فرشتگان باواسطه خبر دارد. او لایق هیچ یک از این دو مرحله نیست و لذا گرفتار دو امر مىشود: یکى جهل به مقام انسان کامل و دیگرى استبکار که منشأ این استکبار هم وهم و خیال است؛ زیرا که عقل هرگز انسان را به کبر دعوت نمىکند. وهم است که مقامهاى دروغینى را راست مىپندارد و انسان را فریب مىدهد. و اینکه گفته شد شیطان قادر به نفوذ و وسوسه انسانهاى کامل نیست، نباید خیال کرد که پس دوست آنهاست یا نسبت به آنها بىاعتناست، بلکه دشمن آنهاست و همواره سعى مىکند که اگر نمىتواند مستقیماً در خود آنها راه پیدا کند، در خواسته ها و برنامه ها و در اجراى طرحهاى آنها رخنه کند و نگذارد که خواستههایشان محقّق شود.[۶۸۹] ۴-۲-۱-۲) ترک معصیت: دومین شیوه مبارزه با شیطان، ترک معصیت می باشد. قرآن کریم در این باره می فرماید: «هَلْ أُنَبِّئُکُمْ عَلى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّیاطِین تَنَزَّلُ عَلى کُلِّ أَفَّاکٍ أَثِیمٍ»[۶۹۰]:آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسى نازل مىشوند؟!آنها بر هر دروغگوى گنهکار نازل مىگردند. شیطان وجودى است ویرانگر و موذى و مخرب و القائات او در مسیر فساد و تخریب است و مشتریان او دروغگویان گنهکارند. خداوند در این آیه میفرماید: آیا شما را خبر دهم که شیطانها بر چه کسى نازل مىشوند؟ آنها بر هر دروغگوى فاجرى که معصیتکار است، یعنى کاهنان، نازل مىشوند. مقاتل گوید: یعنى بر طلیحه و مسیلمه نازل مىشوند. شیطانها آنچه را شنیدهاند به کاهنان و دروغگویان القاء می کنند و بسیارى از دروغها را با شنیدههاى خود درمىآمیزند و به آنها وحى می کنند. بیشتر شیطانها و به قولى بیشتر کاهنان دروغگویانند.[۶۹۱] در این آیه بیان شده است که شیطان با افراد دروغ گو و گنهکار سر و کار دارد بنابراین یکی از راه ها و روشهای مبارزه با شیطان ترک گناه و معصیت است. به عبارت بهتر، از اهداف و روشهای شیطان فریب دادن انسان و وسوسه نمودن انسان تا اینکه گناه انجام دهد بنابراین انسان باید تمام تلاش خود را به کار گیرد تا فریب نخورد و گناه و معصیّت نکند از این رو از مهمترین شیوه های مبارزه با شیطان است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در تعبیر بسیار جالبی آمده است: «همانگونه که شمار بیماران بستری در بیمارستانها در هر کشوری معیار و میزان سنجش سیاستهای بهداشتی در آن مملکت انگاشته میشود شمار زندانیان نیز معیار و میزان پیشرفت عدالت کیفری در آن کشور و درستی یا نادرستی سیاست جنایی آن کشور به حساب میآید[۱۲۶].» بنابراین در جهت بهبود هر چه بیشتر سیاست جنایی کشورمان و کاهش جمعیت کیفری ناگزیر به استفاده از کیفرهای جایگزین زندان خواهیم بود.
 همانگونه که قبلا بیان کردیم دو روش اصلی برای ایجاد جانشینهای کیفر زندان عبارتند از «روش تقنینی» و «روش قضایی». ۱- روش تقنینی: در روش تقنینی قانونگذار باتوجه به شرایط و نیازهای حاکم بر جامعه و اوضاع و احوال آن و نیز سیاست کیفری پیش رو، اقدام به تعیین جانشینهای کیفر زندان از طریق تصویب قوانین جدید و نیز تغییر و اصلاح قوانین موجود میکند و شرایط لازم برای اینکه بزهکار صلاحیت استفاده از چنین تدبیری را دارد را تعیین نموده و قانون را بگونهای تنظیم مینماید که درصورت وجود چنین شرایطی دادگاه به جای مجازات زندان برای وی کیفر دیگری را جانشین نماید. دراین روش دادگاه باتوجه به قانون بایستی کیفر یا تدبیر دیگری را به جای کیفر زندان مورد حکم قرار داده و بزهکار بایستی چنین کیفری را تحمل نماید. در کشور ما نیز در قانون برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۶۸ حبسهای کمتر از ۹۱ روز تبدیل به جزای نقدی میشود و در قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین مصوب ۱۳۷۳ نیز این امر تکرار شده و چنین زندانهایی بایستی به جزای نقدی تبدیل بشوند. در ماده ۳۷ قانون مجازات اسلامی و نیز ماده ۳ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و مواد مربوط به تعلیق مجازات اجازه داده شده تا قاضی باتوجه به جرم، مجرم و اوضاع و احوال حاکم بر آن بتواند کیفر مناسبی را انتخاب نماید و جانشین کیفر زندان نماید. ۲- روش قضایی: در این روش بنا به تجویز قانون، قاضی دادگاه میتواند باتوجه به نوع جرم، درجه اهمیت آن، میزان تقصیر و انگیزه بزهکار نسبت به جانشین کردن کیفر دیگری به جای مجازات زندان اقدام کند. «در چنین روشی قاضی صادرکننده حکم در جهت بدست آوردن شاخصهای فوق و تحقیق در این زمینه به وضعیت بزهکار واقف شده تا بتواند کیفر مناسبی جهت اصلاح وی انتخاب نماید. قاضی باتوجه به آنچه که قانونگذار به وی اجازه انتخاب کیفری به جای کیفر زندان را داده میتواند عمل نماید[۱۲۷].» قانونگذار در فصل یازدهم از قانون اساسی به بحث قوه قضائیه پرداخته و در بند ۵ اصل ۱۵۶ این قانون «اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین» را یکی از وظایف قوه قضاییه در جهت تحقق بخشیدن به عدالت دانسته است. از جمله لوایح قضایی که در سالهای اخیر به منظور کاهش استفاده از زندان و برطرف ساختن آثار زیانبار آن تقدیم مجلس گردیده میتوان به لایحه مجازاتهای اجتماعی جایگزین زندان و لایحه تشکیل دادگاههای اطفال و نوجوانان اشاره کرد که درحال حاضر هیچیک از این لایحه ها مورد تصویب قرار نگرفتهاند. لایحه مجازاتهای اجتماعی جایگزین زندان در تاریخ ۲۸/۱۲/۱۳۸۷ در شش فصل و ۳۲ ماده با این مقدمه توجیهی که: «با عنایت به ناکارآمدی زندان ـ به ویژه حبسهای کوتاه مدت ـ در زمینهی بازدارندگی و اصلاح و درمان بزهکاران به لحاظ طرد و کنار گذاشتن مجرم از اجتماع و آشنا ساختن وی با فرهنگ زندان و با توجه به مشکلات ناشی از افزایش جمعیت کیفری در زندانها از قبیل کمبود امکانات بهداشتی و غذایی، رواج مواد مخدر، شیوع بیماریهای عفونی و ایدز، خشونت و ارتشاء و در راستای سیاستهای دورهی توسعهی قضایی مبنی بر حبسزدایی و بازاندیشی و بازنگری در سیاست جنایی تقنینی مبنی بر توسل بیرویه و افراطی به مجازات حبس و با لحاظ جایگاه حبس در نظام حقوقی اسلام و به منظور رفع مشکلات یادشده و در اجرای بند (٢) اصل ١۵٨ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران؛ لایحهی زیر جهت طی تشریفات قانونی تقدیم میشود.» تقدیم مجلس شورای اسلامی گردیده است. در راستای تأمین هدفهای لایحه مجازات اجتماعی، در ماده یک تلاش شده تا تعریفی عملیاتی از این عنوان با درنظر گرفتن رکنهای اصلی مجازاتهای اجتماعی ارائه شود. بموجب این ماده: «مجازاتهای اجتماعی مجازاتهایی هستند که باتوجه به جرم ارتکابی، شخصیت و پیشینه کیفری مجرم، موارد ارتکاب جرم، وضعیت بزهدیده و آثار ناشی از ارتکاب جرم به موجب حکم دادگاه تعیین و با مشارکت مردم و نهادهای مدنی در اجتماع اجرا میشوند. این مجازاتها عبارتند از: دوره مراقبت، خدمات عمومی، جزای نقدی روزانه و محرومیت موقت از برخی حقوق اجتماعی.» بنابراین محورهای مورد تأکید در این تعریف به شرح زیر است: ۱- مشارکت اجتماع در اجرا، ۲- محدود کردن آزادی عمل محکومان، ۳- رعایت اصل تناسب، ۴- نظارت و مراقبت به منظور پیشگیری از تکرار جرم. یکی دیگر از ارکان مجازاتهای اجتماعی، پیشبینی روش های نظارتی و مراقبتی برای کاهش خطر ارتکاب جرم دوباره محکومان است که در کشور ما توسط مددکاران اجتماعی مستقر در زندان انجام میپذیرد. البته مسئولیت مددکاران اجتماعی که در این قانون پیشبینی شده فقط گزارش موارد تخلف و سرپیچی از دستورها نیست بلکه آنان وظیفه دارند تا محکومان به مجازاتهای اجتماعی را در مسیر بازگشت به زندگی شرافتمندانه یاری رسانند و درصدد رفع موانع بازپذیری آنان برآیند. «با پیشبینی مجازاتهای اجتماعی، طبقه جدیدی از مجازاتها وارد نظام کیفری ایران میشود که با حفظ ارتباط فرد با جامعه و تسهیل فرایند جامعهپذیری محکوم، اصلاح و درمان مجرم را ممکن میسازد و مانع طرد ویرانگر مجرم اصلاحپذیر از جامعه و خانواده میشود[۱۲۸].» در خصوص لایحه قانونی تشکیل دادگاه اطفال و نوجوانان باید گفت پیشنویس لایحه مزبور در تاریخ ۲۴/۹/۱۳۸۲ در ۵۵ ماده به تصویب رسیده که قانونگذار بموجب آن بطور مفصل به بیان احکام و شرایط رسیدگی به جرایم ارتکابی توسط افراد زیر ۱۸ سال (نابالغ) پرداخته و طرق مختلفی را نیز درخصوص مجازات، تنبیه، تربیت و اصلاح آنان در نظر گرفته است تا از این رهگذر مانع از تکرار جرم توسط آنان در آینده گردد. استفاده از شیوه های نوین در پیشبرد این اهداف مسئله مثبت دیگری است که در صورت تصویب این لایحه و اجرایی شدن آن، تغییرات چشمگیری درخصوص نحوه برخورد با اطفال و نوجوانان بزهکار و بازپروری و تربیت آنان بوجود خواهد آمد و جای بسی تأسف است که علیرغم گذشت بیش از ۹ سال از تنظیم چنین لایحه مهمی که حتی میتوان آن را نوعی تحول در سیستم رسیدگی به جرایم افراد نابالغ نامید، تاکنون در خصوص عملی شدن آن اقدامی صورت نگرفته است. اخیرا نیز لایحهای به تصویب مجلس رسید و درحالحاضر در شورای نگهبان در انتظار تایید بسر میبرد که بموجب آن، ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی که باعث به زندان افتادن شمار بسیاری از مردان معسر از پرداخت مهریه میگردید، تنها درمورد میزان مهریه تا ۱۱۰ سکه قابلیت اجرایی دارد و پرداخت مازاد بر آن منوط به ملائت و توانایی زوج و معرفی اموال متعلق به وی توسط زوجه است. در اقدامی دیگر «سازمان زندانها، مسئولان قضایی را با مشکلات مربوط به حبسمحوری و نسبت به جایگزینی مجازاتهای دیگری به جای حبس آشنا ساخته و مجموعه قوانین جزایی را مورد بررسی قرار داده است. سازمان مزبور ۲۱۰ تا ۲۴۰ عنوان مجرمانه که میتوان مجازاتی جز حبس برای آن درنظر گرفت تعیین و تقدیم مسئولان قضایی نموده است[۱۲۹].» قانونگذار سابق نیز به بحث کاهش استفاده از زندان توجه داشته و درصدد جایگزین کردن مجازاتهای دیگر بجای آن در پارهای موارد پرداخته است. بعنوان مثال، ماده ۴۵ قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۰۴ بیان میداشت: «در موارد جنحه اگر اوضاع و احوال قضیه مقتضی تخفیف باشد محکمه میتواند مجازات حبس تأدیبی را تا هشت روز تخفیف داده یاآن را تبدیل به غرامت نماید.» و نیز ماده ۴۷ قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۰۴: «شخصی که به موجب این قانون به واسطه ارتکاب جنحه محکوم به حبس شده است در صورتی که سابقا به واسطه ارتکاب جنحه یا جنایتی محکوم نشده باشد محکمه میتواند نظر به اخلاق و احوال مجرم و دلایل موجه اجرای مجازات را نسبت به او معلق دارد.» ماده ۱۱ قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۵۲ اشعار میداشت: «در هر مورد که در قوانین حداکثر مجازات کمتر از ۶۱ روز حبس باشد از این پس به جای حبس حکم به جزای نقدی از ۵۰۰۱ تا ۳۰۰۰۰ ریال داده خواهد شد و هر گاه حداکثر مجازات بیش از ۶۱ روز حبس و حداقل آن کمتر از این باشد دادگاه مخیر است که حکم به بیش از دو ماه حبس یاجزای نقدی از ۵۰۰۱ تا ۳۰۰۰۰ ریال بدهد در صورتی که در موارد فوق حبس توأم با جزای نقدی باشد و به جای حبس جزای نقدی مورد حکم قرارگیرد هر دو جزای نقدی با هم جمع خواهد شد.» بحث جایگزینهای زندان، مقوله جدید و نوپایی نیست بلکه از گذشته وجود داشته و در حال حاضر نیز شیوههای نوین آن ایجاد گردیده است. «نخستین بار انریکو فری از بنیانگذاران مکتب تحققی بود که با طرح قائممقامهای کیفری، موضوع جانشینها را وارد مباحث کیفری نمود. در این مرحله جانشینی در مفهوم گستردهای مورد توجه بود و جانشینهای کیفری که هم در سطح جامعه کل و هم در عرصه تشکیلات دادگستری قرار میگیرند و در زمره اقدامات پیشگیرانه و دفاع اجتماعی میباشند را شامل میگردید. در این مفهوم جانشینهای کیفری، مجازات را کنار میگذارند و تدابیر دیگری را به جای آن مطرح میکنند که قلمروهای متنوعی را دربر میگیرد[۱۳۰].» «به گفته یکی از مشاوران عالی رییس قوه قضاییه ۲۵ نوع مجازات جایگزین زندان تعیین شده است. وی با اشاره به این که فلسفه وجودی زندان، متنبه شدن مجرم است گفت: تجربه نشان داده است که زندانی شدن مجرمان به عاملی برای بروز جرمهای جدید تبدیل شده است. وی چند نمونه از مجازاتهای جایگزین را چنین معرفی کرد: حبس در منزل، ممنوعیت تردد، اعلام و انتشار از طریق نشریات، حبس در تعطیلات آخر هفته، ممنوعالمعامله شدن، تشکیل شوراهای داوری و خانه حکمیت و غیره. وی همچنین تصریح کرد که با اعمال ماده ۱۸۹ در همه روستاها، بخشها و شهرها رسیدگی به معتمدین محلی سپرده میشود. با این تأسیسهای نو که با بهره گرفتن از تجربه فراوان سالیان متمادی و تکیه بر اصول نوین اجرای مجازاتها حاصل شدهاند میتوان در اجرای صحیح مجازاتها تحول عظیم و عمیقی به وجود آورد و در جهت تحقق اهداف مجازاتها که همانا اصلاح و تربیت مجرمین و تقویت ارزشها و کرامت والای انسانی است گامهای مؤثری برداشت تا نتیجتا از معایب و مفاسد زندان کاسته شود[۱۳۱].» قانونگذار در حال حاضر به بحث جایگزینهای مجازات زندان توجه زیادی داشته و به نظر میرسد در تصویب قانون جدید مجازات اسلامی، نگاه وی به استفاده کمتر از مجازات زندان و بکارگیری شیوه های جایگزین میباشد. در قانون مجازات اسلامی اخیرالتصویب، قانونگذار پس از بیان انواع مجازاتها و نحوه تعیین و اعمال آنها، در فصول پنجم تا هشتم قانون، به مباحث تعویق صدور حکم، تعلیق اجرای مجازات، نظام نیمهآزادی و آزادی مشروط که نقش مهمی در کاهش استفاده از مجازات زندان و نیز کاهش آثار آن دارد، پرداخته و سپس در فصل نهم مجازاتهای جایگزین حبس و شرایط تعیین آنها بجای مجازات زندان را بیان نموده و طی مواد ۶۴ تا ۸۷ این قانون شرایط مربوط به آنها را برشمرده است. البته آنچه که در بحث مجازاتهای جایگزین آمده، کامل نیست و به همه شیوه ها و راهکارها پرداخته نشده است. بنابراین میتوان با توجه به قانون جدید مجازات و نیز قوانین جزایی سایر کشورها، این تدابیر کیفری جانشین زندان را به دو دسته «تدابیر کاهشدهنده اثر زندان» و «جایگزینهای مجازات زندان» تقسیم نمود. تدابیر کاهشدهنده اثر زندان: ۱- آزادی مشروط، ۲- نظام نیمهآزادی، ۳- تعویق صدور حکم، ۴- تعلیق اجرای مجازات، ۵- مجازاتهای تخییری. تدابیر جایگزین مجازات حبس: ۱- مراقبت و درمان، ۲- خدمات عمومی رایگان، ۳- جزای نقدی، ۴- حبس در منزل، ۵- نظارت الکترونیکی، ۶- پادگانهای آموزشی اصلاحی، ۷- جریمههای روزانه، ۸- توقیف پایانهفتهای، ۹- اقدامات تأمینی و تربیتی، ۱۰- محرومیت از حقوق اجتماعی، ۱۱- مجازات شفاهی. از طرفی در سطح بین المللی نیز فعالیتهایی در اینخصوص صورت پذیرفته که در ادامه این مبحث به برخی از آنها اشاره میشود. مبحث اول: تدابیر کاهشدهنده اثر زندان: این تدابیر که از آنها تحت عنوان تدابیر سنتی جایگزین زندان نیز یاد میشود عبارتند از: بند ۱) آزادی مشروط قانونگذار طی مواد ۳۸ تا ۴۰ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰در سه ماده و سه تبصره مقررات مربوط به آزادی مشروط را آورده بود. مطابق این مواد شخصی که برای بار اول محکوم به حبس شده و نصف مجازات را گذرانده درصورت وجود سه شرط قادر بود از آزادی مشروط استفاده کند: اول- نشان دادن حسن اخلاق مستمر، دوم- پیشبینی عدم ارتکاب مجدد جرمی در آینده از اوضاع و احوال او و سوم- تلاش در جهت پرداخت ضرر و زیان شاکی یا جریمه دولتی. البته صدور حکم آزادی مشروط منوط به پیشنهاد سازمان زندانها و تایید دادستان یا دادیار ناظر زندان و مدت آن نیز بین یک تا پنج سال بود. آزادی مشروط در قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۵۲ و ۱۳۰۴ یافت نمیشود لیکن در ۲۳ اسفند ماه ۱۳۳۷ ماده واحدهای تحت عنوان قانون راجع به آزادی مشروط زندانیان به تصویب مجلس وقت رسیده که بموجب آن «هر کس که برای مرتبه اول به علت ارتکاب جنحه یا جنایت به مجازات حبس محکوم شده و در مورد جنحه نصف (لااقل سه ماهحبس) و در مورد جنایت دو ثلث از مدت مجازات را گذرانده باشد ممکن است به حکم دادگاه صادرکننده دادنامه قطعی محکومیت در صورت وجودشرایط زیر از آزادی مشروط استفاده نماید: ۱ - هر گاه در مدت اجرای مجازات مستمرا حسن اخلاق نشان داده باشد. ۲ - هر گاه از اوضاع و احوال محکوم پیشبینی شود که پس از آزادی دیگر مرتکب جرمی نخواهد شد. ۳ - هر گاه تا آنجا که میتوان از او انتظار داشت ضرر و زیانی که مورد حکم دادگاه یا مورد موافقت مدعی خصوصی واقع شده پرداخته باشد یا قرار پرداخت آن را بدهد. تبصره ۱ - محکومین به حبس دائم پس از گذراندن دوازده سال حبس ممکن است از آزادی مشروط استفاده نمایند. تبصره ۲ - صدور حکم آزادی مشروط منوط است به پیشنهاد دادیار ناظر زندان و موافقت دادستان دادگاه صادرکننده حکم و در صورت نبودن دادیار به پیشنهاد دادستان در پیشنهاد مزبور باید وجود شرایط بالا تصریح شده باشد در این مورد نظریاتی که انجمن حمایت زندانیان بدهد مورد توجه دادیار دادستان قرار خواهد گرفت. تبصره ۳ - صدور حکم آزادی مشروط کسانی که طبق احکام قطعی دادگاههای نظامی محکومیت حاصل مینمایند منوط است به پیشنهاد دادستان دادگاه صادرکننده حکم محکومیت و موافقت دادستان ارتش و صدور حکم از دادگاه صادرکننده حکم قطعی - در صورتی که دادگاه نظامی صادرکننده حکم قطعی منحل شده یا بشود صدور حکم آزادی مشروط منوط به پیشنهاد دادستان ارتش و صدور حکم از یکی از شعب دادگاه تجدید نظر سازمانی و دائمی دادرسی ارتش با رعایت مقررات این قانون خواهد بود. تبصره ۴ - مدت آزادی مشروط اصولا شامل بقیه مدت مجازات خواهد بود ولی دادگاه میتواند مدت آن را تغییر دهد. و در هر حال کمتر از یکسال و زیادتر از پنج سال نخواهد بود جز در مواردی که بقیه مدت کمتر از یک سال باشد که در آن صورت مدت آزادی مشروط معادل بقیه مدت حبسخواهد بود. و در مورد حبس دائم مدت آزادی مشروط به پنج سال خواهد بود. تبصره ۵ - دادگاه صادرکننده حکم آزادی مشروط میتواند به پیشنهاد دادیار ناظر زندان و تقاضای دادستان برای مدت آزادی مشروط در ضمن حکم خود محدودیتهایی از قبیل اقامت در محل معین و خدمت در مؤسسات خیریه و یا صنعتی یا فلاحتی یا نزد کارفرمای معینی را مقرر بدارند. تبصره ۶ - چنانچه در مدت آزادی مشروط، آزاد شده مرتکب جنحه یا جنایت شود با وجود اخطار رسمی دادگاه صادرکننده حکم آزادی مشروط تکرار در نقض محدودیتهایی که طبق تبصره ۴ مقرر گردیده بنماید و یا به هر طریق دیگری شایسته نبودن مشارالیه برای اعتمادی که به او شده است ثابت شود دادگاه به تقاضای دادستان مربوط حکم به بازگشت او به زندان برای اجرای بقیه مدت مجازات خواهد داد. مدتی که در آزادی مشروط گذشته جزء مدت محکومیت محسوب نخواهد شد. تبصره ۷ - هر گاه آزاد شده در تمام مدت آزادی مشروط مستمرا از خود حسن اخلاق و رفتار نشان دهد آزادی او قطعی خواهد شد و محکومین به حبس دائم پس از انقضاء مدت آزادی مشروط که زائد بر پنج سال نخواهد بود آزاد خواهند شد. تبصره ۸ - در مواردی که مجازات حبس توأم با غرامت باشد دادگاه وقتی حکم آزادی مشروط را میدهد که محکومعلیه غرامت را پرداخته یا قراری برای پرداخت آن به دادستان داده باشد. تبصره ۹ - وزارت دادگستری و وزارت جنگ مأمور اجرای این قانون میباشند. قانون فوق که مشتمل بر ماده واحده و نه تبصره است پس از تصویب مجلس سنا در جلسه شنبه بیست و سوم اسفند ماه یک هزار و سیصد و سی وهفت به تصویب مجلس شورای ملی رسید.» ملاحظه میشود که مواد مربوط به آزادی مشروط مندرج در قانون مجازات اسلامی مصوب ۷۰ در واقع از این ماده واحده و تبصره های آن برداشت شده است. آزادی مشروط در قانون مجازات اسلامی جدید (مصوب ۱/۲/۹۲) در مواد ۵۸ تا ۶۳ آمده است که بموجب ماده ۵۸ آن درمورد محکومیت به حبس تعزیری، دادگاه صادرکننده حکم میتواند درمورد محکومان به حبس بیش از ده سال پس از تحمل نصف و در سایر موارد پس از تحمل یک سوم مدت مجازات به پیشنهاد دادستان یا قاضی اجرای احکام کیفری با رعایت شرایط مقرر در این ماده حکم به آزادی مشروط را صادر کند. شرایط مزبور کاملا مشابه شرایط مقرر در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ میباشد. اما این روش با ایرادی اساسی مواجه است که محکوم به حبس باید نیمی از مجازات زندان را تحمل نماید و بنابراین شخص با محیط زندان آشنا شده و آثار منفی پیشگفته گریبان وی را خواهد گرفت مگر اینکه گفته شود فایده آزادی مشروط اینست که چون محکوم تنها نیمی از مجازات زندان را تحمل میکند در معرض آسیب کمتری قرار خواهد گرفت. بند ۲) نظام نیمهآزادی این شیوه که در ماده ۵۶ قانون مجازات اخیرالتصویب برای نخستین بار بیان شده است، روشی است که براساس آن محکوم میتواند در زمان اجرای حکم حبس فعالیتهای حرفهای، آموزشی، حرفهآموزی، درمانی و نظایر آنها را در خارج از زندان انجام دهد. اجرای این فعالیتها زیر نظر مراکز نیمهآزادی است که در سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی تأسیس میشود. براساس ماده ۵۷ قانون مذکور، در حبسهای تعزیری درجه پنج تا هفت، دادگاه صادرکننده حکم قطعی میتواند بنا به تقاضای محکوم در طول مدت تحمل مجازات، مشروط به گذشت شاکی و سپردن تأمین مناسب و تعهد به انجام یک فعالیت شغلی، حرفهای، آموزشی، حرفهآموزی و نظایر آن، تحت نظام نیمهآزادی قرار گیرد. همانطور که در ماده موصوف آمده است این امر موجب مشارکت در تداوم زندگی خانوادگی یا درمان اعتیاد یا بیماری محکوم میگردد که همین امر در فرایند اصلاح یا جبران خسارت وارده بر بزهدیده مؤثر است. بند ۳) تعویق صدور حکم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بدون فرصت، کارآفرینی وجود ندارد. یک کار آفرین بالقوه باید بی اندازه خلاق و سختکوش باشد، ولی بدون فرصتی برای بهره گیری با این ویژگیها، فعالیتهای کارآفرینی امکان اتفاق افتادن ندارند. تشخیص این واقعیت نشان داده است که در طول تاریخ تحقیقات کارآفرینی هرگاه گرایش به تمرکز روی کارآفرینان و رفتارشان در ایجاد بنگاه جدید بوده است، نقشی که فرصتها بازی کرده اند حیاتی بوده است.
 محققان جدیدا توجهشان را از رویکردهایی که بر روی شناخت افرادی در جامعه، که ترجیح می دهند کار آفرین شوند به سمت درک پیوند میان افراد متهور و فرصتهای ارزشمند تغییر دادهاند. این تمرکز جدید نیازمند محققانی است که نقش فرصتها را در فرایند کارآفرینانه توضیح دهند(اسکاردت و شین، ۲۰۰۳)[۲۸]. با وجود ظهور فرصت بعنوان مفهوم مرکزی برای محققان کارآفرینی، توافق کمی میان تعریف و طبیعت فرصتها وجود دارد. دو دیدگاه اصلی در زمینه فرصت با جمله “یک مرد دانا بیشتر از آنکه فرصت پیدا کند آنها را میسازد.” بخوبی نشان داده شده می شود. یکی بیان می کند که فرصتها کشف می شوند و دیگری بیان می کند که ساخته میشوند. برخی از محققین فرصتها را بعنوان محصولی از فرایند خلاقی که تدریجیتر است و شامل ترکیبی از ایده ها در طول زمان است میبینند در حالی که برخی دیگر بر معرفی محصولات، خدمات و فرآیندهای نوآورانه تاکید می کنند(همان منبع).
