کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


آخرین مطالب


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



جستجو


 



۲- ۵- ویژگی های کیفی برگر
پیرسون (۱۹۶۰) کیفیت را به عنوان ترکیبی از خواص شیمیایی، بافتی و فیزیکی گوشت که سبب ایجاد بالاتربن درجه پذیرش از نقطه نظر ظاهر و قابلیت خوراکی می شوند، تعریف کرد. رنگ و سفتی تعیین کننده ترین فاکتورها برای عرضه هستند. تردی، آبداری، طعم و آروما از دیگر خواص تاثیرگذار بر قابلیت خوراکی می باشند.
مقاله - پروژه
۲- ۵-۱- بافت
مفهوم بافت همان طور که عموما قابل درک است و در صنعت برگر نیز کاربرد دارد، به نوع رفتار فراورده در دهان گفته می شود. بافت از مهم ترین صفات مربوط به کیفیت خوراکی برگر می باشد و توسط پارامترهایی مثل سفتی، چسبندگی، ویسکوزیته، الاستیسیته، پیوستگی، شکنندگی، قابلیت جویدن و صمغی بودن تعریف می شود. آنالیز بافت نیز اندازه گیری این پارامترها توسط نتایج حاصل از آزمون بافت می باشد. این آزمایش توسط اعمال نیروهای کنترل شده ای بر روی فراورده انجام می شود و پاسخ ها به شکل نیرو، زمان با تغییر شکل ثبت می گردد. این پارامترها با ویژگی های حسی تشخیص داده شده توسط انسان نیز مرتبط است. بررسی ارتباط بافت و تیمار حرارتی در گوشت گاو نشان داد که خصوصیت بافتی در محدوده دمایی ۷۵-۴۰ درجه سانتی گراد قابل تغییر است. تغییرات بافتی طی فرایند نتیجه تغییرات شیمیایی پیچیده ای هستند (بارک و همکاران، ۱۹۹۸؛ هی و سبرانک، ۱۹۹۶؛ دفریتاس و همکاران، ۱۹۹۷؛ روا و لوند، ۱۹۸۶) که در درجه اول به فیبرهای ماهیچه (رو، ۱۹۷۴) و فیبرهای بافت پیوندی ارتباط دارند (هرن و همکاران، ۱۹۷۸). در طی پخت معمولا بافت تحت تاثیر تغییرات به وجود آمده در بافت پیوندی، پروتئین های محلول و پروتئین های میوفیبریلی قرار دارد و تغییر در ویژگی انحلال کلاژن تاثیر بسیار زیادی بر بافت دارد.
۲- ۵-۲- رنگ
رنگ اولین و مهم‌ترین پارامتری است که حتی پیش از خوردن توسط مصرف کننده مورد ارزیابی قرار می‌گیرد (پدرسچی و همکاران، ۲۰۰۶). توسعه‌ی رنگ طی سرخ شدن پارامتر اصلی در تشخیص نقطه‌ی پایان فرایند در مواد غذایی توسط مصرف‌کنندگان می‌باشد. محققان رنگ ایجاد شده در فراورده‌های سرخ شده را به واکنش‌های قهوه‌ای شدن غیر آنزیمی (مایلارد) نسبت می‌دهند که شدت آن به میزان قندهای احیاکننده موجود در سطح محصول، دما و زمان سرخ کردن بستگی دارد. همچنین سایر فاکتورهای موثر بر فرایند سرخ کردن، رنگ محصول را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مصرف کننده نیز تمایل دارد رنگ را با طعم، ایمنی، زمان نگهداری، ارزش غذایی و مطلوبیت ماده غذایی مرتبط کند، چرا که ارتباط زیادی بین آن و ویژگی‌های حسی، شیمیایی و فیزیکی ماده غذایی وجود دارد (پدرسچی و همکاران، ۲۰۰۶).
ارزیابی رنگ با بهره گرفتن از روش‎های حسی و ابزاری صورت می‎گیرد. باتوجه به این‎که روش‎های حسی زمان‎بر و پرهزینه هستند، تمایل به استفاده از روش‎های دستگاهی مانند پردازش تصویر که در زمان کمتر و با دقت بیشتر خصوصیات ماده‎ی غذایی را ارزیابی می‎کند، رو به افزایش است. ارزیابی رنگ معمولاً با بهره گرفتن از یکی از سیستم‎های رنگی L*a*b* ، RGB، XYZ و CMYK صورت می‎گیرد (پدسچی و همکاران، ۲۰۰۶).
۲- ۵-۳- ویژگی های حسی
در صنعت غذا پذیرش و مقبولیت یک فراورده از سوی مصرف کنندگان تضمین کننده تولید آن فراورده و تداوم حضور آن در بازار مصرف است. پس ارزیابی ویژگی های حسی در انتخاب بهتربن فرمولاسیون نقش اساسی دارد. بنابراین ضروری است تا تحقیقاتی در خصوص مناسب ترین روش تولید فراورده های گوشتی که از نظر ویژگی های کیفی قابل قبول باشند، به عمل آید. ارزیابی حسی یک روش عملی برای اندازه گیری، تجزیه و تحلیل و پیش بینی پاسخ های داده شده توسط حواس پنج گانه به فراورده تعریف می شود (استون و ساید، ۱۹۹۳). ارزیابی حسی رشد بسیاری در نیمه دوم قرن بیستم داشته است و امروزه به عنوان ابزاری غیر قابل جایگزینی در صنعت غذا محسوب می شود. اکثر مصرف کنندگان در هنگام خرید یک فراورده غذایی ویژگی های حسی فراورده را مورد بررسی قرار می دهند، بنابراین ارزیابی حسی باید یک بخش جدانشدنی در کنترل کیفیت فراورده باشد. در این آزمایش ها ویژگی های عطر و طعم، رنگ، بافت و آبداری فراورده مدنظر است. یکسانی شرایط فرایند تولید، میزان مواد و ترکیب آن ها، میزان اختلاط و اندازه ذرات در یکنواختی ویژگی های حسی و بافت برگر موثر می باشد (هرن و همکاران، ۱۹۷۸).
فصل سوم : مواد و روش‌ها
۳-۱- دستگاه ها
دستگاه ها و تجهیزات آزمایشگاهی مورد استفاده عبارت بودند از:
آون، شرکت Memmert، مدل D91126، ساخت آلمان
دستگاه بافت سنج ، مدل Lloyd version3:4، ساخت امریکا
گریل الکتریکی،شرکت فیلیپس،مدل HD4466،ساخت چین
دستگاه ورز دهنده شرکت kenwood ،مدل KM 0101400W،ساخت چین
PH متر دیجیتال، Metrohm Herisa E532)) ساخت چین
۳-۲- مواد شیمیایی
مواد شیمیایی مورد استفاده در آزمایش ها به طور عمده از شرکت مرک[۲۹] تهیه شدند.
۳-۳- مواد اولیه
سویا ، شرکت سبحان، ایران
روغن قنادی، شرکت آفتاب، ایران
پودر کاراگینان شرکت بهین آزما، شیراز، ایران
گلوتن، شرکت فارس گلوکوزین، مرودشت
آرد سفید، شرکت فارس گلوکوزین، مرودشت
نمک، شرکت سپید دانه، ایران
فلفل قرمز . زرد چوبه، ادویه و پودر سیر، شرکت گلستان، ایران
آرد سوخاری، شرکت ترخینه، ایران
پودر تخم مرغ کامل، قارچ، پیاز و فلفل دلمه ای از بازارهای محلی خریداری شد.
۳-۴- تهیه نمونه های برگر
تمام مواد مورد نیاز برای هفت فرمول مورد استفاده در این پژوهش از روز قبل به دقت و با بهره گرفتن از ترازوی دقیق توزین گردید. در ابتدا قارچ ها را با چاقو برش داده شد. پیاز و فلفل دلمه ای را نیز چرخ گردید. سویا را درون آب مورد استفاده در فرمولاسیون برای ۲۰ دقیقه خیسانده شد و به منظور یکدست شدن بافت و اندازه ذرات در دستگاه چرخ گوشت چرخ گردید. از طرف دیگر مواد آردی را با هم مخلوط کرده و پس از آن تمام مواد موجود در فرمولاسیون درون میکسر ریخته شد. تمام این مواد در درون میکسر به مدت ۱۵ دقیقه مخلوط شدند. برای تهیه نمونه شاهد، سویا (۵/۱۵%)، آب (۵/۲۸%)، روغن (۱۰%)، پیاز (۵/۱۶%)، فلفل دلمه ای (۱/۴%)، قارچ (۷/۷%) ، پودر تخم مرغ (۵/۳%)، نمک (۲۵/۱%)، فلفل قرمز (۲/۰%)، زردچوبه (۲/۰%)، پودر سیر (۵/۰%)، گلوتن (۶%)، آرد سوخاری (۱/۵%) با هم بوسیله میکسر همزده شد تا خمیر یکنواختی حاصل گردد. سپس به منظور تولید تیمارهای صمغ دار، کاپاکاراگینان و آلژینات سدیم به میزان (۰۵/۰ ، ۱/۰ و ۱۵/۰ درصد) و مخلوط هر دو (از هر کدام به میزان ۰۷۵/۰%) به مخلوط بالا اضافه شد. بعد از این مراحل خمیرها با قالب هایی به ضخامت ۱ و قطر داخلی ۹ سانتی متر برای دستیابی به وزن تقریبی ۷۰ گرم قالب گیری، بسته بندی و سپس برای ۲ ماه نگهداری، در فریزر ۱۸- درجه سانتی گراد قرار داده شدند. رفع انجماد نمونه ها در دمای یخچال (۴ درجه سانتی گراد) به مدت ۱۲ ساعت پیش از فراوری انجام پذیرفت.
۳-۵- پخت نمونه های برگر
در این مرحله برگرها از یکدیگر جدا شده و لفاف های پلی اتیلنی از آنها جدا شدند. درجه حرارت سطح گریل ۱۷۵ درجه سانتی گراد بود. برگرها روی گریل بدون روغن تا زمانی باقی ماندند که دمای مرکز آن ها به ۱±۷۵ درجه ساتی گراد رسید. بر همین اساس مدت زمان پخت ۱±۱۰ دقیقه برآورد گردید.
این روش سرخ کردن سطحی می باشد که مناسب ترین روش برای غذا هایی است که نسبت سطح به حجم بالایی دارند. در این روش گرما بیشتر از طریق هدایت از سطح داغ ماهیتابه و توسط لایه نازکی از روغن به غذا منتقل می شود (فلوئست و همکاران، ۲۰۰۰؛ گواگلیا و همکاران، ۲۰۰۱).
۳-۶- اندازه گیری pH
با بهره گرفتن از استاندارد ملی ایران شماره ۱۰۲۸ اندازه گیری شد. ۱۰ گرم از نمونه همگن شده با آب مقطر به حجم ۱۰۰ میلی لیتر رسانده شد و pH این محلول با بهره گرفتن از pH متر دیجیتال (Metrohm Herisa E532 ) اندازه گیری شد.
۳-۷- اندازه‌گیری ویژگی های پخت
نمونه های منجمد برگر به مدت یک شب برای یخ زدایی در یخچال قرار گرفتند. وزن، ضخامت و قطر برگرها در دمای اتاق اندازه گیری شد، سپس برگرها توسط گریل در ۱۷۵ درجه سانتی گراد به مدت ۵ دقیقه برای هر رویه برگر پخته شدند. وزن، ضخامت و قطر نمونه های پخته نیز اندازه گیری شد و تفاوت مقادیر بدست آمده ثبت گردید. کاهش قطر و افزایش ضخامت برای تخمین تغییرات به طریق زیر مورد محاسبه قرار گرفت.
(رابطه ۳-۱)
(رابطه ۳-۲)

(رابطه ۳-۳)

(رابطه۳-۴)
۳-۸- اندازه‌گیری پارامترهای بافت
پارامترهای بافتی نمونه‌ها به وسیله دستگاه بافت سنج (Lioydl، مدل ۴:۳T ، امریکا) اندازه‌گیری شد آزمون های بافت مورد اندازه گیری آزمون پروفایل بافت[۳۰] بود که با بهره گرفتن از پروب استوانه ای به قطر ۵/۳ سانتی متر انجام شد. به منظور انجام آزمون پروفایل بافت قطعات مکعبی (۱×۱×۱ سانتی متر) از نمونه ها جدا و تحت آزمون فشردگی ۲ مرحله ای قرار گرفت. نمونه ها ۷۰ درصد ارتفاع اولیه شان توسط یک پروب استوانه ای به قطر ۵/۳ سانتی متر، تحت فشار بار ۲۵ کیلوگرم و سرعت ۵۰ میلی متر بر دقیقه فشرده شدند. پارامترهای پروفایل بافت طبق تعاریف بورن[۳۱] (۱۹۷۸) تعیین و به این ترتیب تفسیر شدند:
سفتی[۳۲] (kg): این پارامتر حداکثر نیروی مورد نیاز برای فشردن نمونه را نشان می دهد
پیوستگی[۳۳]: میزان تغییر شکل نمونه قبل از متلاشی شدن که از فرمول (A1/A2) محاسبه می گردد. در این فرمول، A1 کل انرژی مورد نیاز برای فشردگی اولیه و A2 کل انرژی مورد نیاز برای فشردگی ثانویه است.
قابلیت ارتجاعی[۳۴] (cm): توانایی نمونه برای برگشت به شکل اولیه بعد از برداشتن نیروی وارده
صمغی بودن[۳۵] (kg): فشار مورد نیاز برای متلاشی کردن یک نمونه گوشتی نیمه جامد جهت بلعیدن

