۴-۱-۱-۲دوره دوم : ۱۹۷۷-۱۹۶۷
این دوره بعد از جنگ شش روزه آغاز شد . در طول این دوره شهرک سازی به طور عملی در نوار غزه و کرانه باختری رود اردن شروع شد . در طول این دوران بیشتر ملاحظات امنیتی مد نظر سازندگان بود تا ملاحظات ایدئولوژیک و مذهبی . هدف از شهرک سازی امنیتی در این دوره ایجاد یک کمربند از شهرک های یهودی نشین در امتداد مرزهای مشترک اسرائیل با کشورهای عربی بود . تا از این طریق بتوان از آن بصورت یک ابزار دفاعی در مقابل حملات احتمالی اعراب استفاده کرد . رهبران حزب کار در زمره اولین گروه از مقامات اسرائیلی بودند که در خلال سال های ۱۹۷۷-۱۹۶۷ در مناطق اشغال شده عربی برای اسکان یهودیان فعالیت کردند .

در این راستا ، در خلال حاکمیت حزب کار ، در اسرائیل طی سال های ۱۹۷۷-۱۹۶۷ ، شهرک های مختلفی به طور غیر رسمی و با حمایت دولت ، سازمان ها و نهادی وابسته به حزب کار احداث شد .
حتی پس از شکست حزب کار در انتخابات سال ۱۹۷۷ ، سازمان های وابسته به این حزب ، ۱۵ شهرک از نوع ناحال را برای سربازان و جوانان اسرائیلی آموزش دیده بنا کردند . این شهرک ها بعدها با حمایت دولت از اسکان یهودیان مهاجر در نوار غزه ، به شهرک های کشاورزی ( موشاف ) و شهرک های تعاونی ( کیبوتس ) تغییر هدف داد . [۱۸۹]
شهرک سازی در این زمان بر اساس طرح آلون صورت می گرفت . او در طرح خودش ضمن تأکید « مصالحه ارضی » با فلسطینیان در نوار غزه و کرانه باختری ، یک نوع خودمختاری نیز برای آنان پیش بینی می کرد . [۱۹۰] همچنین او در طرح خودش خواهان انضمام چهل درصد از کرانه باختری که شامل بیت المقدس نیز می شد و ایجاد یک کمربند امنیتی به عرض ۲۰ کیلومتر را پیشنهاد می کرد . هدف از این طرح انضمام عملی سرزمین های مذکور بوسیله شهرک سازی بود . همچنین به نظر او اسکان یهودیان در مناطقی که دارای اهمیت استراتژیک و دفاعی بودند به عنوان یکی از مهمترین کارکردها در تعیین مرزهای اسرائیلی بود .[۱۹۱]
ایگال آلن نیز به نوبه خود از اجرای طرح های مربوط به اسکان یهودیان که به حضور صهیونیست ها به عنوان یک واقعیت غیر قابل انکار در سرزمین های اشغالی مشروعیت می بخشید ، حمایت می کرد . از دیدگاه آلن هر شهرک یهودی نشین به مثابه یک قلعه و هر کارگر سازنده آن ، به عنوان یک سرباز تلقی می شد . [۱۹۲]
در طی این دوره حدود ۶۰ شهرک یهودی نشین در ساحل غربی رود اردن ، اطراف بیت المقدس و نوار غزه برپا گردید .
۴-۱-۱-۳ دوره سوم ۱۹۹۲-۱۹۷۷
در این دوره که با قدرت گیری حزب لیکود همراه بود . سیاست های اسکان یهودیان از طریق اشغال سرزمینی و ایجاد زیر ساخت های فیزیکی به شدت دنبال شد . در این دوره که با افراط گرایی های حزب لیکود همراه بود ، انگیزه های ایدئولوژیک و مذهبی بیش از انگیزه های امنیتی در توسعه شهرک سازی موثر بود و علت این موضوع را می توان گسترش و اوج گیری بنیادگرایی یهودی و قدرت گرفتن جنبش « گوش آمونیم » دانست .[۱۹۳]
با وجود مخالفت های جهانی مخصوصاً رئیس جمهور وقت آمریکا « کارتر » شارون از یک طرح بزرگ شهرک سازی را در سال ۱۹۷۷ پرده برداشت که بر طبق آن حدود ۲ میلیون نفر مهاجر یهودی در شهرهای احداثی ساکن خواهند شد . این طرح که « دروبلس » نام داشت یک تلاش همه جانبه در جهت درهم شکستن وحدت سرزمین فلسطین و از بین بردن هر گونه امکان برای تحقق حق تعیین سرنوشت فلسطینیان بود . دروبلس در طرح خود خواهان پراکندگی گسترده یهودیان از نوار ساحلی بطرف مناطق شرقی شده بود . باید گفت که این طرح درصدد ضربه زدن به اساس حاکمیت بالقوه فلسطینیان به وسیله تخریب کلیت سرزمینی آنان بود . بر طبق این طرح شهرک های یهودی نشین نباید تنها در اطراف مناطق فلسطینی نشین ساخته شود بلکه باید در میان آنها نیز نفوذ کند . این طرح به صورت کاملاً موفق عملی نشد اما توانست موانعی را در جهت انسجام کلی موجودیت فلسطینی به وجود آورد .