ماهیت فرصت ها[۲۹]
وقتی کارآفرینان دربارهی فرصت صحبت می کنند، منظورشان از فرصت چیست؟ آیا آنها واقعاً در حال صحبت کردن در مورد “فرصت” هستند؟ چگونه تجارب کارآفرینان، مخصوصاً آن افرادی که در راه اندازی کسب و کارها درگیر بوده اند- توسط پژوهشگرانی که این پدیده را مطالعه می کنند، مورد فهم و درک قرار خواهد گرفت(گارتنر و دیگران۲۰۰۳) [۳۰]. رشته کارآفرینی پیرامون مفهوم فرصت میچرخد، محققان کارآفرینی میبایست دقت کنند که اصطلاح فرصت تبدیل به یک اصطلاح catch-all (هزار بیشه – گوناگون) نشود و معنا و جوهره خود را از دست ندهد(همان منبع). به علاوه اصطلاح های متعددی انواع فرصت را توصیف می کنند. یا ایدههای مشابه مفهوم فرصت در ادبیات یافت می شود، مانند لحظه ی (“aha”آها)، یا (“eureka”من کشف کردم)( فیت، ۲۰۰۷)[۳۱]. منابعی که بلا استفاده هستند و یا از آنها در حد کافی استفاده نمیشود، مثل تکنولوژیها و ظرفیتهای جدید، میتوانند امکاناتی را برای ایجاد و رساندن ارزشی جدید به دست مشتریان آینده فراهم نمایند با اینکه شکل دقیق آن ارزش جدید شاید نامعلوم باشد(همان منبع). در طول تاریخ، حضور فرصت ها از نظر کارآفرینان منحصر به فردند و دو نگرش غالب به ساختن فرصت را در آن ها شکل می هد(آلوارز و بارنی،۲۰۰۷)[۳۲].اولین نگرش موقعیتی است که فرصتها کشف می شوند، در این حالت به فرصتها به عنوان یک واقعیت ملموس نگریسته می شود. فرصتها(به طور غیر معمول)وجود دارند و منتظر یافت شدن هستند. نگرش عمدهی دیگر رویکرد خلق فرصت است – فعالیت ها و اقدامات وضع شده ای که در طول فرایند کارآفرینانه حادث می شود. برای مثال آردیچویلی و همکاران(۲۰۰۳)[۳۳]، مدعی شدند که فرصتها ساخته میشوند، پیدا نمیشوند. یک حالت وسط این است که بعضی از فرصتها کشف میشوند و بعضی دیگر خلق میشوند. انتظار ما این است که ادبیات به سمت این وضعیت در آینده نزدیک حرکت کند. ما معتقدیم که این وضعیت زمینه ساز سوالاتی برای محققان در بررسی اینکه چه زمانی و چگونه فرصتها کشف یا خلق میشوند، میباشد. نقش مهم شومپیتر (۱۹۵۴) در توسعه ی فرصتها مربوط به ایده تخریب خلاق وی میباشد، فرآیندی که در طول زمان فرصت های جدید کسب کار جانشین فرصت های موجود شود. بنابراین، برای فهم کامل از فرایند فرصت، اول میبایست پویایی موقت فرصتها را فهمید. توصیف مفهوم فرصت مستلزم در نظر گرفتن دو مفهوم مرتبط است، و همچنین ایده ها تابع خلاقیت و یادگیری هستند؛ تنها اگر با دقت بررسی و توسعه داده شوند منجر به فرصتهای بالقوه میشوند(دیمو،۲۰۰۷)[۳۴]. رویاهای کارآفرینانه اغلب متمرکز بر اهداف غیر اقتصادی، مانند دستیابی به استقلال ملی، بهبود جامعه، و بیانات خلاق هستند(ریندوا، باری، کتچن، ۲۰۰۹)[۳۵]در این موارد ابهام مربوط به توانایی یک رویا به طوریکه از نظر اقتصادی بادوام باشد است. بحث اینکه ایده ها و رویاها پیش نیاز فرصتهای کارآفرینانه هستند سازگار با پیشنهاد کریزنر(۱۹۹۷)[۳۶] است، اینکه هوشیاری افراد منجر به فرصتهای شگفتآوری می شود. این شگفتآوری ذاتا فرصت نیستند بکله آنها از طریق ارزشیابی فرآیندها مانند ارزیابی ریسک و عدم اطمینان تبدیل به فرصت میشوند. فرض بر آن است که نتایج همیشه قبل از بهره برداری از فرصت معلوم نیست؛ اما ممکن است به طور درونزا در طی زمان شکل بگیرد. بر این اساس تعریف فرصت کارآفرینانه به صورت زیر ارائه می شود: یک فرصت کارآفرینانه شامل مجموعه ایدهها، باورها و اقداماتی است که به توانا کردن برای تولید کالاها و خدمات آینده منجر می شود که در حال حاضر بازاری برای آنها وجود ندارد(ونکارترمن،۱۹۹۷) [۳۷]. آنچه که در این مفهوم منحصر به فرد است، آن است که محور این فرایند، یک فرد کارآفرین است که مجموعه متغیرهای غیر قابل اندازه گیری را به پیش می راند تا به آرمان و چشم انداز خود برسد(همان منبع) . بارینگر و ایرلند فرصت را مجموعه مساعد و مطلوب از شرایط که نیازی را برای یک محصول، خدمت یا کسب و کار جدید ایجاد میکند، تعریف مینمایند و ایده را یک فکر، تصور یا اندیشه میدانند(بارینگر و آیرلند،۲۰۰۶).[۳۸] در شکل زیر میتوانیم چهار معیار ضروری یک فرصت را که توسط بارینگر و ایرلند مطرح شدهاند ببینیم: شکل ۲‑۱: چهار معیار ضروری فرصت؛ بارینگر و آیرلند،۲۰۰۶ یک ایده ممکن است معیارهای تعریف شده (جذاب بودن ، بادوام بودن ، به هنگام بودن ، و خلق ارزش جدید برای مشتری) برای یک فرصت را داشته باشد یا نداشته باشد. این نکته بسیار حیاتی و مهم است، زیرا بسیاری از کسب و کارهای کارآفرینانه شکست میخورند، نه به این دلیل که کارآفرینانی که آنها را راهاندازی کردهاند سخت کار نمیکردهاند، بلکه بیشتر به این دلیل است که فرصت درست و واقعی برای راهاندازی آن کسب و کار وجود نداشته است. قبل از هیجان زده شدن درباره یک ایده، درک اینکه آیا این ایده واقعاً نیازی را پاسخ میدهد و معیارهای یک فرصت را دارد، بسیار حائز اهمیت است(همان منبع). بنابراین باید در نظر داشته باشیم، هر فردی ممکن است در روز صدها ایده داشته باشد، اما در دنیای کسب و کار باید فرصتی برای آن ایدهها وجود داشته باشد که بتوان آنها را به کسب و کار یا یک ارزش اقتصادی تبدیل کرد. در واقع کار زیادی باید انجام شود تا یک ایده به یک کسب و کار تبدیل شود(همان منبع). ماهیت فرصت با توجه به مقایسهی کشف تصادفی و جستجوی اصولی بخش بزرگی از ادبیات گذشته در کارآفرینی بطور مفهومی فرض کرده است که شناسایی فرصت توسط یک جستجوی اصولی در فرصتهای در دسترس انجام یافته است. در سالهای اخیر، برخی محققین چالشهایی را با این رویکرد دارند، و بحث بر این است که افراد فرصتها را جستجو نمیکنند؛ بلکه آنچه اتفاق میافتد شناسایی ارزش اطلاعات جدید است که آنها بطور اتفاقی بدست میآورند. کرزنر توضیح میدهد که آنچه که کشف (در ارتباط با فرصتهای سودی که پیش از این ناشناخته بودند) را از جستجوی موفق (در ارتباط با تولید سنجیده اطلاعاتی که یک نفر میدانسته و دیگری کمبود آن را داشته) متمایز میسازد، آن است که اولی (برخلاف دومی) با این درک همراه است که یک نفر چیزی را تحت نظر داشته که در حقیقت به آسانی در دسترس بوده است(کرزنر،۱۹۹۷)[۳۹]. کولر گزارش داده است که کارآفرینان به دنبال فرصت برای بنگاههایشان نبودهاند، بلکه آنها را تشخیص دادهاند(کولر،۱۹۸۸)[۴۰]. تیچ و همکارانش دریافتند که بنگاههایی که “بطور اتفاقی” تأسیس میشوند، ایدههای ونچر را کشف میکنند و به نقطه سر به سر سریعتر از آنکه بنگاههایشان بیشتر جستجوهای رسمی را تجربه کرده باشند میرسند(تیچ و همکاران۱۹۸۹)[۴۱]. وقتی کارآفرین در حالتی است که ما آن را “جستجوی انفعالی” مینامیم، کشف “اتفاقی” ممکن است نتیجه شدت هوشیاری کارآفرینانه باشد. در این حالت، کارآفرین پذیرنده بوده و به فکر درگیر نشدن در فرایند جستجوی اصولی و رسمی میباشد. یکی ممکن است فرض کند که در حالت “جستجوی انفعالی"، کارآفرین با بالاترین هوشیاری کارآفرینانه همانند کسانی با پایینترین هوشیاری کارآفرینانه در بدست آوردن تجربه یک کشف “اتفاقی” یک فرصت مشابه میباشد. بنابراین، میتوانیم نتیجه بگیریم که هوشیاری کارآفرینانه بیشتر از جستجو، دارای اهمیت است(آردیچویلیو همکاران،۲۰۰۳)[۴۲]. ماهیت فرصت با توجه به شبکه های اجتماعی هیلز و همکارانش مشخص نمودند که شبکههای کارآفرینی در تشخیص فرصت مهم میباشند(هیلز و همکاران،۱۹۹۷) [۴۳].آنها پایه استدلالشان را بر مقاله کلاسیک گرانووتر۱۹۷۳ [۴۴]در اتکا به پیوندهای ضعیف قرار دادند، به طوری که استدلال مینمایند پیوندهای ضعیف (شامل آشنایی غیرجدی ) “پلهائی” به منابع اطلاعاتی است که بطور غیر ضرور درون یک شبکه انحصاری با پیوند قوی (شامل دوستان و اقوام) را در بر گرفته است(هیلز و همکاران،۱۹۹۷)[۴۵]. گرانووتر بحث می کند که آشنایی غیرجدی بیشتر شبیه تهیه اطلاعات منحصر بفرد از دوستان نزدیک میباشد، زیرا بیشتر افراد دارای پیوندهای ضعیف هستند تا قوی(گرانووتر۱۹۷۳ )[۴۶] . یک آزمون از این فرضیه ها در یک مطالعه میدانی، به هیلز و همکارانش اجازه داد ادعا نمایند که “کارآفرینانی که دارای شبکههای توسعه یافته هستند، فرصتهای به مراتب بیشتری را شناسایی مینمایند"، نسبت به آنچه که کارآفرینان تنها، قادر به شناسایی آن هستند. همچنین هیلز و همکارانش این فرض را در نظر گرفتند که کیفیت تماسهای شبکه می تواند بر دیگر ویژگیها مثل هوشیاری و خلاقیت تاثیرگذار باشد(هیلز و همکاران۱۹۹۷)[۴۷]. دکانینگ پیشنهاد یک چهارچوب اجتماعی- شناختی از تشخیص فرصت را داد. چهارچوب او نشان میدهد که کارآفرینان فرصتها را توسط پیگیری سه فعالیت شناختی (جمع آوری اطلاعات، فکر کردن در خلال حرف زدن، و ارزیابی منابع) از تعامل فعال با یک شبکه گسترده از افراد استنتاج مینمایند. این شبکه شامل حلقه داخلی کارآفرین (مجموعه ای از افرادی که کارآفرین با آنها دارای ارتباطات دراز مدت و باثبات بوده و آنها شریک بنگاه نمیباشند)، “مجموعه عمل” ( افرادی که توسط کارآفرین برای فراهم کردن منابع جهت فرصت استخدام شدهاند)، شرکاء (اعضای تیم راه انداز)، و یک شبکه از پیوندهای ضعیف (شبکهای در جمع آوری اطلاعات عمومی که ممکن است در شناسایی یک فرصت راهنما بوده یا در پاسخگویی به سئوالات عمومی استفاده می شود)(د کونینگ،۱۹۹۹)[۴۸]. ماهیت فرصت با توجه به نوع فرصت فرایند آشکارسازی و بسط فرصت ممکن است در بین چهار نوع فرصت تعریف شده در قالب ماتریس شکل زیر با هم فرق داشته باشند. این ماتریس برگرفته از ادبیات خلاقیت گتزلز، بین فرصتها بر اساس منشاء و درجه توسعه آنها تفاوت قائل است(گتزلس،۱۹۶۲)[۴۹] . ممکن است نیازهای بازار یا ارزش جستجو شده تعریف شده (شناخته شده) یا تعریف نشده (ناشناخته) باشند. ممکن است قابلیت خلق ارزش روشن و تعریف شده و یا تعریف نشده و غیر واضح باشد(آردیچویلی و همکاران۲۰۰۳).[۵۰] شکل ۲‑۲:انواع فرصت؛ آردیچولی و همکاران، ۲۰۰۳ قابلیت خلق ارزش تعریف شده شامل خصوصیات کلی هوشی و منابع انسانی، مالی و یا فیزیکی می شود (به عنوان مثال خصوصیات عمومی یک محصول یا خدمت). در این ماتریس، نیازهای بازار ممکن است بیانگر مشکلات و قابلیت خلق ارزش بیانگر جواب ها و راه حل ها باشند(همان منبع). در سلول بالا سمت چپ جایی که نیازهای بازار مشخص نشده و قابلیت خلق ارزش نیز تعریف نشده است (مشکلات و راه حلها هر دو ناشناخته)؛ ممکن است بیانگر نوعی از خلاقیت باشد که ما آن را با هنرمندان، رؤیاپردازها، بعضی از طراحان و مخترعین مرتبط میدانیم که علاقهمند به استفاده از دانش انحصاری خود در جهتهای جدید بوده و یا علاقه به فشار بر دانش و تکنولوژی برای عبور از محدودیت های فعلیاش دارند(همان منبع). سلول بالایی سمت راست؛ جایی که نیازهای بازار تعریف شده میباشد اما قابلیت خلق ارزش تشریح نشده (مشکلات شناخته شده هستند اما راه حلها ناشناخته میباشند)؛ وضعیتی را توصیف میکند که در آن حل مسأله ساختار یافته اتفاق میافتد. هدف از بسط یا آشکارسازی فرصت در این وضعیت معمولاً طراحی یک محصول/خدمت مشخص برای پاسخ به یک نیاز معین و مشخص در بازار میباشد(همان منبع). سلول پایین سمت چپ؛ جایی که نیازهای بازار تعریف نشده میباشد، اما قابلیت و توانایی روشن و تعریف شده میباشد (مشکلات ناشناخته هستند اما راه حل ها قابل دسترسی)؛ در بر گیرنده آن چیزی است که ما آن را معمولاً چالشهای “انتقال تکنولوژی” تعریف میکنیم، مثل قابلیت جستجو برای یک کاربرد جدید و ظرفیت بیکار و بلا استفاده. توسعهی فرصت در اینجا تأکید بیشتری بر جستجوی کاربردها نسبت به توسعهی محصول/خدمت دارد(همان منبع). در سلول پایین سمت راست؛ جایی که نیازهای بازار تعریف شده و قابلیت خلق ارزش نیز روشن و واضح میباشد (مشکلات و راه حل ها هر دو شناخته شده هستند)؛ بسط و توسعهی فرصت شامل ترکیب منابع و نیازها برای ایجاد یک کسب و کار که بتواند خلق ارزش کرده وگسترش یابد(همان منبع) . میتوان استدلال کرد که این ماتریس دوره تکاملی از وضعیتی که در آن هر دو، هم مشکل و هم جوابها ناشناخته هستند (سمت چپ بالا) تا حالتی که در آن یا مشکلات و یا جوابها و راهحلها (اما نه هر دو) شناخته شده هستند (بالا سمت راست و پایین سمت چپ) تا حالتی که درآن هر دو هم مشکلات و هم راه حل ها شناخته شده هستند (پایین چپ) را توصیف میکند. میتوانیم فرض کنیم که احتمال موفقیت کسب و کارهایی که در سلولهایی که یکی از مشکلات و یا راه حلها، یا هر دو ناشناخته هستند شکل میگیرند، نسبت به آنهایی که در قسمت هایی شکل میگیرند که هم مشکلات و هم راه حلها شناخته شده هستند، کمتر است(همان منبع). ایجاد یک کسب و کار موفق، از یک فرایند توسعهی فرصت موفق حاصل میشود که شامل تشخیص یک فرصت، ارزیابی آن و توسعهی آن میباشد. فرایند توسعه، گردشی و تکرار شونده میباشد: یک کارآفرین ارزیابیهای متعددی را در مراحل مختلف رشد و توسعه انجام میدهد، این ارزیابیها میتوانند به تشخیص فرصتهای دیگر و یا تعدیل نگاه اولیه منجر شوند. مدلی که بیانگر واحدهای تئوری مطرح شده و ابعاد اصولی آنهاست، در شکل زیر آمده است. فرایند هستهای به تصویر کشیده شده در این شکل، وقتی شروع میشود که کارآفرین در سطح آستانهی هوشیاری کارآفرینانهی فوق الذکر قرار داشته باشد. سطح هوشیاری کارآفرینانه وقتی عوامل مختلف تطابق بیابند افزایش مییابد؛ عواملی مانند: ویژگیهای شخصیتی معین، تجارب و دانش مرتبط قبلی و شبکههای اجتماعی. ویژگیهای شخصیتی مانند خلاقیت و خوشبینی همانند حوزههای دانش، عناصر حیاتی این هوشیاری هستند. حوزه ۱ (علائق ویژه) و حوزه ۲ (دانش و تجربه در محصولی خاص و بازار مشتریان). ماهیت شبکههای اجتماعی (در بر گیرنده پیوندهای ضعیف، مجموعهی عمل، شراکتها و چرخه داخلی) نیز توصیف کننده سطح هوشیاری کارآفرینانه میباشد. نهایتاً نوع فرصت نقش مهمی را در شکل دادن به این فرایند هستهای ایفا میکند(همان منبع). دانش پیشین قلمرویک(علاقه مندی خاص) قلمرو دو (دانش صنعت) دانش بازار دانش مشکلات مشتریان دانش نحوه ی خدمت به مشتریان شبکه های اجتماعی ارتباطات صنعت مجموعه ی عملکرد شراکت چرخه ی داخلی ویژگی شخصیتی خلاقیت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ج)ابهام آفرینی و عمق بخشی و جستن راهی برای غنای جوهر هنری و ادبی آثار از مسیر نماد پردازی و نماد آفرینی با آشنایی زدایی از نمادهای پیشین .
 نمادگرایی در شعر معاصر ایران با شعر «ققنوس»،«پادشاه فتح» ،«مرغ آمین» و… به قلمرو شعر سمبلیک پا گذاشت و از رمانتیسم به سمبولیسم گرایید.در سال های بعد از شهریور ۱۳۲۰ سبک سمبولیسم نیما پیروان جدی پیدا کرد. مهدی اخوان ثالث،احمد شاملو،سهراب سپهری،فروغ فرخزاد و… شیوه ی نیما را پیش گرفتند و شعر سمبولیک اجتماعی ایران شکل گرفت"(شفیعی کدکنی،۱۳۶۱؛۵۹) . سید علی صالحی نیز از شاعرانی است که سبک و شیوه ی بکارگیری نمادها در اشعارش بسیار قابل تأمل است،صالحی علاوه بر نمادهای شخصی که در شعر آفریده به شیوه هایی نو از جمله آشنایی زدایی در نماد پردازی روی آورده است.او توانسته خالق ترکیب هایی تازه باشد که در پیشینه ی نماد پردازی در شعر از ابتدا تا کنون کم سابقه و بی نظیر است.در کنار ساده گی و روانی زبان شعرش که بسیار برای فهم و درک عام قابل پسند و محبوب است ترکیب ها و در نهایت تصویر هایی پدید می آورد که مرکزیت مفهومی آنها بر روی یک واژه یعنی همان نماد است. ۱-۲ آشنایی زدایی گاهی تکرار های روزمره در بکارگیری بعضی الفاظ موجبات پیری و فرسودگی آنان را فراهم آورده اند و با همان ریخت کهنه در ذهن و مخیله ی ما چنان جای گرفته اند که بدون هیچ توجه و دقت خاصی مفاهیم را منتقل می کنند. حال گاهی نویسنده آگاهانه یا ناآگاهانه هنجارشکنی می کند و با رفت و روب کهنگی ها این ریخت های فرسوده و عادی را آشنایی زدایی می کند . با خلاقیت و نوآوری ترکیب هایی بدیع و نو می آفریند تا برای رسیدن به درک و تجربه ای نو خواننده را به فکر و تامل وادارد. اصطلاح آشنایی زدایی در ابتدا توسط شکلوفسکی بیان شد و در آثار وی به دو معنا به کار رفته است: روشی که در تمام آثار ادبی برجسته به چشم می خورد و همان کاربرد عناصر مجاز در متون ادبی و شعر می باشد. روشی ست که نویسنده آگاهانه آن را بکار می بندد تا الفاظ و در معنای گسترده تر، متن را در ذهن خواننده غریب و نا آشنا جلوه دهد و با بهره گرفتن از این دو شیوه قصد دارد عادت ها را از میان بردارد و درک جدیدی از مفاهیم را در ذهن مخاطب خلق کند. تری ایگلتون می گوید:« در آشنایی زدایی زبان معمول زیر فشار تمهیدات ،تقویت، فشرده، تحریف ، گزیده و واژگان می شود»(پیش درآمدی بر نظریه ی ادبی،ص ۷) چنین است که هنرمند با زودودن عادت ها دنیای جدیدی می آفریند. هایدگر هم در این راستا نظریه ای مبنی بر«غیاب حضور» ارائه می کند. او معتقد است که نجار با تکرار روزانه کار با چکش،دیگر حضور آن را حس نمی کند بلکه با مرور زمان آن را بخشی از وجود خود می پندارد و غیاب آن را حس می کند،هنگامی که چکش می شکند، هنگامی که دیگر نمی توانیم آن را واهی بپنداریم،آشنایی از آن رخت بر می بندد و هستی اصیل خود را به ما واگذار می کند.« یک چکش شکسته بیش از یک چکش سالم چکش است.»(پیش درآمدی بر نظریه ادبی؛ص ۸۹) ادبیات همیشه در کشاکش و جدال با سنت هاست. چنانکه همواره در آغوش سنت صورتی خاص از ادبیات شکل می گیرد و از دیگر سوی به بیگانه سازی و دیگرگون کردن آن می پردازد. ۲-۲ باد: نمادگرایی باد چندین وجه دارد،به دلیل انقلاب درونی اش،نماد بی ثباتی ،ناپایداری و بی استحکامی است.از سویی دیگر،با مترادف با نفخه است ودر نتیجه مترادف است با روح و جوهر روحی از مبدأیی الهی. از اینجاست که زبور،همچون قرآن ،باد را پیک الهی و هم سنگ فرشتگان می داند،حتی باد اسم خود را به جبرییل،روح الامین(روح القدس) می دهد،روح خداوند بر آب های اولیه می چرخد، و برای حواریون لهیب آتش روح القدس را می آورد. در نمادگرایی هندو باد،دایو،همان نفخه ی کیهانی و کلمه الله است. آنچه که از نمادگرایی باد بر می آید،می توان به طور کلی ذاتاً باد رت به دو وجه تقسیم کرد: سمبل بی ثباتی و ناپایداری و بی استحکامی ۲-مظهر روح و دم حیاتی عالم و پیک ایزد است. پس باد به بنا به نوع استفاه شاعر از آن در شعر می تواند فضاهایی کاملاًمتفاوت را ترسیم کند.حال با توجه به شگردهای مورد استفاده ی سید علی صالحی در بکارگیری نماد،یعنی با خلق ترکب های جدید،علاوه بر شکستن قالب همیشگی و کهنه نمادی همچون باد که می توان گفت به درازنای ظهور شعر در ادبیات ،از ابتدا تا کنون کاربرد نمادین داشته است،معنای تازه و متناسب با ذات نماد بیافریند. باد ،هی باد بازیگوش ما پیراهن آشنایان بسیاری بر بند رخت این خانه دیده ایم خودشان رفته اند،نیستند،نمی آیند(ساده بودم،تو نبودی،باران بود،وابسته پسین اسم،۱۳۷۷) (هی باد بازیگوش) تکیبی است جدید که شاعر ذهن مخاطب را با آشنایی زدایی و گریز از هنجارها و عادات در بکارگیری نماد باد در اشعار گوناگون،حال درگیر ظاهری تازه می کند و بار معنایی نماد با کمک واژگان قبل از آن به آسانی با ذهن مخاطب ارتباط برقرار می کند.واژه ی بازیگوش خود همسو با بی ثباتی و ناپایداری است که در این ترکیب در کنار باد آمده و می فهماند که شاعر از وجه بی استحکامی و ناپایداری باد به واسطه همین بازیگوشی به راحتی به مخاطب منتقل می شود.و می فهماند که شاعر از وجه بی استحکامی و ناپایداری باد به واسطه ی انقلاب درونی اش در این شعر استفاده کرده است. حال ادامه ی شعر هم که کامل کننده ی محتوای این ترکیب جدید است. سال ها پیش مرا به دریا بردند گفتند همین جا رو به قبله ی گریه های بلند باد بشین و ذره ذره و بی چرا بمیر!( ساده بودم،تو نبودی،باران بود،همه راست می ویند،۱۳۷۷) در سنت اوستایی در ایران باستان،باد نقش پشتیبان جهان و تنظیم کننده ی توازن جهانی و اخلاقی را ببرعهده دارد.بنابر قانون"خلقت مدام": اولین مخلوق از مخلوقات الهی، قطره یی آب بود،سپس اورمزد آتش مشتعل را بیافرید و به آن درخششی عطا کرد که نور بی پایان به وجود آمد، که صورت آن چون صورت مطلوب بود. سپس باد را به صورت مردی پانزده ساله خلقت کرد،و آب را و گیاهان را و احشام را و انسان تمام و تمامی اشیاء را ایجاد کرد.(۳۲۲وsoun) بنا بر سنت اسلامی با موکل آب هاست؛خلقت آن از هوا و ابر بود و بی شمار بال داش،و ماموریتش نگاهبانی بود.سپس خداوند با را خلق کرد و به آن بی شمار بال عطا کرد و به او امر کرد تا آب ها را حمل کندد؛و باد آبها را حمل کرد… و پایه های عرش را بروی آب بود آب بروی باد.(فرهنگ نمادها،شوالیه:۸) این بند از شعر سید علی صالحی گویای همین مبحث است که در بالا ذکر شد.وقتی باد نقش پشتیبان جهان را دارد. روبه قبله ی گریه های بلند باد نشسن به نوعی از دست رفتن این پشتیبان،تنهایی جهان و ذره،ذره نابودی را در پی دارد.صالحی با خلق این ترکیب جدید و با پیشینه نمادگرایی باد بازهم از واژگانی همسو اتفاده کرد و ذهن مخاطب را برای رسیدن به مقصود اصلی آماد می کند.هرچند در شعر برداشت آزاد است و تعبیر ها می تواند کاملاً متفاوت و گونه گون باشد.اما در کل آنچه مشهود است زنگار زدایی شاعر در ترکیب های نمادین و رهانیدن باد از تنهایی و تکراراست. در این شعر باد در ترکیب قبله ی گریه های باد صورتی نمادین گرفته، که معبد و مسببی است برای نابود و مرگ بی علت رفتامد تند تند این همه شعله هنوز پای پروانه را می زند، می زند که یکی نیست بگوید دست بلند باد بالای گونه ی این بید شکسته چه می خواهد۱؟(ساده بودم،تو نبودی،باران بود:باجه ی تلفن،۱۳۷۷) صالحی در این شعر با بهره گرفتن از ترکیب های جدید نمادین و ذات نماد مفهومی تازه و سهل الوصول آفریده است.دست بلند بادسمبلی از مزاحمت و آزار است که در نهایت به آزار پروانه می انجامد. بسیار زیبا و ملموس از واژه گانی بهره برده در خلق ترکیب های نمادین شاعرانه که کاملن با ذات نمادین واژه همسو و همراه است و با وجود تازه گی و شکستن هنجارهای قدیمی و تکرارهایی که دیگر تازه گی و توجه را از ذهن مخاطب گرفته اما با بهره گرفتن از این واژگان،نشانه ها و علامت هایی برای رسیدن به مفهوم و مقصود اصلی شعر قرار داده است. می دانم که باد جریح دار بدجوری از جانب تشنگی می وزد با این حال من هنوز هم امیدوار همان پیاله ی آبم که شبی ناشناسی غریب کنار پنجره نهاد و رفت. وقتی باد با به دنیای رویا و خیال می گذارد،قاصدی است برای رساندن پیامی نو،که پدیده ای مهم در شرف وقوع است ،اهالی دنیا را با خبر می کند. باد جریحه دار باز هم ترکیبی تازه است در نمادگرایی باد با همراهی واژه ی جریحه دار در کنار باد تا حدودی مفهوم نمادین باد را پر رنگ تر کرده و مقصود گوینده شفاف تر به ذهن مخاطب متبادر می شود و می توان از آن برداشت هایی گوناگونی چه از وجه انقلاب درونی باد و ناپایداری اش داشت. و چه از وجه دیگرش که باد همان روح و جوهر روحی از مبدأ الهی است. مورد دیگری که در این شعر قابل یادآوری و بحث می باشد خلق تصویری سورئال با استفاده ا شگرد آشنایی زدایی با عنصر نماد است. هر چه عناصر سازنده ی تصویر هنری،دورتر و ناسازتر باشند تصویر ،خیال انگیز تر و زیباتر استت.(باغت تصویر،فتوحی،۲۹۸) سور رئالیسم فرا واقعیت نیست بلکه قیام علیه واقعیت است. زیرا سورئالیست ها جهان واقعی را آغشته به عادت و ابتذال و تکرار می دانند و برآنند که تصویر شعری باید هر لحظه ما را بیدار کند و درکمان از واقعیت را تازه نماید.(بلاغت تصویر،دکتر فتوحی،۳۰۷) در این شعر: می دانم که باد جریحه دار بدجوری از جانب تشنگی می وزد. ساخت این ترکسی تصویری نو از باد را ارائه داده است.انسانی از جنس و هیبت باد و خشمناک به ذهن متبادر می شود.می وزد،می خروشد، و نیستی را به ارمغان می آورد. آه ای شب کفتار! بی پولک و ستاره بمیری بی چراغ و نیلوفر که اینجا در آستانه ی علف رکوع باد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۴-۳ پایایی و روایی پرسشنامه ابزار اندازه گیری در پزوهش باید قادر باشد اطلاعات داده های لازم جهت تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری نهایی در اختیار بگذارد. روایی و پایایی دو بعد مهم اندازه گیری هستند که باید تعیین گردند تا صحت و درستی ابزار اندازه گیری تایید شود. در ادامه به توضیح این دو مورد خواهیم پرداخت. ۱-۱-۴-۳ پایایی[۸۵] مقصود از پایایی آن است که ابزار اندازه گیری را در یک فاصله زمانی کوتاه چندین بار و به گروه واحدی از افراد بدهیم نتایج حاصله نزدیک به هم باشد. برای اندازه گیری پایایی از شاخصی به نام ضریب پایایی استفاده کردهایم که اندازه آن معمولا بین صفر تا یک تغییر می کند. ضریب پایایی صفر معرف عدم پایایی و ضریب پایایی یک معرف پایایی کامل است. در این تحقیق به منظور تعیین پایایی آزمون از روش آلفای کرونباخ استفاده گردیده است. این روش برای محاسبه هماهنگی درونی ابزار اندازهگیری که خصیصههای مختلف را اندازهگیری میکند به کار می رود.
 بنابراین به منظور اندازهگیری قابلیت اعتماد، از روش آلفای کرونباخ و با بهره گرفتن از نرمافزار ۱۹ Spss انجام گردیده است. با بهره گرفتن از فرمول زیر مقدار ضریب آلفای کرونباخ را محاسبه میکنیم.
که در آن : تعداد زیر مجموعههای سئوالهای پرسشنامه یا آزمون = J واریانس زیر آزمون Jام Sj2 = واریانس کل پرسشنامه یا آزمون S2 = بدین منظور یک نمونه اولیه شامل ۳۰ پرسشنامه پیش آزمون گردید و سپس با بهره گرفتن از دادههای به دست آمده از این پرسشنامهها و به کمک نرمافزار آماری Spss میزان ضریب اعتماد با روش آلفای کرونباخ محاسبه شد ضریب آلفای کرونباخ برای متغیرهای تحقیق و ابعاد آن در جدول (۳-۳) آورده شده است. جدول ۳-۳: میزان آلفای کرونباخ متغیرها و ابعاد تحقیق
متغیر آلفای کرونباخ
حس لذت ۷۰۹/۰
انگیختگی ۷۱۹/۰
قصد خرید آنی ۷۲۶/۰
ریسک ادراک شده ۷۱۷/۰
خرید آنی ۷۲۲/۰
واکنش پس از خرید ۷۱۶/۰
کل پرسشنامه ۷۷۷/۰
از آنجائیکه مقدار بدست آمده آلفای کرونباخ برای همه متغیرهای تحقیق بالای ۷/۰ می باشد می توان گفت پرسشنامه از پایای قابل قبولی برخوردار است. ۲-۱-۴-۳ روایی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رشد سهم بازار
رشد سود
چگونه عمل می کند؟
تبلیغات و پیشبرد فروش
خدمات، پاداش ها، ارائه تخفیف
تا چه حدی قابل تشخیص است؟
آشکار
مبهم
۲-۲-۲٫ تفاوت بازاریابی سنتی با بازاریابی رابطهمند کاندامپولی و دودی[۲۳] (۱۹۹۹) معتقدند که در بازاریابی سنتی ارتباط فقط بین شرکت و مشتری وجود دارد که آن را ارتباط اولیه نام نهاده اند (شکل ۲-۱). شکل ۲-۱: ارتباط در بازاریابی سنتی (منبع: Kandampully & Duddy, 1999, 320) اما در بازار فوق رقابتی امروز و با افزایش استفاده ار فناوری در همه زمینه ها (که باعث کاهش طول عمر محصول می گردد)؛ وفاداری مشتریان از طریق ارائه بسته ها (مجموعه ای از محصولات و خدمات) که توسط شبکه ای از ارتباطات حمایت می گردد؛ حاصل می شود. بنابراین شرکت خواهان ایجاد شبکه ای از روابط با ذینفعان می باشد که برای مشتریان ارزشمند تلقی گردد (Kandampully & Duddy, 1999).
