(مثنوی۲/ ۳۱۱۸)

 

 

 

«ذات الهی پنهان است ودرتجّلی ظاهرخویش که درآن آشکارهم هست؛ چون حجابی ازپس حجاب ساخت تا عزّت خود را بپوشاند». (مارتین لینگز، ۱۳۸۳: ۱۰۸)، «صفات: کمال الهی ترکیبی ازصفات جلال وجمال است وعرفان اسلامی ازصفات الهی ترکیب یافته است که معنای آن رهانیدن ازنفس است که ازمحدودیت های انسان هبوط کرده است». (همان، ۱۳۸۳: ۴۴)

 

 

عَقـل وِات ِپَریِشــان بُگْــذَر ژَ اِمکان

 

 

 

عِــشق وِاتْ دِیـوَانـَه پـامَنِـه اُوَ بَـان

 

 

 

۱) ترجمه بیت: درجواب من عقل گفت: ای ملاپریشان ازامری که امکان وجود یا عدم وجود آن نیازی نیست بگذر، عشق درجواب گفت وارد این حیطه نشو زیرا آدم بی عقل دراین حیطه وارد می شود.
۲) نکات بلاغی: لغوی ودستوری: امکان با بان قافیه است، تکرارواج (الف، ن) پریشان: ایهام است یکی اسم خود شاعراست دوم آشفته، نگران و مضطرب، پامَنِه اُوَ بان: وارد می شود. پریشان: منادا است با حذف علامت ندا.[۱۲]
۳) شرح مفاهیم عرفانی: تقابل عقل و عشق، مقابله دو نگرش فلسفی و حکمت استدلالی است که به ارسطو مربوط میشود در بیان صوفیه(علم و معرفت، فلسفه و عرفان، عقل و عشق) حریف های یکدیگر محسوب میشوند. عرفا عشق را راهنما می دانند و عقل را مورد تحقیر قرار می دهند، در بیان عرفا عشق محبوب و والاتر از عقل قرار دارد. (ر. ک.فتح الهی و سپه وندی، ۱۳۸۷: ۱۰۷)

 

 

عقل بحثی گوید: این دور است و گَوْ

 

 

 

بــی ز تــاویلـی، مُحـالی کـم شنو

 

 

 

 

 

 

 

(مثنوی۳/۳۶۵۶)

 

 

 

وِات سُـورِه ی تُـوحِیــد وَ دَلیـل بَسَــه

 

 

 

وِاتِ صُغـرا وُ کُـــبرَا نَتیجَـش یَســَه

 

 

 

۱) ترجمه بیت: عقل گفت دلیل براثبات یگانگی خداوند، همین یک سوره قرآن(توحید)کافی است، ونتیجه قضایای منطقی صغری وکبری دال بر وجود، اثبات خداوند همین سوره کافی است، (صغری و کبری: می تواند جهاد اکبر وجهاد اصغر باشد).
۲) نکات بلاغی: بین یسه با بسه قافیه وجناس است، تحلیل به سوره توحید وکل قرآن، صغرا با کبرا تضاد و ایهام: یکی به اصول منطق دیگری به جهاد ظاهری جنگ با دشمن و جهاد اکبرجنگ با نفس خود است.
۳) شرح مفاهیم عرفانی: عرفا ازهمان ابتدا به این موضوع اعتراف کرده اند، که خواندن قرآن مهمترین وسیله ارتباط آنان با خداوند است. و ازطریق انس با قرآن بر راه صراط مستقیم رفته اند؛ وسوره توحید اثبات به یکتایی خداوندکه نه زاده شده و نه تولیدمثل می کند بلکه ذات واجب الوجود است. و توحید: که اخلاص نامیده شده است به خاطر خلوی قلب بنده از هر گونه ریا و و عبادت اصنام، اعم از مادی و معنوی است. (ر. ک. تمهید المبانی،جلد۱، ۱۳۸۳: ۸۵)، برای سالک شرط اصلی رسیدن به کمال در سیر و سلوک عرفانی مبارزه با نفس است، زیرا همین خود برای رسیدن به آرزوهایش در برابر سالک سد و موانع ایجاد می کند. امّا سالک راه حق درک نموده که برای رسیدن به حق باید لگامی بردهان نفس سر کش بزند، تا نه تواند بر او چیره شود؛ زیرا پیامبر مکرم فرموده اند: « أعدی عَدُوَّکَ نَفْسُکَ ألّتی بَیْنَ جَنْبَیْکَ» سخت ترین دشمن انسان نفس اماره اوست. (ر. ک.زرین کوب، ۱۳۹۰:۶۳۴)، مولوی هم بدان اشاره کرده است:
پایان نامه - مقاله

 

 

وَهم مخلوقست ومولودآمدست

 

 

 

حـق نـزاییدست او لَمْ یُوْلَداست

 

 

 

 

 

 

 

(مثنوی ۱/۲۸۲۰)

 

 

 

لَـمْ یَلِدْ لَمْ یُـوْلَد او را لایـق است

 

 

 

والـد ومـولـود را او خالق است

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...