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1400-08-15] [ 09:55:00 ب.ظ ]




تعاریف در این زمینه متعدد می­باشد اما آنچه از آنها برمی­آید این است که منش هر فرد مبین تمایلات اصلی گوناگون و گاهی متضاد می­باشد که به صورت مستمر و در تمام طول زندگی وجود دارد و زمینه­ای مؤثر و نافذ برای سایر صفات و عادات اکتسابی می­باشد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
فصل دوم : اختلالات روانی
مبحث اول : انواع اختلالات روانی
در این پژوهش سعی شده که مباحث براساس میزان جرم­زایی انواع اختلالات روانی در افراد طبقه ­بندی شوند؛ بدین جهت ابتدا انواع اختلالات شخصیتی که عمومآ تآثیر مستقیم در ارتکاب جرم دارند در گفتار اول مورد بررسی قرار می­گیرند و سپس در گفتار دوم براساس طبقه بندی انجمن روانپزشکان آمریکا (DSM-IV-TR)، ابتدا اختلالات روانی دوران کودکی و سپس سایر اختلالات روانی مورد بحث قرار می­گیرد و در نهایت در گفتار سوم سایر حالاتی که ممکن است در جرم­زایی مؤثر واقع شوند بیان می­ شود.
گفتار اول : اختلالات شخصیت
«اختلال شخصیت عبارت است از یک شیوه پایدار از رفتارها و تجربه ­های زیستی افراد که به طور قابل ملاحظه­ای از آنچه مورد انتظار محیط فرهنگی است فاصله داشته باشد» (رستگاری­نیا، ۱۳۸۸، ص ۳۰-۳۳). افراد مبتلا به اختلالات شخصیت الگوها یا ویژگی­های پایدار، انعطاف ناپذیر و ناسازگارانه­ای دارند که می ­تواند تفکر، واکنش­های هیجانی، روابط بین شخصی و کنترل تکانه­ای آنان را تحت تآثیر قرار دهد.
نظریه شخصیت آیزنگ بیان می­دارد: «رفتارهای بزهکارانه از ویژگی­های شخصیتی خاصی ناشی می­شوند». آیزنگ معتقد است: «تمام ویژگی­های شخصیتی موجود بین افراد را می­توان به صورت دو بعد شخصیتی روان رنجوری[۱۴] و برون گرایی تقسیم نمود و با بهره گرفتن از آزمونها روان­سنجی به دریافت این متغیرها پرداخت» مثلآ بعد روان رنجوری بالا افراد را مستعد خلق متغیر، افسردگی و اضطراب می­ کند و برعکس بعد روان رنجوری پایین باعث ایجاد عواطف ثابت در افراد می­ شود. بعد برون­گرایی[۱۵] با مقدار محرکی که فرد نیازمند دریافت آن از محیط می­باشد قابل تشخیص است». همچنین بیان می­دارد که : «ویژگی­های برون­گرایی و روان­رنجوری به خواص کلی سیستم عصبی مرکزی انسان مرتبط است. میزان برون­گرایی وابسته به سطح کلی برانگیختگی با تحریک پذیری کورتکس و سیستم عصبی خودمختار انسان است در نتیجه هرچه سطح این تحریک­پذیری کمتر باشد شخص نیاز به محرک بیشتری از محیط اطراف خود خواهد داشت، بنابراین یک فرد برون­گرا به دلیل اینکه میزان برانگیختگی سیستم عصبی مرکزی و سیستم عصبی خودمختار خود از کم تحرکی شدیدی برخوردار است نیاز به تحرک بیشتری از محیط اطراف خود دارد و همچنین بعد روان رنجوری وابسته به ثبات سیستم عصبی مرکزی شخص است و نمره بالا در روان­رنجوری نشانه این است که سیستم عصبی فرد به محرک­های ناخوشایند با شدت بالایی واکنش نشان می­دهد». بدین ترتیب، افرادی با نمره روان­رنجوری بالا به سختی می­توانند خود را با جامعه سازگار سازند و برای آنها بسیار مشکل است که بتوانند انواع رفتارهای معقول اجتماعی (مثلا با آرامش برخورد کردن با مسائل) را به سادگی و به وسیله تشویق یا تنبیه بیاموزند. در نتیجه احتمال ارتکاب انواع رفتارهای بزهکارانه و جرم در افرادی با بعد برون­گرایی و روان­رنجوری بالا بسیار بیشتر از افراد عادی است و ترکیب این دو بعد روانی به این نتیجه منجر خواهد شد که فرد به طور مرتب به دنبال هیجان و تحریک­پذیری مفرط باشد و همچنین سعی نمی­کند که از اشتباهات خود درس بگیرد؛ بنابراین روند طبیعی اجتماعی شدن در این افراد به ندرت صورت گرفته و در نتیجه احتمال ارتکاب جرم در آنها بیشتر از افراد عادی است (پوت واین و سامونز، ۱۳۸۶، ص ۵۹-۶۰).
بعدها آیزنگ به تعریف بعد سوم شخصیتی به نام روان­پریشی پرداخت، بدین صورت که بعد روان­پریشی در افراد باعث ایجاد ویژگی­هایی همچون سرد یا بی­روح بودن، بی­توجهی مفرط، انزوا و پرخاشگری شده که همچون دو بعد دیگر ریشه ژنتیکی دارد و نمره بالا در روان­پریشی، همچون دو بعد دیگر (روان­رنجوری و برون­گرایی) احتمال ارتکاب اعمال بزهکارانه را در این افراد افزایش می­دهد (همان، ۱۳۸۶، ص ۵۹-۶۰).
لازم به ذکر است که طبق فرضیه قدیمی در مورد شخصیت که تشکیل شخصیت و منش را از زمان تولد می­داند و رشد آن، بنابر نیروهای غریزی کودک و محیط در جهتی خاص صورت می­گیرد. ولی عواطف کودک که در قضاوت تآثیر می­ گذارد دائمآ در حال تغییر است و ارزیابی­ها و در نهایت واکنشهای او برحسب احساساتش تغییر یافته و کودک دارای منشی متغیر می­باشد، ولی وقتی بالغ می­ شود روش اصلی کردار و احساسات او ثابت شده و منش او نیز در حالت معین و ثابتی باقی خواهد ماند (صانعی، ۱۳۷۱، ص ۱۱۸-۱۱۹).
از این جهت می­گویند تا زمانی که فرد به بزرگسالی نرسد شخصیت او به طور کامل شکل نمی­گیرد. این فرضیه مورد تآیید مؤلفان انجمن روانپزشکان آمریکا نیز می­باشد. در نتیجه یکی از ویژگی­های اختلال شخصیت این است که معمولآ تا زمان بزرگسالی تشخیص داده نمی­ شود و باید برای انجام چنین تشخیصی بیمار حداقل ۱۸ سال سن و یا بیشتر داشته باشد. «هرچند که گاهی کودکان را نیز می­توان به عنوان مبتلایان به اختلال شخصیت تشخیص داد ولی فقط در صورتی که آنها همه معیارهای مربوط به یک اختلال را داشته و علاوه بر این، یک معیار دیگر هم وجود دارد که این علائم رفتاری حداقل به مدت یکسال دوام داشته باشند، علاوه بر این نوجوانانی که معیارهای تشخیصی برای اختلال شخصیت را برآورده می­ کنند با احتمال فراوان در سنین ابتدای جوانی نیز، معیارهای مربوط به اختلالات دیگر را نیز برآورده می­ کنند؛ بنابراین وجود اختلال شخصیت در سن نوجوانی می ­تواند شاخصی برای احتمال خطر یک دوره مزمن از مشکلات روانشناختی در آینده آنها محسوب شود» (سلیگمن، روزنهان و والکر، ۱۳۸۹، ص ۱۸-۱۹).
بر حسب طبقه بندی انجمن روانپزشکان آمریکا سه طبقه کلی از اختلالات شخصیت[۱۶] وجود دارد که شامل:
بند اول : اختلالات خوشه A، که شامل انواعی از ایده­ ها و رفتارهای عجیب و نامتعارف است و عبارتند از:
۱ - اختلال شخصیت اسکیزوتایپی[۱۷].
۲ - اختلال شخصیت اسکیزوئیدی[۱۸].
۳ - اختلال شخصیت پارانوئیدی[۱۹].
بند دوم : اختلالات خوشه B، شامل رفتارهای نمایشی، هیجانی یا نامنظم هستند که عبارتند از:
۱ - اختلال شخصیت ضداجتماعی[۲۰].
۲ - اختلال شخصیت نمایشی[۲۱].
۳ - اختلال شخصیت خودشیفته[۲۲].
۴ - اختلال شخصیت مرزی[۲۳].
بند سوم : اختلالات خوشه ، که در زمینه گرایشات رفتاری پراضطراب یا ترس­آور اشتراک دارند و عبارتند از:
۱ - اختلال شخصیت دوری گزین یا اجتنابی[۲۴].
۲ - اختلال شخصیت وابسته[۲۵].
۳ - اختلال شخصیت وسواسی – جبری[۲۶].
۴ - منفعل – پرخاشگر [۲۷](کاپلان وسادوک، ۲۰۱۰، ص ۳۶۲).
این اختلالات هریک در مباحث بعد به تفصیل بیان خواهند شد.
بند اول . اختلالات خوشه A
۱ - اختلال شخصیت اسکیزوتایپی:
در میان تمام انواع اختلالات شخصیت، حجم تحقیقات آزمایشگاهی صورت گرفته روی اختلال شخصیت اسکیزوتایپی بعد از اختلالات شخصیت ضداجتماعی در جایگاه دوم قرار دارد. افراد دارای این اختلال شخصیت حدود ۳درصد از جمعیت عمومی را دربرگرفته و تآثیر عوامل ژنتیکی در این نوع اختلال پذیرفته شده است. این نوع اختلال در مردان بیشتر از زنان دیده می­ شود. این اختلال شامل یک الگوی نافذ از نقایص اجتماعی و بین شخصی که ویژگی آن احساس ناراحتی شدید و کاهش قابلیت در برقراری روابط، اختلال طولانی مدت در تفکر، ادراک، ارتباطات و رفتار نامتعارف می­باشد که در ابتدای بزرگسالی آغاز می­ شود. در یک نگاه کلی ویژگی­های این اختلال براساس سوالات برگزیده از پرسشنامه شخصیت اسکیزوتایپی بدین شرح می­باشد:
«عقاید انتسابآیا تاکنون با یک رویداد یا شی معمولی برخورد کرده­ای که حس کنی علامت خاصی برای تو به شمار می ­آید؟
اضطراب اجتماعی شدیدمن گاهی اوقات از رفتن به مکانهای شلوغ اجتناب می­کنم زیرا در آنجا مضطرب خواهم شد.
باورهای عجیب یا تفکر سحرآمیزآیا تاکنون تجاربی در ارتباط با طالع بینی، مشاهده آینده، بشقاب پرنده، درک فراحسی و یا حس ششم داشته­ای؟
تجربیات ادراکی غیرمعمولآیا تاکنون چیزهایی را دیده­ای که برای دیگران غیرقابل رؤیت باشند؟
رفتار عجیب یا نامتعارفمردم گاهی اوقات درمورد عادت­های نامعمول من اظهار نظر می­ کنند.
فقدان دوستان نزدیکعلاقه اندکی به آشنایی با دیگران دارم.
گفتار عجیب : آیا اغلب در هنگام گفتگو با شخص دیگر، از موضوع منحرف می­شوی؟
عواطف محدودمن از طریق گفتار و ظاهر به خوبی نمی­توانم احساسات واقعی­ام را بیان کنم.
بدگمانیمن مطمئنم که دیگران پشت سر من حرف می­زنند» (سلیگمن، روزنهان و والکر، ۱۳۸۹، ص ۲۰).
این نکته نیز حائز اهمیت است که افراد دارای اختلال شخصیت اسکیزوتایپ تماس با واقعیت را از دست نداده و از هویت و جایگاه خود آگاه هستند؛ درواقع بسیاری از آشفتگی­هایی که در افراد اسکیزوتایپ به صورت خفیف دیده می­شوند مشابه علائم افراد اسکیزوفرنیک مزمن می­باشد و همچنین افرادی که دارای معیارهای تشخیصی اسکیزوتایپ هستند بسیاری از نابهنجاری­های جسمی و رفتاری بیماران اسکیزوفرنیک را نیز نشان می­ دهند که در مباحث بعدی بیان می­شوند (همان، ۱۳۸۹، ص ۲۲).
۲ - اختلال شخصیت اسکیزوئید :
این نوع اختلال شخصیت شباهت­های زیادی با اختلال شخصیت اسکیزوتایپ دارد و در مردان بیش از زنان یافت می­ شود. این اختلال در اوایل بزرگسالی شروع شده و در طیف وسیعی از موقعیت­ها ظاهر می­ شود. نشانه اصلی این اختلال نقص و عدم تمایل برای برقراری روابط اجتماعی است که با رفتارهایی همچون بی ­تفاوتی نسبت به تمجید و انتقاد، بی­توجهی نسبت به احساسات دیگران و فقدان مهارتهای اجتماعی خود را نشان می­ دهند. «این افراد یا با هیچکس رابطه ندارند و یا دوستان او بسیار اندک هستند، این افراد عمومآ افرادی تودار، منزوی، گوشه گیر و شدیدآ درون­گرا می­باشند» (دی وی، ۱۳۸۹، ص ۸۸).
۳ - اختلال شخصیت پارانوئید :
در قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم در چهارچوب فعالیتهای بالینی در فرانسه بیمارانی با ویژگی­های متفاوت از دیگران پدید آمدند که مشخصه اصلی آنها حالتی هذیانی است که مستقل از توهمات می­باشد و از شخصیتی برمی­آید که سایر خصوصیات وی عادی و بهنجار می­باشد و این حالت هذیانی به تدریج گسترش می­یابد. امروزه اصطلاح ” پارانویایی ” که نوعی روان­گسستگی است را بر این نوع اختلال نهاده که اندکی با تصویر فرد حساس متفاوت است (کراز، ۱۳۸۶، ۹۰).
شخصیت این افراد در ویژگی­هایی همچون بی ­اعتمادی، غلط بودن ارزیابی و قضاوت و همچنین سازش نایافتگی اجتماعی خلاصه می­ شود. «طبق نظر انجمن روانپزشکان آمریکا وجود یک شخصیت پارانویاگونه با حساسیت مفرط، انعطاف ناپذیری، سوء­ظن نابجا به گونه ­ای که بی­دلیل نسبت به وفاداری همسر خویش بدگمان است، حسادت، ازخود راضی بودن مفرط، تمایل به سرزنش دیگران و انتساب نقشه­های شوم به دیگران قابل قبول است. این بیماران نسبت به دیگران بی­اعتماد و شکاک هستند و ممکن است تصور کنند دیگران عملآ کاری می­ کنند که آنها را ناراحت کنند یا به آنها صدمه بزنند» (همان، ۱۳۸۶، ص ۹۲).
افراد مبتلا به این اختلال بیش از حد حساس بوده و تمایل به یافتن نشانه­هایی مبنی بر بدرفتاری اطرافیان که عمومآ دلیل انزوا و تنهایی آنهاست دارند و عمومآ افرادی اهل مشاجره، عصبی و خشک هستند. نکته مهم این است که این افراد همیشه دلایلی برای توجیه شک و بدبینی خود داشته و اغلب در اظهارات دیگران تهدیدها یا تحقیرهایی پنهان را کشف می­ کنند. «این افراد معمولا وقتی وارد یک رابطه می­شوند در مورد وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان و همکاران احساس نگرانی می­ کنند و اغلب مایل به اعتماد به دیگران نیستند زیرا معتقدند وقتی مطلبی خصوصی را با کسی درمیان می­گذارند برایشان گران تمام خواهند شد. همچنین شخصیت این افراد دچار تنش است و در ناامنی بسر می­برند و اضطراب خود را در فعالیت افراطی، خشم مزمن و تهاجم منعکس می­سازند و اغلب مرموز و منزوی هستند» (همان، ۱۳۸۶، ص ۹۳). علاوه بر این در این افراد نوعی اعتقاد راسخ نسبت به برتری خود بر دیگران دیده می­ شود و به تحقیر دیگران از راه­های گوناگون می­پردازند.
«شواهد نشان می­دهد که مردان بیشتر از زنان از این نوع اختلال شخصیت رنج می­برند و نکته حائز اهمیت این است که هیچ علاقه و رغبتی برای جستجوی درمان در مراکز روان­درمانی نداشته و علائم این اختلال در آنها نیز با بالا رفتن سن شروع می­ شود» (سلیگمن، روزنهان و والکر، ۱۳۸۹، ص ۲۵).
بند دوم . اختلالات خوشه B
۱ – اختلال شخصیت ضداجتماعی :
در گذشته اصطلاحات ” سوسیوپاتی ” و ” سایکوپاتی ” گاهی اوقات به طور مترادف برای اشاره به اختلال شخصیت ضداجتماعی به کار می­رفت و در قرن نوزدهم این عقیده گسترش یافت که برخی از افراد به اختلالی ذهنی مبتلا هستند که آنها را از هماهنگی با انتظارات جامعه باز می­دارد و ” پیچارد [۲۸] ” این افراد را مبتلا به ” جنون اخلاقی ” می­نامید، حالتی که امروزه جای خود را به ” اختلال شخصیت ضداجتماعی ” داده است.
علامت و مشخصه این اختلال بی­نظمی و بی­قاعدگی در روابط اجتماعی، بی­توجهی و بی ­تفاوتی مزمن نسبت به حقوق دیگران می­باشد که از سن ۱۵ سالگی آغاز شده و به شکل رفتارهایی همچون دروغگویی، دزدی، تقلب، فریبکاری از طریق استفاده از نامهای مستعار، کلاهبرداری، تحریک­پذیری مفرط و پرخاشگری با دعواهای فیزیکی و تهاجم مکرر، فقدان احساس پشیمانی و حتی بدتر از اینها خود را نشان می­دهد (آکیسکال و همکاران، ۲۰۰۵، ص ۵۵).
در رفتار این افراد تجربه اثری نداشته و ما شاهد تکرار در رفتارهای آنان هستیم و زندگی این افراد حاکی از شکست­های مکرر در سازش یافتن با همه گروه­ ها شامل مدرسه، محیط کار، خانواده و … می­باشد. در زندگی این افراد جنبه­ های عاطفی ناچیز و ضعیف بوده و به همین دلیل تماس با آنها می ­تواند خطرناک باشد و به سبب فراگیری این اختلال در جمعیت، باعث ایجاد یک مشکل اجتماعی، حقوقی و همچنین روانشناختی می­ شود (سلیگمن، روزنهان ووالکر، ۱۳۸۹، ص ۲۷).
اختلال شخصیت ضداجتماعی ریشه در اختلال سلوک در دوران کودکی دارد که با ویژگی­هایی همچون مدرسه­گریزی، دروغگویی، دزدی و خرابکاری قابل تشخیص است و این رفتارها در بزرگسالی نیز به شکل رفتارهایی همچون تعدی به اشخاص و دارایی­ های آنان، بدهی­های کلان به بار آوردن و شانه خالی کردن از مسئولیت­های مالی تداوم یافته و خود را نشان می­ دهند. این اختلال در بین مردان نسبت به زنان شایعتر و همچنین در خانواده­های فقیر و بی­ثبات بیشتر دیده می­ شود.
اولین نکته در این بحث این موضوع می­باشد که با بالا رفتن سن و از حدود سن سی­سالگی، شدت رفتارهای ضداجتماعی به طور چشمگیری کاهش می­یابد؛ هرچند دلیل این قطعی امر موضوع کاملآ مشخص نیست اما به احتمال زیاد به عوامل متعددی همچون یادگیری اجتماعی؛ بدین معنا که فرد هر چقدر تجارب بیشتری در رابطه با عواقب منفی رفتارهای خود کسب می­ کند از فراوانی وقوع این رفتارها کاسته می­ شود و همچنین عوامل زیستی، بدین معنا که در طول زندگی فرد، ویژگی­های مغز، وضعیت هورمون­ها و توانایی­های جسمی تغییر یافته و احتمالآ بلوغ لوب­های فرونتال در افزایش توانایی برنامه­ ریزی از قبل و بازداری رفتارهای نامناسب نقش اساسی دارد (سلیگمن، روزنهان و والکر، ۱۳۸۹، ص ۳۱-۳۹).
نکته دیگر این است که «وجود رفتار ضداجتماعی به تنهایی برای تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی کافی نیست، برای اینکه رفتار ضداجتماعی اختلال شخصیت تلقی شود باید دو معیار مهم محقق گردد: اولآ رفتار باید دارای سابقه باشد، ثانیآ رفتار ضداجتماعی کنونی باید حداقل در سه طبقه از رفتارها بروز کند؛ ازجمله: پرخاشگری مکرر، بی­ملاحظگی به طوری که دیگران را به مخاطره بیندازد، فریبکاری، فقدان پشیمانی و بی­مسئولیتی مداوم که در رفتارهایی مانند نادیده گرفتن تعهدات مالی آشکار می­ شود» (همان، ۱۳۸۹، ص ۲۸). در نهایت اختلال شخصیت ضداجتماعی به عنوان یک رفتار ضداجتماعی پایدار تعریف می­ شود که در نوجوانی آغاز شده و در بزرگسالی نیز در زمینه ­های مختلف تداوم می­یابد.
نکته دیگر این است که «جرایم افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی غالبآ بی­هدف، تصادفی و تکانشی به نظر می­رسند. همچنین بسیاری از محققان معتقدند که اختلال شخصیت بیش از روان­گسستگی (از جمله اسکیزوفرنیا) افراد را در معرض ارتکاب اعمال خشونت آمیز قرار می­دهد؛ در تحقیقاتی که روی زندانیان آزاد شده­ای که تشخیص اختلال شخصیت در مورد آنها عنوان شده بود صورت گرفته به این نتیجه رسیدند که میزان تکرار جرایم خشونت­آمیز در این افراد بیش از افراد مبتلا به دیگر اختلالات روانی حاد از جمله اسکیزوفرنیا می­باشد. همچنین در پژوهشی دیگر که روی یک نمونه ۱۱۹۵ نفری که همگی متهم به ارتکاب انواع جرایم بودند صورت گرفته به این نتیجه رسیدند که تشخیص اختلال شخصیت با بیشترین فراوانی به میزان ۴۰درصد می­باشد که حدود دو سوم این افراد در زیر گروه اختلال شخصیت ضداجتماعی قرار داشتند» (دادستان، ۱۳۸۲، ۱۵۱-۱۵۲).
علت­های متعددی برای اختلال شخصیت ضداجتماعی ذکر شده­است از جمله: ژنتیک، آسیب اولیه به سیستم عصبی در حال رشد، نابهنجاری در فعالیت مغزی، بافت خانواده، جامعه و نقایص یادگیری. اما آنچه اهمیت دارد این است که هم ژنتیک و هم محیط هر دو در شکلگیری این اختلال شخصیت تآثیرگذارند؛ ممکن است خانواده و بافت جامعه نقایصی را در زمینه کنترل تکانه­ها در فرد ایجاد کنند، اما این عامل در کنار یک استعداد ژنتیکی به سبب اختلال کارکرد در نواحی فرونتال مغز ممکن است روی دهد، می ­تواند منجر به مشکلات یادگیری و کنترل تکانه­ها گردد و نتیجه نهایی این دوعامل اختلال سلوک در دوران کودکی و سرانجام تداوم آنبه شکل اختلال شخصیت ضداجتماعی در بزرگسالی است (شوتز، ۱۹۹۸، ص ۸۱).
نکته پایانی در این بحث این مورد است که «امکان درمان افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی بسیار اندک می­باشد دلیل آن نیز این امر تلقی می­ شود که نشانه­ های این اختلالات به عنوان منش­های ذاتی تلقی می­شوند و در نتیجه غیرقابل تغییر و پایدار هستند» (سلیگمن، والکر و روزنهان، ۱۳۸۹، ص ۴۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:54:00 ب.ظ ]