 این دو فرد از این روابط تحت عنوان ارتباطات ثانویه (شکل ۲-۲) یاد می کنند و معتقدند که شرکتها باید ارتباطات خود را از طریق اتحادیه های کاری استراتژیکی که با ذینفعان به وجود می آورند، ایجاد کنند. روابطی که رضایت مشتریان را در پی داشته باشد. داشتن روابط با ذینفعان مختلف، ارائه و کسب ارزش را برای شرکت به طور همزمان فراهم می سازد. این ارتباط دوسویه است. لازمه ایجاد ارتباط دوطرفه این است که شرکا به یکدیگر اعتماد و تعهد داشته باشند. در نتیجه شرکت، اتحادیه های کاری خود را با آن دسته از شرکا ایجاد می کند که دو اصل فوق را رعایت کنند. این تعریف ذینفعان داخلی و خارجی شرکت از قبیل کارکنان، خرده فروشان، تامین کنندگان و سهامداران را در بر می گیرد (Kandampully & Duddy, 1999). شکل ۲-۲: ارتباطات ثانویه (ارتباطات در بازاریابی رابطهمند) (منبع: Kandampully & Duddy, 1999, 320) همچنین در جدول (۲-۲) زیر این تفاوت بهتر نشان داده شده است. جدول ۲-۲: مقایسه تطبیقی بازاریابی رابطهمند و بازاریابی سنتی (منبع: Palmer, 2003, 115)
بازاریابی سنتی
بازاریابی رابطهمند
تمرکز بر فروش و جذب مشتریان جدید
تمرکز بر مشتری و حفظ مشتریان کنونی
اهداف کوتاه مدت
اهداف بلند مدت
فروش به مشتریان و بی نام و نشان
فروش به مشتریان شناخته شده و در دسترس
التزام محدود به مشتری
تعهد و التزام زیاد به مشتری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به جامعه آماری و برآورد کل آن از بین ۲۷۰۰ نفر به ۶۰ نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردیده و آزمون اختلالات رفتاری بر روی آنها اجرا گردیده است . روش نمونه گیری : روش نمونه گیری استفاده شده در تحقیق حاضر روش نمونه گیری طبقه ای است در بسیاری از تحقیقات انسانی ، محقق مایل است نمونه تحقیقی را به گونه ای انتخاب کند که مطمئن شود زیر گروه ها با همان نسبتی که در جامعه وجود دارند به عنوان نماینده جامعه در نمونه نیز حضور داشته باشد این نمونه ها را نمونه های طبقه بندی شده گویند روش نمونه گیری طبقه ای در مطالعه هایی که محقق قصد مقایسه زیر گروه های مختلفی را داشته باشد مناسب است به طور خلاصه در روش نمونه گیری طبقه ای محقق مطمئن است که نمونه انتخاب شده بر اساس ویژگی ها و عواملی که اساس آن طبقه بندی بوده اند ، نماینده واقعی جامعه مورد نظر است . ابزار اندازگیری در تحقیق حاضر ابزار اندازگیری در تحقیق حاضر پرسش نامه اختلالات رفتاری است که جزء پرسش نامه های استاندارد شده است به این پرسش نامه جهت اختلالات رفتاری و حرکتی و سنجش بسیاری از مقیاس ها مانند هیجان پذیری و وسواس – اضطراب و ترس – رفتار ضد اجتماعی و افسردگی است که دارای ۷۶ سوال است که در این تعداد سوالات ، سوالاتی وجود دارد که مقیاس هیجان پذیری و تعدادی وسواس و اضطراب و رفتار ضد اجتماعی را مورد سنجش قرار می دهد که این سوالات دارای دو گزینه آری و خیر است و نمره گذاری این آزمون از طریق کلید صورت می گیرد و هر مقیاسی یک کلید مخصوص به خود دارد که اگر مطابق کلید باشد او مخالف کلید صفر می گیرد بعضی از سوالات جنبه متضاد با هم دیگر دارند که آزمودنی اگر صادق باشد در جوابگویی حتماً نمرات خام او بدون خطا خواهد بودن این آزمون تاکنون بر روی دانش آموزان مقاطع ابتدایی شهرستان تهران که آقای محمد اسلامی انجام داده در تحقیق بررسی رابطه اختلالات رفتاری و پیشرفت تحصیلی که طبق آمار بدست آمده بین اختلالات رفتاری پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد . و طبق تحقیقات انجام شده در رابطه با این پرسش نامه روایی این آزمون ۷۸ درصد و پایایی آن ۶۸ درصد بوده و مدت اجرایی این آزمون هم در حدود ۳۰ الی ۳۵ دقیقه است و شیوه اجرای این آزمون هم به صورت گروهی و هم به صورت فردی است که در تحقیق حاضر شیوه اجرا به صورت گروهی انجام گرفته است . روش تحقیق روش تحقیق استفاده شده در تحقیق حاضر از نوع علی و مقایسه ای است که هدف از روش تحقیق علی و مقایسه ای ، یافتن علت های احتمالی یک الگو رفتاری است بدین منظور آزمودنی هایی که دارای رفتار مورد مطالعه هستند با آزمودنی هایی که این رفتار در آنها مشاهده نمی شود ، مقایسه می شوند این روش را غالباً پس رویداد می نامند ، زیرا اشاره به مواردی دارد که در آنها علت از پیش رخ داده است و مطالعه آن در حال حاضر از طریق اثری که بر متغییری دیگر – که معلول خوانده می شود گذارده و بر جا مانده است ، امکان دارد . ( علی دلاوری صفحه ۳۹۳ – سال ۱۳۸۱ ) روش آماری روش آماری مربوط به فرضیه های تحقیق و بززسی و مقایسه اختلالات رفتاری و مقیاس های آن در بین دختران و پسران از روش آمار استنباطی و t متغییر برای گروه های مستقل استفاده گردیده است .
 « فصل چهارم » «یافته ها و تجزیه و تحلیل آنها» جدول ۱-۴ : نمرات خام آزمودنیها از آزمون اختلالات رفتاری در بین دختران و پسران
| Xcc |
X2 |
Xc |
x1 |
ردیف |
| ۱۴۴۴ |
۲۵۰۰ |
۳۸ |
۵۰ |
۱ |
| ۱۲۹۶ |
۲۷۰۴ |
۳۶ |
۵۲ |
۲ |
| ۱۱۵۶ |
۲۳۰۴ |
۳۴ |
۴۸ |
۳ |
| ۱۰۲۴ |
۲۱۱۶ |
۳۲ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰٫۵۶۱
ماخذ: طرح جامع گرگان، ۱۳۸۹ ۳-۷-۷- کاربری بهداشتی- درمانی کاربری های درمانی یکی از کاربری های مهم و عناصر توزیعی در سلسله مراتب تقسیمات شهری است که با توجه به سطوح تقسیمات ابعاد و کارکردهای خاصی دارد.کاربری بهداشتی نیز شامل مواردی چون حمام عمومی، توالت عمومی و… می شود. البته با توجه به توسعه های اتفاق افتاده و افزایش تسهیلات رفاهی واحدهای مسکونی نیاز به برخی از این کاربری ها در سطح شهر کم رنگ شده است. کاربری درمانی در مقیاس محله که شامل درمانگاه ها،پایگاه های بهداشت، کلینیک و ساختمان پزشکان است با مساحت ۳۷۷۷۶ دارای سرانه ای معادل ۰٫۰۵۱ متر مربع است که از سرانه های استاندارد پایین تر است. این کاربری در مقیاس فرامحله ای با مساحت ۱۶۷۴۷۵مترمربع و سرانه ای معادل ۰٫۱۸۶ مترمربع شامل بیمارستان ها، مراکز تخصصی درمانی و کلینیکهای فوق تخصصی است. در مجموع کاربری درمانی با سرانه ای معادل ۰٫۲۳۷ مترمربع از سرانه های استاندارد پیشنهادی برای این کاربری در تمامی منابع ذکر شده کمتر است. شهر گرگان به عنوان مرکز استان گلستان مهمترین شهر منطقه محسوب می شود، در حال حاضر این شهر دارای ۷ بیمارستان مجهز می باشد.
 جدول شماره(۳-۱۲) سرانه ی کاربری درمانی شهر گرگان
نوع مرکز
مساحت(مترمربع)
سرانه(نفر)
سرانه ی استاندارد
درمانی
محله
۳۷۷۷۶
۰٫۰۵۱
۱≥سرانه≤۲
فرامحله ای
۱۶۷۴۷۵
۰٫۱۸۶
ماخذ: طرح جامع گرگان، ۱۳۸۹ ۳-۷-۸- کارکرد اداری هر چند در سالهای گذشته شهر گرگان به عنوان مهمترین شهر منطقه شرق استان مازندران و با توجه به فاصله ای که با مرکز استان(شهر ساری) داشت، نقش و عملکرد برخی از ادارات را در سطح اداره کل و تقریباً مستقل از مرکز استان دارا بود. ولی از زمانی که این شهر به عنوان مرکز استان گلستان فعالیت خود را آغاز کرده سایر سازمان ها و اداراتی که در مراکز استان ها استقرار می یابند را در خود جای داده و نقش و عملکرد مرکز استان را دارا شده است. کاربری نظامی- انتظامی با سرانه ای بالغ بر ۱٫۲۷۴ متر مربع در مقایسه با استانداردهای موجود بیانگر کفایت نسبی این کارکرد در سطح شهر است، باز هم لازم به توضیح است پادگان نظامی شهر گرگان (لشگر ۳۰ پیاده) خود به تنهایی ۳۴۶۱۰۶ مترمربع مساحت دارا است که سبب افزایش چشمگیر سرانه این کاربری شده است. جدول شماره(۳-۱۳) سرانه ی کاربری اداری- انتظامی شهر گرگان
کاربری
مساحت(مترمربع)
سرانه(نفر)
اداری و انتظامی
اداری
۹۳۰۵۳۰
۳٫۰۶۴
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ادراک دیداری یک مجموعه آگاهی است. یادگیرندگان معنی را از آنچه که میبینند بر اساس تفسیر شخصشان استنتاج می کنند. برمبنای این نظریه، نگارههای گرافیکی به دلیل ویژگی فضایی-دیداری از متن مؤثرتر هستند و پردازش آنها بارشناختی کمتری را به حافظه فعال تحمیل می کند. طراحی نگارههای گرافیکی کارآمد در متن کتاب های درسی، در هر دو بعد طراحی عناصر و نشان دادن روابط میان آنها ادراک اطلاعات را از متن ساده تر میسازد (رابینسون و کپور[۱۰۴]ا، ۱۹۹۵). قراردادهای به کاربرده شده به منظور طراحی نگارههای دیداری در بسیاری از ابعاد با قوانین زبانی و سایر قراردادهای موجود در زندگی بشری هماهنگی است. برای مثال در گرافیک برای نشان دادن عناصر به صورت یک گروه از اصل مجاورت استفاده می شود.بر مبنای این اصل، عناصری که از نظر فضایی در کنار هم قرار میگیرند به صورت اجزای یک گروه دیده میشوند. در زبان نیز نزدیکی بین واژه ها، پاراگراف ها را شکل میهد.همچنین برخی قوانین وضع شده در زمینه طراحی گرافیک نشأت گرفته از زندگی واقعی انسانها میباشد. برای نمونه، در گذشته افراد از تیرها (پیکانها ) برای شکار استفاده میکردند. حال در گرافیک از پیکان برای بیان حرکت و هدایت به جلو در زمان و فضا استفاده می شود.
 طراحی کتاب های درسی و نظریه ادراک دیداری بهره گیری از قوانین ادراک دیداری در طراحی کتاب های درسی از اهمیت زیادی برخوردار است. در طراحی این کتابها طراح باید در انتخاب نگارهها، تصویرها و آرایش صفحه نهایت دقت را به خرج دهد. نگارهها و تصویرها باید بر مبنای اهداف آموزشی و مواد محتوایی طراحی و ارائه شوند. بر مبنای نظریه ادراک دیداری طراحی مؤثر کتابهای درسی مزایای زیر را در بر دارد:
-
- با بهره گیری از قوانین تأکید و جلب توجه، طراحان میتوانند توجه مخاطب را به جنبه های خاصی از عناصر موجود در صفحه و یا تصویر جلب کنند. تأکید در طراحی صفحه باید با توجه به هدفهای محتوایی و عناصر گرافیکی صورت گیرد. استفاده از سایه روشن، رنگهای مکمل، اختلاف اندازه و کادر میتواندبرای تأکید مورد استفاده قرار گیرد. پترسون (۱۹۹۶) معتقد است اگر تأکید به درستی صورت گیرد، خواننده می تواند آنچه را که طراح قصد کرده در صفحه و یا تصویر ببیند.
-
- استفاده از متن در جریان حل مسأله نیازمند این است که مخاطب کل متن را برای یافتن مواد مرتبط جستجو کند و سپس قطعههای محتوایی مرتبط را در حافظه فعال خود ذخیره نمایند. این فرایند بار سنگینی را بر حافظه تحمیل می کند و گاهی باعث می شود بخشی از اطلاعات به دلیل ظرفیت محدود حافظه فعال از دست برود و یا جایگزین شود. بهره گیری از نگارههای دیداری باعث می شود اطلاعات به صورت فضایی سازماندهی شوند.این امر به مخاطب کمک می کند بتواند اطلاعات را به آسانی مکان یابی کند.همه داده ها را در حافظه فعال خود ذخیره کند، زیرا داده های ضروری همیشه در نگارهها قابل دسترس بوده و به آسانی قابل فهم است(لارکین و سیمون، ۱۹۸۷).
-
- با بهره گرفتن از نگارههای گرافیکی نسبت به متن، مخاطبان قادرند استنباطهای سریعی از اطلاعات داشته باشند. برای مثال، بینندگان می توانندقضاوتهای آسان و سریعی ازتفاوتها براساس اندازه نسبی عناصر و رنگها در نگارههای گرافیکی نظیر دیاگرامها، چارتها، نمودارها و نقشهها داشته باشند. نگارههای گرافیکی یادگیرندگان را قادر میسازند قطعههای مختلف اطلاعات را به آسانی مکان یابی کنند.همچنین آنها تفکر در زمان حل مسأله را از طریق کاهش حجم بارشناختی در حافظه فعال پشتیبانی می کنند (لارکین و سیمون[۱۰۵]، ۱۹۸۷).
-
- نگارههای گرافیکی از طریق فراخوانی دانش مرتبط، حل مساله را تسهیل می کنند. آنها می توانند به عنوان یادیار عمل کرده و ادراک مستقیم اطلاعات را بدون پردازش عمیق امکان پذیر سازند. ساختار فضایی نگارهها مقایسه میان عناصرشان را تسهیل می کند و به دانشجویان در درک آسانتر روابط بین مفاهیم به منظور حل مسأله کمک مینماید (نرینان و دیگران[۱۰۶], ۱۹۹۵).
وین وهمکاران[۱۰۷] (۱۹۹۱) دریافتند دیاگرامهای درختی به افراد جهت استنتاج روابط میان مفاهیم کمک می کند.آنها از چند دانشجو خواستند که با بهره گرفتن از دیاگرامهای درختی و فهرستهای بیانی به حل مسأله بپردازند. وین و همکاران دریافتند بهره گیری از دیاگرامهای درختی به طور معنیداری نیاز به جستجو را جهت حل مسأله کاهش میدهد. رابینون و اسکین[۱۰۸] (۱۹۹۶) نیز در پژوهشی مشابه به دو گروه از دانش آموزان، متنهای طرح ریزی شده و ماتریس با محتوای یکسان دادند. دانشآموزانی که از ماتریس استفاده کردند توانستند با سرعت بیشتری اطلاعات را مقایسه و روابط میان آنها را به منظور حل مسأله دریابند.
-
- سازماندهندههای گرافیکی[۱۰۹]، نسبت به متن در ساخت استنتاجهای پیشرفته و یکپارچهسازی اطلاعات توسط خواننده مؤثرتر عمل می کنند. سازماندهندههای گرافیکی از سازماندهندههای پیشرفته[۱۱۰] آزوبل[۱۱۱] (۱۹۶۳) نشأت گرفتهاند. این اصطلاح برای انواع نگارهها نظیر دیاگرامهای درختی، ماتریسها و نقشههای مفهئومی به کار برده می شود (نواک[۱۱۲]، ۱۹۹۶)نقشههای مفهومی و دیاگرامهای درختی تنها روابط سلسله مراتبی مفاهیم را نشان می دهند در حالی که برخی دیگر نظیر ماتریسها روابط سلسه مراتبی[۱۱۳] و همسنج[۱۱۴] هر دو را به نمایش در میآورند.
برای بررسی تأثیر سازماندهندههای گرافیکی بر یادگیری گرافیکی بر یادگیری دانشجویان ، پژوهشی برنامه ریزی و اجرا شد. در این پژوهش در متن درس روانشناسی از ماتریس استفاده شد. یک گروه از دانشجویان، کتاب حاوی متون طرحریزی شده(به عنوان گروه گواه) و گروه دیگر کتابهای درسی شامل متن و سازماندهندههای گرافیکی (به عنوان گروه آزمایش) دریافت کردند. یادگیری دو گروه از طریق آزمونهای ترجمه سنجیده شد. نتایج نشان داد بهره گیری از سازماندهندههای گرافیکی در متن کتاب درسی به درک خصوصیات مفاهیم (رابینسون و اسچری، ۱۹۹۴) و ترکیب مفاهیم (رابینسون و کیورا, ۱۹۹۵) جدیدکمک می کند.
-
- نگارهها باید به گونه ای طراحی شوند که پردازش آسان باشد و به مخاطب اجازه دهند به سهولت روابط را درک کنند. ویگمن و همکاران[۱۱۵] (۱۹۹۲) در بررسی خود نشان دادند نقشه های مفهومی که بر اساس اصول روانشناسی گشتالت سازماندهی شده بودند از دیگر نقشههای برای کمک به دانشجویان در یادگیری ارتباط بین مفاهیم مؤثرتر بودند. همچنین پژوهشگران در این مطالعه پیشنهاد کردند دانش بزرگ و پیچیده مانع عملکرد بهینه برخی دانشجویان می شود. نتایج این مطالعه با پژوهش اتکینسون و همکاران (۱۹۹۹) هماهنگ بود. آنها در پژوهش خود دریافتند ماتریسهایی که اطلاعات مهم را در خوشه ها سازماندهی نمیکنند، مزیتی بر متنهای طرحریزی شده ندارند و نمی توانند به دانشجویان در درک روابط بین مفاهیم مهم با یک نگاه اجمالی کمک کنند.
لوهر[۱۱۶] (۲۰۰۳) سه اصل را در جهت طراحی مؤثر کتابهای درسی پیشنهاد می کند. او مدل خود را بر اساس نظریه ادراک دیداری بنا نهاد و تأکید ویژهای بر نظریه گشتالت داشت.سه اصل لوهر به قرار زیر است:
-
- اصل شکل و زمینه[۱۱۷]: بر مبنای این اصل در طراحی صفحه باید جنبه های مهم از زمینه برجستهتر و آشکارباشد.
-
- اصل مرتبهبندی[۱۱۸]: باید اطلاعات با توجه به اهمیت و نقششان به صورت سلسلهمراتبی در کتاب ارائه شوند.
-
- اصول گشتالت: باید از اصول ادراک دیداری گشتالات برای کمک به یادگیرندگان در طراحی کتابهای درسی استفاده نمود.
نظریه ادراک دیداری گشتالت روانشناسی گشتالت، نهضتی در روانشناسی تجربی[۱۱۹] است که پیش از جنگ جهانی اول آغاز شد. در این نهضت بر اهمیت ادراک دیداری و حل مسأله تاکید ویژهای شد و حیطههایی نظیر تفکر، حافظه و ذات زیبایی شناسی مورد بررسی قرار گرفت. روانشناسان پیشاهنگ گشتالت چهار دانشمند با نامهای ماکس ورتایمر[۱۲۰]، ولفگنگ کهلر[۱۲۱]، کرت کافکا[۱۲۲] و کرت لوین[۱۲۳] بوده اند که از میان آنها ورتایمر بنیانگذار رسمی این نهضت به حساب می آید. «منظور از گشتالت (که یک اصطلاح آلمانی است) ، شکل ، انگاره یا طرح است. اما این اصطلاح برای گشتالتی ها بیش از این معنا می دهد . معنی گشتالت در روانشناسی گشتالت آن است که «کل[۱۲۴] از اجزای تشکیل دهنده آن بیشتر است» . یعنی کل دارای خواص یا ویژگی هایی است که در اجزای تشکیل دهنده آن یافت نمی شود. و از خیلی جهات کل تعیین کننده خصوصیات اجزاء است» (سیف، ۱۳۸۳، ص۲۵۹). نظریه گشتالت تاکید میکرد که اشیا به عنوان الگوهای خوب سازمانداده شده نسبت به اجزا مجزا از یکدیگر درک میشوند.بر طبق این نظریه، وقتی چشمهایمان را باز میکنیم خردههای کوچک بی نظمی را نمیبینیم، در عوض، توجه ما به شکلها و الگوهای سازمانیافته اشیا جلب می شود. کلّی که میبینیم چیزی بیشتر از خردههای مجزای به هم چسبیده و ساخت یافته است(پدروز[۱۲۵]، ۲۰۰۵). نظریه گشتالت بیش از آنکه یک نظریه یادگیری باشدبه عنوان یک نظریه ادراک شناخته شده و بیشترین دستاوردهای علمی این نظریه در زمینه ادراک است. بنابر این نظریه، چگونگی ادراک ما از پدیده ها مبتنی بر چندین قانون یا اصل به نام قوانین ادراک دیداری[۱۲۶] است. دو قانون گروهبندی[۱۲۷] و تضاد شکل و زمینه [۱۲۸]از قوانین ادارک دیداری هستند که به منظور شناخت اهمیت، پیشرفت و روابط بین اطلاعات در یک زمینه دیداری مورد استفاده قرار میگیرند. چشمهای مخاطب، میدان دید را جهت یافتن نقاط کانونی جستوجو می کند و بر مبنای سرنخهای به دستآمده، اطلاعات را به هم ربط میدهد. دانش آموزان باتجربه به قراردادهای دیداری نظیر سرصفحه، عنوانها مکانهای بارز اطلاعات مهم جهت مرور اجمالی و سطحیخوانی صفحههای کتاب درسی متکی هستند. گروهبندی و تضادشکل و زمینه ایشان را در جهت شنناخت اطلاعات مهم و درک روابط میان عناصر موجود در صفحه هدایت می کنند(بارنت[۱۲۹]، ۲۰۰۵). الف- گروهبندی نقطه کانونی نظریه گشتالت ایده گروهبندی است. گروهبندی به این نکته اشاره دارد که ما چگونه تمایل داریم عناصر درون میدان دید را به راههای مختلفی تفسیر نماییم. گروهبندی خلق پیوستگی دیداری با سازماندهی تصویرها در واحدهای مجزا است(کوستلیکو[۱۳۰] رابرت، ۱۹۹۸). قوانین مربوط به گروهبندی در زیر خلاصه شده اند:
-
- مجاورت[۱۳۱]: طبق قانون مجاورت، «پدیده ها و اموری که نزدیک به هم قرار دارند به صورت یک کل یکپارچه در نظر گرفته می شوند و بهتر و سادهتر درک میگردند» (سیف، ۱۳۸۳، ص۲۶۵). در طراحی صفحه باید طراح بر روی نگاه مخاطب در یکپارچهسازی نگارهها و عناصر گرافیکی متمرکز شود. مخاطب همیشه تمایل دارد عناصر دیداری را که در نزدیکی یکدیگر گرفتهاند به صورت یک واحد بنگرد ومعنی آنها را به یکدیگر ربط دهد.
قانون مجاورت علاوه بر زمینه های دیداری در مورد صداها نیز صدق می کند.رمز بین المللی مورس با بهره گرفتن از همین قانون درست شده است(شکل ۱۱-۲). شکل۱۱-۲ قانون مجاورت توضیح: در سمت راست نقاط به صورت ردیفی دیده می شوند زیرا فاصله افقی آنها از فاصله عمودیشان کمتر است، حال اگر فاصله عمودی را کم و فاصله افقی آنها را بیشتر کنیم مشاهده می شود که کمکم نقاط از حالت ردیف به ستون تغییر حالت می دهند.(شکل سمت چپ) بر مبنای اصل مجاورت، عنوانها، پاراگرافها، شکلها، جدولها و تمامی نگارههای دیداری در صفحه باید در نزدیکی آنها نسبت به سایر عناصر قرار گیرد. عناصری که با هم از نظر معنایی در ارتباط هستندباید در صفحه نزدیکی هم باشند. قرار دادن تصویرها در درون متن نیز از جمله نکاتی است که در برخی کتابهای درسی به آن توجه نمیشوند. برخی کتابها تصویرها را در صفحههایی مجزا و به دور از پاراگرافهای مربوطه قرار می دهند که این امر سبب می شود مخاطب از مزیت بهره گیری همزمان از متن و تصویر به دور بماند.
-
- شباهت[۱۳۲]: عناصری که از بعضی جنبهها به یکدیگر شباهت دارند و به صورت گروهبندی دیده میشوند و ذهن رابطه معنیداری بین آنها ایجاد می کند (پدروز، ۲۰۰۵) گروهبندی براساس شباهت بین عناصر بصری باعث می شود که مخاطب بتواند ارتباطهای موجد را به خوبی درک کند (شکل۱۲-۲).
شکل۱۲-۲ قانون مشابهت توضیح: بر اساس قانون مشابهت ، دایرهها تشکیل یک گروه را داده و همزمان بر اساس قانون مجاورت تداعی شکل مثلث بزرگتری را در ذهن ایجاد می کنند. در طراحی کتابهای درسی اصل مشابهت از اهمیت بسیار برخوردار است و باعث ایجاد هماهنگی و پیوستگی در سرتاسر کتاب می شود. استفاده از قلمهای مشابه در عنوان جدولها، نمودارها و سایر نگارههای گرافیکی، عنوان عکسها و تصاویر می تواند باعث شود مخاطب به راحتی آنها را در صفحه شناسایی و با یکدیگر مرتبط سازد. بر مبنای اصل مشابهت و مجاورت میتوان از سه نوع گروهبندی در متن کتابهای درسی سخن گفت: الف- گروهبندی مرتبهای[۱۳۳]: در این نوع گروهبندی عنوانها به ترتیب از اصلی به فرعی و تا متن اصلی سیری سلسله مراتبی دارند و اندازه آنها از بزرگ تا کوچک تغییر می کند، همچنین از نظر مکان قرارگیری نیز می تواند تورفتگی نوعی سلسله مراتب را به وجود آورد. متن اصلی نسبت به عنوانها تورفته تر است و عنوانهای فرعی نیز از عنوانهای اصلی از تورفتگی بیشتری برخوردارند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ب) فرضیات فرعی
-
- مکان جغرافیایی کارگزاری در انتخاب مشتری موثر است.
-
- مکانیزه بودن خدمات کارگزاری در انتخاب مشتری موثر است.
-
- تعداد کارکنان و پرسنل کارگزاری در انتخاب مشتری موثر است.
-
- تعداد شعب کارگزاری در انتخاب مشتری موثر است.
-
- به نظر میرسد ساعات کار روزانه کارگزاری در انتخاب مشتری موثر است.
-
- میزان اعتبار دهی کارگزاری در انتخاب مشتری موثر است.
-
- شهرت و اعتبار قبلی کارگزاری در انتخاب مشتری موثر است.
-
- نیازهای مشتریان در انتخاب یک کارگزاری موثر است.
-
- نحوه برخورد کارکنان کارگزاری در انتخاب یک کارگزاری موثر است.
-
- سرعت عمل کارکنان کارگزاری در اطلاعرسانی و ارائه خدمات در انتخاب یک کارگزاری موثر است.
-
- زیباسازی و تزئینات کارگزاری در انتخاب یک کارگزاری توسط مشتریان موثراست.
-
- خدمات رفاهی شعبه در انتخاب یک کارگزاری توسط مشتریان موثر است.
۱-۵ نتایج مورد انتظار پس از انجام تحقیق کارگزاریها باید با نیازهای گروههای مختلف مشتریان وضعیت بازار آشنا و نزدیک باشد تا بتواند در کوتاهترین زمان عکسالعمل لازم را در مورد پاسخگویی نسبت به ارضاء نیازهای مشتریان به عمل آورد. چرا که با ورود کارگزاریهای جدید به عرصه فعالیت تأمین نیازهای مشتریان با مشکل مواجه خواهد شد. به طور کلی هدف محقق از انجام این تحقیق شناسایی مهمترین عواملی است که بر اساس آن عوامل مشتریان یک کارگزاری را جهت استفاده از خدمات بورس کالای ایران انتخاب میکنند. دسترسی به هدف مذکور بهنوبه خود باعث میشود کارگزاران در فرایند جذب مشتری سهم مناسبی را در این بازار کسب کنند و بازار را از حالت نامتعادل در جذب مشتری و فعالیت کارگزاران خارج گردانند و به تبع آن زمینه رقابتی در خدمات کارگزاران به وجود خواهد آمد و بورس کالای ایران بهعنوان بزرگترین بازار مبادله کالاهای پایهای کشور به گونهای اثربخشتر به فعالیت خود ادامه خواهد داده و به اهداف خود نزدیک خواهد شد. ۱-۶ روش تحقیق از نظر دسته بندی تحقیقات برچسب نحوه گردآوری دادهها (روش تحقیق)، این تحقیق را میتوان تحقیق توصیفی دانست. تحقیق توصیفی[۳] شامل روشهایی است که هدف آن توصیف کردن شرایط پدیدههای مورد بررسی است. به عبارت دیگر این تحقیق وضع موجود را بررسی میکند و توصیف منظم و نظامدار وضعیت فعلی آن میپردازد و ویژگیها و صفات آن را مطالعه و در صورت لزوم ارتباط بین متغیرها را بررسی میکند.[۴] ۱-۶-۱ روشهای جمعآوری اطلاعات برای گردآوری اطلاعات از دو روش کتابخانهای و روش میدانی استفاده خواهد گردید. عمده بار تحقیق بر روی نظریاتی خواهد بود که از مصرفکنندگان خدمات کارگزاریهای بورس کالای ایران دریافت خواهد شد که برای دریافت این نظرات از پرسشنامههایی که به همین منظور طراحی و بین گروههای مصرفکننده توزیع خواهد شد بهره خواهیم برد. بنابراین برای جمع آوری اطلاعات از روشهای زیر استفاده خواهد شد.
