طرح های پژوهشی انجام شده با موضوع بررسی مناجات در مثنوی های فارسی در قرن هفتم- فایل ... |
![]() |
ســــینه خــــواهم شـــرحه شــــرحه از فراق
تــــــا بگــــــویـــــم شــــرح درد اشـتیــاق
هر کــــسی کـــو دور مـــاند از اصل خویش
بــــاز جـــــوید روزگـــــار وصــل خویش[۲]
همانطور که در این ابیات میبینیم مولوی دوری خود را از معشوق، چون نی جدا شده از نیستان میداند و خود را هر دم مستلزم ناله و نیایش میپندارد تا شاید بتواند با اشک و آه، اندکی از تألم و درد دوری از هجران را بکاهد. با تأمل در تاریخ میتوان به معابد و مساجد و یا دیگر جاهایی برخورد کرد که بشر در آنها مشغول عبادت و راز و نیاز میشده که خود گواهی بر این مدعاست که آدمی از ابتدای خلقت تا به اکنون دست از دعا و مناجات برنداشته و این چیزی نیست که با ظهور دینی مخصوص یا پیامبر و فرقهای پدید آمده باشد. شایان توجه است که انسان بیشترین توجه و همت خود را صرف بهتر و زیباتر بنا شدن عبادتگاههای خود کرده است، به همین دلیل معمولاً در هر سرزمینی معابد از زیباترین و در عین حال مستحکمترین بناهای آن دیار محسوب میشود.
تاریخ دعا را میتوان با پیدایش انسان قرین دانست، چه انسان هرگز از نیازمندیها جدا نبوده و در درون خود این احساس را داشته است که باید در پناه قدرتی آرام بگیرد و زندگی خود را در پناه و امید به آن مبدأ سپری کند؛ زیرا زندگی انسان در هر لحظه، در گرو فضل و بخشش یک مبدأ ناشناخته است که آدمی تلاش میکند خود را به این مبدأ نزدیک کند و این نزدیکی را از راه تضرع و مناجات بر روی خود گشوده است، پس انسان در تمام لحظات و حالتهایش برای رسیدن به نیازهایش از دعا جدا نبوده و مناجات یکی از لوازم و ضروریات اصلی زندگی محسوب میشود تا در سایه آن به خواستههایش دست یابد.
حسن ممدوحی در رابطه با تاریخ دعا و قرین بودن آن با پیدایش انسان میگوید: «کاوشها نشان میدهد که حتی در دورترین زمانها، معبد و مسجد جزء واقعیتهای غیر انفکاک زندگی بشر بودهاند حتی آن زمان که بشر توان تصور یک مبدأ نامتناهی و قدرت مطلق را نداشته و به اشتباه به بتها پناه میبرده و از آنها یاری میجسته است.»[۳]
خداوند با فرستادن پیامبران به تفصیل شیوه مناجات را به بندگانش آموخته است، به همین دلیل نیایشها یکی از بخشهای مهم متون دینی است که توسط پیامبران آن دین، به مردم آموزش داده شده است. در اغلب ادیان الهی نیایش جایگاه ویژهای دارد، به همین دلیل متونی که از روی آن به نیایش میپردازند، معمولا از متون مقدس شمرده میشود. برای نمونه یکی از فرایض مسلمانان نماز است که حداقل پنج مرتبه در روز برپا میشود و در هر نماز دو بار سوره حمد خوانده میشود. این سوره نوع خواستههایی که موجب رستگاری انسان میشود را به انسان میآموزد؛ زیرا پس از حمد و ستایش باریتعالی از خداوند میخواهیم که در نشاندادن راه راست ما را یاری دهد و مارا در زمره مغضوبین درگاه خود یا گمراهان قرار ندهد، هنگامی که میخوانیم: «ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدانا الصراط المستقیم… .»[۴] از او میخواهیم تا رحمت خود را شامل حال ما کند و ما را به حال خود رها نکند تا در گمراهی فرو نرویم و این خود درسی است که خداوند منان به انسان آموخته است، زیرا خود فرموده: «اُدعونی استجب لکم: بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را»[۵] خداوند انسان را به دعاکردن فرا میخواند؛ زیرا از فطرت انسان و نیازهای او آگاه است و آنها را برآورده میکند.