شکل شماره ‏۴‑۲- مدل مفهومی پژوهش در حالت تخمین ضرایب استاندارد
شکل شماره ۴-۲ مدل مفهومی پژوهش را در حالت تخمین ضرایب استاندارد نشان می‌دهد. کلیه متغیرهای تحقیق به دو دسته‌ی پنهان و آشکار تبدیل می‌شوند . متغیرهای آشکار(مستطیل) یا مشاهده شده به گونه‌ای مستقیم به وسیله پژوهشگر اندازه گیری می‌شود، در حالی که متغیرهای مکنون (بیضی) یا مشاهده نشده به گونه‌ای مستقیم اندازه گیری نمی‌شوند، بلکه بر اساس روابط یا همبستگی‌های بین متغیرهای اندازه گیری‌شده استنباط می‌شوند.
متغیرهای مکنون بیانگر یکسری سازه‌های تئوریکی هستند مانند مفاهیم انتزاعی که مستقیماً قابل مشاهده نیستند و از طریق سایر متغیرهای مشاهده شده ساخته و مشاهده می‌شوند. متغیرهای مکنون به نوبه خود به دو نوع متغیرهای درون زا[۵۱] یا جریان گیرنده[۵۲] و متغیرهای برونزا[۵۳] یا جریان دهنده[۵۴] تقسیم می‌شوند. هر متغیر در سیستم مدل معادلات ساختاری می‌تواند هم به عنوان یک متغیر درون زا و هم یک متغیر برونزا در نظر گرفته شود. متغیر درون زا متغیری است که از جانب سایر متغیرهای موجود در مدل تأثیر می‌پذیرد. در مقابل متغیر برونزا متغیری است که هیچ‌گونه تأثیری از سایر متغیرهای موجود در مدل دریافت نمی‌کند بلکه خود تأثیر می‌گذارد. در مدل مفهومی این پژوهش ابعاد سرمایه اجتماعی متغیرهای برونزا و متغیرهای عملکرد شغلی و رفتار شهروندی سازمانی متغیرهای درون زا هستند.
در شکل شماره ۴-۲ اعداد و یا ضرایب به دو دسته تقسیم می‌شوند. دسته‌ی اول تحت عنوان معادلات اندازه گیری مرتبه اول هستند که روابط بین متغیرهای پنهان (بیضی) و متغیرهای آشکار (مستطیل) می‌باشند. این معادلات را اصطلاحاً بارهای عاملی[۵۵] گویند. دسته‌ی دوم معادلات ساختاری هستند که روابط بین متغیرهای پنهان و پنهان می‌باشند و این معادلات را اصطلاحا ضرایب مسیر[۵۶] گویند. با توجه به مدل در حالت تخمین ضرایب می‌توان بارهای عاملی و ضرایب مسیر را برآورد کرد. بر اساس بارهای عاملی، شاخصی که بیشترین بار عاملی را داشته باشد، در اندازه گیری متغیر مربوطه سهم بیشتری دارد و شاخصی که ضرایب کوچک‌تری داشته باشد سهم کمتری رو در اندازه گیری سازه مربوطه ایفا می‌کند.

ارزیابی تناسب مدل[۵۷]

وقتی گفته می شود مدل با یکسری داده‌های مشاهده شده تناسب دارد، که ماتریس کوواریانس ضمنی مدل با ماتریس کوواریانس داده های مشاهده شده هم ارز(معادل) باشد یعنی وقتی ماتریس باقیمانده و عوامل (عناصر آن) نزدیک صفر باشند. البته این تناسب به روش تخمین، به مدل، ویژگیهای داده‌های مشاهده شده و… بستگی دارد. مهمترین شاخص تناسب مدل[۵۸] آزمون مجذور کای است. البته استفاده از این آزمون متضمن رعایت یکسری مفروضاتی است که در برخی از موارد امکان نقض این مفروضات وجود دارد. با گسترش نارضایتی از آزمون مجذور کای، یکسری شاخص های ثانویه به وجود آمد.
تفاوت مهمی که بین آزمون تناسب مجذور کای و شاخص های تناسب ثانویه وجود دارد، این است که آزمون مجذور کای به واقع شاخص عدم تناسب مدل است. و هرچه ارزش آن کوچکتر باشد نشان می دهد که مدل تناسب بهتری دارد. اما در مقابل شاخص های تناسب ثانوی از قبیل[۵۹]GFI [۶۰]NFI, و AGFI[61] ، شاخص های تناسب مدل هستند، در این شاخص ها هرچه ارزش آنها بیشتر باشد، مدل تناسب بهتری دارد.
در ادامه به طور خلاصه برخی از شاخص های تناسب مدل را شرح می دهیم:
آزمون مجذور کای، مجذور کای به درجه آزادی: از شاخص مجذور کای اغلب به عنوان شاخص موفقیت نام برده می شود. این شاخص به سادگی نشان می‌دهد که آیا بیان مدل ساختار روابط میان متغیرهای مشاهده شده را توصیف می کند یا خیر. این شاخص نسبت به اندازه نمونه حساس است، وقتی حجم نمونه برابر ۷۵ تا ۲۰۰ باشد، مقدار مجذور کای یک اندازه معقول برای برازندگی است. اما برای مدل های با n بزرگتر، مجذور کای تقریبا همیشه از لحاظ آماری معنادار است. از طرف دیگر مجذور کای تحت تأثیر مقدار همبستگی‌های موجود در مدل نیز هست. هر چه این همبستگی‌ها زیادتر باشد، برازش ضعیف تر است. برخی از محققان از نسبت مجذور کای به درجه آزادی به عنوان شاخص جایگزینی استفاده می کنند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
شاخص , GFI AGFI: این شاخص به وسیله اندازه نمونه تحت تأثیر قرار نمی گیرد. مقدار مطلوب آن می بایستی از ۹۰% بیشتر باشد. البته این مقادیر می تواند برای مدلهایی که به گونه ضعیفی فرمول بندی شده اند، بزرگ باشد. درباره کاربرد آن توافق کلی وجود ندارد.
شاخص [۶۲]RMSR یا RMR: این دو شاخص معیار میانگین اختلاف بین داده ها و ماتریس کوواریانس- واریانس ضمنی است. این معیار هر چقدر که کوچکتر باشد، برای تناسب مدل با داده ها بهتر است.( زیر ۰۵/۰ بسیار عالی، زیر ۰۸/۰ مناسب و بالای ۰۹/۰ نامناسب است.) این شاخص یک شاخص با ارزشی است هنگامی که میانگین واریانس- کوواریانس داده ها شناخته شده باشد. ارزیابی آن هنگامی که ماتریس واریانس-‌‌کوواریانس غیراستاندارد مورد استفاده قرار می گیرد، سخت و مشکل است.
هر چند از میان شاخصهای فوق، به گونه کلی RMSEA [۶۳] به عنوان شاخص مطلوب و GFI به عنوان بهترین شاخص درنظر گرفته می شود، اما درباره آنها توافق کلی وجود ندارد. شاخص های برازندگی به گونه کلی در دامنه بین صفر و یک قرار داده می شود. ضرایبی که بالاتر از ۹/۰ باشد، قابل قبول در نظر گرفته می شود. ( هر چند این سطح نیز مانند سطح خطای ۰۵/۰ اختیاری است (هومن، ۱۳۸۷،۴۳). عاقلانه است همه آنها در گزارش قید شوند.
به طور کلی در کار با برنامه Amos، هریک از شاخص های بدست آمده برای مدل به تنهایی دلیل برازندگی مدل یا عدم برازندگی آن نیستند، بلکه این شاخص ها را باید در کنار یکدیگر و با هم تفسیر کرد. اگر هم آزمون  و هم آزمون‌های تناسب ثانوی نشان دادند که مدل به طور کافی متناسب است، به سمت مشخص کردن عوامل مدل تناسب شده حرکت کرده و بر روی این عوامل تمرکز می‌کنیم. جدول شماره ۴-۵ بیانگر مهمترین این شاخص ها می‌باشد و نشان می‌دهد که الگوها در جهت تبیین و برازش از وضعیت مناسبی برخوردار است، تمامی این شاخص ها حاکی از تناسب مدل با داده های مشاهده شده می باشد. زیرا نسبت کای‌دو بر درجه آزادی کمتر از ۳ ، شاخص RMSEA کمتر از ۰۹/۰ و مابقی شاخص‌ها نیز قابل قبول هستند. به بیان دیگر، مدل و چارچوب کلی معنادار و قابل پذیرش است.
جدول شماره ‏۴‑۵- شاخص‌های برازش مدل

 

نام شاخص مقدار حدمجاز
(کای دو بر درجه‌ی آزادی) ۵۳۵/۲ کمتر از۳
GFI (نیکویی برازش) ۹۲/۰ بالاتر از ۹/۰
RMSEA (ریشه میانگین مربعات خطای برآورد) ۰۵۲/۰ کمتر از۰۹/۰
CFI (برازندگی تعدیل یافته) ۹۴/۰ بالاتر از ۹/۰
AGFI (نیکویی برازش تعدیل شده) ۸۶/۰ بالاتر از ۸/۰
NFI (برازندگی نرم شده) ۹۱/۰ بالاتر از ۹/۰
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:54:00 ب.ظ ]




شاهد این تفسیر همان است که در داستان نوح پیغمبر که شبیه داستان اشراف قریش است آمده در آن جا که قوم نوح به او مى‏گویند: «أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ»: ما به تو ایمان بیاوریم در حالى که افراد بى­سر و پا از تو پیروى کرده‏اند، نوح در جواب مى‏گوید: «وَ ما عِلْمِی بِما کانُوا یَعْمَلُونَ إِنْ حِسابُهُمْ إِلَّا عَلى‏ رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ وَ ما أَنَا بِطارِدِ الْمُؤْمِنِینَ»: من چه اطلاعى از اعمال آن­ها دارم؟ حساب اعمال آن­ها بر خدا است اگر بدانید و من نمى‏توانم آن­ها را که اظهار ایمان کرده‏اند از خود برانم.
نتیجه این که وظیفه پیامبر(ص) آن است که هر فردى را که اظهار ایمان کند بدون هیچ­گونه تفاوت و تبعیض از هر قشر و طبقه‏اى که باشد بپذیرد، چه رسد به افراد پاک دل و با ایمانى که جز خدا نمى‏جویند و تنها گناهشان این است که دستشان از مال و ثروت تهى است و آلوده زندگى نکبت‏بار اشراف نیستند.[۶۶۲]
۴-۱-۳-۶) تمسخر:
یکى از راه­هاى تسلط دشمن بر انسان­ها خوار نمودن و تحقیر آنان است، زیرا که هرگاه انسان به خود اعتماد به نفس نداشته باشد و ایمان به خدا در قلبش رسوخ نکرده باشد، دیگران از خلأ حاکم بر وجود او استفاده کرده، افکار خود را به او القا مى‏نمایند و به این وسیله او را مقهور خود مى‏کنند. کفار و مستکبران همیشه از این روش بهره برده انسان­ها را در سطح پایینى از فکر و اندیشه نگهداشته و حتى با انواع وسایل آنان را به نادانى سوق داده ‏اند تا در حالت بى­خبرى و غفلت از واقعیت­ها، ارزش­هاى دروغین را جایگزین ارزش­هاى والاى انسانى نمایند و بر سلطه و پیشوایى ظالمانه خود ادامه دهند و از توان، افکار و دارایى‏هاى مردم به نفع دنیاى خود استفاده نمایند.
دشمنان، افراد پاک­دل و حق­طلب و حقیقت­جو را که با مشاهده­ آثار حقانیّت در دعوت پیامبر اسلام(ص) و محتوای تعلیمات او سر تعظیم فرود آورده­اند، را به سفاهت و نادانی متهم می­ کنند. چنین اتهاماتی بر گروندگان حق و حقیقت شیوه­ منحصر به گذشته نیست؛ بلکه در همه زمان­ها از آن استفاده می­گردد. در طول تاریخ انبیاء کراراً می­بینیم که یکی از حربه­های دشمنان خدا در مقابل آن­ها، استفاده از حربه­ی«سُخریه» بوده است و آیات قرآن کریم مکرّر این موضوع را منعکس کرده است از جمله: «إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُوا کانُوا مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا یَضْحَکُونَ‏ وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ یَتَغامَزُونَ‏ وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلى‏ أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَکِهِینَ‏ وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ‏»[۶۶۳]: بدکاران (در دنیا) پیوسته به مؤمنان مى‏خندیدند و هنگامى که از کنارشان مى‏گذشتند آنان را با اشاره تمسخر مى‏کردند و چون به سوى خانواده خود بازمى‏گشتند مسرور و خندان بودند و هنگامى که آن­ها را مى‏دیدند مى‏گفتند: این­ها گمراهانند!
مجرمین و بدکاران چون اهل ایمان را به بینند برایشان می­خندند و مسخره می­ کنند و چون گذر کنند به چشم طعن و استهزاء به مؤمنین بنگرند و چون بازگردند به سوى اهل خود با شوخى و مزاح و شادى و بازى به نکوهش مومنین پردازند و زمانى­که مؤمنین را به بینند،گویند: اینان به حقیقت مردم گمراهى هستند. و حال آن­که ما بدکاران را موکل و نگهبان مؤمنین نگردانیدیم، محمّد بن عباس ذیل آیه فوق از ابن عباس روایت کرده چون امیرالمؤمنین (علیه السّلام) از نزدیک منافقین می­گذشت حضرتش را سخریه و استهزاء می­نمودند و می­گفتند: این آن کسى است که محمّد (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) از میان اهل بیت خود او را به ولایت و امامت برگزیده و اختیار کرده. روز قیامت درى میان دوزخ و بهشت باز می­ شود، منافقین مشاهده می­ کنند که امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در بهشت بر سریرى تکیه نموده به آن­ها می­گوید: به جانب من آئید چون می­خواهند به طرف حضرتش بروند آن در بسته شود. به این طریق آن حضرت ایشان را استهزاء می­ کند« فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنَ الْکُفَّارِ یَضْحَکُونَ عَلَى الْأَرائِکِ یَنْظُرُونَ هَلْ ثُوِّبَ الْکُفَّارُ ما کانُوا یَفْعَلُونَ»؛ پس امروز که روز جزا است اهل ایمان هم به کفار می خندند و استهزاء می کنند و بر تخت هاى عزّت تکیه کرده و دوزخیان را مشاهده می کنند.[۶۶۴]
دانلود پایان نامه
در آیه سی، دوّمین برخورد زشت آن­ها را بیان کرده، مى‏فرماید: «و هنگامى که از کنارشان مى‏گذشتند آن­ها را با اشاره تمسخر مى‏کردند» و با این علامات و اشارات مى‏گویند: این بى‏سر و پاها را ببینید که مقربان درگاه خدا شده‏اند. این آستین پاره‏ها و پا برهنه‏ها را تماشا کنید که مدّعى نزول وحى الهى بر خودشان هستند! و این گروه نادان را بنگرید که مى‏گویند استخوان پوسیده و خاک شده بار دیگر به حیات و زندگى برمى‏گردد و امثال این سخنان زشت و بى‏محتوا.[۶۶۵]
نویسنده­ی تفسیر پرتویی از قرآن، ذیل آیه­ی سی و یک و سی و دو این سوره چنین می­نویسد: این خوشحالى و سرخوشى گویا در مقابل ناخوشى و گرفتگى آن­ها، گاه بر خود و رو به رو شدن با مؤمنین است. براى تبهکارانى که به آلودگى خوى گرفته و در بند تقالید گرفتارند و دید وسیع­ترى ندارند، منطق و عمل و چهره مردان با ایمانى که از خوشی­هاى مألوف روى گردانده و پاى ایمان خود ایستاده و به هر رنجى تن می­ دهند، شگفت‏انگیز و نگران کننده است و بسا اندیشه تردیدآمیزى در ضمیرشان رخ نماید که شاید گفته‏ها و بیم‏ها و وعده‏هاى آن­ها راست آید. ولى این­گونه اندیشه‏هاى متضاد دیر نمى‏پاید و خوى به تقالید و عادات، به زندگى عادیشان می­کشاند و به سوى اهلشان برمی­گرداند، در محیط آرام و مأنوس زندگى با زن و بچه و کسان مانند خود دودلى و نگرانى و اندیشه سود و زیان و مسیر اجتماع و انسان که چهره مردان با ایمان بر فکرشان سایه افکنده بود، از میان می­رود و در اندیشه خود احساس به امنیت و ثبات می­نمایند و مؤمنان را به مسخره می­گیرند و خنده‏هاى مستانه راه مى‏اندازند.
چهره مردان حق و با ایمان و دعوت و رسالت آن­ها به همان اندازه که اشخاص آماده را به سوى تحرّک و تحوّل روحى و خلقى و نوسازى فکرى و خلقى و اجتماعى پیش می­برد، در مجرمین مرتجع اثر عکس دارد و این­ها با روبه رو شدن با دعوت آنان به سکون و تحفّظ و انقلاب معکوس برمی­گردند: وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلى‏ أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَکِهِینَ وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ: این مجرمین که راهى جز گناه و ستمگرى و ستمکشى در پیش ندارند و به بندهاى عادات و تقالید گمراه کننده گرفتارند، چون مؤمنین را بنگرند که این­گونه عادات و قید و بندهاى ناهنجار را گسیخته و از پرده‏هاى کفر و شرک بیرون آمده‏اند، گویند این گروه گمراهانند![۶۶۶]
۴-۱-۳-۷) اعزام عوامل نفوذی و جاسوسی:
دشمنان زمانی که احساس کردند، که به علل گوناگونی نمی ­توانند به طور مستقیم علیه طرفداران حق و حقیقت وارد عمل گردند در این­جاست که با اعزام عوامل نفوذی و گسیل داشتن جاسوسانی، مبارزه را به گونه ­ای غیر مستقیم شروع می­ کنند. قرآن کریم در این­باره می­فرماید:« لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ ما زادُوکُمْ إِلَّا خَبالًا وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَهَ وَ فِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ‏»[۶۶۷]: اگر آن­ها همراه شما (به سوى میدان جهاد) خارج مى‏شدند، جز اضطراب و تردید، چیزى بر شما نمى‏افزودند و به سرعت در بین شما به فتنه‏انگیزى (و ایجاد تفرقه و نفاق) مى‏پرداختند و در میان شما، افرادى (سست و ضعیف) هستند که به سخنان آن­ها کاملًا گوش فرا مى‏دهند(یا جاسوس)[۶۶۸] و خداوند، ظالمان را مى‏شناسد.
در شأن نزول این آیه نوشته­اند: درباره منافقان نازل شده است، جریان چنین است: زمانى که حضرت رسالت، پنهانى براى جنگ تبوک از مدینه خارج شدند در محلى به نام «ثنیه الوداع» فرود آمدند و عبد اللّه بن ابىّ با دوستان خود در «ذى حده» که پائین‏تر از «ثنیه الوداع» است منزل گزیدند، این دو مکان فاصله زیادى با یکدیگر نداشت. هنگامى که پیغمبر اکرم از آن­جا به سوى تبوک روان شدند، عبد اللّه ابن ابى با دیگر منافقان که اهل شک بودند، از آن­جا تخلف کردند و به مدینه بازگشتند. پس اللّه تعالى براى این­که فرستاده خود را تسلى دهد و او را در سختی­ها امر به صبر کند، آیه «لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ ما زادُوکُمْ إِلَّا خَبالًا» را فرو فرستاد.[۶۶۹]
در این آیه خداوند به مسلمانان هشدار می­دهد که، مراقب باشید «افراد ضعیف الایمانى در گوشه و کنار جمعیّت شما وجود دارند که زود تحت تأثیر سخنان این گروه منافق قرار مى‏گیرند» (وَ فِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ). و یا این­که در میان شما افرادى هستند که براى منافقان جاسوسى مى‏کنند. بنابراین وظیفه مسلمانان قوى الایمان آن است که مراقب این گروه ضعیف یا جاسوس باشند.[۶۷۰]
صاحب تفسیر نسفی « سمّاعون» را به معنیِ جاسوس گرفته است و می­نویسد:«وَ فِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ‏
یعنی در میان شما جاسوسان ایشانند».[۶۷۱]
۴-۱-۳-۸) تضعیف روحیه مسلمانان:
دشمنان برای تضعیف روحیّه­ی مسلمانان، از هیچ تلاش و کوششی دریغ نمی­کنند. برنامه­هایی از قبیل پخش شایعات، ایجاد جوّ رعب و وحشت و وسوسه­ها و القائات شیطانی، همگی در راستای اجرای این توطئه می­باشند. قرآن کریم در این­باره می­فرماید: «الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ‏»[۶۷۲]: این­ها کسانى بودند که (بعضى از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [لشکر دشمن‏] براى (حمله به) شما اجتماع کرده‏اند از آن­ها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را کافى است و او بهترین حامى ماست.»
طباطبایی ذیل این آیه می­نویسد: کلمه « ناس» به معناى افرادى از انسان است، اما نه از هر جهت، بلکه به این جهت افرادى از انسان را ناس مى‏گویند که از یکدیگر متمایز نیستند، (و گوینده کارى به تمایز و خصوصیات افراد ندارد) و در آیه شریفه کلمه ناس دو بار آمده که ناس اول غیر ناس دوم است، منظور از ناس اول منافقین و منظور از ناس دوم دشمنان است، منافقین که از یارى اسلام مضایقه کردند به منظور این­که مسلمانان را هم از رفتن به جنگ باز بدارند و سست کنند، به ایشان گفتند: ناس یعنى مشرکین جمعیت بسیارى براى جنگ با شما جمع کرده‏اند، معلوم مى‏شود ناس دوم مشرکین و ناس اول أیادى و جاسوسانى هستند که مشرکین در بین مؤمنین داشتند و از ظاهر آیه برمى‏آید که این جاسوسان عده‏اى بوده‏اند، نه یک نفر و همین آیه مؤید آن است که آیات شریفه مورد بحث درباره داستانى نازل شده که بعد از پایان جنگ احد پیش آمد، که رسول خدا (ص) با بقیه اصحابش، مشرکین را تعقیب کرد.[۶۷۳]
نویسنده تفسیر آسان می­نویسد: منظور از کلمه «النَّاسُ»، چنان­که امام محمّد باقر و امام جعفر صادق (علیهما السّلام) فرموده‏اند: نعیم بن مسعود اشجعى است و بنا به قولى: همان سوارانى می­باشد که ابو سفیان به وسیله آنان براى رسول خدا پیغام داد و آن حضرت را تهدید نمود و مقصود از جمله «إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ» که ترجمه شد بنا بر قول اکثر مفسرین: ابو سفیان و یارانش می­باشد. یعنى اى مسلمین! از ابو سفیان بترسید.[۶۷۴]
۴-۱-۳-۹) تبلیغات سوء:
دشمنان عصر رسالت از این حربه بسان رجال سیاست امروز بهره می­گرفتند و در سایه­ی اثرپذیری گروهی می­توانستند روحیّه­ها را سست کنند و از این طریق توازن قدرت اسلام و شرک را در منطقه حفظ نمایند. بنابراین این شیوه، از شیوه ­ها و روش­های متداول در دوره­ها و اعصار مختلف است. قرآن کریم در این­باره می­فرماید:«لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَهِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیها إِلَّا قَلِیلًا»[۶۷۵]: اگر منافقان و بیماردلان و آن­ها که اخبار دروغ و شایعات بى‏اساس در مدینه پخش مى­کنند دست از کار خود برندارند، تو را بر ضدّ آنان مى‏شورانیم، سپس جز مدّت کوتاهى نمى‏توانند در کنار تو در این شهر بمانند! «مرجفون»: کسانى بودند که در مدینه براى مضطرب کردن دل­هاى مسلمانان خبرهاى دروغ پخش مى‏کردند و مخصوصاً درباره سریّه‏هاى پیغمبر(صلّى اللَّه علیه و آله) جنگ­هایى که خود حضرت در آن حضور نداشت، به دروغ مى‏گفتند مسلمانان فرار کردند و کشته شدند. و اصل مرجف از ماده رجفه است که به معناى زلزله و جنبش است. و چون خبر دروغ خبر غیر ثابت و متزلزل است، آن­را رجفه گویند. و مقصود از آیه شریفه این است که اگر منافقان از دشمنى و نیرنگشان و تبه­کاران از اذیّت زنان و دروغگویان از ساختن و به هم بافتن خبرهاى بد دست بر ندارند، بى‏تردید ما تو را به دشمنى با آن­ها بر مى‏انگیزیم و ناگزیر مى‏شوند که از مدینه جلاى وطن کنند. سپس پیش تو در مدینه نمى‏مانند مگر زمان اندکى. و همین معنا به طریق مجاز اغراء نامیده شده است. و اغراء به معناى: تهییج و تحریک مردم به دشمنى با یکدیگر است و از این طریق باعث ایجاد تبلیغات سوء در بین مسلمانان می­شدند.[۶۷۶]