 ۱- مطالعات نظری برای تدوین مباحث تئوریک پایاننامه شامل مطالعه کتب تخصصی، مقالات، مجلات و نشریات حرفهای و تخصصی و وب سایتهای مرتبط و موارد مشابه ۲- استفاده از پرسشنامه در روش میدانی برای بهرهگیری از نظرات گروههای مصرفکننده خدمات کارگزاریهای بورس کالای ایران ۱-۶-۲ قلمرو پژوهش قلمرو این تحقیق موضوع بازاریابی کارگزاریهای بورس کالای ایران است که در مورد شناسایی عوامل مؤثر بر انتخاب یک کارگزاری از کارگزاریهای بورس کالای ایران از طریق گروههای مصرفکننده بحث خواهد شد. ۱-۶-۳ جامعه آماری جامعه آماری مشتریان فعال در بورس کالای ایران میباشند است و به اختصار همان مشتریان کارگزاری نامیده میشود. ۱-۶-۴ نمونه آماری از جامعه آماری به روش تصادفی طبقهای اقدام به اخذ نمونه میکنیم. در فصل سوم به طور کامل به حجم محاسبه نمونهگیری اشاره خواهد شد. ۱-۶-۵ روشهای نمونه گیری نظر به اینکه در این تحقیق، جمعیت جامعه آماری دارای تعداد بسیار زیاد است و پرسش از تمام افراد جامعه پرهزینه، وقتگیر و تقریباً غیرممکن است از روش نمونهگیری استفاده می شود. نمونه برداری تصادفی طبقهای نتایج دقیقتری از نمونهبرداری ساده بهدست میدهند. روشهای مورد نظر برای تجزیهوتحلیل اصلاحات و آزمون فرضیهها در این تحقیق از آمار استنباطی و توصیفی استفاده میکنیم. آمار توصیفی خلاصه برخی اندازهگیریها درخصوص نمونه را ارائه میدهند و آمار استنباطی به ما اجازه میدهد که درباره کل جمعیت آماری بر اساس نتایجی که از نمونه بهدست آمده است قضاوت کنیم و به یک نتیجه کلی برسیم. نظر به اینکه در این تحقیق رابطه بین ساختار ارائه خدمات، کیفیت ارائه خدمات، فرهنگ مشتریگرایی کارگزاریها و انتخاب یک کارگزاری مورد تجزیهوتحلیل قرار میگیرد و به دلیل مقیاس مورد استفاده در پرسشنامه، مقیاس لیکرت[۵] است. در آزمون فرضیات نسبتهای مربوط به نظرات موافق با گزینههای مختلف مورد آزمون قرار میگیرد. سطح تعیین شده برای رد یا قبول آزمون فرضیات، سطح ۹۵ درصد در نظر گرفتهشده است. ۱-۷ تعریف مفاهیم و اصطلاحات بورس کالا: بورس کالا، بازاری متشکل و منسجم است که تعدادی زیادی از عرضه کنندگان، کالای خود را عرضه و کالای مربوطه پس از بررسیهای کارشناسی و قیمت گذاری توسط کارشناسان آن بازار، به خریداران عرضه می شود. در این بورسها معمولاً کالاهای خام و فرآوری نشده مانند فلزات، پنبه، برنج، و…داد وستد می شود.(سایت بورس کالا) کارگزار بورس: کارگزاریهای بورس کالا بهعنوان یک شرکت خدماتی نقش رابط بین بورس کالا و خریدار یا فروشنده را ایفا میکنند به گونهای که هر شخص حقیقی یا حقوقی با توجه به مقررات دروصورت داشتن شرایط مربوطه با مراجعه به یک کارگزاری عضو بورس کالای ایران، تقاضای خرید با فروش محصول خود را بهکارگزاری میدهد و کارگزاری کلیه کالاهای لازم جهت خرید با فروش تسویه و انتقال و صدور صورتحساب را انجام وکالت از مشتری در بورس کالا انجام میدهد. .(سایت بورس کالا) بازاریابی خدمات کارگزاریهای بورس کالای ایران: شناسایی نیاز مشتریان و جلب رضایت آنان و از طرفی دیگر طراحی و ارائه خدمات باکیفیت مناسب و متنوع در چهارچوب قوانین و مقررات بورس کالای ایران جهت تأمین نیازهای مخالف آنان با توجه به عوامل آمیخته بازاریابی خدمات (P7). خدمات کارگزاریهای بورس : شرکتهای کارگزاری فعال در بازار سرمایه میتوانند با احراز برخی شرایط مجوزهای فعالیت در یک و یا چند بورس را به طور همزمان اخذ کرده و به ارائه خدمات به مشتریان بر اساس قوانین و مقررات بپردازند. خدماتی نظیر پذیرش سفارش مشتریان در بهابازارها، بازارهای خارج از بورس، پذیرش معاملات آتی کالا و اوراق بهادار و پذیرش درخواست های صدور و ابطال واحدهای صندوق سرمایهگذاری انجام پذیرد. ضمناً اکثر شرکتهای کارگزاری با ارائه خدماتی نظیر انجام معاملات اینترنتی و یا معاملات برخط بدون نیاز به حضور مشتریان در دفاتر خود به آنها خدمات ارائه مینمایند.(سایت کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار) ساختار: از مجموعه عوامل مکان جغرافیایی، مکانیزه بودن، تعداد پرسنل، تعداد شعب، ساعات کار، میزان اعتبار دهی و شهرت و اعتبار قبلی کارگزاری (رزومه) یاد شده است. فرهنگ مشتریگرایی: از عوامل درک نیازهای مشتریان و نحوه برخورد کارکنان تحت عنوان فرهنگ مشتریگرایی یاد شده است. کیفیت ارائه خدمات: از سرعت عمل کارکنان در اطلاعرسانی، زیباسازی و تزئینات کارگزاری و خدمات رفاهی کارگزاری تحت عنوان کیفیت ارائه خدمات ذکر شده است. فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
حال این سؤال پیش می آید که آیا الگوهای مطرح شده در سبک زندگی غربی در جوامعی که زیست متفاوتی از غرب دارند نیز می تواند به عنوان الگو مطرح باشد؟ از آنجا که درتعریف ما از سبک زندگی، بینش و نگرش نیز جایگاه خاص و مخصوص به خود را داراست آیا جامعه ای که بیش از ماده به ماوراء ماده و بیش از عالم ظاهر به عالم غیب توجه دارد، آیا نباید شاخصه های ملموسی برای این سطح از سبک زندگی خود شناسایی کند؟ اصولا سبک زندگی در جامعه ای که ایمان به غیب در آن به وضوح نمایان است، به وسیله چه شاخصه هایی مطالعه پذیر و پس از آن مدیریت پذیر می باشد؟ اساساً هویت زندگی دینی چیست؟ و سبک زندگی برآمده از آن کدام است؟
 برای یافتن پاسخی روشن به این پرسش ها می بایست فرایند به وجود آمدن سبک زندگی را شناخت. همانگونه که قبل از این دیدیم حس انتخاب گر انسان در میان انبوهی از گزینه های ریز و درشت انسان براساس میل درونی خود دست به اقدام می زند و این همان چیزی است که به آن سلیقه و یا حتی ذائقه می گویند. سلیقه در زبان انگلیسی به معنای taste می باشد. واژه«Taste» که در زبان انگلیسی در اصل به معنی «مزه و طعم» و «قوه چشایی» بوده ،بعدها به معنای «میل، علاقه، اشتیاق، دوست داشتن ، لذت بردن و قدرت تشخیص» گسترش یافته است.(لغت نامه وبستر،۱۹۷۳و ۲۰۰۳؛لغت نامه آمریکن هریتیچ،۲۰۰۰).این معنا (مزه و طعم یا قوه چشایی) در واقع مترادف با معنای ذائقه در زبان فارسی می باشد اما در لغت نامه های دهخدا ، عمید و معین در ذیل واژه سلیقه، اینگونه آمده است: سرشت، طبیعت، طبع، نهاد، خصلت و ذوق . فرهنگ عمید سلیقه را ذوق برای انتخاب یا ترجیح چیزی تعریف کرده است که با معنای جدید از کلمه taste که به معنی قدرت تشخیص در زیبایی شناسی (هنر و ادبیات) رواج یافته است - «قوه تشخیص آنچه در طریق زیبایی شناختی، خوب یا مناسب است» ( لغت نامه آمریکین هریتیچ،۲۰۰۰) - مترادف است. در این معنا سلیقه یا همان taste «نوعی توانایی فردی برای قضاوت یا درک آنچه خوب یا مناسب است» می باشد. به خصوص در مواردی همچون هنر، سبک، زیبایی و رفتار. بررسی متون علوم اجتماعی بیانگر آن است که تلاش زیادی برای ارائه تعریفی از واژه «سلیقه» انجام نشده است. گویا دانشمندان علوم اجتماعی این واژه را با همان معنای لغوی یا زیبایی شناختی به کار برده اند و آن را یک اصطلاحِ خاصِ رشته خود تلقی نکرده اند و تنها چند بیان متفاوت از جامعه شناسانی (مثل بوردیو، زیمل و هیوم) که در این حوزه دست به نگارش زدند، مفهوم جامعه شناختی سلیقه را تا حدودی تبیین می نماید. از نظر جامعه شناسی مانند بوردیو «سلیقه اصولی است که مردم را قادر می سازد تا در میان کالاهای طبقه بندی شده آنچه مناسب ایشان است، بشناسند.»(Bourdieu ,1993:108) بنابراین «سلیقه محصول مواجهه میان سلیقه های عینیت یافته هنرمندان (تولیدکننده) و سلیقه مصرف کننده است.» ازنظر بوردیو سلیقه یک رغبت، ظرفیت، خلاقیت، انتخاب و ترجیح است. پس سلیقه جنبه درونی داشته و امور بیرونی ای که مطابق با سلیقه فرد خوانده می شود از نظر بوردیو وجود تفاوت ها و البته سیاست های ناشی از مبنایی است که سلیقه را تشکیل می دهد.او این مبنا را فضاهای اجتماعی و موقعیت افراد در آنها می داند که سلیقه را به امری کاملا اکتسابی بدل می کند.(همان) بنابراین از نظر وی، سلیقه بر مبنای نظام قشربندی اجتماعی پدید می آید و در ظاهر انتخاب هایی را در قالب سبک زندگی ارائه می کند، اما در واقع چند راهه های جبری است که فضای اجتماعی پیش روی افراد در هر موقعیت به عنوان راهبرد زندگی قرار می دهد (Bourdieu ,1993:108) به بیان دیگر، سبک زندگی، نماد نظام قشربندی اجتماعی است و سلیقه ، همین ظرفیت درک و آگاهی این نظام است و البته تغییر شرایط ، موقعیت هایی را به افراد مستعد می دهد که نمادهای مناسبی برای شرایط جدید خلق کنند و چند راهه های جدیدی را برای دیگران بیافرینند. (مهدوی کنی، ۱۳۸۷، ۷۱) زیمل،سلیقه را توان گزینش شکل صورت های مناسب رفتاری می داند که فرد به منظور عینیت دادن به معنای مورد نظر خود(فردیت برتر) برمی گزیند. زیمل این تعریف را در خلال تعریف سبک زندگی ارائه می کند که معنای لغوی آن به سلیقه نزدیک است. عده دیگری از دانشمندان نیز سرّ تنوع در سلیقه ها را در شخصی بودن آن جستجو می کنند. زیرا اینان قائلند شخصی بودن، ذهنی بودن و درونی بودن آن را می رساند و اگر کسی بخواهد در سلیقه آدمی کنکاش نموده آن ها را مورد بررسی قرار دهد ناچار است بین ذهنیت و سلایق آنها دنبال رابطه بگردد. اگر این رابطه کشف گردد آنگاه می توان از ذهنیت افراد پی به سلایق مختلف آنان برد. ایومیشو می گوید: مسئله ای که زیبایی شناسی سلیقه مطرح می سازد، در واقع به این شکل است که تنوع داوری ها و ارزیابی ها خبر از سلیقه های عمیقاً حسی و شخصی ( احساسی که هیوم از آن حرف می زند) می دهد، با این وجود از وقتی که نقطه اتکاء داوری زیبایی شناختی در ذهنیت فردی بازشناسی شد، باید راه را به شکل برعکس پیمود، یعنی از ذهنیت فردی باید حرکت کرد و باید ببینیم که چگونه در فرایند ارتباطاتی با هنجارها و قوانین، انطباق پیدا کرده و گسترش می یابد.» (ایومیشو،سنجه های زیبایی شناسی و داوری سلیقه،۸۰) بنابراین ذوق و سلیقه ( taste ) امر کاملا شخصی و فردیست، ممکن است شخصی به یک نوع غذای خاص، اتومبیل یا یک نوع دکوراسیون علاقه مند باشد اما شخصی دیگر کاملا با آن نوع ترکیب، مخالف بوده و چینش متفاوتی را بپسندد. حتما شنیده ایم که ذوق و سلیقه حساب و کتاب ندارد و هرگز نمی توان شخصی را بخاطر داشتن یک نوع ذوق و سلیقه متهم کرد و یا از او انتقاد نمود. اگر شخصی را بخاطر سلیقه او در نوع انتخابش مؤاخذه کنیم حتما در جواب خواهد گفت که دوست دارم، ما پس از این جواب هیچ استدلالی را دال بر توجیه نمودن ایشان نخواهیم داشت. هیچ اشل و میزانی برای آن که نظر او را پس بزنیم در اختیار نداریم. هیوم پیرامون این مطلب در کتاب نقدی بر هنجارهای سلیقه ، بین سلیقه که یک احساس است و داوری تفاوت قائل شده و می گوید: بین احساس و داوری، فاصله خیلی زیادی وجود دارد. هر احساسی کاملاً درست است، زیرا احساس، هیچ مرجعی در بیرون از خودش ندارد. در نتیجه هربار که فردی احساس خاصی داشته باشد و به آن آگاه باشد، احساس او واقعی است. ولی تعیین کننده های ادراک صحیح نیستند زیرا به چیزی در بیرون از خود رجوع دارند، یعنی به چیزی واقعی، وهمیشه مطابق بر چنین هنجاری نیستند.» (دیوید هیوم، نقدی بر هنجارهای سلیقه) با این بیان روشن می شود که سلایق ما از ادراکات ما نشأت می گیرد و اگرچه سلیقه را با مرجعی بیرون از خود نمی توان نقد کرد و یک امر کاملا درونی است اما این ادراکات هستند که در بیرون از خود مؤلفه های بسیاری دارند تا از طریق آن هم بررسی شده و هم مورد داوری و نقد قرار گیرند. بدینسان سلایق انسان نیز در محک آزمون و نقد قرار خواهد گرفت.
با نگاهی به تعریف ادراک در روانشناسیِ امروز خواهیم دید که ادراک به معنای فرایند ذهنی یا روانی است که گزینش و سازماندهی اطلاعات حسی و نهایتاً معنیبخشی به آنها را به گونهای فعال به عهده دارد. به عبارت دیگر، پدیده ادراک، فرایندی ذهنی است که در طی آن تجارب حسی، معنیدار میشود و از این طریق، انسان روابط امور و معانی اشیا را درمییابد. این عمل به اندازهای سریع در ذهن آدمی صورت میگیرد که همزمان با احساس به نظر میرسد. در این عمل، تجارب حسی، مفاهیم و تصورات ناشی از آن، انگیزه فرد و موقعیتی که در آن ادراک صورت میگیرد دخالت میکنند. لذا اگر تعیین کننده ادراک، تنها احساس درونی و شخصی افراد باشد که در این صورت انتخاب و پذیرش موضوعات بر اساس ذوق و سلیقه الزاماَ از مبانی درک زیبایی نیست و نقد پذیر نیز نمی باشد لذا آنچه که انتخاب شده است حتما نمی تواند زیبا باشد چرا که در این میان احساس فردی، بر پذیرش و انتخاب موضوع غالب شده است . این مسئله دقیقاً در جملات کسی که عاشق شخصی یا شیئی شده است کاملا مشهود است؛ کسی که از مسیر عشق و احساس، دوستدار کسی شده است هرگز با تجزیه و تحلیل به این امر نرسیده است بلکه یک احساس کاملا فردی و شخصی او را با این مسئله مواجه نموده است و کسی هم نمی تواند اورا درک کند یا او را باز دارد. در داستان لیلی و مجنون نیز این مسأله آمده است. هنگامی که معترضانه به مجنون گفتند لیلی زیبایی خیره کننده ای ندارد که چنان مجنونش شده است؛ گفت: شما او را به چشم من ندیده اید. اما درست است که داوری کردن بین سبک های مختلف زندگی سلیقه ای است و سلیقه نیز یک امر کاملاَ درونی و شخصی می باشد و این شخصی بودن، تنوع داوری ها را رقم زده است اما واقعیت آن است که می توان در ذهنیت افراد نقاط مشترکی را یافت که این نقاط مشترک، درک واحدی از پدیده های اطراف به انسان می دهند. نظام ارزشی که اندیشه های درونی او را شکل می دهد. نظام اخلاقی که او می پذیرد و بر مبنای آن رفتار های فردی و جمعی خود را اصلاح می نماید. طبقه اجتماعی که فرد خود را در آن حاضر می بیند…همه اینها نقاط مشترک ذهنیت های او با دیگران است که به او کمک می کند تا شبیه دیگران بیاندیشد، بپسندد و مصرف کند. هرچند در مورد سلیقه، هر فردی همواره براین باور است که حق با اوست، و سپس به این نتیجه می رسد که محق تر از دیگران نیست و این واقعیت را باید بپذیرد.هریک از ما در داوری و ارزیابی مان خدشه ناپذیر هستیم ولی به محض این که می بینیم فرد دیگری هست که او نیز از داوری اش قاطعانه دفاع می کند، در این صورت دچار تردید می شویم.(ایو میشو،۸۲) بنابراین گاهی نیز اجتماع و روابط پیچیده حاکم در آن بر درکِ انسان نسبت به اشیاء پیرامونی مؤثر است. که در این صورت ادراک اجتماعی پدید خواهد آمد. می توان با بررسی سلایق افراد به درک اجتماعی مناسبی نیز از افراد برسیم زیرا درک اجتماعی به فرایند (یا مجموعه فرایندهایی) فعالی گفته می شود که موجب فهم و درک رفتار دیگران می شود. اما اینکه ادراک در دانش جدید، امری کاملا حسی شمرده شده تنها به خاطر آن است که حواس پنج گانه در نظام اندیشه امروزی، تنها راه رسیدن به حقیقت می باشد و دانشمندان غربی بعد قرون وسطی همان راه سوفسطائیان را در یونان باستان پیمودند. در این بین تحلیل ویل دورانت خود به خوبی از میل بی شائبه آنان برای فرار از عقل گرایی و پیوستن به حس گرایی را نمایان می سازد. او می گوید: در آغاز دوران فلسفه می بینیم که سوفسطائیان، آن سربازان داوطلب دنیای کهن که حق شان به خوبی ادا نشده است، مهمترین مسئله منطق را دریافته اند و بدان پاسخ داده اند؛ آنها می گفتند که معرفت، تنها از راه حواس می آید(دو هزار سال بعد لاک می پنداشت که او این معنی را دریافته است).پس معیار حقیقت و پاسخ سؤال پیلات (حقیقت چیست؟) را در حواست باید دید. حقیقت آن چیزی است که آن را می چشید و بدان دست می زنید و آن را می بویید و می شنوید و می بینید. از این ساده تر چیست:؟ این بیان شدت شیفتگی غرب در دوران جدید برای پذیرش ادراک حسی و رد سایر ادراکات را می رساند و خود گویای وجود دو نوع نگرش اساسی پیرامون نحوه ادراکات انسانی است. دورانت در ادامه با اشاره به سخن سوفسطائیان در رسیدن به حقیقت می گوید: «اما این پاسخ، افلاطون را خرسند نساخت. او میگفت اگر حقیقت این است پس حقیقتی نیست زیرا مردم در شنیدن، بوییدن، چشیدن، دست زدن و دیدن اشیاء یکسان نیستند؛ اگر گفته سوفسطائیان درست باشد پس کودک خردسال و مرد حکیم هر دو به یکسان میزان سنجش حقیقت خواهند بود. افلاطون عقل را تکیه گاه حقیقت می دانست و نسبت مفاهیم عقلی را به دریافت های حواس مانند نسبت فرمانروایان به توده مردم می دانست، هردو باید توده درهم برهمی را با ارتباط میان مراکز فرماندهی اداره کنند.» دورانت حتی دست آوردهای فکری افلاطون را که به دست ارسطو در قالب منطقی منظم جهت حفظ فکر از خطا حاصل شده را نیز به باد سخره گرفت و نوشت: «ارسطو با او (افلاطون) هم عقیده بود و همو بود که بیش از همه در جست و جوی قوانین استدلال برآمد و از منطق، علمی جداگانه ساخت. هیچ چیز درست نتواند بود مگر آنکه نتیجه یک قیاس کامل باشد، مانند آنکه سقراط انسان است و هر انسانی حیوان ناطق است (این جمله ابلهانه هنوز در کتب منطق دیده می شود) پس سقراط حیوان ناطق است» دورانت با خواندن نقد افرادی چون پیرون، تفکرات ارسطویی را ابلهانه می داند زیرا پیرون در نقد ارسطو گفته بود: «چنین نیست و این مصادره به مطلوب است زیرا صحت کبری بسته به این است که نتیجه پیش از تشکیل قیاس صحیح باشد؛ پیش از اثبات اینکه سقراط حیوان ناطق است نمی توانید بگویید هر انسانی حیوان ناطق است. پس استدلال همیشه ناقص است. اپیکور گفت بسیار خوب پس بگذار تا سخن سوفسطائیان را بپذریم و تنها دریافت حواس خود را باور کنیم.» اما این بار به دنبال تقویت حواس پنج گانه رفتند. دورانت در این باره می نویسد: «دنیای جدید دوباره حواس را به تاج و تخت خود برگردانید، پیشقدمان این کار در فلسفه، بیکن و در علم گالیله بودند. ستاره شناسان قدرت حواس را با ادوات نجومی چندین برابر کردند و فیلسوفان مشاهده را ضامن اندیشه ساختند و برهان را به محکمه استقراء کشاندند.». بدین سان بود که تمدن جدید جا پای تفکرات قبل از قرون وسطایی گذاشت و حواس را ملاک حقیقت قرار داد اما با این تفاوت که تمدن جدید همه حواس را ملاک حقیقت می دانست. در این باره نیز دورانت در کتاب لذات فلسفه می نویسد: بدین گونه باز به سوفسطائیان برگشتیم و به نتیجه ای که آنها رسیده بودند رسیدیم و آن اینکه : حواس میزان حقیقت هستند. اما نه همه حواس؛ زیرا حس واحد ممکن است ما را گول بزند چنانکه نور ما را در رنگ اشیاء و دیدن مسافت ما را در تعیین اندازه آن به اشتباه می اندازد. رفع اشتباه یک حس فقط به وسیله حس دیگری ممکن است و حقیقت، حسِ ثابتِ پایدار است.در این حواس همه ابزار علمی که دایره حس را وسیع تر می سازند نیز باید گنجانده شود. طیف سنج و دوربین نجومی و صفحه حساس و پرتو ایکس همه مکمل حواس ما هستند؛ تلفن و استه تسکوپ و حتی رادیو ممد گوش های کنجکاو ما می باشند. بالاخره باید گفت حواس شامل حواس باطنی نیز هست. احساس درونی ما از حیات و اندیشه از هر حس خارجی مستقیم تر و با ارزش تر است. وانگهی با آنکه درباره خود خیلی زود دچار اشتباه می شویم باز خود را بهتر از هرچیزی می شناسیم. همه اینها به خاطر آن بود که سوفیسط ها اصل واقعیت را انکار می کردند و در کنار آنها نیز شکاکانی پیدا شدند که اگرچه واقعیت انسان و واقعیت خارج از انسان را می پذیرفتند و لیکن منکر راهی بودند که انسان را به اسرار حقایق و واقعیت های عالم رهنمون سازد. در کنار سوفسطائیان و شکاکان، مادیگرایانی بودند که واقعیت خارجی و حتی واقعیت خود انسان را محدود به عالم ماده می دانستند. مادیگران اعتقاد داشتند اصل واقعیت جهان در ماده و امور مادی خلاصه می شود، از این رو آنچه را که خارج از محدوده شهادت و متعلق به غیب است، نظیر ذات اقدس الله، قیامت، وحی و فرشتگان، همه را انکار کردند. مادی دانستن انسان و جهان و مادی دانستن شناخت، مستلزم مادی دانستن تمام لوازم، وسایل و نیز ابزار شناخت است. انکار واقعیت، محدود کردن واقعیت به واقعیت مادی و یا انکار راهی که انسان را به واقعیت غیب برساند منجر به محدود کردن ابزار شناخت انسان به ابزار حسی و در نتیجه درک حسی از جهان پیرامون شد. دربرابر سوفسطائیان، شکّاکان و مادیون که منکر اصل شناخت یا قائل به محدودیت آن هستند، کسانی وجود دارند(دین داران) که گذشته از تصحیح اصل شناخت دایره آن را وسیع تر از حدود مادی می دانند. جهان نزد این گروه می تواند دارای دو بخش مادی و مجرد یا غیب و شهادت باشد. غیب شامل خداوند تعالی، وحی و فرشتگان است و شهادت شامل امور محسوس و مادی است. نزد این گروه انسان نیز که برای علم به این معلومات آفریده شده می تواند محدود به امور مادی نبوده بلکه علاوه بر بعد مادی _ که از طریق آن توان دریافت نشانه حس و شناخت عالم شهادت را پیدا می کند_ دارای روح مجردی باشد که قادر به شناخت مجردات است (در صورت وجود مجرد). کسانی که دایره شناخت را محدود به حدود مادی ندانسته و قایل به وسعت آن نسبت به عوالم غیب و شهادت هستند در مورد راه هایی که برای شناخت غیب و شهادت وجود دارد به دو دسته تقسیم می شوند: دسته اول کسانی هستند که راه های شناخت را منحصر به حس و عقل دانسته و معتقدند شناخت حسی و تجربی که با ابزار حسی حاصل می شود مربوط به عالم شهادت است و شناخت عقلی که با عقل و ابزار عقلی تحصیل می گردد مربوط به عالم غیب است. دسته دوم کسانی هستند که راه های شناخت انسان را محدود به این دو بخش ندانسته و به جز راه حس و عقل، قائل به راه سومی نیز هستند که از طریق تهذیب، تصفیه و تزکیه نفس حاصل می شود. نزد این گروه از سه راه می توان به حقایق جهان پی برد و از اسرار آن آگاه شد.(معرفت شناسی در قرآن،جوادی آملی،ص۹۱) در این صورت ابزار شناخت جهان حس، عقل و شهود (یا وحی) خواهد بود. متدینین به خصوص دین داران مسلمان که محل بحث ما نیز می باشند باتوجه به آموزه های قرآن و برخلاف ادعاهای بی اساس برخی از متفکرنماهای بی اطلاع از مبانی اسلام، اهمیت زیادی به مسأله حواس و ضرورت به کار انداختن آن می دهند مانند این آیات که می فرماید: وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (نحل/۷۸) و خداوند شما را از شکم های مادرانتان بیرون آورد، در حالیکه چیزی نمی دانستید و برای شما گوش و دیدگان و دل ها قرار داد، باشد که سپاسگذار باشید. وَ هُوَ الَّذی أَنْشَأَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَهَ قَلیلاً ما تَشْکُرُونَ (مؤمنون/۷۸) «اوست خداوندی که در شما گوش و چشمان و دل ها به وجود آورده است؛ اندک است سپاس گذاری شما» سمع و بصر دو نمونه از ابزار شناخت و مجاری اولیه ادراک آدمی است و اختصاص به ذکر این دو در آیه از آن جهت است که وسعت آگهی این دو حس از محسوسات نسبت به دیگر حواس بیشتر است.(معرفت شناسی در قرآن،جوادی آملی،ص ۲۱۶) اما ابزارهای شناخت جهان و واقعیت های آن از نگاه قرآن و دین منحصر به همین دو ابزار نیست قرآن از قلب،فؤاد نیز یاد می کند که همان جان و حقیقت انسان و مرکز تصدیق و تشخیص حق از باطل است. منظور از این قلب مسلما آن قلب گوشتی که مشترک میان حیوان و انسان است نیست بلکه منظور قلبی است که قرآن درباره آن می فرماید:إِنَّ فی ذلِکَ لَذِکْرى لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهیدٌ (ق/۳۷) یعنی قرآن گرچه ذکری از برای تمام بشر و همگانی است، لیکن از آن تنها صاحیان قلب بهره مند می شوند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از نظر وی ارتباطات یک گروه را قادر می سازد که با هم فکر کنند، با هم ببینند و با هم عمل کنند. از شاخص های برجسته ای که دویچ در این رابطه مورد بررسی قرار می دهد، می توان به ارتباطات پستی، مخابراتی و دانشجویی اشاره کرد. دویچ بر ماهیت پاداش ها و تنبیهات مشترک در این مبادلات تاکید می کند. به بیانی دیگر، آیا آنچه برای یکی از واحد ها سودمند است، برای طرف دیگر نیز دارای چنین وضعیتی است؟ از دیدگاه دویچ وجود این الگوی منافع عینی در سطوح بالای مبادلات، در میان گروه انسجام ایجاد می کند. اما اگر در پاداش ناشی از توسعه مبادلات انحراف اندکی ایجاد شود، یعنی آنچه برای یک طرف خوب است برای دیگری بد باشد، فرایند ارتباط ممکن است به بروز منازعه منجر شود. دویچ و همکارانش به تجزیه و تحلیل تجربیات همگرایی در دوازده کشور پرداختند. آنها در جامعه سیاسی و منطقه آتلانتیک شمالی چند قرن تجربیات غرب را مورد بررسی قرار داده تا شرایط ضروری برای ایجاد و حفظ همگرایی سیاسی را مشخص نمایند.