۱-۳٫ تعریف دعا
در اغلب ادیان دعا موضوعی شناخته شده است و معمولاً متولیان دینی شیوه دعاکردن را به پیروان آن دین میآموزند. برای اینکه بدانیم دعا چه مفهومی دارد، میتوانیم تعریف آن را از فرهنگ لغات بیابیم. دهخدا در باره دعا میگوید:
۱.دعا: دعا حاجت خواستن، ادعیه و دعوات، استغاثه به خدا، استدعای برکت تضرع، درخواست از درگاه خدا، درخواست حاجت از خدا، درخواست حاجت از خداوند برای خود و دیگری، خداخوانی
باز آمـد او به هـــوش انـــــدر دعـــــا
لــــــیس للانسان الا مــــــــا سعــــــــــی[۶]
قـــــوم دیگر مـــیشناسیم ز اولـــــــیا
کــــــه زبـانشان بسته باشــــــد در دعـــــا[۷]
۲.معین دعا را اینگونه معنا میکند: دعا در لغت بهمعنای خواندن جملههای مأثور از پیامبر و امامان در اوقات معین برای طلب آمرزش و برآوردن حاجات، نیایشکردن، درخواست حاجت از خدا، نیایش، مدح، ثنا، تحیت، درود، سلام، تضرع و نفرین.[۸]
۳.در فرهنگ الرائد در باره دعا این طور آمده است: «دعا- یدعود دعاًء: له:۱- او را دعا کرد۲- علیه: او را نفرین کرد۳- الیه: به سوی خود خواند.»[۹]
دعا یعنی خواندن و صدا زدن و با خالق خود گفتگو کردن و او را مورد خطاب قرار دادن و در بی نهایت ذوب شدن است.
«دعا عمل برقراری ارتباط بایک خدا، خدایان مقدس، قلمرو متعالی یا نیروهای فوق طبیعی است»[۱۰]
دعا راز دل گفتن با خداست انسان در دعاکردن نزدیکی خدا را حس میکند و محبت خدا در دلش شعله میکشد و هر روز اشتیاقش به پروردگار بیشتر شده و پیوندش با خالق هستی محکم تر میشود.
«دعا رازگفتن با بهترین دوست است، رازی که به هیچکس نمیتوان گفت،باید با خدا گفت، اوست که بیش از هر کسی ما را دوست دارد و بهتر از هر کسی ما را درک میکند. این دعا، دعای عاشقان است، آنان نیز از حق طلب میکنند؛ اما طلب چیزی فراتر از بهشت و رهایی از جهنم. طلب خود حق نه غیر او. آنها از خدا غیر خدا را نمی طلبند.»[۱۱]
وقتی انسان دعا میخواند، خود را تسلیم محض خداوند میکند، پس میتوان گفت دعا و نیایش همان عبادت و پرستش حق است، به همین جهت پیامبر اکرم فرمودند: «الدعا مخ العباده دعا مغز عبادت است.»[۱۲] پس در دعاست که خداوند به انسان عنایت میکند و بدون دعا وصول به کمال حقیقی ممکن نیست. امام صادق میفرماید: «علیکم بالدعا فانکم لا تقربون بمثله.» در لحظه دعاست که انسان غرق مغفرت و رحمت پروردگار میشود و درهای عذاب و شقاوت ابدی بسته میشود و جان انسان سرشار از عشق و ایمان حق تعالی میشود. عطار میگوید:
هـمه پـــر از سرخــست و جواهـــــــر
فرم در حال بارگذاری ...
[شنبه 1400-08-15] [ 10:02:00 ب.ظ ]
|