گروهى از دشمنان هستند که پیوسته در صددند که در اثر نشر اخبار کاذبه مسلمانان را به وحشت افکنده، فتنه القاء نموده، اجتماعات اسلامى را متفرق نمایند و به کفر بازگردانیده و نظام آنان را مختل نمایند.
آیه سوگند یاد نمود چنان­چه این چند حزب اهل نفاق و مخالف از فتنه­انگیزى در جامعه مسلمانان خوددارى ننمایند، هرآینه پروردگار و رسول گرامى مسلمانان را بر آن­ها مسلط خواهد فرمود، در آن هنگام نتوانند در جامعه مسلمانان توقف نموده، زیست و معاشرت نمایند، جزء اندک زمانى که دستور قتل آنان صادر و به موقع اجراء گذارده شود.[۶۷۷]
هم­چنین قرآن کریم در آیه­ی دیگری این موضوع را این چنین بیان می­فرماید:« وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ‏ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى‏ أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیْطانَ إِلَّا قَلِیلا»[۶۷۸]: و هنگامى که خبرى از پیروزى یا شکست به آن­ها برسد، (بدون تحقیق) آن را شایع مى‏سازند در حالى که اگر آن را به پیامبر و پیشوایان- که قدرت تشخیص کافى دارند- بازگردانند، از ریشه‏هاى مسائل آگاه خواهند شد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه کمى، همگى از شیطان پیروى مى‏کردید (و گمراه مى‏شدید).
وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ: مرجع ضمیر جمع ممکن است منافقین باشند یا مؤمنین ضعیف الایمان سست عنصر زود باور که به مجرد شنیدن یک خبرى و پیش آمد امرى منتشر و اذاعه می­ کنند یا از روى عناد یا ضعف ایمان بین مسلمین.
مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ: من بیانیه، که آن امر یا موجب امن و اطمینان مسلمانان می­ شود و به خواب امن می­روند و غافل­گیر دشمن می­شوند یا موجب خوف آن­ها می­ شود و جرأت و شهامت و شجاعت خود را از دست می­ دهند. أَذاعُوا بین المسلمین: افشاء می­ کنند«وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ» یعنى باید حقیقت امر را از پیغمبر(صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) سؤال کرد چون از جانب حق به او وحى می­رسد و حاق مطالب را بیان می­فرماید.[۶۷۹]
۴-۱-۳-۱۰) تهدیدها و جنگ­ها:
هنگامی که دشمنان با مبارزات منفیِ خود به آمالشان نرسیدند، نخست دست به یک سلسله«مانورها» و«تهدیدها» می­زنند در صورت عدم موفقیّت از نمایش قدرت، عزم خود را محکم نموده و با تمامی قوا و امکانات موجود خود، پیکاری سخت و گسترده را علیه طرفداران حق آغاز می­ کنند و در صددند با این نبرد از ملّت اسلام جزء نامی در تاریخ، چیز دیگری باقی نگذارد. قرآن کریم در این باره می­فرماید:«… قالَ سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ‏»[۶۸۰]: گفت: به زودى پسرانشان را مى‏کشیم و دخترانشان را زنده نگه مى‏داریم (تا به ما خدمت کنند) و ما بر آن­ها کاملاً مسلّطیم!»
«قالَ سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ»این جمله وعده‏اى است که فرعون به کرسى‏نشینان خود داده و آنان را به این معنا دل خوش کرده که به زودى همان سخت‏گیری­ها و عذابى که درباره بنى اسرائیل داشت از سر مى‏گیرد، پسران آنان را مى‏کشد و دخترانشان را براى کلفتى و خدمت گزارى قبطیان زنده مى‏گذارد و در آخر هم براى فرو نشاندن خشم و از بین بردن اضطراب درونى آنان اضافه کرده است که: ما مسلط و قاهر بر ایشانیم.[۶۸۱]نکته مهم این­که فرعون در این­جا دست به یک مبارزه ریشه‏دار و عمیق مى‏زند و تصمیم بر کارى مى‏گیرد که در آینده به کلى قدرت بنى اسرائیل را درهم بشکند و آن این که مردان جنگى و مبارز را با کشتن فرزندان بنى اسرائیل ریشه کن سازد و تنها زنان و دختران را براى کنیزى و خدمتکارى باقى بگذارد و این آئین هر استعمار نو و کهنه‏اى است، که افراد مثبت و فعال را از میان برمى‏دارند و یا روح مردانگى و شهامت را با وسائل گوناگون در آن­ها مى‏کشند و افراد غیر فعال را زنده نگه مى‏دارند.
البته این احتمال نیز هست که فرعون مى‏خواسته است این سخن به گوش بنى اسرائیل برسد و از دو جهت روحیه آن­ها درهم شکسته شود، یکى از نظر کشته شدن پسران و مردان آینده و دیگرى از نظر این که نوامیسشان به چنگال دشمن خواهد افتاد و در هر حال با جمله إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ مى‏خواهد وحشت و اضطراب را از دل پیروان خود بردارد و به آن­ها اطلاع دهد که کاملاً بر اوضاع مسلط است!
در این­جا سؤالى پیش مى‏آید و آن این­که چرا فرعون تصمیم بر قتل موسى نگرفت و تنها نقشه نابود کردن فرزندان بنى اسرائیل را کشید؟!
در پاسخ باید چنین گفت که: از آیات سوره مؤمن به خوبى استفاده مى‏شود که فرعون درآغاز، تصمیم بر قتل موسى داشت ولى اندرزهاى توأم با تهدید مؤمن آل فرعون و این­که اقدام به قتل موسى ممکن است، خطرناک واقع شود و او به راستى از طرف خدا باشد و آن­چه را از مجازات­هاى الهى مى‏گوید، انجام پذیرد، به قدر کافى در فکر و روح فرعون اثر گذاشت.
به علاوه بعد از جریان پیروزى موسى(ع) بر ساحران، این خبر در همه­جا منعکس گردید و در مورد طرفدارى و مخالفت با موسى(ع) در میان مردم مصر اختلاف افتاد، شاید فرعون از این بیم داشت که اگر بخواهد تصمیم حادى بر ضد موسى (ع) بگیرد با واکنش شدیدى که از طرف مردمى که تحت تأثیر او واقع شده‏اند روبه رو گردد، به این جهات از تصمیم بر قتل موسى (ع) منصرف گردید.
خداوند می­فرماید: از تهدیدها و حملات دشمن نهراسید و از میدان بیرون نروید (وَ اصْبِرُوا) و براى تأکید مطلب و ذکر دلیل، به آن­ها گوشزد مى‏کند که: سراسر زمین از آن خدا است و مالک و فرمانرواى مطلق او است و به هر کس از بندگانش بخواهد آن را منتقل مى‏سازد:إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ؛ و آخرین شرط این است که تقوا را پیشه کنید، زیرا” عاقبت پیروزمندانه از آن پرهیزکاران است” (وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ) این سه شرط که یکى از آن­ها در زمینه عقیده (استعانت جستن از خدا) و دیگرى در زمینه اخلاق (صبر و استقامت) و دیگرى در زمینه عمل (تقوى و پرهیزکارى) تنها شرط پیروزى قوم بنى اسرائیل به دشمن نبود، بلکه هر قوم و ملتى بخواهند بر دشمنانشان پیروز شوند، بدون داشتن این برنامه سه ماده‏اى امکان ندارد، افراد بى‏ایمان و مردم سست و ترسو و ملت­هاى آلوده و تبهکار، اگر هم پیروز گردند، موقتى و ناپایدار خواهد بود.[۶۸۲]دشمنان شگرد­ها وشیوه­های دیگری نیز درمبارزه­ی با پیروان مکتب توحیدی دارند که به دلیل اجتناب از طولانی شدن بحث، بدون توضیح فقط به آن­ها اشاره می­کنیم: تهمت­های ناروا[۶۸۳]، ترویج فرهنگ استعماری[۶۸۴]و…
بخش دوّم:
۴-۲) شیوه ­های مبارزه با دشمنان از دیدگاه قرآن کریم:
هنر قرآن، این کتاب هدایت و سعادت، افزون بر معرفی دشمن و شیوه ­های او شناساندن راه مقابله با آن نیز می­باشد بنابراین قرآن کریم، پس از آشنایی با صفات و شیوه ­های دشمنی دشمنان و آثار شوم پیروی از آن­ها، راه مقابله با آن­ها را نیز بیان می­فرماید. لذا قرآن براى مقابله با نقشه‏هاى دشمنانِ اسلام و مسلمانان، راهکارهایى را ارائه نموده است از آن­جا که قرآن کریم ما را به استوارترین راه ­ها هدایت مى‏کند، قطعاً شیوه‏هایى را که براى مبارزه با دشمنان معرفى مى‏کند از استحکام و تأثیر لازم برخوردار است.
قرآن کریم در مقابله با هر کدام از دشمنان، شیوه و روش مخصوص به آن دشمن را به ما می­آموزد به عبارت روشن­تر راه مقابله با شیطان، نفس، کفار و.. به صورت جداگانه به مسلمانان می­آموزد و هم چنین، در مقابل هر روش دشمن، راه مقابله­ای قرار می­دهد به­ طور مثال براى مقابله با دین‏زدایى و گسترش فساد و ایجاد گمراهى در بین مسلمانان، تقویت بصیرت و صبر و تقوى، این سلاح دفاعى بسیار مناسب را به ما معرفی می­نماید و یا در مقابل اختلاف‏افکنى تحریف و تبلیغ دشمنان، اتحاد و همبستگى مسلمانان و مبارزه فرهنگى به وسیله آموزه‏هاى قرآنى را، بهترین حربه معرفی می­نماید. ما در این بخش، از آن­جایی که بحثِ «شیوه ­های مبارزه با دشمنان از دیدگاه قرآن»، موضوعی وسیع است و قابلیت انجام تحقیق و بررسی جداگانه را دارد لذا تنها به برخی از این شیوه ­ها و روش­ها پرداخته و پیشنهاد می­ شود این موضوع در پروژه دیگری انجام گرفته و به ابعاد مختلف آن پرداخته شود.
۴-۲-۱) شیوه و روش قرآن کریم در مقابله با شیطان:
۴-۲-۱-۱) ایمان وتوکل:
اولین شیوه را که قرآن کریم در مبارزه با شیطان معرفی می­ کند، ایمان و توکل می­باشد. قرآن می­فرماید: « إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ َ إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ‏»[۶۸۵]: زیرا که او، بر کسانى که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل مى‏کنند، تسلّطى ندارد. تسلّط او تنها بر کسانى است که او را به سرپرستى خود برگزیده‏اند و آن­ها که نسبت به او [خدا] شرک مى‏ورزند (و فرمان شیطان را به جاى فرمان خدا، گردن مى‏نهند).
در این آیه به این نکته اشاره شده است که: مسلماً شیطان توان جذب همه افراد را ندارد که بخواهد از روى جبر آن­ها را گمراه نماید، بلکه این افراد بى ایمان و دنیاطلب و غافل از آخرت هستند که خود را در اختیار شیطان قرار مى­دهند و او را به عنوان ولىّ اتخاذ کرده، اوامرش را امتثال مى­نمایند. خداى متعال این نکته را چنین مى­فرماید: « انّا جعلنا الشیاطین اولیاء للذین لا یؤمنون»[۶۸۶]. بنابراین شیطان با همه امکاناتى که براى اغواگرى دارد، نسبت به بندگان مخلص الهى قدرت اضلال و اغواگرى ندارد، همان­گونه که خود نیز به این حقیقت اعتراف دارد: «قالَ فبعزّتک لاغویّنهم اجمعین الاّ عبادک منهم المخلصین»[۶۸۷]
مخلصین هم کسانى هستند که پس از آن­که خودشان را براى خدا خالص کردند، خدا هم آن­ها را براى خود خالص کرد، به­طورى که غیر خدا در قلبشان جاى ندارد. پس در هیچ لحظه اى مشغول به غیرخدا نیستند و هیچ­گاه از غیر خدا اطاعت نمى­کنند. و لذا، تسویلات شیطانى یا هواهاى نفسانى و… کوچکترین نفوذى در آن ها ندارند.[۶۸۸]
محدوده هستى شیطان هرگز مقام شامخ انسان کامل را در برنمى­گیرد و به حریم بندگان مخلص راهى ندارد. اگر شیطان بخواهد انسانى را فریب دهد، از راه اندیشه و افکار فریب مى­دهد، اما به مقام فکرى و عملى انسان کامل و بندگان مخلص راه ندارد تا بتواند آن­ها را وسوسه کند، بلکه شیطان در وهم و خیال راه دارد و نه در محدوده عقل محض. در انسان­هاى دیگر که شیطان رخنه مى­کند، براى این است که عقل آن­ها مشوب به وهم و خیال است، ولى انسان کامل وهم و خیال را در برابر عقل کامل خود خاضع کرده است. قواى درونى انسان کامل مأموم قوّه عاقله است و لذا شیطان نمى­تواند در عقل عملى انسان کامل از طریق امید و محبت و گرایش راه پیدا کند و یا در عقل نظرى او از راه اندیشه و علم راه بیابد زیرا مرحله عالى نفوذ شیطان وهم و خیال است و از آن بالاتر نمى رود. شیطان از تجرّد تام عقلى برخوردار نیست; چنان­که در بخش عملى از محدوده شهوت و غضب نمى­گذرد و به مرحله اخلاص، ایثار، تولّى و تبرّى راه نمى­یابد. شیطان موجودى است مادى و داراى تجرّد برزخى و مثالى و راهى به نشانه عقل محض ندارد؛ بله او به عالم مثال راه پیدا مى­کند. پس در مقام انسان کامل راه ندارد؛ زیرا نه مانند انسان کامل بى­واسطه از اسما و حقایق باخبر است و نه مانند فرشتگان باواسطه خبر دارد. او لایق هیچ یک از این دو مرحله نیست و لذا گرفتار دو امر مى­شود: یکى جهل به مقام انسان کامل و دیگرى استبکار که منشأ این استکبار هم وهم و خیال است؛ زیرا که عقل هرگز انسان را به کبر دعوت نمى­کند. وهم است که مقام­هاى دروغینى را راست مى­پندارد و انسان را فریب مى­دهد. و این­که گفته شد شیطان قادر به نفوذ و وسوسه انسان­هاى کامل نیست، نباید خیال کرد که پس دوست آن­هاست یا نسبت به آن­ها بى­اعتناست، بلکه دشمن آن­هاست و همواره سعى مى­کند که اگر نمى­تواند مستقیماً در خود آن­ها راه پیدا کند، در خواسته ­ها و برنامه­ ها و در اجراى طرح­هاى آن­ها رخنه کند و نگذارد که خواسته­هایشان محقّق شود.[۶۸۹]
۴-۲-۱-۲) ترک معصیت:
دومین شیوه مبارزه با شیطان، ترک معصیت می باشد. قرآن کریم در این باره می فرماید: «هَلْ أُنَبِّئُکُمْ عَلى‏ مَنْ تَنَزَّلُ الشَّیاطِین تَنَزَّلُ عَلى‏ کُلِّ أَفَّاکٍ أَثِیمٍ»[۶۹۰]:آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسى نازل مى‏شوند؟!آنها بر هر دروغگوى گنهکار نازل مى‏گردند.
شیطان وجودى است ویران­گر و موذى و مخرب و القائات او در مسیر فساد و تخریب است و مشتریان او دروغگویان گنهکارند.
خداوند در این آیه می­فرماید: آیا شما را خبر دهم که شیطان­ها بر چه کسى نازل مى‏شوند؟ آن­ها بر هر دروغگوى فاجرى که معصیت­کار است، یعنى کاهنان، نازل مى‏شوند. مقاتل گوید: یعنى بر طلیحه و مسیلمه نازل مى‏شوند.
شیطان­ها آن­چه را شنیده‏اند به کاهنان و دروغگویان القاء می­ کنند و بسیارى از دروغ­ها را با شنیده‏هاى خود درمى‏آمیزند و به آن­ها وحى می­ کنند. بیشتر شیطان­ها و به قولى بیشتر کاهنان دروغگویانند.[۶۹۱]
در این آیه بیان شده است که شیطان با افراد دروغ گو و گنهکار سر و کار دارد بنابراین یکی از راه ­ها و روش­های مبارزه با شیطان ترک گناه و معصیت است. به عبارت بهتر، از اهداف و روش­های شیطان فریب دادن انسان و وسوسه نمودن انسان تا این­که گناه انجام دهد بنابراین انسان باید تمام تلاش خود را به کار گیرد تا فریب نخورد و گناه و معصیّت نکند از این رو از مهم­ترین شیوه ­های مبارزه با شیطان است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:54:00 ب.ظ ]