در این دوره خصوصاً باید به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اشاره کرد زیرا قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی عملاً مهاجران زیادی نمی توانستند از شوروی خارج و به اسرائیل مهاجرت کنند و شاهد این مدعا نیز کنفرانس ها و سمینارهای متعدد بین المللی است که توسط یهودیان به منظور اعمال فشار بر روی دولتمردان شوروی برگزار می شد . با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سیلی از مهاجران یهودی سرزمین های اشغالی را فرا گرفت به طوری که نرخ رشد شهرک سازی به شدت بالا رفت .
بر اساس ارزیابی های انجام شده در سال ۱۹۹۱ ، تعداد کل واحدهای مسکونی مستقر در ساحل غربی رود اردن و نوار غزه ۱۳ هزار و ۶۵۰ واحد برآورد شده که تعداد ۹۹۸۰ دستگاه از آنها دائمی و ۳۶۷۰ واحد دیگر متحرک بوده است .
۴-۱-۱-۵ دوره چهارم ۱۹۹۶-۱۹۹۲
با آغاز سال ۱۹۹۲ حزب لیکود قدرت را در اسرائیل در اختیار گرفت . از جمله اولین اقدامات دولت جدید ، تشکیل کمیته ویژه ای در وزارت مسکن ، برای ساخت واحدهای مسکونی و شهرک ها بود . دانستان ، رئیس این کمیته با تقسیم بندی اراضی اشغال شده سال ۱۹۶۷ ، برای هر بخش مسئولی را گمارد و از آنان خواست ۱۴۰ هزار واحد مسکونی جدید را در اطراف شهرک های یهودی نشین قدیمی و جدید احداث کنند.[۱۹۴]
با پیروزی اسحاق رابین و به روی کار آمدن حزب کارگر در ژوئن ۱۹۹۲ امید بسیار زیادی در جهت توقف شهرک سازی ها به وجود آمد . اسحاق رابین در پاسخ به فشارهای بین المللی برای توقف شهرک سازی ها و پیشبرد روند صلح با اعراب ، عملیات شهرک سازی را تا یک سال متوقف کرد . اما این کار فقط برای رفع فشارهای بین المللی بود . زیرا در این دوران شهرک های جدید به وجود نیامد اما شهرک سازی متوقف نشد . در این زمان دولت اسرائیل به توسعه شهرک های قدیمی می پرداخت به عقیده وی اسکان یهودیان به هر طریق اقدامی ارزشمند است که باید مورد حمایت و پشتیبانی قرار گیرد .
اسحاق رابین برای کاهش فشارهایی که هم از طریق جامعه جهانی و هم از طریق جامعه اسرائیل متوجه او بود شهرک ها را به دو دسته تقسیم کرد :
-
- شهرک های امنیتی : به اعتقاد رابین وجود این شهرک ها برای اسرائیل حیاتی بوده و نمی بایست موضوع آنها در دستور کار مذاکرات اعراب و اسرائیل قرار گیرد .
-
- شهرک های سیاسی : شهرک هایی که در دوران حکومت حزب لیکود در قلب مناطق مسکونی فلسطینی ایجاد شده است رابین این دسته از شهرک سازی را به منظور نشان دادن حسن نیت به اعراب و هموار ساختن مذاکرات متوقف کرد .
اسحاق رابین سه ماه پس از به قدرت رسیدن ، طی یک مصاحبه مطبوعاتی در پاسخ به این سوال که منظور از شهرک های امنیتی و سیاسی چیست ، گفت : « من میان شهرک هایی که در مناطق دارای اهمیت استراتژیک احداث شده اند مانند شهرک های مستقر در منطقه دره اردن و بلندیهای جولان که در خط تماس قرار دارند با سایر شهرک های مناطق اشغالی ، تمایز قائل هستم . به نظر من نوع دوم این شهرک ها را که با اهداف سیاسی احداث شده اند ، می توان در مذاکرات نهایی با اعراب مورد مذاکره قرار داد » .[۱۹۵]
اما در عمل و با توجه به آمار نیز این موضوع به روشی دریافت می شود که در این دوره سیاست شهرک سازی و اسکان یهودیان متوقف نشد بلکه دچار تغییراتی شد . بر اساس آمار در این دوره به طور سالانه ۱۲۰۰ واحد در شهرک ها ساخته شد .