 هر جا وابستگی متقابل بلافصل، در زمینه طیف وسیعی از کالاها و خدمات گوناگون وجود داشته باشد، احتمالا میتوان گمان نمود که با یک کشور روبرو هستیم(دوئرتی و فالتزگراف، ۱۳۹۰: ۶۷۱). او به این موضوع میپردازد که چگونه ممکن است اجتماعی سیاسی در مقیاسی وسیع گسترش یابد و چندین اجتماع کوچک را که حتی تخاصم بالقوه نیز دارند در درون اجتماع سیاسی وسیع تری که جنگ درآن حذف میشود، در بر گیرد. (مشیرزاده، ۱۳۸۹: ۴۲) دویچ و همکاران براساس یافته های مربوط به تشکیل و واگرایی واحدهای ملی اشاره کرده اند که منطقه آتلانتیک شمالی که در روابط میان خود به جنگ متوسل نمیشوند. دویچ به دو نوع اجتماع اشاره میکند، اجتماع امنیتی ادغام شده، که ما با یک حکومت واحد و حاکمیتی یکپارچه روبروایم مانند بریتانیا و ایالات متحده که در آن همگرایی در حد معقول صورت گرفته است. در اجتماع امنیتی کثرت گرا، چندین حکومت با دولت های حاکم وجود دارد و ادغامی صورت نگرفته است، مانند روابط ایالات متحده و کانادا. به نظردویچ، فرایند همگرایی مانند یک خط مونتاژ است که در جریان تاریخ شکل میگیرد.(مشیرزاده، ۱۳۸۹: ۴۴-۴۳). بنابراین آنچه که باعث می شود افراد و کشورها به یک تفکر و نگرش برسند، ارتباطات است. بدین معنی که کشور متشکل از گروههایی از افراد است که به وسیله شبکه های ارتباطی در هم ادغام شدهاند، همین طور ملت ها هم گروههایی از افراد هستند که به موجب برخوورداری از توان برقراری ارتباط در بسیاری از زمینه ها به یکدیگر پیوند خورده اند، اگر ارتباطات وجود داشته باشد مرزی نخواهد بود.(دهقانی، ۱۳۸۹: ۴۵). منطقه گرایی[۴] در عرصه روابط بینالملل همگرایی منطقهای پدیده نسبتا جدیدی است. هر چند تمایل به اتحاد و پیوند در طول تاریخ همواره یکی از راه های موثر برای مقابله با دشمن مشترک و دستیابی به اهداف مشترک بوده است. ولی گرایش به همگرایی منطقهای به شکل جدید، از ویژگیهای تحولات اخیر است، به خاطر گسترش انقلاب ارتباطی و نزدیکی کشورها به یکدیگر دستیابی به اهدافشان را در مبادلات منطقهای یافتهاند. در تعریف منطقه: به نواحی و بخشهایی گفته میشود که از نظر جغرافیایی از چند کشور تشکیل شده است. این کشورها واحدهایی هستند که در امور خارجی با یکدیگر ارتباط متقابل دارند. فعالیت اعضای این منطقه در سیاست خارجی هر عضو نقش تعیین کنندهای دارد. هر عضو ممکن است یکسری علایق فرامنطقه ای داشته باشد اما توجه آن در درجه اول به داخل منطقه است(contory, 1970: 1). دولت هایی که در یک سازمان منطقهای جهانی عضو می شوند، به معنی تمایل آن ها برای کسب موقعیت برتر و دستیابی به منافع بیشتر می باشد، همچنین به دنبال صلح و آرامش در منطقه هستند. چنین همگرایی که با زمینه های اقتصادی، فنی، اجتماعی و فرهنگی آغاز می شود، به عنوان فرایندی تلقی می شود که در آن وفاداری های ملی به سطح فراملی منتقل میشود، و کشورها را به سمت تعامل و مشارکت سوق می دهد و از شدت رویارویی میکاهد. این نظریه منطقه را بخشی از نظام بین الملل تلقی میکند که در آن عدهای از بازیگران تعاملات و ارتباطات بیشتری با یکدیگر نسبت به سایرین دارند(اخوان زنجانی، ۱۳۷۳: ۳۱). کارل دویچ، نظریه ارتباطات را در مورد همگرایی منطقه ای نیز به کار برد. او همگرایی و منطقهگرایی را از دید تعامل و مراودات بین دولت ها از قبیل تجارت، توریسم، مهاجرت، مبادلات اقتصادی و فرهنگی مورد مطالعه قرار داد. به هر حال منطقه گرایی در سیاست بینالملل، مترادف فوق ملیگرایی و گرایشهای بین حکومتی شناخته میشود و به گسترش فزاینده همکاری های سیاسی و اقتصادی در نواحی جغرافیایی خاص و در چارچوب نهادها و هویت های فرهنگی مشترک تعریف می شود. بنابراین درجه انسجام و یکپارچگی منطقه ای را باید در عوامل گفته شده جستجو کرد. منطقه گرایی ممکن از بالا یعنی از طریق تلاشهای سیاسی و دیپلماتیک توسط دولتها در جهت ایجاد واحدهای منطقه ای یکپارچه کننده و تنظیم سیاست های مشترک صورت پذیرد، و یا آنکه از پایین یعنی از طریق سرمایه گذاری توسط شرکت های خصوصی و نیز جابجا شدن شهروندان در میان واحدهای سیاسی در منطقه انجام گیرد. معیارهای منطقهگرایی ۱-درجه انسجام اجتماعی: میزان تجانس در قومیت، نژاد، فرهنگ، تاریخ و آگاهی مشترک. این نوع همگرایی در رابطه با خود مردم منطقه مطرح می شود. نمود این وضعیت را می توان در توسعه کانال های چندگانه و شبکه های اجتماعی پیچیده مشاهده کرد، که طی آن انگاره ها و ایستارهای سیاسی و شیوه های تفکر از ناحیهای به ناحیه دیگر انتشار یافته که این به ایجاد جامعه مدنی فرامنطقه ای و فراحکومتی در سطوح و لایه های چندگانه بازیگران منجر می شود. حتی اشکال نوینی از هویت در بعد فراملی و فروملی دولت های سرزمینی شکل می گیرد. البته باید توجه داشت که حوزه های یاد شده تحت تاثیر مولفه ها و ادراکات اجتماعی قرار دارد. شاخص های مربوط به مطالعات میان فرهنگی را می توان زمینه ساز چنین روابطی دانست. این همکاری ها در فضایی حاصل میشود که گروه های اجتماعی بتوانند خود را در قالب هنجارهای یکسان هماهنگ نمایند(Reinicke, 1994: 25). ۲-انسجام اقتصادی: الگوهای تجاری و مکمل بودن اقتصاد در منطقه. از این الگو به عنوان همگرایی غیر رسمی یا نرم یاد می شود. بر این اساس عمدهترین نیرو برای برای منطقه گرایی اقتصادی از بازار، جریانات سرمایهگذاری و تجاری خصوصی از جانب سیاست ها و تصمیمات شرکت ها ناشی می شود. ۳-یکپارچگی سیاسی: نوع رژیم و ایدئولوژی. باید به این نکته اشاره کرد که منطقه گرایی لزوما بر پایه سیاست گذاری آگاهانه گروهی از دولت ها نیست، و الگوهای منطقه گرایی لزوما با مرزبندی دولت ها تطابق ندارد. مفاهیم سنتی حاکمیت، استقلال و مشروعیت با مفهوم منطقه گرایی و وابستگی متقابل سازگاری ندارد. بنابراین میزان توانایی جوامع در یک منطقه در بازتعریف مفاهیم سنتی در اشکال نوین همگرایی منطقه ای را تعیین خواهد کرد. ۴-انسجام سازمانی وجود نهادهای رسمی منطقه ای که دولت ها در چارچوب آن تصمیمات و سیاست های مختلفی را اتخاذ مینمایند(قوام،۱۳۸۴: ۵۶-۵۵). انگیزه های همگرایی منطقهای دلایل متعددی برای تمایل کشورها در جهت همگرایی وجود دارد. فاکتورهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی را میتوان جزء این عوامل دانست. با توجه به اینکه در منطقه خلیج فارس عوامل اقتصادی به صورت بالقوه می تواند نقش مهی در همگرایی منطقه ای ایجاد کند. به دلایلی که برای این کشورها به صورت بالقوه می تواند عامل اصلی در همگرایی باشد اشاره میکنیم. این دلایل عبارتند از: ۱-ایجاد زمینه مناسب برای بهرهگیری کامل از منابع طبیعی و انسانی جهت رشد و توسعه اقتصادی از طریق پیوستگی با کشورهای منطقه با توجه به امکانات و توانایی کشورها ۲-ایجاد و تقویت بنیان اقتصادی ۳-افزایش توان ورود به بازارهای بین المللی و گسترش بازارهای داخلی ۴-افزایش قدرت چانهزنی در مورد کالاهای مشابه به خصوص در مورد کشورهای در حال توسعه خلیج فارس مثل سازمان اوپک ۵-کاهش بار تحمیلات سیاسی ناشی از تفاوت سطوح اقتصادی کشورهای منطقه ۶-دستیابی به ثبات بهتر و رشد اقتصادی(مقیمی،۱۳۷۳: ۲۶). نظریه پردازان همگرایی اقتصادی برخی اقدامات را برای موفقیت طرح های همگرایی در جهان سوم ضروری میدانند که عبارتند از: ۱-آزادسازی تجاری درون منطقه ای، که به توزیع منابع در درون کشورهای عضو توجه ندارد. ۲-پذیرش و تعیین سطح تعرفه های خارجی که این سیاست برای حمایت از تولیدات منطقه ای در برابر کشورهای توسعه یافته خارجی است. ۳-آزاد کردن عوامل تولید در منطقه که عنصر مهمی از بازار مشترک را تشکیل می دهد. که با تکمیل تجارت، این سیاست برای افزایش سود و منافع ناشی از همگرایی در منطقه به کار میرود. همچنین اقداماتی برای توزیع مجدد و جبران ضرر کشورهای کم توسعه در منطقه و استفاده از سیاست ترکیبی توزیعی_افزایشی مورد نظر است زیرا در کشورهای در حال توسعه این ترس وجود دارد که سطوح توسعه یافته-تر منافع بیشتری را به خود اختصاص دهند و همگرایی بجای تسریع توسعه اقتصادی آنها سبب عقب ماندگی بیشتر شود(Salvatore, 1984: 93). البته شرایط اولیه نیل به همبستگی مورد نظر تفاهم و تعامل مثبت است، زیرا در صورتی که تضادی بین آن ها وجود داشته باشدنتیجه معکوس و منفی یعنی تفرقه و پاشیدگی عاید میگردد(کاظمی، ۱۳۷۰: ۱۰۵). نظریه همگرایی منطقهای کانتوری و اشپیگل این دو نظریه پرداز سیاست بینالملل، معتقدند یک سیستم، مجموعه ای از روابط است که میان واحدهای خودمختار در عرصه های خاص وجود دارد. بر این اساس آن ها سیستم بین الملل را به سه عرصه جهانی، منطقه ای و داخلی تقسیم می نمایند که درآن سه نوع سیستم: مسلط، تابع و داخلی شکل می گیرد. سیستم تابع روابط و واکنش های متقابل را در درون منطقه شامل می شود و سیستم داخلی مجموعهای از روابط سازمان هاست که به سیاست داخلی شکل می دهد(contori,1970: 3). بدین ترتیب از نظر آن ها، منطقه به عنوان یک سیستم تابع مطرح می شود. هر سیستم تابع متشکل از چند کشور می باشد که دارای پیوندهای مشترک نژادی، فرهنگی، زبانشناختی و غیره هست. و این احساس هویت مشترک گاهی اوقات با کنش و طرز تلقی دولت های خارج از سیستم تابع تشدید می شود. بر این اساس، منطقه به نواحی اطلاق میشود که واحدهای تشکیل دهنده آن از لحاظ جغرافیایی در مجاورت با یکدیگر قرار گرفته و امور مربوط به سیاست خارجی آن ها به یکدیگر مرتبط می باشد. بنابراین از نظر این اندیشمندان: منطقه یک واحد تحلیل مستقل است که از پویایی داخلی خاص خود برخوردار است و تحولات یک منطقه را نمیتوان به سطوح تحلیل دیگر تقلیل داد و کاملا تابع آن دانست. از این دیدگاه متغیرهای زیر در ترسیم حدود سیستم تابع مورد توجه قرار میگیرند: ۱-کشورها فارغ از سطح قدرتش، تنها عضو یک سیستم تابع می باشد به استثنای دو مورد: یکی قدرتمندترین کشورها که در سیستمهای تابع مختلف مشارکت دارند، و دوم برخی از کشورها در حد فاصل بین دو سیستم قرار دارند و ممکن است عضو هر دو سیستم تابع مجاور محسوب شوند. ۲-تمامی سیستم های تابع با توجه به معیار جغرافیایی مشخص می شود، اما معیارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و سازمانی نیز با آن مرتبط هستند. ۳-اندازه سیستم تابع لزوما تعیین کننده آن نیست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در پژوهشی که توسط کالینز[۸۶] و کلارک[۸۷] (۲۰۰۳)، انجام شد به بررسی جعبههای سیاه[۸۸] بین فعالیتهای منابع انسانی و عملکرد شغلی پرداخته شد. آنها ارتباط بین یک مجموعه از فعالیتهای ایجاد شبکه توسط منابع انسانی، جنبههای شبکههای داخلی و خارجی تیمهای مدیران ارشد و عملکرد شغلی را بررسی کردند. نتایج مطالعه زمینهای میان ۷۳ شرکت نشان داد که ارتباط میان فعالیتهای منابع انسانی و عملکرد شغلی (افزایش فروش و افزایش سهام) از طریق شبکههای اجتماعی مدیران ارشد تعدیل میشود. گرنام[۸۹] و همکارانش (۲۰۱۲)، در پژوهش خود با هدف درک مشارکت شبکهها در نوآوری و عملکرد شغلی، به بررسی ۱۴۳۵ شرکت کوچک و متوسط پرداختند. نتایج پژوهش آنها نشان داد که روابط ناهمگن قوی، نوآوری را در سازمانهای کوچک و متوسط بهبود میبخشد. با این وجود ارتباطات میان روابط شبکهای و عملکرد شغلی بسیار پیچیده هستند. درنتیجه اگر سازمانهای کوچک و متوسط قصد بهبود نوآوری دارند، فقط باید بر ترویج و نگهداری شبکهها متمرکز شوند. جانونن[۹۰] و جانسون[۹۱] (۲۰۱۱)، در پژوهش خود به دنبال درک این موضوع بودند که چگونه فرایندهای مختلف مدیریت دانش و الگوهای شبکه اجتماعی بر عملکرد تیم تاثیر میگذارند. آنها دادههای پژوهش خود را از نمونهای شامل ۷۶ تیم و ۴۹۹ کارمند در سازمانهای مختلف در هر دو بخش خصوصی و دولتی در فنلاند به دست آوردند. نتایج پژوهش آنها نشان داد که اگرچه اعضای تیم فرایند ایجاد دانش را در مرکز عملکرد شغلی میبینند، مدیران ارشد بر اهمیت شبکههای اجتماعی در ایجاد ارزش تاکید دارند. همچنین نتایج ارتباط مثبت بین درونیسازی، اجتماعیسازی و ترکیب را نشان دادند. آنها مشاهده کردند که حجم شبکههای ارتباطی داخلی کارکنان و گفتگوهای اعضای تیم برای عملکرد شغلی سودمند است و تیمهای با اندازه کوچک عملکرد بهتری دارند.
 یانگ[۹۲] و تانگ[۹۳] (۲۰۰۳)، در پژوهش خود به بررسی تاثیر شبکههای اجتماعی در عملکرد تحصیلی دانشجویان در آموزش آنلاین پرداختند. آنها از شبکه به عنوان یک وجه فرعی برای ارتقاء آموزش سنتی و رو در رو استفاده کردند و دادههای خود را از ۴۰ دانشجوی رشته سیستمهای اطلاعاتی پیشرفته جمع آوری و به طور تجربی بررسی کردند که چگونه شبکههای اجتماعی (دوستی، مشورتی و رقابتی) با عملکرد دانشجویان مرتبط هستند. نتایج نشان داد که متغیرهای شبکههای مشورتی با عملکرد دانشجویان در کلاس درس و در اجتماع ارتباط مثبت داشتند و متغیرهای شبکه رقابتی با عملکرد همه دانشجویان ارتباط منفی داشتند. متغیرهای شبکههای مشورتی و رقابتی پیش بینی کنندههای خوبی برای عملکرد تحصیلی دانشجویان بودند. با این وجود متغیرهای شبکه رقابتی دارای قدرت نفوذ در عملکرد دانشجویان در اجتماع نبودند. متغیرهای شبکه دوستی تعیین کننده عملکرد دانشجویان نبودند. کو [۹۴]و همکاران (۲۰۰۵) در پژوهش خود به بررسی ارتباط بین سبکهای ارتباطی، شبکههای اجتماعی و عملکرد یادگیری در انجمنهای یادگیری مشارکتی به کمک کامپیوتر پرداختند. با بهره گرفتن از تحلیل شبکه اجتماعی و جمع آوری پیمایشی دادهها آنها تحلیل کردند که چگونه ۳۱ یادگیرنده زمانی که باید با یکدیگر با بهره گرفتن از ابزارهای مشارکتی آنلاین در طراحی سیستمها همکاری کنند، شبکههای اجتماعی یادگیری مشارکتی را توسعه میدهند. آنها به منظور گردآوری دادههای مورد نیاز از دو پرسشنامه در آغاز و پایان سال تحصیلی استفاده کردند. اولین پرسشنامه در هفته دوم نیمسال اول تحصیلی به منظور بررسی شبکههای دوستی موجود توزیع شد. در پایان ترم دوم از دانشجویان خواسته شد نام افرادی را که برای مبادله اطلاعات با آنها گفتگو میکنند گزارش دهند. نتایج بررسی آنها نشان داد که هر دو عوامل فردی و ساختاری (یعنی سبکهای ارتباطی و شبکههای دوستی موجود) به طور چشمگیری بر روش توسعه یادگیی مشارکتی توسط یادگیرندگان شبکههای اجتماعی، تاثیر میگذارند. همچنین شبکههای دوستی موجود بر ظهور شبکههای اجتماعی مشارکتی تاثیر میگذارند. دانشجویانی که روابط دوستانه قوی در شبکههای موجود داشتند، در حلقههای اجتماعی اولیه خود میماندند، در حالی که کنشگران خارجی تمایل داشتند که ارتباطات بیشتری را شکل دهند و آزادانه به سمت حلقههای اجتماعی متفاوت حرکت میکردند. یادگیرندگانی که تمایل بیشتری به برقراری ارتباط نشان میدادند یا به طور ابتدایی سرگرم شبکههای جانبی بودند، شانس بیشتری برای یافتن اتصالات جدید داشتند. آنها همچنین فهمیدند که ویژگیهای شبکه اجتماعی تاثیرات قابل ملاحظهای بر عملکرد یادگیرندگان دارد به گونهای که کنشگران مرکزی در شبکههای اجتماعی مشارکتی تمایل به دریافت نمرات نهایی بالاتر داشتند. آنها پیشنهاد کردند که ارتباطات و شبکههای اجتماعی باید عناصر مرکزی در محیطهای یادگیری باشند. جدول ۲-۴ پیشینه پژوهشهای انجام شده در خارج از کشور را به طور خلاصه نشان میدهد. جدول۲-۴ پژوهشهای انجام شده در خارج از کشور
| نویسنده |
هدف |
جامعه آماری |
یافتههای اصلی |
| (Ahuja, 2000) |
بررسی تاثیر شبکه ارتباطی شرکت بر نوآوری |
شرکتهای صنایع بین المللی شیمیایی |
روابط مستقیم و غیرمستقیم هر دو تاثیر مستقیم بر نوآوری دارند، اما در شبکههای مشارکتی بین سازمانی، افزایش حفرههای ساختاری تاثیر منفی بر نوآوری را نشان داد. |
(AnnSykes et.al, ۲۰۱۴) |
بررسی نقش شبکههای مشورتی در پیاده سازی سیستم سازمانی و عملکرد شغلی |
۸۷ کارمند یک سازمان بزرگ مخابراتی |
مشورت از طریق جریان کاری و از طریق نرم افزار با عملکرد شغلی مرتبط بودند. |
| (Calins & Klark, 2003) |
بررسی جعبههای سیاه[۹۵] بین فعالیتهای منابع انسانی و عملکرد شغلی |
۷۳ شرکت |
ارتباط میان فعالیتهای منابع انسانی و عملکرد شغلی( افزایش فروش و افزایش سهام) از طریق شبکههای اجتماعی مدیران ارشد تعدیل میشود. |
| (Cho et.al, 2007) |
بررسی ارتباط بین سبکهای ارتباطی، شبکههای اجتماعی و عملکرد یادگیری در انجمنهای یادگیری مشارکتی به کمک کامپیوتر |
۳۱ دانشجوی دانشگاه |
درجه نزدیکی به مرکز به طور مثبت با سطح آموزشی دانش آموزان مرتبط بود. |
| (Gronum et.al, 2012) |
درک مشارکت شبکهها در نوآوری و عملکرد شغلی |
۱۴۳۵ شرکت کوچک و متوسط |
روابط ناهمگن قوی، نوآوری را در سازمانهای کوچک و متوسط بهبود میبخشد. |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نیز ایشان میفرماید: «قَالَ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ ع یَا رَبِّ أَیُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ عِنْدَکَ فَقَالَ حُبُ الْأَطْفَالِ فَإِنِّی فَطَرْتُهُمْ عَلَى تَوْحِیدِی فَإِنْ أَمَتُّهُمْ أَدْخَلْتُهُمْ بِرَحْمَتِی جَنَّتِی؛ موسی۷از خدا پرسید: خدایا برترین اعمال نزد تو کدام است؟ خداوند فرمود: دوست داشتن کودکان؛ زیرا من آنها را بر فطرت توحید خود آفریدم و اگر آنها را بمیرانم، همه آنها را به رحمت خود، به بهشت وارد میکنم».[۴۴۵] برخی از آثاری که محبت کافی به کودک میتواند در بر داشته باشد، به شرح ذیل است: ۲-۶-۱-۱-۱-۱- رفع و ارضای نیاز طبیعی کودک: پاسخگویی به نیازهای عاطفی کودک، افزون بر آنکه او را از عوارض ناشی از ارضا نشدن آن مصون میدارد، او را در حالت اعتدال روحی- روانی قرار خواهد داد. اما اگر این نیاز کودک، ارضا نشود، مشکلات بسیاری را پدید خواهد آورد.[۴۴۶] به عقیده بسیاری از دانشمندان، اکثر تندخوییها، خشونتها، لجبازیها، زورگوییها، بدبینیها، اعتیادها، افسردگیها، گوشهگیریها، ناامیدیها و ناسازگاریهای افراد، معلول عقده حقارتی است که در اثر محرومیت از محبت به وجود آمده است.[۴۴۷] لذا با محبت به کودک، میتوان از بسیاری از انحرافات جلوگیری کرد؛ زیرا کمبود محبت، یکی از عوامل بسیار قوی برای سوق دادن اطفال و نوجوانان به سوی بزهکاری است.[۴۴۸] روانشناسان و متخصصان اطفال که چندین هزار نمونه از جرایم را بررسی کردهاند، به این نتیجه رسیدهاند که برخی از کودکان به علت اینکه در محیط خانواده مورد بیمهری و بیاعتنایی پدر و مادر خود قرار گرفتهاند، در واکنش به این کمبود، شروع به سرقت یا آزار دیگران کردهاند.[۴۴۹]
 ۲-۶-۱-۱-۱-۲- جلب اعتماد کودک به محبت کننده؛ برای تربیتپذیری، متربّی باید به مربی اعتماد داشته و از او حرف شنوی داشته باشد.[۴۵۰] این اعتماد و حرف شنوی، با محبت ایجاد میشود و طبیعی است که هر محبوبی، کلامش گوشکردنی است. امام علی۷در اینباره در وصیت به فرزندش میفرماید: «…وَ اعْلَمْ أَیْ بُنَیَّ أَنَّهُ مَنْ لَانَتْ کَلِمَتُهُ وَجَبَتْ مَحَبَّتُه…؛ فرزندم، بدان کسی که سخنش نرم است، باید او را دوست داشت».[۴۵۱] ۲-۶-۱-۱-۱-۳- یادگیری شیوه محبت به دیگران؛ کودکی که در محیط گرم محبت، اظهار محبت را از پدر و مادر یاد میگیرد، خوش قلب، خیرخواه و انساندوست، بار میآید و در آینده در محبت به فرزندان خود و دیگران ناتوان نخواهد بود.[۴۵۲] ۲-۶-۱-۱-۱-۴- اعتماد به نفس؛ از دیگر آثار محبت به کودک و از عوامل موفقیت فرد در زندگی فردی و اجتماعی، اعتماد به نفس است؛ زیرا با محبت به کودک، او احساس ارزشمندی میکند. در مقابل اگر به او محبت نشود، گرچه در زندگی موفق هم باشد، احساس بیارزشی و خودکمبینی کرده و به خود و دیگران بی اعتماد خواهد شد.[۴۵۳] با در نظر گرفتن مجموعه سیرهها و روایات معصومان:، چنین برداشت میشود که محبت به کودکان و فرزندان، سیره آنها بوده و این محبت، اختصاص به فرزندان معصوم آنها نیز نداشته است. چنانچه در روایتی به نقل از مالک آمده است: پیامبر اکرم۶به دیدار انصار میرفت و بر کودکان سلام میکرد و دست بر سر آنها میکشید و برای آنها دعا میکرد.[۴۵۴] ۲-۶-۱-۱-۲- شیوههای ابراز محبت به کودکان یکی از نکات مهم در مسأله محبت به کودکان، این است که تنها به محبت درونی اکتفا نشود؛ زیرا محبت وقتی مؤثر و مفید خواهد بود که ابراز گردد و کودک از محبت به خود آگاه شود و گرنه اصل محبت داشتن، تنها برای محبت کننده میتواند مفید باشد نه برای محبت شده. خداوند، خود در موضع تربیت، این شیوه را به کار بسته است. در قرآن کریم، نمونهای از اینگونه اظهار محبت را میتوان در جریان گفتگوی خدا با موسی۷در کوه طور و گذاردن تکلیف پیامبری بر عهده او مشاهده کرد: *(…وَ أَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّهً مِّنِّىِ…؛ …و من محبّتى از خودم بر تو افکندم، تا در برابر دیدگان [علم] من، ساخته شوى (و پرورش یابى )…)* طه/۳۹ در این آیه، خداوند با موسی۷سخن میگوید و از اینکه او را در کودکی، غرق محبت خویش کرده بود پروردگار، آنچنان محبت و علاقه قلبى و جاذبه الهى در وجود موسى قرار داد که هر که به او مىنگریست، مجذوب او میشد.[۴۵۵] نکته قابل توجه، اینکه چون لسان آیه، لسان کمال عنایت و شفقت ولطف و انس است، سخن، با ضمیر متکلم وحده (القیتُ) اظهار شده است و این نهایت نزدیکی و صمیمیت را میرساند. نیز محبت را نکره آورده و فرموده” محبتى بر تو افکندم” تا به عظمت و فخامت و عجیب بودن آن اشاره کند. به راستی همین شیرینی و محبت لطف الهی است که موسی۷را بر انجام تکلیف توانا میکند.[۴۵۶] ابراز محبت، نکتهای است که ائمه:نیز اصحاب خود را به آن سفارش کردهاند و روشهای متفاوتی را در ابراز محبت به کودکان و فرزندان خود به کار می بردهاند که در ذیل به پارهای از آنها اشاره میشود. ۲-۶-۱-۱-۲-۱- بیان محبت: علی۷به فرزندش حسن۷میفرماید: «وَجَدْتُکَ بَعْضِی بَلْ وَجَدْتُکَ کُلِّی حَتَّى کَأَنَّ شَیْئاً لَوْ أَصَابَکَ أَصَابَنِی وَ کَأَنَّ الْمَوْتَ لَوْ أَتَاکَ أَتَانِی فَعَنَانِی مِنْ أَمْرِکَ مَا یَعْنِینِی مِنْ أَمْرِ نَفْسِی فَکَتَبْتُ إِلَیْکَ کِتَابِی هَذَا مُسْتَظْهِراً بِه…؛ و تو را دیدم که پارهای از منی، بلکه دانستم که مرا همه جان و تنی، چنانکه اگر آسیبی به تو رسد به من رسیده و اگر مرگ بر سر وقتت آید، رشته زندگی مرا بریده. پس کار تو را چون کار خود شمردم و این اندرزها را به تو راندم تا تو را پشتیبانی باشد».[۴۵۷] ۲-۶-۱-۱-۲-۲- بوسیدن کودک: امام باقر۷از پدر خود و او نیز از امام حسین۷نقل میکند که فرمود: من و برادرم نزد جدم رسول خدا۶رفتیم. پیامبر۶، من را بر زانوی چپ و برادرم حسن را بر زانوی راست خویش نشاند. سپس ما را بوسید و فرمود: «پدرم به فدای دو فرزندی باد که امام هستند».[۴۵۸] ۲-۶-۱-۱-۲-۳- میوه نوبر را به کودکان دادن: ابوهریره میگوید: هر گاه برای پیامبر۶میوه نوبر میآوردند، میگفت: «خدایا به شهر ما میوه و به مدّ و صاع[۴۵۹] ما، برکت روزافزون ده». سپس این میوه نوبر را به کوچکترین کودکانی که نزد او حاضر بودند، میداد.[۴۶۰] ۲-۶-۱-۱-۲-۴- هدیه دادن به کودکان: امام صادق۷فرمود: «إِذَا سَافَرَ أَحَدُکُمْ فَقَدِمَ مِنْ سَفَرِهِ فَلْیَأْتِ أَهْلَهُ بِمَا تَیَسَّرَ وَ لَوْ بِحَجَر؛ هرگاه مردی به سفر میرود، هنگامیکه نزد خانوادهاش برمیگردد، باید چیز تازه و مطبوعی برای آنها بیاورد؛ اگرچه چیز کم ارزشی همچون سنگی باشد».[۴۶۱] ۲-۶-۱-۱-۲-۵- بازی کردن با کودکان و سواری دادن به آنها: جابربن عبدالله میگوید: «دَخَلْتُ عَلَى النَّبِیِّ ص وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ ع عَلَى ظَهْرِهِ وَ هُوَ یَجْثُو لَهُمَا وَ یَقُولُ نِعْمَ الْجَمَلُ جَمَلُکُمَا وَ نِعْمَ الْعَدْلَانِ أَنْتُمَا؛بر پیامبر۶وارد شدم، در حالیکه حسن و حسین۷را بر پشت او سوار بودند و پیامبر۶، برای آنها زانو زده بود و میگفت: چه شتر خوبی دارید و چه سواران خوبی هستید».[۴۶۲] ۲-۶-۱-۱-۳- چگونگی بهکارگیری محبت در تربیت قرآنی کودکان محبت، در دین اسلام، جایگاه والایی دارد تا آنجا که یکی از فروع شریعت مقدس اسلام، «تولّی» میباشد. قرآن کریم در این زمینه میفرماید: *(مُّحمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلىَ الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ…؛ محمّد۶فرستاده خداست و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند…)* فتح/ ۲۹ البته نباید فراموش کرد که معیار مسلمان بودن، گفتن شهادتین است، نه سلیقه شخصی ما یا ظاهر افراد. بنابراین همه کسانیکه در جامعه اسلامی هستند، مسلمانند و باید با آنان مهربان بود. بالاتر از این، باید به این نکته توجه داشت که رابطه عاطفیای که بین خدا و بنده در اسلام وجود دارد، در ادیان دیگر کمتر مشاهده میشود. معرفی «اللّه »، به عنوان خدایی که با بندگانش ارتباط محبتآمیز دارد، از افتخارات دین اسلام است. مهربانی و عطوفت در سیره پیامبر اسلام۶و ائمه معصومین:از دیگر نکات بارزی است که میتواند در ارائه چهرهای زیبا از دین مؤثر باشد و به جذب هر چه بیشتر کودکان، نوجوانان و جوانان بینجامد. بنابراین لازم است علاوه بر ارتباط مهرآمیز مربّی قرآن، در جهت تقویت ارتباط محبتآمیز کودکان با خدا و اولیای او همت گماشت. بر این اساس، در تربیت قرآنی کودکان، باید با درونی کردن محبت در دو زمینه «محبت به خدا» و «محبت به اولیای خدا»، به ارائه چهرهای زیبا و خوشایند از دین، اقدام نمود که در ذیل، به تبیین هر یک میپردازیم: ۲-۶-۱-۱-۳-۱- محبت به خدا: انسان دارای غرایز، احساسات و انگیزههای بسیاری است. اصیلترین این امیال فطری عبارتند از میل به ادراک، میل به قدرت، میل به عشق و پرستش.[۴۶۳] به طور کلی برای محبّت از نظر شدت و ضعف، سه مرتبه میتوان قائل شد:[۴۶۴] - مرتبه ضعیف که مقتضی نزدیک شدن به محبوب در وضعیت عادی است؛ ولی هیچ نوع فداکاری و از خودگذشتگی در آن وجود ندارد. - مرتبه متوسط که افزون بر خواست نزدیک شدن، مقتضی فداکاری در راه اوست؛ تا حدّی که با منافع کلی و مصالح اساسی شخصی مزاحمت نداشته باشد. - مرتبه شیفتگی و خودباختگی که از هیچ فداکاری در راه محبوب دریغ نمیورزد و کمال لذت خود را در تبعیت از او در اراده و صفات بلکه در فنای خود در راه او میداند. این همان عشق به خداست که از اهداف تربیت دینی در بُعد عاطفی شمرده میشود. شهید مطهری هم درباره عشق میگوید: «وقتی محبت به حالتی برسد که زمام فکر و اراده انسان را بگیرد و بر عقل و اراده چیره گردد، این حالت را عشق مینامند و هر عشقی که به مرحله عشق واقعی برسد به مرحله پرستش میرسد[۴۶۵] که در این حالت، انسان میخواهد از وجود محدود خویش پرواز کرده و به حقیقتی پیوند یابد که در آن جا نقص و محدودیتی وجود ندارد».[۴۶۶] راسل در زمینه تمایلات انسان میگوید: «میان انسان و جانوران دیگر تفاوتهای گوناگونی وجود دارد که پارهای عقلی است و پارهای عاطفی. یکی از تفاوتهای عاطفی مهم این است که تمایلات انسان بر خلاف جانوران، اساساً بی حدّ و حصر است و ارضای کامل آنها ممکن نیست».[۴۶۷] این امیال با اینکه به امور گوناگونی تعلق میگیرند، سرانجام، همه آنها به هم میپیوندند و ارضای نهایی آنها در یک چیز خلاصه میشود و آن عبارت از ارتباط با سرچشمه بینهایت علم و جمال و کمال است. سخن زیبای خداوند به حضرت داود۷، گویای اوج محبت پروردگار به بندگانش میباشد: « یَا دَاوُدُ أَبْلِغْ أَهْلَ أَرْضِی أَنِّی حَبِیبُ مَنْ أَحَبَّنِی وَ جَلِیسُ مَنْ جَالَسَنِی وَ مُونِسٌ لِمَنْ أَنِسَ بِذِکْرِی وَ صَاحِبٌ لِمَنْ صَاحَبَنِی وَ مُخْتَارٌ لِمَنِ اخْتَارَنِی وَ مُطِیعٌ لِمَنْ أَطَاعَنِی مَا أَحَبَّنِی أَحَدٌ أَعْلَمُ ذَلِکَ یَقِیناً مِنْ قَلْبِهِ إِلَّا قَبِلْتُهُ لِنَفْسِی وَ أَحْبَبْتُهُ حُبّاً لَا یَتَقَدَّمُهُ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِی،[۴۶۸] مَنْ طَلَبَنِی بِالْحَقِّ وَجَدَنِی وَ مَنْ طَلَبَ غَیْرِی لَمْ یَجِدْنِی؛ من طلبنى بالحق وجدنى، و من طلب غیرى لم یجدنى؛ ای داود! به بندگانم بگو که من دوست کسی هستم که مرا دوست داشته باشد و همنشین کسی هستم که همنشین من باشد و مونس کسی هستم که با یاد من مأنوس باشد و همراه کسی هستم که همراه من باشد و کسی را انتخاب میکنم که مرا انتخاب کرده است و مطیع کسی هستم که از من اطاعت کند و اگر بدانم کسی قلباً مرا دوست میدارد، آنچنان دوستش میدارم که هیچیک از بندگانم را دوست نداشتهام، و کسىکه حقیقتاً در جستجوى من باشد، مرا خواهد یافت و کسىکه در پى غیر من باشد، هرگز مرا نخواهد یافت».[۴۶۹] بنابراین باید خداوند را به گونهای معرفی کرد که کودک، خود به خود به این مطلب پی ببرد که گمشده او، همان خداست.[۴۷۰] جهت تحقق این هدف، به صفات مربوط به جمال و کمال خداوند اشاره میکنیم که سبب شناخت عمیق کودک به خداوند و جلب محبت او میشود: ۲-۶-۱-۱-۳-۱-۱- تأکید بر معرفی صفات خدا (بخصوص لطف و رحمت واسعه الهی): در متون اسلامی بر معرفی صفات خدا بسیار تأکید شده است؛ در قرآن، خداوند از راه صفات به مردم معرفی شده است. در آیات متعددی خداوند با صفات سمیع، علیم[۴۷۱]، ذوفضل[۴۷۲]، حیّ، قیوم، عظیم[۴۷۳]، غنیّ، حمید[۴۷۴]، رؤف، رحیم[۴۷۵] و … توصیف شده است. شناساندن صفات خدا، یکی از روشهای کارآمد در رشد و ارتقای معرفت و اعتقاد به خدا است. در این روش، مربّی به جای متمرکز شدن بر ترسیم تصویری از ماهیت خداوند متعال، سعی میکند صفات جلال و جمال خداوند متعال را برای متربّی به تصویر بکشد. مزایای روش معرفی صفات خدا همانطور که بیان شد بهکارگیری این روش، نقش بسزایی در ترسیم تصویری محبتآمیز از خداوند در ذهن کودکان دارد که در ذیل به برخی مزایای آن اشاره میشود:[۴۷۶] - مفاهیم به کار گرفته شده، واضح، روشن و برای اکثر مردم بخصوص کودکان، به آسانی قابل فهم است. مهربانی، شفقت، بخشش و … مفاهیمی هستند که همه، پیوسته با آن سروکار دارند و به همین سبب، درک آنها، به ویژه اگر همراه با ارائه مصداق باشد- مانند سیره معصومان:- آسان است. - در این روش، در ذهن کودک، تصورات نادرستی نسبت به خداوند ایجاد نمیگردد. به همین سبب در روایات، در هر موردی که احتمال پیدایش تصور نادرست در مخاطب بوده است، به صراحت، آن را متذکر شدهاند.[۴۷۷] - این روش، علاقه و محبت به خدا را در کودکان ایجاد میکند؛ زیرا انسان فطرتاً و از عمق وجود خود، کسی را که جامع صفات نیکو و زیبا باشد دوست دارد و از هر که صفات ناپسند دارد بیزار است. از اینرو انسان وقتی خود را با خدایی مواجه میبیند که «در عین قدرت، بخشنده و آمرزنده است؛ در حال غضب، بسیار بردبار است؛ آفریننده آفرینندهها است؛ با عزتش، عزیزان را مقهور کرده؛ بزرگان، در مقابل بزرگیش متواضعند؛ هر گاه او را بخوانیم جوابمان میدهد؛ زشتکاریهایمان را میپوشاند؛ درِ خانه اش هیچگاه بسته نمیشود؛ گدایی از درگاهش رانده نمیشود؛ آرزومندی از درگاهش ناامید نمیگردد؛ مأمن خائفان است، نجاتدهنده صالحان، بالابرنده مستضعفان، خوار کننده مستکبران، در هم شکننده زورگویان و جباران، نابود کننده ستمگران، فریادرس دادخواهان است و …»[۴۷۸] خود به خود علاقه و محبت به خدا را در خود احساس میکند. - آشنایی متربّی با صفات خدا، موجب میشود، وظیفه خود را در مقابل خدا تشخیص دهد و بداند چه کارهایی موجب غضب اوست و این امر در جهت دادن به اعمال و رفتار او بسیار مؤثر است. قرآن کریم بیان میکند که انسان، شایستگی آن را دارد که دلبسته حضرت حق شود: *(وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ…؛ بعضى از مردم، معبودهایى غیر از خداوند براى خود انتخاب مىکنند و آنها را همچون خدا دوست مىدارند. امّا آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، (از مشرکان نسبت به معبودهاشان،) شدیدتر است…)* بقره/ ۱۶۵. اساساً عشق حقیقى، همیشه متوجه نوعى از کمال است، انسان هرگز عاشق عدم و کمبودها نمىشود، بلکه همواره دنبال هستى و کمال مىگردد و به همین دلیل آن کس که هستى و کمالش از همه برتر است، از همه کس به عشق ورزیدن سزاوارتر مىباشد. کوتاه سخن اینکه همانطور که آیه فوق مىگوید، عشق و علاقه افراد باایمان نسبت به خدا از عشق و علاقه بتپرستان به معبودهاى پنداریشان ریشهدارتر و عمیقتر و شدیدتر است؛ چرا که عشق مؤمنان از عقل و علم و معرفت سرچشمه مىگیرد، اما عشق کافران از جهل و خرافه و خیال![۴۷۹] در سیره معصومان:نیز در مورد محبت خدا نسبت به انسانها مطالبی ذکر گردیده است. برای نمونه نقل شده که: مردی لانه پرندهای را که در آن جوجه وجود داشت، میآورد و پدر و مادر جوجهها نیز به دنبال او پرواز میکردند و بر دستان او فرود میآمدند. پیامبر۶رو به یارانش کرد و فرمود: «از رفتار این دو پرنده نسبت به جوجهشان تعجب میکنید؟! قسم به آنکه مرا به حق مبعوث کرده است، خداوند به بندگان خود مهربانتر است تا این دو پرنده نسبت به جوجهشان».[۴۸۰] ۲-۶-۱-۱-۳-۱-۲- منعم بودن خداوند و روش یادآوری نعمتهای الهی یکی از راههای متوجه ساختن همگان ـ بخصوص کودکان ـ به سوی خداوند، یادآوری نعمتهای الهی است چنانچه خداوند بهطور صریح به حضرت موسی۷وحی کرد: «أَحْبِبْنِی وَ حَبِّبْنِی إِلَى خَلْقِی قَالَ مُوسَى یَا رَبِّ إِنَّکَ لَتَعْلَمُ أَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ أَحَبَّ إِلَی مِنْکَ فَکَیْفَ لِی بِقُلُوبِ الْعِبَادِ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ فَذَکِّرْهُمْ نِعْمَتِی وَ آلَائِی فَإِنَّهُمْ لَا یَذْکُرُونَ مِنِّی إِلَّا خَیْراً؛ ای موسی مرا دوست بدار و مرا محبوب بندگانم قرار بده! موسی گفت: خدایا! تو میدانی که من هیچکس را مانند تو دوست ندارم، امّا بندگانت را چگونه به این کار ترغیب کنم؟ خداوند فرمود: نعمت هایم را به آنان گوشزد کن که آنان در این صورت جز به نیکی از من یاد نمیکنند»[۴۸۱]. روشن است که خداوند متعال، نعمتهای مادی و معنوی فراوانی برای بشر آفریده است. به عبارتی، خداوند، انسان را سرشار از نعمتهای خویش نموده و همه نوع نعمت در اختیار او قرار داده است. در قرآن، نعمتهای الهی بر دو گونهاند: نعمتهای ظاهری و نعمتهای باطنی؛ چنانکه خداوند در قرآن کریم می فرماید: *(…وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَهً وَ بَاطِنَهً…؛ و نعمتهای آشکار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانی داشته است.)* لقمان /۲۰ در اینکه منظور از نعمتهای «ظاهر» و «باطن» در آیه چیست، مفسّران بسیار سخن گفتهاند. در احادیثی که از پیامبر مکّرم اسلام۶و ائمه اطهار:نقل شده است، نعمت ظاهری را رزق و آفرینش نیکو و توحید و نبوت و اسلام و نعمت باطنی را ولایت و مودت اهل بیت پیامبر۶دانستهاند.[۴۸۲] از سوی دیگر، قرآن کریم در آیاتی چند، به یادآوری نعمتهای الهی سفارش نموده است. برای مثال، میفرماید: *(یَأَیهَُّا النَّاسُ اذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکمُْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَیْرُ اللَّهِ یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَکُون؛ ای مردم به یاد آورید نعمتهای خدا را بر شما؛ آیا آفرینندهای جز خدا هست که شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟ هیچ معبودی جز او نیست؛ با این حال چگونه به سوی باطل منحرف میشوید؟)* فاطر/ ۳ بنابراین یکی از روشهای تربیتی پیامبران الهی، یادآوری نعمتهای الهی میباشد تا به این وسیله، گرایش انسانها را به سوی صاحب نعمت برانگیزند و سپاسگزاری از نعمتدهنده را که از گرایشهای ریشهدار و فطری انسان است، در آنان بیدار سازند. چنانکه حضرت امیرالمؤمنین علی۷در این باره میفرماید: «فَبَعَثَ فِیهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیَاءَهُ لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ…؛ پس خداوند رسولانش را بر انگیخت، و پیامبرانش را به دنبال هم به سوى آنان گسیل داشت، تا اداى عهد فطرت الهى را از مردم بخواهند، و نعمتهاى فراموش شده او را به یادشان آرند …»[۴۸۳] علاوه بر این، باید تصویری که از خداوند در ذهن کودکان شکل میگیرد، خدایی غنی و بزرگی باشد که نه تنها توانایی برآوردن همه خواستههای بشر را دارد بلکه بسیاری از نعمتهایی که به انسان میدهد، پیش از این بوده که انسان، نیازش را بیان کند. امام علی۷در خطبه اشباح در وصف خداوند میفرماید: «مَا لَا تُنْفِدُهُ مَطَالِبُ الْأَنَامِ لِأَنَّهُ الْجَوَادُ الَّذِی لَا یَغِیضُهُ سُؤَالُ السَّائِلِینَ وَ لَا [یُبَخِّلُهُ] یُبْخِلُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّین؛ در نزد او، آنقدر از نعمتها وجود دارد که هر چه انسانها درخواست کنند تمامی نمیپذیرد؛ چون او بخشندهای است که درخواست نیازمندان، چشمه وجود او را نمیخشکاند و اصرار و درخواستهای پیاپی، او را به بخل ورزیدن نمیکشاند».[۴۸۴] مرحوم نراقی در بیان طریق تحصیل محبت خدا و تقویت آن از این راه میگوید: «یکی از راههای تحصیل محبت خدا و تقویت آن، دوام فکر و ذکر به یاد خدا و تفکر در شگفتیهای آفرینش و … و آنچه از نعمتهای غیر متناهی در دنیا و آخرت مهیّا نموده است، میباشد».[۴۸۵] سخن ژان ژاک روسو نیز از تأثیر یادآوری نعمتها در تحریک احساسات انسان و تحصیل محبت خدا نشان دارد. وی در کتاب امیل میگوید: «از مشاهده نعمتهای بیکران و الطاف بی پایان او[ احساس] رقّت به من دست میدهد. بخششهای او را از دل و جان شکر میگویم».[۴۸۶] از اینرو، در دوره دبستان با توجه به تمایلات فطری و گرایشهای ذاتی پاک و دست نخورده کودکان، بهتر میتوان از روش یادآوری نعمتهای الهی در آموزش و تعمیق بینش الهی آنان استفاده کرد. یادآوری نعمتهای خداوند، میتواند به تقویت و تعمیق شناخت کودک در مسأله خداشناسی کمک کند تا بتواند ولی نعمت خود را بشناسد و وظایف خود را از قبیل شکرگزاری و ایمان به او، ایفا کند. با یادآوری نعمتهای الهی، میتوان ذهن کودک را به خدای مهربان متوجه کرد و میل و گرایش او را نسبت به خدایی که همه چیز را آفریده و به همه کمک میکند، جلب نمود. بر این اساس، در تدریس و آموزش خداشناسی و معاد به کودکان، باید بیشتر بر محبت و عشق الهی به همه انسانها و به ویژه نیکوکاران و دادن پاداش و نعمتهای بهشتی به آنان در روز قیامت تأکید کرد و آنان را نسبت به خدا و رحمت او امیدوار و علاقهمند ساخت و از بیان عذاب و رنج دوزخ، که زندگی پس از مرگ را به گونهای وحشتناک و دهشتانگیز ترسیم نماید، خودداری کرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(مثنوی۲/۲۱۱۸)
هر یکی در پرده یی، موصول خوست
وهم اوآن است کآن خود عین هوست
(مثنوی۴/۳۷۰۴)
لَـا اِسْـمَ لـَارَسْـمُ ولَاصِــفَت بِــــــزَان
بِی خَوَرْ چَه یافت خُــود ژَ بِی نِشَان
۱) ترجمه بیت: خداوند را بدون مشخصاتی ظاهری بدان، وقتی انسان خود خبری نداشته باشد چگونه میتواند ازچیزی که نشانی ندارد خبری بدهد. ۲) نکات بلاغی: بِزان با نِشان: کلمه قافیه است، اسم، رسم وصفت: مراعات النظیر است، بِی خَوَر: بی خبر بدون اطلاع و آگاهی، واج آرای: (الف). ۳) شرح مفاهیم عرفانی: هر اسمی که بر ذات حق به اعتبار متصف شدن به صفتی از صفتهای حق که عَرَض به غیر است، همانند ضارب، احمر دلالت کند صفت گویند، و هر لفظی که بر ذات بی اعتبار وصفت دلالت نماید همانند زید و رجل این را اسم نامند. امّا در مکتب شیعه اسماء وصفات غیر از حق مخلوق خداوند به حساب میآیند. خداوند متعال اسماء را با حرف وحروف آفریده امّا خودش به حروف توصیف نمیشود. امام باقر علیه السلام دراین مورد میفرمایند: «وَ اللهُ خَالِقُ ألْأشیَاءِ لَا مِنْ شَیءٍ ، یُسَّمِی بّأسْمَائِهِ فَهُوَ غَیْرُ أسْمَائِهِ وَألْأسْمَاءُ غَیْرُهُ وَ ألْمَوْصُوفُ غَیْرُ ألْوَاصِفِ» واسم خداوند، غیر از خداوند است و تمام چیزی که اسم برآن واقع می گردد او مخلوق خداوند است. چون خداوند غایت الغایات است واز طرفی چون غایت موصوف است پس تمام موصوفات مخلوق حقند، و خالق اشیاء نمیتواند موصوف باشد. صوفیه برای اعتبارات هیچ ارزشی قایل نیستند: چون خداوند وجود محض است، وغیردر وجود حق هیچ آمیزشی ندارد وحق هم به خاطر ذاتش از هر کثرت وترکیبی بدور است. صوفیه در مورد اسماء خداوند می گویند: «بَعْضُ هُمْ أسْمَاءُ اللهِ لَیْسَتْ هِی اللهَ وَ لاغَیْرَهُ کَمَا قَالُوا فِی الْصِّفاتِ، وَ قَالَ بَعْضُ هُمْ أسْمَاءُ اللهِ هِیَ اللهَ»، از این که صفات و اسماء در ذات حق راه ندارد سرّی نهفته است، که آن فنای تمامی تعینات است. که در شهود عارف حق مشاهده میگردد، همان طوری که مشاهدهی هویّت مطلق هستی محض است و بدون هیچ اسمی از اسماء مشاهده میگردد. اسم صفت که مسمی است که دلالت بر آن دارد که خود مسمی نیست، وقتی که اسم مسمی نیست اسم ترکیب و تبدیل مییابد. اگر اسم مسمی باشد چون اسم تبدیل و دگرگونی مییابد اسم مسمی هم دگرگون می شود. (ر. ک، فتح الهی،۱۳۸۰: ۷۷ – ۸۰)

پیش بی حدّ هر چه محدود است لاست
کُـلُّ شَـیءٍ غَیـْرَ وَجْهِ الله فناست
(مثنوی۲/۳۳۷۳)
چـون تـجلـی کـرد اوصـاف قـدیم
پس بِسوزد وصفِ حادث را گلیم
(مثنوی۳/۱۴۰۲)
چـون قدیم آید حدث گردد عَبث
پس کــجا داند قدیمی را حدث
(مثنوی۵/ ۱۳۱۳)
َکــمَالِ تُــوحیــــد نَفی صَفَاتِن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نمودار ۲-۱-۴ چگونگی تغییر در سبک های رهبری در رابطه با موقعیت ۳۹ نمودار ۲-۱-۵ مدل پیوستگی رفتار رهبری ۴۰ نمودار ۲-۱-۶ نظریه چرخه زندگی ۴۲ نمودار ۲-۱-۷ اجزای متشکله نظریه مسیر-هدف در رهبری ۴۶ نمودار ۲-۱-۸ مدل تجویزی رهبری ۴۷ نمودار ۲-۲-۱- تاثیر محرک در بوجود آوردن تنیدگی ۴۸ نمودار ۲-۲-۲- تنیدگی به عنوان یک پاسخ ارگانیسمی ۴۹ نمودار ۲-۲-۳- مدل تعاریفی که هم برمحرک وهم به پاسخ تاکید دارند ۵۰ نمودار ۲-۲-۴ توالی وقایع در نشانگان سازگاری کلی ۵۳ نمودار ۲-۳-۲-۱-سندروم سازگاری عمومی ۵۶ نمودار ۲-۳-۲-۴-۱-مدل مبتنی بر محرک ۶۱ نمودار ۲-۳-۲-۴-۲- مدل مبتنی بر پاسخ ۶۲ نمودار ۲-۲-۵ عوامل تنیدگی زای تنیدگی ۶۵ نمودار ۲-۲-۵ الگوی تنیدگی شغلی ۶۷ نمودار ۲-۳-۴- رابطه تنیدگی با عملکرد ۷۷ نمودار ۲-۷- مدل مفهومی تحقیق ۹۳ نمودار ۴-۲-۱-۱ فراوانی تحصیلی کارکنان ۱۱۷ نمودار ۴-۲-۱-۲ فراوانی تحصیلی مدیران ۱۱۸ نمودار ۴-۲-۲-۱ فراوانی تجربه کارکنان ۱۱۹ نمودار ۴-۲-۲-۲ فراوانی تجربه مدیران ۱۲۰ نمودار۴-۲-۳-۱ فراوانی آموزش کارکنان ۱۲۲ نمودار ۴-۲-۳-۲ فراوانی آموزش مدیران ۱۲۳ نمودار ۲-۴-۱-۱- فراوانی استرس عادی هر دو گروه ۱۲۵ نمودار -۲-۴-۱-۲- تنیدگی کاری کارکنان ۱۲۷ نمودار -۲-۴-۲-۱- تنیدگی عادی مدیران ۱۲۹ نمودار ۴-۲-۴-۲-۲- تنیدگی کاری مدیران ۱۳۰ نمودار ۴-۲-۴-۲-۳ نشانه های تنیدگی در گونه A براساس شدت نشانه ها ۱۳۳ نمودار ۴-۲-۴-۲-۴ نشانه های تنیدگی درگونه B براساس شدت نشانه ها ۱۳۵ نمودار ۱-۴-۲-۵ مقایسه ای میانگین استرس عادی کارکنان باتوجه به سبک رهبری ۱۳۷ نمودار ۲-۴-۲-۵ مقایسه ای میانگین استرس کار کارکنان با توجه به سبک رهبری ۱۳۸ نمودار ۳-۴-۲-۵ مقایسه ای میانگین کل استرس کارکنان با توجه به سبک رهبری ۱۳۹ نمودار ۴-۲-۳-۱-هیستوگرام کلی گونه A 157 نمودار ۴-۳-۳-۱هیستوگرام کلی گونه B 170 چکیده: براساس مطالعات انجام شده درصد بالایی از کارکنان سازمان ها از وجود نشانه های تنیدگی شکایت می کنند و اغلب تنیدگی خود را به سبک رهبری نسبت می دهند ، حال این سئوال مطرح است که آیا بین سبک رهبری مدیران ، نوع شخصیت و میزان تنیدگی کارکنان سازمان رابطه ای وجود دارد؟ لازم به توضیح است با توجه با تاثیر شخصیت در تنیدگی این عامل به عنوان یک متغییر تعدیل کننده در تجزیه تحلیل ها مورد توجه قرار گرفت. هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین سبک رهبری مدیر ، نوع شخصیت و میزان تنیدگی کارکنان صف بانک پارسیان شعب شمال و غرب شهر تهران می باشد . تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر جمع آوری اطلاعات توصیفی – پیمایشی و از حیث اجرا میدانی می باشد جامعه آماری مورد مطالعه مدیران و کارکنان صف بانک پارسیان شعب شمال و غرب شهر تهران به تعداد ۱۵۰ نفر بودند که از این تعداد طبق فرمول کوکران نمونه ای به تعداد ۱۰۸ نفر به صورت تصادفی انتخاب گردید . برای جمع آوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه استفاده شده که پس از تایید روایی و پایایی آن (ضریب آلفای کرونباخ) برای پرسشنامه تعیین سبک رهبری ۹۶٫۵% درصد ، برای پرسشنامه تعیین میزان تنیدگی ۸۸% درصد و برای پرسشنامه تعیین نوع شخصیت ۹۲% درصد بین نمونه توزیع گردید.
 برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از دو روش آمار توصیفی (فراوانی ، درصد) وآمار استنباطی (آزمون تست ناپارامتریک ،آزمون همبستگی پیرسون ، تحلیل رگرسیون ، جدول تحلیل واریانس و آزمون فریدمن ) استفاده شده است. یافته های تحقیق تایید می کنند: بین سبک رهبری مدیر، نوع شخصیت و میزان تنیدگی در کارکنان صف بانک پارسیان ارتباط معناداری وجود دارد. درضمن نتایج نشان می دهد که میزان تنیدگی کارکنان در هر دو گونه شخصیتی A و B هرچه از سبک رهبری استبدادی – استثماری به سبک مشارکتی نزدیکتر می شویم ، کمتر است. همچنین ۹۶ درصد جامعه مورد بررسی محیط کار را تنیدگی زا معرفی نموده اند. نتایج نشان می دهدکه میزان تنیدگی کارکنان در گونه A با میانگین ۱٫۵۶۵۲ از میزان تنیدگی در شخصیت B با میانگین ۱٫۲۴۴۸ بیشتر است همچنین در رابطه با مدیران میزان تنیدگی در شخصیت A 1.3727 از میزان تنیدگی در گونه B با میانگین ۱٫۱۸ بیشتر است. در پایان پیشنهاد هایی در دو سطح سازمانی و فردی برای تامین بهداشت روانی کارکنان در سازمان به منظور حفظ و نگهداری منابع انسانی و افزایش کارایی آنان مطرح شده است. کلید واژه ها: سبک رهبری استبدادی – استثماری ، سبک رهبری استبدادی – خیرخواهانه ، سبک رهبری مشاوره ای ، سبک رهبری مشارکتی ، تنیدگی ، شخصیت A ، شخصیت B فصل اول ۱-۱-مقدمه در دنیای امروز تنیدگی[۱] زندگی انسان را به شدت تهدید کرده است و اثرات ویرانگر آن در زندگی فردی و اجتماعی کاملاً نمایان است. نگرانی کارکنان نسبت به کار ، انتظارات سازمان ، مشکلات مدیریت و توقعات کارکنان از مدیران سازمان همگی سبب می شود که افراد از لحظه بیداری بامداد تا هنگام آرمیدن شامگاه ، همواره دچار هیجان ها ، تنش ها ، نگرانی ها ، بیم ها و امید های گوناگون باشد که گاه با ظرفیت بدنی ، عصبی و روانی وی متناسب و سازگار نیست . مجموعه چنین حالت ها و فشار های ناشی از آن در اصطلاح تنیدگی نامیده می شود.(علوی ، ۱۳۷۲) موضوع تنیدگی در روان پزشکی سابقه ای طولانی دارد و سالها است که به سبب تاثیرات مهمی که در رفتار و عملکرد افراد دارد ، به عنوان یکی از موضوع های مهم علم مدیریت مورد مطالعه قرار گرفته است. تنیدگی باعث می شود که بدن انسان وظایفی را که در شرایط عادی بسادگی انجام می دهد، در شرایط تنیدگی با دشواری به انجام برساند. بنابراین تنیدگی سبب رسیدن آسیب های فراوان به فرد و سازمان می شود. پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین سبک رهبری مدیر ، شخصیت و میزان تنیدگی در کارکنان صف بانک پارسیان شمال و غرب شهر تهران می پردازد. بدین منظور این پژوهش در پنج فصل نگارش شده است. فصل اول شامل مقدمه ، بیان مسئله ، اهمیت مسئله ، اهداف تحقیق ، فرضیات تحقیق ، تعریف واژگان ، روش تحقیق و فرایند تحقیق ، سابقه تحقیق و محدوده تحقیق می باشد. در فصل دوم ابتدا نظریه های مربوط به مباحث اساسی پژوهش یعنی سبک های رهبری ، تنیدگی و شخصیت مورد بررسی قرار گرفته است. سپس رابطه بین سبک های رهبری مدیران و تنیدگی مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل سوم ، روش تحقیق به تفصیل مطرح شده است . در فصل چهارم داده های جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و بالاخره در فصل پنجم خلاصه ، نتیجه گیری و پیشنهاد هایی ارائه گردیده است. ۱-۲-بیان مساله بر اساس مطالعات انجام شده درصد بالایی از کارکنان سازمان ها نشانه هایی را که حاکی از وجود تنیدگی در آنهاست ، قابل مشاهده است (ایوانسوئیچ و ماتسون ، ۱۹۸۰) ، (رابینز، ۱۹۹۳) ، (ابطحی ، ۱۳۷۰) و( رفیعی ، ۱۳۷۳). از سوی دیگر اغلب اوقات کارکنانی که تحت شرایط تنیدگی به سر می برند از سبک رهبری مدیران خود شکایت دارند. حال این سوال مطرح است که آیا بین سبک رهبری مدیران ، شخصیت و میزان تنیدگی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۶٫روایی و پایایی پرسشنامه منظور از روایی این است که مقیاس و محتوای ابزار یا سوالات مندرج در ابزار گردآوری اطلاعات دقیقا متغیر ها و موضوع مورد مطالعه را بسنجد؛ یعنی این که داده های گردآوری شده عین واقعیت را نشان دهد (حافظ نیا،۱۸۲:۱۳۸۹) جهت تایید روایی قبل از پخش پرسشنامه ، از اعتبار صوری استفاده شد بگونه ای که نسخه ای از پرسشنامه به چند نفر ازصاحبنظران فن پرسشنامه و استاد راهنما قرار داده شد و بعد از تایید به بوته آزمایش گذاشته شد. مقصود از پایایی این است که ابزار اندازه گیری تا چه حد در شرایط یکسان نتایج مشابهای را بدست میدهد.در این تحقیق برای اندازه گیری پایائی از روش آلفای کرونباخ استفاده میشود. در ابتدا ۳۰ نفر از جامعه آماری به صورت تصادفی انتخاب و پرسشنامه برای اولین مرتبه میان آنان توزیع شده است. سپس ضریب آلفای کرونباخ کل پرسشنامه با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS محاسبه شد که درجدول مشاهده می شود. از آنجایی که ضریب آلفا از ۷۰% بیشتر می باشد می توان اعتماد قابل قبولی برای پرسشنامه باشد.
 جدول۳-۴٫پایایی پرسشنامه بااستفاده ازآلفا کرونباخ
تعداد آیتم α
۲۸ ۸۴%
۳-۷٫روش تجزیه و تحلیل اطلاعات در فرایند تحقیق، پس از گردآوری دادهها، گام بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادهها است. برخی روشپژوهان، تجزیه و تحلیل کمّی را به تحلیل توصیفی و تحلیل تبیینی (یا علّی) طبقهبندی کردهاند. در سطح تحلیل کمی توصیفی چگونگی توزیع دادههای تجربی هر یک از متغیرهای مستقل و وابسته از طریق شاخصهای آماری مناسب بیان میشود. در سطح تحلیل تبیینی با علتکاوی سروکار داریم و رابطه علّی میان متغیرها جستجو میشود. البته برخی دیگر، تجزیه و تحلیل مقایسهای را هم به انواع تجزیه و تحلیل کمّی اضافه کردهاند.در کلیهی مراحل تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS کمک گرفته شد. همان طوریکه در فصل چهارم به تفصیل بهاین موضوع خواهیم پرداخت اطلاعات در دو بخش توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل می شود. در قسمت آمار توصیفی دادههای بدست آمده به صورت جداول و نمودارهایی ارائه گردیده است.همچنین میانگین،درصد،فراوانی،انحراف استاندارد متغیرها را محاسبه می شود. برای تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق از روش های آماری زیر استفاده می شود: آزمون همبستگی پیرسون:از این آزمون جهت همبستگی ابعاد مدرسه هوشمند استفاده می شود. آزمون تی مستقل:از این آزمون برای تعیین میانگین هریک از ابعاد مدرسه هوشمند و مقایسه بین دو وضعیت مطلوب وموجود استفاده می شود. آزمون اسمیرنوف کلوگروف:از این آزمون برای تعیین استفاده از آزمون های پارا/ناپارامتریک استفاده می شود. فصل چهارم تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق مقدمه تجزیه و تحلیل داده ها برای بررسی صحت و سقم فرضیه برای هر نوع تحقیق از اهمیت خاصی برخوردار است. امروزه در بیشتر تحقیقاتی که متکی بر اطلاعات جمع آوری شده از موضوع مورد تحقیق می باشد، تجزیه و تحلیل اطلاعات بعنوان بخشی از فرایند روش تحقیق علمی، یکی از پایه های اصلی هر مطالعه و پژوهش به شمار میرود که به وسیله آن کلیه فعالیتهای تحقیقی تا رسیدن به یک نتیجه، کنترل و هدایت میشوند. داده های خام با بهره گرفتن از نرم افزار آماری spss مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند و پس از پردازش به شکل اطلاعات در اختیار استفاده کنندگان قرار می گیرند. به عبارتی در این بخش، پژوهشگر برای پاسخگویی به مسأله تدوین شده یا تصمیم گیری در مورد رد یا تأیید فرضیه یا فرضیاتی که برای تحقیق در نظر گرفته است از روش های مختلف تجزیه و تحلیل استفاده میکند. لذا ذکر این نکته ضروری است که تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده به تنهایی برای یافتن پاسخ پرسشهای پژوهش کافی نیست، تعبیر و تفسیر این داده ها نیز لازم است. ابتدا باید داده ها را تجزیه و تحلیل نمود و سپس نتایج این تجزیه و تحلیل را مورد تعبیر و تفسیر قرار داد. اطلاعات جمع آوری شده از طریق پرسشنامه مذکور، در محیط نرم افزاری SPSS با اعمال آزمونهای آماری مناسب با توجه به فرضیات تحقیق، تجزیه و تحلیل گردید و در این فصل نتایج گردآوری شده و تجزیه و تحلیل های صورت گرفته داده ها بر مبنای استنباط آماری و به کمک فنون آماری مناسب، به منظور تأیید یا رد فرضیه تحقیق ارائه میشود. در این بخش به منظور توصیف ویژگیهای نمونه، ابتدا داده های جمع آوری شده با بهره گرفتن از شاخص های آمار توصیفی خلاصه و طبقه بندی می شود، سپس با بهره گرفتن از شاخص های آمار استنباطی به تأًیید یا رد فرضیات می پردازیم و از این طریق نتایج حاصله از مشاهدات نمونه انتخابی به جامعه تعمیم داده می شود. ۴-۱٫آمار توصیفی ۴-۱-۱٫توزیع فراوانی زیرساخت های فناوری درجدول ۴-۱-۱ نشان داده شده. جدول۴-۱-۱٫توزیع فراوانی زیرساخت فناوری
میانگین کاملا مخالفم مخالفم تاحدودی موافقم کاملا موافقم گویه ها
درصد فراوانی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۶-۳-۱: استخراج قانون از شبکه عصبی با بهره گرفتن از الگوریتم ژنتیک عیب مهم و اساسی شبکه های عصبی مصنوعی، عدم توانایی در توضیح و تفسیر است.(اندرسون[۲۳] و همکاران،۱۹۹۶) اگر چه شبکه های عصبی در بسیاری از کاربردهای خود، موفقیت آمیز بوده است، اما دانش مربوطه در توابع انتقال و وزن های نرون ها مخفی می شوند.(بولوگنا[۲۴]،۲۰۰۴) به هرحال آنها مشابه جعبه های سیاه ممتد هستند که فهم روش حل یک مسئله توسط شبکه های عصبی را دشوار کرده است.(مانتاس[۲۵] و همکاران،۲۰۰۶) بنابراین اطلاعاتی که توسط شبکه عصبی برای دست یابی به پاسخ، بکار گرفته شده است، برای کاربران شفاف نیست و ممکن است در برخی موارد مسئله ساز شود(هوانگ و ژینگ[۲۶]،۲۰۰۲).
 برای حل این مسئله، محققان مایل بودند که یک تکنیک ملموس و قابل فهم برای شبکه های عصبی ایجاد نمایند.آنها اعتقاد داشتند این هدف می تواند با استخراج قانون تولید شده از شبکه های عصبی بدست آید(هوانگ و ژانگ،۲۰۰۲). از یک دیدگاه می توان تکنیک های استخراج قانون را به سه دسته تقسیم کرد: تجزیه ای[۲۷]، مبتنی بر آموزش[۲۸] و منتخبان[۲۹]. روش تجزیه ای فعالیت و وزن های لایهی پنهان را تجزیه و تحلیل می کند؛ در مقابل، روش مبتنی بر آموزش، شبکه عصبی را به عنوان یک جعبهی سیاه در نظر گرفته و قوانین را با توجه به فعالیت ورودی و خروجی بدست می آورد. هدف این روش استخراج قوانین نمادین است به طوری که ارتباط بین ورودی و خروجی را با دقت بدست می آورد. در نهایت، روش منتخبان، از ترکیب اجزای دو روش فوق پیروی می کند(تیکل[۳۰] و همکاران،۱۹۹۷). در تکنیک استخراج قانون از شبکه های عصبی با الگوریتم ژنتیک، از الگوریتم های مبتنی بر آموزش و منتخبان، بیشتر استفاده می شود. ۱-۶-۴: روش ترکیبی تبدیل موجک- شبکه عصبی و ARIMA ۱-۶-۴-۱: تبدیل فوریه همه جا در اطراف ما سیگنالهایی وجود دارند که باید تحلیل شوند. لرزشهای زلزله، صحبت انسانها، نوسان موتورها، تصاویر پزشکی، دادههای مالی، موزیک و بسیاری از انواع دیگر از سیگنالهایی هستند که باید به شکل مناسبی کدگذاری شوند، فشرده شوند، نویزهایشان تصفیه شوند، بازسازی شوند، بیان شوند، ساده شوند، متمایز شوند و یا محل یابی شوند. تحلیل موجک[۳۱] یک ابزار جدید و تکنیک مناسب برای این کارها میباشد. تحلیل سیگنال هم اکنون مهمترین دوره مصرف خود را میگذراند و شاید یکی از شناختهشدهترین روش های تحلیل سیگنال تبدیل فوریه باشد. تبدیل فوریه یک سیگنال را به شکل موجهای سینوسی تشکیلدهندهاش در فرکانسهای مختلف تجزیه میکند. نوعی دیگر نگرش به تبدیل فوریه این است که تبدیل فوریه را یک تکنیک ریاضی برای انتقال دید یا نگاه به سیگنال از حوزه زمان به حوزه فرکانس در نظر گرفت. شکل ۱-۱: نمایش تبدیل فوریه تحلیل فوریه دارای یک کاستی جدی میباشد. در انتقال یک سیگنال از حوزه زمان به حوزه فرکانس، اطلاعات حوزه زمان سیگنال از دست میرود. هنگام نگاه کردن به تبدیل فوریه یک سیگنال غیرممکن است که بتوان گفت درچه زمانی حوادث در سیگنال اتفاق افتاده است. این مسئله در یک سیگنال ایستا[۳۲]مهم نیست (سیگنال ایستا به سیگنالی گفته میشود که در طی زمان تغییر زیادی نکند)، اما بسیاری از سیگنالهای مهم و موردتوجه شامل تعداد نامتناهی از سیگنالهای غیرایستا یا گذرا میباشد مانند پیشامدها، تغییرات ناگهانی، ابتدا و انتهای زمان رخ دادن حوادث و … . این مشخصه ها اغلب مهمترین قسمت سیگنال میباشند. اما متأسفانه تحلیل فوریه برای تشخیص آنها مناسب نیست. ۱-۶-۴-۲: تبدیل موجک تحلیل موجک قادر به نمایش سیگنال به وسیله یک تکنیک پنجرهبندی نواحی با سایزهای مختلف میباشد. تحلیل موجک امکان استفاده از پنجرههای زمانی بزرگ را در هنگام نیاز به اطلاعات دقیق در فرکانسهای پایین و پنجرههای زمانی کوچکتر هنگامی که نیاز به اطلاعات فرکانس بالاست را مقدور میسازد. تحلیل موجک قابلیت آشکارسازی مفاهیم مختلف دادهها را دارد که تکنیکهای دیگر تحلیل سیگنال آنها را از دست میدهند. مفاهیمی از قبیل تمایل، نقاط شکست، نشانه، نقاط انفصال و منشاء آنها و … را میتوان با تحلیل موجک آشکارسازی نمود و این موضوع بدلیل نگاه متفاوت این روش به دادهها نسبت به روش های قبلی میباشد. تحلیل موجک همچنین قادر به فشرده سازی و نویززدایی سیگنال بدون اینکه افت محسوسی در کیفیت سیگنال ایجاد کند میباشد. آنالیز موجک قادر به تجزیهی سریهای زمانی، در مقیاسهای زمانی مختلف میباشد (این و همکاران[۳۳]، ۲۰۰۸)؛ به طوری که با تحلیلهای فرکانس زمانی، کاربردهای فراوانی را در مدلسازی سریهای زمانی اقتصادی و مالی فراهم آورده (جنسای و همکاران[۳۴]، ۲۰۰۲) و به صورت گسترده در سریهای زمانی غیر ایستا به کار بسته شده است (ناسون و ون ساچس[۳۵]، ۱۹۹۹). در آنالیز موجک، سیگنال به صورت ترکیب خطی از توابع موجک نشان داده می شود (سفتر و همکاران[۳۶]، ۲۰۰۷، ۲۰۰۸)، به طوری که. بر اساس طول داده ها، دو موج اصلی موجک ها وجود دارد: اولین موج، تبدیل موجک پیوسته ([۳۷]CWT)، که برای کار با سریهای زمانی تعریف شده بر روی محور حقیقی کامل طراحی شده است؛ موجک دوم، تبدیل موجک گسسته ([۳۸]DWT) میباشد که در جداسازی سری داده در اجزاء فرکانس متفاوت، به منظور آزمایش عمق سری داده مطالعه می شود (کونلون و همکاران[۳۹]، ۲۰۰۸). مراحل فیلتر کردن یک سیگنال در موجک ها بصورت شکل زیر میباشد: شکل ۱-۲: مفهوم فیلتر شدن سیگنال توسط موجکها سیگنال اصلی S از دو فیلتر مکمل میگذرد و دو سیگنال از فیلترها خارج میشود. متأسفانه اگر این مراحل بر روی یک سیگنال حقیقی دیجیتال انجام شود با دوبرابر تعداد دادهای که با آن آغاز کردیم مواجه خواهیم شد. فرض کنید سیگنال اصلی S شامل ۱۰۰۰ نمونه داده باشد. آنگاه مقادیر تقریبی و جزئی هرکدام شامل ۱۰۰۰ نمونه خواهد بود و مقدار کلی نمونهها ۲۰۰۰ عدد خواهد شد. برای تصحیح این مسئله مفهوم نمونهبرداری با نرخ پایین[۴۰] معرفی میشود شکل زیر این موضوع را نشان میدهد. شکل ۱-۳: مفهوم نمونه برداری با نرخ پایین در این تحقیق سری زمانی شاخص قیمت سهام با بهره گرفتن از موجک دبوچی تا سه مرحله تجزیه شد بطوریکه سری هموار شده ازسری توابع جزئیات جدا شد و سپس بر اساس روش ARIMA سری اصلی و سری توابع جزئیات با بهره گرفتن از شبکه عصبی پیش بینی شد. ۱-۷: ابعاد کلی تحقیق ۱-۷-۱: روش تحقیق تحقیق از نظر هدف (از نظر دلیل انجام): توصیفی- تحلیلی فرایند، روش جمع آوری و تحلیل داده ها: کمی منطق استنتاج: استقرایی تحقیق از نظر هدف(نتایج) : کاربردی روش و ابزار گرآوری اطلاعات (جمع آوری داده ها): میدانی روش و ابزار گرآوری اطلاعات (درمورد ادبیات تحقیق): کتابخانه ای از آنجایی که در این تحقیق امکان دستکاری متغیرهای مستقل جهت مشاهده اثرات این تغییرات در متغیر وابسته برای محقق وجود ندارد، این نوع تحقیقات را میتوان در طبقه تحقیقات نیمه تجربی یا شبه تجربی قرار داد. ۱-۷-۲: جامعه و نمونه آماری تحقیق سری زمانی داده های روزانه شاخص قیمت بورس اوراق بهادار تهران از سال ۱۳۸۴ لغایت ۱۳۸۹ به عنوان جامعه آماری تحقیق انتخاب گردیده است. داده های مزبور از سایت سازمان بورس و اوراق بهادار تهران استخراج گردیده است. همچنین متغیرهای مستقل استفاده در تحقیق که با توجه به مطالعات صورت گرفته در این زمینه به شرح زیر انتخاب گردید: قیمت جهانی طلا (GP)، میانگین قیمت نفت ایران (OP)، نرخ دولتی دلار آمریکا (USD) و شاخص S&P500 بورس آمریکا به عنوان نماد بورس جهانی برای دوره مورد مطالعه انتخاب گردید. ۱-۷-۳: جنبه نوآوری تحقیق تحقیقی با چنین محتوا و عنوانی تا به حال در ایران به انجام نرسیده است. این تحقیق کمک می کند تا دریچه جدیدی از اطلاعات مورد نیاز، جهت رسیدن به اهداف اقتصادی که همان تخصیص بهینه منابع است، باز شود، تا عوامل درگیر و تصمیم گیران حول این مقوله با بکارگیری تکنیکهای کارا و مناسب و ترکیب دو تکنیک خطی و غیر خطی بتوانند تصمیمات خویش را با دقت و اطمینان بیشتری اخذ نمایند. همچنین معرفی روشی جدید برای پیش بینی شاخص های بازارهای مالی برای اولین در مطالعات و پژوهش های کاربردی و دانشگاهی می باشد. ۱-۸: ساختار کلی تحقیق در فصل اول کلیات تحقیق ارائه شد. تشریح و بیان موضوع تحقیق، ضرورت انجام و اهداف تحقیق، فرضیه-های تحقیق و روش آزمون فرضیات تحقیق در این فصل ارائه شد. فصل دوم مبانی نظری و مروری بر پیشینه تحقیق را در بردارد. در این فصل پس از ارائه مفاهیم بنیادی موضوع تحقیق ، تحقیقات مختلفی که در رابطه با ابعاد مختلف موضوع تحقیق انجام گرفته مورد بررسی قرار گرفت. فصل سوم روش تحقیق را مورد بحث قرار می دهد. در این فصل ابتدا فرضیه های تحقیق ، جامعه آماری، نمونه آماری و منابع اطلاعاتی تشریح گردیده است. سپس روش های آماده سازی متغیرهای تحقیق و روش های آزمون فرضیات مطرح شده است. فصل چهارم به تجزیه و تحلیل اطلاعات و تحلیل یافته ها اختصاص دارد. در این فصل نتایج آزمون هر یک از فرضیه های تحقیق تشریح شده است. فصل پنجم شامل خلاصه، نتیجه گیری و پیشنهادات می باشد . در این فصل ابتدا خلاصه موضوع، روشها و یافتههای تحقیق بیان شده، سپس نتیجه گیری و بررسی تطبیق یافته ها مورد بحث قرار گرفته است. در خاتمه پیشنهادها و زمینه های تحقیقاتی آتی ارائه شده است. فهرست منابع و مآخذ و پیوستهای تحقیق نیز ضمیمه است. ۱-۹: خلاصه فصل درانجام هر پژوهشی یکی از مهمترین بخشها، ارائه طرح تحقیق (کلیات) مناسب می باشد. در این فصل سعی بر آن بود تا با بیان قسمتهای مختلف مطالعه انجام شده، طرح کلی از آن ارائه گردد. بدین منظور، در ابتدا با بیان مقدمهای کلیات طرح مشخص گردید و سپس به بیان مساله و چارچوب نظری، اهداف، دلایل اهمیت و ضرورت تحقیق پرداخته شده است. در ادامه فرضیه ها و روش تحقیق ارائه شده است. در انتها ساختار کلی تحقیق بیان شده است. فصل دوم مروری برمبانی نظری و ادبیات تحقیق ۲-۱: مقدمه بی تردید امروزه بیشترین مقدار سرمایه از طریق بازارهای بورس در جهان مبادله می شود. اقتصادهای ملی به شدت متاثر از عملکرد بازار بورس است. به علاوه بازار بورس به عنوان یک ابزار سرمایه گذاری در دسترس، هم برای سرمایه گذاران کلان و هم برای عموم مردم شده است. بازارهای بورس نه تنها از پارامترهای کلان، بلکه از هزاران عامل دیگر نیز متاثر می شوند. تعداد زیاد و ناشناخته بودن عوامل موثر بر بازار بورس، موجب عدم اطمینان در سرمایه گذاری شده است. در حالت کلی آگاهی از ابهام و شرایط عدم اطمینان برای انسان مطلوبیت دارد و همواره در مورد دانستن اینکه در آینده چه روی خواهد داد، کنجکاو است. به همین جهت این امر برای افرادی که منابع هنگفت خود را سرمایه گذاری می کنند، اهمیت بیشتری دارد. سرمایه گذار مایل است با آگاهی از آیندهی شرکتِ سرمایه پذیر، اقدام به سرمایه گذاری در آن نماید و یا اینکه با اطلاع از وضعیت آتی قیمت آن، تصمیمات صحیح مبنی بر فروش، حفظ و یا گسترش سرمایه گذاری خود اتخاذ نماید. از این رو در این تحقیق به پیش بینی شاخص قیمت با بهره گرفتن از مدل ARIMAو MLP و تکنیک استخراج قانون و همچنین ترکیب روش های مزبور با بهره گرفتن از تبدیل موجک پرداختیم. در این فصل ضمن بیان مقدمه ای از مفهوم و اهمیت بازار سهام، به تبیین و تشریح روش های مختلف پیش بینی ازجمله مدلARIMA ، شبکه های عصبی ، الگوریتم ژنتیک و تبدیل موجک به بیان تحقیقات صورت گرفته پیرامون پیش بینی قیمت سهام می پردازیم. ۲-۲: مبانی نظری پژوهش ۲-۲-۱: تئوری سرمایه گذاری در بازار بورس تئوری سرمایه گذاری، پارامترهایی را که باید برای سرمایه گذاری در بازار مورد توجه قرار داده معرفی می نماید. از قدیم در بازار بورس همواره دو تئوری سرمایه گذاری وجود داشته است:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۶-۲۴ شکل موج جریان در PCC به ازای رخداد خطای سهفاز متقارن در MV3 در زمان ۰۵/۰ ثانیه ۹۹ شکل ۶-۲۵ شکل موج ولتاژ در PCC به ازای رخداد خطای سهفاز متقارن در MV3 در زمان ۰۵/۰ ثانیه ۹۹ شکل ۶-۲۶ خروجی برنامه به ازای رخداد خطای سهفاز متقارن در MV3 در زمان ۰۵/۰ ثانیه ۹۹ شکل ۶-۲۷ شکل موج جریان در PCC به ازای رخداد جزیرهای ۱۰۰ شکل ۶-۲۸ شکل موج ولتاژ در PCC به ازای رخداد جزیرهای ۱۰۰ شکل ۶-۲۹ خروجی برنامه به ازای رخداد جزیرهای ۱۰۱ چکیده تمایل به استفاده از منابع تولیدات پراکنده (DG) به دلیل مزایای متعدد آنها، به طور روزافزونی در حال گسترش است. عدم تناسب میزان بار مصرفی و توان تولیدی موجب خواهد شد که سیستمهای قدرت در نزدیکی ظرفیت اسمی مربوطه بهرهبرداری گردد که بکارگیری ادوات کنترلی FACTS با هدف به تعویق انداختن نیاز فوری به توسعهی شبکهی فعلی، این مسئله را به طور جدی تشدید خواهد کرد. در چنین شرایطی، بروز هر خطا میتواند سبب خروجهای جزئی (Partial Outages)، حالت جزیرهای (Islanding) و حتی وقفه کامل (Blackout) گردد. از میان این حالتها، بروز شرایط جزیرهای (Islanding) به گونهای است که بخشی از شبکه به طور منفک از کل سیستم بهرهبرداری گردد. در این پایاننامه، به منظور تشخیص سریع جزیرهی ایجاد شده در حضور ادوات کنترلی STATCAM و SVC، روش جدیدی ارائه شده است که در صورت وقوع آن، جزیرهی ایجاد شده در کمترین زمان ممکن آشکارسازی شده و منبع تولید پراکنده از مدار ایزوله گردد. روش پیشنهادی بر این اساس استوار است که حالات گذرای پارامترهای شبکه در حالت جزیرهای دارای ویژگیهای خاص خود هستند. با توجه به اینکه ویژگیهای سیگنالهای گذرا ممکن است به طور مستقیم قابل استخراج نباشد، بنابراین به فرآیندی برای تشخیص دقیق و سریع آنها نیاز خواهیم داشت که در این تحقیق، الگوریتمهای تشخیص الگو(Pattern Recognition ) به کمک تبدیل موجک (Wavelet Transform) ابزاری مناسب برای رسیدن به این هدف مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج به دست آمده قابلیت روش پبشنهادی در تشخیص دقیق حالت جزیرهای را در شرایط مختلف نشان میدهد.
 فصل اول مقدمه ۱-۱ مقدمه در دنیای امروز موضوع تامین توان مصرفی اهمیت بالایی دارد. در این میان استفاده از انرژی الکتریکی به عنوان یک منبع پاک که به راحتی قابل تولید و انتقال باشد، مورد توجه بوده است. در بدو استفاده از این انرژی دیزل ژنراتورها و تاسیسات مشابه به صورت مجزا برای تامین توان استفاده میشد. ولی با افزایش توان مصرفکنندهها و لزوم استانداردسازی مقادیری از قبیل ولتاژ و فرکانس و همچنین بحث پایداری سیستم، گرایش به سمت ساخت نیروگاههای بزرگ و احداث شبکههای انتقال قدرت وسیع ایجاد کرد که از مزایای آن، ولتاژ و فرکانس نسبتاً ثابت و توان بالای قابل تحویل است. شکل ۱-۱ یک سیستم انتقال الکتریکی را نشان میدهد. شکل۱-۱ دیاگرام تولید متمرکز اما به دلیل رشد روزافزون مصرف کنندههای صنعتی، کشاورزی و خانگی مشکلات زیادی در بخشهای تولید، انتقال و توزیع ایجاد شد. سیستمهای قدرت الکتریکی با توجه به روند روزافزون میزان مصرف به طور مستمر در حال تغییر است. با توجه به تجدید ساختار صنعت برق و حرکت آن به سمت افزایش رقابت و خصوصیسازی و همچنین افزایش توجه به مسئلهی آلایندههای زیستمحیطی، موانع و محدودیتهای متعدد موجود در خصوص گسترش شبکهها از قبیل هزینههای سنگین توسعه و احداث سیستمهای جدید و هوشمندسازی سیستم قدرت، فرصتهایی برای رشد و پیشرفت فناوریهای تولید انرژی الکتریکی مانند سلولهای خورشیدی، پیلهای سوختی، سلولهای فتوولتائیک، ریزتوربینها، توربینهای بادی و… فراهم آورد. با پیشرفت همزمان تجهیزات الکترونیک قدرت از یکسو و تقاضای مصرفکنندگان برای کیفیت توان بهتر و قابلیت اطمینان بالاتر از سوی دیگر، باعث شد صنعت برق به سمت استفاده از تولیدات پراکنده سوق داده شود. از طرف دیگر، بحران انرژی و مشکلات زیستمحیطی مربوط به انرژیهای فسیلی در چند سال اخیر، استفاده از منابع تولیدات پراکنده[۱] (DGs) را اجتنابناپذیر ساخته است. همانطور که گفته شد منابع انرژیهای نو[۲] انواع مختلفی دارد که انرژی باد[۳] یکی از مهمترین آنهاست [۱]. استفاده از انرژی باد در قالب مزارع بادی[۴] صورت میگیرد. استفاده از منابع تولید پراکنده (DG) دارای مزایای مختلفی است که چند مورد آن ها عبارتاند از [۲، ۳]:
-
- کارکرد به عنوان پشتیبان ظرفیت شبکه در حالت اضطراری
-
- استفاده به عنوان راهانداز از وقفه کامل[۵] : تولید DG میتواند جزیرههای کوچکی ایجاد نموده و راه اندازی شبکه را سادهتر نماید.