در تعبیر بسیار جالبی آمده است: «همانگونه که شمار بیماران بستری در بیمارستانها در هر کشوری معیار و میزان سنجش سیاستهای بهداشتی در آن مملکت انگاشته میشود شمار زندانیان نیز معیار و میزان پیشرفت عدالت کیفری در آن کشور و درستی یا نادرستی سیاست جنایی آن کشور به حساب میآید[۱۲۶].» بنابراین در جهت بهبود هر چه بیشتر سیاست جنایی کشورمان و کاهش جمعیت کیفری ناگزیر به استفاده از کیفرهای جایگزین زندان خواهیم بود.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
همانگونه که قبلا بیان کردیم دو روش اصلی برای ایجاد جانشینهای کیفر زندان عبارتند از «روش تقنینی» و «روش قضایی».
۱- روش تقنینیدر روش تقنینی قانونگذار باتوجه به شرایط و نیازهای حاکم بر جامعه و اوضاع و احوال آن و نیز سیاست کیفری پیش رو، اقدام به تعیین جانشینهای کیفر زندان از طریق تصویب قوانین جدید و نیز تغییر و اصلاح قوانین موجود میکند و شرایط لازم برای اینکه بزهکار صلاحیت استفاده از چنین تدبیری را دارد را تعیین نموده و قانون را بگونهای تنظیم مینماید که درصورت وجود چنین شرایطی دادگاه به جای مجازات زندان برای وی کیفر دیگری را جانشین نماید. دراین روش دادگاه باتوجه به قانون بایستی کیفر یا تدبیر دیگری را به جای کیفر زندان مورد حکم قرار داده و بزهکار بایستی چنین کیفری را تحمل نماید. در کشور ما نیز در قانون برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۶۸ حبسهای کمتر از ۹۱ روز تبدیل به جزای نقدی میشود و در قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین مصوب ۱۳۷۳ نیز این امر تکرار شده و چنین زندانهایی بایستی به جزای نقدی تبدیل بشوند.
در ماده ۳۷ قانون مجازات اسلامی و نیز ماده ۳ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و مواد مربوط به تعلیق مجازات اجازه داده شده تا قاضی باتوجه به جرم، مجرم و اوضاع و احوال حاکم بر آن بتواند کیفر مناسبی را انتخاب نماید و جانشین کیفر زندان نماید.
۲- روش قضایی: در این روش بنا به تجویز قانون، قاضی دادگاه میتواند باتوجه به نوع جرم، درجه اهمیت آن، میزان تقصیر و انگیزه بزهکار نسبت به جانشین کردن کیفر دیگری به جای مجازات زندان اقدام کند. «در چنین روشی قاضی صادرکننده حکم در جهت بدست آوردن شاخصهای فوق و تحقیق در این زمینه به وضعیت بزهکار واقف شده تا بتواند کیفر مناسبی جهت اصلاح وی انتخاب نماید. قاضی باتوجه به آنچه که قانونگذار به وی اجازه انتخاب کیفری به جای کیفر زندان را داده میتواند عمل نماید[۱۲۷]
قانونگذار در فصل یازدهم از قانون اساسی به بحث قوه قضائیه پرداخته و در بند ۵ اصل ۱۵۶ این قانون «اقدام‏ مناسب‏ برای‏ پیشگیری‏ از وقوع‏ جرم‏ و اصلاح‏ مجرمین‏» را یکی از وظایف قوه قضاییه در جهت تحقق بخشیدن به عدالت دانسته است.
از جمله لوایح قضایی که در سالهای اخیر به منظور کاهش استفاده از زندان و برطرف ساختن آثار زیانبار آن تقدیم مجلس گردیده میتوان به لایحه مجازاتهای اجتماعی جایگزین زندان و لایحه تشکیل دادگاههای اطفال و نوجوانان اشاره کرد که درحال حاضر هیچیک از این لایحه ها مورد تصویب قرار نگرفتهاند.
لایحه مجازاتهای اجتماعی جایگزین زندان در تاریخ ۲۸/۱۲/۱۳۸۷ در شش فصل و ۳۲ ماده با این مقدمه توجیهی که: «با عنایت به ناکارآمدی زندان ـ به ویژه حبس‌های کوتاه‌ مدت ـ در زمینه‌ی بازدارندگی و اصلاح و درمان بزهکاران به لحاظ طرد و کنار گذاشتن مجرم از اجتماع و آشنا ساختن وی با فرهنگ زندان و با توجه به مشکلات ناشی از افزایش جمعیت کیفری در زندان‌ها از قبیل کمبود امکانات بهداشتی و غذایی، رواج مواد مخدر، شیوع بیماری‌های عفونی و ایدز، خشونت و ارتشاء و در راستای سیاست‌های دوره‌ی توسعه‌ی قضایی مبنی بر حبس‌زدایی و بازاندیشی و بازنگری در سیاست جنایی تقنینی مبنی بر توسل بی‌رویه و افراطی به مجازات حبس و با لحاظ جایگاه حبس در نظام حقوقی اسلام و به منظور رفع مشکلات یادشده و در اجرای بند (٢) اصل ١۵٨ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران؛ لایحه‌ی زیر جهت طی تشریفات قانونی تقدیم می‌شود.» تقدیم مجلس شورای اسلامی گردیده است.
در راستای تأمین هدفهای لایحه مجازات اجتماعی، در ماده یک تلاش شده تا تعریفی عملیاتی از این عنوان با درنظر گرفتن رکنهای اصلی مجازاتهای اجتماعی ارائه شود. بموجب این ماده: «مجازاتهای اجتماعی مجازاتهایی هستند که باتوجه به جرم ارتکابی، شخصیت و پیشینه کیفری مجرم، موارد ارتکاب جرم، وضعیت بزهدیده و آثار ناشی از ارتکاب جرم به موجب حکم دادگاه تعیین و با مشارکت مردم و نهادهای مدنی در اجتماع اجرا میشوند. این مجازاتها عبارتند از: دوره مراقبت، خدمات عمومی، جزای نقدی روزانه و محرومیت موقت از برخی حقوق اجتماعی.»
بنابراین محورهای مورد تأکید در این تعریف به شرح زیر است: ۱- مشارکت اجتماع در اجرا، ۲- محدود کردن آزادی عمل محکومان، ۳- رعایت اصل تناسب، ۴- نظارت و مراقبت به منظور پیشگیری از تکرار جرم.
یکی دیگر از ارکان مجازاتهای اجتماعی، پیشبینی روش های نظارتی و مراقبتی برای کاهش خطر ارتکاب جرم دوباره محکومان است که در کشور ما توسط مددکاران اجتماعی مستقر در زندان انجام میپذیرد. البته مسئولیت مددکاران اجتماعی که در این قانون پیشبینی شده فقط گزارش موارد تخلف و سرپیچی از دستورها نیست بلکه آنان وظیفه دارند تا محکومان به مجازاتهای اجتماعی را در مسیر بازگشت به زندگی شرافتمندانه یاری رسانند و درصدد رفع موانع بازپذیری آنان برآیند.
«با پیشبینی مجازاتهای اجتماعی، طبقه جدیدی از مجازاتها وارد نظام کیفری ایران میشود که با حفظ ارتباط فرد با جامعه و تسهیل فرایند جامعهپذیری محکوم، اصلاح و درمان مجرم را ممکن میسازد و مانع طرد ویرانگر مجرم اصلاحپذیر از جامعه و خانواده میشود[۱۲۸]
در خصوص لایحه قانونی تشکیل دادگاه اطفال و نوجوانان باید گفت پیشنویس لایحه مزبور در تاریخ ۲۴/۹/۱۳۸۲ در ۵۵ ماده به تصویب رسیده که قانونگذار بموجب آن بطور مفصل به بیان احکام و شرایط رسیدگی به جرایم ارتکابی توسط افراد زیر ۱۸ سال (نابالغ) پرداخته و طرق مختلفی را نیز درخصوص مجازات، تنبیه، تربیت و اصلاح آنان در نظر گرفته است تا از این رهگذر مانع از تکرار جرم توسط آنان در آینده گردد. استفاده از شیوه های نوین در پیشبرد این اهداف مسئله مثبت دیگری است که در صورت تصویب این لایحه و اجرایی شدن آن، تغییرات چشمگیری درخصوص نحوه برخورد با اطفال و نوجوانان بزهکار و بازپروری و تربیت آنان بوجود خواهد آمد و جای بسی تأسف است که علیرغم گذشت بیش از ۹ سال از تنظیم چنین لایحه مهمی که حتی میتوان آن را نوعی تحول در سیستم رسیدگی به جرایم افراد نابالغ نامید، تاکنون در خصوص عملی شدن آن اقدامی صورت نگرفته است.
اخیرا نیز لایحه‌ای به تصویب مجلس رسید و درحال‌حاضر در شورای نگهبان در انتظار تایید بسر می‌برد که بموجب آن، ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی که باعث به زندان افتادن شمار بسیاری از مردان معسر از پرداخت مهریه می‌گردید، تنها درمورد میزان مهریه تا ۱۱۰ سکه قابلیت اجرایی دارد و پرداخت مازاد بر آن منوط به ملائت و توانایی زوج و معرفی اموال متعلق به وی توسط زوجه است.
در اقدامی دیگر «سازمان زندانها، مسئولان قضایی را با مشکلات مربوط به حبسمحوری و نسبت به جایگزینی مجازاتهای دیگری به جای حبس آشنا ساخته و مجموعه قوانین جزایی را مورد بررسی قرار داده است. سازمان مزبور ۲۱۰ تا ۲۴۰ عنوان مجرمانه که میتوان مجازاتی جز حبس برای آن درنظر گرفت تعیین و تقدیم مسئولان قضایی نموده است[۱۲۹].»‏
‌قانونگذار سابق نیز به بحث کاهش استفاده از زندان توجه داشته و درصدد جایگزین کردن مجازاتهای دیگر بجای آن در پارهای موارد پرداخته است. بعنوان مثال، ماده ۴۵ قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۰۴ بیان میداشت: «در موارد جنحه اگر اوضاع و احوال قضیه مقتضی تخفیف باشد محکمه می‌تواند مجازات حبس تأدیبی را تا هشت روز تخفیف داده یا‌آن را تبدیل به غرامت نماید.» و نیز ماده ۴۷ قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۰۴: «شخصی که به موجب این قانون به واسطه ارتکاب جنحه محکوم به حبس شده است در صورتی که سابقا به واسطه ارتکاب جنحه یا‌ جنایتی محکوم نشده باشد محکمه می‌تواند نظر به اخلاق و احوال مجرم و دلایل موجه اجرای مجازات را نسبت به او معلق دارد.»
ماده ۱۱ قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۵۲ اشعار میداشت: «در هر مورد که در قوانین حداکثر مجازات کمتر از ۶۱ روز حبس باشد از این پس به جای حبس حکم به جزای نقدی از ۵۰۰۱ تا ۳۰۰۰۰‌ ریال داده خواهد شد و هر گاه حداکثر مجازات بیش از ۶۱ روز حبس و حداقل آن کمتر از این باشد دادگاه مخیر است که حکم به بیش از دو ماه حبس یا‌جزای نقدی از ۵۰۰۱ تا ۳۰۰۰۰ ریال بدهد در صورتی که در موارد فوق حبس توأم با جزای نقدی باشد و به جای حبس جزای نقدی مورد حکم قرار‌گیرد هر دو جزای نقدی با هم جمع خواهد شد.»
بحث جایگزین‌های زندان، مقوله جدید و نوپایی نیست بلکه از گذشته وجود داشته و در حال حاضر نیز شیوه‌های نوین آن ایجاد گردیده است. «نخستین بار انریکو فری از بنیانگذاران مکتب تحققی بود که با طرح قائممقامهای کیفری، موضوع جانشینها را وارد مباحث کیفری نمود. در این مرحله جانشینی در مفهوم گستردهای مورد توجه بود و جانشینهای کیفری که هم در سطح جامعه کل و هم در عرصه تشکیلات دادگستری قرار میگیرند و در زمره اقدامات پیشگیرانه و دفاع اجتماعی میباشند را شامل میگردید. در این مفهوم جانشینهای کیفری، مجازات را کنار میگذارند و تدابیر دیگری را به جای آن مطرح میکنند که قلمروهای متنوعی را دربر میگیرد[۱۳۰]