این دوره را می توان مقارن با انعقاد پیمان اسلو دانست . این پیمان نیز نتوانست سیاست های گسترش شهرک سازی را متوقف کند . اعلامیه اسلو هیچگونه محدودیتی برای عملیات شهرک سازی قید نکرده بود و گفتگو در مورد آن را به مذاکرات نهایی محول می کرد که این نیز می توانست برای سال ها ، حتی فراتر از دوره انتقالی پنج ساله ، تداوم یابد . قراردادها در توافق نامه های بعدی نیز هیچ گونه محدودیت خاصی در نظر گرفته نشد و فقط تعهداتی را در راستای حفظ امنیت ساکنان شهرک ها بر دوش دولت خود گردان گذاشتند .
اسرائیل نیز در موقعیت های مختلف اعلام کرد که شهرک های یهودی نشین را تا تعیین تکلیف نهایی در مورد فلسطین حفظ خواهد کرد .
در دوران بعد از اسلو شهرک های امنیتی که کرانه باختری و بیت المقدس در امتداد خط سبز قرار داشتند همچنان به توسعه ادامه می دادند و شهرک سازی های سیاسی نیز هر چند که متوقف اعلام شده بودند به کندی در حال پیشرفت بودند . در این دوره طرح های مهم شهرک سازی که مهمترین آنها « طرح سه ساله شهرک سازی ۹۸-۱۹۹۵ » بود به تصویب رسید .
این طرح شهرک سازی مانند شهرک های سیاسی بود و در قلب مناطق مسکونی فلسطینی احداث می شد و سرزمین های باقیمانده فلسطینیان را پاره پاره می کرد . این طرح حتی باعث جدل در کابینه اسحاق رابین شد در یکی از جلسات کابینه خانم « شولا میت [۱۹۶]آلونی » وزیر علوم کابینه رابین با لحنی انتقادی اظهار کرد که فلسطینیان و اعراب نیز برای زندگی نیاز به زمین دارند که در پاسخ رابین گفت « من درباره اسرائیلی ها فکر می کنم و نه درباره فلسطینی ها[۱۹۷]»
در این دوره برخلاف قول های متعددی که رابین برای ترک شهرک سازی و متوقف نمودن آن به جامعه جهانی داد عملاً این روند دارای سیر صعودی بود و بیش از هر دوره ای از زمان ۱۹۶۷ این شهرک سازی ها گسترش یافت به نحوی که جمعیت ۱۱۲ هزار نفری یهودیان کرانه باختری نوار غزه در سال ۱۹۹۲ به ۱۴۵ هزار نفر در سال ۱۹۹۵ رسید .
بعد از مرگ رابین در سال ۱۹۹۵ و به روی کار آمدن شیمون پرز روند شهرک سازی ها ادامه پیدا کرد . شیمون پرز برخلاف اسحاق رابین مخالف جدایی سرزمین فلسطینیان و اسرائیل بود . او از مصالحه کارکردی حمایت می کرد به این معنی که کرانه باختری باید تحت کنترل مشترک دولت خودمختار و اسرائیل قرار گیرد . در اندیشه مصالحه کارکردی پرز رشد و توسعه شهرک ها می بایست تداوم می یافت و ارتش اسرائیل نیز بدون آنکه ارتش اشغالگر محسوب می شد حضور تعیین کننده خود را به بهانه حمایت از شهرک نشین ها در این مناطق حفظ می کرد .
۴-۱-۱-۶ دوره پنجم از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۰
این دوره را می توان دارای فراز و نشیب بسیاری در سیاست های شهرک سازی دانست . زیرا در ابتدای این دوره یعنی در سه سال اولیه آن بنیامین نتانیاهو به نخست وزیری اسرائیل رسید . با توجه به تمایلات مذهبی بسیار بالای وی و توجه به ارض موعود و نیز ائتلافی که با شرکت احزاب مذهبی انجام داد ، شهرک سازی توسعه فراوانی یافت . او شدیداً از توسعه و گسترش این شهرک ها در سراسر مناطق اشغالی حمایت می کرد .
