قطارها

 

لوازم جانبی عروسکهای مدروز[۳۸]

 

 

 

تفنگ اسباب بازی و مجموعه تفنگها

 

عروسکهای مادر و بچه[۳۹]

 

 

 

بازیهای ورزشی

 

کالسکه و کالسکه تاشوی عروسک[۴۰]

 

 

 

قطعه های خانه سازی

 

خانه های عروسکی[۴۱]

 

 

 

ماشین ها و کامیون ها

 

اسباب بازیهای خانه داری و آشپزی[۴۲]

 

 

 

اسباب بازیهای الکترونیکی

 

جعبه آرایش[۴۳]

 

 

 

اسباب بازیهای ساختنی[۴۴]

 

اسباب و اثاثیه عروسک

 

 

 

کیت های مدل[۴۵]

 

عروسکهای پارچه ای[۴۶]

 

 

 

وسائل ورزشی

 

لباسهای زنانه

 

 

 

میز و ابزارهای کار

 

گردنبدها

 

 

 

بی سیم واکی تاکی [۴۷]

 

مدادهای رنگی، وسائل هنری

 

 

 

منبع (هیوز، ترجمه گنجی، ۱۳۸۴ ، ص ۲۰۲)
۲ ) رابطه سن و بازیهای کودکان
انتخاب نوع بازی، وسیله بازی و مدت بازی با سن کودکان ارتباط دارد. کودک سه ماهه با شنیدن صدا واکنش نشان می دهد، بنابراین وسیله ای مثل جغجغه و تکان دادن آن، می تواند برای او لذت بخش باشد. به همین ترتیب با رشد کودک، بازیها و اسباب بازیهای او نیز تغییر می کند (مجیب، ۱۳۷۷).
پایان نامه - مقاله - پروژه
اینکه بخواهیم نوع بازیهای هر سن را معلوم داریم از نظر روان شناسی چندان درست نیست ولی آنچه از این لحاظ مهم است این است که رفتار بازی در اطفال دارای توالی است به عبارت دیگر تغییر در علاقه بازی کودکان ناگهانی صورت نمی گیرد. یعنی علاقه به بازی مخصوص در سن معلوم نتیجه تغییرات تدریجی در رشد و تجارب کودک است (جلالی، ۱۳۷۷).
هرچه سن کودک بالاتر می رود، تعداد فعالیت بازیگونه کمتر می شود. کمترین تعداد دفعات بازی در سن ۴ تا ۶ سالگی بوده، بیشترین تعداد دفعات بازی در سن ۷ تا ۹ سالگی و سپس در ۱۲ سالگی علاوه بر کم شدن تعداد فعالیتها، نوع فعالیت نیز تغییر می یابد، زیرا کودک بزرگتر به علت تماس با محیط خارج وقت کمتری برای بازی دارد و به سمت فعالیتهای جذاب دیگر کشانده می شود.
از طرفی با افزایش سن، توانایی تمرکز طولانی تر شده و می تواند مدت بیشتری را صرف یک بازی کند. کودکانف بعلت تمرکز کوتاهشان، طبیعتاً تنوع بازی و اسباب بازی را درست دارند، یک کودک ۲ ساله حدود ۶ دقیقه و ۹ ثانیه با یک اسباب بازی، بازی می کند. در صورتیکه همان کودک در ۵ سالگی می تواند حدود ۱۲ دقیقه و ۶ ثانیه با یک وسیله، مشغول بازی باشد (مجیب، ۱۳۷۷).
۳ ) رابطه هوش و بازیهای کودکان
«هوش عبارت است از توانایی یادگیری و انطباق با انچه برای ادامه زندگی لازم است و از آن به فرهنگ، آداب و رسوم قوانین اجتماعی تعبیر می کنیم. این توانایی تحت تأثیر تجربه قرار دارد. «سهمن» و «ویتی»[۴۸] در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که کودکان سرآمد و کودکان کندذهن، به یک نسبت در بازی شرکت می کنند. در واقع هر دو گروه مدت زمانی که به بازی مشغول هستند بسیار کوتاه است.» اما علت آن فرق دارد، کودک سرآمد به علت تنوع طلبی و عدم هماهنگی با همبازی با کسی بازی نمی کند، بازیش را تغییر می کند و بیشتر به بازیهای انفرادی تمایل دارد و میل به بازیهای بدنی که صرف انرژی را طلب می کند ندارد. در حالی که کودک کند ذهن به علت ناتوانی در همبازی شدن و نبوده انگیزه بازیش را تغییر می دهد. کودکان سرآمد بیشتر به سمت بازیهای خلاق کشیده می شوند و به اسباب بازیهای چون خمیر، گل رس و … رغبت دارند، آنها دوست دارند که خود مجری بازیها باشند، بسازند، خراب کنند و مجدداً بازسازی کنند. در صورتیکه کودکان کندذهن بیشتر به اسباب بازیهای از پیش ساخته شده که با صرف کمترین انرژی بیشترین حرکت را تولید می کنند، علاقه دارند (مجیب، ۱۳۷۷).
۴ ) تأثیر همبازیها بر بازیهای کودکان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...