«به گفته یکی از مشاوران عالی رییس قوه قضاییه ۲۵ نوع مجازات جایگزین زندان تعیین شده است. وی با اشاره به این که فلسفه وجودی زندان، متنبه شدن مجرم است گفت: تجربه نشان داده است که زندانی شدن مجرمان به عاملی برای بروز جرمهای جدید تبدیل شده است. وی چند نمونه از مجازاتهای جایگزین را چنین معرفی کرد: حبس در منزل، ممنوعیت تردد، اعلام و انتشار از طریق نشریات، حبس در تعطیلات آخر هفته، ممنوعالمعامله شدن، تشکیل شوراهای داوری و خانه حکمیت و غیره. وی همچنین تصریح کرد که با اعمال ماده ۱۸۹ در همه روستاها، بخشها و شهرها رسیدگی به معتمدین محلی سپرده میشود. با این تأسیسهای نو که با بهره گرفتن از تجربه فراوان سالیان متمادی و تکیه بر اصول نوین اجرای مجازاتها حاصل شدهاند میتوان در اجرای صحیح مجازاتها تحول عظیم و عمیقی به وجود آورد و در جهت تحقق اهداف مجازاتها که همانا اصلاح و تربیت مجرمین و تقویت ارزشها و کرامت والای انسانی است گامهای مؤثری برداشت تا نتیجتا از معایب و مفاسد زندان کاسته شود[۱۳۱]
قانونگذار در حال حاضر به بحث جایگزینهای مجازات زندان توجه زیادی داشته و به نظر میرسد در تصویب قانون جدید مجازات اسلامی، نگاه وی به استفاده کمتر از مجازات زندان و بکارگیری شیوه های جایگزین میباشد. در قانون مجازات اسلامی اخیرالتصویب، قانونگذار پس از بیان انواع مجازاتها و نحوه تعیین و اعمال آنها، در فصول پنجم تا هشتم قانون، به مباحث تعویق صدور حکم، تعلیق اجرای مجازات، نظام نیمهآزادی و آزادی مشروط که نقش مهمی در کاهش استفاده از مجازات زندان و نیز کاهش آثار آن دارد، پرداخته و سپس در فصل نهم مجازاتهای جایگزین حبس و شرایط تعیین آنها بجای مجازات زندان را بیان نموده و طی مواد ۶۴ تا ۸۷ این قانون شرایط مربوط به آنها را برشمرده است. البته آنچه که در بحث مجازاتهای جایگزین آمده، کامل نیست و به همه شیوه ها و راهکارها پرداخته نشده است.
بنابراین می‌توان با توجه به قانون جدید مجازات و نیز قوانین جزایی سایر کشورها، این تدابیر کیفری جانشین زندان را به دو دسته «تدابیر کاهشدهنده اثر زندان» و «جایگزینهای مجازات زندان» تقسیم نمود.
تدابیر کاهشدهنده اثر زندان: ۱- آزادی مشروط، ۲- نظام نیمهآزادی، ۳- تعویق صدور حکم، ۴- تعلیق اجرای مجازات، ۵- مجازاتهای تخییری.
تدابیر جایگزین مجازات حبس: ۱- مراقبت و درمان، ۲- خدمات عمومی رایگان، ۳- جزای نقدی، ۴- حبس در منزل، ۵- نظارت الکترونیکی، ۶- پادگانهای آموزشی اصلاحی، ۷- جریمههای روزانه، ۸- توقیف پایانهفتهای، ۹- اقدامات تأمینی و تربیتی، ۱۰- محرومیت از حقوق اجتماعی، ۱۱- مجازات شفاهی.
از طرفی در سطح بین المللی نیز فعالیتهایی در اینخصوص صورت پذیرفته که در ادامه این مبحث به برخی از آنها اشاره میشود.
مبحث اول: تدابیر کاهشدهنده اثر زندان:
این تدابیر که از آنها تحت عنوان تدابیر سنتی جایگزین زندان نیز یاد میشود عبارتند از:
بند ۱) آزادی مشروط
قانونگذار طی مواد ۳۸ تا ۴۰ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰در سه ماده و سه تبصره مقررات مربوط به آزادی مشروط را آورده بود. مطابق این مواد شخصی که برای بار اول محکوم به حبس شده و نصف مجازات را گذرانده درصورت وجود سه شرط قادر بود از آزادی مشروط استفاده کند: اول- نشان دادن حسن اخلاق مستمر، دوم- پیشبینی عدم ارتکاب مجدد جرمی در آینده از اوضاع و احوال او و سوم- تلاش در جهت پرداخت ضرر و زیان شاکی یا جریمه دولتی. البته صدور حکم آزادی مشروط منوط به پیشنهاد سازمان زندانها و تایید دادستان یا دادیار ناظر زندان و مدت آن نیز بین یک تا پنج سال بود.
آزادی مشروط در قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۵۲ و ۱۳۰۴ یافت نمیشود لیکن در ۲۳ اسفند ماه ۱۳۳۷ ماده واحدهای تحت عنوان ‌قانون راجع به آزادی مشروط زندانیان به تصویب مجلس وقت رسیده که بموجب آن «هر کس که برای مرتبه اول به علت ارتکاب جنحه یا جنایت به مجازات حبس محکوم شده و در مورد جنحه نصف (‌لااقل سه ماه‌حبس) و در مورد جنایت دو ثلث از مدت مجازات را گذرانده باشد ممکن است به حکم دادگاه صادرکننده دادنامه قطعی محکومیت در صورت وجود‌شرایط زیر از آزادی مشروط استفاده نماید:
۱ - هر گاه در مدت اجرای مجازات مستمرا حسن اخلاق نشان داده باشد.
۲ - هر گاه از اوضاع و احوال محکوم پیش‌بینی شود که پس از آزادی دیگر مرتکب جرمی نخواهد شد.
۳ - هر گاه تا آنجا که می‌توان از او انتظار داشت ضرر و زیانی که مورد حکم دادگاه یا مورد موافقت مدعی خصوصی واقع شده پرداخته باشد یا قرار ‌پرداخت آن را بدهد.
تبصره ۱ - محکومین به حبس دائم پس از گذراندن دوازده سال حبس ممکن است از آزادی مشروط استفاده نمایند.
تبصره ۲ - صدور حکم آزادی مشروط منوط است به پیشنهاد دادیار ناظر زندان و موافقت دادستان دادگاه صادرکننده حکم و در صورت نبودن ‌دادیار به پیشنهاد دادستان در پیشنهاد مزبور باید وجود شرایط بالا تصریح شده باشد در این مورد نظریاتی که انجمن حمایت زندانیان بدهد مورد توجه ‌دادیار دادستان قرار خواهد گرفت.
تبصره ۳ - صدور حکم آزادی مشروط کسانی که طبق احکام قطعی دادگاه‌های نظامی محکومیت حاصل می‌نمایند منوط است به پیشنهاد دادستان ‌دادگاه صادرکننده حکم محکومیت و موافقت دادستان ارتش و صدور حکم از دادگاه صادرکننده حکم قطعی - در صورتی که دادگاه نظامی صادرکننده‌ حکم قطعی منحل شده یا بشود صدور حکم آزادی مشروط منوط به پیشنهاد دادستان ارتش و صدور حکم از یکی از شعب دادگاه تجدید نظر سازمانی ‌و دائمی دادرسی ارتش با رعایت مقررات این قانون خواهد بود.
تبصره ۴ - مدت آزادی مشروط اصولا شامل بقیه مدت مجازات خواهد بود ولی دادگاه می‌تواند مدت آن را تغییر دهد. و در هر حال کمتر از یک‌سال و زیادتر از پنج سال نخواهد بود جز در مواردی که بقیه مدت کمتر از یک سال باشد که در آن صورت مدت آزادی مشروط معادل بقیه مدت حبس‌خواهد بود. و در مورد حبس دائم مدت آزادی مشروط به پنج سال خواهد بود.
‌تبصره ۵ - دادگاه صادرکننده حکم آزادی مشروط می‌تواند به پیشنهاد دادیار ناظر زندان و تقاضای دادستان برای مدت آزادی مشروط در ضمن حکم‌ خود محدودیتهایی از قبیل اقامت در محل معین و خدمت در مؤسسات خیریه و یا صنعتی یا فلاحتی یا نزد کارفرمای معینی را مقرر بدارند.
‌تبصره ۶ - چنانچه در مدت آزادی مشروط، آزاد شده مرتکب جنحه یا جنایت شود با وجود اخطار رسمی دادگاه صادرکننده حکم آزادی مشروط ‌تکرار در نقض محدودیتهایی که طبق تبصره ۴ مقرر گردیده بنماید و یا به هر طریق دیگری شایسته نبودن مشارالیه برای اعتمادی که به او شده است‌ ثابت شود دادگاه به تقاضای دادستان مربوط حکم به بازگشت او به زندان برای اجرای بقیه مدت مجازات خواهد داد. مدتی که در آزادی مشروط گذشته ‌جزء مدت محکومیت محسوب نخواهد شد.
تبصره ۷ - هر گاه آزاد شده در تمام مدت آزادی مشروط مستمرا از خود حسن اخلاق و رفتار نشان دهد آزادی او قطعی خواهد شد و محکومین به ‌حبس دائم پس از انقضاء مدت آزادی مشروط که زائد بر پنج سال نخواهد بود آزاد خواهند شد.
تبصره ۸ - در مواردی که مجازات حبس توأم با غرامت باشد دادگاه وقتی حکم آزادی مشروط را می‌دهد که محکوم‌علیه غرامت را پرداخته یا‌ قراری برای پرداخت آن به دادستان داده باشد.
‌تبصره ۹ - وزارت دادگستری و وزارت جنگ مأمور اجرای این قانون می‌باشند.
قانون فوق که مشتمل بر ماده واحده و نه تبصره است پس از تصویب مجلس سنا در جلسه شنبه بیست و سوم اسفند ماه یک هزار و سیصد و سی و‌هفت به تصویب مجلس شورای ملی رسید.»
ملاحظه میشود که مواد مربوط به آزادی مشروط مندرج در قانون مجازات اسلامی مصوب ۷۰ در واقع از این ماده واحده و تبصره های آن برداشت شده است. آزادی مشروط در قانون مجازات اسلامی جدید (مصوب ۱/۲/۹۲) در مواد ۵۸ تا ۶۳ آمده است که بموجب ماده ۵۸ آن درمورد محکومیت به حبس تعزیری، دادگاه صادرکننده حکم میتواند درمورد محکومان به حبس بیش از ده سال پس از تحمل نصف و در سایر موارد پس از تحمل یک سوم مدت مجازات به پیشنهاد دادستان یا قاضی اجرای احکام کیفری با رعایت شرایط مقرر در این ماده حکم به آزادی مشروط را صادر کند. شرایط مزبور کاملا مشابه شرایط مقرر در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ میباشد.
اما این روش با ایرادی اساسی مواجه است که محکوم به حبس باید نیمی از مجازات زندان را تحمل نماید و بنابراین شخص با محیط زندان آشنا شده و آثار منفی پیشگفته گریبان وی را خواهد گرفت مگر اینکه گفته شود فایده آزادی مشروط اینست که چون محکوم تنها نیمی از مجازات زندان را تحمل میکند در معرض آسیب کمتری قرار خواهد گرفت.
بند ۲) نظام نیمهآزادی
این شیوه که در ماده ۵۶ قانون مجازات اخیرالتصویب برای نخستین بار بیان شده است، روشی است که براساس آن محکوم میتواند در زمان اجرای حکم حبس فعالیتهای حرفهای، آموزشی، حرفهآموزی، درمانی و نظایر آنها را در خارج از زندان انجام دهد. اجرای این فعالیتها زیر نظر مراکز نیمهآزادی است که در سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی تأسیس میشود.
براساس ماده ۵۷ قانون مذکور، در حبسهای تعزیری درجه پنج تا هفت، دادگاه صادرکننده حکم قطعی میتواند بنا به تقاضای محکوم در طول مدت تحمل مجازات، مشروط به گذشت شاکی و سپردن تأمین مناسب و تعهد به انجام یک فعالیت شغلی، حرفهای، آموزشی، حرفهآموزی و نظایر آن، تحت نظام نیمهآزادی قرار گیرد. همانطور که در ماده موصوف آمده است این امر موجب مشارکت در تداوم زندگی خانوادگی یا درمان اعتیاد یا بیماری محکوم میگردد که همین امر در فرایند اصلاح یا جبران خسارت وارده بر بزهدیده مؤثر است.
بند ۳) تعویق صدور حکم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:53:00 ب.ظ ]