-
- تولید هم زمان برق و گرما[۶] (CHP): استفاده از حرارت تولید شده هنگام تولید انرژی الکتریکی
-
- پیک سایی[۷]: کمک به سیتسم در هنگام پیک بار
-
- قابلیت اطمینان : مناسب برای تغذیه بارهای حساس، افزایش قابلیت اطمینان سیستم
-
- نزدیکی به مصرفکننده و کاهش تلفات انتقال
-
- بالاتر بودن بازده نسبت به منابع تولید متمرکز
-
- بهبود کیفیت توان ( در برخی موارد )
-
- به تأخیر انداختن سرمایهگذاری در سیستم انتقال
پیشرفتهای چشمگیر تکنولوژیهای الکترونیک قدرت موجب بکارگیری گسترده تجهیزات سیستمهای انتقال انعطافپذیر جریان متناوب (FACTS) در شبکههای قدرت شده است. بکارگیری این ادوات دارای مزایای مختلفی است که به تعویق افتادن نیاز فوری به توسعه و احداث شبکههای جدید به دلیل ضرورت تامین بارهای مصرفی یکی از مهمترین آنهاست. عملکرد سریع این تجهیزات قابل کنترل، مدیریت و پخش توانهای اکتیو و راکتیو را در اختیار بهرهبردارن شبکه قدرت قرار میدهد. اگرچه بکارگیری منابع انرژیهای نو در DGها و آلودگی کمتر محیط زیست به وسیلهی آنها نسبت به تولید متمرکز( در برخی از انواع مانند انرژی بادی و خورشیدی هیچ گونه آلایندگی محیط زیست وجود ندارد) و مزایایی که به آنها اشاره شد، تمایل به استفاده از این منابع را افزایش داده است؛ اما باید با اختلالاتی که در اثر استفاده ازآنها به وجود می آید مقابله کرد. با توجه به اینکه منابع تولید پراکنده (DG) به طور مستقیم به شبکه توزیع متصل میگردد، این امر ساختار تغذیه از یکسو را به تغدیه از دو انتها تغییر داده که در نتیجه آن، سیستم توزیع از حالت غیرفعال[۹] به فعال[۱۰] تبدیل خواهد شد [۴]. این امر باعث میشود که در برخی نقاط، عبور توان در دو جهت امکانپذیر باشد که این نیز به نوبهی خود موجب بروز مشکلاتی در نحوهی بهرهبرداری از شبکه و مسائل حفاظتی به ویژه برای اپراتورهای شبکه توزیع خواهد شد. یکی از این مشکلات، ایجاد جزیرهی الکتریکی فعال در صورت وقوع خطا است. همچنین، هنگام بروز خطا، DG نیز به نوبهی خود مقدار توان اتصال کوتاه را بالا خواهد برد که در نتیجهی آن، جریان اتصال کوتاه کلی افزایش خواهد یافت. موارد ذکر شده به عدم اعتبار تنظیمات تجهیزات حفاظتی منجر خواهد شد [۵]. برخی از اختلالات احتمالی به طور خلاصه عبارتند از [۶]:
-
- دشواری کنترل (خصوصاً درحالت جزیرهای[۱۱])
-
- برهم زدن هماهنگی تجهیزات حفاظتی
-
- افزایش جریان اتصال کوتاه کلی
-
- دشواری سنکرون کردن با شبکه از حالت کارکرد جزیرهای به حالت متصل
-
- حساسیت انتخاب محل مناسب نصب DG
اگرچه اختلالات ذکر شده بخش جدانشدنی استفاده از یک DG است؛ اما وجود این مشکلات توجیه مناسبی برای عدم بکارگیری آنها نبوده و برای غلبه بر هریک راه حل هایی پیشنهاد شده است. وقوع حالت جزیره در سیستم توزیع شامل DG در حضور ادوات جبرانساز توان راکتیو، موضوع مورد بررسی در این پایاننامه است. وقوع حالت جزیرهای یک جزیره فعال به شرایطی اطلاق میگردد که در آن، بخشی از سیستم توزیع شامل بار و منبع توزیع پراکنده (DG) در حالی که همچنان برقدار است از بقیهی سیستم توزیع جدا گردد. ایجاد جزیره در شبکههای توزیع میتواند عمدی[۱۲] یا غیرعمدی[۱۳] باشد. در جزیرهی عمدی ایجاد جزیره به طور کنترلشده و با اهدافی مشخص با در نظر گرفتن قیود بهرهبرداری از جمله توازن توان تولیدی و مصرفی صورت میگیرد. در جزیرهی غیرعمدی شرایط قابل کنترل نبوده و ممکن است جزیرهی ایجاد شده به دلایل مختلف از جمله عدم توازن توانهای اکتیو و راکتیو تولیدی و مصرفی پایدار نبوده و پس از بروز خروجهای پیدرپی، دچار وقفه کامل گردد. جزیرهای شدن، مستقل از نوع آن میتواند موجب بروز مشکلاتی از قبیل کیفیت توان تولید شده و به ویژه مسائل حفاظتی و ایمنی برای افرادی که با این شبکه سروکار دارند، گردد. به همین دلیل، استاندارد IEEE[14]-1547-2003 هنگام تشکیل یک جزیره، جدا شدن فوری DG در کمتر از ۲ ثانیه را توصیه میکند [۹]. این کار از طریق حفاظت ضدجزیرهای[۱۵] در قالب فرایند تشخیص جزیره[۱۶] عملی میگردد که موضوعی تحت تحقیقات گسترده در جهان است. شکل۱-۲ سیستم توزیع تجهیز شده به یک DG شکل۱-۲ یک سیستم توزیع شعاعی ساده را نمایش میدهد. این سیستم شامل بارهایی از نوع خانگی و صنعتی است که بهوسیلهی شبکهی سراسری و همچنین DG متصل به سیستم تغذیه میشوند. چنانچه در ناحیهای ازسیستم توزیع خطا رخ دهد، کلید قدرت باز خواهد شد و یا با وقوع خطا خارج از این ناحیه، شبکهی سراسری از دست خواهد رفت. در این صورت سیستم توزیع بدون اتصال به شبکهی سراسری به وسیلهی DG بارهای متصل به خود را همچنان تغذیه خواهد کرد که شرایط حاصل را حالت جزیرهای در سیستم توزیع مینامند. به جزیرهی تشکیل شده در این شرایط، حالت جزیرهی غیرعمدی گفتهمیشود [۷]. در چنین شرایطی احتمال آسیب رسیدن به المانهای الکتریکی متصل به شبکه (بارها، DG ،..) و یا خطر برقگرفتگی برای تکنسین تعمیراتی وجود خواهد داشت. برخی از خطراتی که جزیرهای شدن غیرعمدی در بر دارد به طور مختصر عبارتاند از [۸]:
-
- به وجود آمدن مشکلات کیفیت توان (دور شدن از ولتاژ و فرکانس نامی به دلیل عدم اتصال به شبکهی سراسری)
-
- اختلال در فرایند بازسازی سیستم به دلیل عملکرد خارج از سنکرون بازبست (از دست دان سنکرون بودن DG با شبکهی سراسری در هنگام عملکرد باز بست برای خطاهای گذرا)
-
- رخ دادن اضافه ولتاژهای گذرای شدید به دلیل خاصیت خازنی فیدر ایزوله شده و بانکهای خازنی موجود در سیستم توزیع
-
- احتمال وجود یک سیستم زمین نشده (باتوجه به نوع اتصالات ترانسفورماتور موجود) و خطر برقگرفتگی برای تکنسین های تعمیراتی که از حضور تولید پراکنده بیاطلاعاند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
زیاد
۶
۵۴٫۵
۵۴٫۵
خیلی زیاد
۵
۴۵٫۵
۱۰۰٫۰
مجموع
۱۱
۱۰۰٫۰
منبع: نگارنده ۴-۵ آزمون فرضیات: همانگونه که در طرح تحقیق مشخص شد، در این تحقیق سه فرضیه اصلی مورد توجه قرار گرفته است که عبارتند از: ۱- به نظر می رسد کمبود و ناکارآمدی تسهیلات و امکانات گردشگری منجر به تشدید تهدید میراث های طبیعی منطقه گردیده است. ۲- به نظر می رسد به علت عدم وجود رشد مناسب و هماهنگ گردشگری تلفیقی (شهری-روستایی) فشار زیادی بر محیط زیست شهرستان رامسر وارد می شود. ۳- به نظر می رسد رشد گردشگری در شهرستان رامسر منجر به تهدید توان اکولوژیکی منطقه شده است. در اثبات تأیید یا رد این فرضیه ها ،در فرضیه اول علی رغم کیفی بودن متغیرها و رتبه ای بودن مقیاس آنها با توجه به تعداد زیاد پرسش شوندگان جایز است از آزمون های پارامتری استفاده گردد. در روند تأیید یا رد این فرضیه از آزمون تحلیل واریانس ANOVA استفاده شده است. پس از محاسبه این آزمون از طریق نرم افزار SPSS، چنانچه سطح معنی داری کوچکتر از ۰٫۰۵ باشد می توان قضاوت کرد که به احتمال ۹۵ درصد بین دو متغیر رابطه علی وجود دارد. در این صورت فرض صفر که بر عدم رابطه تاکید می کند رد می شود. اما اگر سطح معنی داری محاسبه شده کوچکتر از ۰٫۰۱ باشد در این صورت به احتمال ۹۹ درصد بین دو متغیر رابطه وجود دارد (کلانتری،۱۳۸۸،ص۱۰۰). در روند تأیید یا رد فرضیه دوم و سوم با توجه به پرسشنامه های دلفی که در میان کارشناسان و افراد خبره توزیع گردیده بود و اینکه تعدادشان محدود بود و با توجه به طبقه بندی بودن سطح متغیرها و ناپارامتری بودن آنها از آزمون ناپارامتری Kruskal Wallis استفاده شده است. در این آزمون نیز چنانچه سطح معنی داری کوچکتر از ۰٫۰۵ باشد می توان قضاوت کرد که به احتمال ۹۵ درصد بین دو متغیر رابطه علی وجود دارد و اگر سطح معنی داری بالاتر از ۰٫۰۵ باشد دلیل بر رد شدن فرضیه مورد پژوهش دارد. در نهایت و پس از تایید یا رد فرضیه ها، با بهره گرفتن از روش دلفی و بدست آوردن اتفاق نظر میان افراد خبره و کارشناسان مرتبط با موضوع، از روش تصمیم گیری چند معیاره(AHP) برای اتخاذ بهترین نوع رشد گردشگری جهت آسیب نرساندن به محیط زیست منطقه استفاده گردیده است .در این مدل پس از تشکیل ساختار سلسله مراتبی میان معیارها و گزینه های مورد نظر و تزریق ارزیابی های کارشناسان و مقایسات زوجی آنها ، داده ها وارد نرم افزار EXPERT CHOICE گشته و با اعمال تجزیه و تحلیل های خاص به نتیجه گیری نهایی منتج شده است.
 ۴-۵-۱ فرضیه اول : در رابطه با فرضیه اول پژوهش : به نظر می رسد کمبود و ناکارامدی تسهیلات و امکانات گردشگری منجر به تشدید تهدید میراث های طبیعی منطقه گردیده است. متغیر مستقل: کمبود و ناکارامدی امکانات گردشگری ، متغیر وابسته: تهدید میراث طبیعی منطقه، منبع: پرسشنامه گردشگران( تعداد ۳۲۲ نمونه)، آزمون: تحلیل واریانس یک طرفه آنوا. در ارتباط با روند بررسی فرضیه اول با توجه به اینکه تعداد داده ها زیاد و داده ها از نوع طبقه بندی شده می باشند از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه ANOVA به منظور بررسی تأیید یا رد فرضیه مذکور استفاده میکنیم. در این فرضیه متغیر مستقل از نوع چندسطحی و متغیر وابسته از نوع ترتیبی با توزیع نرمال می باشد. نتایج بررسی ها ی به عمل آمده در جداول زیر نشان داده شده است. با توجه به آزمون آنوا همانطور که در جدول زیر ملاحظه می کنید رابطه علی میان کمبود و ناکارامدی امکانات گردشگری در رابطه با تشدید آسیب رسانی به محیط زیست در سطح ۹۵ درصد اطمینان و با Sig=0.00 ، درجه آزادی(df)= 3 و F=37.049 به تایید می رسد و فرضیه H0 که گویای عدم وجود رابطه معنی دار میان دو متغیر است رد می شود.. شایان ذکر است که در اینجا F بیانگر نسبت واریانس بین گروهی و درون گروهی می باشد و چون Sig به دست آمده کمتر از ۰٫۰۵ است آزمون در سطح ۹۵درصد اطمینان وجود رابطه معنی دار را میان دو متغیر مورد مطالعه را تأیید می کند.بنابر این نتایج این آزمون نشان می دهد که هر چه میزان تسهیلات و امکانات گردشگری کم باشد به همان میزان تشدید تهدید میراث طبیعی بیشتر می شود. جدول۴- ۳۱-تاثیر کمبود امکانات گردشگری بر تهدید میراث طبیعی شهرستان رامسر بر اساس آزمون آنوای یک طرفه
Sum of squares
df
Mean square
F
sig
بین گروهی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵-۳-راههای تقویت و پایداری سرمایه اجتماعی در مشهد ۵-۳-۱- برنامه ریزی برای توسعه پایداری اجتماعی در محلهها و مجتمع های مسکونی
 دولتها، هم میتوانند بعضی کارهای مثبت برای ایجاد سرمایه اجتماعی انجام دهند، و هم از دست زدن به کارهای دیگری که از موجودی سرمایه اجتماعی در جامعه میکاهد بپرهیزند. میتوانیم چهار نظر را در این جا عنوان کنیم: «نخست، دولتها اهرمهای مشخصاً متعددی برای ایجاد بسیاری از اشکال سرمایه اجتماعی در ختیار ندارند. سرمایه اجتماعی در بسیاری موارد یکی از محصولات جنبی دین، سنت، تجربه مشترک تاریخی، و دیگر عواملی است که از کنترل هر دولتی خارج اند. سیاست بخش عمومی ]دولت[ میتواند مبتنی بر هنجارهای حی و حاضر سرمایه اجتماعی – مثلاً شبکههای اجتماعی مورد استفاده در تولید و تکمیل اطلاعات مورد استفاده در ]فرایند پرداخت[ وامهای خود طراحی و اجرا شود، ولی نمی تواند اثرات دین را به عنوان یکی از منابع ارزشهای مشترک کپی برداری کند. سیاستگذاران هم چنین نیاز بدان دارند تا آگاه باشند که سرمایه اجتماعی، خصوصا وقتی گروه هایی که شعاع اعتمادشان ناچیز است آن را تداعی میکنند میتوانند آثار خارجی منفی تولید کند و برای جامعه محیط بر آن گروهها زیان و صدمه به بار آورد.» (فوکویاما، ۱۳۸۹، صص ۱۹۳ – ۱۹۴) دوم، عرصهای که در آن دولتها احتمالا بزرگ ترین قابلیت مستقیم در به وجود آوردن سرمایه اجتماعی را دارند، آموزش و پرورش است. «موسسات آموزشی، سرمایه انسانی را صرفا انتقال نمی دهند بلکه سرمایه اجتماعی را به شکل قواعد و هنجارهای اجتماعی نیز منتقل میسازند. این نکته نه فقط در آموزش ابتدایی و متوسطه بلکه در آموزش عالی نیز مصداق دارد. پزشکان تنها پزشکی نمی آموزند بلکه سوگند بقراط را نیز فرا میگیرند. یکی از بزرگ ترین راههای جلوگیری از فساد این است که کیفیت آموزش حرفهای دیوان سالاران عالی رتبه را افزایش بدهند و روحیه ]همکاری[ گروهی در بین این نخبگانبه وجود آورند.» (فوکویاما، ۱۳۸۹، ص۱۹۴) سوم، دولتها به طور غیر مستقیم ]فرایند[ ایجاد سرمایه اجتماعی را از طریق تامین کالاهای عمومی به شیوهای کارآ و به اندازه کفایت، به ویژه از طریق تعریف و تثبیت حقوق مالکیت و امنیت عمومی ترویج و تحکیم کنند. «دیگوگامبتا نشان داده که مافیای سیسیلی را میتوان همچون محافظ خصوصی حقوق مالکیت در بخشی از ایتالیا دانست که دولت به طور تاریخی در ایفای وظیفه تعریف و تثبیت حقوق مالکیت قصور ورزیده است.» (فوکومایا، ۱۳۸۹، ص۱۹۴) تمامی این مثالها از نقش و تاثیر برنامه ریزی برای توسعه پایداری اجتماعی در محلهها تاکید دارند. ۵-۳-۲-تقویت راه هایی برای ارتباط های شخصی ( ارتباط بصری ، گفتاری و دیداری) غالباً طراحی صندلی ها و جاهایی برای نشستن بد است و با زندگی اجتماعی جور در نمی آید اما نبود صندلی کافی هم بیانگر تحمل اجباری زندگی اجتماعی غیر خلاق است. وجود صندلی های ردیفی بیانگر درک نکردن نیاز انسان برای صحبت کردن و گرد هم نشستن است. صندلی های ثابتی که به طرزی کاملاً هنری طراحی شده بیشتر تمایل برای تزیین فضا را نشان می دهد تا فراهم آوردن مکانی دوستانه. فقدان صندلی های راحت بی توجهی به بزرگسالان را نشان می دهد و حذف پله ها و سکوهای قابل نشستن بیانگر نابردباری در مورد جوانان است. «چهره» گیراترین اندام انسانی است.اگر انسان نمی توانست بیان عواطف و احساسات را در چهره «دیگری » ببیند و آنرا درک کند چهره «دیگری» گیرایی خود را از دست می داد. چقدر جالب است که زندگی انسان ، منش او را می سازد، منشی که می توان آنرا در چهره او خواند و چقدر مهیج است که می توان با نگاهی سریع به صورت انسان دیگری ، پاسخ به یک رویداد اجتماعی را دریافت. این نوع ارتباط های ضعیف به صندلی هایی روبروی هم نیاز دارد و نه صندلی هایی دور از هم (یا در کنار هم). در موفق ترین فضاهای عمومی ، می توان صندلی هایی را دید که فضایی را ایجاد کرده است که انواع ارتباط ها را میسر می سازد (درست مثل صحنه ای که خوب طراحی شده باشد) افراد می توانند از میان امکان های مختلف ، جای دنج و مطلوب خود را برای نشستن انتخاب کنند و به میل خود ، محل خود را تغییر دهند. مکان هایی برای نشستن ، این امکان را برای افراد تنها فراهم می آورد که سرانجام دوست یا آشنایی پیدا کنند. تاریخ نشان داده است که توجه و دقت در طراحی فضاهای عمومی ، مناسب کردن آنها برای جشن و سرور در کنار رویدادهای اجتماعی روزمره و فعالیت های شغلی در تمام ساکنان حس ” شهروند ” بودن را القا می کند. آنچه برای طراحی مورد نیاز است ، رهیافتی زیست بومی تر است ، رهیافتی که ارتباط نظام مند میان شکل های مختلف محیط و جریانات اجتماعی و نیاز به فعال کردن همه همسایگان در تصمیم گیری را مدنظر قرار دهد ، از متخصصان گرفته تا اعضای عادی جامعه. گرد هم آوردن یا پراکندن زمانی که ساختمان ها با فاصله زیاد نسبت به یکدیگر واقع شده و ورودی ها در جهاتی دور از یکدیگر قرار گرفته باشند، مردم وفعالیت ها پراکنده می شوند. بر عکس، اگر ساختمان ها و عملکرد ها به گونه ای قرار گیرند که فضاهای عمومی تا حد امکان متراکم شوند، به شکلی که فواصل موجود برای عبور عابر پیاده و تجارب حسی او تا حد امکان کوتاه باشد، مردم و فعالیت ها نیز مجتمع می شوند و روابط اجتماعی گسترش می یابد. گرد آمدن مردم و وقایع در فضا و زمان، پیش نیاز وقایع است، اما اینکه چه فعالیت هایی امکان گسترش دارند، اهمیت بیشتری دارد. شرایط مطلوب برای حرکت در فضا، گردش و نیز شرکت در گستره وسیع فعالیت های گروهی و تفریحی باید وجود داشته باشد. اگر فضاها برای انجام فعالیت های پیاده روی، ایستادن و نشستن، جذاب باشند (این مطلب به خودی خود کیفیت مهمی است) گستره وسیع دیگر فعالیت ها (بازی، ورزش، فعالیت های اجتماعی و غیره) زمینه خوبی برای رشد خواهند داشت. عملکردها و فعالیت های منفرد باید مورد به مورد ارزیابی شوند و مطابق با ارزش آنها به عنوان جاذبه های فضا و اهمیت آنها برای عملکردشان در فضای خارجی مورد بررسی قرار گیرند. طراحی هر متر مربع فضا، بر اساس محدودیت های شعاع عملکرد افراد و نیز دامنه حسی طبیعی آنها حائز اهمیت فراوان است (گل، ۱۹۸۷). مخلوط کردن یا جدا کردن مخلوط کردن، یعنی به فعالیت های گوناگون و گروه های مختلف مردم (افرادی که از لحاظ شغل، سن یا جنس با یکدیگر متفاوت اند) امکان عملکردهای مختلف با یکدیگر یا در کنار هم داده شود و جدا کردن یعنی عملکردها و گروه های مختلف مردم از یکدیگر مجزا شوند. هدف از مخلوط کردن فعالیت ها، اختلاط وقایع و افراد گوناگون در مقیاس بسیار کوچک است. دعوت کردن یا دفع کردن جاذب یا دافع بودن فضای عمومی بستگی به شکل قرارگیری فضای عمومی در رابطه با فضای خصوصی و چگونگی طراحی مرز بین این دو دارد. مرزهای انعطاف پذیر، به شکل نواحی انتقالی ای که کاملا خصوصی یا کاملا عمومی نیستند، عملکرد ارتباط دهنده دارند و از نظر فیزیکی و روانی حرکت ساکنان و فعالیت ها را بین فضای عمومی و خصوصی و فضای خارج و داخل سهولت می بخشند. گشودن یا بستن تراکم پیاده رو در فضای پیاده، تعداد افراد، ابعاد و میزان سطحی که در آن حد، فضا زنده است اهمیت دارد. نمی توان تصور کرد که افزایش تعداد افراد موجود در هر مترمربع موجب زنده بودن فضا می شود، عوامل دیگری چون فضاهای مجاور، نحوه جمع شدن مردم و نوع فعالیتی که انجام می دهند، تأثیر بسزایی در زنده بودن فضا دارد. با وجود این، فضای اشغال شده بر حسب متر مربع به ازای هر نفر، تخمین تقریبی و منطقی از فضای زنده به دست می دهد. ۵-۴-شاخصههای پایداری اجتماعی در محلات و مجتمعهای سکونتی شهر مشهد مدنیپور و نوریان (۱۳۸۷، صص ۱۲-۴۶) در خصوص فضاهای عمومی و خصوصی شهر، عرصههای گروهی و فضاهای مشترک موجود در آپارتمانها و مجتمعهای مسکونی، متغیرها و شاخصهای متنوعی را مطرح می کنند. بررسی شاخصههای پایداری اجتماعی گامی در جهت تحلیل عملیاتی اهداف توسعه پایدار در ابعاد مختلف اجتماعی محسوب میشود. در مطالعات جنکز و همکارانش (۲۰۱۰) در ارتباط بین پایداری اجتماعی و شکل شهر، هشت شاخص مختلف برای ارزیابی جنبههای متفاوت پایداری اجتماعی مطرح شده که شامل موارد زیر میباشند: صمیمت و تعاملات اجتماعی، که با میزان دیدار مکرر دوستان و خویشاوندان در محله، دیدار/صحبت/امانت گرفتن/شناختن برخی/تعداد بیشتری/ همه همسایگان با اسم و توافق بر اینکه اینجا مکانی است که همسایهها از یکدیگر مراقبت کرده و یا صمیمی هستند، ارزیابی میشود. حس غرور/ رضایت از محله، که با رضایت عمومی، ظاهر مناسب، و حس غرور، هویت و تعلق ارزیابی میشود. رضایت از مسکن امنیت، که با پاسخهای منفی به سوالات استاندارد در مورد امنیت پیادهروی تنها بعد از تاریکی، مشکلات جدی جرم و جنایت، مزاحمت توسط کودکان/جوانها و یا ترافیک، و عدم حس راحتی/امنیت در منتظر ماندن برای وسیله نقلیه عمومی ارزیابی میشود. محیط، که با نرخ منفی نور خیابانها یا پارکها/فضای باز، مشکلات جدی با همسایگان شلوغ، زباله/دیوارنویسی، فقدان پارکینگ یا میزان ترافیک. جابهجایی، که با میزان زندگی کردن در مکانی کمتر از ۳ سال، یا اینکه در آینده نزدیک قصد جابهجا شدن به منطقهای دیگر را به دلایل مربوط به سکونت و یا آن محیط دارند، ارزیابی میشود. مشارکت در فعالیتهای جمعی/گروهی استفاده از امکانات/خدمات همسایگی این جنبهها زیر مجموعه ی ۲ بعد اصلی پایداری اجتماعی یعنی تساوی اجتماعی و پایداری اجتماع محلی هستند. با وجود اینکه تأکید این موارد بر جنبه پایداری اجتماع محلی است، «آخرین سرفصل کاملاً مرتبط با تساوی دسترسی است و میتواند به گونههای امکانات/خدمات، به عنوان مثال وسایل خدمات روزانه دربرابر خدمات فرهنگی و تفریحی، تقسیم شود. همچنین میتوان اینگونه بیان کرد که رضایت از مسکن و کیفیت محیط محلی جنبههایی از تساویاند» (Jenks & Jones, 2010: 113). از مجموع شاخصهای مطرح شده که از بررسی تحقیقات و تجربیات گذشته به دست آمده است، میتوان ویژگیهای محله پایدار اجتماعی را به طور کلی مطرح کرد. اما همانطور که قبلاً هم گفته شد، نحوه بررسی و وزن این
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
روحیه ارائه خدمت
شبکه سازی فرد
دانش فنی
اصول مذاکره و اصول حرفهای
مهارتهای ارتباطی و فردی بیشتری
تحصیلات متعارف
توانمندیهای مشتریمدار
مدیریت استرس
زبان بدن
جذب سرمایه انسانی
نحوه و متد مشخص جذب
تناسب شغل و شاغل
فرایند حرفهای جذب نیرو
جذب منطبق با شایستگیها
ایجاد الگوی شایستگی سازمانی
در فرایند ارتباط میان کارمندان با مشتری برای حصول نتیجه مطلوب لازم است به تک تک فانکشن های مدیریت منابعانسانی توجه شود. یکی از مهمترین این کارکردها جذب نیروی در ارتباط با مشتری است. تحقیقات روانشناسی کار ثابت کردهاست که برخی تیپ های شخصیتی برای برخی شغل ها مناسب ترند. در مورد فروش مشخصاتی مانند برونگرایی رفتاری، هوش هیجانی بالا و قدرت اقناع منجر به برقراری ارتباط موثرتری بین کارمند و مشتری شده و بانک را در حصول به نتایج مورد نظر یاری میکند. همچنین برای قرار گرفتن در موقعیتهای پرتماس و برقراری رابطه تعاملی با مشتری لازم است که فرد مهارتهای ارتباطی و رفتاری ویژهای را کسب نموده باشد. مهارتهایی مانند مذاکره مثبت، مدیریت تعارض و استرس در کنار دانش بانکداری میتواند به فرد کمک کند تا در فرایند ارتباط با مشتریان بهتر و موثرتر عمل نماید. همچنین لازم است که در فرایند جذب پرسنل، تغییراتی اعمال شود. برنامهریزی نیرویانسانی و توسعه شایستگیهای هر شغل و ایجاد قابلیت ارزیابی هر فرد از منظر مشخصات و مهارتهای فردی نیز میتواند به ورود نیروهای شایستهتر به سازمان کمک نماید.
 فرایند های اصلی: توسعه مجموعه فعالیتهایی که برای بهبود شرایط نیروی کار فعلی یک مجموعه صورت میگیرد. تحت عنوان توسعه شناخته میشود. مهمترین آیتم شناسایی شده در فرایند توسعه، آموزش افراد است. یکی از افراد مورد مصاحبه در مورد لزوم آموزش افراد در ارتباط با مشتری میگوید” در کشورهای توسعه یافته نفر ساعت آموزش حین کار بیش از آموزش اکادمیک است. آموزش مقوله مهمی است. در مورد مشتری مداری و برقراری ارتباط باید وفاداری ایجاد کند و مشتری را مشعوف کنند یعنی از راضی هم بالاتر باشد تا تبلیغات کند برای سازمان. شعف و شور و رضایتمندی برای سازمان کارساز است. آموزشهای ابتدایی برای ارتباط سالم و صحیح اجتماعی. آموزش درست صحبت کردن. ادبیات صحیح لباس و آرایش مناسب رعایت مباحث فرهنگی مباحث قومیت ها که بنیادی هستند. آموزش تواناییهای IT که با تکنولوژی و رسانه امروز درست استفاده کند. اصول و فنون مذاکره و مدیریت رفتار سازمانی. یادگیری زبان انگلیسی لازمه محیط بزرگتر است. “ بخش زیادی از صحبتهای مصاحبهشوندگان به مجموعه آموزشهای مورد نیاز نیروهای در ارتباط با مشتری بر میگردد که در زیر ارائه شدهاست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۲- سیکلوترون
سیکلوترونهای جدیدی که در پروتونتراپی مورد استفاده قرار میگیرند، پروتونها را تا انرژی MeV250-230 شتاب میدهند [[۱۹۲]-[۱۹۳]]. در مقایسه با سیکلوترونهای اولیه، سیکلوترونهای جدید نسبتاً کمحجم هستند. ارتفاع آهنرباها تقریباً m 5/1 و قطر آنها زمانیکه بهترتیب با سیمپیچهای ابررسانا و یا سیمپیچهایی با دمای اتاق تجهیز میشوند، بین m 5/3 تا m 5 میباشد [۴]. مهمترین مزیت یک سیکلوترون، پیوستگی پرتو خروجی ( پیوستگی موج یا CW[194] ) است؛ ضمن اینکه شدت پرتو خروجی میتواند خیلی سریع به میزان دلخواه، تنظیم شود. اگرچه سیکلوترون انرژی خروجی ثابتی دارد، اما این انرژی در بدن بیمار میتواند بهطوردقیق بهوسیلۀ کاهندههای انرژی و طراحی مناسب خط پرتو تنظیم گردد؛ بهعلاوه، سادگی در طراحی این شتابدهنده و نیز اجزای نسبتاً کم آن، اغلب بهعنوان مزیتی برای شتابدهندۀ سیکلوترونی درنظر گرفته میشود. بهطور کلی اجزای اصلی یک سیکلوترون کمحجم عبارت است از:
 سیستم بسامد تابشی (RF[195]) که میدانهای قوی الکتریکی را تولید میکند و بهوسیلۀ آن پروتونها شتاب داده میشوند. یک آهنربای قوی که مسیر ذره را داخل یک مدار مارپیچی محصور میکند تا پروتون توسط ولتاز RF مجدداً شتاب داده شود. یک چشمۀ پروتونی در مرکز سیکلوترون که پس از یونیزه شدن گاز هیدروژن، پروتونها از آن خارج میشوند. سیستم خروجی که پروتونهایی را که به بیشینه انرژی موردنظر رسیدهاند، به خارج از سیکلوترون و داخل سیستم انتقال پرتو هدایت میکند.
۳-۲-۱- سیستم بسامد تابشی (RF)
سیستم RF معمولاً شامل دو یا چهار الکترود میباشد که بین قطبهای آهنربا قرار داده میشوند. (بهخاطر شکل این الکترودها در سیکلوترونهای اولیه، اغلب دی[۱۹۶] نامیده میشوند.) الکترودهای دی به مولد RF متصل میگردند که یک ولتاژ نوسانی بین kV30 تا kV100 با فرکانس ثابت در محدودۀ MHz100-50 ایجاد میکند [۴]. پارامترهای مهم در سیستم RF، ولتاژ و بسامد RF میباشند. کمینه مقدار برای ولتاژ RF، اولین چرخه را در شتابدهنده ایجاد میکند که بهوسیلۀ آن پروتونها از چشمۀ یونی در مرکز سیکلوترون، خارج میشوند و از طریق روزنهها و اتصالات بین نیمههای بالا و پایین الکترودها، عبور میکنند. ولتاژ بالای RF نیز EΔ بزرگی را ایجاد میکند. این امر سبب میشود که حساسیت پرتو نسبت به خطا در ایجاد میدان مغناطیسی کمتر باشد و بازده خروجی بالایی به دست آید. از طرف دیگر، دورۀ تناوب () برای ولتاژ RF، در هر الکترود، برای موقعیت سمتی پروتونها در تمامی شعاعها، باید یکسان باشد؛ براین اساس در زمان T یک پروتون با بار الکتریکی q و جرم m برای آنکه یک چرخه را با شعاع r ایجاد کند، نیروی لورنتس Bqv طبق معادلۀ (۳‑۱)، بهصورت نیروی مرکزگرا عمل می کند:
بهعلاوه، سرعت پروتون نیز مطابق با معادلۀ (۳‑۲) نوشته میشود:
بنابراین زمان مورد نیاز برای یک دور چرخش پروتون، طبق معادلۀ (۳‑) بهدست میآید:
مطابق با معادلۀ (۳‑۳)، زمان T وابسته به شعاع یا سرعت ذره نیست و این یعنی تمام ذرات در زاویۀ سمتی مشابه در سیکلوترون حرکت میکنند. نکتۀ دیگری که در اینجا باید به آن اشاره کرد، این است که علیرغم پالسی بودن فرکانس RF در ولتاژ شتابدهنده، شدت پرتو خروجی از سیکلوترون بهصورت CW، در ذرهدرمانی درنظر گرفته میشود [۴].
۳-۲-۲- میدان مغناطیسی
مشخصات میدان مغناطیسی بهوسیلۀ دینامیک پرتو تعیین میشود. در ایجاد میدان مغناطیسی برای سیکلوترون باید به دو نکته توجه داشت. اول اینکه، میدان مغناطیسی باید همزمان، و مطابق با معادلۀ (۳‑)، همگن باشد؛ بهعلاوه میدان باید در هر شعاع r دارای قدرت مناسب باشد تا با زمان T مورد نیاز جهت یک دور چرخش پروتون، هماهنگ گردد. قدرت میدان مغناطیسی در سیکلوترونهای حاضر بین T 2 تا T 5/3 است [۴]. در این میان مزیت سیمپیچهای ابررسانا، توان مصرفی کم و بهویژه میدان مغناطیسی قویتر میباشد که سبب میشود سیکلوترون،کوچکتر و سبکتر باشد. نکتۀ دوم، شکل خطوط میدان مغناطیسی است که باید بهگونهای باشد تا با ایجاد نیروی متمرکز کننده، فضایی را که پروتونها در آن حرکت میکنند، محدود نماید. زمانیکه انرژی پروتونها بزرگتر از MeV30-20 میشود، سرعت آنها کسری از سرعت نور میگردد (در انرژی MeV20، ). بهخاطر اثرات نسبیتی، افزایشی در جرم پروتونها در مقایسه با جرم سکون آنها یعنی m0، مطابق با معادلۀ (۳‑۴)، مورد انتظار است. بهعنوان مثال برای انرژیهای بالا مانند MeV250 ()، برابر با ۲۷/۱ خواهد بود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|