مهمترین اقدامی که او در زمینه شهرک سازی انجام داد ساخت شهرک ابوغنیم در اطراف بیت المقدس بود . طرح های شهرک سازی حکومت نتانیاهو عموماً بر روی خط سبز متمرکز بودند تا با گسترش آنها به سمت شرق و غرب ، عقب نشینی به مرزهای تعیین شده در قطعنامه [۱۹۸]۲۴۲ را غیر ممکن سازند . به طور گذرا نتیجه شهرک سازی در دوره را می توان ایجاد ۴۲ شهرک جدید در کرانه باختری و نوار غزه دانست که ساخت ۲۹ شهرک جدید آن پس از توافقنامه وای ریور بوده است . [۱۹۹]
این دوره ۳ ساله نخست وزیری نتانیاهو با شکست وی در انتخابات و پیروزی باراک به پایان رسید وی خود را به دنباله روی سیاست های اسحاق رابین در صلح با فلسطینیان می دانست . باراک بعد از به پیروزی رسیدن در انتخابات در راه رسیدن به مصالحه ای که وی آن را صلح شجاعانه و تاریخی معرفی کرد ، اعلام نمود که ساخت شهرک های جدید را تا زمان امضای موافقت نامه نهایی متوقف می کند و از تبعیض هایی که به نفع شهرک نشین ها در دوره های قبلی صورت گرفته جلوگیری خواهد کرد . در عین حال او همچنین اعلام داشت که اسرائیل موجودیت شهرک ها را در کرانه باختری و نوار غزه حفظ می کند و از تخلیه آنها خودداری خواهد نمود . [۲۰۰] که البته این رویکرد را می توان همان رویکرد شهرک های امنیتی در زمان اسحاق رابین دانست.
بعد از این دوران نیز چند بار حکومت اسرائیل میان احزاب راست و میانه رو جا به جا شد و این جا به جایی قدرت خود تاثیراتی را بر سیاست های شهرک سازی در سرزمین های اشغالی به وجود آورد ولی همچنان مسئله شهرک سازی به عنوان یکی از نمونه های اشغال سرزمینی همواره مورد نظر طرف فلسطینی و جامعه جهانی بوده است .
تاریخ توقف شهرک سازی ها در وضعیت کنونی در تابستان ۲۰۱۰ به پایان رسید و دولت اسرائیل که در این زمان در دست راست گرایان افراطی است عنوان نمود که بیش از این به توقف شهرک سازی ادامه نخواهد داد . این امر درست با میانجی گری آمریکا به ریاست جمهوری باراک اوباما برای صلح میان اعراب و اسرائیل مصادف بود . طرف فلسطینی نیز با عنوان توقف شهرک سازی ها را یک پیش شرط دانست و هر گونه مذاکره را منوط به توقف شهرک سازی ها نمود . به این طریق آخرین راهکار بین المللی نیز برای حل مشکل اسرائیل و فلسطین به بن بست رسید و تشکیلات خودگردان در پاییز ۲۰۱۰ رسماً خروج خود را از این مذاکرات اعلام نمود .
پراکندگی جغرافیایی
احداث شهرک های یهودی نشین در سرزمین های اشغالی را می توان یک جنگ جغرافیایی تمام عیار دانست که هدف از آن تغییر ترکیب جمعیتی سرزمین های اشغالی و دوم به محاصره درآوردن فلسطینیان است . احداث شهرک های یهودی نشین را می توان در ۳ ناحیه جغرافیایی طبقه بندی کرد :
-
- بلندی های جولان
-
- بیت المقدس
-
- نوار غزه
-
- بلندی های جولان
این سرزمین تحت اشغال به سوریه تعلق دارد و از نظر استراتژیک از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است . به همین خاطر اسرائیل از همان ابتدا بر حفظ این مناطق پافشاری می کرد و حاضر به باز پس دادن این سرزمین به سوریه نبوده و نیستند . به همین خاطر هم در همان روزهای اول اشغال بر بلندیهای جولان با سرعت اقدام به اخراج ساکنان بومی این منطقه کردند و آثار و نشانه های فرهنگ اعراب را از میان برداشتند . دولت اسرائیل نیز با هدف تحکیم موقعیت خود مبادرت به احداث شهرک های یهودی نشین در بلندیهای جولان نمود و عملاً این منطقه را به عنوان بخشی از اسرائیل بزرگ منظم به خاک خود کرد .
این منطقه یک ناحیه پر ارتفاع از استان قنیطره سوریه است که در ناحیه جنوبی این کشور و حاشیه کشورهای لبنان ، فلسطین و اردن قرار دارد و مساحتی بالغ بر ۱۸۰۰ کیلومتر مربع را شامل می شود خود این ویژگی های جغرافیایی به تنهایی می تواند گویای اهمیت فوق العاده این مناطق برای طرف های درگیر در منازعه باشد . علاوه بر این بلندی های جولان بر منابع عظیم آب در فلسطین ، سوریه و اردن مشرف است و اسرائیل با در اختیار داشتن این منابع از آن به عنوان برگ برنده استفاده می کند . [۲۰۱]
سیاست شهرک سازی اسرائیل در بلندی های جولان دارای ۲ انگیزه می باشد .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت